توییتر رسما شمشیر خود را برای ترامپ از رو بسته است و تماما در خدمت گلوبالیست ها می باشد
دیگر حتی ادای دموکراسی را هم در نمی آورد و تقریبا ۸۰ درصد توییتهای شخص اول مملکت خود را پشت سر هم برچسب می زند ، این در حالییست که توییتهای شبیه همین از جانب بایدن در باب احتمال پیروزی اش هیچ برچسبی نخورده است .
@flith
دیگر حتی ادای دموکراسی را هم در نمی آورد و تقریبا ۸۰ درصد توییتهای شخص اول مملکت خود را پشت سر هم برچسب می زند ، این در حالییست که توییتهای شبیه همین از جانب بایدن در باب احتمال پیروزی اش هیچ برچسبی نخورده است .
@flith
☘☘☘
نوشداروی بیماری فقر و قحطی
آموزههای علم اقتصاد و بررسی تاریخ اقتصادی جوامع به روشنی نشان میدهد که آنچه انسان را از فقر نجات داده آزادی اقتصادی یا آزادی فعالیتهای اقتصادی در حوزه تجاری و تولیدی بوده است. این آزادی موجد نظمهایی در جامعه میشود که به مجموعه آنها نظام بازار آزاد یا نظام بازار رقابتی میگویند.
بررسی تاریخ اقتصادی نشان میدهد که فقر در طول تاریخ وضعیت «طبیعی» اکثریت قریب به اتفاق افراد تشکیل دهنده جوامع بشری بوده و تنها در دوران جدید و شکل گیری دنیای مدرن از سده هجدهم میلادی به بعد، عمدتا در اروپای غربی، است که وضع به طور محسوسی تغییر میکند. عامل اصلی این تغییر فراگیر شدن تدریجی نظام بازار آزاد و نظام سیاسی متناسب با آن است که ابتدا در هلند و انگلستان صورت میگیرد و به آنچه بعدها به آن انقلاب صنعتی اطلاق میکنند، منتهی میشود. در سایه این انقلاب است که بهرهوری تولیدات کشاورزی و صنعتی بهشدت بالا میرود و جوامع ثروتمند به وجود میآیند؛ جوامعی که در آنها فقر عمومی رفته رفته رو به کاهش میگذارد و سطح رفاه عمومی افزایش مییابد. آدام اسمیت، بنیان گذار علم اقتصاد، نخستین توضیح درباره نقش آزادی در افزایش «ثروت ملل» را در کتاب خود با همین عنوان ارائه میدهد.
استعاره معروف «دست نامرئی» بیانگر ساز و کار نظامی است که در آن اگر انسانها آزاد گذاشته شوند، جستوجوی اهداف یا منافع فردی، در چارچوب قواعد کلی (قانون)، در نهایت به منافع عمومی منتهی میشود. این پارادایم اصلی علم اقتصاد است که بهتدریج روی آن بنای باشکوهی از نظریههای به هم پیوسته ساخته میشود. اما از همان آغاز سوسیالیستها و برخی مخالفان محافظهکار دنیای مدرن با این دستاوردهای علمی و کلا نظام بازار آزاد به مخالفت برمیخیزند و آن را متهم به بیعدالتی و غیرانسانی بودن میکنند. البته، محافظهکاران طرفی از مخالفت خود برنمیبندند؛ ولی سوسیالیستها و در راس آنها کارل مارکس با طرح این ادعا که نظام بازار یا به اصطلاح «سرمایهداری» در مسیر پیشرفت تاریخی دستاوردهای مهمی داشته اما خود در نهایت به مانعی برای این پیشرفت تبدیل شده است، ایدئولوژی «ترقیخواهانهای» را بنیان میگذارد و طرفداران پرشوری در میان روشنفکران و تودههای مردم پیدا میکند.
آنچه موجب مقبولیت و محبوبیت این ایدئولوژی میشود اتفاقا ریشه در پیشرفتهای چشمگیر نظام بازار در خصوص افزایش ثروتملل دارد که وجود فقرِ هر چند کمتر از قبل در جامعه را غیرقابل تحمل مینماید. زمانی که در گذشته نه چندان دور اکثریت قریب به اتفاق مردم در فقر بهسر میبردند و فقر وضعیتی طبیعی تلقی میشد قبح آن به چشم نمیآمد، اما وقتی بخشی از مردمان عادی توانستند از وضعیت فقر بیرون بیایند این پرسش برای روشنفکران بیخبر از علم اقتصاد و افکار عمومی پیش آمد که چرا بقیه هنوز در فقر بهسر میبرند.
پروژه سوسیالیسم بیرون آوردن همه از فقر و برقراری «عدالت اجتماعی» بود و بر این تصور نادرست بنا شد که نظام بازار آزاد تنها به نفع سرمایهداران و وابستگان آنها است. از نظر آنها «سرمایهداری» نهتنها قادر به از بین بردن فقر برای اکثریت افراد جامعه نیست، بلکه موجب تشدید وضعیت نابسامان عمومی و بیعدالتی بیشتر میشود. سوسیالیسم ایدئولوژی خیالپردازانه محبوب روشنفکران ناآگاه به علم اقتصاد و تودههای عوام است و از لحاظ نظری و عملی هیچ دستاوردی نداشته است. سوسیالیسم هر گاه که درصدد اصلاح نظام بازار برآمده فقط آن را از کارآیی انداخته و هر گاه به ابزار انقلابی تبدیل شده فاجعه آفریده است.
قحطیهای بزرگ سده بیستم میلادی عمدتا در اثر تعطیلی آزادیهای اقتصادی به علت جنگ، استعمار یا تلاش برای برقراری آرمان سوسیالیستی در روسیه، چین و برخی کشورهای آفریقایی رخ داده است. هندوستان پس از دست یافتن به استقلال (بعد از جنگ جهانی دوم) که تبدیل به کشوری دموکراتیک و دارای آزادیهایسیاسی و اقتصادی شد هیچگاه در تله قحطی نیفتاد، اما در همان دوران چین کمونیست با سرکوب آزادیها به منظور پیاده کردن سوسیالیسم، کشور را دچار قحطیای کرد که در نتیجه آن میلیونها نفر از گرسنگی تلف شدند.
آمارتیا سن، اقتصاددان برنده جایزه نوبلکه مطالعات مبسوطی درخصوص قحطی انجام داده است به این نتیجه رسیده که قحطی صرفا پدیدهای طبیعی ناشی از خشکسالی نیست، بلکه بیشتر محصول سیاستهای اقتصادی غلط و به محاق بردن آزادی است. این نتیجهگیری کاملا منبطق با آموزههای علم اقتصاد است. در واقع بنیاد علم اقتصاد بر اساس این کشف بزرگ نهاده شده که آزادی نوشداروی بیماری فقر است.
دکتر موسی غنینژاد
@flith
نوشداروی بیماری فقر و قحطی
آموزههای علم اقتصاد و بررسی تاریخ اقتصادی جوامع به روشنی نشان میدهد که آنچه انسان را از فقر نجات داده آزادی اقتصادی یا آزادی فعالیتهای اقتصادی در حوزه تجاری و تولیدی بوده است. این آزادی موجد نظمهایی در جامعه میشود که به مجموعه آنها نظام بازار آزاد یا نظام بازار رقابتی میگویند.
بررسی تاریخ اقتصادی نشان میدهد که فقر در طول تاریخ وضعیت «طبیعی» اکثریت قریب به اتفاق افراد تشکیل دهنده جوامع بشری بوده و تنها در دوران جدید و شکل گیری دنیای مدرن از سده هجدهم میلادی به بعد، عمدتا در اروپای غربی، است که وضع به طور محسوسی تغییر میکند. عامل اصلی این تغییر فراگیر شدن تدریجی نظام بازار آزاد و نظام سیاسی متناسب با آن است که ابتدا در هلند و انگلستان صورت میگیرد و به آنچه بعدها به آن انقلاب صنعتی اطلاق میکنند، منتهی میشود. در سایه این انقلاب است که بهرهوری تولیدات کشاورزی و صنعتی بهشدت بالا میرود و جوامع ثروتمند به وجود میآیند؛ جوامعی که در آنها فقر عمومی رفته رفته رو به کاهش میگذارد و سطح رفاه عمومی افزایش مییابد. آدام اسمیت، بنیان گذار علم اقتصاد، نخستین توضیح درباره نقش آزادی در افزایش «ثروت ملل» را در کتاب خود با همین عنوان ارائه میدهد.
استعاره معروف «دست نامرئی» بیانگر ساز و کار نظامی است که در آن اگر انسانها آزاد گذاشته شوند، جستوجوی اهداف یا منافع فردی، در چارچوب قواعد کلی (قانون)، در نهایت به منافع عمومی منتهی میشود. این پارادایم اصلی علم اقتصاد است که بهتدریج روی آن بنای باشکوهی از نظریههای به هم پیوسته ساخته میشود. اما از همان آغاز سوسیالیستها و برخی مخالفان محافظهکار دنیای مدرن با این دستاوردهای علمی و کلا نظام بازار آزاد به مخالفت برمیخیزند و آن را متهم به بیعدالتی و غیرانسانی بودن میکنند. البته، محافظهکاران طرفی از مخالفت خود برنمیبندند؛ ولی سوسیالیستها و در راس آنها کارل مارکس با طرح این ادعا که نظام بازار یا به اصطلاح «سرمایهداری» در مسیر پیشرفت تاریخی دستاوردهای مهمی داشته اما خود در نهایت به مانعی برای این پیشرفت تبدیل شده است، ایدئولوژی «ترقیخواهانهای» را بنیان میگذارد و طرفداران پرشوری در میان روشنفکران و تودههای مردم پیدا میکند.
آنچه موجب مقبولیت و محبوبیت این ایدئولوژی میشود اتفاقا ریشه در پیشرفتهای چشمگیر نظام بازار در خصوص افزایش ثروتملل دارد که وجود فقرِ هر چند کمتر از قبل در جامعه را غیرقابل تحمل مینماید. زمانی که در گذشته نه چندان دور اکثریت قریب به اتفاق مردم در فقر بهسر میبردند و فقر وضعیتی طبیعی تلقی میشد قبح آن به چشم نمیآمد، اما وقتی بخشی از مردمان عادی توانستند از وضعیت فقر بیرون بیایند این پرسش برای روشنفکران بیخبر از علم اقتصاد و افکار عمومی پیش آمد که چرا بقیه هنوز در فقر بهسر میبرند.
پروژه سوسیالیسم بیرون آوردن همه از فقر و برقراری «عدالت اجتماعی» بود و بر این تصور نادرست بنا شد که نظام بازار آزاد تنها به نفع سرمایهداران و وابستگان آنها است. از نظر آنها «سرمایهداری» نهتنها قادر به از بین بردن فقر برای اکثریت افراد جامعه نیست، بلکه موجب تشدید وضعیت نابسامان عمومی و بیعدالتی بیشتر میشود. سوسیالیسم ایدئولوژی خیالپردازانه محبوب روشنفکران ناآگاه به علم اقتصاد و تودههای عوام است و از لحاظ نظری و عملی هیچ دستاوردی نداشته است. سوسیالیسم هر گاه که درصدد اصلاح نظام بازار برآمده فقط آن را از کارآیی انداخته و هر گاه به ابزار انقلابی تبدیل شده فاجعه آفریده است.
قحطیهای بزرگ سده بیستم میلادی عمدتا در اثر تعطیلی آزادیهای اقتصادی به علت جنگ، استعمار یا تلاش برای برقراری آرمان سوسیالیستی در روسیه، چین و برخی کشورهای آفریقایی رخ داده است. هندوستان پس از دست یافتن به استقلال (بعد از جنگ جهانی دوم) که تبدیل به کشوری دموکراتیک و دارای آزادیهایسیاسی و اقتصادی شد هیچگاه در تله قحطی نیفتاد، اما در همان دوران چین کمونیست با سرکوب آزادیها به منظور پیاده کردن سوسیالیسم، کشور را دچار قحطیای کرد که در نتیجه آن میلیونها نفر از گرسنگی تلف شدند.
آمارتیا سن، اقتصاددان برنده جایزه نوبلکه مطالعات مبسوطی درخصوص قحطی انجام داده است به این نتیجه رسیده که قحطی صرفا پدیدهای طبیعی ناشی از خشکسالی نیست، بلکه بیشتر محصول سیاستهای اقتصادی غلط و به محاق بردن آزادی است. این نتیجهگیری کاملا منبطق با آموزههای علم اقتصاد است. در واقع بنیاد علم اقتصاد بر اساس این کشف بزرگ نهاده شده که آزادی نوشداروی بیماری فقر است.
دکتر موسی غنینژاد
@flith
☘☘☘
برف_در_تابستان
سایاداو یو جوتیکا
من رنج بسیار کشیده ام و می کشم، اما به آرامی و در عین کرامت رنج می برم. رنج را بخشی از زندگی میدانم، بخشی بسیار مهم. چگونه چیزی بیاموزم اگر رنج نبرم؟ اما به هنگام رنج آرام می مانم. چه کسی باور میکند من رنجی عمیق دارم؟ گمان نمیکنم نباید رنجی باشد؛ گمان نمیکنم وجود رنج نشانه اشکال است؛ گمان نمیکنم نباید در تکاپوی رفع رنج باشم؛ سعی در غلبه بر رنج ندارم، امّا در تلاشم که رنج را "معنا" کنم؛ در تلاشم رنج را عمیقا "درک" کنم. بدون مقاومت. افسرده و پریشان نیستم. تنها امید دارم به حد کافی برای درک رنج و زندگی خردمند باشم.
@flith
برف_در_تابستان
سایاداو یو جوتیکا
من رنج بسیار کشیده ام و می کشم، اما به آرامی و در عین کرامت رنج می برم. رنج را بخشی از زندگی میدانم، بخشی بسیار مهم. چگونه چیزی بیاموزم اگر رنج نبرم؟ اما به هنگام رنج آرام می مانم. چه کسی باور میکند من رنجی عمیق دارم؟ گمان نمیکنم نباید رنجی باشد؛ گمان نمیکنم وجود رنج نشانه اشکال است؛ گمان نمیکنم نباید در تکاپوی رفع رنج باشم؛ سعی در غلبه بر رنج ندارم، امّا در تلاشم که رنج را "معنا" کنم؛ در تلاشم رنج را عمیقا "درک" کنم. بدون مقاومت. افسرده و پریشان نیستم. تنها امید دارم به حد کافی برای درک رنج و زندگی خردمند باشم.
@flith
توییت یک سناتور جمهوری خواه
صد در صد آرای یک حوزه در پنسیلوانیا را دادند به بایدن؟!
کجا زندگی میکنیم؟ ونزوئلا ؟؟
@flith
صد در صد آرای یک حوزه در پنسیلوانیا را دادند به بایدن؟!
کجا زندگی میکنیم؟ ونزوئلا ؟؟
@flith
در این نقاشی بی نظیر و متفکرانه ، انسانی با سر سياه به تصویر کشیده شده که با جديت و کوشش تمام قصد دارد پيرمرد بيگانه ای را از غرق شدن و نابودی نجات دهد در حالی که زن و فرزندش در کنارش در خطر مرگ قرار دارند . این نقاشی به دوران قبل از رنسانس اروپا اشاره می کند که پیرمرد ، سمبل میراث كهنه گذشتگان و باورها و سنتهای غلط آمیخته با خرافات و جهل و تعصب است . فرزند نمادی از آینده و همسر نماد زندگی و عشق و سرزمین مادری است که نزدیکترین اشخاص و گزینه ها به مرد هستند اما او مصمم است که پيرمرد بيگانه و دورتر را نجات دهد که آینده ای ندارد و این نمايانگر تمايل انسان به نگاه داشتن باورهای غلط است حتی در صورت نابودی خانواده و عشق و سرزمین مادری ، که نتیجه آن ادامه وضع گذشته و نابودی آینده است . سر انسان در اين نقاشی به نشانه جهل و نادانی به رنگ سياه نشان داده شده است و اين تابلو در كل نمايانگر جهل مقدس است . افرادی که جهل مقدس را نگاه ميدارند و آینده روشن و زیبا را با خرافات نابود می کنند .
#هنر #اندیشه
@flith
#هنر #اندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«دکتر امیر طاهری»: وقتی از فدرالیسم صحبت میکنیم نمیدانیم یعنی چی!
فدرالیسم یعنی گردهمآوردن عناصر جدا از هم. ایران همیشه کشوری واحد بوده است. کسانی که در ایران فدرالیست هستند (مثل خاتمی)، تجزیهطلباند.
@flith
فدرالیسم یعنی گردهمآوردن عناصر جدا از هم. ایران همیشه کشوری واحد بوده است. کسانی که در ایران فدرالیست هستند (مثل خاتمی)، تجزیهطلباند.
@flith
☘☘☘
زادروز آلبر کامو، بیگانهی طاغی
تنها چهلوچهار سال سن داشت که برندهی جایزهی نوبل ادبیات شد و در چهلوهفت سالگی نیز درگذشت. خلاف ِ سن کم و عمر کوتاهش اما از شهرت بسیاری برخوردار است به طوری که او را تاثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم نیز شناختهاند.
آلبر کامو در هفتم نوامبر سال ۱۹۱۳ میلادی در روستایی در نزدیکی شهر امروزین «عنابه» در شمال شرقی الجزایر دیده به جهان گشود....
کامو چهارده سال سن داشت که پدر را از دست داد. مادر کامو زنی کمحرف و بیسواد بود که به گفتهی کامو، «تنها ۴۵۰ کلمه بلد بود، اگر که اصلا حرف میزد.» کودکی کامو در تنگدستی گذشت.
او در تابستان برای دریافت دستمزد کمی ناچار بود در مغازهها کار کند. کامو در مورد فقری که دست به گریبانش بود میگوید: «فقر مانع این شد که فکر کنم زیر آفتاب و در تاریخ، همه چیز خوب است. آفتاب به من آموخت که تاریخ، همه چیز نیست.»
کامو با کمک یکی از آموزگارانش در یکی از آزمونهایی که پس از موفقیت تقبل کمکهزینهی دانشآموز را میکردند پذیرفته میشود و به هزینهی دولت وارد دبیرستان میشود. در همین زمان او به فراگیری زبان انگلیسی پرداخت و با زبان اسپانیایی نیز آشنا شد. کامو به فوتبال نیز بسیار علاقهمند بود و در این رشته توانست موفقیتهایی نیز به دست آورد.
او در سال ۱۹۲۹ دروازهبان تیم جوانان دانشگاه ریسینگ الجزیره شد. کامو پس از دریافت دیپلم و در همان سال نشانههایی از بیماری سل را در خود مییابد. فوتبال را نیمهکاره رها میکند.
او در سال ۱۹۳۵ لیسانس فلسفه گرفت و در سال ۱۹۳۶ پایاننامهی خود را در مورد فلوطین، فیلسوف یونانی نوشت. کامو در سال ۱۹۳۴ به حزب کمونیست پیوست. او پیشتر گفته بود که «آزادی را من در آثار مارکس نیاموختم، بل خود آن را در دل فقر شناختم.»
کامو در «انسان طاغی» مینویسد: «آزادی مطلق، عدالت را یک مضحکه جلوه میدهد. عدالت مطلق هم آزادی را انکار میکند. این دو مفهوم میبایست یکدیگر را محدود کنند (…) انسان طاغی راستین فقط هنگامی دست به اسلحه میبرد که بخواهد خشونت را محدود کند و نه برای آنکه خشونت را قانونی جلوه دهد و آن را موجه سازد. فقط هنگامی مردن برای انقلاب ارزش دارد که ثمره انقلاب الغای مجازات اعدام باشد. (…) اگر هدف، مطلق باشد، میتوان بسیاری چیزها را قربانی هدف کرد. اما در غیر اینصورت فقط انسان خودش را به کشتن میدهد.»
@flith
زادروز آلبر کامو، بیگانهی طاغی
تنها چهلوچهار سال سن داشت که برندهی جایزهی نوبل ادبیات شد و در چهلوهفت سالگی نیز درگذشت. خلاف ِ سن کم و عمر کوتاهش اما از شهرت بسیاری برخوردار است به طوری که او را تاثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم نیز شناختهاند.
آلبر کامو در هفتم نوامبر سال ۱۹۱۳ میلادی در روستایی در نزدیکی شهر امروزین «عنابه» در شمال شرقی الجزایر دیده به جهان گشود....
کامو چهارده سال سن داشت که پدر را از دست داد. مادر کامو زنی کمحرف و بیسواد بود که به گفتهی کامو، «تنها ۴۵۰ کلمه بلد بود، اگر که اصلا حرف میزد.» کودکی کامو در تنگدستی گذشت.
او در تابستان برای دریافت دستمزد کمی ناچار بود در مغازهها کار کند. کامو در مورد فقری که دست به گریبانش بود میگوید: «فقر مانع این شد که فکر کنم زیر آفتاب و در تاریخ، همه چیز خوب است. آفتاب به من آموخت که تاریخ، همه چیز نیست.»
کامو با کمک یکی از آموزگارانش در یکی از آزمونهایی که پس از موفقیت تقبل کمکهزینهی دانشآموز را میکردند پذیرفته میشود و به هزینهی دولت وارد دبیرستان میشود. در همین زمان او به فراگیری زبان انگلیسی پرداخت و با زبان اسپانیایی نیز آشنا شد. کامو به فوتبال نیز بسیار علاقهمند بود و در این رشته توانست موفقیتهایی نیز به دست آورد.
او در سال ۱۹۲۹ دروازهبان تیم جوانان دانشگاه ریسینگ الجزیره شد. کامو پس از دریافت دیپلم و در همان سال نشانههایی از بیماری سل را در خود مییابد. فوتبال را نیمهکاره رها میکند.
او در سال ۱۹۳۵ لیسانس فلسفه گرفت و در سال ۱۹۳۶ پایاننامهی خود را در مورد فلوطین، فیلسوف یونانی نوشت. کامو در سال ۱۹۳۴ به حزب کمونیست پیوست. او پیشتر گفته بود که «آزادی را من در آثار مارکس نیاموختم، بل خود آن را در دل فقر شناختم.»
کامو در «انسان طاغی» مینویسد: «آزادی مطلق، عدالت را یک مضحکه جلوه میدهد. عدالت مطلق هم آزادی را انکار میکند. این دو مفهوم میبایست یکدیگر را محدود کنند (…) انسان طاغی راستین فقط هنگامی دست به اسلحه میبرد که بخواهد خشونت را محدود کند و نه برای آنکه خشونت را قانونی جلوه دهد و آن را موجه سازد. فقط هنگامی مردن برای انقلاب ارزش دارد که ثمره انقلاب الغای مجازات اعدام باشد. (…) اگر هدف، مطلق باشد، میتوان بسیاری چیزها را قربانی هدف کرد. اما در غیر اینصورت فقط انسان خودش را به کشتن میدهد.»
@flith
☘☘☘
دلم میخواست اهل یک کشور حاشیهای باشم یک گوشهی نقشهی دنیا. گمنام، خنثی، سر به لاک خودش...
از آن کشورها که نشسته یک گوشه ماستش را میخورد!
نه نفت میفروشد، نه مسلسل میخرد. خانه پُرش شامپو میدهد، شکلات میگیرد.
نه تهدید میکند، نه تهدید میشود.
سالی یک بار هم اسمش در اخبارهای بینالمللی نمیآید...
کشوری که وقتی ازش میپرسند ترامپ یا بایدن، شانه بالا میاندازد و میگوید هر خری شد، شد!
تحریم نیست، تحریم نمیکند. حرام است، حرام است هم نمیکند...
قرار نیست بجنگد، قرار نیست باهاش بجنگند....
سیاستمدارهاش نمیخواهند دنیا را نجات دهند، تغییر دهند، بکوبند از نو بسازند.
با کشورهای همسایهاش فقط یک سلاموعلیک دارند، طفیلی خانه هیچکدام نیست... نمیرود، نمیآیند.
.
دلم میخواست در حاشیه امن چنین کشوری بنشینم، ناخنهام را سوهان بزنم و ندانم خاورمیانه کجاست و برایم سوال باشد این ایران ایران که میگویند چرا یک دم آرام نمیگیرد؟
سودابه فرضی پور
@flith
دلم میخواست اهل یک کشور حاشیهای باشم یک گوشهی نقشهی دنیا. گمنام، خنثی، سر به لاک خودش...
از آن کشورها که نشسته یک گوشه ماستش را میخورد!
نه نفت میفروشد، نه مسلسل میخرد. خانه پُرش شامپو میدهد، شکلات میگیرد.
نه تهدید میکند، نه تهدید میشود.
سالی یک بار هم اسمش در اخبارهای بینالمللی نمیآید...
کشوری که وقتی ازش میپرسند ترامپ یا بایدن، شانه بالا میاندازد و میگوید هر خری شد، شد!
تحریم نیست، تحریم نمیکند. حرام است، حرام است هم نمیکند...
قرار نیست بجنگد، قرار نیست باهاش بجنگند....
سیاستمدارهاش نمیخواهند دنیا را نجات دهند، تغییر دهند، بکوبند از نو بسازند.
با کشورهای همسایهاش فقط یک سلاموعلیک دارند، طفیلی خانه هیچکدام نیست... نمیرود، نمیآیند.
.
دلم میخواست در حاشیه امن چنین کشوری بنشینم، ناخنهام را سوهان بزنم و ندانم خاورمیانه کجاست و برایم سوال باشد این ایران ایران که میگویند چرا یک دم آرام نمیگیرد؟
سودابه فرضی پور
@flith
☘☘☘
روزی ناصرالدینشاه...
با امیرکبیر به مازندران می رفتند. شاه در نزدیکی مقصد سر از پنجره کالسکه بیرون کرد و دریا را دید. از کالسکهران پرسید، آن آب چیست؟
کالسکهران که چاپلوس محض بود، گفت: اعلیحضرت ، دریای خزر است که خدمت شما مشرف شده است!!
ناصرالدینشاه سری از خوشحالی و تشکر همراه تبسم تکان داد. و امیرکبیر سری از ناراحتی.
ناصرالدینشاه علت را پرسید، امیرکبیر گفت: بدبخت شد ولایتی که والی و مسئول آن به جای شنیدن مشکلات و حرف انتقاد ، عاشق شنیدن این همه دروغ و چاپلوسی و تملق شد.
@flith
روزی ناصرالدینشاه...
با امیرکبیر به مازندران می رفتند. شاه در نزدیکی مقصد سر از پنجره کالسکه بیرون کرد و دریا را دید. از کالسکهران پرسید، آن آب چیست؟
کالسکهران که چاپلوس محض بود، گفت: اعلیحضرت ، دریای خزر است که خدمت شما مشرف شده است!!
ناصرالدینشاه سری از خوشحالی و تشکر همراه تبسم تکان داد. و امیرکبیر سری از ناراحتی.
ناصرالدینشاه علت را پرسید، امیرکبیر گفت: بدبخت شد ولایتی که والی و مسئول آن به جای شنیدن مشکلات و حرف انتقاد ، عاشق شنیدن این همه دروغ و چاپلوسی و تملق شد.
@flith
☘☘☘
«باید دست هرکس که می خواهد گفت و گو کند فشرد/ جایز نیست با کسی که با ما نمیجنگد بجنگیم»
آیت الله #مصطفی_محقق_داماد
اکنون صدای فرزندان یتیمی را میشنویم که پدرانشان را میکشند و صدای ناله بیوهزنانی را میشنویم که شوهرانشان را سر میبرند. زمانه ما زمانه عجیبی است و در این زمان سخن از سهروردی میگوییم. اگر به تاریخ مراجعه کنیم میبینیم که تفکرات و جریانات تکفیری چقدر کشته و خون داده است و ریشه این تکفیر به چه چیزی برمیگردد.
ریشه تکفیر به پیروان ادیان الهی برمیگردد که متهم هستند جامعه بشری را تقسیم به مومن و کافر کردند و این تقسیمبندی منشأ خونریزی شده است. جام شوکران سقراط به دست کسانی به او داده شد که میگفتند سقراط کافر است و او هم بر اساس تبعیت از قانون شوکران را نوشید و تاریخ را در سوگ دانایی بزرگ نشاند.
در تاریخ اسلام نیز از همان روزهای آغازین چنین موضوعی مطرح شده است اما در زمان رسولالله کسی تکفیر نشد البته قدرت دینی از آنجا که خودش را مفسر رسمی دین میداند با هر تفسیری که مخالف آن باشد میتواند او را محکوم کند.
شیخ اشراق یکی از قربانیان تکفیر است. سهروردی فقیه، فیلسوف و حکیمی بزرگ بود و کتاب «التنقیحات فی اصول الفقه» را تالیف کرد که در دانشگاه ریاض روی آن تحقیق شده است و جالب است که فردی که او را بالاترین حکیم، فیلسوف، اسلامشناس و فقیه میداند عدهای او را زندیق و کافر و برخی دیگر او را بلندمرتبه میداند.
جوزی نقل میکند زمانی که به حلب رفتم تا درس بخوانم دیدم که اهل حلب درباره سهروردی گوناگون سخن میگویند و هرکس از نظر خودش درباره او صحبت میکنند عدهای او را کافر میدانند و عدهای هم معتقدند که کرامات آسمانی دارد.
آوردهاند که نامهای حسودان به صلاحالدین نوشتند که سهروردی فرزندش را از راه منحرف کرده و از او خواستند که جلوی فرزندش را بگیرند گفته شده زمانی که سهروردی را به محکمه آوردند قاضی از او پرسید میگویند تو در تصانیف خود نوشتهای خدا قادر است پیامبر دیگری را بیافریند شیخ با صراحت گفت: آری نوشتهام. قاضی گفت این امر محال است و سهروردی جملهای گفت و ساکت شد.
با این مضمون که مگر نه اینکه خدا قادر بر همه امور است و این امر ممکن است قاضی ساکت شد و رأی به تکفیر سهروردی داد. حال اینکه حرف سهروردی از این جهت که امکان عقلی آفریدن پیامبری دیگر غیر از امکان وقوع آن صحیح است اما قاضی محکمه بهدلیل فشارهای بیرونی و درونی قادر به درک این واقعیت نبود.
حال سوال این است که چرا سهروردی علیرغم دانشی که داشت از خودش دفاع محکمی نکرد. من معتقدم سهروردی عمق فاجعه را دریافته بود و فهمیده بود که تمسک متهم برای دفاع به استدلال در محکمه معنا ندارد که دادرسی عادلانه برقرار باشد چرا که شرط دادرسی عادلانه این است که دادرس آزاد از هر نوع فشاری باشد و این شامل فشارهای بیرونی اعم از دستورات از بالا و فشارهای درونی شامل دگماتیسم ناشی از کجفهمیهای دینی و کجاندیشیهای حزبی است.
منشأ تکفیر ناشی از تقسیمبندی انسانها به کافر و مومن است. من بهعنوان یک طلبه ۷۲ ساله که عمری راه به پژوهش در این عرصه مشغول بودم میگویم که باید این تقسیمبندی را کنار بگذاریم و تقسیمبندی جدید انسانها را به مسالم و محارب مطرح کنیم. بدینمعنی که هرکس که صلحدوست و ساتور بهدست نیست و میخواهد گفتوگو کند دست او را بفشاریم و روی او را ببوسیم چرا که حکم قرآنکریم و آیاتش این است و ما جایز نیست با کسی که با ما نمیجنگد، بجنگیم.
جمهوری اسلامی ایران نیز نخستین کاری که میکند این است که باید روی این موضوع فکر کند و این را نظریه شیعه پیرو ائمهاطهار اعلام کند و از این طریق تفاوت خودش را با داعش بیان کند. تکفیر ناشی از این تقسیمبندی است و اگر آن را اصلاح کنیم و اسلام را داخل شدن سلام به سین یعنی آرامش، صلح، دوستی، عشق و محبت بدانیم مسائلمان حل خواهد شد.
@flith
«باید دست هرکس که می خواهد گفت و گو کند فشرد/ جایز نیست با کسی که با ما نمیجنگد بجنگیم»
آیت الله #مصطفی_محقق_داماد
اکنون صدای فرزندان یتیمی را میشنویم که پدرانشان را میکشند و صدای ناله بیوهزنانی را میشنویم که شوهرانشان را سر میبرند. زمانه ما زمانه عجیبی است و در این زمان سخن از سهروردی میگوییم. اگر به تاریخ مراجعه کنیم میبینیم که تفکرات و جریانات تکفیری چقدر کشته و خون داده است و ریشه این تکفیر به چه چیزی برمیگردد.
ریشه تکفیر به پیروان ادیان الهی برمیگردد که متهم هستند جامعه بشری را تقسیم به مومن و کافر کردند و این تقسیمبندی منشأ خونریزی شده است. جام شوکران سقراط به دست کسانی به او داده شد که میگفتند سقراط کافر است و او هم بر اساس تبعیت از قانون شوکران را نوشید و تاریخ را در سوگ دانایی بزرگ نشاند.
در تاریخ اسلام نیز از همان روزهای آغازین چنین موضوعی مطرح شده است اما در زمان رسولالله کسی تکفیر نشد البته قدرت دینی از آنجا که خودش را مفسر رسمی دین میداند با هر تفسیری که مخالف آن باشد میتواند او را محکوم کند.
شیخ اشراق یکی از قربانیان تکفیر است. سهروردی فقیه، فیلسوف و حکیمی بزرگ بود و کتاب «التنقیحات فی اصول الفقه» را تالیف کرد که در دانشگاه ریاض روی آن تحقیق شده است و جالب است که فردی که او را بالاترین حکیم، فیلسوف، اسلامشناس و فقیه میداند عدهای او را زندیق و کافر و برخی دیگر او را بلندمرتبه میداند.
جوزی نقل میکند زمانی که به حلب رفتم تا درس بخوانم دیدم که اهل حلب درباره سهروردی گوناگون سخن میگویند و هرکس از نظر خودش درباره او صحبت میکنند عدهای او را کافر میدانند و عدهای هم معتقدند که کرامات آسمانی دارد.
آوردهاند که نامهای حسودان به صلاحالدین نوشتند که سهروردی فرزندش را از راه منحرف کرده و از او خواستند که جلوی فرزندش را بگیرند گفته شده زمانی که سهروردی را به محکمه آوردند قاضی از او پرسید میگویند تو در تصانیف خود نوشتهای خدا قادر است پیامبر دیگری را بیافریند شیخ با صراحت گفت: آری نوشتهام. قاضی گفت این امر محال است و سهروردی جملهای گفت و ساکت شد.
با این مضمون که مگر نه اینکه خدا قادر بر همه امور است و این امر ممکن است قاضی ساکت شد و رأی به تکفیر سهروردی داد. حال اینکه حرف سهروردی از این جهت که امکان عقلی آفریدن پیامبری دیگر غیر از امکان وقوع آن صحیح است اما قاضی محکمه بهدلیل فشارهای بیرونی و درونی قادر به درک این واقعیت نبود.
حال سوال این است که چرا سهروردی علیرغم دانشی که داشت از خودش دفاع محکمی نکرد. من معتقدم سهروردی عمق فاجعه را دریافته بود و فهمیده بود که تمسک متهم برای دفاع به استدلال در محکمه معنا ندارد که دادرسی عادلانه برقرار باشد چرا که شرط دادرسی عادلانه این است که دادرس آزاد از هر نوع فشاری باشد و این شامل فشارهای بیرونی اعم از دستورات از بالا و فشارهای درونی شامل دگماتیسم ناشی از کجفهمیهای دینی و کجاندیشیهای حزبی است.
منشأ تکفیر ناشی از تقسیمبندی انسانها به کافر و مومن است. من بهعنوان یک طلبه ۷۲ ساله که عمری راه به پژوهش در این عرصه مشغول بودم میگویم که باید این تقسیمبندی را کنار بگذاریم و تقسیمبندی جدید انسانها را به مسالم و محارب مطرح کنیم. بدینمعنی که هرکس که صلحدوست و ساتور بهدست نیست و میخواهد گفتوگو کند دست او را بفشاریم و روی او را ببوسیم چرا که حکم قرآنکریم و آیاتش این است و ما جایز نیست با کسی که با ما نمیجنگد، بجنگیم.
جمهوری اسلامی ایران نیز نخستین کاری که میکند این است که باید روی این موضوع فکر کند و این را نظریه شیعه پیرو ائمهاطهار اعلام کند و از این طریق تفاوت خودش را با داعش بیان کند. تکفیر ناشی از این تقسیمبندی است و اگر آن را اصلاح کنیم و اسلام را داخل شدن سلام به سین یعنی آرامش، صلح، دوستی، عشق و محبت بدانیم مسائلمان حل خواهد شد.
@flith
☘☘☘
مقامهای ارشد دولت: بایدن با ترامپ فرق دارد
جواد ظریف امروز گفته هنوز نمیدانیم که چه کسی پس از انتخابات آمریکا پیروز خواهد شد، اما معلوم است که تفاوتی میان این دو مورد وجود دارد.
او افزوده البته تفاوت در لحن مهم نیست و باید کارهای متفاوت ببینیم
ظریف گفته: «آمریکا فعالیتی غیرقانونی علیه ایران داشته است و به اقتصاد ما لطمه زد و حالا باید یک صندلی پشت میز مذاکره برجام به دست بیاورد.» / بنابر گزارش ایسنا و فارس از گفتوگوی تلویزیونی ظریف در ونزوئلا
علی ربیعی، سخنگوی دولت روحانی، هم گفته سخنان رهبرانقلاب و رئیسجمهوری درباره رئیسجمهوری بعدی آمریکا به معنای «بیتوجهی به تفاوتهای بالقوه در رفتار روسای جمهوری آمریکا نیست.»
او افزوده: « فشار حداکثری به پایان راه رسیده و برخلاف تصور ترامپ، ایران فرو نپاشید.»/ برگرفته از یادداشت ربیعی در روزنامه ایران
رهبرانقلاب و حسن روحانی اخیرا گفته بودند اینکه چه کسی در آمریکا رئيسجمهور میشود مهم نیست و در سیاست ایران تاثیری ندارد.
@flith
مقامهای ارشد دولت: بایدن با ترامپ فرق دارد
جواد ظریف امروز گفته هنوز نمیدانیم که چه کسی پس از انتخابات آمریکا پیروز خواهد شد، اما معلوم است که تفاوتی میان این دو مورد وجود دارد.
او افزوده البته تفاوت در لحن مهم نیست و باید کارهای متفاوت ببینیم
ظریف گفته: «آمریکا فعالیتی غیرقانونی علیه ایران داشته است و به اقتصاد ما لطمه زد و حالا باید یک صندلی پشت میز مذاکره برجام به دست بیاورد.» / بنابر گزارش ایسنا و فارس از گفتوگوی تلویزیونی ظریف در ونزوئلا
علی ربیعی، سخنگوی دولت روحانی، هم گفته سخنان رهبرانقلاب و رئیسجمهوری درباره رئیسجمهوری بعدی آمریکا به معنای «بیتوجهی به تفاوتهای بالقوه در رفتار روسای جمهوری آمریکا نیست.»
او افزوده: « فشار حداکثری به پایان راه رسیده و برخلاف تصور ترامپ، ایران فرو نپاشید.»/ برگرفته از یادداشت ربیعی در روزنامه ایران
رهبرانقلاب و حسن روحانی اخیرا گفته بودند اینکه چه کسی در آمریکا رئيسجمهور میشود مهم نیست و در سیاست ایران تاثیری ندارد.
@flith
☘☘☘
منافع يك رژيم و منافع يك كشور
بيژن اشتري
امروز از تلویزیون شنیدم که «رژیم آمریکا در آستانهٔ سقوط قرار گرفته». دیدم که این کلمهٔ «رژیم آمریکا» چقدر برایم عجیب و نامأنوس است و از خودم پرسیدم چرا؟ ماحصل این پرسش و پاسخ درونی را با شما در میان میگذارم:
ما هیچوقت یک دولت برآمده از انتخابات آزاد را که برای یک دورهٔ معلوم و مشخص از طرف اکثریت مردم برای ادارهٔ مملکت انتخاب شده «رژیم» نمینامیم.ر ژیم به حکومتی اطلاق میشود که غیردموکراتیک است، تک صدایی است، مشروعیت مردمی ندارد، اولیگارشیک و نظارتناپذیر است و عمرش جاودان. مثل رژیم کرهٔ شمالی که عملاً یک خانواده دهههاست بر یک کشور مشغول حکومت کردن هستند.
البته آنهایی که جزئی از رژیم هستند، اگر باهوش باشند، همواره می کوشند که رژیم شان را معادل با «کشور» جلوه بدهند؛ اما رژیم و کشور دو تا چیز کاملاً متضاد یکدیگرند. منافع رژیم یک چیز است و منافع کشور یک چیز دیگر. مثالی برنم: منافع رژیم کرهٔ شمالی یعنی منافع خاندان کیم، یعنی تداوم حکمرانی کیم جونگ اون و جمع محدود نوچهها و کارگزارانش. درحالیکه منافع مردم کرهٔ شمالی در گروی پایان یافتن دورهٔ حکمرانی این خاندان و در نتیجه پایان یافتن انزوای کشور، احیای اقتصاد، رفع فقر، و احیای ارزشهای عام انسانی است. پس میبینید که منافع رژیم کاملاً متضاد با منافع ملی است.
برگردم به ابتدای مطلب. در کشورهای دموکراتیک هیچ «رژیمی» وجود ندارد چون مرز روشنی بین حاکمان و اکثریت مردم وجود ندارد. در همین آمریکا مردم میتوانند آزادانه تمامی ارکان حکومتیشان را، از رئیسجمهور تا قانونگذار و شهردار و رئیس پلیس را خودشان انتخاب کنند. گردش قدرت در جامعه وجود دارد و هیچ حاکم مادامالعمری وجود ندارد؛ پس عملاً هیچ رژیمی در کار نیست که با تظاهرات عمومی بتوان آن را برانداخت و بر عکس
در کشورهای غیردموکراتیکی مثل کرهٔ شمالی، حاکمان غیرانتخابی، عملاً دور خودشان یک خط پر رنگ کشیدهاند و خود را از بقیهٔ مردم متمایز کردهاند و مدام در حال تقویت جایگاه انحصاریشان و تداوم حکومتشان هستند و در نتیجه باید هم که از اعتراضهای عمومی بترسند زیرا آنها یک «رژیم» هستند، یک هدف هستند، یک سیبل مشخص برای ساقط شدن.
@flith
منافع يك رژيم و منافع يك كشور
بيژن اشتري
امروز از تلویزیون شنیدم که «رژیم آمریکا در آستانهٔ سقوط قرار گرفته». دیدم که این کلمهٔ «رژیم آمریکا» چقدر برایم عجیب و نامأنوس است و از خودم پرسیدم چرا؟ ماحصل این پرسش و پاسخ درونی را با شما در میان میگذارم:
ما هیچوقت یک دولت برآمده از انتخابات آزاد را که برای یک دورهٔ معلوم و مشخص از طرف اکثریت مردم برای ادارهٔ مملکت انتخاب شده «رژیم» نمینامیم.ر ژیم به حکومتی اطلاق میشود که غیردموکراتیک است، تک صدایی است، مشروعیت مردمی ندارد، اولیگارشیک و نظارتناپذیر است و عمرش جاودان. مثل رژیم کرهٔ شمالی که عملاً یک خانواده دهههاست بر یک کشور مشغول حکومت کردن هستند.
البته آنهایی که جزئی از رژیم هستند، اگر باهوش باشند، همواره می کوشند که رژیم شان را معادل با «کشور» جلوه بدهند؛ اما رژیم و کشور دو تا چیز کاملاً متضاد یکدیگرند. منافع رژیم یک چیز است و منافع کشور یک چیز دیگر. مثالی برنم: منافع رژیم کرهٔ شمالی یعنی منافع خاندان کیم، یعنی تداوم حکمرانی کیم جونگ اون و جمع محدود نوچهها و کارگزارانش. درحالیکه منافع مردم کرهٔ شمالی در گروی پایان یافتن دورهٔ حکمرانی این خاندان و در نتیجه پایان یافتن انزوای کشور، احیای اقتصاد، رفع فقر، و احیای ارزشهای عام انسانی است. پس میبینید که منافع رژیم کاملاً متضاد با منافع ملی است.
برگردم به ابتدای مطلب. در کشورهای دموکراتیک هیچ «رژیمی» وجود ندارد چون مرز روشنی بین حاکمان و اکثریت مردم وجود ندارد. در همین آمریکا مردم میتوانند آزادانه تمامی ارکان حکومتیشان را، از رئیسجمهور تا قانونگذار و شهردار و رئیس پلیس را خودشان انتخاب کنند. گردش قدرت در جامعه وجود دارد و هیچ حاکم مادامالعمری وجود ندارد؛ پس عملاً هیچ رژیمی در کار نیست که با تظاهرات عمومی بتوان آن را برانداخت و بر عکس
در کشورهای غیردموکراتیکی مثل کرهٔ شمالی، حاکمان غیرانتخابی، عملاً دور خودشان یک خط پر رنگ کشیدهاند و خود را از بقیهٔ مردم متمایز کردهاند و مدام در حال تقویت جایگاه انحصاریشان و تداوم حکومتشان هستند و در نتیجه باید هم که از اعتراضهای عمومی بترسند زیرا آنها یک «رژیم» هستند، یک هدف هستند، یک سیبل مشخص برای ساقط شدن.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چِقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تَنِ کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟
و چقدر باید بِگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟
#آنا_گاوالدا
#من_او_را_دوست_داشتم
@flith
و چقدر باید بِگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟
#آنا_گاوالدا
#من_او_را_دوست_داشتم
@flith
☘☘☘
بازهم وزیر آموزشوپرورش؛ بازهم کتابهای درسی
بابت دستبردن مولفان کتاب درسی و سازمان پژوهش و برنامهریزی درسی در متن داستان نادر ابراهیمی، عذر خواسته و گفته این ماجرا در دوره مدیریت او روی نداده.
حاجی میرزایی افزوده از آن سازمان خواسته که همه تغییرات کتابهای درسی در دو سال اخیر بازبینی شود./ برگرفته از توییتر وزیر آموزشوپرورش
آموزشوپرورش در متن داستان نادر ابراهیمی، داستاننویس شناختهشده معاصر، در کتاب فارسی پایه هفتم دستبرده و در چاپ امسال این کتاب، «بهخاطر اسلام» را به متن ابراهیمی افزودهاند!
ابراهیمی نوشته: «.. قلبم را میبخشم به همه آنهایی که جنگیدند و دشمن را از خاک ما، از سرزمین ما و از خانه ما بیرون انداختند...»
اما در متن کنونی دست برده شده و میخوانیم: قبلم را میبخشم به همه آنهایی که بهخاطر اسلام جنگیدند و...»
@flith
بازهم وزیر آموزشوپرورش؛ بازهم کتابهای درسی
بابت دستبردن مولفان کتاب درسی و سازمان پژوهش و برنامهریزی درسی در متن داستان نادر ابراهیمی، عذر خواسته و گفته این ماجرا در دوره مدیریت او روی نداده.
حاجی میرزایی افزوده از آن سازمان خواسته که همه تغییرات کتابهای درسی در دو سال اخیر بازبینی شود./ برگرفته از توییتر وزیر آموزشوپرورش
آموزشوپرورش در متن داستان نادر ابراهیمی، داستاننویس شناختهشده معاصر، در کتاب فارسی پایه هفتم دستبرده و در چاپ امسال این کتاب، «بهخاطر اسلام» را به متن ابراهیمی افزودهاند!
ابراهیمی نوشته: «.. قلبم را میبخشم به همه آنهایی که جنگیدند و دشمن را از خاک ما، از سرزمین ما و از خانه ما بیرون انداختند...»
اما در متن کنونی دست برده شده و میخوانیم: قبلم را میبخشم به همه آنهایی که بهخاطر اسلام جنگیدند و...»
@flith
☘☘☘
"اندر خرافه پرستی ایرانیان"
#علی_مرادی_مراغه_ای
بدون شک مردم ایرانی یکی از خرافی ترین مردمان جهان بوده اند که اگر کتابی در این زمینه نوشته شود، قطورترین کتاب خواهد بود.
این خرافات در تمام ادوار تاریخی بوده.
#خرافات در بین زنانِ در گذشته، بیشتر از مردان بوده، بطوریکه #دهخدا در #صوراسرافیل به طنز مینویسد:
«خانه ای که دو کدبانو است، یکی همیشه پیش جام زن است و یکی هم پیش رمال»!
#فتحعلی_آخوندزاده علت اصلی آنرا ناشی از #جهل و مفاسد اخلاقی مردان و فرهنگ #مردسالاری می داند که چون زنان همیشه در معرض تهدید نازایی یا تعدد زوجات از سوی مردانشان بوده اند، در نتیجه آنها در نهایت بی پناهی به خرافات متوسل میشدند، مثلا تنها برای نازایی دهها عامل خرافی میتوان پیدا کرد: از توپ مرواری در تهران گرفته تا خوابیدن در صخره ای در کرمان...!
ای توپ تن طلایی، از غم بده رهایی بختی جوون و نون دار، روزی بکن زِ جایی
اما دوره #صفویه خرافات پر رونق بوده که در سفرنامه های اروپاییان نیز منعکس شده و گویی تمامی سرنوشت آدمی را حرکات و اجرام آسمانی تعیین میکرده و منجمین بازارشان گرم بوده برای تعیین ساعت سعد و نحس...!
وقتی شاه #صفی بیماریش طول کشید، گفتند که چون او در ساعت نحس تاجگذاری کرده باید دوباره تاجگذاری کند و اسم خودش را هم عوض کند!
بارها هم خلاف گفته منجمان رخ داده بود اما این شاه خرافی دست بردار نبوده...!
(سفرنامه کمپفر به ایران...ص70)
دالساندری مینویسد: مردم معتقد بودند آبی که شاه دست خود را در آن شسته باشد دافع تب است!
(سفرنامه وینچنتو دالساندری...ص474)
و «بسیاری از بیماران شفای خود را در آب لگن دستشویی پادشاه میجویند تا دواخانه!»
(سفرنامه مسکو و ایران، اولئاریوس...ص312)
اکثرا مردم برای رفع بیماریهایشان بجای مراجعه به پزشک به نزد #دعانویسان و #رمالان میرفتند.
آنجللو در مورد عشق مفرط سپاهیان به شاه اسماعیل مینویسد که آنها عمدا بدون زره برای او می جنگیدند تا کشته شوند، چون باور داشتند که شاه اسماعیل همیشه جاوید است.
(سفرنامه آنجوللو ... ص344)
#شاردن می نویسد: بیمارانی را دیده که به امید یافتن شفا، خود را بر قدم شاه می کشیدند،
«فنجانی پر از آب در دست داشته در گذرگاه پادشاه می ایستادند تا وی انگشتانش را در آب فرود کند تا آنرا بخورند و از بیماری برهند»
(دالساندری،1381 ص 474).
تقدیرگرایی چنان در دوره شاه سلطان حسین قوت گرفته بود که لاکهارت می نویسد: وقتی در یک جشنی، یکی از ستونهای کاخ چهل ستون آتش گرفت، شاه اجازه نداد آنرا خاموش کنند. گفت«اگر اراده خدواند بر این گرفته که این تالار سوخته شود با آن مخالفتی نخواهم کرد»
(انقراض سلسله صفویه، لاکهارت...ص35)
البته همین خرافات باعث زوال این سلسله شد و خداوند اراده کرد که تاج پادشاهی از سر او برداشته و بر سر محمودافغان گذاشته شود...!
ستم بر اهل سنت یعنی افغانان به حدی رسید که سرانجام باعث شورش آنان گشت. هنگامیکه محمود افغان به دروازه های اصفهان رسید این شاه خرافی بجای تدابیر نظامی به خرافات پناه برده و میخواست با دانه ها نخود، اشقیا را شکست دهد!
معتقد بود اگر دو پاچه بز را با 325 دانه نخود، پخته و دوشیزه ای 1200 بار "لااله الاالله" بخواند و بر آن فوت کند، سپاهیان صفوی از طعام بخورند از نظرها غایب خواهند شد و بر دشمن غلبه خواهند یافت!
خاوری به نقل از شاه مینویسد: «راست است كه فتنۀ افاغنه در كار است، ما هم خود به علاوۀ تدارك دولتى، تدارك دعايى كرده، امر كردهايم در اندرون كه از رجال و نساء سادات موسويه، نخود را "لااله الا الله" بخوانند؛ صباحا و مساء در كارند، انشاءالله آش معتبرى فراهم كرده، به كل خلق مىخورانيم، از باطن سادات موسويه،دفن بلا خواهد شد»
(تاریخ ذوالقرنین، خاورى...ص۳۱۲)
البته نخود و پاچه های بز نجات بخش نشد!
پس از شکست، زمان آن رسید که شاه سلطان حسین صفوی- پیرمردی شصت ساله و فربه- با عمری خوشگذرانی و عیاشی، پشت سر محمود ۲۱ ساله و پابرهنه راه افتاده و او را وارد کاخهای رنگارنگ صفوی کرده تا یک به یک کلیدهای کاخها را به او بسپارد!
و سپس، نوبت به تقسیم زنان حرمش رسید که محمود افغان به فرماندهانش بخشید...
در این زمان هم، شاه صفوی سر عقل نیامده بود وقتی با دست خودش، تاج شاهی را از سرِخود برداشته بر سرِ محمود افغان گذاشت گفت: «فرزند، اراده خداوند نيست كه من بيش از اين پادشاه باشم وقت آن رسيده كه تو بر تخت ايران جلوس كنى. سپس، آن طرّه شاهى را از سر برداشته و بر منديل وى نهاد»
(تاريخ كامل ايران... ج1، ص432)
البته هیچ توپی به اندازه توپِ خرافات، قدرت تخریب ندارد...!
#انتقادی #تاریخ #اجتماعی #جالب
@flith
"اندر خرافه پرستی ایرانیان"
#علی_مرادی_مراغه_ای
بدون شک مردم ایرانی یکی از خرافی ترین مردمان جهان بوده اند که اگر کتابی در این زمینه نوشته شود، قطورترین کتاب خواهد بود.
این خرافات در تمام ادوار تاریخی بوده.
#خرافات در بین زنانِ در گذشته، بیشتر از مردان بوده، بطوریکه #دهخدا در #صوراسرافیل به طنز مینویسد:
«خانه ای که دو کدبانو است، یکی همیشه پیش جام زن است و یکی هم پیش رمال»!
#فتحعلی_آخوندزاده علت اصلی آنرا ناشی از #جهل و مفاسد اخلاقی مردان و فرهنگ #مردسالاری می داند که چون زنان همیشه در معرض تهدید نازایی یا تعدد زوجات از سوی مردانشان بوده اند، در نتیجه آنها در نهایت بی پناهی به خرافات متوسل میشدند، مثلا تنها برای نازایی دهها عامل خرافی میتوان پیدا کرد: از توپ مرواری در تهران گرفته تا خوابیدن در صخره ای در کرمان...!
ای توپ تن طلایی، از غم بده رهایی بختی جوون و نون دار، روزی بکن زِ جایی
اما دوره #صفویه خرافات پر رونق بوده که در سفرنامه های اروپاییان نیز منعکس شده و گویی تمامی سرنوشت آدمی را حرکات و اجرام آسمانی تعیین میکرده و منجمین بازارشان گرم بوده برای تعیین ساعت سعد و نحس...!
وقتی شاه #صفی بیماریش طول کشید، گفتند که چون او در ساعت نحس تاجگذاری کرده باید دوباره تاجگذاری کند و اسم خودش را هم عوض کند!
بارها هم خلاف گفته منجمان رخ داده بود اما این شاه خرافی دست بردار نبوده...!
(سفرنامه کمپفر به ایران...ص70)
دالساندری مینویسد: مردم معتقد بودند آبی که شاه دست خود را در آن شسته باشد دافع تب است!
(سفرنامه وینچنتو دالساندری...ص474)
و «بسیاری از بیماران شفای خود را در آب لگن دستشویی پادشاه میجویند تا دواخانه!»
(سفرنامه مسکو و ایران، اولئاریوس...ص312)
اکثرا مردم برای رفع بیماریهایشان بجای مراجعه به پزشک به نزد #دعانویسان و #رمالان میرفتند.
آنجللو در مورد عشق مفرط سپاهیان به شاه اسماعیل مینویسد که آنها عمدا بدون زره برای او می جنگیدند تا کشته شوند، چون باور داشتند که شاه اسماعیل همیشه جاوید است.
(سفرنامه آنجوللو ... ص344)
#شاردن می نویسد: بیمارانی را دیده که به امید یافتن شفا، خود را بر قدم شاه می کشیدند،
«فنجانی پر از آب در دست داشته در گذرگاه پادشاه می ایستادند تا وی انگشتانش را در آب فرود کند تا آنرا بخورند و از بیماری برهند»
(دالساندری،1381 ص 474).
تقدیرگرایی چنان در دوره شاه سلطان حسین قوت گرفته بود که لاکهارت می نویسد: وقتی در یک جشنی، یکی از ستونهای کاخ چهل ستون آتش گرفت، شاه اجازه نداد آنرا خاموش کنند. گفت«اگر اراده خدواند بر این گرفته که این تالار سوخته شود با آن مخالفتی نخواهم کرد»
(انقراض سلسله صفویه، لاکهارت...ص35)
البته همین خرافات باعث زوال این سلسله شد و خداوند اراده کرد که تاج پادشاهی از سر او برداشته و بر سر محمودافغان گذاشته شود...!
ستم بر اهل سنت یعنی افغانان به حدی رسید که سرانجام باعث شورش آنان گشت. هنگامیکه محمود افغان به دروازه های اصفهان رسید این شاه خرافی بجای تدابیر نظامی به خرافات پناه برده و میخواست با دانه ها نخود، اشقیا را شکست دهد!
معتقد بود اگر دو پاچه بز را با 325 دانه نخود، پخته و دوشیزه ای 1200 بار "لااله الاالله" بخواند و بر آن فوت کند، سپاهیان صفوی از طعام بخورند از نظرها غایب خواهند شد و بر دشمن غلبه خواهند یافت!
خاوری به نقل از شاه مینویسد: «راست است كه فتنۀ افاغنه در كار است، ما هم خود به علاوۀ تدارك دولتى، تدارك دعايى كرده، امر كردهايم در اندرون كه از رجال و نساء سادات موسويه، نخود را "لااله الا الله" بخوانند؛ صباحا و مساء در كارند، انشاءالله آش معتبرى فراهم كرده، به كل خلق مىخورانيم، از باطن سادات موسويه،دفن بلا خواهد شد»
(تاریخ ذوالقرنین، خاورى...ص۳۱۲)
البته نخود و پاچه های بز نجات بخش نشد!
پس از شکست، زمان آن رسید که شاه سلطان حسین صفوی- پیرمردی شصت ساله و فربه- با عمری خوشگذرانی و عیاشی، پشت سر محمود ۲۱ ساله و پابرهنه راه افتاده و او را وارد کاخهای رنگارنگ صفوی کرده تا یک به یک کلیدهای کاخها را به او بسپارد!
و سپس، نوبت به تقسیم زنان حرمش رسید که محمود افغان به فرماندهانش بخشید...
در این زمان هم، شاه صفوی سر عقل نیامده بود وقتی با دست خودش، تاج شاهی را از سرِخود برداشته بر سرِ محمود افغان گذاشت گفت: «فرزند، اراده خداوند نيست كه من بيش از اين پادشاه باشم وقت آن رسيده كه تو بر تخت ايران جلوس كنى. سپس، آن طرّه شاهى را از سر برداشته و بر منديل وى نهاد»
(تاريخ كامل ايران... ج1، ص432)
البته هیچ توپی به اندازه توپِ خرافات، قدرت تخریب ندارد...!
#انتقادی #تاریخ #اجتماعی #جالب
@flith
رودی جولیانی:
انتخاب بایدن توسط رسانه های کلاه بردار با آرای غیر قانونی در، پنسیلوانیا، میشیگان، جورجیا، ویسکانسین، نودا انجام شده است.
ما همه را ثابت میکنیم
@flith
انتخاب بایدن توسط رسانه های کلاه بردار با آرای غیر قانونی در، پنسیلوانیا، میشیگان، جورجیا، ویسکانسین، نودا انجام شده است.
ما همه را ثابت میکنیم
@flith
طنز - توییت یک کاربر آمریکایی | از دست پدربزرگ و مادربزرگم ناراحتم ، به بایدن رای دادن ، دیگه نمی رم سر مزارشون ...
@flith
@flith
☘☘☘
شرکت آمریکایی فایزر و شرکت آلمانی BioNTech اعلام کردند مرحله سوم آزمایشات گسترده ای که روی واکسن جدید انجام شده حاکی از آن است که این محصول تا ۹۰ درصد در پیشگیری از ابتلا به کرونا موثر بوده است.
مرحله سوم آزمایش واکسن یک مرحله پیش از درخواست تایید محصول برای تولید تجاری آن است.
طبق نتایج اولیه آزمایشات، ۲۸ روز پس از تزریق دُز اول و ۷ روز پس از تزریق دُز دوم این واکسن به بیماران، آثار مصونیت در بیماران ظاهر شد.
در پی اعلام موفقیت شرکت فایزر در تولید واکسن کرونایی با تاثیرگذاری ۹۰ درصدی، بازارهای #بورس عمده جهان با جهش روبرو شدند.
@flith
شرکت آمریکایی فایزر و شرکت آلمانی BioNTech اعلام کردند مرحله سوم آزمایشات گسترده ای که روی واکسن جدید انجام شده حاکی از آن است که این محصول تا ۹۰ درصد در پیشگیری از ابتلا به کرونا موثر بوده است.
مرحله سوم آزمایش واکسن یک مرحله پیش از درخواست تایید محصول برای تولید تجاری آن است.
طبق نتایج اولیه آزمایشات، ۲۸ روز پس از تزریق دُز اول و ۷ روز پس از تزریق دُز دوم این واکسن به بیماران، آثار مصونیت در بیماران ظاهر شد.
در پی اعلام موفقیت شرکت فایزر در تولید واکسن کرونایی با تاثیرگذاری ۹۰ درصدی، بازارهای #بورس عمده جهان با جهش روبرو شدند.
@flith