مبارزه با استکبار به چه قیمتی؟
در محافل سیاسی و در هم اندیشی با بسیاری از اندیشمندان حوزه سیاست اغلب با این پرسش مواجه بوده ام که آیا مردم برای دیکتاتورها اهمیتی هم دارند یا نه.آیا درنظام های استبدادی و توتالیتر امروزی که وظیفه دولت های مدرن تامین نیازهای مهم و حیاتی شهروندان است و بدون تامین آن مشروعیت خود را ازکف می دهند مبتلا کردن مردم به قحطی و گرسنگی،دربدری و جنگ از منطق خاصی تبعیت می کند؟تاریخ چگونه گواهی می دهد؟
پاسخ این است که متاسفانه خیر. مائو تسه تونگ را درنظر بگیریم که درسیر موفقیت سیاسی خود از1920 تا 1976 دستکم هفتاد میلیون چینی را به کام مرگ سپرد.این تعداد بیشتر است از تعداد قتل هایی که هیتلر و استالین باهم انجام دادند.در قحطی چهارساله 1958 تا 1961 طی به اصطلاح «جهش بزرگ به پیش»،38 میلیون چینی ازگرسنگی و فقر جان دادند.کتاب ارواح گرسنه،قحطی سری درچین به قلم جاسپر بکر در1966 ازمرگ 30 تا 40 میلیون انسان سخن می گوید که محصول بلاهت ایدئولوژیک مائو درهدایت تجربه ای جاه طلبانه اما ناکام در اشتراکی کردن چین بود.در حالی که مردم بیچاره چین دچار فقر و قحطی بودند جناب مائو درآن سال ها تمام محصولات زراعی کشور را مصادره کرد و آنها را به اروپای شرقی که تحت کنترل کمونیست ها بود دربرابر دریافت جنگ افزار و حمایت سیاسی آنها صادر می کرد.مردم گرسنه بودند اما مائو مواد غذایی و پول کشور را برای حمایت از نهضت های ضد استعماری و کمونیستی به آسیا،آفریقا و آمریکای لاتین ارسال می کرد.درسال اول قحطی یعنی طی سال های 1958 تا1959 چین 7 میلیون تن غلات کشور را که برای تغذیه 38 میلیون انسان کافی بود به خارج صادرکرد.
می دانید دیکتاتور چه به خورد مردم خود داد؟نوعی غذای جایگزین و ماده مشمئزکننده ای که درادرار پرورش می یافت.درنواحی روستایی خوراک زارعین گرسنه و قحطی زده تا حد پوست درخت و کودگیاهی تقلیل یافت.دراستانهای آنهوی و گانزو مردم به همجنس خواری روی آوردند.میزان دریافت کالری مردم نهایتا 1200کالری بود.درحالی که در زندان آشویتس و اردوگاه های کاراجباری هیتلر زندانیان 1700کالری دریافت می کردند.
آیا مائو ازقحطی دادن مردم فلک زده خود شرمسار بود؟ به هیچ وجه.در1958 درکنگره حزب چنین اظهارنظر کرد که آنها نباید ازمرگ انسان ها درنتیجه خط و مشی های حزبی بیمی به خود راه دهند.بلکه باید آن را خوشامد بگویند.نه تنها شرم نکرد بلکه درسال 1957 درمسکو گفت:«ما خود را برای قربانی کردن 300 میلیون چینی درانقلاب جهانی آماده کرده ایم» درسال 1958 که درآرزوی یک جنگ جهانی دیگر با استکبارجهانی بود خطاب به سران حزب کمونیست گفت:«چه اشکالی دارد اگر نیمی ازجمعیت نیست و نابود شوند.بگذار فقط یک سوم جمعیت چین باقی بمانند».آری برای دیکتاتور مائو آنچه مهم بود هیاهوی سیاسی و غلظت جنگ ایدئولوژیک بود.مهم مبارزه با امپریالیسم و استکبارجهانی و کاپیتالیسم بود.
همین مسئله درمورد جناب ژوزف استالین هم مصداق داشت.وقتی به وی خبر دادند که میلیون ها روسی دچار قحطی و گرسنگی شده اند و مردم به خوردن کودهای گیاهی و حیوانی روی آورده اند با تبختری تمام اعلام نمود اشکالی ندارد شاید مرگ پنج نفر امری تراژیک باشد اما مرگ میلیون ها انسان عظمتی آماری است.آنچه اهمیت دارد تحقق ایدئولوژی حزب است و مقاومت دربرابر استکبار غرب.
مائو و استالین به زباله دان تاریخ پیوستند و سرمایه داری جهانی امروز با قوت و قدرت تمام پیش می تازد.صحبت ازاشتباهات کاپیتالیسم و جنایتهای آن نیست.صحبت برسر شیوه مبارزه است.آیا تحقق ایدئولوژی به قیمت مرگ میلیون ها انسان بی گناه ارزش آن را دارد؟آیا رهبران سیاسی این حق را دارند که برای تحقق آرمان های حزبی و فرقه ای خود میلیون ها انسان بی گناه را دچار فقر و بدبختی کنند؟اگر آری است پس باید مائو و استالین را نه هیولا که قهرمانان عصر مدرن به شمار آورد. و اگر پاسخ نه است باید از تاریخ آموخت که هیولا نشد.
#ایدئولوژی_استکبارستیزی_مائو_استالین_غرب_ستیزی_قربان_عباسی
@flith
در محافل سیاسی و در هم اندیشی با بسیاری از اندیشمندان حوزه سیاست اغلب با این پرسش مواجه بوده ام که آیا مردم برای دیکتاتورها اهمیتی هم دارند یا نه.آیا درنظام های استبدادی و توتالیتر امروزی که وظیفه دولت های مدرن تامین نیازهای مهم و حیاتی شهروندان است و بدون تامین آن مشروعیت خود را ازکف می دهند مبتلا کردن مردم به قحطی و گرسنگی،دربدری و جنگ از منطق خاصی تبعیت می کند؟تاریخ چگونه گواهی می دهد؟
پاسخ این است که متاسفانه خیر. مائو تسه تونگ را درنظر بگیریم که درسیر موفقیت سیاسی خود از1920 تا 1976 دستکم هفتاد میلیون چینی را به کام مرگ سپرد.این تعداد بیشتر است از تعداد قتل هایی که هیتلر و استالین باهم انجام دادند.در قحطی چهارساله 1958 تا 1961 طی به اصطلاح «جهش بزرگ به پیش»،38 میلیون چینی ازگرسنگی و فقر جان دادند.کتاب ارواح گرسنه،قحطی سری درچین به قلم جاسپر بکر در1966 ازمرگ 30 تا 40 میلیون انسان سخن می گوید که محصول بلاهت ایدئولوژیک مائو درهدایت تجربه ای جاه طلبانه اما ناکام در اشتراکی کردن چین بود.در حالی که مردم بیچاره چین دچار فقر و قحطی بودند جناب مائو درآن سال ها تمام محصولات زراعی کشور را مصادره کرد و آنها را به اروپای شرقی که تحت کنترل کمونیست ها بود دربرابر دریافت جنگ افزار و حمایت سیاسی آنها صادر می کرد.مردم گرسنه بودند اما مائو مواد غذایی و پول کشور را برای حمایت از نهضت های ضد استعماری و کمونیستی به آسیا،آفریقا و آمریکای لاتین ارسال می کرد.درسال اول قحطی یعنی طی سال های 1958 تا1959 چین 7 میلیون تن غلات کشور را که برای تغذیه 38 میلیون انسان کافی بود به خارج صادرکرد.
می دانید دیکتاتور چه به خورد مردم خود داد؟نوعی غذای جایگزین و ماده مشمئزکننده ای که درادرار پرورش می یافت.درنواحی روستایی خوراک زارعین گرسنه و قحطی زده تا حد پوست درخت و کودگیاهی تقلیل یافت.دراستانهای آنهوی و گانزو مردم به همجنس خواری روی آوردند.میزان دریافت کالری مردم نهایتا 1200کالری بود.درحالی که در زندان آشویتس و اردوگاه های کاراجباری هیتلر زندانیان 1700کالری دریافت می کردند.
آیا مائو ازقحطی دادن مردم فلک زده خود شرمسار بود؟ به هیچ وجه.در1958 درکنگره حزب چنین اظهارنظر کرد که آنها نباید ازمرگ انسان ها درنتیجه خط و مشی های حزبی بیمی به خود راه دهند.بلکه باید آن را خوشامد بگویند.نه تنها شرم نکرد بلکه درسال 1957 درمسکو گفت:«ما خود را برای قربانی کردن 300 میلیون چینی درانقلاب جهانی آماده کرده ایم» درسال 1958 که درآرزوی یک جنگ جهانی دیگر با استکبارجهانی بود خطاب به سران حزب کمونیست گفت:«چه اشکالی دارد اگر نیمی ازجمعیت نیست و نابود شوند.بگذار فقط یک سوم جمعیت چین باقی بمانند».آری برای دیکتاتور مائو آنچه مهم بود هیاهوی سیاسی و غلظت جنگ ایدئولوژیک بود.مهم مبارزه با امپریالیسم و استکبارجهانی و کاپیتالیسم بود.
همین مسئله درمورد جناب ژوزف استالین هم مصداق داشت.وقتی به وی خبر دادند که میلیون ها روسی دچار قحطی و گرسنگی شده اند و مردم به خوردن کودهای گیاهی و حیوانی روی آورده اند با تبختری تمام اعلام نمود اشکالی ندارد شاید مرگ پنج نفر امری تراژیک باشد اما مرگ میلیون ها انسان عظمتی آماری است.آنچه اهمیت دارد تحقق ایدئولوژی حزب است و مقاومت دربرابر استکبار غرب.
مائو و استالین به زباله دان تاریخ پیوستند و سرمایه داری جهانی امروز با قوت و قدرت تمام پیش می تازد.صحبت ازاشتباهات کاپیتالیسم و جنایتهای آن نیست.صحبت برسر شیوه مبارزه است.آیا تحقق ایدئولوژی به قیمت مرگ میلیون ها انسان بی گناه ارزش آن را دارد؟آیا رهبران سیاسی این حق را دارند که برای تحقق آرمان های حزبی و فرقه ای خود میلیون ها انسان بی گناه را دچار فقر و بدبختی کنند؟اگر آری است پس باید مائو و استالین را نه هیولا که قهرمانان عصر مدرن به شمار آورد. و اگر پاسخ نه است باید از تاریخ آموخت که هیولا نشد.
#ایدئولوژی_استکبارستیزی_مائو_استالین_غرب_ستیزی_قربان_عباسی
@flith
⚫️پرویز پورحسینی (بازیگر) درگذشت
پرویز پورحسینی بازیگر مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون ایران بامداد امروز جمعه ۷ آذر بر اثر ابتلا به کرونا و در سن ۷۹ سالگی چشم از جهان فروبست.
وی همچنین در عرصه تصویر نیز در فیلمهایی چون «کمالالملک» علی حاتمی، «کشتی آنجلیکا» محمد بزرگ نیا، «باشو غریبهای کوچک» بهرام بیضایی، «روز فرشته» بهروز افخمی، «قاتل اهلی» مسعود کیمیایی، «شب حادثه» سیروس الوند و «طلسم» داریوش فرهنگ به ایفای نقش پرداخته بود.
پورحسینی در حوزه تلویزیون نیز در مجموعههای مختلفی از جمله «مختارنامه» داود میرباقری، «بی گناهان» احمد امینی، «سرزمین کهن» کمال تبریزی و «میکائیل» سیروس مقدم حضور داشته است./مهر
روحش شاد یادش گرامی 🥀
@flith
پرویز پورحسینی بازیگر مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون ایران بامداد امروز جمعه ۷ آذر بر اثر ابتلا به کرونا و در سن ۷۹ سالگی چشم از جهان فروبست.
وی همچنین در عرصه تصویر نیز در فیلمهایی چون «کمالالملک» علی حاتمی، «کشتی آنجلیکا» محمد بزرگ نیا، «باشو غریبهای کوچک» بهرام بیضایی، «روز فرشته» بهروز افخمی، «قاتل اهلی» مسعود کیمیایی، «شب حادثه» سیروس الوند و «طلسم» داریوش فرهنگ به ایفای نقش پرداخته بود.
پورحسینی در حوزه تلویزیون نیز در مجموعههای مختلفی از جمله «مختارنامه» داود میرباقری، «بی گناهان» احمد امینی، «سرزمین کهن» کمال تبریزی و «میکائیل» سیروس مقدم حضور داشته است./مهر
روحش شاد یادش گرامی 🥀
@flith
دنیای کوچک من
وقتی که سیم حکم کند ، زر خدا شود
وقتی دروغ داور هر ماجرا شود
وقتی هوا،هوای تنفس هوای زیست
سرپوش مرگ بر سر صدها صدا شود
وقتی که در انتظار یکی پاره استخوان
هنگامه ای ز جنبش دم ها به پا شود
وقتی به بوی سفره ی همسایه ، مغز و عقل
بی اختیار معده شود ، اشتها شود
وقتی که سوسمار صفت پیش آفتاب
یک رنگ،رنگ ها شود و رنگ ها شود...
وقتی که دامن شرف و نطفه گیر شرم
رجاله خیز گردد و پتیاره زا شود
بگذار در بزرگی این منجلاب یاس
دنیای من به کوچکی انزوا شود!
#سیمین_بهبهانی
@flith
وقتی که سیم حکم کند ، زر خدا شود
وقتی دروغ داور هر ماجرا شود
وقتی هوا،هوای تنفس هوای زیست
سرپوش مرگ بر سر صدها صدا شود
وقتی که در انتظار یکی پاره استخوان
هنگامه ای ز جنبش دم ها به پا شود
وقتی به بوی سفره ی همسایه ، مغز و عقل
بی اختیار معده شود ، اشتها شود
وقتی که سوسمار صفت پیش آفتاب
یک رنگ،رنگ ها شود و رنگ ها شود...
وقتی که دامن شرف و نطفه گیر شرم
رجاله خیز گردد و پتیاره زا شود
بگذار در بزرگی این منجلاب یاس
دنیای من به کوچکی انزوا شود!
#سیمین_بهبهانی
@flith
☘☘☘
جورابهای مادر بزرگ عجب حکایتی داشت
اول کار که جورابها نو بودند مهمانی به مهمانی از بقچه بیرون میامد. بعد از هر مهمانی مادر بزرگ جورابها را می شست خشک که میشدند با دقت تا میکرد وتوی بقچه می گذاشت.
مدتی که می گذشت مادر بزرگ جورابها را روی شلوارش که از جنس چیت بود پا میکرد یک کش هم روی هر جوراب می بست و از این به بعد جورابها میشدند یک گاو صندوق .
اصلا عجیب نبود که تعداد زیادی اسکناس به طرز ماهرانه ای در جورابها جاسازی میشد .
مسئله تعجب آور این بود که مادر بزرگ میدانست هر قطعه اسکناس نخ پیچیده شده مال چه کسی است و یا اینکه برای چه کاری است .
هر کسی پول لازم میشد یکراست سراغ مادر بزرگ میرفت .
این جورابها برای خودش یک عابر بانک به تمام معنا بود .
جورابها که پاره میشدند مادر بزرگآنها را حسابی می شست یک لنگه رابه سر شیر می بست و تازه نقش جدید جوراب به عنوان فشار شکن آغاز میشد .
وکش یک لنگه دیگر را قیچی میکرد و با آن موهای حنا بسته اش را که بافته بود میبست.
در حقیقت برای جورابهای مادر بزرگ مرگی نبود.
فقط نوع استفاده اش تغییر میکرد.
چند وقت پبش سراغ صندوقچه مادر بزرگ رفتیم و چندین جفت جوراب نو توی وسایلش پیدا کردیم
کلی دلمان گرفت ...
یادش بخیر .....
......کاش خود مادر بزرگ هم مثل جورابهایش مرگی نداشت.
#نوستالژی
@flith
جورابهای مادر بزرگ عجب حکایتی داشت
اول کار که جورابها نو بودند مهمانی به مهمانی از بقچه بیرون میامد. بعد از هر مهمانی مادر بزرگ جورابها را می شست خشک که میشدند با دقت تا میکرد وتوی بقچه می گذاشت.
مدتی که می گذشت مادر بزرگ جورابها را روی شلوارش که از جنس چیت بود پا میکرد یک کش هم روی هر جوراب می بست و از این به بعد جورابها میشدند یک گاو صندوق .
اصلا عجیب نبود که تعداد زیادی اسکناس به طرز ماهرانه ای در جورابها جاسازی میشد .
مسئله تعجب آور این بود که مادر بزرگ میدانست هر قطعه اسکناس نخ پیچیده شده مال چه کسی است و یا اینکه برای چه کاری است .
هر کسی پول لازم میشد یکراست سراغ مادر بزرگ میرفت .
این جورابها برای خودش یک عابر بانک به تمام معنا بود .
جورابها که پاره میشدند مادر بزرگآنها را حسابی می شست یک لنگه رابه سر شیر می بست و تازه نقش جدید جوراب به عنوان فشار شکن آغاز میشد .
وکش یک لنگه دیگر را قیچی میکرد و با آن موهای حنا بسته اش را که بافته بود میبست.
در حقیقت برای جورابهای مادر بزرگ مرگی نبود.
فقط نوع استفاده اش تغییر میکرد.
چند وقت پبش سراغ صندوقچه مادر بزرگ رفتیم و چندین جفت جوراب نو توی وسایلش پیدا کردیم
کلی دلمان گرفت ...
یادش بخیر .....
......کاش خود مادر بزرگ هم مثل جورابهایش مرگی نداشت.
#نوستالژی
@flith
استوری علی کریمی
مورگان فریمن:
در حال حاضر در 179 کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از 50 خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا بحال از هیچکدام از خداها کمکی نیامده.
ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هرکس از خدای خود تشکر می کند.
@flith
مورگان فریمن:
در حال حاضر در 179 کشوری که درگیر ویروس کرونا هستند از 50 خدای مختلف درخواست کمک میشه ولی تا بحال از هیچکدام از خداها کمکی نیامده.
ولی وقتی که علم واکسن آن را پیدا کند هرکس از خدای خود تشکر می کند.
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"صلح جهانی" یعنی در عشق و شفقت زیستن.
اگر عشق و شفقت، حاکم بر قلب شما نیست،
مسلما در ایجاد این وضع آشفته و نابسامان دنیا نقش و دخالت دارید.
#کریشنا_مورتی
@flith
اگر عشق و شفقت، حاکم بر قلب شما نیست،
مسلما در ایجاد این وضع آشفته و نابسامان دنیا نقش و دخالت دارید.
#کریشنا_مورتی
@flith
حمید مصدق شاعر، وکیل دادگستری و استاد دانشگاه در آذرماه سال ۱۳۷۷ در تهران درگذشت. از مجموعه شعرهای او میتوان به آبی، خاکستری، سیاه (۱۳۴۳)، در رهگذار باد (۱۳۴۷)، از جداییها (۱۳۵۸) و سالهای صبوری(۱۳۶۹) اشاره کرد./توانا
.....
با من اکنون چه نشستنها، خاموشیها
با تو اکنون چه فراموشیهاست
چه کسی میخواهد
من و تو ما نشویم
خانهاش ویران باد
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی،
خویشتنی
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وانکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر میخیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟
چه کسی
پنجه در پنجهی هر دشمن دون
آویزد
دشتها نام تو را میگویند
کوهها شعر مرا میخوانند
کوه باید شد و ماند،
رود باید شد و رفت،
دشت باید شد و خواند
در من این جلوهی اندوه زچیست؟
در تو این قصهی پرهیز که چه؟
در من این شعلهی عصیان نیاز،
در تو دمسردی پاییز - که چه؟
حرف را باید زد!
درد را باید گفت!
@flith
.....
با من اکنون چه نشستنها، خاموشیها
با تو اکنون چه فراموشیهاست
چه کسی میخواهد
من و تو ما نشویم
خانهاش ویران باد
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی،
خویشتنی
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وانکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر میخیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟
چه کسی
پنجه در پنجهی هر دشمن دون
آویزد
دشتها نام تو را میگویند
کوهها شعر مرا میخوانند
کوه باید شد و ماند،
رود باید شد و رفت،
دشت باید شد و خواند
در من این جلوهی اندوه زچیست؟
در تو این قصهی پرهیز که چه؟
در من این شعلهی عصیان نیاز،
در تو دمسردی پاییز - که چه؟
حرف را باید زد!
درد را باید گفت!
@flith
نادر ابراهیمی عادت داشته کارهایی را که برای یک سال برنامهریزی میکرده با خط خوش و درشت مینوشته و روی دیوار اتاقش میزده. این یادداشتی است که اواخر عمرش نوشته تا به مفاد آن پایبند باشه
زيباست👌🏻
@flith
زيباست👌🏻
@flith
ترور محسن فخری زاده مهابادی و یک پرسش
ترور ناجوانمردانه مهندس فخری زاده که بنا به گفته ها از شخصیت های کلیدی برنامه موشکی و هسته ای کشور عزیزمان بوده است باردیگر جامعه غم زده و انس گرفته به استرس و اضطراب را دچار شوک جدیدی کرد.ایران تا حالا حدود نیم تریلیون دلار صرف پروژه هسته ای کرده است و بارها این پروژه با خرابکاری سازمان های اطلاعاتی-امنیتی خارجی مواجه بوده است.ازبرنامه استاکس نت تا خرابکاری ازداخل توسط عوامل نفوذی چندین بار هزینه های هنگفتی را به لحاظ مادی به ایران تحمیل کرده است.
سوای هزینه های مادی این خرابکاری ها رخنه عوامل سیا و موساد و دیگر سازمان های اطلاعاتی کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای گاهاً زمینه ترور و شهادت دانشمندان هسته ای ایران را فراهم کرده است که پرسش هایی جدی درباره قابلیت و هوشمندی حفاظتی نهادهای اطلاعاتی-امنیتی ایران درجلوگیری ازرخنه عوامل دشمن پیش کشیده است.آیا سازمان های بیگانه تا این حد ازقابلیت اطلاعاتی برخوردارند که حفاظت شده ترین شخصیت پروژه هسته ای و موشکی ایران را ازمیان بردارند؟شخصیتی که دستکم تاآنجا که مسئولان ارشد کشور می گویند جزو خط قرمزهای برنامه هسته ای ایران بوده است که دست عوامل آژانس هسته ای ازاو کوتاه باشد.هیچ فرد و احدی حق مصاحبه و نزدیکی به مرحوم فخری زاده را نداشته است و گفته می شود درلحظه وقوع این جنایت دستکم شش محافظ زبده مسئول حفظ جان ایشان بوده اند.این ترور وحشیانه بوده است. بی رحمانه و غیر اخلاقی اما هیچ یک ازاین گزاره ها کاهلی و سستی نهادهای ذی ربط درحفاظت ازدانشمندان هسته ای را توجیه نمی کند.
اما پرسش راقم پرسشی ازسنخ دیگراست.اگر حذف به شیوه ترور و یا حتی به مرگ طبیعی این سرمایه های نمادین و فرهنگی اینقدر ناراحت کننده است که وجدان جامعه را تکان می دهد و موجی از احساس تحسر و افسوس و تاسف را برمی انگیزد به خاطر بی بدیل بودن چنین سرمایه هایی است که نبوغ و زندگی خود را دراختیار کشور قرارداده اند.مهاجرت سالانه صدوپنجاه هزارنخبه ایرانی به خارج ازکشورکه میلیاردها دلار به کشور مان صدمه می زند و استخر هوشی ایران را تخلیه می کند چرا باید با بی تفاوتی جامعه،کشور و مسئولان ذی ربط همراه بوده باشد؟آیا هدررفت سرمایه های مادی،فرهنگی،نمادین این کشور و خروج هزاران هزار نخبه و تحصیلکرده ها والمپیادی های کشور خود نوعی تروری ساختاری نیست؟
اگر شهادت مهندس فخری زاده به چشم می آید به واسطه خشونت عریانی است که پشت این قضیه بوداما در خشونت ساختاری که پیامدها و عواقبش هولناک تر ازاین ترور ناجوانمردانه است،کوچ و مهاجرت و فرار صدها هزارنخبه خود به هیچ وجه کمتر از ترور نیست.ترور فقط گذاشتن بمب و انفجار و شلیک سلاح لیزری نیست.ترور واقعی و پنهان ربودن و جذب و جلب بزرگترین منبع سرمایه ای کشور است که ما با بی تفاوتی هرچه تمام به آن نگاه می کنیم و فراموش می کنیم درحالی که کشورهای غربی بی آنکه ریالی صرف تحصیلات آنها بکنند از وجودشان بهره مند می شوند.دیریست که ما را می کشند تک تک و یا گروهی.فقط چشم بصیرت می خواهد و بس!
#نه_به_ترور
#نه_به_خشونت
#نه_به_فرار_مغزها
#نخبگان_را_قدر_بدانیم
#قربان_عباسی
@flith
ترور ناجوانمردانه مهندس فخری زاده که بنا به گفته ها از شخصیت های کلیدی برنامه موشکی و هسته ای کشور عزیزمان بوده است باردیگر جامعه غم زده و انس گرفته به استرس و اضطراب را دچار شوک جدیدی کرد.ایران تا حالا حدود نیم تریلیون دلار صرف پروژه هسته ای کرده است و بارها این پروژه با خرابکاری سازمان های اطلاعاتی-امنیتی خارجی مواجه بوده است.ازبرنامه استاکس نت تا خرابکاری ازداخل توسط عوامل نفوذی چندین بار هزینه های هنگفتی را به لحاظ مادی به ایران تحمیل کرده است.
سوای هزینه های مادی این خرابکاری ها رخنه عوامل سیا و موساد و دیگر سازمان های اطلاعاتی کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای گاهاً زمینه ترور و شهادت دانشمندان هسته ای ایران را فراهم کرده است که پرسش هایی جدی درباره قابلیت و هوشمندی حفاظتی نهادهای اطلاعاتی-امنیتی ایران درجلوگیری ازرخنه عوامل دشمن پیش کشیده است.آیا سازمان های بیگانه تا این حد ازقابلیت اطلاعاتی برخوردارند که حفاظت شده ترین شخصیت پروژه هسته ای و موشکی ایران را ازمیان بردارند؟شخصیتی که دستکم تاآنجا که مسئولان ارشد کشور می گویند جزو خط قرمزهای برنامه هسته ای ایران بوده است که دست عوامل آژانس هسته ای ازاو کوتاه باشد.هیچ فرد و احدی حق مصاحبه و نزدیکی به مرحوم فخری زاده را نداشته است و گفته می شود درلحظه وقوع این جنایت دستکم شش محافظ زبده مسئول حفظ جان ایشان بوده اند.این ترور وحشیانه بوده است. بی رحمانه و غیر اخلاقی اما هیچ یک ازاین گزاره ها کاهلی و سستی نهادهای ذی ربط درحفاظت ازدانشمندان هسته ای را توجیه نمی کند.
اما پرسش راقم پرسشی ازسنخ دیگراست.اگر حذف به شیوه ترور و یا حتی به مرگ طبیعی این سرمایه های نمادین و فرهنگی اینقدر ناراحت کننده است که وجدان جامعه را تکان می دهد و موجی از احساس تحسر و افسوس و تاسف را برمی انگیزد به خاطر بی بدیل بودن چنین سرمایه هایی است که نبوغ و زندگی خود را دراختیار کشور قرارداده اند.مهاجرت سالانه صدوپنجاه هزارنخبه ایرانی به خارج ازکشورکه میلیاردها دلار به کشور مان صدمه می زند و استخر هوشی ایران را تخلیه می کند چرا باید با بی تفاوتی جامعه،کشور و مسئولان ذی ربط همراه بوده باشد؟آیا هدررفت سرمایه های مادی،فرهنگی،نمادین این کشور و خروج هزاران هزار نخبه و تحصیلکرده ها والمپیادی های کشور خود نوعی تروری ساختاری نیست؟
اگر شهادت مهندس فخری زاده به چشم می آید به واسطه خشونت عریانی است که پشت این قضیه بوداما در خشونت ساختاری که پیامدها و عواقبش هولناک تر ازاین ترور ناجوانمردانه است،کوچ و مهاجرت و فرار صدها هزارنخبه خود به هیچ وجه کمتر از ترور نیست.ترور فقط گذاشتن بمب و انفجار و شلیک سلاح لیزری نیست.ترور واقعی و پنهان ربودن و جذب و جلب بزرگترین منبع سرمایه ای کشور است که ما با بی تفاوتی هرچه تمام به آن نگاه می کنیم و فراموش می کنیم درحالی که کشورهای غربی بی آنکه ریالی صرف تحصیلات آنها بکنند از وجودشان بهره مند می شوند.دیریست که ما را می کشند تک تک و یا گروهی.فقط چشم بصیرت می خواهد و بس!
#نه_به_ترور
#نه_به_خشونت
#نه_به_فرار_مغزها
#نخبگان_را_قدر_بدانیم
#قربان_عباسی
@flith
#پندهای_پیر_توس
ببخشیم وزان پس نجوییم کین
که چندین بلا خود نیرزد زمین
🌟 تاکید بر گذشت کردن و بخشایش
نشانی :👑پادشاهی کیقباد👑
آشتی خواستن پشنگ از کیقباد ص ۱۵۶
دفتر ششم
نکته : چشم پوشی از گناهان دیگران از بارزترین نمودهایی است که در جای جای شاهنامه، مورد توصیه قرارگرفته است؛ از آن جمله:در داستان سیاوش میخوانیم که سیاوش پاک نهاد با همه ی نابکاریها و نامردمیهای نامادریش سودابه کینه او را به دل نمیگیرد، و از پدرش، کی کاووس، درخواست میکند که به خاطر او، از گناه سودابه درگذرد؛ باشد که تنبیه شده و به راه درست رهنمون شود.
🍂🍂🍂
سیاوش چنین گفت با شهریار
که دل را بدین کار رنجه مدار
🍃🍃🍃
به من بخش سودابه را زین گناه
پذیرد مگر پند و آید به راه
نشانی: داستان سیاوش دفتر دوم
درخواست سیاوش از پدر برای بخشش سودابه ص ۲۲۵
👑در داستان پادشاهی یزدگرد بزه گر هم بدین توصیه بر میخوریم که گناهکار را نخست باید پند داد، اگر مؤثر واقع نشد و همچنان، در انجام گناه پافشاری داشت آنگاه باید برخورد نمود:
گنه کرده را پند پیش آوریم
چو دیگر کند بند پیش آوریم
نشانی: 👑پادشاهی یزگرد👑
تاج برداشتن بهرام گور از میان شیران
ص۱۰۵۶
دفتر ششم
@flith
ببخشیم وزان پس نجوییم کین
که چندین بلا خود نیرزد زمین
🌟 تاکید بر گذشت کردن و بخشایش
نشانی :👑پادشاهی کیقباد👑
آشتی خواستن پشنگ از کیقباد ص ۱۵۶
دفتر ششم
نکته : چشم پوشی از گناهان دیگران از بارزترین نمودهایی است که در جای جای شاهنامه، مورد توصیه قرارگرفته است؛ از آن جمله:در داستان سیاوش میخوانیم که سیاوش پاک نهاد با همه ی نابکاریها و نامردمیهای نامادریش سودابه کینه او را به دل نمیگیرد، و از پدرش، کی کاووس، درخواست میکند که به خاطر او، از گناه سودابه درگذرد؛ باشد که تنبیه شده و به راه درست رهنمون شود.
🍂🍂🍂
سیاوش چنین گفت با شهریار
که دل را بدین کار رنجه مدار
🍃🍃🍃
به من بخش سودابه را زین گناه
پذیرد مگر پند و آید به راه
نشانی: داستان سیاوش دفتر دوم
درخواست سیاوش از پدر برای بخشش سودابه ص ۲۲۵
👑در داستان پادشاهی یزدگرد بزه گر هم بدین توصیه بر میخوریم که گناهکار را نخست باید پند داد، اگر مؤثر واقع نشد و همچنان، در انجام گناه پافشاری داشت آنگاه باید برخورد نمود:
گنه کرده را پند پیش آوریم
چو دیگر کند بند پیش آوریم
نشانی: 👑پادشاهی یزگرد👑
تاج برداشتن بهرام گور از میان شیران
ص۱۰۵۶
دفتر ششم
@flith
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
شنیدم در دهی از آنور آباد
جوانی سخت کمرو گشت داماد
چنان کمرو ، که اخذ اجرت خود
زشرم (( ورمنه )) رویش نمی شد
تو گوئی جز سکوت و جز شنفتن
ندارد هیچ زادی بهر گفتن
شب عیش و زفاف و وصلت آمد
جوان در حجله با صد خجلت آمد
دو محرم را به خلوت کرده بودند
فراش وصل را گسترده بودند
مهیا مقتضی و منع مفقود
گل وگلچین ورخصت ، هر سه موجود
همین مانده بر افکندن نقابی
کنار و بوسه ای و فتح بابی
ولی کمرو جوان هر رشته می تافت
برای گفت وگو حرفی نمی یافت
عروس از انتظار خود کلافه
زبی تابی و خشمش پر، قیافه
به قول پیرهای استخوان دار
جوان خندان شود با کاه دیوار
جوان و این قدر بی حال و کمرو؟
ندانم کاه دیوار است ، یا شو؟
سرانجام آن جوان دل را به دریا
زد و پرسید از همسر که : آیا
تومی دانی اصول دین بود چند؟
عروسش زد تمسخر بار لبخند
که حجله ست این ،نه گور،ای خانه آباد
نکیر و منکری تو، یا که داماد؟!
خدایا حجله ام را گور گردان
زمن این کرّه خر را دور گردان !
#شعر_زیبا
مهدی اخوان ثالث
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
@flith
شنیدم در دهی از آنور آباد
جوانی سخت کمرو گشت داماد
چنان کمرو ، که اخذ اجرت خود
زشرم (( ورمنه )) رویش نمی شد
تو گوئی جز سکوت و جز شنفتن
ندارد هیچ زادی بهر گفتن
شب عیش و زفاف و وصلت آمد
جوان در حجله با صد خجلت آمد
دو محرم را به خلوت کرده بودند
فراش وصل را گسترده بودند
مهیا مقتضی و منع مفقود
گل وگلچین ورخصت ، هر سه موجود
همین مانده بر افکندن نقابی
کنار و بوسه ای و فتح بابی
ولی کمرو جوان هر رشته می تافت
برای گفت وگو حرفی نمی یافت
عروس از انتظار خود کلافه
زبی تابی و خشمش پر، قیافه
به قول پیرهای استخوان دار
جوان خندان شود با کاه دیوار
جوان و این قدر بی حال و کمرو؟
ندانم کاه دیوار است ، یا شو؟
سرانجام آن جوان دل را به دریا
زد و پرسید از همسر که : آیا
تومی دانی اصول دین بود چند؟
عروسش زد تمسخر بار لبخند
که حجله ست این ،نه گور،ای خانه آباد
نکیر و منکری تو، یا که داماد؟!
خدایا حجله ام را گور گردان
زمن این کرّه خر را دور گردان !
#شعر_زیبا
مهدی اخوان ثالث
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
@flith
🛑 لحظه اي غرورآفرين براي ايرانيان؛ برافراشته شدن پرچم ايران در ۹ آذر ۱۳۵۰ در جزيره ابوموسي!
..
در روز نهم آذر ماه سال ۱۳۵۰ (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ایران در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند.
@flith
..
در روز نهم آذر ماه سال ۱۳۵۰ (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ایران در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند.
@flith
«سه پرده از نظام های دیکتاتوری
در فاز اول اکثریت مردم سرمست از ایدئولوژی به دنبال رهبران خود راه میافتند، انگار بهشت گمشده خود را یافتهاند، ایدئولوژی را دربست میپذیرند و خواهان کوچکترین تغییری در آن نیستند.
در فاز دوم واقعیات چهره خود را نشان داده و هیچ کدام از وعدههای رهبران تحقق نیافته است و مردم از نظام دلزده و مایوس میشوند، در این فاز گروهی به فکر اصلاحات میافتند ولی به دلایل متعدد از جمله این که اصول ایدئولوژی را نمیتوان تغییر داد، اصلاحات سرانجام راه به جایی نمیبرد.
فاز سوم، فاز نهایی نظامهای دیکتاتوری است که در این فاز متولیان تمامیتخواه سعی میکنند از خشونت عریان استفاده کنند از بین همفکران سابق، هر کس با آنها کوچکترین زاویه دیدی داشته باشد را از دایره خودیها میرانند، تصفیههای گسترده شروع میشود و دایره خودیها کوچک و کوچکتر و ناکارآمدیها عمیقتر و تعداد مخالفین بیشتر و بیشتر میشود و نهایتا سیل اعتراضات میآید و همه چیز را با خود میبرد.»
برگرفته از کتاب : «توتالیتاریسم»
نویسنده :هانا آرنت
@flith
در فاز اول اکثریت مردم سرمست از ایدئولوژی به دنبال رهبران خود راه میافتند، انگار بهشت گمشده خود را یافتهاند، ایدئولوژی را دربست میپذیرند و خواهان کوچکترین تغییری در آن نیستند.
در فاز دوم واقعیات چهره خود را نشان داده و هیچ کدام از وعدههای رهبران تحقق نیافته است و مردم از نظام دلزده و مایوس میشوند، در این فاز گروهی به فکر اصلاحات میافتند ولی به دلایل متعدد از جمله این که اصول ایدئولوژی را نمیتوان تغییر داد، اصلاحات سرانجام راه به جایی نمیبرد.
فاز سوم، فاز نهایی نظامهای دیکتاتوری است که در این فاز متولیان تمامیتخواه سعی میکنند از خشونت عریان استفاده کنند از بین همفکران سابق، هر کس با آنها کوچکترین زاویه دیدی داشته باشد را از دایره خودیها میرانند، تصفیههای گسترده شروع میشود و دایره خودیها کوچک و کوچکتر و ناکارآمدیها عمیقتر و تعداد مخالفین بیشتر و بیشتر میشود و نهایتا سیل اعتراضات میآید و همه چیز را با خود میبرد.»
برگرفته از کتاب : «توتالیتاریسم»
نویسنده :هانا آرنت
@flith
رامش، خواننده قدیمی کشورمان که بعد از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرده بود بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.
با خبر درگذشت رامش بیاد یکی از آخرین گفتگوهایش پس از خروج از ایران افتادم که گفت:
«نخواندن من اعتراض به صدای قدغن زنان است...»
روحش شاد و یادش گرامی
@flith
با خبر درگذشت رامش بیاد یکی از آخرین گفتگوهایش پس از خروج از ایران افتادم که گفت:
«نخواندن من اعتراض به صدای قدغن زنان است...»
روحش شاد و یادش گرامی
@flith
☘☘☘
بهرهبرداری تندروها از شهادت فخری زاده؛ افزودن بر آتش دشمنی با غرب، مخالفت با تنش زدایی و قطع همکاری با آژانس | ۹ آذر ۹۹
ترور شهید محسن فخریزاده، بعنوان جنایتی تروریستی محکوم است. اما این ترور، ابزاری شده در دست تندروها بمنظور بهرهبرداریهای جناحی و سیاسی از آن. درحالیکه همه میدانند حفاظت این شخصیتها و مابقی مسائلِ اطلاعاتی و امنیتی ارتباطی با دولت ندارد، اما یکسره دولت را متهم به اهمال و سستی در انجام وظایفش مینمایند.
جهتِ دیگرِ بهرهبرداری سیاسی آنان، دمیدن بر خرمن آتش خانمان سوز آمریکاستیزی، سر دادنِ بلندترِ شعار نابودی اسرائیل، دشمنی با غرب و قطع همکاری با آژانس و کشاندن مجدد ایران ذیل جایگاه بند هفت منشور و تکرار مصیبت و بلایی که در زمان آقای احمدی نژاد بر سر ایران آمد.از سویی دیگر، مخالفت با تنشزدایی و متهم ساختن هرکس که میخواهد ایران را از این باتلاقی که تندروها کشور را در آن گرفتار کرده اند به بی غیرتی، وطن فروشی و نوکری بیگانگان.
بُعدِ دیگر تلاش آنان، بوجود آوردن مجدد هاله قداست و بت ساختن از برنامههای هستهای کشور است. برنامههایی که بیش از دو دهه است هم از نظر اقتصادی هزینههای هنگفت و در عینحال بیفایده ایی برای کشور ببار آورده، و هم باعث ایجاد کدورت و دشمنی با ایران در عرصۀ بینالمللی شده است.
#صادق_زیباکلام
@flith
بهرهبرداری تندروها از شهادت فخری زاده؛ افزودن بر آتش دشمنی با غرب، مخالفت با تنش زدایی و قطع همکاری با آژانس | ۹ آذر ۹۹
ترور شهید محسن فخریزاده، بعنوان جنایتی تروریستی محکوم است. اما این ترور، ابزاری شده در دست تندروها بمنظور بهرهبرداریهای جناحی و سیاسی از آن. درحالیکه همه میدانند حفاظت این شخصیتها و مابقی مسائلِ اطلاعاتی و امنیتی ارتباطی با دولت ندارد، اما یکسره دولت را متهم به اهمال و سستی در انجام وظایفش مینمایند.
جهتِ دیگرِ بهرهبرداری سیاسی آنان، دمیدن بر خرمن آتش خانمان سوز آمریکاستیزی، سر دادنِ بلندترِ شعار نابودی اسرائیل، دشمنی با غرب و قطع همکاری با آژانس و کشاندن مجدد ایران ذیل جایگاه بند هفت منشور و تکرار مصیبت و بلایی که در زمان آقای احمدی نژاد بر سر ایران آمد.از سویی دیگر، مخالفت با تنشزدایی و متهم ساختن هرکس که میخواهد ایران را از این باتلاقی که تندروها کشور را در آن گرفتار کرده اند به بی غیرتی، وطن فروشی و نوکری بیگانگان.
بُعدِ دیگر تلاش آنان، بوجود آوردن مجدد هاله قداست و بت ساختن از برنامههای هستهای کشور است. برنامههایی که بیش از دو دهه است هم از نظر اقتصادی هزینههای هنگفت و در عینحال بیفایده ایی برای کشور ببار آورده، و هم باعث ایجاد کدورت و دشمنی با ایران در عرصۀ بینالمللی شده است.
#صادق_زیباکلام
@flith