پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
جان پدر کجاستی ، هشتگ توییتری افغانی ها از دیروز

@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍁

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگِ قشنگ از کفِ دنیا برود

هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دلِ تنها به چه شوقی پیِ یلدا برود؟

#فرامرز_عرب_عامری

بداهه نوازی کمانچه در طبیعت پاییزی
#ارسالی از مهربان :
بهنام بیات
#موسیقی
@flith
می گویند:
فردی از کنار مسجد رد می شد.
متوجه شد یک نفر در داخل شبستان
مسجد در حال خالی کردن صندوق
نذورات مردم و جمع کردن فرش هاست...

فرد عابر که فهمید
آن مرد دزد است با صدای بلند فریاد زد:
ای تف به شرفت...
از خانه خدا دزدی می کنی؟

مرد دزد با حرارت پاسخ داد:
مردک، توی خانه خدا تف می اندازی؟

بگذار کارم تمام شود
می آیم حالیت می کنم اهانت
به مقدسات چقدر زشت است.

@flith
☘☘☘
اتریش حملات وین را «تروریستی» خواند؛ مهاجم کشته‌شده «حامی داعش» بود

‌ رادیو فردا: روز پس از حملات مسلحانه در وین که مقامات اتریش آن را «تروریستی» نامیدند، کارل نهامر، وزیر کشور اتریش، گفت که مهاجمِ کشته‌شده یک جوان مسلمانِ زادهٔ اتریش از والدینی آلبانی‌تبار بوده است.

وزیر کشور اتریش همچنین گفت که این مهاجم دارای تمایلات اسلامی و از «حامیان داعش» بود که برای حملات دوشنبه‌شب «به‌طور کامل مسلح» شده بود.

به گزارش رویترز، مهاجم یکی از اعضای فهرستی است که نهادهای امنیتی اتریش قبلاً آن‌ها را به عنوان «افراد دارای تمایلات رادیکال اسلامی» رده‌بندی کرده بودند.

پلیس وین بامداد سه‌شنبه اعلام کرد که غیر از رویدادهایی که در مرکز وین در جریان بود، در سلسله حوادث دیگر در سایر نقاط وین، چهار تن، شامل دو زن و دو مرد، کشته و ۱۷ زخمی شدید از جمله یک پلیس، به بیمارستان منتقل شدند.

با وجود گذشت ساعات طولانی از آغاز رویدادها، وزیر کشور اتریش از مردم خواست روز سه‌شنبه همچنان در خانه‌ها بمانند و از تردد با وسائط نقلیه عمومی خودداری کنند و از اماکن عمومی دور شوند.

شاهدان عینی به خبرگزاری‌ها گفتند که «مهاجمان به‌شدت مسلح» با اسلحه خودکار به سوی مردم عابر و حاضران در رستوران‌ها آتش گشودند.
خاخام شلومو هوف‌مایستر به سایت اسرائیلی وای.نت گفت از پنجره آپارتمانش شاهد بود که مهاجمان به سوی افراد در رستوران محل «دست‌کم یکصد گلوله» شلیک کردند.

حملات در حالی رخ داد که قرار بود دوشنب‌ شب، آخرین شب پیش از برقراری محدودیت‌های جدید قرنطینه یک‌ماهه در اتریش باشد و بسیاری از مردم از این شب آخر، برای بیرون رفتن استفاده کرده و رستوران‌ها و بارها نسبتاً پر بوده است.

رئیس جامعه یهودیان وین گفته است تصور می‌کند که کنیسه در محل رویدادهای دوشنبه شب یا یهودیان هدف مشخص این حمله نبوده‌اند.
با وجود این، تمامی محل‌های مرتبط با یهودیان بسته شده و از آن‌ها خواسته شده در خانه بمانند و درها را قفل کنند و در صورت خروج اضطراری، از کلاه مذهبی یهودیان یا سایر نمادهای یهودیت استفاده نکنند.

واکنش‌های جهانی به حملات در وین

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، حملات وین را «شدیداً محکوم کرد».

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، هم در توییتر نوشت که «یک اقدام تروریستی زبونانه دیگر در اروپا رخ داده است. این حملات سبعانه علیه بی‌گناهان باید پایان یابد».

جو بایدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، نیز گفت او و همسرش برای روح «قربانیان حمله تروریستی دهشتناک» و خانواده‌های آنان دعا می‌کنند و «اکنون زمان اتحاد علیه نفرت‌پراکنی و خشونت است».

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز در پیامی به همتای اتریشی خود گفت که «جنگ علیه ترور اسلامی، یک نبرد مشترک است».

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل،نیز در موضعی مشابه‌ گفت «تمامی جهانیان باید برای شکست دادن ترور اسلامی، متحد شوند».

امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه، که کشورش در سه هفته اخیر شاهد چند حمله مرگبار بوده، با مردم اتریش ابراز همدردی کرد و گفت «بعد از فرانسه، حالا یک کشور دوست دیگر در اروپای آزاد مورد حمله قرار گرفته...ولی ما هرگز تسلیم نمی‌شویم».

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، هم گفت این حملات مردم را نمی‌ترساند و نیت عاملان این نوع حملات که نفرت‌پراکنی میان پیروان ادیان است، محقق نمی‌شود.

سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه ایران هم این حمله را محکوم کرد و گفت «حادثه تأسف‌بار وین بار دیگر نشان می‌دهد که تروریسم و افراط‌گرایی مرز نمی‌شناسد».

@flith
☘☘☘
این کثافت باید تمام شود!

در سال ١٧۶٥ میلادی در پاریس، جوانی به نام #لامار را به اتهام پاره کردن تصویر «مسیح بر صلیب»، دستگیر کردند و شکنجه دادند.
او زیر شکنجه به جرم خود اعتراف کرد. سر او را در میان هیاهو، شادی و بی خیالی مردم بریدند و جسدش را سوزاندند.

در همان روزها، زنی را به خاطر تغییر دین به چاه انداختند و کشتند و خانواده‌ای را هم به خاطر توهین دخترشان به مسیح شکنجه و در به در کردند.

خبر به #ولتر رسید. او نامه‌ای نوشت خطاب به دوستانش: «دیدروی شجاع، دالامبر دلیر، بیایید متحد شویم و این مرتجعان و شارلاتان ها را از میان برداریم. این چرندیات بی مزه، ادعاهای گزاف، سفسطه های بی معنی داستان های دروغ و اباطیل هر روزه را نابود کنیم. نگذاریم فرهنگ، اسیر این بی فرهنگ ها باشد و دور باطل خشونت و طمع همه ی ما را در خود فرو بلعد. بیایید دست این دزدان مقدس مآب را از جان و مال مردم قطع کنیم. ما باید برای نسل آینده خرد و آزادی به ارمغان بیاوریم، این کثافت باید تمام شود.»

می گویند پس از این، ولتر تا آخر عمر، تمام نامه های خود را با همین عبارت امضا می کرد:

#این_کثافت_بایدتمام_شود.

@flith
حتی اعضای فرقه آمیش‌ به صورت گروهی راه افتادند و به پرزیدنت ترامپ رای دادند!

توضیح: آمیش‌ها گروهی از مسیحیان به شدت معتقد هستند که اصولا کاری به سیاست ندارند و محدودیتهای زیادی برای خود قائلند؛ به عنوان مثال از اختراعات مدرن مثل تلفن و اتومبیل استفاده نمی‌کنند و به سبک سنتی لباس می‌پوشند.

@flith
☘☘☘
چیزی که مردم جهان سوم باید نجات دهند وطن شان نیست،
بلکه باید ابتدا خود را نجات دهند!

زیرا بیشتر آنها در اعماق نا آگاهی،
توهم دانایی دارند!

وینستون چرچیل

@flith
☘☘☘
ادوارد سعید

روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟


وظیفه روشنفکر نقد نهادهای قدرت است.
یک اصل مهم که در طول #تاریخ و در عرض جغرافیا به اثبات رسیده، اینست که قدرت بدون نقد فساد می آورد.

اخلاقی ترین آدم ها هم وقتی در بالای پلکان قدرت بنشینند، اگر به طور جدی با نظارت و #نقد کنترل نشوند، دچار خودشیفتگی می شوند و پس از این به باتلاق ایدئوکراسی فرو می غلتند مذهب حافظ قدرت و پس از آن هرچه بر دیگران مکروه و حرام است، بر سلطان مباح می گردد!
به همین دلیل در #جامعه، روشنفکر نقد می کند و نقد می کند تا نهادهای #قدرت سالم بمانند.

یکی از ویژگی هایی که روشنفکر را از روشنفکرنما یاهمان روشنفکر_مآب جدا می کند این است که #روشنفکر مآب نقد نمی کند، بلکه نق می زند”.

نقد کردن کار آسانی نیست. نقد کردن تخصص و مهارت و صرف وقت و انرژی می خواهد. اما شما می توانید راجع به هر چیزی نق بزنید بدون این که کمترین وقتی صرف مطالعه و #پژوهش آن کرده باشید!

نق زدن: یک فرایند "هیجان مدار" است. یعنی ما با نق زدن آرام تر می شویم، خشم و غم مان را با دیگران در میان می گذریم و "درد دل می کنیم، اما نقد کردن یک فرایند مسأله مدار است، ما هنگام نقد، خودمان را سبک نمی کنیم، بلکه مساله را حلاجی و زیر و رو می کنیم.
"نق زدن” مخاطب تعریف شده ای ندارد، کافی است گوش مفت بیابی، آن وقت می توانی شروع به نق زدن کنی، ولی نقد کردن، مخاطب تعریف شده ای دارد.

مخاطبِ روشنفکر پیش از همه، خود نهادهای قدرت اند و سپس #کارشناسان، گروه های ذی نفع، رسانه ها و سایر نقدکنندگان.
نقد کردن علاوه بر نیاز به دانش و مهارت و صرف وقت و انرژی، نیاز به شهامت و "شجاعت" دارد؛ شجاعت پرداخت هزینه !


شما می توانید در هر مهمانی که می نشینید و هر تاکسی که سوار می شوید نق بزنید، کسی کاری به کار شما ندارد.
ولی اگر نقد خود را برای نهادهای قدرت و رسانه ها ارسال کنید، باید آمادگی پرداخت هزینه را هم داشته باشید؛ بنابرین یکی دیگر از ویژگی های #روشنفکران که آن ها را از روشنفکرمآبان جدا می کند، شجاعت است.
البته اینجا لازم است راجع به گروهی از روشنفکران توضیح دهم که کار سخت تری در پیش می گیرند و آن آگاه سازی توده های مردم است.

کسی که قرار است توده های #مردم را آگاه نماید، از یک سو باید دارای دانش و مهارت نقد باشد و از سویی باید بتواند با زبان غیر تخصصی سخن بگوید.
این کار شبیه بندبازی است. اگر کمی تخصصی تر سخن بگوید، مخاطبانش سخنش را نمی فهمند و اگر کمی عوامانه تر سخن بگوید، به سرعت دچار #پوپولیسم عوام زدگی می شود!
بسیاری از روشنفکران که به این قلمرو پا گذاشتند یا از این طرف یا از آن طرف فرو افتادند.
با این حال این قلمرو پر خطر را نباید خالی گذاشت؛ چرا که با خالی گذاشتن این قلمرو، جا را برای پوپولیست های واقعی باز می کنیم، کسانی که به جای نوشتن کلمه "مار"، شکل "مار"را طراحی می کنند.
ویژگی مهم روشنفکران این است که تشکّل و شبکه سازی می کنند، روشنفکر اهل انزوا و در خود فرورفتن نیست.
او از جامعه قهر نمی کند و ناامید نیز نمی شود؛ چرا که از ابتدا هم توقع تغییرات دراماتیک نداشته است. روشنفکرمآب ها ناامید و سرخورده اند.

شاید برخی از آن ها روشنفکرهایی بوده اند که توقع زیادی از مردم و جامعه داشته اند، آن ها به دنبال اتوپیا مدینه فاضل بوده اند و ناکام مانده اند.
روشنفکر به حرکت دائمی و پله پله #اجتماع امیدوار است؛ بنابراین تماسش را با جامعه حفظ می کند و تیم و تشکّل می سازد. منظور از تشکل، محفل نیست، بلکه نهادهای مدنی است، نهادهای مدنی شناسنامه دار که به طور دائمی رشد می کنند و با جامعه ی بیرون از خود ارتباط برقرار می کنند، اثر می گذارند و اثر می پذیرند.

@flith
☘☘☘
کار جمهوری اسلامی با بایدن سخت‌تر از
ترامپ است!

احمد زیدآبادی
حضور جو بایدن در کاخ سفید تقریباً قطعی به نظر می‌رسد و بسیار بعید است که اعتراض دونالد ترامپ به روند شمارش آراء به جایی برسد. ترامپ دیر یا زود مجبور است نتیجۀ انتخابات را بپذیرد و به غائله خاتمه دهد.
ورود بایدن به کاخ سفید اما چه تأثیری بر ایران خواهد داشت؟ بسیاری از تحلیل‌گران بر این نظرند که با حضور بایدن در کاخ سفید، کار جمهوری اسلامی با آمریکا آسانتر می‌شود اما از نگاه من، به دو دلیل ماجرا دقیقاً معکوس است!
به نظرم اگر جمهوری اسلامی نخواهد در اسرع وقت با دولت جدید آمریکا وارد مذاکره و سپس مصالحه شود و در صدد تقابل با آن برآید، بدون شک سر شاخ شدنش با بایدن، بسیار سخت‌تر از منازعه با ترامپ خواهد بود.
ترامپ در عرصۀ بین‌المللی رهبری خودشیفته و تکرو بود و به دلیل رفتار و مواضعش، مورد انتقاد و بلکه نفرت بسیاری از محافل لیبرال و چپ در جهان قرار داشت. از این رو، رد درخواست او برای مذاکره از سوی ایران، کم و بیش با همدلی این محافل و بی‌تفاوتی بسیاری از کشورها همراه بود. پاسخ رد به بایدن اما بی‌نهایت سخت و دشوار است چرا که او احتمالاً از طریق رایزنی با متحدان آمریکا و اعضای شورای امنیت سازمان ملل، پیشنهاد مشخصی را به ایران ارائه خواهد کرد که پاسخ منفی به آن، می‌تواند سبب انزوای شدید در میان کشورها و برانگیختن خشم محافل لیبرال و چپ در سطح جهان و تحریک بیشتر افکار عمومی در داخل شود و راه هرگونه فشاری را علیه جمهوری اسلامی هموارتر کند.
دلیل دوم اما به رویکرد بایدن به مسئۀ فلسطین باز می‌گردد. در واقع ترامپ با یک طرح صلح ناعادلانه و غیر قابل دفاع، کوشید تا کشورهای عرب را به عادی‌سازی روابط‌‌شان یا اسرائیل متقاعد کند. این عادی‌سازی به دلیل نامنصفانه بودن معاملۀ قرن ترامپ، هم خشم فلسطینی‌ها را برانگیخت و هم سبب سرافکندگی پیدا و پنهانِ رهبران عرب پیشتاز برای عادی‌سازی رابطه، در افکار عمومی منطقه شد. بایدن اما می‌تواند با فاصله گرفتن از جنبه‌های مخربتر طرح ترامپ، هم خشم فلسطینی‌ها را فرو نشاند و آنها را به پای میز مذاکره با اسرائیل بکشاند و هم عادی‌سازی روابط را از امری شرمگینانه به موضوعی نه لزوماً افتخارآمیز اما دست کم به ماجرایی عادی و طبیعی تبدیل کند به طوری که اغلب کشورهای عرب و مسلمان با خیالی آسوده به این روند بپیوندند!
طبعاً در آن صورت، مقابلۀ جمهوری اسلامی با عادی‌سازی روابط کشورهای عرب و اسرائیل بسیار سخت‌تر و پرهزینه‌تر از امروز خواهد بود.
با این حساب، پیروزی بایدن برای هر که مفید باشد، برای جمهوری اسلامی با سیاست های کنونی آن، جز مشقت فزاینده چیزی ندارد.

@flith
اولین بار است که مقامات رژیم جمهوری اسلامی

خوشحالی اشان از نتایج اولیه انتخابات آمریکا را آشکارا ابراز میکنند!!!

@flith
توییتر رسما شمشیر خود را برای ترامپ از رو بسته است و تماما در خدمت گلوبالیست ها می باشد

دیگر حتی ادای دموکراسی را هم در نمی آورد و تقریبا ۸۰ درصد توییتهای شخص اول مملکت خود را پشت سر هم برچسب می زند ، این در حالییست که توییتهای شبیه همین از جانب بایدن در باب احتمال پیروزی اش هیچ برچسبی نخورده است .

@flith
☘☘☘
نوشداروی بیماری فقر و قحطی

آموزه‌های علم اقتصاد و بررسی تاریخ اقتصادی جوامع به روشنی نشان می‌دهد که آنچه انسان را از فقر نجات داده آزادی اقتصادی یا آزادی فعالیت‌های اقتصادی در حوزه تجاری و تولیدی بوده است. این آزادی موجد نظم‌هایی در جامعه می‌شود که به مجموعه آنها نظام بازار آزاد یا نظام بازار رقابتی می‌گویند.

بررسی تاریخ اقتصادی نشان می‌دهد که فقر در طول تاریخ وضعیت «طبیعی» اکثریت قریب به اتفاق افراد تشکیل‌ دهنده جوامع بشری بوده و تنها در دوران جدید و شکل‌ گیری دنیای مدرن از سده هجدهم میلادی به بعد، عمدتا در اروپای غربی، است که وضع به‌ طور محسوسی تغییر می‌کند. عامل اصلی این تغییر فراگیر شدن تدریجی نظام بازار آزاد و نظام سیاسی متناسب با آن است که ابتدا در هلند و انگلستان صورت می‌گیرد و به آنچه بعدها به آن انقلاب صنعتی اطلاق می‌کنند، منتهی می‌شود. در سایه این انقلاب است که بهره‌وری تولیدات کشاورزی و صنعتی به‌شدت بالا می‌رود و جوامع ثروتمند به‌ وجود می‌آیند؛ جوامعی که در آنها فقر عمومی رفته رفته رو به کاهش می‌گذارد و سطح رفاه عمومی افزایش می‌یابد. آدام اسمیت، بنیان‌ گذار علم اقتصاد، نخستین توضیح درباره نقش آزادی در افزایش «ثروت ملل» را در کتاب خود با همین عنوان ارائه می‌دهد.

استعاره معروف «دست نامرئی» بیانگر ساز و کار نظامی است که در آن اگر انسان‌ها آزاد گذاشته شوند، جست‌وجوی اهداف یا منافع فردی، در چارچوب قواعد کلی (قانون)، در نهایت به منافع عمومی منتهی می‌شود. این پارادایم اصلی علم اقتصاد است که به‌تدریج روی آن بنای باشکوهی از نظریه‌های به هم پیوسته ساخته می‌شود. اما از همان آغاز سوسیالیست‌ها و برخی مخالفان محافظه‌کار دنیای مدرن با این دستاوردهای علمی و کلا نظام بازار آزاد به مخالفت برمی‌خیزند و آن را متهم به بی‌عدالتی و غیرانسانی بودن می‌کنند. البته، محافظه‌کاران طرفی از مخالفت خود برنمی‌بندند؛ ولی سوسیالیست‌ها و در راس آنها کارل مارکس با طرح این ادعا که نظام بازار یا به اصطلاح «سرمایه‌داری» در مسیر پیشرفت تاریخی دستاوردهای مهمی داشته اما خود در نهایت به مانعی برای این پیشرفت تبدیل شده است، ایدئولوژی «ترقی‌خواهانه‌ای» را بنیان می‌گذارد و طرفداران پرشوری در میان روشنفکران و توده‌های مردم پیدا می‌کند.

آنچه موجب مقبولیت و محبوبیت این ایدئولوژی می‌شود اتفاقا ریشه در پیشرفت‌های چشمگیر نظام بازار در خصوص افزایش ثروتملل دارد که وجود فقرِ هر چند کمتر از قبل در جامعه را غیرقابل تحمل می‌نماید. زمانی که در گذشته نه چندان دور اکثریت قریب به اتفاق مردم در فقر به‌سر می‌بردند و فقر وضعیتی طبیعی تلقی می‌شد قبح آن به چشم نمی‌آمد، اما وقتی بخشی از مردمان عادی توانستند از وضعیت فقر بیرون بیایند این پرسش برای روشنفکران بی‌خبر از علم اقتصاد و افکار عمومی پیش آمد که چرا بقیه هنوز در فقر به‌سر می‌برند.

پروژه سوسیالیسم بیرون آوردن همه از فقر و برقراری «عدالت اجتماعی» بود و بر این تصور نادرست بنا شد که نظام بازار آزاد تنها به نفع سرمایه‌داران و وابستگان آنها است. از نظر آنها «سرمایه‌داری» نه‌تنها قادر به از بین بردن فقر برای اکثریت افراد جامعه نیست، بلکه موجب تشدید وضعیت نابسامان عمومی و بی‌عدالتی بیشتر می‌شود. سوسیالیسم ایدئولوژی خیال‌پردازانه محبوب روشنفکران ناآگاه به علم اقتصاد و توده‌های عوام است و از لحاظ نظری و عملی هیچ دستاوردی نداشته است. سوسیالیسم هر گاه که درصدد اصلاح نظام بازار برآمده فقط آن را از کارآیی انداخته و هر گاه به ابزار انقلابی تبدیل شده فاجعه آفریده است.

قحطی‌های بزرگ سده بیستم میلادی عمدتا در اثر تعطیلی آزادی‌های اقتصادی به علت جنگ، استعمار یا تلاش برای برقراری آرمان سوسیالیستی در روسیه، چین و برخی کشورهای آفریقایی رخ داده است. هندوستان پس از دست یافتن به استقلال (بعد از جنگ جهانی دوم) که تبدیل به کشوری دموکراتیک و دارای آزادی‌هایسیاسی و اقتصادی شد هیچ‌گاه در تله قحطی نیفتاد، اما در همان دوران چین کمونیست با سرکوب آزادی‌ها به‌ منظور پیاده کردن سوسیالیسم، کشور را دچار قحطی‌ای کرد که در نتیجه آن میلیون‌ها نفر از گرسنگی تلف شدند.

آمارتیا سن، اقتصاددان برنده جایزه نوبلکه مطالعات مبسوطی درخصوص قحطی انجام داده است به این نتیجه رسیده که قحطی صرفا پدیده‌ای طبیعی ناشی از خشکسالی نیست، بلکه بیشتر محصول سیاست‌های اقتصادی غلط و به محاق بردن آزادی است. این نتیجه‌گیری کاملا منبطق با آموزه‌های علم اقتصاد است. در واقع بنیاد علم اقتصاد بر اساس این کشف بزرگ نهاده شده که آزادی نوشداروی بیماری فقر است.

دکتر موسی غنی‌نژاد

@flith
این نقاشی مال دو سال پیشه.
دموکراتها پوکر بازی میکنند
ساعت نزدیک صفر بامداد است
بایدن دستش روی شانه کاملا هریس است
و #ترامپ همه برگه‌ها را میبیند
و چشمک میزند.
سمت چپ تصویر ترامپ که قایق را به ساحل نجات میرساند، نصب است
روی لامپ ستاره سرخ و داس و چکش و چشم سوم گلوبالیستهاست

@flith
☘☘☘
برف_در_تابستان
سایاداو یو جوتیکا

من رنج بسیار کشیده ام و می کشم، اما به آرامی و در عین کرامت رنج می برم. رنج را بخشی از زندگی میدانم، بخشی بسیار مهم. چگونه چیزی بیاموزم اگر رنج نبرم؟ اما به هنگام رنج آرام می مانم. چه کسی باور میکند من رنجی عمیق دارم؟ گمان نمیکنم نباید رنجی باشد؛ گمان نمیکنم وجود رنج نشانه اشکال است؛ گمان نمیکنم نباید در تکاپوی رفع رنج باشم؛ سعی در غلبه بر رنج ندارم، امّا در تلاشم که رنج را "معنا" کنم؛ در تلاشم رنج را عمیقا "درک" کنم. بدون مقاومت. افسرده و پریشان نیستم. تنها امید دارم به حد کافی برای درک رنج و زندگی خردمند باشم.

@flith
توییت یک سناتور جمهوری خواه

صد در صد آرای یک حوزه در پنسیلوانیا را دادند به بایدن؟!
کجا زندگی میکنیم؟ ونزوئلا ؟؟

@flith
در این نقاشی بی نظیر و متفکرانه ، انسانی با سر سياه به تصویر کشیده شده که با جديت و کوشش تمام قصد دارد پيرمرد بيگانه ای را از غرق شدن و نابودی نجات دهد در حالی که زن و فرزندش در کنارش در خطر مرگ قرار دارند . این نقاشی به دوران قبل از رنسانس اروپا اشاره می کند که پیرمرد ، سمبل میراث كهنه گذشتگان و باورها و سنتهای غلط آمیخته با خرافات و جهل و تعصب است . فرزند نمادی از آینده و همسر نماد زندگی و عشق و سرزمین مادری است که نزدیکترین اشخاص و گزینه ها به مرد هستند اما او مصمم است که پيرمرد بيگانه و دورتر را نجات دهد که آینده ای ندارد و این نمايانگر تمايل انسان به نگاه داشتن باورهای غلط است حتی در صورت نابودی خانواده و عشق و سرزمین مادری ، که نتیجه آن ادامه وضع گذشته و نابودی آینده است . سر انسان در اين نقاشی به نشانه جهل و نادانی به رنگ سياه نشان داده شده است و اين تابلو در كل نمايانگر جهل مقدس است . افرادی که جهل مقدس را نگاه ميدارند و آینده روشن و زیبا را با خرافات نابود می کنند .
#هنر #اندیشه

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«دکتر امیر طاهری»: وقتی از فدرالیسم صحبت می‌کنیم نمی‌دانیم یعنی چی!

فدرالیسم یعنی گردهم‌آوردن عناصر جدا از هم. ایران همیشه کشوری واحد بوده است. کسانی که در ایران فدرالیست هستند (مثل خاتمی)، تجزیه‌طلب‌اند.

@flith
☘☘☘
زادروز آلبر کامو، بیگانه‌ی طاغی
تنها چهل‌وچهار سال سن داشت که برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد و در چهل‌وهفت سالگی نیز درگذشت. خلاف ِ سن کم و عمر کوتاهش اما از شهرت بسیاری برخوردار است به طوری که او را تاثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم نیز شناخته‌اند.

آلبر کامو در هفتم نوامبر سال ۱۹۱۳ میلادی در روستایی در نزدیکی شهر امروزین «عنابه» در شمال شرقی الجزایر دیده به جهان گشود....

کامو چهارده سال سن داشت که پدر را از دست داد. مادر کامو زنی کم‌حرف و بی‌سواد بود که به گفته‌ی کامو، «تنها ۴۵۰ کلمه بلد بود، اگر که اصلا حرف می‌زد.» کودکی کامو در تنگ‌دستی گذشت.

او در تابستان برای دریافت دستمزد کمی ناچار بود در مغازه‌ها کار کند. کامو در مورد فقری که دست به گریبانش بود می‌گوید: «فقر مانع این شد که فکر کنم زیر آفتاب و در تاریخ، همه چیز خوب است. آفتاب به من آموخت که تاریخ، همه چیز نیست.»

کامو با کمک یکی از آموزگارانش در یکی از آزمون‌هایی که پس از موفقیت تقبل کمک‌هزینه‌ی دانش‌آموز را می‌کردند پذیرفته می‌شود و به هزینه‌ی دولت وارد دبیرستان می‌شود. در همین زمان او به فراگیری زبان انگلیسی پرداخت و با زبان اسپانیایی نیز آشنا شد. کامو به فوتبال نیز بسیار علاقه‌مند بود و در این رشته توانست موفقیت‌هایی نیز به دست آورد.

او در سال ۱۹۲۹ دروازه‌بان تیم جوانان دانشگاه ریسینگ الجزیره شد. کامو پس از دریافت دیپلم و در همان سال نشانه‌هایی از بیماری سل را در خود می‌یابد. فوتبال را نیمه‌کاره رها می‌کند.

او در سال ۱۹۳۵ لیسانس فلسفه گرفت و در سال ۱۹۳۶ پایان‌نامه‌ی خود را در مورد فلوطین، فیلسوف یونانی نوشت. کامو در سال ۱۹۳۴ به حزب کمونیست پیوست. او پیش‌تر گفته بود که «آزادی را من در آثار مارکس نیاموختم، بل خود آن را در دل فقر شناختم.»

کامو در «انسان طاغی» می‌نویسد: «آزادی مطلق، عدالت را یک مضحکه جلوه می‌دهد. عدالت مطلق هم آزادی را انکار می‌کند. این دو مفهوم می‌بایست یکدیگر را محدود کنند (…) انسان طاغی راستین فقط هنگامی دست به اسلحه می‌برد که بخواهد خشونت را محدود کند و نه برای آنکه خشونت را قانونی جلوه دهد و آن را موجه سازد. فقط هنگامی مردن برای انقلاب ارزش دارد که ثمره انقلاب الغای مجازات اعدام باشد. (…) اگر هدف، مطلق باشد، می‌توان بسیاری چیزها را قربانی هدف کرد. اما در غیر این‌صورت فقط انسان خودش را به کشتن می‌دهد.»

@flith
☘☘☘
دلم می‌خواست اهل یک کشور حاشیه‌ای باشم یک گوشه‌ی نقشه‌ی دنیا. گمنام، خنثی، سر به لاک خودش...
از آن کشورها که نشسته یک گوشه ماستش را می‌خورد!
نه نفت می‌فروشد، نه مسلسل می‌خرد. خانه پُرش شامپو می‌دهد، شکلات می‌گیرد.
نه تهدید می‌کند، نه تهدید می‌شود.
سالی یک بار هم اسمش در اخبارهای بین‌المللی نمی‌آید...
کشوری که وقتی ازش میپرسند ترامپ یا بایدن، شانه بالا می‌اندازد و میگوید هر خری شد، شد!
تحریم نیست، تحریم نمی‌کند. حرام است، حرام است هم نمی‌کند.‌.‌.
قرار نیست بجنگد، قرار نیست باهاش بجنگند....
سیاست‌مدارهاش نمی‌خواهند دنیا را نجات دهند، تغییر دهند، بکوبند از نو بسازند.
با کشورهای همسایه‌‌اش فقط یک سلام‌وعلیک دارند، طفیلی خانه هیچ‌‌کدام نیست... نمی‌رود، نمی‌آیند.
.
دلم میخواست در حاشیه‌ امن چنین کشوری بنشینم، ناخن‌هام را سوهان بزنم و ندانم خاورمیانه کجاست و برایم سوال باشد این ایران ایران که می‌گویند چرا یک دم آرام نمی‌گیرد؟

سودابه فرضی پور

@flith
☘☘☘
روزی ناصرالدین‌شاه...

با امیرکبیر به مازندران می رفتند. شاه در نزدیکی مقصد سر از پنجره کالسکه بیرون کرد و دریا را دید. از کالسکه‌ران پرسید، آن آب چیست؟

کالسکه‌ران که چاپلوس محض بود، گفت: اعلی‌حضرت ، دریای خزر است که خدمت شما مشرف شده است!!

ناصرالدین‌شاه سری از خوشحالی و تشکر همراه تبسم تکان داد. و امیرکبیر سری از ناراحتی.

ناصرالدین‌شاه علت را پرسید، امیرکبیر گفت: بدبخت شد ولایتی که والی و مسئول آن به جای شنیدن مشکلات و حرف انتقاد ، عاشق شنیدن این همه دروغ و چاپلوسی و تملق شد.

@flith
☘☘☘
«باید دست هرکس که می خواهد گفت و گو کند فشرد/ جایز نیست با کسی که با ما نمی‌جنگد بجنگیم»


آیت الله #مصطفی_محقق_داماد

اکنون صدای فرزندان یتیمی را می‌شنویم که پدرانشان را می‌کشند و صدای ناله بیوه‌زنانی را می‌شنویم که شوهرانشان را سر می‌برند. زمانه ما زمانه عجیبی است و در این زمان سخن از سهروردی می‌گوییم. اگر به تاریخ مراجعه کنیم می‌بینیم که تفکرات و جریانات تکفیری چقدر کشته و خون داده است و ریشه این تکفیر به چه چیزی برمی‌گردد.

ریشه تکفیر به پیروان ادیان الهی برمی‌گردد که متهم هستند جامعه بشری را تقسیم به مومن و کافر کردند و این تقسیم‌بندی منشأ خونریزی شده است. جام شوکران سقراط به دست کسانی به او داده شد که می‌گفتند سقراط کافر است و او هم بر اساس تبعیت از قانون شوکران را نوشید و تاریخ را در سوگ دانایی بزرگ نشاند.

در تاریخ اسلام نیز از همان روزهای آغازین چنین موضوعی مطرح شده است اما در زمان رسول‌الله کسی تکفیر نشد البته قدرت دینی از آنجا که خودش را مفسر رسمی دین می‌داند با هر تفسیری که مخالف آن باشد می‌تواند او را محکوم کند.

شیخ اشراق یکی از قربانیان تکفیر است. سهروردی فقیه، فیلسوف و حکیمی بزرگ بود و کتاب «التنقیحات فی اصول الفقه» را تالیف کرد که در دانشگاه ریاض روی آن تحقیق شده است و جالب است که فردی که او را بالاترین حکیم، فیلسوف، اسلام‌شناس و فقیه می‌داند عده‌ای او را زندیق و کافر و برخی دیگر او را بلندمرتبه می‌داند.

جوزی نقل می‌کند زمانی که به حلب رفتم تا درس بخوانم دیدم که اهل حلب درباره سهروردی گوناگون سخن می‌گویند و هرکس از نظر خودش درباره او صحبت می‌کنند عده‌ای او را کافر می‌دانند و عده‌ای هم معتقدند که کرامات آسمانی دارد.

آورده‌اند که نامه‌ای حسودان به صلاح‌الدین نوشتند که سهروردی فرزندش را از راه منحرف کرده و از او خواستند که جلوی فرزندش را بگیرند گفته شده زمانی که سهروردی را به محکمه آوردند قاضی از او پرسید می‌گویند تو در تصانیف خود نوشته‌ای خدا قادر است پیامبر دیگری را بیافریند شیخ با صراحت گفت: آری نوشته‌ام. قاضی گفت این امر محال است و سهروردی جمله‌ای گفت و ساکت شد.

با این مضمون که مگر نه اینکه خدا قادر بر همه امور است و این امر ممکن است قاضی ساکت شد و رأی به تکفیر سهروردی داد. حال اینکه حرف سهروردی از این جهت که امکان عقلی آفریدن پیامبری دیگر غیر از امکان وقوع آن صحیح است اما قاضی محکمه به‌دلیل فشارهای بیرونی و درونی قادر به درک این واقعیت نبود.

حال سوال این است که چرا سهروردی علی‌رغم دانشی که داشت از خودش دفاع محکمی نکرد. من معتقدم سهروردی عمق فاجعه را دریافته بود و فهمیده بود که تمسک متهم برای دفاع به استدلال در محکمه معنا ندارد که دادرسی عادلانه برقرار باشد چرا که شرط دادرسی عادلانه این است که دادرس آزاد از هر نوع فشاری باشد و این شامل فشارهای بیرونی اعم از دستورات از بالا و فشارهای درونی شامل دگماتیسم ناشی از کج‌فهمی‌های دینی و کج‌اندیشی‌های حزبی است.

منشأ تکفیر ناشی از تقسیم‌بندی انسان‌ها به کافر و مومن است. من به‌عنوان یک طلبه ۷۲ ساله که عمری راه به پژوهش در این عرصه مشغول بودم می‌گویم که باید این تقسیم‌بندی را کنار بگذاریم و تقسیم‌بندی جدید انسان‌ها را به مسالم و محارب مطرح کنیم. بدین‌معنی که هرکس که صلح‌دوست و ساتور به‌دست نیست و می‌خواهد گفت‌وگو کند دست او را بفشاریم و روی او را ببوسیم چرا که حکم قرآن‌کریم و آیاتش این است و ما جایز نیست با کسی که با ما نمی‌جنگد، بجنگیم.

جمهوری اسلامی ایران نیز نخستین کاری که می‌کند این است که باید روی این موضوع فکر کند و این را نظریه شیعه پیرو ائمه‌اطهار اعلام کند و از این طریق تفاوت خودش را با داعش بیان کند. تکفیر ناشی از این تقسیم‌بندی است و اگر آن را اصلاح کنیم و اسلام را داخل شدن سلام به سین یعنی آرامش، صلح، دوستی، عشق و محبت بدانیم مسائلمان حل خواهد شد.

@flith