https://www.nature.com/articles/s41562-020-01009-0?utm_source=newsletter&utm_medium=email&utm_campaign=newsletter_axiosam&stream=top
مقاله جدید مجله علمی نیچر همه مداخلات بالقوه برا یکنترل شیوع کرونا را بررسی کرده.
نکته جذاب اینه که کنسل کردن دورهمی های کوچک بیشتر از تعطیلی سراسر کشور بر کاهش کرونا مؤثر خواهد بود. تعطیلی مراکز آموزشی رتبه ی بعدی را دارد.
@flith
مقاله جدید مجله علمی نیچر همه مداخلات بالقوه برا یکنترل شیوع کرونا را بررسی کرده.
نکته جذاب اینه که کنسل کردن دورهمی های کوچک بیشتر از تعطیلی سراسر کشور بر کاهش کرونا مؤثر خواهد بود. تعطیلی مراکز آموزشی رتبه ی بعدی را دارد.
@flith
Nature
Ranking the effectiveness of worldwide COVID-19 government interventions
Nature Human Behaviour - Analysing over 50,000 government interventions in more than 200 countries, Haug et al. find that combinations of softer measures, such as risk communication or...
☘☘☘
.
جان پدر کجاستی؟
محسن رنانی
این یادداشت را چند روز بعد از فاجعه حمله به دانشگاه کابل نوشتم، اما ترسیدم ادعایی که کرده ام صحت نداشته باشد. پس صبر کردم تا همه واکنشها انجام شود تا ادعای خود را به آزمون سپرده باشم و اکنون زمان انتشار آن فرارسیده است.
یک بار دیگر ایدئولوژی کور، قلب علم و دانش را نشانه گرفت. این نه اولینبار است و نه آخرینبار که تعصب مذهبی و ایدئولوژی آفرینی از دین، فاجعه آفریده است. هنوز داغ جنایاتی که داعش به نام دین در سوریه و عراق رقم زده بود بر دلها مانده است که ناگاه میشنویم این گروه در حمله به دانشگاه کابل، دهها دانشجو، بلکه دهها سرمایه آینده کشورشان را به خاکوخون میکشد. این هشداری است به تمامی آنان که بیپروا میکوشند تا دین را به ابزاری ایدئولوژیک تبدیل کنند. ایدئولوژیک کردن باورهای دینی ماهیت رحمانی دین را به مقاصد شیطانی میآلاید و دین را از مسیر امن ایمانی به گذرگاه هواهای شیطانی میکشاند.
این قلم ضمن ابراز شرم و اندوهناکی از آفت بنیادگرایی که به جان جوامع اسلامی افتاده است و ضمن تسلیت به ملت دوست، همسایه و همزبان افعانستان، بویژه استادان دانشگاه کابل و خانوادههای داغدیده آن عزیزان، به تاکید از هر کس که دستش به دامن عالمان جهان اسلام میرسد استدعا دارد این درخواست را به گوش آنان برساند که: «آآی علمای جهان اسلام، از اهل تسنن و تشیع، ما انتظار داریم تا شما این اقدام غیرانسانی و غیراسلامی و غیراخلاقی را محکوم کنید». حمله به دانشگاه کابل، یک نماد است برای یک ایدئولوژي. شرم آور است که هنوز هیچیک از مفتیان نامدار اهل سنت و مراجع تقلید اهل تشیع این حمله را که قربانیان آن از هر دو مذهب اسلام بودهاند محکوم نکرده و واکنش درخوری به این اقدام غیرانسانی نشان نداده است.
هشتکی که این روزها با عنوان «جان پدر کجاستی؟» به صورت گسترده در شبکههای مجازی میچرخد، گرچه اشاره به پیام پر از عشق و نگرانی پدر یکی از دانشجویان کشته شده در حمله به دانشگاه کابل دارد، اما به طور ضمنی آنان که باید موضع پدری برای جامعه اسلامی داشته باشند را نیز مورد خطاب قرار میدهد: کجا هستند پدران غمخوار ملتهای مسلمان؟ چرا سخنی نمیگویند؟ چرا واکنشی نشان نمیدهند؟ اگر این جنایات در دین اسلام محکوم است چرا کلیدداران دین زبان در کام کشیده اند و گریبان چاک نمیکنند؟ و اگر مورد تایید است چرا رودربایستی را کنار نمیگذارند و تکلیف خلقی سرگردان را روشن نمیکنند؟
آن امامجمعهای که چند هفته پیش با انتشار کلیپی از موهای پریشان دخترک دوچرخه سوار، دینش را برباد رفته میدید و خلقی را برای محکومیت آن به خیابان کشانید تکلیف ما را روشن کند که بالاخره بین اسید پاشی به صورت زنان اصفهانی به نام دفاع از حجاب و حمله به دانشجویان افغانستانی به نام مبارزه با علوم فاسده غربی تفاوتی هست یا نه؟ بگویند که بالاخره بین فرمان داعش برای ناامن کردن دانشگاههایی که علوم غربیان را ترویج میکنند و فرمان امام جمعهای که فرمود باید جامعه را برای خوشحجابان ناامن کنید تفاوتی هست یا نه؟
البته همه ما پاسخ را میدانیم، آنچه نمیدانیم این است که چرا متولیان دین تا این حد از گفتن آن وحشت دارند؟
ترامپ یا بایدن؟ اصلا مساله، این نیست! مساله همینجاها زیر متکای ما و مدعیان جامعه ماست!!
محسن رنانی
۲۴ آبان ۱۳۹۹
@flith
.
جان پدر کجاستی؟
محسن رنانی
این یادداشت را چند روز بعد از فاجعه حمله به دانشگاه کابل نوشتم، اما ترسیدم ادعایی که کرده ام صحت نداشته باشد. پس صبر کردم تا همه واکنشها انجام شود تا ادعای خود را به آزمون سپرده باشم و اکنون زمان انتشار آن فرارسیده است.
یک بار دیگر ایدئولوژی کور، قلب علم و دانش را نشانه گرفت. این نه اولینبار است و نه آخرینبار که تعصب مذهبی و ایدئولوژی آفرینی از دین، فاجعه آفریده است. هنوز داغ جنایاتی که داعش به نام دین در سوریه و عراق رقم زده بود بر دلها مانده است که ناگاه میشنویم این گروه در حمله به دانشگاه کابل، دهها دانشجو، بلکه دهها سرمایه آینده کشورشان را به خاکوخون میکشد. این هشداری است به تمامی آنان که بیپروا میکوشند تا دین را به ابزاری ایدئولوژیک تبدیل کنند. ایدئولوژیک کردن باورهای دینی ماهیت رحمانی دین را به مقاصد شیطانی میآلاید و دین را از مسیر امن ایمانی به گذرگاه هواهای شیطانی میکشاند.
این قلم ضمن ابراز شرم و اندوهناکی از آفت بنیادگرایی که به جان جوامع اسلامی افتاده است و ضمن تسلیت به ملت دوست، همسایه و همزبان افعانستان، بویژه استادان دانشگاه کابل و خانوادههای داغدیده آن عزیزان، به تاکید از هر کس که دستش به دامن عالمان جهان اسلام میرسد استدعا دارد این درخواست را به گوش آنان برساند که: «آآی علمای جهان اسلام، از اهل تسنن و تشیع، ما انتظار داریم تا شما این اقدام غیرانسانی و غیراسلامی و غیراخلاقی را محکوم کنید». حمله به دانشگاه کابل، یک نماد است برای یک ایدئولوژي. شرم آور است که هنوز هیچیک از مفتیان نامدار اهل سنت و مراجع تقلید اهل تشیع این حمله را که قربانیان آن از هر دو مذهب اسلام بودهاند محکوم نکرده و واکنش درخوری به این اقدام غیرانسانی نشان نداده است.
هشتکی که این روزها با عنوان «جان پدر کجاستی؟» به صورت گسترده در شبکههای مجازی میچرخد، گرچه اشاره به پیام پر از عشق و نگرانی پدر یکی از دانشجویان کشته شده در حمله به دانشگاه کابل دارد، اما به طور ضمنی آنان که باید موضع پدری برای جامعه اسلامی داشته باشند را نیز مورد خطاب قرار میدهد: کجا هستند پدران غمخوار ملتهای مسلمان؟ چرا سخنی نمیگویند؟ چرا واکنشی نشان نمیدهند؟ اگر این جنایات در دین اسلام محکوم است چرا کلیدداران دین زبان در کام کشیده اند و گریبان چاک نمیکنند؟ و اگر مورد تایید است چرا رودربایستی را کنار نمیگذارند و تکلیف خلقی سرگردان را روشن نمیکنند؟
آن امامجمعهای که چند هفته پیش با انتشار کلیپی از موهای پریشان دخترک دوچرخه سوار، دینش را برباد رفته میدید و خلقی را برای محکومیت آن به خیابان کشانید تکلیف ما را روشن کند که بالاخره بین اسید پاشی به صورت زنان اصفهانی به نام دفاع از حجاب و حمله به دانشجویان افغانستانی به نام مبارزه با علوم فاسده غربی تفاوتی هست یا نه؟ بگویند که بالاخره بین فرمان داعش برای ناامن کردن دانشگاههایی که علوم غربیان را ترویج میکنند و فرمان امام جمعهای که فرمود باید جامعه را برای خوشحجابان ناامن کنید تفاوتی هست یا نه؟
البته همه ما پاسخ را میدانیم، آنچه نمیدانیم این است که چرا متولیان دین تا این حد از گفتن آن وحشت دارند؟
ترامپ یا بایدن؟ اصلا مساله، این نیست! مساله همینجاها زیر متکای ما و مدعیان جامعه ماست!!
محسن رنانی
۲۴ آبان ۱۳۹۹
@flith
☘☘☘
با کی میخوای مذاکره کنی؟
احمد زیدآبادی
#طنز
محمد جواد ظریف گفته، جمهوری اسلامی آمادۀ مذاکره با آمریکا برای بازگشت آن به برجام است!
ای بابا! این ظریف هم که از هیچ جا خبر نداره!
نه که منظورم این باشه خبره نداره جو بایدن قرار نیست به آن برجامِ مورد نظرِ او برگرده! نه این را که حتماً خبر داره و احتمالاً خود را به بیخبری میزنه!
چیزی که او خبر نداره، سقوط و نابودی قریبالوقوع آمریکاست که رسانههای اصولگرا هر روز خبرش را منتشر میکنند!
یعنی این وسط هیچکس پیدا نمیشه از ظریف بپرسه؛ اون که داره سقوط میکنه با کی میخوای مذاکره کنی؟!!!
@flith
با کی میخوای مذاکره کنی؟
احمد زیدآبادی
#طنز
محمد جواد ظریف گفته، جمهوری اسلامی آمادۀ مذاکره با آمریکا برای بازگشت آن به برجام است!
ای بابا! این ظریف هم که از هیچ جا خبر نداره!
نه که منظورم این باشه خبره نداره جو بایدن قرار نیست به آن برجامِ مورد نظرِ او برگرده! نه این را که حتماً خبر داره و احتمالاً خود را به بیخبری میزنه!
چیزی که او خبر نداره، سقوط و نابودی قریبالوقوع آمریکاست که رسانههای اصولگرا هر روز خبرش را منتشر میکنند!
یعنی این وسط هیچکس پیدا نمیشه از ظریف بپرسه؛ اون که داره سقوط میکنه با کی میخوای مذاکره کنی؟!!!
@flith
- آسمان همهجا یک رنگ نیست!
هیچ جای جهان بهشت موعود نیست و اساساً بهشتی در کار نیست و به قول «پوپر» ايدئولوژیهايی كه وعدهٔ ساختن بهشت بر روی زمين میدهند کارشان به برپایی جهنم زمينی میانجامد.
اما بر روی این زمین با همهٔ کاستیهایی که نظامهای سرمایهداری و بازار آزاد ممکن است داشته باشند، هنوز بهترین امکان برای یک زندگی آرامتر، شایستهتر و مرفهترند.
میزان گسترش سلامت، بهداشت، بهبودی وضعیت معیشت، آزادیهای فردی، حقوق بشر، دموکراسی و … با بازار آزاد و سرمایهداری نسبتی مستقیم دارد.
شما میتوانید تا فردای قیامت از کاستیهای نظام سرمایهداری بگویید و از استضعاف و استثمار و سلطهٔ سرمایه و یک دو جین شعار دیگر، اما همین که پایتان را روی زمین سفت واقعیت میگذارید میبینید که همان کسانی که این شعارهای دهانپرکن را میدهند به محض فرار از کشورهاشان پناهندهٔ همین کشورهای سرمایهداری که بازار آزاد دارند میشوند.
صاحبان این شعارهای زیبا و شعرهای هپروتی هم اگر بخواهند مهاجرت کنند نه از کرهٔ شمالی سر درمی آورند نه از کوبا و چین و ونزوئلا که سر از آمریکا و فرانسه و آلمان درمیآورند.
صاحبان این شعارها حتا اگر بخواهند وضعیت نابسامان و اسفبار کشورهای خود را توجیه کنند سعی میکنند به شهروندانشان بقبولانند که وضعیتشان از آمریکا و آلمان و نروژ و … هم بهتر است و هیچکدام حتا برای فریب افکار عمومیشان حاضر نیستند خودشان را با ونزوئلا و کوبا مقایسه کنند و مثلا مثل روحانی میگویند که رشد اقتصادی ما از آلمان هم در دورهٔ کرونا بهتر بوده است.
سرمایه موجودی باهوش است. او بدون ارادهٔ قدرتها و شعارها و شعرها جایی میرود که امنیت داشته باشد؛ درست مثل انسانها. و هر جا که رفت با خود آزادی فردی و امنیت و رفاه و … به ارمغان میآورد.
نباید فریب شعارهای صدمن یکغاز چپها و اسلامگراها را خورد.
فرداروزی که واکسن کرونا بیرون بیاید، او هم ابتدا به جایی میرود که بازار آزاد دارد و سرمایه و امنیت؛ و آنهایی که از کشورهای خود به سبب نبود آزادی و سرمایه گریختهاند و در فرنگ شعار «آسمان همه جا یک رنگ است» و «در غرب خبری نیست» و نالههای کشدار برای بقای حکومتهای توتالیتر سرمیدهند و برایشان ماله میکشند هم اولین کسانی هستند که واکسن میزنند و از این مزیت دانش و پول و بازار آزاد استفاده میکنند.
حتا برای فحشدادن به سرمایهداری و بازار آزاد و لیبرالیسم هم بهترین جاها کشورهاییاند که در آنها نظام سرمایهداری حاکم است. حتا برای غربستیزی و آمریکاستیزی هم کشورهای ضدسرمایهداری جای مناسبی نیستند.
✍ بهزاد مهرانی،
نویسنده و روزنامهنگار
@flith
هیچ جای جهان بهشت موعود نیست و اساساً بهشتی در کار نیست و به قول «پوپر» ايدئولوژیهايی كه وعدهٔ ساختن بهشت بر روی زمين میدهند کارشان به برپایی جهنم زمينی میانجامد.
اما بر روی این زمین با همهٔ کاستیهایی که نظامهای سرمایهداری و بازار آزاد ممکن است داشته باشند، هنوز بهترین امکان برای یک زندگی آرامتر، شایستهتر و مرفهترند.
میزان گسترش سلامت، بهداشت، بهبودی وضعیت معیشت، آزادیهای فردی، حقوق بشر، دموکراسی و … با بازار آزاد و سرمایهداری نسبتی مستقیم دارد.
شما میتوانید تا فردای قیامت از کاستیهای نظام سرمایهداری بگویید و از استضعاف و استثمار و سلطهٔ سرمایه و یک دو جین شعار دیگر، اما همین که پایتان را روی زمین سفت واقعیت میگذارید میبینید که همان کسانی که این شعارهای دهانپرکن را میدهند به محض فرار از کشورهاشان پناهندهٔ همین کشورهای سرمایهداری که بازار آزاد دارند میشوند.
صاحبان این شعارهای زیبا و شعرهای هپروتی هم اگر بخواهند مهاجرت کنند نه از کرهٔ شمالی سر درمی آورند نه از کوبا و چین و ونزوئلا که سر از آمریکا و فرانسه و آلمان درمیآورند.
صاحبان این شعارها حتا اگر بخواهند وضعیت نابسامان و اسفبار کشورهای خود را توجیه کنند سعی میکنند به شهروندانشان بقبولانند که وضعیتشان از آمریکا و آلمان و نروژ و … هم بهتر است و هیچکدام حتا برای فریب افکار عمومیشان حاضر نیستند خودشان را با ونزوئلا و کوبا مقایسه کنند و مثلا مثل روحانی میگویند که رشد اقتصادی ما از آلمان هم در دورهٔ کرونا بهتر بوده است.
سرمایه موجودی باهوش است. او بدون ارادهٔ قدرتها و شعارها و شعرها جایی میرود که امنیت داشته باشد؛ درست مثل انسانها. و هر جا که رفت با خود آزادی فردی و امنیت و رفاه و … به ارمغان میآورد.
نباید فریب شعارهای صدمن یکغاز چپها و اسلامگراها را خورد.
فرداروزی که واکسن کرونا بیرون بیاید، او هم ابتدا به جایی میرود که بازار آزاد دارد و سرمایه و امنیت؛ و آنهایی که از کشورهای خود به سبب نبود آزادی و سرمایه گریختهاند و در فرنگ شعار «آسمان همه جا یک رنگ است» و «در غرب خبری نیست» و نالههای کشدار برای بقای حکومتهای توتالیتر سرمیدهند و برایشان ماله میکشند هم اولین کسانی هستند که واکسن میزنند و از این مزیت دانش و پول و بازار آزاد استفاده میکنند.
حتا برای فحشدادن به سرمایهداری و بازار آزاد و لیبرالیسم هم بهترین جاها کشورهاییاند که در آنها نظام سرمایهداری حاکم است. حتا برای غربستیزی و آمریکاستیزی هم کشورهای ضدسرمایهداری جای مناسبی نیستند.
✍ بهزاد مهرانی،
نویسنده و روزنامهنگار
@flith
با درود دوباره؛
به همه دوستانی که به کانالِ "سینا تله تئاتر" قدم رنجه فرمودند. به مناسبت راه اندازی این رویگاه؛ ٢۰ اثرِ (نمایشنامه) فاخِر بارگذاری شد.
برنامه کاری کانال به این ترتیب است که به صورت هفتگی؛ هر آخر هفته، ٣ تله تئاترِ دیگر، به این مجموعه اضافه می شود.
آرشیوی که اینجانب طی سالیان، گردآوری نمودم؛ شامل ۴۵٨ تله تئاتری است که در طی دهه های پیشین از تلویزیون ملی (پهلوی) و صدا وسیمای (جمهوری اسلامی) پخش شد.
تلاش بر این است تا برای نخستین بار در فضایِ مجازی؛ چنین مجموعه بکر و منحصر به فردی؛ در اختیار علاقمندان به نمایش قرار گیرد.
سینا راد
٢۰ آبان ٩٩
مازِرون
@sinateleteater
@flith
به همه دوستانی که به کانالِ "سینا تله تئاتر" قدم رنجه فرمودند. به مناسبت راه اندازی این رویگاه؛ ٢۰ اثرِ (نمایشنامه) فاخِر بارگذاری شد.
برنامه کاری کانال به این ترتیب است که به صورت هفتگی؛ هر آخر هفته، ٣ تله تئاترِ دیگر، به این مجموعه اضافه می شود.
آرشیوی که اینجانب طی سالیان، گردآوری نمودم؛ شامل ۴۵٨ تله تئاتری است که در طی دهه های پیشین از تلویزیون ملی (پهلوی) و صدا وسیمای (جمهوری اسلامی) پخش شد.
تلاش بر این است تا برای نخستین بار در فضایِ مجازی؛ چنین مجموعه بکر و منحصر به فردی؛ در اختیار علاقمندان به نمایش قرار گیرد.
سینا راد
٢۰ آبان ٩٩
مازِرون
@sinateleteater
@flith
درودی دیگر
به نمایش دوستانِ این دیارِ کهن؛
تا کنون در این کانال، امکانِ نمایشِ ٢۶ نمایشنامه در قالبِ "تله تئاتر" (به صورتِ هفتگی ٣ اثر) فراهم گردید. عناوین آنها بنابر شمارگانِ آثار، به ترتیبِ زیر است؛
۱. سوء تفاهم
https://t.me/sinateleteater/2
٢. پرده ىِ عجایب
https://t.me/sinateleteater/8
٣. دکتر فاستوس
https://t.me/sinateleteater/25
۴. سَرکلانترِ خوش قلب
https://t.me/sinateleteater/33
۵. در منطقه یِ جَنگی
https://t.me/sinateleteater/42
۶. هنر
https://t.me/sinateleteater/45
٧. خُرده جنایتهایِ زناشویی
https://t.me/sinateleteater/50
٨. آقایِ اشمیت کیه؟
https://t.me/sinateleteater/53
٩. آخرین بازی
https://t.me/sinateleteater/55
۱۰. آرامش از نوعی دیگر
https://t.me/sinateleteater/57
۱۱. داستانهایِ طنزِ چخوف
https://t.me/sinateleteater/59
۱٢. اقدام به قتل
https://t.me/sinateleteater/64
۱٣. هویت
https://t.me/sinateleteater/74
۱۴.خَسیسِ دهکده یِ روگافورد
https://t.me/sinateleteater/80
۱۵. ملکه هایِ فرانسه
https://t.me/sinateleteater/84
۱۶. خانه یِ عروسک
https://t.me/sinateleteater/101
۱٧. شایعه
https://t.me/sinateleteater/110
۱٨. آدمهایِ ماشینی
https://t.me/sinateleteater/117
۱٩. بازپرس وارد می شود
https://t.me/sinateleteater/136
٢۰. دشمنِ مردم
https://t.me/sinateleteater/139
٢۱. به سویِ دمشق
https://t.me/sinateleteater/167
٢٢. مرگِ فروشنده
https://t.me/sinateleteater/169
٢٣. استادِ معمار
https://t.me/sinateleteater/173
٢۴. تَله موش
https://t.me/sinateleteater/177
٢۵. قطارِ ارواح
https://t.me/sinateleteater/186
٢۶. دفینه یِ گندم
https://t.me/sinateleteater/192
@sinateleteater
@flith
به نمایش دوستانِ این دیارِ کهن؛
تا کنون در این کانال، امکانِ نمایشِ ٢۶ نمایشنامه در قالبِ "تله تئاتر" (به صورتِ هفتگی ٣ اثر) فراهم گردید. عناوین آنها بنابر شمارگانِ آثار، به ترتیبِ زیر است؛
۱. سوء تفاهم
https://t.me/sinateleteater/2
٢. پرده ىِ عجایب
https://t.me/sinateleteater/8
٣. دکتر فاستوس
https://t.me/sinateleteater/25
۴. سَرکلانترِ خوش قلب
https://t.me/sinateleteater/33
۵. در منطقه یِ جَنگی
https://t.me/sinateleteater/42
۶. هنر
https://t.me/sinateleteater/45
٧. خُرده جنایتهایِ زناشویی
https://t.me/sinateleteater/50
٨. آقایِ اشمیت کیه؟
https://t.me/sinateleteater/53
٩. آخرین بازی
https://t.me/sinateleteater/55
۱۰. آرامش از نوعی دیگر
https://t.me/sinateleteater/57
۱۱. داستانهایِ طنزِ چخوف
https://t.me/sinateleteater/59
۱٢. اقدام به قتل
https://t.me/sinateleteater/64
۱٣. هویت
https://t.me/sinateleteater/74
۱۴.خَسیسِ دهکده یِ روگافورد
https://t.me/sinateleteater/80
۱۵. ملکه هایِ فرانسه
https://t.me/sinateleteater/84
۱۶. خانه یِ عروسک
https://t.me/sinateleteater/101
۱٧. شایعه
https://t.me/sinateleteater/110
۱٨. آدمهایِ ماشینی
https://t.me/sinateleteater/117
۱٩. بازپرس وارد می شود
https://t.me/sinateleteater/136
٢۰. دشمنِ مردم
https://t.me/sinateleteater/139
٢۱. به سویِ دمشق
https://t.me/sinateleteater/167
٢٢. مرگِ فروشنده
https://t.me/sinateleteater/169
٢٣. استادِ معمار
https://t.me/sinateleteater/173
٢۴. تَله موش
https://t.me/sinateleteater/177
٢۵. قطارِ ارواح
https://t.me/sinateleteater/186
٢۶. دفینه یِ گندم
https://t.me/sinateleteater/192
@sinateleteater
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«خدایمان در این سرگین است»
در مراسمی که توسط روستاییان گوماتاپورا در ایالت کارناتاکای هند برگزار میشود، روستایین به سوی همدیگرسرگین گاو را پرتاب میکنند.
روستاییان بر اساس افسانهای قدیمی معتقدند خدایشان در میان سرگین است.
در پایان مراسم این کودها به کشاورزان فروخته میشود.
@flith
در مراسمی که توسط روستاییان گوماتاپورا در ایالت کارناتاکای هند برگزار میشود، روستایین به سوی همدیگرسرگین گاو را پرتاب میکنند.
روستاییان بر اساس افسانهای قدیمی معتقدند خدایشان در میان سرگین است.
در پایان مراسم این کودها به کشاورزان فروخته میشود.
@flith
☘☘☘
راننده تاکسی
بابام تقریباً هر روز صبح که از خواب بیدار میشد، یه لگد میزد و میگفت: «پس کی این درس کوفتیت تموم میشه؟ ٣٠ سالت شد، هنوز داری انتگرال میخونی!»
میگفتم: «پدرِ من؛ انتگرال، ترم دوم لیسانس بود، من الان دانشجوی ترم آخر دکترام»
...الان ٦ ماهه مدرک دکترا رو گرفتم با معدل ١٧ از دانشگاه تهران. بههرحال ٦ ماهه دنبال کار میگردم. روزهایی بوده که سه تا مصاحبه کاری داشتم.
اتفاقاً دیروز برای شغل رانندگی تاکسی باید مصاحبه میشدم. صبح زود خودم رو رسوندم اونجا برای مصاحبه. اولین نفر بودم.
منشی سبیل کلفت، اسمم رو با صدای بلند خوند. رفتم داخل دفتر.
یه آقایی پشت میز نشسته بود، ترجیح میدم راجع به ضخامتش چیزی نگم، با لحنی سرشار از بیمهری پرسید: چند کلاس سواد داری؟
گفتم: «از دانشگاه تهران دکترا دارم»،
بدون اینکه سرش رو بالا بیاره گفت: این روزا چوب تو سر سگ بزنی، دکتر مهندس میریزه.
گفتم: بله ماشاالله!
گفت: ببین! چند تا سوال میپرسم، جواب بدی استخدامی؛ خط آزادی - انقلاب خوبه؟
گفتم: خوب شمایی.
گفت، مزه نریز، جواب بده: رهبر حزب کمونیستهای شوروی در سال ١٩٢٥ کی بود؟
گفتم: «جان؟! »
گفت: نمیدونی؟! تو دانشگاه چی به شما یاد میدن؟
اولین جلسه جنبش عدم تعهد، کی برگزار شد و اعضای اون چند نفر بودند؟
داشتم مِن و مِن میکردم که گفت: اینم که بلد نبودی!
فکر میکنی رویکرد مردم در انتخابات سال ١٤٠٠ چی باشه؟ تحلیلت رو در ٣٠ ثانیه بگو.
گفتم: من گواهینامه پایه یک هم دارمها.
گفت: اون رو بذار درِ کوزه آبش رو بخور، گواهینامه به چه درد من میخوره، مسافر از راننده، تحلیل درست میخواد؟ تحلیل دقیق، دنده یک و دو کردن رو که هر ننه قمری بلده، همین دیروز ١٠٠ نفر رو اخراج کردیم به خاطر اینکه روی کار اومدنِ ترامپ رو اشتباه پیشبینی کردند، قیمت نفت برنت شمال رو اشتباه تحلیل کردند، بازار بورس رو برا مسافر درست نشکافتند. حالا تو اومدی از پایه یک حرف میزنی؟ ببین بچهجون، تاکسی، دانشگاه و مدرسه نیست، باید بتونی جامعهات رو آنالیز کنی، گندهتر از تو نشستند اینجا من ردشون کردم، زیباکلام و سریع القلم، تو مصاحبهٔ من رد شدند.
استاد هلاکویی رو اینجا به چالش کشیدم، راننده تاکسی شدن که بچهبازی نیست! این را گفت و خطاب به منشی داد زد: نفر بعد.
ناامید، سوار تاکسی شدم که برگردم خونه، راننده تاکسی میگفت: بد دور و زمونهای شده، اصلاً دلیل اصلی شکست کمونیستها هم، انشقاق توی خودشون بود...!
محمود فرجامى
@flith
راننده تاکسی
بابام تقریباً هر روز صبح که از خواب بیدار میشد، یه لگد میزد و میگفت: «پس کی این درس کوفتیت تموم میشه؟ ٣٠ سالت شد، هنوز داری انتگرال میخونی!»
میگفتم: «پدرِ من؛ انتگرال، ترم دوم لیسانس بود، من الان دانشجوی ترم آخر دکترام»
...الان ٦ ماهه مدرک دکترا رو گرفتم با معدل ١٧ از دانشگاه تهران. بههرحال ٦ ماهه دنبال کار میگردم. روزهایی بوده که سه تا مصاحبه کاری داشتم.
اتفاقاً دیروز برای شغل رانندگی تاکسی باید مصاحبه میشدم. صبح زود خودم رو رسوندم اونجا برای مصاحبه. اولین نفر بودم.
منشی سبیل کلفت، اسمم رو با صدای بلند خوند. رفتم داخل دفتر.
یه آقایی پشت میز نشسته بود، ترجیح میدم راجع به ضخامتش چیزی نگم، با لحنی سرشار از بیمهری پرسید: چند کلاس سواد داری؟
گفتم: «از دانشگاه تهران دکترا دارم»،
بدون اینکه سرش رو بالا بیاره گفت: این روزا چوب تو سر سگ بزنی، دکتر مهندس میریزه.
گفتم: بله ماشاالله!
گفت: ببین! چند تا سوال میپرسم، جواب بدی استخدامی؛ خط آزادی - انقلاب خوبه؟
گفتم: خوب شمایی.
گفت، مزه نریز، جواب بده: رهبر حزب کمونیستهای شوروی در سال ١٩٢٥ کی بود؟
گفتم: «جان؟! »
گفت: نمیدونی؟! تو دانشگاه چی به شما یاد میدن؟
اولین جلسه جنبش عدم تعهد، کی برگزار شد و اعضای اون چند نفر بودند؟
داشتم مِن و مِن میکردم که گفت: اینم که بلد نبودی!
فکر میکنی رویکرد مردم در انتخابات سال ١٤٠٠ چی باشه؟ تحلیلت رو در ٣٠ ثانیه بگو.
گفتم: من گواهینامه پایه یک هم دارمها.
گفت: اون رو بذار درِ کوزه آبش رو بخور، گواهینامه به چه درد من میخوره، مسافر از راننده، تحلیل درست میخواد؟ تحلیل دقیق، دنده یک و دو کردن رو که هر ننه قمری بلده، همین دیروز ١٠٠ نفر رو اخراج کردیم به خاطر اینکه روی کار اومدنِ ترامپ رو اشتباه پیشبینی کردند، قیمت نفت برنت شمال رو اشتباه تحلیل کردند، بازار بورس رو برا مسافر درست نشکافتند. حالا تو اومدی از پایه یک حرف میزنی؟ ببین بچهجون، تاکسی، دانشگاه و مدرسه نیست، باید بتونی جامعهات رو آنالیز کنی، گندهتر از تو نشستند اینجا من ردشون کردم، زیباکلام و سریع القلم، تو مصاحبهٔ من رد شدند.
استاد هلاکویی رو اینجا به چالش کشیدم، راننده تاکسی شدن که بچهبازی نیست! این را گفت و خطاب به منشی داد زد: نفر بعد.
ناامید، سوار تاکسی شدم که برگردم خونه، راننده تاکسی میگفت: بد دور و زمونهای شده، اصلاً دلیل اصلی شکست کمونیستها هم، انشقاق توی خودشون بود...!
محمود فرجامى
@flith
محمد مساعد، جایزه بینالمللی آزادی بیان را برد ولی نتوانست از گرفتن آن هم محروم بود
▪️سازمان بینالمللی کمیته حفاظتاز آزادی روزنامهنگاران، جایزه معتبر و سالانه آزادی بیاناش را به محمد مساعد، روزنامهنگار اقتصادی و عضو پیشین تحریریه #روزاروز داد.
مساعد که به گزارشهایاش درباره فساد اقتصادی شناخته میشود، این جایزه را بهويژه بابت توییتاش در انتقاد از قطعی اینترنت در دوران اعتراضهای آبان ۹۸ برنده شد.
اخیرا مساعد بابت همین ماجرا به چهارسال زندان تغزیری هم محکوم شده.
در آیین آنلاین دادن این جایزه، کریستین امانپور، روزنامه سرشناس شبکه سیانان، جایزه مساعد را داد ولی مساعد بابت محکومیت اخیرش در این مراسم حاضر نبود- او به محرومیت از فعالیت مطبوعاتی هم محکومشده.
جز مساعد، سه چهره مطبوعاتی دیگر جهان هم جایزه آزادی بیان امسال این سازمان را برنده شدند.
مساعد اخیر جایزه آزادی بیان بنگاه رسانهای آلمان، دویچهوله را هم برنده شد.
@flith
▪️سازمان بینالمللی کمیته حفاظتاز آزادی روزنامهنگاران، جایزه معتبر و سالانه آزادی بیاناش را به محمد مساعد، روزنامهنگار اقتصادی و عضو پیشین تحریریه #روزاروز داد.
مساعد که به گزارشهایاش درباره فساد اقتصادی شناخته میشود، این جایزه را بهويژه بابت توییتاش در انتقاد از قطعی اینترنت در دوران اعتراضهای آبان ۹۸ برنده شد.
اخیرا مساعد بابت همین ماجرا به چهارسال زندان تغزیری هم محکوم شده.
در آیین آنلاین دادن این جایزه، کریستین امانپور، روزنامه سرشناس شبکه سیانان، جایزه مساعد را داد ولی مساعد بابت محکومیت اخیرش در این مراسم حاضر نبود- او به محرومیت از فعالیت مطبوعاتی هم محکومشده.
جز مساعد، سه چهره مطبوعاتی دیگر جهان هم جایزه آزادی بیان امسال این سازمان را برنده شدند.
مساعد اخیر جایزه آزادی بیان بنگاه رسانهای آلمان، دویچهوله را هم برنده شد.
@flith
وزیر گفته بود: بفرمایید روی یک صندلی بنشینید تا من این نامه را تمام کنم.
همشیره گفته بود: می دانید من کی هستم؟ من لقاءالسلطنه هستم.
جناب وزیر گفته بود: خُب،روی دو تا صندلی بنشینید.
سیمین دانشور
@flith
همشیره گفته بود: می دانید من کی هستم؟ من لقاءالسلطنه هستم.
جناب وزیر گفته بود: خُب،روی دو تا صندلی بنشینید.
سیمین دانشور
@flith
همین وزیر بهداشت گفته بود که یه طوری کرونا رو مدیریت کردیم که اروپایی ها انگشت به دهن موندن، زنگ زدن گفتن به ما هم یاد بدید.
@flith
@flith
☘☘☘
اگر آزاد کردنِ سرزمین بدون هدف و درک مفهوم آزادی باشد، به چه کار میآید؟ اگر انسان نتواند به زندگی خود مفهوم بخشد دیگر برایش چه فرقی میکند در کشوری با حکومت کمونیستی پرورش یابد، یا سرمایهداری؟ آزادی زمانی با ارزش است که بتوان با آن به آفرینش چیزی با مفهوم پرداخت. و برای همین است که درک عمیقِ زندگی برای فرد از هر چیز دیگری مهمتر است. بنابراین فرایند فردیت مقدم بر همه چیز است.
- کارل گوستاو یونگ
@flith
اگر آزاد کردنِ سرزمین بدون هدف و درک مفهوم آزادی باشد، به چه کار میآید؟ اگر انسان نتواند به زندگی خود مفهوم بخشد دیگر برایش چه فرقی میکند در کشوری با حکومت کمونیستی پرورش یابد، یا سرمایهداری؟ آزادی زمانی با ارزش است که بتوان با آن به آفرینش چیزی با مفهوم پرداخت. و برای همین است که درک عمیقِ زندگی برای فرد از هر چیز دیگری مهمتر است. بنابراین فرایند فردیت مقدم بر همه چیز است.
- کارل گوستاو یونگ
@flith
☘☘☘
اگر بنا باشد تمدن ما به هستی ادامه دهد.
باید عادت به دم فروبستن و سر فرود آوردن در برابر مردان بزرگ را از خویشتن دور کنیم.
مردان بزرگ، خطاهای بزرگ مرتکب میشوند.
جامعه_باز_و_دشمنان_آن
کارل_پوپر
@flith
اگر بنا باشد تمدن ما به هستی ادامه دهد.
باید عادت به دم فروبستن و سر فرود آوردن در برابر مردان بزرگ را از خویشتن دور کنیم.
مردان بزرگ، خطاهای بزرگ مرتکب میشوند.
جامعه_باز_و_دشمنان_آن
کارل_پوپر
@flith
☘☘☘
پرسش و پرستش
نام کتاب: دیانت و عقلانیت
مولف: رضا بابایی
پرسش و پرسشگری از مقدسات عصر پَساسنّت است و حرمت آن را باید پاس داشت. مقصود از پرسیدن، دانش افزایی واندیشه ورزی است، اما گروهی از پرسش ها بهانه ای برای "نیندیشیدن" است، یعنی جایی که باید خود بنشینیم و بیندیشیم و پاسخ را بیابیم، چشم به دیگران بدوزیم و جواب را در دهان آنان بجوییم.
انسان گاهی عاقلی و زیرکی خود را می فروشد و در بدیهیات نیز در مقام سوال برمی آید. این شیوه پاسخ یابی بیماری است و به حتم ریشه در آسیب های روان شناختی دارد. برخی چنان اعتماد به نفس، عقل و اندیشه خود را از کف می دهند که جز از راه تقلید و پرسیدن از پاسخ گویان حرفه ای و استفسارهای کودکانه، به آرامش نمی رسند. فرهنگ های استبدادی و جوامع توسعه نیافته، چنین پرسشگرانی تربیت می کنند.
در میان همه ملت ها، گروه هایی پیدا می شوند که مقام پاسخ گویی را عرصه اختصاصی خود می دانند و دیگران را از اندیشیدن و رسیدن باز می دارند. در تاریخ دین داری نیز گاهی با پرسش هایی از سوی دین داران مواجه می شویم که به واقع پرسش نیست، پرستش است. آنجا که نباید افسار خود را به دست دیگری داد، پرسش از دیگری، یعنی پرستش او، مگر آن که از باب رایزنی و مشورت باشد، نه برای تقلید و پیروی محض.
گر در جایی شرع سخنی نداشت، یعنی آنجا را به دانش و خرد انسان سپرده است. اتکا به همین دانش ناقص و خردِ خطاکار، خوش فرجام تر است از چشم دوختن به پاسخ کسانی که برای پاسخ گویی، به انبان خود سر می کشند تا چیزکی بیرون آورند. وانهادن عقل و خریدن کالای دیگران که نه بنیادهای محکم شرعی دارد و نه پایه های استوار عقلی، کفران نعمت عقل است.
#رضا_بابایی
@flith
پرسش و پرستش
نام کتاب: دیانت و عقلانیت
مولف: رضا بابایی
پرسش و پرسشگری از مقدسات عصر پَساسنّت است و حرمت آن را باید پاس داشت. مقصود از پرسیدن، دانش افزایی واندیشه ورزی است، اما گروهی از پرسش ها بهانه ای برای "نیندیشیدن" است، یعنی جایی که باید خود بنشینیم و بیندیشیم و پاسخ را بیابیم، چشم به دیگران بدوزیم و جواب را در دهان آنان بجوییم.
انسان گاهی عاقلی و زیرکی خود را می فروشد و در بدیهیات نیز در مقام سوال برمی آید. این شیوه پاسخ یابی بیماری است و به حتم ریشه در آسیب های روان شناختی دارد. برخی چنان اعتماد به نفس، عقل و اندیشه خود را از کف می دهند که جز از راه تقلید و پرسیدن از پاسخ گویان حرفه ای و استفسارهای کودکانه، به آرامش نمی رسند. فرهنگ های استبدادی و جوامع توسعه نیافته، چنین پرسشگرانی تربیت می کنند.
در میان همه ملت ها، گروه هایی پیدا می شوند که مقام پاسخ گویی را عرصه اختصاصی خود می دانند و دیگران را از اندیشیدن و رسیدن باز می دارند. در تاریخ دین داری نیز گاهی با پرسش هایی از سوی دین داران مواجه می شویم که به واقع پرسش نیست، پرستش است. آنجا که نباید افسار خود را به دست دیگری داد، پرسش از دیگری، یعنی پرستش او، مگر آن که از باب رایزنی و مشورت باشد، نه برای تقلید و پیروی محض.
گر در جایی شرع سخنی نداشت، یعنی آنجا را به دانش و خرد انسان سپرده است. اتکا به همین دانش ناقص و خردِ خطاکار، خوش فرجام تر است از چشم دوختن به پاسخ کسانی که برای پاسخ گویی، به انبان خود سر می کشند تا چیزکی بیرون آورند. وانهادن عقل و خریدن کالای دیگران که نه بنیادهای محکم شرعی دارد و نه پایه های استوار عقلی، کفران نعمت عقل است.
#رضا_بابایی
@flith
☘☘☘
بودن یا نبودن. مسئله این است. آیا بهتر آن است که ضربهها و لطمههایِ روزگارِ غدّار را تاب بیاوری یا آن که اسلحه در دست گیری و با انبوهِ مشکلات بجنگی تا آن ناگواریها را از میان برداری؟ مُردن آیا فقط خوابیدنی است؟ چیزِ بیشتری نیست؟ اگر خوابِ مرگ دردهایِ قلبِ ما و هزاران دردِ دیگری را پایان میبخشد که طبیعت بر جسمِ ما مستولی میگردانَد، پایانی است که البته باید آرزومندش باشیم. مردن... خوابیدن... اما شاید هم خواب دیدن. آه، همین است که مانع می شود. این که وقتی این جسمِ خاکی را دور انداختیم، شاید در آن خوابِ مرگْ خوابهایِ پریشانی ببینیم! ترس از این رویاهاست که ما را به تأمل وا میدارد و عمرِ مصیبت و سختی را اینچنین طولانی میکند. چراکه اگر شخص به یقین بداند میتوان خود را با خنجری برهنه آسوده کرد، کیست که در مقابلِ لطمهها و خفّتهایِ زمانه، ظلمِ ظالم، کِبرِ متکبر، دردهایِ عشقِ شکست خورده، معطل شدن در دیوانخانهها، وقاحتِ منصبداران، تحقیرهایی که لایقانِ صبور از نالایقان میبینند، تن به تحمل دهد؟ کیست که حاضر به بردنِ این بارها باشد و بخواهد یکسر زیر فشارِ زندگانیِ پُر ملال ناله سر دهد و عرق بریزد؟ اما ترس از این که بعد از مرگ چه خواهد گذشت، در آن سرزمینِ نامکشوفی که هیچ مسافری از سرحدش برنمیگردد، اراده را سست میگردانَد. همین است که ما را وا میدارد تا رنجهایی را که میکشیم تحمل کنیم و نخواهیم خود را به میانِ رنجهایِ دیگری پرتاب کنیم که چیزی از آنها نمیدانیم. تفکر همهی ما را ترسو میگرداند.
هملت
شکسپیر
@flith
بودن یا نبودن. مسئله این است. آیا بهتر آن است که ضربهها و لطمههایِ روزگارِ غدّار را تاب بیاوری یا آن که اسلحه در دست گیری و با انبوهِ مشکلات بجنگی تا آن ناگواریها را از میان برداری؟ مُردن آیا فقط خوابیدنی است؟ چیزِ بیشتری نیست؟ اگر خوابِ مرگ دردهایِ قلبِ ما و هزاران دردِ دیگری را پایان میبخشد که طبیعت بر جسمِ ما مستولی میگردانَد، پایانی است که البته باید آرزومندش باشیم. مردن... خوابیدن... اما شاید هم خواب دیدن. آه، همین است که مانع می شود. این که وقتی این جسمِ خاکی را دور انداختیم، شاید در آن خوابِ مرگْ خوابهایِ پریشانی ببینیم! ترس از این رویاهاست که ما را به تأمل وا میدارد و عمرِ مصیبت و سختی را اینچنین طولانی میکند. چراکه اگر شخص به یقین بداند میتوان خود را با خنجری برهنه آسوده کرد، کیست که در مقابلِ لطمهها و خفّتهایِ زمانه، ظلمِ ظالم، کِبرِ متکبر، دردهایِ عشقِ شکست خورده، معطل شدن در دیوانخانهها، وقاحتِ منصبداران، تحقیرهایی که لایقانِ صبور از نالایقان میبینند، تن به تحمل دهد؟ کیست که حاضر به بردنِ این بارها باشد و بخواهد یکسر زیر فشارِ زندگانیِ پُر ملال ناله سر دهد و عرق بریزد؟ اما ترس از این که بعد از مرگ چه خواهد گذشت، در آن سرزمینِ نامکشوفی که هیچ مسافری از سرحدش برنمیگردد، اراده را سست میگردانَد. همین است که ما را وا میدارد تا رنجهایی را که میکشیم تحمل کنیم و نخواهیم خود را به میانِ رنجهایِ دیگری پرتاب کنیم که چیزی از آنها نمیدانیم. تفکر همهی ما را ترسو میگرداند.
هملت
شکسپیر
@flith
☘☘☘
#یادداشت_های_دلتنگی
اگر از خود مطمئن نیستیم، سرک نکشیم به خلوت کسی. توجه نکنیم، محبت نشان ندهیم، اهلی نکنیم. اگر شهامت دل بستن نداریم، دلبری هم نکنیم. اگر معیارها و خواسته هایمان را در کسی نمی بینیم، دور باشیم و از ترس تنهایی رویایی دروغین نبافیم. یاد بگیریم آفت آرامش کسی نباشیم.
حواسمان نبوده و بازی را بلد نبوده ایم که حالا روزگار پر شده از دل های شکسته. دل های لبه دار ، دل های تیز. اگر از زخمی کردن نمی ترسیم، لااقل از زخمی شدن بترسیم. دنیا دایره بسته بسیار کوچکی است...
#حمید_سلیمی
@flith
#یادداشت_های_دلتنگی
اگر از خود مطمئن نیستیم، سرک نکشیم به خلوت کسی. توجه نکنیم، محبت نشان ندهیم، اهلی نکنیم. اگر شهامت دل بستن نداریم، دلبری هم نکنیم. اگر معیارها و خواسته هایمان را در کسی نمی بینیم، دور باشیم و از ترس تنهایی رویایی دروغین نبافیم. یاد بگیریم آفت آرامش کسی نباشیم.
حواسمان نبوده و بازی را بلد نبوده ایم که حالا روزگار پر شده از دل های شکسته. دل های لبه دار ، دل های تیز. اگر از زخمی کردن نمی ترسیم، لااقل از زخمی شدن بترسیم. دنیا دایره بسته بسیار کوچکی است...
#حمید_سلیمی
@flith
اغلب برای بردن ما به سوی نابودی،عاملان تاریکی حقیقت را به ما میگویند،با گفتن حقایق کوچک اعتماد ما را جلب میکنند تا به بدترین شکل به ما آسیب بزنند...
نمایشنامه #مکبث
#ویلیام_شکسپیر
@flith
نمایشنامه #مکبث
#ویلیام_شکسپیر
@flith
امروز (۱۹ نوامبر) روز جهانی مردان است. بله! ما روز جهانی مردان داریم. چندین سال است که پژوهشهای مختلف و نهادهای بینالمللی هشدار میدهند که مردان دارند از فرهنگ «مردانگی مسموم» ساختهی دست خودشان آسیب میبینند. آمار نشان میدهد مهمترین دلیل جهانی مرگ مردان زیر ۴۵ سال، خودکشی است. دلیل اصلی، انتظارات فراوانی از مردان میرود که ناشی از فرهنگها و رسوم جنسیتزده است و همینطور نگاه جنسیتزدهای که میخواهد مرد «جدی» باشد، احساسات واقعی خود را بروز ندهد، محکم باشد، مدام نگرانیها و ترسها و خود واقعیاش را پشت ماسک پنهان کند و در یک کلام «مرد» باشد! دلیل دیگر، این واقعیت دردناک است که شمار چشمگیری از مردان هیچ «دوست واقعی» ندارند. دوستی که بتوانند با او درددل کنند، سفرهی دل بگشایند، از نگرانیها و اضطراب و هراس و شکستهدلی بگویند، از گرایش جنسی واقعیشان، از گذشته و آینده و ...
در روز جهانی مرد، خوب است گزارش صادقانه و مهم بیلی بیکر در «بوستون گلوب» را مرور کنیم و به خودمان و دیگران یادآوری کنیم که فرهنگ جنسیتزده، دمار از روزگار همهی ما از هر جنسیت درمیآورد و زخمی و قربانی بهجا میگذارد:
بیلی بیکر چهلوچندساله است، سالهاست در «بوستونگلوب» کار میکند، ازدواج کرده و دو بچهی کوچک دارد. بچهها که بهدنیا آمدند به محلهای در حاشیهی شهر اسبابکشی کردند تا بتوانند خانهای بزرگتر با حیاط بخرند تا بچهها بتوانند در فضایی بزرگتر و میان دارودرخت بزرگ شوند. او کار میکند، ماشین بزرگی دارد (کلیشهی خانوادهی آمریکایی که خارج از شهر زندگی میکنند) روزها مسیر طولانی را تا روزنامه میراند، صبحها سعی میکند قبل کار به باشگاه ورزش برود یا بدود. شبها حتما قبل از خواب بچهها، یک ساعت وقت برای بازی و خنده با آنها بگذارد، آخرهفتهها بیشتر وقت را با زن و بچههایش بگذراند، سالی یکی دوبار تعطیلات بروند و ...همه چیز یک کلیشهی بسیار عادی و رایج زندگی خانوادگی طبقهی متوسط و متوسط رو به بالا در آمریکا است.
چندوقت پیش روزی سردبیرش او را به اتاق صدا کرد و گفت یک سوژه عالی دارد که راست کار اوست. سردبیر به آمار دهها سال بررسی دولت فدرال اشاره کرد: مردم در آمریکا بیشتر از اینکه از چاقی مفرط و دیابت و سیگار کشیدن بمیرند، از «تنهایی» و حس عمیق بیکسی میمیرند. آدمیزاد (بهویژه مردان میانسال) تنهایند، اغلب اوقات هم در حال انکار این وضعیت و تنهایی مدتهاست یک عامل جدی مرگومیر و بهخطرانداختن سلامت است و کسی دربارهاش حرفی هم نمیزند. حالا سردبیر از بیکر میخواست برود تحقیق و دربارهی این موضوع یک مطلب مفصل بنویسد. بیکر بهش برخورد، چرا سردبیر فکر کرده او آدم مناسبی است که این سوژه را دنبال کند؟ او که یک دوجین رفیق صمیمی و معاشر دارد. مثلا همین دوست قدیمیاش مارک، همکلاسی دوران دبیرستان بودند و هنوز باهم حرف میزنند و بیرون میروند. صبر کن ببینم... سالی چندبار هم را میبینند؟ چهار یا حداکثر پنجبار... روری چی؟ روری هم دوست صمیمی قدیمیاش است. آخرینبار کی روری را دید؟ بیشتر از یک سال از آخرین قرارشان گذشته... خب این همه همکارانش سرکار هستند که باهم ناهار میخورند و قهوه صبح و گپ میزنند....کی را گول میزنیم؟ چرا میخواهیم به خودمان بقبولانیم همکارانی که هر روز چندساعت میبینیم و گاه گپی میزنیم «دوست و رفیق» ما هستند آخه؟
بیلی بیکر هی فهرست دوستاناش را ردیف کرد و وقتی پشت میزش برگشت، واقعیت عین پتک بر سرش فرود آمد: بله، او «لوزر» است و تنها و فکر میکند کلی دوست و رفیق دارد. دکتر ریچارد شوارتز، محققی که اصلا دربارهی این معضل فراگیر تنهایی آدمیزاد در قرن ۲۱ کتابی نوشته است، از شنیدن ماجرای زندگی روزمرهی بیکر هیچ تعجب نکرد. گفت ماجرای کلیشه و تکراری تنهایی همین است. درگیر و گرفتار زندگی خانوادگی و کار و مشغلهای، وقتی اگر باقی بماند ترجیح میدی یا باید صرف رسیدگی به امورات بچهها و خانه و زندگی خانوادگی کنی، بقیه دوستانات هم همیناند و بهسادگی و بدون اینکه حتا متوجه بشوید میبینید دیگر مدتهاست باهم حرف نزدید یا نشده یک قرار دورهمی بگذارید. تنهایی آوار میشود و جاری روزمره میشود.
ادامه مطلب را در زیر بخوانید:
تنهایی، بزرگترین خطر مردانگی
@FarnazSeifi
@flith
در روز جهانی مرد، خوب است گزارش صادقانه و مهم بیلی بیکر در «بوستون گلوب» را مرور کنیم و به خودمان و دیگران یادآوری کنیم که فرهنگ جنسیتزده، دمار از روزگار همهی ما از هر جنسیت درمیآورد و زخمی و قربانی بهجا میگذارد:
بیلی بیکر چهلوچندساله است، سالهاست در «بوستونگلوب» کار میکند، ازدواج کرده و دو بچهی کوچک دارد. بچهها که بهدنیا آمدند به محلهای در حاشیهی شهر اسبابکشی کردند تا بتوانند خانهای بزرگتر با حیاط بخرند تا بچهها بتوانند در فضایی بزرگتر و میان دارودرخت بزرگ شوند. او کار میکند، ماشین بزرگی دارد (کلیشهی خانوادهی آمریکایی که خارج از شهر زندگی میکنند) روزها مسیر طولانی را تا روزنامه میراند، صبحها سعی میکند قبل کار به باشگاه ورزش برود یا بدود. شبها حتما قبل از خواب بچهها، یک ساعت وقت برای بازی و خنده با آنها بگذارد، آخرهفتهها بیشتر وقت را با زن و بچههایش بگذراند، سالی یکی دوبار تعطیلات بروند و ...همه چیز یک کلیشهی بسیار عادی و رایج زندگی خانوادگی طبقهی متوسط و متوسط رو به بالا در آمریکا است.
چندوقت پیش روزی سردبیرش او را به اتاق صدا کرد و گفت یک سوژه عالی دارد که راست کار اوست. سردبیر به آمار دهها سال بررسی دولت فدرال اشاره کرد: مردم در آمریکا بیشتر از اینکه از چاقی مفرط و دیابت و سیگار کشیدن بمیرند، از «تنهایی» و حس عمیق بیکسی میمیرند. آدمیزاد (بهویژه مردان میانسال) تنهایند، اغلب اوقات هم در حال انکار این وضعیت و تنهایی مدتهاست یک عامل جدی مرگومیر و بهخطرانداختن سلامت است و کسی دربارهاش حرفی هم نمیزند. حالا سردبیر از بیکر میخواست برود تحقیق و دربارهی این موضوع یک مطلب مفصل بنویسد. بیکر بهش برخورد، چرا سردبیر فکر کرده او آدم مناسبی است که این سوژه را دنبال کند؟ او که یک دوجین رفیق صمیمی و معاشر دارد. مثلا همین دوست قدیمیاش مارک، همکلاسی دوران دبیرستان بودند و هنوز باهم حرف میزنند و بیرون میروند. صبر کن ببینم... سالی چندبار هم را میبینند؟ چهار یا حداکثر پنجبار... روری چی؟ روری هم دوست صمیمی قدیمیاش است. آخرینبار کی روری را دید؟ بیشتر از یک سال از آخرین قرارشان گذشته... خب این همه همکارانش سرکار هستند که باهم ناهار میخورند و قهوه صبح و گپ میزنند....کی را گول میزنیم؟ چرا میخواهیم به خودمان بقبولانیم همکارانی که هر روز چندساعت میبینیم و گاه گپی میزنیم «دوست و رفیق» ما هستند آخه؟
بیلی بیکر هی فهرست دوستاناش را ردیف کرد و وقتی پشت میزش برگشت، واقعیت عین پتک بر سرش فرود آمد: بله، او «لوزر» است و تنها و فکر میکند کلی دوست و رفیق دارد. دکتر ریچارد شوارتز، محققی که اصلا دربارهی این معضل فراگیر تنهایی آدمیزاد در قرن ۲۱ کتابی نوشته است، از شنیدن ماجرای زندگی روزمرهی بیکر هیچ تعجب نکرد. گفت ماجرای کلیشه و تکراری تنهایی همین است. درگیر و گرفتار زندگی خانوادگی و کار و مشغلهای، وقتی اگر باقی بماند ترجیح میدی یا باید صرف رسیدگی به امورات بچهها و خانه و زندگی خانوادگی کنی، بقیه دوستانات هم همیناند و بهسادگی و بدون اینکه حتا متوجه بشوید میبینید دیگر مدتهاست باهم حرف نزدید یا نشده یک قرار دورهمی بگذارید. تنهایی آوار میشود و جاری روزمره میشود.
ادامه مطلب را در زیر بخوانید:
تنهایی، بزرگترین خطر مردانگی
@FarnazSeifi
@flith
☘☘☘
كرونا بي امان مي كشد؛تلاقي فرهنگ جامعه با عملكرد دولت
سجاد بهزادی
امروز دقيقا يک سال از شناسایی اولين مورد ابتلا به Covid 19 در چين میگذرد، اين بيماری تا به امروز جان یک ميليون و ۲۵۰ هزار نفر را در سراسر جهان گرفته است.
كشور ما نیز در ركورد مرگ بيماران كرونايي خود در جهان انگشت نما شده است.مانند خيلي از مرگ هاي ديگر.مرگ جاده اي ومرگ در سانحه هوايي و مرگ پشت مرگ.به قول شاملو "مرگ اینك موج سنگین گذرزمان است که در ما می گذرد."در كشور ما سالهاست مرگ و فقر با هم الفتي ديرينه دارند و زنده ماندن انسان ها با شاخص های نسبی رفاه یک آرزو شده است و چهره جامعه نشاط انگيز نيست.
حالا كرونا امان مان را بريده است. رییس سازمان نظام پزشکی مي گويد از میان افراد بستری شده در بیمارستان حدود ۱۵ % جانشان را از دست میدهند در حالي كه اين ميزان در كشور هاي ديگر دو درصد است.
یک دلیل مهم که مرگ و میر ها در کشور کم نمی شود و در یک سالگی کرونا آمار کشته ها روند صعودی دارد اینست که بر عکس دیگر کشورها صورت مسئله برای ما چندان روشن نیست و علت و معلول این مصیبت بزرگ هر کدام دیگری را متهم می کند.
دولت مي گويد "محل موبايل ها ورفت وآمد هاي مردم را در نظر دارد ومردم رفوزه شدند، هنوز برخی مردم در این شرایط حاضر نیستند از سفرهای تفریحی و پاساژگردی دست بردارند و فقط ۴۲ % مردم رعایت می کنند. درنهايت وزير بهداشت فرياد مي زند چقدر من و همکارانم باید التماس کنیم."
از طرفي ديگر جامعه نيز دولت را عامل اين وضعيت مي داند.بر اساس نظريه قرارداد اجتماعي" جان لاک" ، ما ملت ها از حق آزادی مطلق خود گذشتیم و حق حکمرانی را به دولت ها اعطا کردیم تا سلامت و امنیت ما تضمین شود.جامعه ايران بر اين باور است اگر كشور از نظر اقتصادي و سياسي مانند بسياري از كشورهاي ديگر، در شرايط عادي قرار داشت و دولت ها کارآمد بودند، هزینه زندگی گران نبود و دولت برنامه حمايت اقتصادي از قشرهاي آسيب پذير داشت ؛ شاهد ركورد زني پياپي در مرگ انسان ها نبوديم.
اينجا هست كه شعور و فرهنگ جامعه با عملكرد دولت با هم تلاقي پيدا كرده است و حاصل آن وضعيت نگران كننده اي است كه نشانه اي از بهبود در آن ديده نمي شود.
عده اي از صاحبنظران هم بر اين باورند كه کرونا در ايران مسئله بهداشتی نیست؛ بلكه سیاسی اجتماعی است.در جایی سخن وزير بهداشت اين باور را تاييد مي كند." ایهاالناس بدانید که من به تنهایی نمیتوانم اپیدمی جمع بکنم. اگر روزی شکستی را به پای ما بنویسند دهانم را باز میکنم و مقصران را خواهم گفت." لذا عدم التزام به تصمیمات سیاسی واقتصادي مرتبط با كرونا و عدم اشراف و تسلط دولت بر همه امور و جوانب، سبب شده است كشور در معرض آزمون مدیریت و راستی آزمایی مهمي قرار بگيرد.
مانند هميشه و با نگاه ايدئولوژيك عده اي نيز آمريكا را سبب مرگ ومير جامعه ايران در اثر اپيدمي كرونا مي دانند.در تازه ترين اظهارات وزیر نفت گفته است "دولت آمریکا مسئول کشته شدن روزانه ۴۰۰ نفر از مردم ایران بهدلیل همهگیری کروناست".
گير افتاده ايم ميان دولتي كه فرهنگ جامعه را و جامعه اي كه عملكرد و ناكارامدي دولت را و ديدگاهي كه آمريكا را مقصر مرگ هاي پي درپي امروز جامعه ايران به خاطر شيوع ويروس كرونا مي داند.کرونا شعور جامعه و كارآمدي سيستم سياسي و بهداشتي ما را محک زده است.
اکنون کشور مرحله تازه ای از اپیدمی کرونارا تجربه می کند و وزیر بهداشت می گوید" این آخرین فرصت تابآوری نظام سلامت است، اگر مردم کوتاه بیایند بازی را میبازیم و به مرگهای ۴ رقمی میرسیم. مرگ چهار رقمی یعنی به ورطهای خواهیم رسید که خلاص شدن از آن دشوار است."
بر اساس حقیقتی که پیش چشم ماست و نمی توان آن را انکار کرد باید از همین الان گفت بازنده هستیم. وضعيتي از بحران در بخش هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي جامعه امروز ايران به خوبي عيان است.عامل اين بحران تلاقی ناكارآمدي اجزاء سيستم و عملكرد مسئولان و فرهنگ جامعه است.بر اين اساس در عرصه هاي عمومي نارضايتي بالايي از سطوح مدیریت وجود دارد که سالهاست روی هم تلنبار شده است.
اما دولت - ملت در ایران چقدر و تا كجا می خواهد با بحران های پیش روی خود سردرگم باشد و تهدید ها را به فرصت نزدیک نکند؟
جامعه به شهروند و الیت هایی (نخبگانی ) نیاز دارد که ناظر بر تخصص و تعهد خود، در موقعیتی که قرار می گیرند مسئولیت پذیر و کنشگری فعال در جریان توسعه باشند و به دولتی نیاز دارد که به بازتولید الیت های ناکارآمد کمک نکند و به جای آنکه با سردرگمی اجزاء سیستم را در پوسته زیبای پوپولیست گرایی تقویت کند به مفاهیم واقعی توسعه باور داشته باشد و در این مسیر برنامه ریزی کند.
@flith
كرونا بي امان مي كشد؛تلاقي فرهنگ جامعه با عملكرد دولت
سجاد بهزادی
امروز دقيقا يک سال از شناسایی اولين مورد ابتلا به Covid 19 در چين میگذرد، اين بيماری تا به امروز جان یک ميليون و ۲۵۰ هزار نفر را در سراسر جهان گرفته است.
كشور ما نیز در ركورد مرگ بيماران كرونايي خود در جهان انگشت نما شده است.مانند خيلي از مرگ هاي ديگر.مرگ جاده اي ومرگ در سانحه هوايي و مرگ پشت مرگ.به قول شاملو "مرگ اینك موج سنگین گذرزمان است که در ما می گذرد."در كشور ما سالهاست مرگ و فقر با هم الفتي ديرينه دارند و زنده ماندن انسان ها با شاخص های نسبی رفاه یک آرزو شده است و چهره جامعه نشاط انگيز نيست.
حالا كرونا امان مان را بريده است. رییس سازمان نظام پزشکی مي گويد از میان افراد بستری شده در بیمارستان حدود ۱۵ % جانشان را از دست میدهند در حالي كه اين ميزان در كشور هاي ديگر دو درصد است.
یک دلیل مهم که مرگ و میر ها در کشور کم نمی شود و در یک سالگی کرونا آمار کشته ها روند صعودی دارد اینست که بر عکس دیگر کشورها صورت مسئله برای ما چندان روشن نیست و علت و معلول این مصیبت بزرگ هر کدام دیگری را متهم می کند.
دولت مي گويد "محل موبايل ها ورفت وآمد هاي مردم را در نظر دارد ومردم رفوزه شدند، هنوز برخی مردم در این شرایط حاضر نیستند از سفرهای تفریحی و پاساژگردی دست بردارند و فقط ۴۲ % مردم رعایت می کنند. درنهايت وزير بهداشت فرياد مي زند چقدر من و همکارانم باید التماس کنیم."
از طرفي ديگر جامعه نيز دولت را عامل اين وضعيت مي داند.بر اساس نظريه قرارداد اجتماعي" جان لاک" ، ما ملت ها از حق آزادی مطلق خود گذشتیم و حق حکمرانی را به دولت ها اعطا کردیم تا سلامت و امنیت ما تضمین شود.جامعه ايران بر اين باور است اگر كشور از نظر اقتصادي و سياسي مانند بسياري از كشورهاي ديگر، در شرايط عادي قرار داشت و دولت ها کارآمد بودند، هزینه زندگی گران نبود و دولت برنامه حمايت اقتصادي از قشرهاي آسيب پذير داشت ؛ شاهد ركورد زني پياپي در مرگ انسان ها نبوديم.
اينجا هست كه شعور و فرهنگ جامعه با عملكرد دولت با هم تلاقي پيدا كرده است و حاصل آن وضعيت نگران كننده اي است كه نشانه اي از بهبود در آن ديده نمي شود.
عده اي از صاحبنظران هم بر اين باورند كه کرونا در ايران مسئله بهداشتی نیست؛ بلكه سیاسی اجتماعی است.در جایی سخن وزير بهداشت اين باور را تاييد مي كند." ایهاالناس بدانید که من به تنهایی نمیتوانم اپیدمی جمع بکنم. اگر روزی شکستی را به پای ما بنویسند دهانم را باز میکنم و مقصران را خواهم گفت." لذا عدم التزام به تصمیمات سیاسی واقتصادي مرتبط با كرونا و عدم اشراف و تسلط دولت بر همه امور و جوانب، سبب شده است كشور در معرض آزمون مدیریت و راستی آزمایی مهمي قرار بگيرد.
مانند هميشه و با نگاه ايدئولوژيك عده اي نيز آمريكا را سبب مرگ ومير جامعه ايران در اثر اپيدمي كرونا مي دانند.در تازه ترين اظهارات وزیر نفت گفته است "دولت آمریکا مسئول کشته شدن روزانه ۴۰۰ نفر از مردم ایران بهدلیل همهگیری کروناست".
گير افتاده ايم ميان دولتي كه فرهنگ جامعه را و جامعه اي كه عملكرد و ناكارامدي دولت را و ديدگاهي كه آمريكا را مقصر مرگ هاي پي درپي امروز جامعه ايران به خاطر شيوع ويروس كرونا مي داند.کرونا شعور جامعه و كارآمدي سيستم سياسي و بهداشتي ما را محک زده است.
اکنون کشور مرحله تازه ای از اپیدمی کرونارا تجربه می کند و وزیر بهداشت می گوید" این آخرین فرصت تابآوری نظام سلامت است، اگر مردم کوتاه بیایند بازی را میبازیم و به مرگهای ۴ رقمی میرسیم. مرگ چهار رقمی یعنی به ورطهای خواهیم رسید که خلاص شدن از آن دشوار است."
بر اساس حقیقتی که پیش چشم ماست و نمی توان آن را انکار کرد باید از همین الان گفت بازنده هستیم. وضعيتي از بحران در بخش هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي جامعه امروز ايران به خوبي عيان است.عامل اين بحران تلاقی ناكارآمدي اجزاء سيستم و عملكرد مسئولان و فرهنگ جامعه است.بر اين اساس در عرصه هاي عمومي نارضايتي بالايي از سطوح مدیریت وجود دارد که سالهاست روی هم تلنبار شده است.
اما دولت - ملت در ایران چقدر و تا كجا می خواهد با بحران های پیش روی خود سردرگم باشد و تهدید ها را به فرصت نزدیک نکند؟
جامعه به شهروند و الیت هایی (نخبگانی ) نیاز دارد که ناظر بر تخصص و تعهد خود، در موقعیتی که قرار می گیرند مسئولیت پذیر و کنشگری فعال در جریان توسعه باشند و به دولتی نیاز دارد که به بازتولید الیت های ناکارآمد کمک نکند و به جای آنکه با سردرگمی اجزاء سیستم را در پوسته زیبای پوپولیست گرایی تقویت کند به مفاهیم واقعی توسعه باور داشته باشد و در این مسیر برنامه ریزی کند.
@flith