رتبه ۸ کنکور سراسری رشته ریاضی ۱۳۹۹ ، در شهر خاوران اینگونه در کلاس آنلاین شرکت می کند .
محمد تسلیمی دانشجوی رشته برق دانشگاه صنعتی شریف تهران ، در شهرک جلیل آباد شهر خاوران در ۶۰ کیلومتری شهرستان جهرم به دلیل نبود اینترنت پرسرعت به سختی سر کلاس درس آنلاین این دانشگاه شرکت می کند.
لازم به ذکر است که این شهر تا چندی پیش جزء یکی از بخشهای تابعه شهرستان جهرم بوده و زادگاه محمد جواد آذری جهرمی وزیر مخابرات می باشد.
مشکلی که مردم علاوه بر نقاط دورافتاده در خیلی از شهرها نیز دارند.
@flith
محمد تسلیمی دانشجوی رشته برق دانشگاه صنعتی شریف تهران ، در شهرک جلیل آباد شهر خاوران در ۶۰ کیلومتری شهرستان جهرم به دلیل نبود اینترنت پرسرعت به سختی سر کلاس درس آنلاین این دانشگاه شرکت می کند.
لازم به ذکر است که این شهر تا چندی پیش جزء یکی از بخشهای تابعه شهرستان جهرم بوده و زادگاه محمد جواد آذری جهرمی وزیر مخابرات می باشد.
مشکلی که مردم علاوه بر نقاط دورافتاده در خیلی از شهرها نیز دارند.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر کس قوانین جمهوری اسلامی را نمیپسندد، از کشور برود
مصاحبه با بهرام شکوری رئیس کمیسیون معادن اتاق بازرگانی و واکنش به انتشار عکس های دخترش که ساکن کاناداست.
#صبح_جماران_شب_لواسان
@flith
مصاحبه با بهرام شکوری رئیس کمیسیون معادن اتاق بازرگانی و واکنش به انتشار عکس های دخترش که ساکن کاناداست.
#صبح_جماران_شب_لواسان
@flith
☘☘☘
پرزیدنت ترامپ چگونه میتواند در قدرت بماند؟ :
فرید زکریا تحلیلگر CNN
در شرایطی که دونالد ترامپ شکایتهایی را برای به چالش کشیدن دهها هزار آرای پستی تنظیم کرده مجالس ایالتی ممکن است تصمیم بگیرند خودشان الکتورها را انتخاب کنند.
از میان ۹ ایالت کلیدی، مجالس ایالتی ۸ ایالت در کنترل جمهوریخواهان است.
اگر یک یا چند تا از این ایالتها بگویند که آرا مشکل داشتهاند و در آنها تخلف صورت گرفته میتوانند الکتورهای قانونی از نظر خودشان که قاعدتاً جمهوریخواه خواهند بود را به جلسه مجمع گزینندگان ارسال کنند.
دموکراتها ممکن است با این موضوع مخالفت کنند و شکایتنامههایی تنظیم کنند. بعضی از آن ایالتها فرماندارها یا وزرای داخلیشان دموکرات است که آنها هم ممکن است الکتورهای مد نظرخودشان را به مجمع گزینندگان بفرستند.
این مسئله، ابهامها را دو چندان میکند اما این دقیقاً ممکن است بخشی از نقشه جمهوریخواهان باشد. چون، زمانی که کنگره روز ۶ ژانویه برای شمردن آرای الکتورها تشکیل جلسه میدهد، مشروعیت برخی از الکتورها با چالش رو به رو خواهد بود.
این احتمال وجود دارد که جمهوریخواهان کنگره تصمیم بگیرند آرای الکترال ایالتهای محل مناقشه نباید به حساب آورده شوند. تصور کنید که در این سناریو، آرای الکترال میشیگان باطل شوند. در این شرایط، هیچیک از دو کاندید، ۲۷۰ رأی الکترال لازم برای پیروزی در انتخابات را نخواهد داشت.
در چنین شرایطی، قانون اساسی آمریکا میگوید مجلس نمایندگان باید با رأیگیری سرنوشت انتخابات ریاستجمهوری را مشخص کند. در این رأیگیری هر ایالت، حق تنها یک رأی دارد.
در انتخابات سال جاری ۲۶ ایالت رأیشان جمهوریخواه و ۲۳ ایالت رأیشان دموکرات بوده است.
بنابراین نتیجه این رأیگیری، انتخاب مجدد دونالد ترامپ خواهد بود.
پرزیدنت ترامپ لازم نیست غیر از پذیرش این نتیجه که مبتنی بر قانون اساسی است کاری انجام دهد.
@flith
پرزیدنت ترامپ چگونه میتواند در قدرت بماند؟ :
فرید زکریا تحلیلگر CNN
در شرایطی که دونالد ترامپ شکایتهایی را برای به چالش کشیدن دهها هزار آرای پستی تنظیم کرده مجالس ایالتی ممکن است تصمیم بگیرند خودشان الکتورها را انتخاب کنند.
از میان ۹ ایالت کلیدی، مجالس ایالتی ۸ ایالت در کنترل جمهوریخواهان است.
اگر یک یا چند تا از این ایالتها بگویند که آرا مشکل داشتهاند و در آنها تخلف صورت گرفته میتوانند الکتورهای قانونی از نظر خودشان که قاعدتاً جمهوریخواه خواهند بود را به جلسه مجمع گزینندگان ارسال کنند.
دموکراتها ممکن است با این موضوع مخالفت کنند و شکایتنامههایی تنظیم کنند. بعضی از آن ایالتها فرماندارها یا وزرای داخلیشان دموکرات است که آنها هم ممکن است الکتورهای مد نظرخودشان را به مجمع گزینندگان بفرستند.
این مسئله، ابهامها را دو چندان میکند اما این دقیقاً ممکن است بخشی از نقشه جمهوریخواهان باشد. چون، زمانی که کنگره روز ۶ ژانویه برای شمردن آرای الکتورها تشکیل جلسه میدهد، مشروعیت برخی از الکتورها با چالش رو به رو خواهد بود.
این احتمال وجود دارد که جمهوریخواهان کنگره تصمیم بگیرند آرای الکترال ایالتهای محل مناقشه نباید به حساب آورده شوند. تصور کنید که در این سناریو، آرای الکترال میشیگان باطل شوند. در این شرایط، هیچیک از دو کاندید، ۲۷۰ رأی الکترال لازم برای پیروزی در انتخابات را نخواهد داشت.
در چنین شرایطی، قانون اساسی آمریکا میگوید مجلس نمایندگان باید با رأیگیری سرنوشت انتخابات ریاستجمهوری را مشخص کند. در این رأیگیری هر ایالت، حق تنها یک رأی دارد.
در انتخابات سال جاری ۲۶ ایالت رأیشان جمهوریخواه و ۲۳ ایالت رأیشان دموکرات بوده است.
بنابراین نتیجه این رأیگیری، انتخاب مجدد دونالد ترامپ خواهد بود.
پرزیدنت ترامپ لازم نیست غیر از پذیرش این نتیجه که مبتنی بر قانون اساسی است کاری انجام دهد.
@flith
«مریم اربابی»، آموزگار مدارس ابتدایی گرمه از شهرستانهای خراسان شمالی که چند روز پیش به علت ابتلا به کووید ۱۹ در بیمارستان بستری شده بود، درگذشت .
تصویرش روی تخت بیمارستان، گوشی در دست و در حال آموزش، دل ما را به درد آورد..
یادش گرامی باد
@flith
تصویرش روی تخت بیمارستان، گوشی در دست و در حال آموزش، دل ما را به درد آورد..
یادش گرامی باد
@flith
☘☘☘
با التماس از شما می خواهیم در برابر حوادث هر روزه نگویید: «طبیعی است.»
در عصری که آشفتگی فرمانروا و خون روان است، در عصری که امر به آشوب می کنند، در عصری که خودکامگی قدرت قانون به خود می گیرد،
در عصری که انسانیت ترکِ مردمی می گوید... هرگز نگویید : "طبیعی است"
تا هیچ چیز تغییرناپذیر شمرده نشود...
#استثناءوقاعده
#برتولت_برشت
@flith
با التماس از شما می خواهیم در برابر حوادث هر روزه نگویید: «طبیعی است.»
در عصری که آشفتگی فرمانروا و خون روان است، در عصری که امر به آشوب می کنند، در عصری که خودکامگی قدرت قانون به خود می گیرد،
در عصری که انسانیت ترکِ مردمی می گوید... هرگز نگویید : "طبیعی است"
تا هیچ چیز تغییرناپذیر شمرده نشود...
#استثناءوقاعده
#برتولت_برشت
@flith
☘☘☘
مردی که "نیما" برایش شعر گفت!
احسان محمدی
یکی از ضعف های ما ایرانیان شاید این است که خادمان واقعی خود را نمیشناسیم گویی آنها در تاریخ ما مُردهاند، مردم عادی را نمی گویم حتی تحصیل کرده هایمان را. هیچ نامی از این بزرگمرد در هیچ کجا نیست!**
میرزا حسن تبریزی مشهور به رشدیه یکی از کسانی است که برای تاسیس مدارس جدید خون دل ها خورد. وی در سیزدهم تیر ۱۲۳۰ خورشیدی در تبریز به دنیا آمد. در جوانی، به تشویق پدر، کشورهای عثمانی را برای تحصیل علوم برگزید. دو سال نیز در مدرسۀ فرانسویزبان بیروت تحصیل کرد.
ناصرالدین شاه، از میرزا حسن خواست تا برای تاسیس مدرسه ی ابتدایی از ایروان به ایران بازگردد اما خائنان و ابلهان روزگار شاه را اغوا کردند که رشدیه می خواهد با تاسیس دبستان جدید، قانون اروپایی را در ایران رواج دهد که برای سلطنت، خطرناک خواهد بود!
بعدها که به ایران آمد اولین دبستان را تاسیس کرد. اما مکتب داران که دکان خود را کساد دیدند و پیشرفت مدرسه ی جدید را مخالف مصالح خود دانستند، به جنب و جوش افتاده و رئیس السادات یکی از علمای بی علم را وادار نمودند، رشدیه را تکفیر و فتوای انهدام مدرسه ی جدید را صادر کند. بدین ترتیب اوباش با چوب و چماق به خدمت شا گردان دبستان و معلمین رسیدند. رشدیه نیز شبانه به مشهد فرار کرد.
پس از شش ماه دوباره به تبریز باز گشت و دومین مدرسه را در محله ی بازار تاسیس کرد. دومین مدرسه هم مورد هجوم قرار گرفت و رشدیه باز هم به مشهد فرار کرد.
مدرسه ی سوم را در محله ی چرنداب تبریز تاسیس نمود. این بار، طلبه های علوم دینی مدرسه ی صادقیه به تحریک مکتب داران جاهل و کهنه پرست به مدرسه حمله کردند و به غارت پرداخته و رشدیه را تهدید به قتل نمودند.
چهارمین مدرسه را در محله ی نوبر تبریز، برای کودکان تهیدست بنیان گذاشت. این بار مکتب داران به ملا مهدی (پدر رشدیه) متوسل شدند و اولتیماتوم دادند.
پنجمین مدرسه را در محله ی بازار دائر نمود، باز هم مدرسه مورد هجوم واقع شد. دانش آموزان مجروح شدند و یکی از آنان به شهادت رسید. باز هم رشدیه به مشهد گریخت.
رشدیه در مشهد هم آرام نگرفت. در آنجا مدرسه ششم را تاسیس کرد اما آنجا نیز با هجوم کهنه پرستان مواجه شد. مدرسه را چپاول و دست اش را نیز شکستند.
هفتمین مدرسه را در لیلی آباد تبریز دایر نمود. این مدرسه به علت اعتقاد مردم به صداقت و پایمردی رشدیه و دیدن نتایج آموزش های او سه سال دوام یافت. این بار، مخالفان به او سوء قصد کردند و با شلیک تیری به پا مجروحش ساختند. با مجروح شدن او مدرسه هم بسته شد. پس از این واقعه هیچ کس یارای آن نداشت که خانه ی خود را برای مدرسه به او واگذار کند.
رشدیه با فروش کشتزار خود مدرسه ی هشتم را تاسیس کرد. در کلاس ها، میز و نمکت و تخته سیاه گذاشت و در میان ساعت کلاس، زمانی برای تفریح شاگردان در نظر گرفت که این تغییرات مورد توجه مردم قرار گرفت، اما چون صدای زنگ مدرسه به صدای ناقوس کلیسا، شبیه بود و بهانه به دست مخالفان می داد، ناچار شد از زنگ زدن در مدرسه چشم پوشی کند. این بار هم مدرسه را بوسیله ی بمبی که از باروت و زرنیخ ساخته شده بود، تخریب کردند.
رشدیه به قفقاز رفت. بعدها شایعه شد که رشدیه ضد امام زمان و اهل بیت است و اخیرا "بابی" شده است. پس از آن رشدیه به قم رفت و تا آخر عمر در این شهر سکونت داشت. در همان سال ورود مدرسه ای تاسیس کرد و در آن به تدریس مشغول شد.
وی سرانجام تکفیر شد و فتوای انهدام مدارس جدید صادر شد. به دنبال آن عدهای به مدارس جدید حمله کردند که و شروع به تخریب اموال مدرسه کردند، دانشآموزان را زخمی کردند و حتی چند تن از دانشآموزان نیز در این واقعه کشته شدند.
می گویند در هنگام تخریب یکی از این مدارس وی میخندید و میگفت: «این جاهلان نمیدانند که با این اعمال نمیتوانند جلو سیل بنیاد کن علم رابگیرند. یقین دارم که از هر آجر این مدرسه، خود مدرسه دیگری بنا خواهد شد. من آن روز را اگر زنده باشم، حتما خواهم دید»
میرزاحسن در آذر ۱۳۲۳ در قم در سن ۹۷ سالگی درگذشت.
نیما یوشیج در شعری می سراید:
یاد بعضی نفرات، روشنم می دارد
اعتصام، یوسف
حسن رشدیه
قوتم می بخشد
راه می اندازد
و اجاق کهن سرد سرایم
گرم می آید از گرمی عالی دمشان
نام بعضی نفرات
رزق روحم شده است
وقت هر دلتنگی و
سویشان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد ...
لازم به ذکر است که در شهر تبریز اماکنی مختلفی از جمله نام شهرک ویلایی، دانشگاه، پارک و... به افتخار میرزاحسن رشدیه نامگذاری شده است
@flith
مردی که "نیما" برایش شعر گفت!
احسان محمدی
یکی از ضعف های ما ایرانیان شاید این است که خادمان واقعی خود را نمیشناسیم گویی آنها در تاریخ ما مُردهاند، مردم عادی را نمی گویم حتی تحصیل کرده هایمان را. هیچ نامی از این بزرگمرد در هیچ کجا نیست!**
میرزا حسن تبریزی مشهور به رشدیه یکی از کسانی است که برای تاسیس مدارس جدید خون دل ها خورد. وی در سیزدهم تیر ۱۲۳۰ خورشیدی در تبریز به دنیا آمد. در جوانی، به تشویق پدر، کشورهای عثمانی را برای تحصیل علوم برگزید. دو سال نیز در مدرسۀ فرانسویزبان بیروت تحصیل کرد.
ناصرالدین شاه، از میرزا حسن خواست تا برای تاسیس مدرسه ی ابتدایی از ایروان به ایران بازگردد اما خائنان و ابلهان روزگار شاه را اغوا کردند که رشدیه می خواهد با تاسیس دبستان جدید، قانون اروپایی را در ایران رواج دهد که برای سلطنت، خطرناک خواهد بود!
بعدها که به ایران آمد اولین دبستان را تاسیس کرد. اما مکتب داران که دکان خود را کساد دیدند و پیشرفت مدرسه ی جدید را مخالف مصالح خود دانستند، به جنب و جوش افتاده و رئیس السادات یکی از علمای بی علم را وادار نمودند، رشدیه را تکفیر و فتوای انهدام مدرسه ی جدید را صادر کند. بدین ترتیب اوباش با چوب و چماق به خدمت شا گردان دبستان و معلمین رسیدند. رشدیه نیز شبانه به مشهد فرار کرد.
پس از شش ماه دوباره به تبریز باز گشت و دومین مدرسه را در محله ی بازار تاسیس کرد. دومین مدرسه هم مورد هجوم قرار گرفت و رشدیه باز هم به مشهد فرار کرد.
مدرسه ی سوم را در محله ی چرنداب تبریز تاسیس نمود. این بار، طلبه های علوم دینی مدرسه ی صادقیه به تحریک مکتب داران جاهل و کهنه پرست به مدرسه حمله کردند و به غارت پرداخته و رشدیه را تهدید به قتل نمودند.
چهارمین مدرسه را در محله ی نوبر تبریز، برای کودکان تهیدست بنیان گذاشت. این بار مکتب داران به ملا مهدی (پدر رشدیه) متوسل شدند و اولتیماتوم دادند.
پنجمین مدرسه را در محله ی بازار دائر نمود، باز هم مدرسه مورد هجوم واقع شد. دانش آموزان مجروح شدند و یکی از آنان به شهادت رسید. باز هم رشدیه به مشهد گریخت.
رشدیه در مشهد هم آرام نگرفت. در آنجا مدرسه ششم را تاسیس کرد اما آنجا نیز با هجوم کهنه پرستان مواجه شد. مدرسه را چپاول و دست اش را نیز شکستند.
هفتمین مدرسه را در لیلی آباد تبریز دایر نمود. این مدرسه به علت اعتقاد مردم به صداقت و پایمردی رشدیه و دیدن نتایج آموزش های او سه سال دوام یافت. این بار، مخالفان به او سوء قصد کردند و با شلیک تیری به پا مجروحش ساختند. با مجروح شدن او مدرسه هم بسته شد. پس از این واقعه هیچ کس یارای آن نداشت که خانه ی خود را برای مدرسه به او واگذار کند.
رشدیه با فروش کشتزار خود مدرسه ی هشتم را تاسیس کرد. در کلاس ها، میز و نمکت و تخته سیاه گذاشت و در میان ساعت کلاس، زمانی برای تفریح شاگردان در نظر گرفت که این تغییرات مورد توجه مردم قرار گرفت، اما چون صدای زنگ مدرسه به صدای ناقوس کلیسا، شبیه بود و بهانه به دست مخالفان می داد، ناچار شد از زنگ زدن در مدرسه چشم پوشی کند. این بار هم مدرسه را بوسیله ی بمبی که از باروت و زرنیخ ساخته شده بود، تخریب کردند.
رشدیه به قفقاز رفت. بعدها شایعه شد که رشدیه ضد امام زمان و اهل بیت است و اخیرا "بابی" شده است. پس از آن رشدیه به قم رفت و تا آخر عمر در این شهر سکونت داشت. در همان سال ورود مدرسه ای تاسیس کرد و در آن به تدریس مشغول شد.
وی سرانجام تکفیر شد و فتوای انهدام مدارس جدید صادر شد. به دنبال آن عدهای به مدارس جدید حمله کردند که و شروع به تخریب اموال مدرسه کردند، دانشآموزان را زخمی کردند و حتی چند تن از دانشآموزان نیز در این واقعه کشته شدند.
می گویند در هنگام تخریب یکی از این مدارس وی میخندید و میگفت: «این جاهلان نمیدانند که با این اعمال نمیتوانند جلو سیل بنیاد کن علم رابگیرند. یقین دارم که از هر آجر این مدرسه، خود مدرسه دیگری بنا خواهد شد. من آن روز را اگر زنده باشم، حتما خواهم دید»
میرزاحسن در آذر ۱۳۲۳ در قم در سن ۹۷ سالگی درگذشت.
نیما یوشیج در شعری می سراید:
یاد بعضی نفرات، روشنم می دارد
اعتصام، یوسف
حسن رشدیه
قوتم می بخشد
راه می اندازد
و اجاق کهن سرد سرایم
گرم می آید از گرمی عالی دمشان
نام بعضی نفرات
رزق روحم شده است
وقت هر دلتنگی و
سویشان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد ...
لازم به ذکر است که در شهر تبریز اماکنی مختلفی از جمله نام شهرک ویلایی، دانشگاه، پارک و... به افتخار میرزاحسن رشدیه نامگذاری شده است
@flith
چند دقیقه است زٌل زدهام به این توئیت آقای حسامالدین آشنا مشاور رئیسجمهور و دارم فکر میکنم:
واقعاً معنی معیشت را میداند یا دارد سر به سرمان میگذارد؟
مگر چیزی از معیشت هم مانده که گروگان گرفته شود یا نه؟
استقلال و اقتدار دولت؟ استقلال و اقتدار؟ شوخی میکنید؟ این کلمات آبرو دارند آقای مشاور.
مخاطب این جملات کیست؟ خودتان خسته نشدید از این هواییزدنهای بیهدف؟ اگر جسارت ندارید با مخالفان دولت شجاعانه روبهرو شوید دست از این ژستهای قهرمانانه بردارید.
واقعاً عمدی برای عصبانی کردن مردم دارید یا توان تحلیلتان از جامعه همینقدر است؟ نظرات مردم را زیر همین توئیت بخوانید کافیست.
حرف زدن بلد نیستید، حرف نزدن که بلدید. مدتی روزه سکوت بگیرید، چیزی نگویید، به خدا مصرف قرص سردرد را کاهش میدهید. به خدا لطف بزرگی به ما مردم میکنید که گروگان مدیریت امثال شما هستیم!
خدایا به مسئولان ما سکوت و به ما چگونه بیخیال شدن بیاموز!
احسان محمدی
@flith
واقعاً معنی معیشت را میداند یا دارد سر به سرمان میگذارد؟
مگر چیزی از معیشت هم مانده که گروگان گرفته شود یا نه؟
استقلال و اقتدار دولت؟ استقلال و اقتدار؟ شوخی میکنید؟ این کلمات آبرو دارند آقای مشاور.
مخاطب این جملات کیست؟ خودتان خسته نشدید از این هواییزدنهای بیهدف؟ اگر جسارت ندارید با مخالفان دولت شجاعانه روبهرو شوید دست از این ژستهای قهرمانانه بردارید.
واقعاً عمدی برای عصبانی کردن مردم دارید یا توان تحلیلتان از جامعه همینقدر است؟ نظرات مردم را زیر همین توئیت بخوانید کافیست.
حرف زدن بلد نیستید، حرف نزدن که بلدید. مدتی روزه سکوت بگیرید، چیزی نگویید، به خدا مصرف قرص سردرد را کاهش میدهید. به خدا لطف بزرگی به ما مردم میکنید که گروگان مدیریت امثال شما هستیم!
خدایا به مسئولان ما سکوت و به ما چگونه بیخیال شدن بیاموز!
احسان محمدی
@flith
آرزو نمی کنم تفنگ ها
با موجِ خون های ریخته، غرق شوند
آرزویم این است
دختر و پسرِ سرزمینم
روزی یک بار
با پروازِ بالِ نگاهشان
غبارِ روی کتابی را بتکانند...
24آبان روز کتاب وکتابخوانی گرامی باد.
@flith
با موجِ خون های ریخته، غرق شوند
آرزویم این است
دختر و پسرِ سرزمینم
روزی یک بار
با پروازِ بالِ نگاهشان
غبارِ روی کتابی را بتکانند...
24آبان روز کتاب وکتابخوانی گرامی باد.
@flith
🕊
در طول سالهای برگزاری جایزه نوبل ادبی،
اتفاقهای تعجب برانگیز کم رخ نداده، یکی از
آنها جایزه ندادن به چهرههای ماندگاری مانند
«لئو تولستوی»، «جیمز جویس»،
«آنتوان چخوف»، «مارسل پروست» و
«کارلوس فوئنتس» بوده است.
در این گزارش به چند نفر از این نامهای بزرگ که
جایشان در فهرست برندگان نوبل ادبیات خالی
است، اشاره میکنیم.
√ «لئو تولستوی» بزرگترین نماینده ادبیات
واقعگرایانه و یکی برجستهترین شخصیتهای
ادبی بود که موفق به دریافت جایزه نوبل نشد.
به نظر میرسد «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» از
این رماننویس روس که تا ابد در تاریخ ادبیات
جهان ماندگار میمانند، برای اعضای آکادمی
سوئدی کافی نبودهاند.
«تولستوی» در سالهای ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲ نامزد نوبل
ادبیات شد، اما گفته میشود بهدلیل عقاید
مذهبی و تفکرات افراطی که با بالا رفتن سنش
شدیدتر میشد، از دریافت این جایزه بازماند.
یکی دیگر از گمانه زنیهایی درباره علت قربانی
شدن بزرگترین رماننویس تاریخ روسیه مطرح
میشود، انزجار تاریخی سوئدیها نسبت به
روسهاست.
√ شاید باورکردنی نباشد، اما
«ولادمیر ناباکوف» خالق «لولیتا» نیز موفق به
دریافت جایزه نوبل ادبیات نشد.
او یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ ادبیات
غیرانگلیسی است که مشهورترین آثارش را به این زبان ارائه کرده است.
او در سال ۱۹۷۴ نامزد نوبل ادبیات شد، اما او این
جایزه مهم را به «ایویند جانسون» و
«هری مارتینسون» که هر دو از اعضای کمیتهی
نوبل بودند واگذار کرد.
«ناباکوف» جدا از آثار درخشانی که در زمینه
ادبیات داستانی دارد، در حوزه نقد و ترجمه شعر
نیز دست توانایی داشت.
√ «در جستوجوی زمان از دست رفته» اثر
«مارسل پروست» را میتوان یکی از بهترین آثار
ادبی دانست که تکنیک جریان سیال ذهن را به
اوج رسانده است، اما به یاد ماندنیترین رمان
چند جلدی قرن بیستم نیز نتوانست جایزه نوبل
را برای آفرینندهاش به ارمغان بیاورد. جایزه نوبل
سال ۱۹۲۰ به «نوت هامسون»، نویسنده نروژی
رسید.
آیا آثار او از هفت جلدی «در جستوجوی زمان از
دست رفته» مارسل پروست فرانسوی هم
خواندنیتر بود؟
√ «ازرا پاوند» شاعر و منتقد آمریکایی که
نامش با شعر مدرنیسم گره خورده نیز از سوی
اعضای تصمیمگیرنده بنیاد نوبل شایسته دریافت
این جایزه شناخته نشد.
او که با اشعار تصویرگرایانهاش انقلابی در
دوران تسلط ادبیات مکانیکی ویکتوریایی
بهوجود آورد، از تاثیر گذارترین نویسندگان بر آثار
«تی.اس. الیوت»، «دبلیو.بی. ییتس» و
«رابرت فراست» محسوب میشود.
«پاوند» جدا از توانمندی ادبیاش از دوستان
نزدیک «ارنست همینگوی» و «جیمز جویس» بود.
ناگفته نماند که این شاعر پیشگام به طرفداری از
فاشیسم و اظهارت تند یهودی ستیزانهاش شهرت
داشت.
√ «توماس هاردی» بهعنوان نویسندهای انقلابی
شناخته میشود که در نقد ادبیات ویکتوریایی
پیشگام بود.
او که تا حدی تحت تاثیر رمانتیسیم قرار داشت،
با رمانهای معروفی مانند «تس»، «جود گمنام» و
«به دور از اجتماع خشمگین» تا ابد در ذهن تاریخ
ادبیات خواهد ماند.
افسوس که هرگز موفق نشد مدال نوبل ادبیات
را به گردن بیاویزد.
√ «آنتوان چخوف» نویسنده نمایشنامه معروف
«باغ آلبالو» یکی دیگر از قربانیان تنگنظریهای
سیاسی آکادمی نوبل است.
این نویسنده روس نیز بهدلیل خصومت دیرینه
زادگاهش با سوئدیها، نادیده گرفته شد.
«آنتوان چخوف» که شاید شایسته عنوان
بزرگترین نمایشنامهنویس روس باشد، در دنیا
بهعنوان پدر داستان کوتاه مدرن شناخته
میشود.
√ «مارک تواین» بعنوان مبدع رمان آمریکایی با
حس طنز نایابی که در رمانهای «هاکلبری فین»
و «تام سایر» آفرید نیز نتوانست جایزهی نوبل را
از آن خود کند.
او را به جرات میتوان یکی از برترین
رماننویسان، مقالهنویسان و طنزپردازان ادبیات
آمریکایی دانست.
«تواین» نیز مانند «تولستوی» ۱۰ بار نامزد
دریافت نوبل ادبیات شد و هربار به نویسندگانی
مانند «سولی پرودوم»، «تئودور مامسن»،
«فردریک میسترال»، «ژوزه اچراگی»،
«رودیارد کیپلنگ» و «رادرلف کریستوف اوکن»
باخت.
√ «هنریک ایبسن» بزرگترین نویسنده نروژی و
یکی از برجستهترین نویسندگان دراماتیک جهان
ششبار شانس کسب نوبل ادبیات را بهدست
آورد، اما هربار شکست خورد. بنظر میرسد
اعضای آکادمی نوشتههای «ایبسن» را مطابق با
وصیتنامه آلفرد نوبل و
«در راستای ادبیات ایدهآل» ندیدهاند.
√ «جیمز جویس» نیز از دیگر ناکامهای بزرگ
نوبل ادبیات محسوب میشود که موفق به
دریافت نوبل نشد.
@flith
در طول سالهای برگزاری جایزه نوبل ادبی،
اتفاقهای تعجب برانگیز کم رخ نداده، یکی از
آنها جایزه ندادن به چهرههای ماندگاری مانند
«لئو تولستوی»، «جیمز جویس»،
«آنتوان چخوف»، «مارسل پروست» و
«کارلوس فوئنتس» بوده است.
در این گزارش به چند نفر از این نامهای بزرگ که
جایشان در فهرست برندگان نوبل ادبیات خالی
است، اشاره میکنیم.
√ «لئو تولستوی» بزرگترین نماینده ادبیات
واقعگرایانه و یکی برجستهترین شخصیتهای
ادبی بود که موفق به دریافت جایزه نوبل نشد.
به نظر میرسد «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» از
این رماننویس روس که تا ابد در تاریخ ادبیات
جهان ماندگار میمانند، برای اعضای آکادمی
سوئدی کافی نبودهاند.
«تولستوی» در سالهای ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲ نامزد نوبل
ادبیات شد، اما گفته میشود بهدلیل عقاید
مذهبی و تفکرات افراطی که با بالا رفتن سنش
شدیدتر میشد، از دریافت این جایزه بازماند.
یکی دیگر از گمانه زنیهایی درباره علت قربانی
شدن بزرگترین رماننویس تاریخ روسیه مطرح
میشود، انزجار تاریخی سوئدیها نسبت به
روسهاست.
√ شاید باورکردنی نباشد، اما
«ولادمیر ناباکوف» خالق «لولیتا» نیز موفق به
دریافت جایزه نوبل ادبیات نشد.
او یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ ادبیات
غیرانگلیسی است که مشهورترین آثارش را به این زبان ارائه کرده است.
او در سال ۱۹۷۴ نامزد نوبل ادبیات شد، اما او این
جایزه مهم را به «ایویند جانسون» و
«هری مارتینسون» که هر دو از اعضای کمیتهی
نوبل بودند واگذار کرد.
«ناباکوف» جدا از آثار درخشانی که در زمینه
ادبیات داستانی دارد، در حوزه نقد و ترجمه شعر
نیز دست توانایی داشت.
√ «در جستوجوی زمان از دست رفته» اثر
«مارسل پروست» را میتوان یکی از بهترین آثار
ادبی دانست که تکنیک جریان سیال ذهن را به
اوج رسانده است، اما به یاد ماندنیترین رمان
چند جلدی قرن بیستم نیز نتوانست جایزه نوبل
را برای آفرینندهاش به ارمغان بیاورد. جایزه نوبل
سال ۱۹۲۰ به «نوت هامسون»، نویسنده نروژی
رسید.
آیا آثار او از هفت جلدی «در جستوجوی زمان از
دست رفته» مارسل پروست فرانسوی هم
خواندنیتر بود؟
√ «ازرا پاوند» شاعر و منتقد آمریکایی که
نامش با شعر مدرنیسم گره خورده نیز از سوی
اعضای تصمیمگیرنده بنیاد نوبل شایسته دریافت
این جایزه شناخته نشد.
او که با اشعار تصویرگرایانهاش انقلابی در
دوران تسلط ادبیات مکانیکی ویکتوریایی
بهوجود آورد، از تاثیر گذارترین نویسندگان بر آثار
«تی.اس. الیوت»، «دبلیو.بی. ییتس» و
«رابرت فراست» محسوب میشود.
«پاوند» جدا از توانمندی ادبیاش از دوستان
نزدیک «ارنست همینگوی» و «جیمز جویس» بود.
ناگفته نماند که این شاعر پیشگام به طرفداری از
فاشیسم و اظهارت تند یهودی ستیزانهاش شهرت
داشت.
√ «توماس هاردی» بهعنوان نویسندهای انقلابی
شناخته میشود که در نقد ادبیات ویکتوریایی
پیشگام بود.
او که تا حدی تحت تاثیر رمانتیسیم قرار داشت،
با رمانهای معروفی مانند «تس»، «جود گمنام» و
«به دور از اجتماع خشمگین» تا ابد در ذهن تاریخ
ادبیات خواهد ماند.
افسوس که هرگز موفق نشد مدال نوبل ادبیات
را به گردن بیاویزد.
√ «آنتوان چخوف» نویسنده نمایشنامه معروف
«باغ آلبالو» یکی دیگر از قربانیان تنگنظریهای
سیاسی آکادمی نوبل است.
این نویسنده روس نیز بهدلیل خصومت دیرینه
زادگاهش با سوئدیها، نادیده گرفته شد.
«آنتوان چخوف» که شاید شایسته عنوان
بزرگترین نمایشنامهنویس روس باشد، در دنیا
بهعنوان پدر داستان کوتاه مدرن شناخته
میشود.
√ «مارک تواین» بعنوان مبدع رمان آمریکایی با
حس طنز نایابی که در رمانهای «هاکلبری فین»
و «تام سایر» آفرید نیز نتوانست جایزهی نوبل را
از آن خود کند.
او را به جرات میتوان یکی از برترین
رماننویسان، مقالهنویسان و طنزپردازان ادبیات
آمریکایی دانست.
«تواین» نیز مانند «تولستوی» ۱۰ بار نامزد
دریافت نوبل ادبیات شد و هربار به نویسندگانی
مانند «سولی پرودوم»، «تئودور مامسن»،
«فردریک میسترال»، «ژوزه اچراگی»،
«رودیارد کیپلنگ» و «رادرلف کریستوف اوکن»
باخت.
√ «هنریک ایبسن» بزرگترین نویسنده نروژی و
یکی از برجستهترین نویسندگان دراماتیک جهان
ششبار شانس کسب نوبل ادبیات را بهدست
آورد، اما هربار شکست خورد. بنظر میرسد
اعضای آکادمی نوشتههای «ایبسن» را مطابق با
وصیتنامه آلفرد نوبل و
«در راستای ادبیات ایدهآل» ندیدهاند.
√ «جیمز جویس» نیز از دیگر ناکامهای بزرگ
نوبل ادبیات محسوب میشود که موفق به
دریافت نوبل نشد.
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانم آمنهسادات ذبیحیپور؛
اگر به نقش شما در تثبیت شغلی تحت عنوان خبرنگار/بازجو هم کاری نداشتیم، اگر آن چه تا به حال انجام داده بودید را هم هیچ ندیده بودیم، این یک قلم کافی بود تا عملکرد شما را ننگ تاریخی ژورنالیسم و کار رسانهای بدانیم. چگونه ممکن است آدمی بتواند خونها و رنجهای آبان 98 را با استناد به توییتهای همتایان سراسر قلابی خود، به سفری در چند دهه پیش ربط بدهد؟ بعد از این جعل، چگونه میتواند شبها به راحتی بخوابد؟ #کدام_آبان اشاره به این است؟!
@flith
اگر به نقش شما در تثبیت شغلی تحت عنوان خبرنگار/بازجو هم کاری نداشتیم، اگر آن چه تا به حال انجام داده بودید را هم هیچ ندیده بودیم، این یک قلم کافی بود تا عملکرد شما را ننگ تاریخی ژورنالیسم و کار رسانهای بدانیم. چگونه ممکن است آدمی بتواند خونها و رنجهای آبان 98 را با استناد به توییتهای همتایان سراسر قلابی خود، به سفری در چند دهه پیش ربط بدهد؟ بعد از این جعل، چگونه میتواند شبها به راحتی بخوابد؟ #کدام_آبان اشاره به این است؟!
@flith
... از جلو روزنامهفروشی محل در پاریس که رد شدم فروشنده با هیجان گفت: موسیو جلیلی، صفحه اول روزنامه امانیته عکست چاپ شده! گفتم ممنونم، یهدونه نگهدار عصر میام میگیرم.
به شرکت که رسیدم، مدیر گفت باید سریع بری آمریکا فستیوال ساندنس. فیلم رقص خاک رو خواسته، دعوتنامه را هم داد دستم.
رفتم سفارت آمریکا، خانم کریستین که پشت شیشه بخش ویزا بود بیآنکه نگاهم کنه گفت: پاسپورت لطفاً!
دادم. بیدرنگ گفت ایران؟ نمیشه!
چرا خانم؟ من کارگردانم، فیلمم در فستیوال ساندنس پذیرفتهشده باید برم.
گفت دروغ میگید.
دعوتنامه دارم، با دست خط رابرت ردفورد رئیس جشنواره! نشونش دادم گفت باورم نمیشه! ایرانیها همشون دروغگواند!
گفتم خانم میشه یه لحظه نگام کنید.
گفت خیر! لطفا تشریف ببرید.
یه دفه یاد روزنامه اومانیته افتادم. گفت اگه بیاری قبوله
... رفتم روزنامه را آوردم. کریستین روزنامه رو نگاه کرد و با پاسپورت چک کرد: چه مدت ویزا میخوایید؟/هیچی/یعنی چه!/یعنی که دیگه ویزا نمیخوام/پس چرا اینهمه تلاش کردی؟!/برای اینکه بگم همه ایرانیها دروغگو نیستند!
نگاهم کرد، با احترام از جا بلندشد و من سفارت رو ترک کردم!
ابوالفضل جلیلی/فیلمساز
@flith
به شرکت که رسیدم، مدیر گفت باید سریع بری آمریکا فستیوال ساندنس. فیلم رقص خاک رو خواسته، دعوتنامه را هم داد دستم.
رفتم سفارت آمریکا، خانم کریستین که پشت شیشه بخش ویزا بود بیآنکه نگاهم کنه گفت: پاسپورت لطفاً!
دادم. بیدرنگ گفت ایران؟ نمیشه!
چرا خانم؟ من کارگردانم، فیلمم در فستیوال ساندنس پذیرفتهشده باید برم.
گفت دروغ میگید.
دعوتنامه دارم، با دست خط رابرت ردفورد رئیس جشنواره! نشونش دادم گفت باورم نمیشه! ایرانیها همشون دروغگواند!
گفتم خانم میشه یه لحظه نگام کنید.
گفت خیر! لطفا تشریف ببرید.
یه دفه یاد روزنامه اومانیته افتادم. گفت اگه بیاری قبوله
... رفتم روزنامه را آوردم. کریستین روزنامه رو نگاه کرد و با پاسپورت چک کرد: چه مدت ویزا میخوایید؟/هیچی/یعنی چه!/یعنی که دیگه ویزا نمیخوام/پس چرا اینهمه تلاش کردی؟!/برای اینکه بگم همه ایرانیها دروغگو نیستند!
نگاهم کرد، با احترام از جا بلندشد و من سفارت رو ترک کردم!
ابوالفضل جلیلی/فیلمساز
@flith
☘☘☘
انشا در مورد "کرونا"
"دوران کرونا رو چطور گذراندید؟"
ما در دوران کرونا به حرف مسئولین خود گوش میکنیم،
یک مسئول گفت کرونا خطرناک است؛
ما به خانه رفتیم،
مسئول دیگر گفت کرونا مثل سرماخوردگی است؛
پس ما بیرون آمدیم،
مسئول دیگر گفت کرونا میکشد؛
پس دوباره به خانه رفتیم،
مسئول دیگر گفت باید همه جا باز شود؛
پس ما دوباره بیرون آمدیم،
مسئول دیگر گفت وضعیت قرمز است؛
پس ما به خانه رفتیم،
مسئول دیگر گفت وضعیت زرد است؛
پس بیرون آمدیم،
مسئول دیگر گفت ما واکسن ساختیم،
همه بیرون آمدیم؛
مسئول دیگر گفت امیدی به واکسن تا دو سال نیست؛
پس به خانه رفتیم،
مسئول دیگر گفت کرونا صبح ها میخوابد و شب ها بیدار است؛
و ما ساعت 18 به خانه هایمان رفتیم،
الان هم دم در نشستیم ببینیم مسئول دیگر چه میگوید.
@flith
انشا در مورد "کرونا"
"دوران کرونا رو چطور گذراندید؟"
ما در دوران کرونا به حرف مسئولین خود گوش میکنیم،
یک مسئول گفت کرونا خطرناک است؛
ما به خانه رفتیم،
مسئول دیگر گفت کرونا مثل سرماخوردگی است؛
پس ما بیرون آمدیم،
مسئول دیگر گفت کرونا میکشد؛
پس دوباره به خانه رفتیم،
مسئول دیگر گفت باید همه جا باز شود؛
پس ما دوباره بیرون آمدیم،
مسئول دیگر گفت وضعیت قرمز است؛
پس ما به خانه رفتیم،
مسئول دیگر گفت وضعیت زرد است؛
پس بیرون آمدیم،
مسئول دیگر گفت ما واکسن ساختیم،
همه بیرون آمدیم؛
مسئول دیگر گفت امیدی به واکسن تا دو سال نیست؛
پس به خانه رفتیم،
مسئول دیگر گفت کرونا صبح ها میخوابد و شب ها بیدار است؛
و ما ساعت 18 به خانه هایمان رفتیم،
الان هم دم در نشستیم ببینیم مسئول دیگر چه میگوید.
@flith
سیصد گل سرخ
جاودانه بی تکرار/داریوش
سیصد گل سرخ
داریوش
تقدیم به شهیدان وطن
سیصد گل سرخ یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده میترسانی؟!
ما گر ز سر بریده میترسیدیم
در محفل عاشقان نمیرقصیدیم
@flith
داریوش
تقدیم به شهیدان وطن
سیصد گل سرخ یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده میترسانی؟!
ما گر ز سر بریده میترسیدیم
در محفل عاشقان نمیرقصیدیم
@flith
☘☘☘
#کره_شمالی بر اساس نوعی ایدئولوژی اداره میشود بنام (جوچه) که به معنی #خودکفایی ست.
یعنی رهبرانِ این دوزخیترین کشورِ روی زمین تصمیم گرفتهاند نوعی اقتصاد ملی را به وجود بیاورند که مستقل باشد، مثلا آنها در زمینه تکنولوژی دوست ندارند وابسته باشند، در مورد منابع اقتصادی و مادۀ خام هم میخواهند مستقل بمانند و همچنین همکاریهای بینالمللی را هم رد میکنند...
پس اگر روسیه در زمان استالین به تعبیر چرچیل یک معمای رازگونه بود، کره شمالی هم سیاه چالهایست غیر قابل نفوذ...
امروز کرهشمالی مظهر خودکفایی جهان است، یعنی خودش تولید میکند؛ خودش مصرف میکند و از غوغای جهان هم آزاد است.در ابداع و اختراع هم دستشان خالی نبوده و علاوه بر موشکجات، مثلا در صنایع نساجی و پوشاک از مادهای به نام #وینیلون استفاده میکنند که ساخت خود کرهای هاست و برخلاف نایلون و کتان نیاز به واردات ندارد. رهبران کره هم به آن لقب فیبر جوچه دادهاند که نماد استقلال و روی پای خود ایستادن است، اما دنیا کارتون نیست و واقعیت با کسی شوخی ندارد و از دل شعارهایی مانند #خودکفایی و #استقلال چیزی جز #فقر و تیرهروزی برای مردم درنمیآید...
@flith
#کره_شمالی بر اساس نوعی ایدئولوژی اداره میشود بنام (جوچه) که به معنی #خودکفایی ست.
یعنی رهبرانِ این دوزخیترین کشورِ روی زمین تصمیم گرفتهاند نوعی اقتصاد ملی را به وجود بیاورند که مستقل باشد، مثلا آنها در زمینه تکنولوژی دوست ندارند وابسته باشند، در مورد منابع اقتصادی و مادۀ خام هم میخواهند مستقل بمانند و همچنین همکاریهای بینالمللی را هم رد میکنند...
پس اگر روسیه در زمان استالین به تعبیر چرچیل یک معمای رازگونه بود، کره شمالی هم سیاه چالهایست غیر قابل نفوذ...
امروز کرهشمالی مظهر خودکفایی جهان است، یعنی خودش تولید میکند؛ خودش مصرف میکند و از غوغای جهان هم آزاد است.در ابداع و اختراع هم دستشان خالی نبوده و علاوه بر موشکجات، مثلا در صنایع نساجی و پوشاک از مادهای به نام #وینیلون استفاده میکنند که ساخت خود کرهای هاست و برخلاف نایلون و کتان نیاز به واردات ندارد. رهبران کره هم به آن لقب فیبر جوچه دادهاند که نماد استقلال و روی پای خود ایستادن است، اما دنیا کارتون نیست و واقعیت با کسی شوخی ندارد و از دل شعارهایی مانند #خودکفایی و #استقلال چیزی جز #فقر و تیرهروزی برای مردم درنمیآید...
@flith
☘☘☘
کسی که افکار خود را علنی منتشر می کند، در واقع دارد خطر قانع شدن مردم نسبت به درستی عقایدش را می پذیرد و به بیان دیگر، او هم در ردیف افرادی قرار می گیرد که نیت تغییر دادن جهان را دارند.
تغییر دادن جهان!
#آهستگی
#میلان_کوندرا
ترجمه #دریا_نیامی
@flith
کسی که افکار خود را علنی منتشر می کند، در واقع دارد خطر قانع شدن مردم نسبت به درستی عقایدش را می پذیرد و به بیان دیگر، او هم در ردیف افرادی قرار می گیرد که نیت تغییر دادن جهان را دارند.
تغییر دادن جهان!
#آهستگی
#میلان_کوندرا
ترجمه #دریا_نیامی
@flith