نادر ابراهیمی عادت داشته کارهایی را که برای یک سال برنامهریزی میکرده با خط خوش و درشت مینوشته و روی دیوار اتاقش میزده. این یادداشتی است که اواخر عمرش نوشته تا به مفاد آن پایبند باشه
زيباست👌🏻
@flith
زيباست👌🏻
@flith
ترور محسن فخری زاده مهابادی و یک پرسش
ترور ناجوانمردانه مهندس فخری زاده که بنا به گفته ها از شخصیت های کلیدی برنامه موشکی و هسته ای کشور عزیزمان بوده است باردیگر جامعه غم زده و انس گرفته به استرس و اضطراب را دچار شوک جدیدی کرد.ایران تا حالا حدود نیم تریلیون دلار صرف پروژه هسته ای کرده است و بارها این پروژه با خرابکاری سازمان های اطلاعاتی-امنیتی خارجی مواجه بوده است.ازبرنامه استاکس نت تا خرابکاری ازداخل توسط عوامل نفوذی چندین بار هزینه های هنگفتی را به لحاظ مادی به ایران تحمیل کرده است.
سوای هزینه های مادی این خرابکاری ها رخنه عوامل سیا و موساد و دیگر سازمان های اطلاعاتی کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای گاهاً زمینه ترور و شهادت دانشمندان هسته ای ایران را فراهم کرده است که پرسش هایی جدی درباره قابلیت و هوشمندی حفاظتی نهادهای اطلاعاتی-امنیتی ایران درجلوگیری ازرخنه عوامل دشمن پیش کشیده است.آیا سازمان های بیگانه تا این حد ازقابلیت اطلاعاتی برخوردارند که حفاظت شده ترین شخصیت پروژه هسته ای و موشکی ایران را ازمیان بردارند؟شخصیتی که دستکم تاآنجا که مسئولان ارشد کشور می گویند جزو خط قرمزهای برنامه هسته ای ایران بوده است که دست عوامل آژانس هسته ای ازاو کوتاه باشد.هیچ فرد و احدی حق مصاحبه و نزدیکی به مرحوم فخری زاده را نداشته است و گفته می شود درلحظه وقوع این جنایت دستکم شش محافظ زبده مسئول حفظ جان ایشان بوده اند.این ترور وحشیانه بوده است. بی رحمانه و غیر اخلاقی اما هیچ یک ازاین گزاره ها کاهلی و سستی نهادهای ذی ربط درحفاظت ازدانشمندان هسته ای را توجیه نمی کند.
اما پرسش راقم پرسشی ازسنخ دیگراست.اگر حذف به شیوه ترور و یا حتی به مرگ طبیعی این سرمایه های نمادین و فرهنگی اینقدر ناراحت کننده است که وجدان جامعه را تکان می دهد و موجی از احساس تحسر و افسوس و تاسف را برمی انگیزد به خاطر بی بدیل بودن چنین سرمایه هایی است که نبوغ و زندگی خود را دراختیار کشور قرارداده اند.مهاجرت سالانه صدوپنجاه هزارنخبه ایرانی به خارج ازکشورکه میلیاردها دلار به کشور مان صدمه می زند و استخر هوشی ایران را تخلیه می کند چرا باید با بی تفاوتی جامعه،کشور و مسئولان ذی ربط همراه بوده باشد؟آیا هدررفت سرمایه های مادی،فرهنگی،نمادین این کشور و خروج هزاران هزار نخبه و تحصیلکرده ها والمپیادی های کشور خود نوعی تروری ساختاری نیست؟
اگر شهادت مهندس فخری زاده به چشم می آید به واسطه خشونت عریانی است که پشت این قضیه بوداما در خشونت ساختاری که پیامدها و عواقبش هولناک تر ازاین ترور ناجوانمردانه است،کوچ و مهاجرت و فرار صدها هزارنخبه خود به هیچ وجه کمتر از ترور نیست.ترور فقط گذاشتن بمب و انفجار و شلیک سلاح لیزری نیست.ترور واقعی و پنهان ربودن و جذب و جلب بزرگترین منبع سرمایه ای کشور است که ما با بی تفاوتی هرچه تمام به آن نگاه می کنیم و فراموش می کنیم درحالی که کشورهای غربی بی آنکه ریالی صرف تحصیلات آنها بکنند از وجودشان بهره مند می شوند.دیریست که ما را می کشند تک تک و یا گروهی.فقط چشم بصیرت می خواهد و بس!
#نه_به_ترور
#نه_به_خشونت
#نه_به_فرار_مغزها
#نخبگان_را_قدر_بدانیم
#قربان_عباسی
@flith
ترور ناجوانمردانه مهندس فخری زاده که بنا به گفته ها از شخصیت های کلیدی برنامه موشکی و هسته ای کشور عزیزمان بوده است باردیگر جامعه غم زده و انس گرفته به استرس و اضطراب را دچار شوک جدیدی کرد.ایران تا حالا حدود نیم تریلیون دلار صرف پروژه هسته ای کرده است و بارها این پروژه با خرابکاری سازمان های اطلاعاتی-امنیتی خارجی مواجه بوده است.ازبرنامه استاکس نت تا خرابکاری ازداخل توسط عوامل نفوذی چندین بار هزینه های هنگفتی را به لحاظ مادی به ایران تحمیل کرده است.
سوای هزینه های مادی این خرابکاری ها رخنه عوامل سیا و موساد و دیگر سازمان های اطلاعاتی کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای گاهاً زمینه ترور و شهادت دانشمندان هسته ای ایران را فراهم کرده است که پرسش هایی جدی درباره قابلیت و هوشمندی حفاظتی نهادهای اطلاعاتی-امنیتی ایران درجلوگیری ازرخنه عوامل دشمن پیش کشیده است.آیا سازمان های بیگانه تا این حد ازقابلیت اطلاعاتی برخوردارند که حفاظت شده ترین شخصیت پروژه هسته ای و موشکی ایران را ازمیان بردارند؟شخصیتی که دستکم تاآنجا که مسئولان ارشد کشور می گویند جزو خط قرمزهای برنامه هسته ای ایران بوده است که دست عوامل آژانس هسته ای ازاو کوتاه باشد.هیچ فرد و احدی حق مصاحبه و نزدیکی به مرحوم فخری زاده را نداشته است و گفته می شود درلحظه وقوع این جنایت دستکم شش محافظ زبده مسئول حفظ جان ایشان بوده اند.این ترور وحشیانه بوده است. بی رحمانه و غیر اخلاقی اما هیچ یک ازاین گزاره ها کاهلی و سستی نهادهای ذی ربط درحفاظت ازدانشمندان هسته ای را توجیه نمی کند.
اما پرسش راقم پرسشی ازسنخ دیگراست.اگر حذف به شیوه ترور و یا حتی به مرگ طبیعی این سرمایه های نمادین و فرهنگی اینقدر ناراحت کننده است که وجدان جامعه را تکان می دهد و موجی از احساس تحسر و افسوس و تاسف را برمی انگیزد به خاطر بی بدیل بودن چنین سرمایه هایی است که نبوغ و زندگی خود را دراختیار کشور قرارداده اند.مهاجرت سالانه صدوپنجاه هزارنخبه ایرانی به خارج ازکشورکه میلیاردها دلار به کشور مان صدمه می زند و استخر هوشی ایران را تخلیه می کند چرا باید با بی تفاوتی جامعه،کشور و مسئولان ذی ربط همراه بوده باشد؟آیا هدررفت سرمایه های مادی،فرهنگی،نمادین این کشور و خروج هزاران هزار نخبه و تحصیلکرده ها والمپیادی های کشور خود نوعی تروری ساختاری نیست؟
اگر شهادت مهندس فخری زاده به چشم می آید به واسطه خشونت عریانی است که پشت این قضیه بوداما در خشونت ساختاری که پیامدها و عواقبش هولناک تر ازاین ترور ناجوانمردانه است،کوچ و مهاجرت و فرار صدها هزارنخبه خود به هیچ وجه کمتر از ترور نیست.ترور فقط گذاشتن بمب و انفجار و شلیک سلاح لیزری نیست.ترور واقعی و پنهان ربودن و جذب و جلب بزرگترین منبع سرمایه ای کشور است که ما با بی تفاوتی هرچه تمام به آن نگاه می کنیم و فراموش می کنیم درحالی که کشورهای غربی بی آنکه ریالی صرف تحصیلات آنها بکنند از وجودشان بهره مند می شوند.دیریست که ما را می کشند تک تک و یا گروهی.فقط چشم بصیرت می خواهد و بس!
#نه_به_ترور
#نه_به_خشونت
#نه_به_فرار_مغزها
#نخبگان_را_قدر_بدانیم
#قربان_عباسی
@flith
#پندهای_پیر_توس
ببخشیم وزان پس نجوییم کین
که چندین بلا خود نیرزد زمین
🌟 تاکید بر گذشت کردن و بخشایش
نشانی :👑پادشاهی کیقباد👑
آشتی خواستن پشنگ از کیقباد ص ۱۵۶
دفتر ششم
نکته : چشم پوشی از گناهان دیگران از بارزترین نمودهایی است که در جای جای شاهنامه، مورد توصیه قرارگرفته است؛ از آن جمله:در داستان سیاوش میخوانیم که سیاوش پاک نهاد با همه ی نابکاریها و نامردمیهای نامادریش سودابه کینه او را به دل نمیگیرد، و از پدرش، کی کاووس، درخواست میکند که به خاطر او، از گناه سودابه درگذرد؛ باشد که تنبیه شده و به راه درست رهنمون شود.
🍂🍂🍂
سیاوش چنین گفت با شهریار
که دل را بدین کار رنجه مدار
🍃🍃🍃
به من بخش سودابه را زین گناه
پذیرد مگر پند و آید به راه
نشانی: داستان سیاوش دفتر دوم
درخواست سیاوش از پدر برای بخشش سودابه ص ۲۲۵
👑در داستان پادشاهی یزدگرد بزه گر هم بدین توصیه بر میخوریم که گناهکار را نخست باید پند داد، اگر مؤثر واقع نشد و همچنان، در انجام گناه پافشاری داشت آنگاه باید برخورد نمود:
گنه کرده را پند پیش آوریم
چو دیگر کند بند پیش آوریم
نشانی: 👑پادشاهی یزگرد👑
تاج برداشتن بهرام گور از میان شیران
ص۱۰۵۶
دفتر ششم
@flith
ببخشیم وزان پس نجوییم کین
که چندین بلا خود نیرزد زمین
🌟 تاکید بر گذشت کردن و بخشایش
نشانی :👑پادشاهی کیقباد👑
آشتی خواستن پشنگ از کیقباد ص ۱۵۶
دفتر ششم
نکته : چشم پوشی از گناهان دیگران از بارزترین نمودهایی است که در جای جای شاهنامه، مورد توصیه قرارگرفته است؛ از آن جمله:در داستان سیاوش میخوانیم که سیاوش پاک نهاد با همه ی نابکاریها و نامردمیهای نامادریش سودابه کینه او را به دل نمیگیرد، و از پدرش، کی کاووس، درخواست میکند که به خاطر او، از گناه سودابه درگذرد؛ باشد که تنبیه شده و به راه درست رهنمون شود.
🍂🍂🍂
سیاوش چنین گفت با شهریار
که دل را بدین کار رنجه مدار
🍃🍃🍃
به من بخش سودابه را زین گناه
پذیرد مگر پند و آید به راه
نشانی: داستان سیاوش دفتر دوم
درخواست سیاوش از پدر برای بخشش سودابه ص ۲۲۵
👑در داستان پادشاهی یزدگرد بزه گر هم بدین توصیه بر میخوریم که گناهکار را نخست باید پند داد، اگر مؤثر واقع نشد و همچنان، در انجام گناه پافشاری داشت آنگاه باید برخورد نمود:
گنه کرده را پند پیش آوریم
چو دیگر کند بند پیش آوریم
نشانی: 👑پادشاهی یزگرد👑
تاج برداشتن بهرام گور از میان شیران
ص۱۰۵۶
دفتر ششم
@flith
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
شنیدم در دهی از آنور آباد
جوانی سخت کمرو گشت داماد
چنان کمرو ، که اخذ اجرت خود
زشرم (( ورمنه )) رویش نمی شد
تو گوئی جز سکوت و جز شنفتن
ندارد هیچ زادی بهر گفتن
شب عیش و زفاف و وصلت آمد
جوان در حجله با صد خجلت آمد
دو محرم را به خلوت کرده بودند
فراش وصل را گسترده بودند
مهیا مقتضی و منع مفقود
گل وگلچین ورخصت ، هر سه موجود
همین مانده بر افکندن نقابی
کنار و بوسه ای و فتح بابی
ولی کمرو جوان هر رشته می تافت
برای گفت وگو حرفی نمی یافت
عروس از انتظار خود کلافه
زبی تابی و خشمش پر، قیافه
به قول پیرهای استخوان دار
جوان خندان شود با کاه دیوار
جوان و این قدر بی حال و کمرو؟
ندانم کاه دیوار است ، یا شو؟
سرانجام آن جوان دل را به دریا
زد و پرسید از همسر که : آیا
تومی دانی اصول دین بود چند؟
عروسش زد تمسخر بار لبخند
که حجله ست این ،نه گور،ای خانه آباد
نکیر و منکری تو، یا که داماد؟!
خدایا حجله ام را گور گردان
زمن این کرّه خر را دور گردان !
#شعر_زیبا
مهدی اخوان ثالث
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
@flith
شنیدم در دهی از آنور آباد
جوانی سخت کمرو گشت داماد
چنان کمرو ، که اخذ اجرت خود
زشرم (( ورمنه )) رویش نمی شد
تو گوئی جز سکوت و جز شنفتن
ندارد هیچ زادی بهر گفتن
شب عیش و زفاف و وصلت آمد
جوان در حجله با صد خجلت آمد
دو محرم را به خلوت کرده بودند
فراش وصل را گسترده بودند
مهیا مقتضی و منع مفقود
گل وگلچین ورخصت ، هر سه موجود
همین مانده بر افکندن نقابی
کنار و بوسه ای و فتح بابی
ولی کمرو جوان هر رشته می تافت
برای گفت وگو حرفی نمی یافت
عروس از انتظار خود کلافه
زبی تابی و خشمش پر، قیافه
به قول پیرهای استخوان دار
جوان خندان شود با کاه دیوار
جوان و این قدر بی حال و کمرو؟
ندانم کاه دیوار است ، یا شو؟
سرانجام آن جوان دل را به دریا
زد و پرسید از همسر که : آیا
تومی دانی اصول دین بود چند؟
عروسش زد تمسخر بار لبخند
که حجله ست این ،نه گور،ای خانه آباد
نکیر و منکری تو، یا که داماد؟!
خدایا حجله ام را گور گردان
زمن این کرّه خر را دور گردان !
#شعر_زیبا
مهدی اخوان ثالث
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
@flith
🛑 لحظه اي غرورآفرين براي ايرانيان؛ برافراشته شدن پرچم ايران در ۹ آذر ۱۳۵۰ در جزيره ابوموسي!
..
در روز نهم آذر ماه سال ۱۳۵۰ (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ایران در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند.
@flith
..
در روز نهم آذر ماه سال ۱۳۵۰ (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ایران در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند.
@flith
«سه پرده از نظام های دیکتاتوری
در فاز اول اکثریت مردم سرمست از ایدئولوژی به دنبال رهبران خود راه میافتند، انگار بهشت گمشده خود را یافتهاند، ایدئولوژی را دربست میپذیرند و خواهان کوچکترین تغییری در آن نیستند.
در فاز دوم واقعیات چهره خود را نشان داده و هیچ کدام از وعدههای رهبران تحقق نیافته است و مردم از نظام دلزده و مایوس میشوند، در این فاز گروهی به فکر اصلاحات میافتند ولی به دلایل متعدد از جمله این که اصول ایدئولوژی را نمیتوان تغییر داد، اصلاحات سرانجام راه به جایی نمیبرد.
فاز سوم، فاز نهایی نظامهای دیکتاتوری است که در این فاز متولیان تمامیتخواه سعی میکنند از خشونت عریان استفاده کنند از بین همفکران سابق، هر کس با آنها کوچکترین زاویه دیدی داشته باشد را از دایره خودیها میرانند، تصفیههای گسترده شروع میشود و دایره خودیها کوچک و کوچکتر و ناکارآمدیها عمیقتر و تعداد مخالفین بیشتر و بیشتر میشود و نهایتا سیل اعتراضات میآید و همه چیز را با خود میبرد.»
برگرفته از کتاب : «توتالیتاریسم»
نویسنده :هانا آرنت
@flith
در فاز اول اکثریت مردم سرمست از ایدئولوژی به دنبال رهبران خود راه میافتند، انگار بهشت گمشده خود را یافتهاند، ایدئولوژی را دربست میپذیرند و خواهان کوچکترین تغییری در آن نیستند.
در فاز دوم واقعیات چهره خود را نشان داده و هیچ کدام از وعدههای رهبران تحقق نیافته است و مردم از نظام دلزده و مایوس میشوند، در این فاز گروهی به فکر اصلاحات میافتند ولی به دلایل متعدد از جمله این که اصول ایدئولوژی را نمیتوان تغییر داد، اصلاحات سرانجام راه به جایی نمیبرد.
فاز سوم، فاز نهایی نظامهای دیکتاتوری است که در این فاز متولیان تمامیتخواه سعی میکنند از خشونت عریان استفاده کنند از بین همفکران سابق، هر کس با آنها کوچکترین زاویه دیدی داشته باشد را از دایره خودیها میرانند، تصفیههای گسترده شروع میشود و دایره خودیها کوچک و کوچکتر و ناکارآمدیها عمیقتر و تعداد مخالفین بیشتر و بیشتر میشود و نهایتا سیل اعتراضات میآید و همه چیز را با خود میبرد.»
برگرفته از کتاب : «توتالیتاریسم»
نویسنده :هانا آرنت
@flith
رامش، خواننده قدیمی کشورمان که بعد از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرده بود بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.
با خبر درگذشت رامش بیاد یکی از آخرین گفتگوهایش پس از خروج از ایران افتادم که گفت:
«نخواندن من اعتراض به صدای قدغن زنان است...»
روحش شاد و یادش گرامی
@flith
با خبر درگذشت رامش بیاد یکی از آخرین گفتگوهایش پس از خروج از ایران افتادم که گفت:
«نخواندن من اعتراض به صدای قدغن زنان است...»
روحش شاد و یادش گرامی
@flith
☘☘☘
بهرهبرداری تندروها از شهادت فخری زاده؛ افزودن بر آتش دشمنی با غرب، مخالفت با تنش زدایی و قطع همکاری با آژانس | ۹ آذر ۹۹
ترور شهید محسن فخریزاده، بعنوان جنایتی تروریستی محکوم است. اما این ترور، ابزاری شده در دست تندروها بمنظور بهرهبرداریهای جناحی و سیاسی از آن. درحالیکه همه میدانند حفاظت این شخصیتها و مابقی مسائلِ اطلاعاتی و امنیتی ارتباطی با دولت ندارد، اما یکسره دولت را متهم به اهمال و سستی در انجام وظایفش مینمایند.
جهتِ دیگرِ بهرهبرداری سیاسی آنان، دمیدن بر خرمن آتش خانمان سوز آمریکاستیزی، سر دادنِ بلندترِ شعار نابودی اسرائیل، دشمنی با غرب و قطع همکاری با آژانس و کشاندن مجدد ایران ذیل جایگاه بند هفت منشور و تکرار مصیبت و بلایی که در زمان آقای احمدی نژاد بر سر ایران آمد.از سویی دیگر، مخالفت با تنشزدایی و متهم ساختن هرکس که میخواهد ایران را از این باتلاقی که تندروها کشور را در آن گرفتار کرده اند به بی غیرتی، وطن فروشی و نوکری بیگانگان.
بُعدِ دیگر تلاش آنان، بوجود آوردن مجدد هاله قداست و بت ساختن از برنامههای هستهای کشور است. برنامههایی که بیش از دو دهه است هم از نظر اقتصادی هزینههای هنگفت و در عینحال بیفایده ایی برای کشور ببار آورده، و هم باعث ایجاد کدورت و دشمنی با ایران در عرصۀ بینالمللی شده است.
#صادق_زیباکلام
@flith
بهرهبرداری تندروها از شهادت فخری زاده؛ افزودن بر آتش دشمنی با غرب، مخالفت با تنش زدایی و قطع همکاری با آژانس | ۹ آذر ۹۹
ترور شهید محسن فخریزاده، بعنوان جنایتی تروریستی محکوم است. اما این ترور، ابزاری شده در دست تندروها بمنظور بهرهبرداریهای جناحی و سیاسی از آن. درحالیکه همه میدانند حفاظت این شخصیتها و مابقی مسائلِ اطلاعاتی و امنیتی ارتباطی با دولت ندارد، اما یکسره دولت را متهم به اهمال و سستی در انجام وظایفش مینمایند.
جهتِ دیگرِ بهرهبرداری سیاسی آنان، دمیدن بر خرمن آتش خانمان سوز آمریکاستیزی، سر دادنِ بلندترِ شعار نابودی اسرائیل، دشمنی با غرب و قطع همکاری با آژانس و کشاندن مجدد ایران ذیل جایگاه بند هفت منشور و تکرار مصیبت و بلایی که در زمان آقای احمدی نژاد بر سر ایران آمد.از سویی دیگر، مخالفت با تنشزدایی و متهم ساختن هرکس که میخواهد ایران را از این باتلاقی که تندروها کشور را در آن گرفتار کرده اند به بی غیرتی، وطن فروشی و نوکری بیگانگان.
بُعدِ دیگر تلاش آنان، بوجود آوردن مجدد هاله قداست و بت ساختن از برنامههای هستهای کشور است. برنامههایی که بیش از دو دهه است هم از نظر اقتصادی هزینههای هنگفت و در عینحال بیفایده ایی برای کشور ببار آورده، و هم باعث ایجاد کدورت و دشمنی با ایران در عرصۀ بینالمللی شده است.
#صادق_زیباکلام
@flith
داستان آفرینش
این داستان در اساطیر یونانی با آنچه در اساطیر بنی اسرائیل آمده متفاوت است. هرچند گاهی در بعضی جاها مشابهت هایی دارند.
در تورات می خوانیم در ابتدا خدا آسمان و زمین را آفرید، و خدا گفت روشنایی بشود و روشنایی شد. خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب، و در روز ششم پس از آفرینش همه موجودات دیگر، خدا گفت آدم را به صورت ما بسازیم تا بر ماهیان دریا ، پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و خزندگان حکومت کند.
خدا آدم را از خاک بسرشت و در بینی وی روح دمید و آدم زنده شد، و چون تنها بود ، خدا خواست همدمی داشته باشد ، از دنده چپ او زن را آفرید. روز هفتم هم به استراحت پرداخت.
این آفرینش از عدم بود. یعنی پیش از خلقت غیر از خدا هیچکس و هیچ چیز نبود.
اما اساطیر یونانی روایتی دیگرگونه دارد.
هستی قدیم است ،در ابتدا توده درهم برهمی بود که به آن کئاس می گویند. با گذشت زمان آسمان و زمین پیدا شد، و بعد نسل تایتان ها، بعد خدایان، و بعد آدمیان. در کتاب سیری در اساطیر یونان و رم نوشته ادیت همیلتون در این باره می خوانیم:
THE Greeks did not believe that the gods created the universe. It was the other way about:
the universe created the gods. Before there were gods heaven and
earth had been formed. They were the first parents. The Titans were their
children, and the gods were their grandchildren.
یونانی ها باور نداشتند که خدایان خالق جهان هستند، بلکه برعکس، معتقد بودند ، جهان خدایان را آفرید. پیش از آفرینش خدایان ، زمین و آسمان فرم گرفته بود. آنها اولین پدر و مادر هستند. تایتانها فرزندان آنها، و خدایان نوه های آن دو می باشند.
و انسان به روایتی مخلوق یکی از تایتان ها به اسم پرومته است. البته پرومته فقط مرد را آفرید و به او توجه کرد، آتش را به او هدیه کرد. و زئوس که با پرومته و آفریده اش مخالف بود، برای آزردن مرد ، دشمنی به نام زن را خلق کرد و به جان او انداخت.
انسان اولیه زرین بود و سعادتمند. نسل دوم نقره ای بود که پست تر بود، نسل سوم برنزی که از دو نسل قبلی فروتر بود. نسل آخر که نسل امروز بشر از اوست از جنس آهن است که پست تر از نسل های پیشین است و روز به روز بسوی پستی تمایل دارد، شیفته قدرت و جنگ و زورگویی است.
یک بار زئوس بر انسان خشم گرفت و توفانی شبیه توفان نوح فرستاد که تمامی سطح زمین را آب فرا گرفت جز قله کوه پارناسوس که پرومته پیش از توفان قایقی ساخت و با شروع سیل، زن و مردی را در قایق نشاند و آنجا فرستاد تا نسل انسان را نجات دهد.
پرومته به خاطر حمایتی که از انسان کرد، زئوس بر او خشم گرفت و وی را بر صخره ای در کوه قفقاز بست و لاشخوری را مامور کرد هر شب جگر او را بجود و دوباره با آغاز روز جگر تازه ای به جایش بروید.
هر صبح و عصر با صاعقه و کولاک شکنجه می بیند و نعره اش در دره ها می پیچد، اما تسلیم زور و استبداد زئوس نمی شود.
پرومته یکی از تایتان هاست، اولین مخلوق اورانوس و گایا( آسمان و زمین).
زئوس یکی از دوازده خدای اولمپ نشین است که قدرتش به تنهایی برابر با دیگر خدایان است که همگی برادران و خواهران و یا فرزندانش هستند.
او در واقع خدای خدایان است.
خدایان در اساطیر یونانی نامیرا هستند ولی دانای کل نیستند. قدرت مطلق هم ندارند. اولا خود مخلوق هستند و دوم اینکه اسیر تقدیرند.
مثلا تقدیر بر این قرار گرفته زئوس توسط یکی از فرزندانش از سریر خدایی به زیر افکنده شود و این راز را فقط پرومته می داند.
یکی از دلایل بسته شدن پرومته در کوه قفقاز همین است که او را وادار کند این راز را آشکار کند که این فرزند را کدام زن خواهد زایید تا زئوس او را از بین ببرد و مانع تحقق تقدیر شود.
و پرومته راز را افشا نمی کند.
زئوس شبیه انسان است و همان نیازهای او را دارد. مثل او عاشق می شود، از زنش، هرا ، می ترسد و معشوقه هایش را از او پنهان می کند.
حسادت می ورزد. و گاهی هم خیلی کودن می نماید.
آنگونه که انسان مصری با دیدن مجسمه ابوالهول زهره ترک می شود، انسان یونان باستان ترس زیادی از خدایان ندارد. خدای آنها گاه مظهر خنده است با عشق بازی هایی که می کند و پیش زنش لو می رود.خدایان و آدمیان در رقابت با هم می زیند. مثل برده و برده دار. و گاه آدمها بر خدایان می شورند. هرچند همیشه در مقابل آنها شکست می خورند.
اما آن خوفی را که یک عرب مسلمان از الله دارد، انسان یونانی چنان خوفی از زئوس و سایر خدایان ندارد.
بعضی خدایان هم زمینی اند و رنج دیده اند و ادمیان با انها خیلی مانوس اند. مثل دمتر که الهه باروری غلات است. و دیونیزوس که خدای شراب و تاکستانهاست و خدای سرمستی و شور و شیدایی.
این دو خدا محبوبیت زیادی داشتند در بین آدمیان. چون هم مفید بودند به حال او و هم اینکه رنج کشیده بودند مثل او.
آیدین محمدی
@flith
این داستان در اساطیر یونانی با آنچه در اساطیر بنی اسرائیل آمده متفاوت است. هرچند گاهی در بعضی جاها مشابهت هایی دارند.
در تورات می خوانیم در ابتدا خدا آسمان و زمین را آفرید، و خدا گفت روشنایی بشود و روشنایی شد. خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب، و در روز ششم پس از آفرینش همه موجودات دیگر، خدا گفت آدم را به صورت ما بسازیم تا بر ماهیان دریا ، پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و خزندگان حکومت کند.
خدا آدم را از خاک بسرشت و در بینی وی روح دمید و آدم زنده شد، و چون تنها بود ، خدا خواست همدمی داشته باشد ، از دنده چپ او زن را آفرید. روز هفتم هم به استراحت پرداخت.
این آفرینش از عدم بود. یعنی پیش از خلقت غیر از خدا هیچکس و هیچ چیز نبود.
اما اساطیر یونانی روایتی دیگرگونه دارد.
هستی قدیم است ،در ابتدا توده درهم برهمی بود که به آن کئاس می گویند. با گذشت زمان آسمان و زمین پیدا شد، و بعد نسل تایتان ها، بعد خدایان، و بعد آدمیان. در کتاب سیری در اساطیر یونان و رم نوشته ادیت همیلتون در این باره می خوانیم:
THE Greeks did not believe that the gods created the universe. It was the other way about:
the universe created the gods. Before there were gods heaven and
earth had been formed. They were the first parents. The Titans were their
children, and the gods were their grandchildren.
یونانی ها باور نداشتند که خدایان خالق جهان هستند، بلکه برعکس، معتقد بودند ، جهان خدایان را آفرید. پیش از آفرینش خدایان ، زمین و آسمان فرم گرفته بود. آنها اولین پدر و مادر هستند. تایتانها فرزندان آنها، و خدایان نوه های آن دو می باشند.
و انسان به روایتی مخلوق یکی از تایتان ها به اسم پرومته است. البته پرومته فقط مرد را آفرید و به او توجه کرد، آتش را به او هدیه کرد. و زئوس که با پرومته و آفریده اش مخالف بود، برای آزردن مرد ، دشمنی به نام زن را خلق کرد و به جان او انداخت.
انسان اولیه زرین بود و سعادتمند. نسل دوم نقره ای بود که پست تر بود، نسل سوم برنزی که از دو نسل قبلی فروتر بود. نسل آخر که نسل امروز بشر از اوست از جنس آهن است که پست تر از نسل های پیشین است و روز به روز بسوی پستی تمایل دارد، شیفته قدرت و جنگ و زورگویی است.
یک بار زئوس بر انسان خشم گرفت و توفانی شبیه توفان نوح فرستاد که تمامی سطح زمین را آب فرا گرفت جز قله کوه پارناسوس که پرومته پیش از توفان قایقی ساخت و با شروع سیل، زن و مردی را در قایق نشاند و آنجا فرستاد تا نسل انسان را نجات دهد.
پرومته به خاطر حمایتی که از انسان کرد، زئوس بر او خشم گرفت و وی را بر صخره ای در کوه قفقاز بست و لاشخوری را مامور کرد هر شب جگر او را بجود و دوباره با آغاز روز جگر تازه ای به جایش بروید.
هر صبح و عصر با صاعقه و کولاک شکنجه می بیند و نعره اش در دره ها می پیچد، اما تسلیم زور و استبداد زئوس نمی شود.
پرومته یکی از تایتان هاست، اولین مخلوق اورانوس و گایا( آسمان و زمین).
زئوس یکی از دوازده خدای اولمپ نشین است که قدرتش به تنهایی برابر با دیگر خدایان است که همگی برادران و خواهران و یا فرزندانش هستند.
او در واقع خدای خدایان است.
خدایان در اساطیر یونانی نامیرا هستند ولی دانای کل نیستند. قدرت مطلق هم ندارند. اولا خود مخلوق هستند و دوم اینکه اسیر تقدیرند.
مثلا تقدیر بر این قرار گرفته زئوس توسط یکی از فرزندانش از سریر خدایی به زیر افکنده شود و این راز را فقط پرومته می داند.
یکی از دلایل بسته شدن پرومته در کوه قفقاز همین است که او را وادار کند این راز را آشکار کند که این فرزند را کدام زن خواهد زایید تا زئوس او را از بین ببرد و مانع تحقق تقدیر شود.
و پرومته راز را افشا نمی کند.
زئوس شبیه انسان است و همان نیازهای او را دارد. مثل او عاشق می شود، از زنش، هرا ، می ترسد و معشوقه هایش را از او پنهان می کند.
حسادت می ورزد. و گاهی هم خیلی کودن می نماید.
آنگونه که انسان مصری با دیدن مجسمه ابوالهول زهره ترک می شود، انسان یونان باستان ترس زیادی از خدایان ندارد. خدای آنها گاه مظهر خنده است با عشق بازی هایی که می کند و پیش زنش لو می رود.خدایان و آدمیان در رقابت با هم می زیند. مثل برده و برده دار. و گاه آدمها بر خدایان می شورند. هرچند همیشه در مقابل آنها شکست می خورند.
اما آن خوفی را که یک عرب مسلمان از الله دارد، انسان یونانی چنان خوفی از زئوس و سایر خدایان ندارد.
بعضی خدایان هم زمینی اند و رنج دیده اند و ادمیان با انها خیلی مانوس اند. مثل دمتر که الهه باروری غلات است. و دیونیزوس که خدای شراب و تاکستانهاست و خدای سرمستی و شور و شیدایی.
این دو خدا محبوبیت زیادی داشتند در بین آدمیان. چون هم مفید بودند به حال او و هم اینکه رنج کشیده بودند مثل او.
آیدین محمدی
@flith
#پند_پیر_توس
چنین است گیتی، وزین ننگ نیست
ابا کــردگـــارِ جهــــــان جنگ نیست
یکی برفراز و یکـــــی در نشیب
یکی با فـزونی یکـــی با نهیب
یکـــــی از فــزایش دل آراسته
ز کمّی دلِ دیگــری کــــاسته
👑فردوسی بزرگ👑
🍃بیان رسم روزگار🍃
🦋نشانی:دلخوشی دادن سام سیندخت را ص۱۱۴
@flith
چنین است گیتی، وزین ننگ نیست
ابا کــردگـــارِ جهــــــان جنگ نیست
یکی برفراز و یکـــــی در نشیب
یکی با فـزونی یکـــی با نهیب
یکـــــی از فــزایش دل آراسته
ز کمّی دلِ دیگــری کــــاسته
👑فردوسی بزرگ👑
🍃بیان رسم روزگار🍃
🦋نشانی:دلخوشی دادن سام سیندخت را ص۱۱۴
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادی از شهیدان راه وطن
تصاویر کمتر دیده شده و ابدی از مراسم تشییع پیکر جاویدنامان جان باخته در عملیات آزادسازی جزیره تنب بزرگ و بازگرداندن آن به خاک وطن [سروان رضا سوزنچی کاشانی، مهناوی یکم حبیب سولکی کهریزی و ناوی آیتالله خانی] با شکوه فراوان و حضور هزاران نفر از مردم ایران.
یازده آذر ماه ۱۳۵۰
@flith
تصاویر کمتر دیده شده و ابدی از مراسم تشییع پیکر جاویدنامان جان باخته در عملیات آزادسازی جزیره تنب بزرگ و بازگرداندن آن به خاک وطن [سروان رضا سوزنچی کاشانی، مهناوی یکم حبیب سولکی کهریزی و ناوی آیتالله خانی] با شکوه فراوان و حضور هزاران نفر از مردم ایران.
یازده آذر ماه ۱۳۵۰
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زندگی نامه و خدمات ارزشمند «رضاشاه»
@flith
@flith
فرهنگستان زبان و ادب پارسی بهجای واژه "ایدز" کلمهی "ناکا" را پیشنهاد داده است که مخفف نشانگان اکتسابی کمبود ایمنی است!
کاش وقت و بودجهای که صرف این معادلسازیهای غیرکاربردی میکنید را صرف آموزش راههای پیشگیری از ایدز میکردید...
@flith
کاش وقت و بودجهای که صرف این معادلسازیهای غیرکاربردی میکنید را صرف آموزش راههای پیشگیری از ایدز میکردید...
@flith
چرچیل در کنفرانس تهران، ۱۹۴۳ به مناسبت تولدش، این کلاه ایرانی رو بش هدیه دادند بذاره سرش. شاید تنها موردی که تونستیم سر انگلیسیها کلاه بذاریم.
@flith
@flith
شعر استاد #شهریار به بدخواهان ایران
تو همایون مهدِ زرتشتی و فرزندان تو
پور ایران اند و پاک آئین نژاد آریان
اختلاف لهجه،ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر بیاد آرد زمان
گر بدین منطق به تو گفتند ایرانی نِه ای
صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
بی کس است ایران به حرف ناکسان از ره مرو
جان به قربان تو ای جانان آذربایجان
دیوان شهریار_جلد 1_برگ 352
شهریار قطعه شعر فوق را «جوش خون ایرانیت» خویش میداند و میگوید:
این قصیدت را که جوش خون ایرانیت است
گوهر افشان خواستم در پای ایران جوان
شهریارا تا بود از آب، آتش را گزند
باد خاک پاک ایران جوان مهدامان
@flith
تو همایون مهدِ زرتشتی و فرزندان تو
پور ایران اند و پاک آئین نژاد آریان
اختلاف لهجه،ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر بیاد آرد زمان
گر بدین منطق به تو گفتند ایرانی نِه ای
صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
بی کس است ایران به حرف ناکسان از ره مرو
جان به قربان تو ای جانان آذربایجان
دیوان شهریار_جلد 1_برگ 352
شهریار قطعه شعر فوق را «جوش خون ایرانیت» خویش میداند و میگوید:
این قصیدت را که جوش خون ایرانیت است
گوهر افشان خواستم در پای ایران جوان
شهریارا تا بود از آب، آتش را گزند
باد خاک پاک ایران جوان مهدامان
@flith