پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.12K photos
2.03K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
مورخ چینی شین هائونیان، آمریکای امروز را به چین در سال 1949(انقلاب کمونیستی چین) تشبیه کرد
و افزود،

اگر آمریکایی ها نمی خواهند کشورشان از سرنوشت غم انگیز چین پیروی کند

باید رهبری را انتخاب کنند که مخالف کمونیسم باشد.

@flith
دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است.
مردان، انگار که برای حضور در معرکه‌ی سیاست به دنیا می‌آیند، اما زنان، بر این میدان منت می‌گذراند که پا در آن می‌نهند.

هر جا زنی هست که به خاطر عدالت می‌جنگد، آن‌جا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.

ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...

" آتش بدون دود"

نادر ابراهیمی

@flith
📜🕯🖋 ‏بدون هیچ ترسی از هویت ایرانیِ آذربایجانی‌ خویش دفاع می‌کنیم

✅ وحید بهمن/ تُرک خطاب کردن آذربایجانی‌ها، ناخواسته کمک به جعل و هویت‌تراشی برای آذربایجان است.

🔸 خاستگاه تاریخی تُرکان شمال چین و دشت اورخون مغولستان و آسیای میانه است.

🔸 نام آذربایجان بیش از ۲۳۰۰ سال قدمت دارد و ذیل ایران دارای چنان ریشه، تاریخ و هویت مدونی است که می‌تواند به باشندگانش شناسنامه‌ی هویتی بدهد: «ایرانیِ آذربایجانی»، نه بیش و نه کم

🔸 نیازی به توضیح نیست که بحث زبان از بحث هویت، تبار و کیستی تاریخی جدا است.

🔸 همانطوری که آنگولایی‌های پرتغالی‌زبان در آفریقا را نمی‌توان پرتغالی دانست، آذری‌ها را هم نمی‌توان بواسطه زبان تُرک‌تبار دانست.


🔸 زبان در ذات خود وسیله ارتباط است و از واژه‌ها و قواعد تشکیل شده است. آنچه به یک زبان‌ هویت، روح و شناسنامه می‌دهد، محتوا و ادبیات و غنای ادبی است، تمام محتوا و ادبیات و غنای ادبی زبان کنونی آذربایجان، اختصاص به خود آذربایجان دارد و ارتباطی با دشت اورخون مغولستان، خاستگاه تُرکان ندارد.


🆔 @Ir_Bahman

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#حاجی_واشنگتن
نویسنده و کارگردان #علی_حاتمی

حاجی واشنگتن  در سال ۱۳۶۱ در ایران ساخته شد و همان سال توقیف شد. این فیلم داستان زندگی غم‌انگیز حسینقلی خان صدرالسلطنه نخستین سفیر ایران در بلاد «آمِریکا» را روایت می‌کند؛ پس باید در آمریکا ساخته می‌شد اما به دلیل مشکلات سیاسی دو کشور گروه سازنده ناچار شدند فیلم را در ایتالیا دنبال کنند. عزت‌الله انتظامی در گفتگویش با فریدون جیرانی هنگام نمایش تلویزیونی فیلم از اقامت طولانی مدت عوامل در ایتالیا (نزدیک ۵ ماه) اشاره می‌کند که فیلم با مشکلات مالی فراوان همراه بوده‌است. حاتمی فیلم نامهٔ هر سکانس را شب قبلش می‌نوشته و از زیر در بستهٔ اتاق انتظامی در هتل، به او می‌رسانده است!

متاسفانه این مونولوگ حسینقلی‌خان مرثیه‌ی همیشگی ماست....

@flith
مالک محترم پراید سفیدِ صفر یا در حدّ نو ، ساکن خیابانی در حاشیه‌ یکی از بزرگراه‌های مشهد . دوسه هفته پیش گذرم افتاد آن‌طرفی و از شاهکارت عکس گرفتم :

یک « کمدی‌درامِ » تمام‌عیار و یک شرحِ مُجمل و دقیق از این ضرب‌المثل :

«والغریق ، یتشَبّثُ بکلّ حشیش »
( کسی که دارد غرق می‌شود ، به هر گیاهِ خشکیده‌ای چنگ می‌زند . )

حلقه و زنجیری که جوش داده‌ای به ستونِ لختِ خانه و یک سرش را بسته‌ای به دُمِ جنابِ مستطابِ پراید ، چکیده‌ صدها ورق تحلیل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و روان‌شناختی از حال و روزِ ماست ...

اکسسوار و طراحیِ صحنه‌‌ات به‌تنهایی و بی‌‌حضور هیچ بازیگری ، نمایش‌ِ گویایی‌ست از استیصال ، ترسِ از دست‌ دادن و امیدواری‌‌های توخالی و سُست . اِنحنای کج و بی‌قرینه‌ این زنجیر ، انگار پوزخندی‌ست به امنیّتِ فرمایشی ، به خاطرجمعی ، به اطمینان ، به « مردم نگران نباشند » !

این فقط عکسِ زندگیِ تو نیست همشهری ، این عکسِ دسته‌جمعیِ همه‌ی ماست‌ ...
محمدجواد اسعدی

@flith
☘☘☘
آدمی که نمی خواند، یا کم می خواند، یا فقط پرت و پلا می خواند، بی گمان اختلالی در بیان خواهد داشت. این آدم بسیار حرف می زند، اما اندک میگوید؛ زیرا واژگانش برای بیان آنچه در دل دارد بسنده نیست.

اما مسئله تنها محدودیت کلامی نیست؛ محدودیت فکر و تخیّل نیز در میان است. مسئله، مسئله ی فقر تفکّر نیز هست؛ چرا که افکار و مفاهیم که ما به واسطه ی آن ها به رمز و راز وضعیت خود پی می بریم جدا از کلمات وجود ندارند.

ما سخن گفتن درست، پرمغز، سنجیده و زیرکانه را از ادبیات و تنها از ادبیات خوب می آموزیم!

(چرا ادبیات / نوشته :ماریوس بارگاس یوسا)

@flith
عامل اصلی از دست رفتن بخش بیشتری از خاک ایران و عهدنامه‌ی ترکمنچای
@flith
✨

26 آذر سالروز درگذشت #مولانا

گرامی باد🌹


جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا متولد ‎۶ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ یا وخش از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است.

او در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شد.

«خاموش» و «خَموش» همچنین "شمس" و "شمس تبریزی" تخلص هایی ست که از سروده های او به دست می آید.

مولوی زادهٔ بلخ یا وخش بود و در زمان تصنیف آثارش (همچون مثنوی) در قونیه در دیار روم شرقی (به اصطلاح آن روزگاران) می‌زیست.

اگر چه كارهاى هنرى فرهنگى هميشه جهانى ست و
با ین كه آثار جلال الدين بلخى به زبان فارسى منظوم شده ليكن مردم عثمانى ديروز و تركيه امروز ، او را از خود مى دانند. اگرچه مجموعه آثار او به همه جهانيان تعلق دارد زيرا در یكى از سايت هاى وزارت خارجه امريكا مثنوى او را بعد از يكى دواثر، پر تيراژ ترين كتاب در سراسر ايالت متحده به شمار می آورد.

بیشتر اشعار مولوی با زبان فارسی به رشته نگارش درآمده است. پنجاه بیت از مجموعه سروده های وی به زبان های ترکی و چند بیت نیز به زبان یونانی ای که در قونیه رواج داشنه به رشته نظم کشیده شده است.

آرایه ملمع همانند صنایع دیگر ادبی در آثار ایشان به فراوانی دیده می شود که این خود در آن روزگار مرسوم بوده است.
پارسی گو گرچه تازی خوشتر است
عشق را خود صد زبان دیگر است


آثار مولانا به علاوه مناطق فارسی زبان, تاثیر فراوانی در هند و پاکستان و ترکیه و آسیای میانه گذاشته است. همچنین سروده هایش تأثیر فراوانی در ادب و فرهنگ ترکی نیز داشته‌ است.

🍂🍂

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو قدم مانده که پاییز به یغمابرود
اینهمه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
.....

@flith
بازيچهٔ گم گشتهٔ پيامبران و طبيبان كاذبی شده‌ايم كه با نسخه‌های دروغين سعادت چشم ها و گوشهايمان را می‌بندند...!تا از بن بستی به بن بست ديگر برسيم..

در تلاشِ بدست آوردن ارزش‌هایی هستيم
مجازی كه شالودهٔ موجوديت بشری مان را در هم می‌شكند.اين سرگشتگی ، ما را به منجلاب می‌كشاند و نابودمان می‌كند..

👤#کافکا
📚#محاکمه
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روز مادر

۲۵ آذر (سال ۱۳۱۹) روز تاسیس بنگاه حمایت از مادران و نوزادان بود (به دستور رضا شاه بزرگ) بنگاهی که پس از شیر و خورشید سرخ، بزرگترین بنگاه خیریه به شمار می رفت. و شبانه روز آماده خدمات رایگان در شهرها و روستاهایِ دور و نزدیک به خانواده‌هایِ بی‌ بضاعت بود. از سال ۱۳۳۸ رسیدگی و ریاست این بنگاه بر عهده شهبانو فرح بود.
"


ویدئویی مجموعه خدمات فرح پهلوی

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نماهنگی زیبا و جذاب از گوشه گوشه وطن ،
اثری ماندگار از آقای چاوشی

دلت تهرون
چشات شیراز
لبت ساوه

تنم تبریز
سرم ساری

دلم دلتنگ تنگستان
رو دوشم درد خوزستان
غرورم ایل قشفایی
تو رگهام خون کردستان

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیخ ورجاسوند

آن شنیدستی که شیخی ارجمند
روزی آمد در ده ورجاسوند
گفت: ای مردم شما را می‌دهم
پند و اندرزی که باشد سودمند
تا هم این دنیایتان آباد باد
هم به آن دنیا امان از هر گزند
مردم ده یک‌صدا گفتند: نع
ما نداریم احتیاج اندرز و پند
شیخ ضایع شد ولی آن مردمان
سال‌ها خوشبخت با هم زیستند
هالو

@flith
☘☘☘
من خویشاوند هر انسانی هستم
که خنجری در آستین پنهان نمی‌کند.
و نه ابرو درهم می‌کشد ...،
نه لبخندش ترفند تجاوز به حق نان و سایه‌بان دیگران است.

نه ایرانی را به غیرایرانی ترجیح می‌دهم،
نه ایرانی را به ایرانی.

من یک لر ِ بلوچ ِ کردِ فارسم،
یک فارس‌زبان ترک،
یک افریقایی اروپایی استرالیایی امریکایی ِ آسیایی‌ام،
یک سیاه‌پوستِ زردپوستِ سرخ‌پوستِ سفیدم،
که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس می‌کنم.

من انسانی هستم میان انسان‌های دیگر بر سیارهٔ مقدس زمین،
که بدون حضور دیگران معنایی ندارم

#احمدشاملو

@flith
☘☘☘
عاقل را اشارتی کافیست!

یک داستان از مثنوی معنوی

مردی برای خود خانه ای ساخت واز خانه قول گرفت که تا وقتی زنده است به او وفادار باشد و بر سرش خراب نشود و قبل از هر اتفاقی وی را آگاه کند.

مدتی گذشت ترکی در دیوار ایجاد شد مرد فوراً با گچ ترک راپوشاند.

بعد ازمدتی در جایی دیگر از دیوار ترکی ایجاد شد وباز هم مرد با گچ ترک را پوشاند و این اتفاق چندین بار تکرارشد و روزی ناگهان خانه فرو ریخت.

مرد باسرزنش قولی که گرفته بود را یادآوری کرد و خانه پاسخ داد هر بار خواستم هشدار بدهم وتو را آگاه کنم دهانم را با گچ گرفتی و مرا ساکت کردی این هم عاقبت نشنیدن هشدارها!

@flith
حذف نام #خسرو_انوشیروان از کتاب فارسی سوم دبستان

نام خسرو انوشیروان از پادشاهان ساسانی در کتاب فارسی سوم دبستان امسال حذف شده و روایتی درباره او بدون آوردن نامش منتشر شده است. در سال‌های اخیر روند حذف نمادهای تاریخی ایران در کتاب‌های درسی بیشتر شده است. در کتاب عربی دبیرستان هم امسال تصویر آرامگاه کوروش حذف شده

@flith
#مینیاتور ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد
...
پرونده‌ «هنر مینیاتور» یکی از چهار پرونده‌ معرفی‌شده‌ ایران به اجلاس کمیته بین‌الدول میراث فرهنگی ناملموس که امسال برای نخستین‌بار به صورت مجازی برگزار شد، در فهرست میراث جهانی #یونسکو به ثبت رسید.
#خبر

@flith
☘☘☘
حاکمان بد فرجام

رحیم قمیشی

مدتی است به دلیلی از خاطرات جبهه و اسارت نمی‌نویسم. امشب هم نیامدم که از آن روزها بنویسم.
جز اشاره‌ای...

من چفیه زمان جنگم را هم، که بعد از سال‌ها پیدایش کردم، نگهش نداشتم.

یاد بچه‌هایی می‌انداختم که نمی‌خواستم یادشان بیفتم! امروز مگر کسی باور می‌کند آن روزها چه بود؟
مگر در خانه‌های گرم می‌شود سرمای سنگر را باور کرد، وقتی دندان‌ها به هم می‌خوردند، وقتی آب یخ می‌زد، وقتی برای وضو دستمان می‌لرزید و روحانی بی‌سواد می‌گفت این وضویتان باطل است، و باز یخ و باز وضو...

من به فرزندان خودم هم نتوانستم بگویم چه چیزی آرام‌مان می‌کرد در جبهه، وسط آن خون و آتش، وسط آن تیر و ترکش...
چه چیزی شهدا را با لبخند می‌فرستاد به دیدار خدایشان، چرا مجروح‌ها آه و ناله نمی‌کردند.

حالا به دیگران چه می‌توانم بگویم؟!

من به فرزندانم نتوانستم بباورانم در اسارت ما روحمان آزادتر بود از امروز! آرامش‌مان، خنده‌هایمان، امیدمان به آینده، بیشتر بود از امروز.
مگر کسی امروز می‌تواند بفهمد!
دوره‌ای که حکومت و استیلا، و سلاح و پول، مغرورمان کرده... آنهم چه غروری!

در اردوگاه، عراقی ما را برده بود بیگاری، ساختمانی بسازیم کوچک، با چهار اتاقک بسیار کوچک‌تر، و راهرویی تنگ و تاریک.

با ترس پرسیدیم این برای چیست؟ به دروغ گفت چهار حلقه دستشویی است، اما سنگ توالت آنجا کار نگذاشتند، درهایش را با ورق‌های آهنی قوی گذاشتند، و درهای اتاقک‌ها را قفل‌های بسیار ضخیم.
دو ماه بعد خودم را چشم‌های بسته آوردند همانجا، من که جزو سازندگانش بودم، شدم مهمان اولش. انفرادی شده بودند، انفرادی‌هایی با ابعاد دستشویی‌هایی بسبار تنگ.
نه‌می‌شد دراز بکشم، نه‌می‌شد بایستم، نه قضای حاجتی، نه روزنه‌ای از نور...
کاش بزرگترش ساخته بودیم!

حسین نگهبان عقده‌ای، یکی از روزها که آمد آمار ما ۴ نفر انفرادی را بگیرد، تا به اسم من رسید، پرسید کدام رحیم؟!

از من خواست صورتم را روبروی دریچه‌ی نازک تعبیه شده روی در، که از آنجا غذا برایمان می‌فرستادند بگیرم. با احتیاط صورتم را آوردم جلو.
چشم‌های گردش را دیدم، حسین دل پُری از من داشت، در چشم به هم زدنی آب دهانش را پرت کرد به صورتم...

رفتم عقب، دیگر فقط صدای فحش‌هایش می‌آمد، اینکه من دمپایی هستم، اینکه من خرم، اینکه من باید دنده‌ام بشکند، و گردنم...
اینکه فردا حسابم را می‌رسد.

آن شب آب دهانش را پاک نکردم. آب که نداشتم، صابون نداشتم، حتی یک تکه دستمال نبود.
یادم هست هنوز نماز مغرب را نخوانده بودم. تیمم که گرفتم ایستادم مقابل خدا.
با همان آب دهان روی صورتم که بویش اذیتم می‌کرد.
ایستادم برابر خدا؛
ببین آب دهان روی صورتم
ببین در حفره تنگ و تاریک
ببین در غربت عراق
در اسارت بندگان نادانت
تو راضی می‌شوی؟ دل‌های شکسته ما
و نتوانستم ادامه بدهم
او که از دل‌ها خبر دارد...

چیزی نگذشت
کمتر از دو سال بعد
همان انفرادی‌ها شد جای خودشان
آمریکا حمله کرد، همه‌شان دربه‌در شدند
همان حسین که آب دهان انداخت
همان عدنان که یک کشیده می‌زد تا ساعت‌ها گوشمان سوت می‌کشید
همان گروهبان یوسفی که دستش آلوده بود
همان صدام که فکرش را نمی‌کرد
همه رفتند به سوراخ‌های موش!
رفتند با وحشت و ترس...

و خدایی نداشتند تا در تاریکی آرامش‌شان بدهد
رفتند با خفت و‌ خواری
و شدند فراموش شدگان همیشگی...

چرا فکر نکردند سلطه یک روز است و دو روز
چرا فکر نکردند گاهی یک نفرین، گاهی آه یک مظلوم، زیر و رویشان می‌کند.
چرا فکر نکردند زندگی همین یک روز و دو روز حاکم بودن که نیست!
چرا فکر نکردند همه حکمران‌ها آخرش سقوط کرده‌اند.
چرا فکر نکردند جز محبت و عشق، و خدمت، هیچ چیز نمی‌ماند.
هبچ چیز...
چرا فکر نکردند زندان‌های تنگ انفرادی که می‌سازند روزی می‌شود جای خودشان

و طناب‌های دار
و نفرت‌ها
و غرورهای بیجا
و دزدی‌ها و چپاول‌ها
و خنده‌های متکبرانه حاکمان
با آه مردم تهیدست
وبالشان را می‌گیرد
و حسابی می‌گیرد!

چرا فکر نکردند...
چرا فکر نمی‌کنند...

@flith
العراق نت: آیت الله محمود امجد از سکوت سیستانی در برابر آدم ربایی روح الله زم روزنامه نگار ایرانی در فرودگاه بین المللی بغداد انتقاد کرد!

برخلاف ادعاهای دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی که دستگیری روح الله زم را در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی عنوان می کنند، نیروهای امنیتی عراقی وابسته به جمهوری اسلامی، روح الله زم را هنگام ورود به فرودگاه بین المللی بغداد بازداشت و به نیروهای اطلاعاتی ایران تحویل می دهند!

روح الله زم با فریب دفتر آیت الله سیستانی به عراق آمد و آیت الله سیستانی با وجود تماسهای مکرر ایرانیان از نقاط مختلف دنیا با دفترش حاضر نشد در زمان بازجویی از زم حتی یک بیانیه بدهد و اگر از دفترش سواستفاده شده آنرا محکوم کند. فقط بعد از اینکه آیت الله سیستانی از اعدام زم اطمینان حاصل کرد، دهان گشوده و گفت خبر نداشتم و بی تقصیرم. دروغی که ما از همه آخوندها می شناسیم و سیستانی هم با دیگر آخوندها فرقی ندارد و بخاطر وجوهاتش از ایران زم را قربانی کرد.

@flith
حتی تاریک ترین شب نیز
پایان خواهد یافت و خورشید
خواهد درخشید و روزهای خوب
خواهند آمد.
به امید فردایی روشن که به
آرزوهای امروزمان برسیم...

@flith
تصویری تاریخی از سندی ۸۰ ساله ...

«.. سرقت مشاهیر ایرانی توسط ترکیه..»

این سند تاریخی گزارشی است محرمانه که از طرف وزیر امور خارجه وقت ایران به دفتر نخست وزیری ارسال شده است.

تاریخ ارسال این گزارش روز نوزدهم ماه اسفند سال ۱۳۱۹ خورشیدی است.

در این گزارش وزیر امور خارجه با استناد به گزارش سفارت ایران در آنکار، مبنی بر ترک جلوه دادن برخی از مشاهیر ایرانی بمانند حکیم عمر خیام نیشابوری ، فارابی و خواجه نظام‌الملک توسی، اقدام‌های دولت ايران در راستای روشن‌سازی افكار عمومی و آشنایی آن‌ها با مشاهير خود را ضروری دانسته تا جلوی چنين رفتارهایی گرفته شود.

@flith