☘☘☘
رأی الکترال چیست؟
در سیستم انتخاباتی آمریکا، ممکن است یک کاندیدا، موفق به جلب آرای مردمی بشود اما رقیبش با اتکا به آرای الکترال بیشتر، به کاخ سفید راه پیدا کند.
در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری امریکا تاکنون ۵بار (۱۸۲۴، ۱۸۷۶، ۱۸۸۸، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶)رئیس جمهوری این کشور با توسل به آرای الکترال موفق به راهیابی به کاخ سفید شده است.
آخرین مرتبه در سال ۲۰۱۶ اتفاق افتاد که با وجود آنکه بیشتر رایدهندگان به هیلاری کلینتون نامزد دمکرات رأی دادند و او سه میلیون رای بیشتری نسبت به دونالد ترامپ نامزد جمهوریخواه کسب کرد، اما دونالد ترامپ با کسب اکثریت آرای الکترال پیروز انتخابات شد.
مبنای انتخاب الکترال هر ایالت
در آمریکا، هر ایالتی در مجلس نمایندگان و سنای این کشور نمایندگانی دارد که در انتخابات سراسری انتخاب و به کنگره که متشکل از مجلس نمایندگان و سنا است، فرستاده می شوند.
تعداد نمایندگان ایالت ها در مجلس نمایندگان برحسب جمعیت هر ایالت متفاوت است. اما همه ایالت ها بدون توجه به میزان جمعیت ۲ سناتور در سنا دارند.
الکترال های هر ایالت که افراد تصمیم گیر در امور کشوری محسوب می شوند از مجموع نمایندگان هر ایالت و دو سناتور آن تشکیل می شود.
برای مثال کالیفرنیا که ۳۹ میلیون نفر جمعیت دارد، در مجلس نمایندگان ۵۳ نماینده و در سنا ۲ سناتور دارد که به این ترتیب الکتورهای آن ۵۵ نفر خواهد بود. این ایالت دارای بیشترین آرای الکترال است.
این افراد به نوعی نخبگان هر ایالت محسوب می شوند. در سیستم فدرالی امریکا تلاش شده هر ایالتی هرچند کوچک، نفوذ و قدرتی برابر با ایالت های بزرگ داشته باشد. کارکرد الکترال ها در همین راستا است.
لزوم دریافت حدنصاب آرای الکترال برای ریاست جمهوری
در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، کاندیداها مجبورند برای رسیدن به کاخ سفید علاوه بر آرای مردمی آرای الکترال را هم داشته باشند. زیرا طبق قانون کاندیدایی به کاخ سفید راه می یابد که ۵۰ درصد به اضافه یک رای آرای الکترال را داشته باشد.
تعداد الکترال ها در سراسر امریکا به ۵۳۸ می رسد که به این ترتیب کاندیدایی که بتواند رای مثبت ۲۷۰ الکتور را به دست آورد فرد پیروز نهایی محسوب می شود.
نحوه دستیابی به رای الکترال
رای الکترال نیز به این ترتیب به دست می آید که اگر آرای مردمی در ایالتی برای مثال به کاندیدای جمهوریخواه باشد، تعداد آرای الکترال آن به حساب جمهوریخواهان ریخته خواهد شد.
البته ممکن است الکتوری برخلاف رای مردمی رای دهد و برای مثال در همین ایالت فرضی که گفته شد، خواهان محاسبه رای خود به نفع کاندیدای دموکرات شود. به این الکتورها، الکتورهای غیروفادار می گویند.
رؤسای جمهوری اقلیت
دو مرحلهای بودن انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا مشکلاتی نیز به همراه آوردهاست. مهمترین عامل در پیروزی یا شکست یک نامزد، تعداد آرای مردمی آنان نیست، بلکه میزان کسب آرای هیئتهای انتخاباتی سرنوشت انتخابات را رقم میزند.
ممکن است فردی با آرای هیئتهای انتخاباتی بیشتر و آرای مردمی کمتر به پیروزی دست یابد، در حالی که رقیب وی، رأی مردمی بیشتری بدست آورده باشد.
تاکنون چندین بار رؤسای جمهور منتخب بدون آنکه ۵۰ درصد آراء مردمی را بدست آورده باشند، تنها با اتکا به کسب حداقل ۲۷۰ رأی انتخاباتی وارد کاخ سفید شدهاند.
این دسته از رؤسای جمهور آمریکا را اصطلاحاً ” رؤسای جمهور اقلیت ” مینامند. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶ جرج دابلیو بوش و دونالد ترامپ با چنین وضعیتی پیروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شدند.
#رای_الکترال
@flith
رأی الکترال چیست؟
در سیستم انتخاباتی آمریکا، ممکن است یک کاندیدا، موفق به جلب آرای مردمی بشود اما رقیبش با اتکا به آرای الکترال بیشتر، به کاخ سفید راه پیدا کند.
در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری امریکا تاکنون ۵بار (۱۸۲۴، ۱۸۷۶، ۱۸۸۸، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶)رئیس جمهوری این کشور با توسل به آرای الکترال موفق به راهیابی به کاخ سفید شده است.
آخرین مرتبه در سال ۲۰۱۶ اتفاق افتاد که با وجود آنکه بیشتر رایدهندگان به هیلاری کلینتون نامزد دمکرات رأی دادند و او سه میلیون رای بیشتری نسبت به دونالد ترامپ نامزد جمهوریخواه کسب کرد، اما دونالد ترامپ با کسب اکثریت آرای الکترال پیروز انتخابات شد.
مبنای انتخاب الکترال هر ایالت
در آمریکا، هر ایالتی در مجلس نمایندگان و سنای این کشور نمایندگانی دارد که در انتخابات سراسری انتخاب و به کنگره که متشکل از مجلس نمایندگان و سنا است، فرستاده می شوند.
تعداد نمایندگان ایالت ها در مجلس نمایندگان برحسب جمعیت هر ایالت متفاوت است. اما همه ایالت ها بدون توجه به میزان جمعیت ۲ سناتور در سنا دارند.
الکترال های هر ایالت که افراد تصمیم گیر در امور کشوری محسوب می شوند از مجموع نمایندگان هر ایالت و دو سناتور آن تشکیل می شود.
برای مثال کالیفرنیا که ۳۹ میلیون نفر جمعیت دارد، در مجلس نمایندگان ۵۳ نماینده و در سنا ۲ سناتور دارد که به این ترتیب الکتورهای آن ۵۵ نفر خواهد بود. این ایالت دارای بیشترین آرای الکترال است.
این افراد به نوعی نخبگان هر ایالت محسوب می شوند. در سیستم فدرالی امریکا تلاش شده هر ایالتی هرچند کوچک، نفوذ و قدرتی برابر با ایالت های بزرگ داشته باشد. کارکرد الکترال ها در همین راستا است.
لزوم دریافت حدنصاب آرای الکترال برای ریاست جمهوری
در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، کاندیداها مجبورند برای رسیدن به کاخ سفید علاوه بر آرای مردمی آرای الکترال را هم داشته باشند. زیرا طبق قانون کاندیدایی به کاخ سفید راه می یابد که ۵۰ درصد به اضافه یک رای آرای الکترال را داشته باشد.
تعداد الکترال ها در سراسر امریکا به ۵۳۸ می رسد که به این ترتیب کاندیدایی که بتواند رای مثبت ۲۷۰ الکتور را به دست آورد فرد پیروز نهایی محسوب می شود.
نحوه دستیابی به رای الکترال
رای الکترال نیز به این ترتیب به دست می آید که اگر آرای مردمی در ایالتی برای مثال به کاندیدای جمهوریخواه باشد، تعداد آرای الکترال آن به حساب جمهوریخواهان ریخته خواهد شد.
البته ممکن است الکتوری برخلاف رای مردمی رای دهد و برای مثال در همین ایالت فرضی که گفته شد، خواهان محاسبه رای خود به نفع کاندیدای دموکرات شود. به این الکتورها، الکتورهای غیروفادار می گویند.
رؤسای جمهوری اقلیت
دو مرحلهای بودن انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا مشکلاتی نیز به همراه آوردهاست. مهمترین عامل در پیروزی یا شکست یک نامزد، تعداد آرای مردمی آنان نیست، بلکه میزان کسب آرای هیئتهای انتخاباتی سرنوشت انتخابات را رقم میزند.
ممکن است فردی با آرای هیئتهای انتخاباتی بیشتر و آرای مردمی کمتر به پیروزی دست یابد، در حالی که رقیب وی، رأی مردمی بیشتری بدست آورده باشد.
تاکنون چندین بار رؤسای جمهور منتخب بدون آنکه ۵۰ درصد آراء مردمی را بدست آورده باشند، تنها با اتکا به کسب حداقل ۲۷۰ رأی انتخاباتی وارد کاخ سفید شدهاند.
این دسته از رؤسای جمهور آمریکا را اصطلاحاً ” رؤسای جمهور اقلیت ” مینامند. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶ جرج دابلیو بوش و دونالد ترامپ با چنین وضعیتی پیروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شدند.
#رای_الکترال
@flith
✍️استقبال ایرانیان از انتخابات آمریکا، آن رویِ سکه ناامیدی و سرخوردگی از وضعیت اجتماعی خودشان است| ۱۱ آبان ۹۹
🔹شاید اگر مریخی این روزها به ایران میآمد و شور و هیجان و استقبال ایرانیان از انتخابات آمریکا را میدید، تصور میکرد سفینهاش او را بجای ایران در کارولینای شمالی پیاده کرده. باورش نمیشد که بسیاری از ایرانیان حتی از خود آمریکایی ها هم بیشتر چشم به نتایج انتخابات آمریکا دوختهاند.
🔹مریخی ما البته شاید متوجه نشود که شور و اشتیاق ایرانیها نسبت به انتخابات آمریکا، آن روی سکه به بن رسیدن و غایت ناامیدی از شرایط و وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه خودشان است. از انتخابهای نظام خودشان که آبی گرم نشد و هیچ تغییر و تحولی بوجود نیامد. شاید در نتیجه انتخابات سرزمین دیگری اون سر دنیا، نور امیدی در تونل سیاه وضعیتی که در آن قرار گرفته اند پدیدار شود.
توئیتر صادق زیباکلام
https://www.instagram.com/p/CHDjU2openp/?igshid=1is3f4k9dmyq8
@flith
🔹شاید اگر مریخی این روزها به ایران میآمد و شور و هیجان و استقبال ایرانیان از انتخابات آمریکا را میدید، تصور میکرد سفینهاش او را بجای ایران در کارولینای شمالی پیاده کرده. باورش نمیشد که بسیاری از ایرانیان حتی از خود آمریکایی ها هم بیشتر چشم به نتایج انتخابات آمریکا دوختهاند.
🔹مریخی ما البته شاید متوجه نشود که شور و اشتیاق ایرانیها نسبت به انتخابات آمریکا، آن روی سکه به بن رسیدن و غایت ناامیدی از شرایط و وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه خودشان است. از انتخابهای نظام خودشان که آبی گرم نشد و هیچ تغییر و تحولی بوجود نیامد. شاید در نتیجه انتخابات سرزمین دیگری اون سر دنیا، نور امیدی در تونل سیاه وضعیتی که در آن قرار گرفته اند پدیدار شود.
توئیتر صادق زیباکلام
https://www.instagram.com/p/CHDjU2openp/?igshid=1is3f4k9dmyq8
@flith
پرواز فکر و اندیشه
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با انتشار بیانیه ای از مردم خواست که از کمال حیدری از مراجع تقلید شیعه،دوری کنند و سخنان نادرست او را به پای دین و مذهب و عالمان دینی ننویسند. کمال حیدری در حوزههای علمیه به عنوان یکی از نواندیشان دینی شناخته میشود که دیدگاههای…
انتقادات تند عباس عبدی از شیخ محمد یزدی: از کجا چنین مرجعیتی را برای خود قایل شدهاید که درباره نظرات دیگران، قضاوت کنید؟
عباس عبدی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:
انتشار بیانیه به امضای آقای محمد یزدی درباره آقای سیدکمال حیدری و عقاید ایشان آب پاکی را روی دست مخاطبان ریخت که از این تنور نهتنها آتشی گرم نخواهد شد که مدتهای طولانی است که خاموش و سرد شده است.
پرسش این است که جامعه مدرسین یا آقای یزدی ازکجا چنین مرجعیتی را برای خود قایل شدهاند که درباره نظرات دیگران قضاوت ونه تحلیل کنند؟ و اصولا چرا باید به خود حق داد که میتوان دیگران رامنحرف دانست و تکفیر کرد؟ این حق از کجا آمده است؟
اگر دیگران هم چنین رفتاری را درباره آنان پیشه کنندچه دلیلی بربیصلاحیتی آنان درباره داوری کردن وجود دارد؟ به علاوه مگر قرارنبود آقایان کرسیهای آزاداندیشی را راه بیندازند وبه پرسشهای روبه افزایش پاسخ دهند؟
پس چرابه جای یک پاسخ حتی کوچک با ادبیات تکفیری به مقابله دیگران بایدرفت؟ آن هم با این ادعا که ماتکفیری نیستیم.
تصویر،اعلام نظر جامعه مدرسین در خصوص سیدکمال حیدری است.
@flith
عباس عبدی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:
انتشار بیانیه به امضای آقای محمد یزدی درباره آقای سیدکمال حیدری و عقاید ایشان آب پاکی را روی دست مخاطبان ریخت که از این تنور نهتنها آتشی گرم نخواهد شد که مدتهای طولانی است که خاموش و سرد شده است.
پرسش این است که جامعه مدرسین یا آقای یزدی ازکجا چنین مرجعیتی را برای خود قایل شدهاند که درباره نظرات دیگران قضاوت ونه تحلیل کنند؟ و اصولا چرا باید به خود حق داد که میتوان دیگران رامنحرف دانست و تکفیر کرد؟ این حق از کجا آمده است؟
اگر دیگران هم چنین رفتاری را درباره آنان پیشه کنندچه دلیلی بربیصلاحیتی آنان درباره داوری کردن وجود دارد؟ به علاوه مگر قرارنبود آقایان کرسیهای آزاداندیشی را راه بیندازند وبه پرسشهای روبه افزایش پاسخ دهند؟
پس چرابه جای یک پاسخ حتی کوچک با ادبیات تکفیری به مقابله دیگران بایدرفت؟ آن هم با این ادعا که ماتکفیری نیستیم.
تصویر،اعلام نظر جامعه مدرسین در خصوص سیدکمال حیدری است.
@flith
روزنامهی PG، بزرگترین روزنامهی شهر Pittsburgh در ایالت پنسیلوانیاست که امروز حمایتش از دونالد ترامپ را اعلام کرد.
این روزنامە از سال ۱۹۷۲ از جمهوریخواهان حمایت نکرده بود.
@flith
این روزنامە از سال ۱۹۷۲ از جمهوریخواهان حمایت نکرده بود.
@flith
معصومه ابتکار: کسانی که آبان ۹۸ به فرمانداری شهر قدس حمله کردند، تروریست بودند.
@flith
@flith
☘☘☘
در ستايش جهل
گلبانگِ «نمیدانم»، به من آرامش میدهد؛ تکلیفم را با خودم و جهان، روشنتر میکند. اگر زبانم را میبندد، چشم و گوشم را باز میکند. فقط باید باورش کرد. باید مثل فارابی، دانست که نسبت معلومات ما به مجهولاتمان، همچون نسبت شعاع دایره به محیط آن است؛ یعنی ذرهای علم تازهوارد، هزاران مجهول جديد با خود میآورد. اگر قرار بود هر کس به اندازهای که میداند، حرف بزند و به مقداری که نمیداند خاموش بنشیند، جهان در سکوتی آرامبخش فرو میرفت و جز زوزههای پراكنده و ضعیف، از دوردستها به گوش نمیرسید. این سکوت، بهتر از سیرک صداها و هياهوی عربدهها نيست؟
از دوست نازنینی که هرازگاه بر جنازۀ من چوب ارشاد و غیرت دینی میزند، میپرسم: اگر التزام و تعصب به دانش اندک، روا است، چرا ذرهای از این تعصب و غیرت را به جهل عظیم خود نداشته باشیم؟ هيبت غولآسای اين سؤال، مرا مست میكند، ولی میدانم كه برای تو خندهدار است. برادر خوب و مهربانم، چرا از خود نمیپرسيم كه چند سیارۀ سرگردان علم، چه فروغی دارد که گمگشتگی ما را در کهکشان نادانی از یاد ببرد؟ چرا آنقدر که «دانش اندک» انگيزۀ پرگويی و برآمدگی رگهای گردن است، آن «جهل عظیم» منشأ سکوت و آرامش و مدارا نیست؟ اگر تو را دانشت چنین غیور و ستیزهجو کرده است، مرا جهلم به آرامش و مدارا میخواند. جهل من، بیشتر از دانش تو است. تو اگر علمت را میستایی، من جهلم را میپرستم. اگر تو درک و هوشیاریات را چون کوه پنداشتهای، من میدانم که هوشیاری انسان در برابر دشمنانش(جهالت، توجیه، خرافات، ظلم، ترس، غفلت، عشق، توهم، تبلیغات، تعصب، غرض، كژتابیهای زبان...) كاهی است در مصاف تندباد.
برگ كاهم در مصاف تندباد
من چه دانم كه كجا خواهم فتاد
در سایۀ خوش «نمیدانم»، همهچیز مهیا است. در جهان بیمرز حيرت، نه خدا را از تو میگیرند و نه دین را و نه انسانیت را و نه عقلانیت را و نه خویشتنِ خویشت را و نه ضد آن را، و نه حتی جزم و یقین معقول را. جهانِ «نمیدانم»، بزرگ است و بزرگوار، و گنجایی هر آگاهی و دانش جدیدی را دارد؛ اما «میدانم» و اذنابش، بادبانهای کشتی روحت را در هم میپيچند و هر جا که باشند، همانجا لنگر میاندازند. برادر خوبم، «میدانم»، لنگرگاه خوبی نيست. من سرگردانی در اقيانوسها، در شب تاريک و بيم موج و گردابی چنين هايل را بر اقامت دائمی در لنجهای چسبيده به ساحل، ترجيح میدهم. كجا دانند حال خوش ما را سبکباران ساحلها؟
#رضا_بابایی
یادش گرامی...
@flith
در ستايش جهل
گلبانگِ «نمیدانم»، به من آرامش میدهد؛ تکلیفم را با خودم و جهان، روشنتر میکند. اگر زبانم را میبندد، چشم و گوشم را باز میکند. فقط باید باورش کرد. باید مثل فارابی، دانست که نسبت معلومات ما به مجهولاتمان، همچون نسبت شعاع دایره به محیط آن است؛ یعنی ذرهای علم تازهوارد، هزاران مجهول جديد با خود میآورد. اگر قرار بود هر کس به اندازهای که میداند، حرف بزند و به مقداری که نمیداند خاموش بنشیند، جهان در سکوتی آرامبخش فرو میرفت و جز زوزههای پراكنده و ضعیف، از دوردستها به گوش نمیرسید. این سکوت، بهتر از سیرک صداها و هياهوی عربدهها نيست؟
از دوست نازنینی که هرازگاه بر جنازۀ من چوب ارشاد و غیرت دینی میزند، میپرسم: اگر التزام و تعصب به دانش اندک، روا است، چرا ذرهای از این تعصب و غیرت را به جهل عظیم خود نداشته باشیم؟ هيبت غولآسای اين سؤال، مرا مست میكند، ولی میدانم كه برای تو خندهدار است. برادر خوب و مهربانم، چرا از خود نمیپرسيم كه چند سیارۀ سرگردان علم، چه فروغی دارد که گمگشتگی ما را در کهکشان نادانی از یاد ببرد؟ چرا آنقدر که «دانش اندک» انگيزۀ پرگويی و برآمدگی رگهای گردن است، آن «جهل عظیم» منشأ سکوت و آرامش و مدارا نیست؟ اگر تو را دانشت چنین غیور و ستیزهجو کرده است، مرا جهلم به آرامش و مدارا میخواند. جهل من، بیشتر از دانش تو است. تو اگر علمت را میستایی، من جهلم را میپرستم. اگر تو درک و هوشیاریات را چون کوه پنداشتهای، من میدانم که هوشیاری انسان در برابر دشمنانش(جهالت، توجیه، خرافات، ظلم، ترس، غفلت، عشق، توهم، تبلیغات، تعصب، غرض، كژتابیهای زبان...) كاهی است در مصاف تندباد.
برگ كاهم در مصاف تندباد
من چه دانم كه كجا خواهم فتاد
در سایۀ خوش «نمیدانم»، همهچیز مهیا است. در جهان بیمرز حيرت، نه خدا را از تو میگیرند و نه دین را و نه انسانیت را و نه عقلانیت را و نه خویشتنِ خویشت را و نه ضد آن را، و نه حتی جزم و یقین معقول را. جهانِ «نمیدانم»، بزرگ است و بزرگوار، و گنجایی هر آگاهی و دانش جدیدی را دارد؛ اما «میدانم» و اذنابش، بادبانهای کشتی روحت را در هم میپيچند و هر جا که باشند، همانجا لنگر میاندازند. برادر خوبم، «میدانم»، لنگرگاه خوبی نيست. من سرگردانی در اقيانوسها، در شب تاريک و بيم موج و گردابی چنين هايل را بر اقامت دائمی در لنجهای چسبيده به ساحل، ترجيح میدهم. كجا دانند حال خوش ما را سبکباران ساحلها؟
#رضا_بابایی
یادش گرامی...
@flith
دانشگاه کابل، تصویر غم انگیز کشته شدن دو دانشجوی دختر در کلاس،
دانشجویانی که فرصت فرار پیدا نکردند.
نوزده دانشجو توسط افراط گرایی دینی پرپر شدند.
ولی دیر یا زود گور ِ جهل و افراط گرایی دینی و ارتجاع و خشونت و کین توزی ِ دینی در همین دانشگاه کنده خواهد شد.
به قول شاملو
و من آنروز را انتظار می كشم
حتی روزی
كه دیگر
نباشم”
یاسرصفرزاده
@flith
دانشجویانی که فرصت فرار پیدا نکردند.
نوزده دانشجو توسط افراط گرایی دینی پرپر شدند.
ولی دیر یا زود گور ِ جهل و افراط گرایی دینی و ارتجاع و خشونت و کین توزی ِ دینی در همین دانشگاه کنده خواهد شد.
به قول شاملو
و من آنروز را انتظار می كشم
حتی روزی
كه دیگر
نباشم”
یاسرصفرزاده
@flith
☘☘☘
من متوجه شدم که، در اعماق نفرت درونم، عشقی بی پایان وجود دارد.
من متوجه شدم که، در انتهای گریه درونم، لبخندی بیمانند وجود دارد.
من متوجه شدم که، در پیچیدهترین آشوبهای درونم، آرامشی عمیق وجود دارد.
من متوجه شدم که، در اعماق زمستان درونم، تابستانی دلپذیر وجود دارد.
و اینها به من شادی میدهند. و به همین دلیل است که برایم مهم نیست دنیا با بیرحمی بر من فشار بیاورد، زیرا که در درونم چیزی قویتر، با آن مقابله میکند.
#آلبرکامو
@flith
من متوجه شدم که، در اعماق نفرت درونم، عشقی بی پایان وجود دارد.
من متوجه شدم که، در انتهای گریه درونم، لبخندی بیمانند وجود دارد.
من متوجه شدم که، در پیچیدهترین آشوبهای درونم، آرامشی عمیق وجود دارد.
من متوجه شدم که، در اعماق زمستان درونم، تابستانی دلپذیر وجود دارد.
و اینها به من شادی میدهند. و به همین دلیل است که برایم مهم نیست دنیا با بیرحمی بر من فشار بیاورد، زیرا که در درونم چیزی قویتر، با آن مقابله میکند.
#آلبرکامو
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍁
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگِ قشنگ از کفِ دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دلِ تنها به چه شوقی پیِ یلدا برود؟
#فرامرز_عرب_عامری
بداهه نوازی کمانچه در طبیعت پاییزی
#ارسالی از مهربان :
بهنام بیات
#موسیقی
@flith
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگِ قشنگ از کفِ دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دلِ تنها به چه شوقی پیِ یلدا برود؟
#فرامرز_عرب_عامری
بداهه نوازی کمانچه در طبیعت پاییزی
#ارسالی از مهربان :
بهنام بیات
#موسیقی
@flith
می گویند:
فردی از کنار مسجد رد می شد.
متوجه شد یک نفر در داخل شبستان
مسجد در حال خالی کردن صندوق
نذورات مردم و جمع کردن فرش هاست...
فرد عابر که فهمید
آن مرد دزد است با صدای بلند فریاد زد:
ای تف به شرفت...
از خانه خدا دزدی می کنی؟
مرد دزد با حرارت پاسخ داد:
مردک، توی خانه خدا تف می اندازی؟
بگذار کارم تمام شود
می آیم حالیت می کنم اهانت
به مقدسات چقدر زشت است.
@flith
فردی از کنار مسجد رد می شد.
متوجه شد یک نفر در داخل شبستان
مسجد در حال خالی کردن صندوق
نذورات مردم و جمع کردن فرش هاست...
فرد عابر که فهمید
آن مرد دزد است با صدای بلند فریاد زد:
ای تف به شرفت...
از خانه خدا دزدی می کنی؟
مرد دزد با حرارت پاسخ داد:
مردک، توی خانه خدا تف می اندازی؟
بگذار کارم تمام شود
می آیم حالیت می کنم اهانت
به مقدسات چقدر زشت است.
@flith
☘☘☘
اتریش حملات وین را «تروریستی» خواند؛ مهاجم کشتهشده «حامی داعش» بود
رادیو فردا: روز پس از حملات مسلحانه در وین که مقامات اتریش آن را «تروریستی» نامیدند، کارل نهامر، وزیر کشور اتریش، گفت که مهاجمِ کشتهشده یک جوان مسلمانِ زادهٔ اتریش از والدینی آلبانیتبار بوده است.
وزیر کشور اتریش همچنین گفت که این مهاجم دارای تمایلات اسلامی و از «حامیان داعش» بود که برای حملات دوشنبهشب «بهطور کامل مسلح» شده بود.
به گزارش رویترز، مهاجم یکی از اعضای فهرستی است که نهادهای امنیتی اتریش قبلاً آنها را به عنوان «افراد دارای تمایلات رادیکال اسلامی» ردهبندی کرده بودند.
پلیس وین بامداد سهشنبه اعلام کرد که غیر از رویدادهایی که در مرکز وین در جریان بود، در سلسله حوادث دیگر در سایر نقاط وین، چهار تن، شامل دو زن و دو مرد، کشته و ۱۷ زخمی شدید از جمله یک پلیس، به بیمارستان منتقل شدند.
با وجود گذشت ساعات طولانی از آغاز رویدادها، وزیر کشور اتریش از مردم خواست روز سهشنبه همچنان در خانهها بمانند و از تردد با وسائط نقلیه عمومی خودداری کنند و از اماکن عمومی دور شوند.
شاهدان عینی به خبرگزاریها گفتند که «مهاجمان بهشدت مسلح» با اسلحه خودکار به سوی مردم عابر و حاضران در رستورانها آتش گشودند.
خاخام شلومو هوفمایستر به سایت اسرائیلی وای.نت گفت از پنجره آپارتمانش شاهد بود که مهاجمان به سوی افراد در رستوران محل «دستکم یکصد گلوله» شلیک کردند.
حملات در حالی رخ داد که قرار بود دوشنب شب، آخرین شب پیش از برقراری محدودیتهای جدید قرنطینه یکماهه در اتریش باشد و بسیاری از مردم از این شب آخر، برای بیرون رفتن استفاده کرده و رستورانها و بارها نسبتاً پر بوده است.
رئیس جامعه یهودیان وین گفته است تصور میکند که کنیسه در محل رویدادهای دوشنبه شب یا یهودیان هدف مشخص این حمله نبودهاند.
با وجود این، تمامی محلهای مرتبط با یهودیان بسته شده و از آنها خواسته شده در خانه بمانند و درها را قفل کنند و در صورت خروج اضطراری، از کلاه مذهبی یهودیان یا سایر نمادهای یهودیت استفاده نکنند.
واکنشهای جهانی به حملات در وین
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، حملات وین را «شدیداً محکوم کرد».
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، هم در توییتر نوشت که «یک اقدام تروریستی زبونانه دیگر در اروپا رخ داده است. این حملات سبعانه علیه بیگناهان باید پایان یابد».
جو بایدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، نیز گفت او و همسرش برای روح «قربانیان حمله تروریستی دهشتناک» و خانوادههای آنان دعا میکنند و «اکنون زمان اتحاد علیه نفرتپراکنی و خشونت است».
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز در پیامی به همتای اتریشی خود گفت که «جنگ علیه ترور اسلامی، یک نبرد مشترک است».
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل،نیز در موضعی مشابه گفت «تمامی جهانیان باید برای شکست دادن ترور اسلامی، متحد شوند».
امانوئل ماکرون، رئیسجمهوری فرانسه، که کشورش در سه هفته اخیر شاهد چند حمله مرگبار بوده، با مردم اتریش ابراز همدردی کرد و گفت «بعد از فرانسه، حالا یک کشور دوست دیگر در اروپای آزاد مورد حمله قرار گرفته...ولی ما هرگز تسلیم نمیشویم».
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، هم گفت این حملات مردم را نمیترساند و نیت عاملان این نوع حملات که نفرتپراکنی میان پیروان ادیان است، محقق نمیشود.
سعید خطیبزاده، سخنگوی وزارت خارجه ایران هم این حمله را محکوم کرد و گفت «حادثه تأسفبار وین بار دیگر نشان میدهد که تروریسم و افراطگرایی مرز نمیشناسد».
@flith
اتریش حملات وین را «تروریستی» خواند؛ مهاجم کشتهشده «حامی داعش» بود
رادیو فردا: روز پس از حملات مسلحانه در وین که مقامات اتریش آن را «تروریستی» نامیدند، کارل نهامر، وزیر کشور اتریش، گفت که مهاجمِ کشتهشده یک جوان مسلمانِ زادهٔ اتریش از والدینی آلبانیتبار بوده است.
وزیر کشور اتریش همچنین گفت که این مهاجم دارای تمایلات اسلامی و از «حامیان داعش» بود که برای حملات دوشنبهشب «بهطور کامل مسلح» شده بود.
به گزارش رویترز، مهاجم یکی از اعضای فهرستی است که نهادهای امنیتی اتریش قبلاً آنها را به عنوان «افراد دارای تمایلات رادیکال اسلامی» ردهبندی کرده بودند.
پلیس وین بامداد سهشنبه اعلام کرد که غیر از رویدادهایی که در مرکز وین در جریان بود، در سلسله حوادث دیگر در سایر نقاط وین، چهار تن، شامل دو زن و دو مرد، کشته و ۱۷ زخمی شدید از جمله یک پلیس، به بیمارستان منتقل شدند.
با وجود گذشت ساعات طولانی از آغاز رویدادها، وزیر کشور اتریش از مردم خواست روز سهشنبه همچنان در خانهها بمانند و از تردد با وسائط نقلیه عمومی خودداری کنند و از اماکن عمومی دور شوند.
شاهدان عینی به خبرگزاریها گفتند که «مهاجمان بهشدت مسلح» با اسلحه خودکار به سوی مردم عابر و حاضران در رستورانها آتش گشودند.
خاخام شلومو هوفمایستر به سایت اسرائیلی وای.نت گفت از پنجره آپارتمانش شاهد بود که مهاجمان به سوی افراد در رستوران محل «دستکم یکصد گلوله» شلیک کردند.
حملات در حالی رخ داد که قرار بود دوشنب شب، آخرین شب پیش از برقراری محدودیتهای جدید قرنطینه یکماهه در اتریش باشد و بسیاری از مردم از این شب آخر، برای بیرون رفتن استفاده کرده و رستورانها و بارها نسبتاً پر بوده است.
رئیس جامعه یهودیان وین گفته است تصور میکند که کنیسه در محل رویدادهای دوشنبه شب یا یهودیان هدف مشخص این حمله نبودهاند.
با وجود این، تمامی محلهای مرتبط با یهودیان بسته شده و از آنها خواسته شده در خانه بمانند و درها را قفل کنند و در صورت خروج اضطراری، از کلاه مذهبی یهودیان یا سایر نمادهای یهودیت استفاده نکنند.
واکنشهای جهانی به حملات در وین
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، حملات وین را «شدیداً محکوم کرد».
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، هم در توییتر نوشت که «یک اقدام تروریستی زبونانه دیگر در اروپا رخ داده است. این حملات سبعانه علیه بیگناهان باید پایان یابد».
جو بایدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، نیز گفت او و همسرش برای روح «قربانیان حمله تروریستی دهشتناک» و خانوادههای آنان دعا میکنند و «اکنون زمان اتحاد علیه نفرتپراکنی و خشونت است».
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز در پیامی به همتای اتریشی خود گفت که «جنگ علیه ترور اسلامی، یک نبرد مشترک است».
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل،نیز در موضعی مشابه گفت «تمامی جهانیان باید برای شکست دادن ترور اسلامی، متحد شوند».
امانوئل ماکرون، رئیسجمهوری فرانسه، که کشورش در سه هفته اخیر شاهد چند حمله مرگبار بوده، با مردم اتریش ابراز همدردی کرد و گفت «بعد از فرانسه، حالا یک کشور دوست دیگر در اروپای آزاد مورد حمله قرار گرفته...ولی ما هرگز تسلیم نمیشویم».
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، هم گفت این حملات مردم را نمیترساند و نیت عاملان این نوع حملات که نفرتپراکنی میان پیروان ادیان است، محقق نمیشود.
سعید خطیبزاده، سخنگوی وزارت خارجه ایران هم این حمله را محکوم کرد و گفت «حادثه تأسفبار وین بار دیگر نشان میدهد که تروریسم و افراطگرایی مرز نمیشناسد».
@flith
☘☘☘
این کثافت باید تمام شود!
در سال ١٧۶٥ میلادی در پاریس، جوانی به نام #لامار را به اتهام پاره کردن تصویر «مسیح بر صلیب»، دستگیر کردند و شکنجه دادند.
او زیر شکنجه به جرم خود اعتراف کرد. سر او را در میان هیاهو، شادی و بی خیالی مردم بریدند و جسدش را سوزاندند.
در همان روزها، زنی را به خاطر تغییر دین به چاه انداختند و کشتند و خانوادهای را هم به خاطر توهین دخترشان به مسیح شکنجه و در به در کردند.
خبر به #ولتر رسید. او نامهای نوشت خطاب به دوستانش: «دیدروی شجاع، دالامبر دلیر، بیایید متحد شویم و این مرتجعان و شارلاتان ها را از میان برداریم. این چرندیات بی مزه، ادعاهای گزاف، سفسطه های بی معنی داستان های دروغ و اباطیل هر روزه را نابود کنیم. نگذاریم فرهنگ، اسیر این بی فرهنگ ها باشد و دور باطل خشونت و طمع همه ی ما را در خود فرو بلعد. بیایید دست این دزدان مقدس مآب را از جان و مال مردم قطع کنیم. ما باید برای نسل آینده خرد و آزادی به ارمغان بیاوریم، این کثافت باید تمام شود.»
می گویند پس از این، ولتر تا آخر عمر، تمام نامه های خود را با همین عبارت امضا می کرد:
#این_کثافت_بایدتمام_شود.
@flith
این کثافت باید تمام شود!
در سال ١٧۶٥ میلادی در پاریس، جوانی به نام #لامار را به اتهام پاره کردن تصویر «مسیح بر صلیب»، دستگیر کردند و شکنجه دادند.
او زیر شکنجه به جرم خود اعتراف کرد. سر او را در میان هیاهو، شادی و بی خیالی مردم بریدند و جسدش را سوزاندند.
در همان روزها، زنی را به خاطر تغییر دین به چاه انداختند و کشتند و خانوادهای را هم به خاطر توهین دخترشان به مسیح شکنجه و در به در کردند.
خبر به #ولتر رسید. او نامهای نوشت خطاب به دوستانش: «دیدروی شجاع، دالامبر دلیر، بیایید متحد شویم و این مرتجعان و شارلاتان ها را از میان برداریم. این چرندیات بی مزه، ادعاهای گزاف، سفسطه های بی معنی داستان های دروغ و اباطیل هر روزه را نابود کنیم. نگذاریم فرهنگ، اسیر این بی فرهنگ ها باشد و دور باطل خشونت و طمع همه ی ما را در خود فرو بلعد. بیایید دست این دزدان مقدس مآب را از جان و مال مردم قطع کنیم. ما باید برای نسل آینده خرد و آزادی به ارمغان بیاوریم، این کثافت باید تمام شود.»
می گویند پس از این، ولتر تا آخر عمر، تمام نامه های خود را با همین عبارت امضا می کرد:
#این_کثافت_بایدتمام_شود.
@flith
حتی اعضای فرقه آمیش به صورت گروهی راه افتادند و به پرزیدنت ترامپ رای دادند!
توضیح: آمیشها گروهی از مسیحیان به شدت معتقد هستند که اصولا کاری به سیاست ندارند و محدودیتهای زیادی برای خود قائلند؛ به عنوان مثال از اختراعات مدرن مثل تلفن و اتومبیل استفاده نمیکنند و به سبک سنتی لباس میپوشند.
@flith
توضیح: آمیشها گروهی از مسیحیان به شدت معتقد هستند که اصولا کاری به سیاست ندارند و محدودیتهای زیادی برای خود قائلند؛ به عنوان مثال از اختراعات مدرن مثل تلفن و اتومبیل استفاده نمیکنند و به سبک سنتی لباس میپوشند.
@flith
☘☘☘
چیزی که مردم جهان سوم باید نجات دهند وطن شان نیست،
بلکه باید ابتدا خود را نجات دهند!
زیرا بیشتر آنها در اعماق نا آگاهی،
توهم دانایی دارند!
وینستون چرچیل
@flith
چیزی که مردم جهان سوم باید نجات دهند وطن شان نیست،
بلکه باید ابتدا خود را نجات دهند!
زیرا بیشتر آنها در اعماق نا آگاهی،
توهم دانایی دارند!
وینستون چرچیل
@flith
☘☘☘
ادوارد سعید
روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟
وظیفه روشنفکر نقد نهادهای قدرت است.
یک اصل مهم که در طول #تاریخ و در عرض جغرافیا به اثبات رسیده، اینست که قدرت بدون نقد فساد می آورد.
اخلاقی ترین آدم ها هم وقتی در بالای پلکان قدرت بنشینند، اگر به طور جدی با نظارت و #نقد کنترل نشوند، دچار خودشیفتگی می شوند و پس از این به باتلاق ایدئوکراسی فرو می غلتند مذهب حافظ قدرت و پس از آن هرچه بر دیگران مکروه و حرام است، بر سلطان مباح می گردد!
به همین دلیل در #جامعه، روشنفکر نقد می کند و نقد می کند تا نهادهای #قدرت سالم بمانند.
یکی از ویژگی هایی که روشنفکر را از روشنفکرنما یاهمان روشنفکر_مآب جدا می کند این است که #روشنفکر مآب نقد نمی کند، بلکه نق می زند”.
نقد کردن کار آسانی نیست. نقد کردن تخصص و مهارت و صرف وقت و انرژی می خواهد. اما شما می توانید راجع به هر چیزی نق بزنید بدون این که کمترین وقتی صرف مطالعه و #پژوهش آن کرده باشید!
نق زدن: یک فرایند "هیجان مدار" است. یعنی ما با نق زدن آرام تر می شویم، خشم و غم مان را با دیگران در میان می گذریم و "درد دل می کنیم، اما نقد کردن یک فرایند مسأله مدار است، ما هنگام نقد، خودمان را سبک نمی کنیم، بلکه مساله را حلاجی و زیر و رو می کنیم.
"نق زدن” مخاطب تعریف شده ای ندارد، کافی است گوش مفت بیابی، آن وقت می توانی شروع به نق زدن کنی، ولی نقد کردن، مخاطب تعریف شده ای دارد.
مخاطبِ روشنفکر پیش از همه، خود نهادهای قدرت اند و سپس #کارشناسان، گروه های ذی نفع، رسانه ها و سایر نقدکنندگان.
نقد کردن علاوه بر نیاز به دانش و مهارت و صرف وقت و انرژی، نیاز به شهامت و "شجاعت" دارد؛ شجاعت پرداخت هزینه !
شما می توانید در هر مهمانی که می نشینید و هر تاکسی که سوار می شوید نق بزنید، کسی کاری به کار شما ندارد.
ولی اگر نقد خود را برای نهادهای قدرت و رسانه ها ارسال کنید، باید آمادگی پرداخت هزینه را هم داشته باشید؛ بنابرین یکی دیگر از ویژگی های #روشنفکران که آن ها را از روشنفکرمآبان جدا می کند، شجاعت است.
البته اینجا لازم است راجع به گروهی از روشنفکران توضیح دهم که کار سخت تری در پیش می گیرند و آن آگاه سازی توده های مردم است.
کسی که قرار است توده های #مردم را آگاه نماید، از یک سو باید دارای دانش و مهارت نقد باشد و از سویی باید بتواند با زبان غیر تخصصی سخن بگوید.
این کار شبیه بندبازی است. اگر کمی تخصصی تر سخن بگوید، مخاطبانش سخنش را نمی فهمند و اگر کمی عوامانه تر سخن بگوید، به سرعت دچار #پوپولیسم عوام زدگی می شود!
بسیاری از روشنفکران که به این قلمرو پا گذاشتند یا از این طرف یا از آن طرف فرو افتادند.
با این حال این قلمرو پر خطر را نباید خالی گذاشت؛ چرا که با خالی گذاشتن این قلمرو، جا را برای پوپولیست های واقعی باز می کنیم، کسانی که به جای نوشتن کلمه "مار"، شکل "مار"را طراحی می کنند.
ویژگی مهم روشنفکران این است که تشکّل و شبکه سازی می کنند، روشنفکر اهل انزوا و در خود فرورفتن نیست.
او از جامعه قهر نمی کند و ناامید نیز نمی شود؛ چرا که از ابتدا هم توقع تغییرات دراماتیک نداشته است. روشنفکرمآب ها ناامید و سرخورده اند.
شاید برخی از آن ها روشنفکرهایی بوده اند که توقع زیادی از مردم و جامعه داشته اند، آن ها به دنبال اتوپیا مدینه فاضل بوده اند و ناکام مانده اند.
روشنفکر به حرکت دائمی و پله پله #اجتماع امیدوار است؛ بنابراین تماسش را با جامعه حفظ می کند و تیم و تشکّل می سازد. منظور از تشکل، محفل نیست، بلکه نهادهای مدنی است، نهادهای مدنی شناسنامه دار که به طور دائمی رشد می کنند و با جامعه ی بیرون از خود ارتباط برقرار می کنند، اثر می گذارند و اثر می پذیرند.
@flith
ادوارد سعید
روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟
وظیفه روشنفکر نقد نهادهای قدرت است.
یک اصل مهم که در طول #تاریخ و در عرض جغرافیا به اثبات رسیده، اینست که قدرت بدون نقد فساد می آورد.
اخلاقی ترین آدم ها هم وقتی در بالای پلکان قدرت بنشینند، اگر به طور جدی با نظارت و #نقد کنترل نشوند، دچار خودشیفتگی می شوند و پس از این به باتلاق ایدئوکراسی فرو می غلتند مذهب حافظ قدرت و پس از آن هرچه بر دیگران مکروه و حرام است، بر سلطان مباح می گردد!
به همین دلیل در #جامعه، روشنفکر نقد می کند و نقد می کند تا نهادهای #قدرت سالم بمانند.
یکی از ویژگی هایی که روشنفکر را از روشنفکرنما یاهمان روشنفکر_مآب جدا می کند این است که #روشنفکر مآب نقد نمی کند، بلکه نق می زند”.
نقد کردن کار آسانی نیست. نقد کردن تخصص و مهارت و صرف وقت و انرژی می خواهد. اما شما می توانید راجع به هر چیزی نق بزنید بدون این که کمترین وقتی صرف مطالعه و #پژوهش آن کرده باشید!
نق زدن: یک فرایند "هیجان مدار" است. یعنی ما با نق زدن آرام تر می شویم، خشم و غم مان را با دیگران در میان می گذریم و "درد دل می کنیم، اما نقد کردن یک فرایند مسأله مدار است، ما هنگام نقد، خودمان را سبک نمی کنیم، بلکه مساله را حلاجی و زیر و رو می کنیم.
"نق زدن” مخاطب تعریف شده ای ندارد، کافی است گوش مفت بیابی، آن وقت می توانی شروع به نق زدن کنی، ولی نقد کردن، مخاطب تعریف شده ای دارد.
مخاطبِ روشنفکر پیش از همه، خود نهادهای قدرت اند و سپس #کارشناسان، گروه های ذی نفع، رسانه ها و سایر نقدکنندگان.
نقد کردن علاوه بر نیاز به دانش و مهارت و صرف وقت و انرژی، نیاز به شهامت و "شجاعت" دارد؛ شجاعت پرداخت هزینه !
شما می توانید در هر مهمانی که می نشینید و هر تاکسی که سوار می شوید نق بزنید، کسی کاری به کار شما ندارد.
ولی اگر نقد خود را برای نهادهای قدرت و رسانه ها ارسال کنید، باید آمادگی پرداخت هزینه را هم داشته باشید؛ بنابرین یکی دیگر از ویژگی های #روشنفکران که آن ها را از روشنفکرمآبان جدا می کند، شجاعت است.
البته اینجا لازم است راجع به گروهی از روشنفکران توضیح دهم که کار سخت تری در پیش می گیرند و آن آگاه سازی توده های مردم است.
کسی که قرار است توده های #مردم را آگاه نماید، از یک سو باید دارای دانش و مهارت نقد باشد و از سویی باید بتواند با زبان غیر تخصصی سخن بگوید.
این کار شبیه بندبازی است. اگر کمی تخصصی تر سخن بگوید، مخاطبانش سخنش را نمی فهمند و اگر کمی عوامانه تر سخن بگوید، به سرعت دچار #پوپولیسم عوام زدگی می شود!
بسیاری از روشنفکران که به این قلمرو پا گذاشتند یا از این طرف یا از آن طرف فرو افتادند.
با این حال این قلمرو پر خطر را نباید خالی گذاشت؛ چرا که با خالی گذاشتن این قلمرو، جا را برای پوپولیست های واقعی باز می کنیم، کسانی که به جای نوشتن کلمه "مار"، شکل "مار"را طراحی می کنند.
ویژگی مهم روشنفکران این است که تشکّل و شبکه سازی می کنند، روشنفکر اهل انزوا و در خود فرورفتن نیست.
او از جامعه قهر نمی کند و ناامید نیز نمی شود؛ چرا که از ابتدا هم توقع تغییرات دراماتیک نداشته است. روشنفکرمآب ها ناامید و سرخورده اند.
شاید برخی از آن ها روشنفکرهایی بوده اند که توقع زیادی از مردم و جامعه داشته اند، آن ها به دنبال اتوپیا مدینه فاضل بوده اند و ناکام مانده اند.
روشنفکر به حرکت دائمی و پله پله #اجتماع امیدوار است؛ بنابراین تماسش را با جامعه حفظ می کند و تیم و تشکّل می سازد. منظور از تشکل، محفل نیست، بلکه نهادهای مدنی است، نهادهای مدنی شناسنامه دار که به طور دائمی رشد می کنند و با جامعه ی بیرون از خود ارتباط برقرار می کنند، اثر می گذارند و اثر می پذیرند.
@flith
☘☘☘
کار جمهوری اسلامی با بایدن سختتر از
ترامپ است!
احمد زیدآبادی
حضور جو بایدن در کاخ سفید تقریباً قطعی به نظر میرسد و بسیار بعید است که اعتراض دونالد ترامپ به روند شمارش آراء به جایی برسد. ترامپ دیر یا زود مجبور است نتیجۀ انتخابات را بپذیرد و به غائله خاتمه دهد.
ورود بایدن به کاخ سفید اما چه تأثیری بر ایران خواهد داشت؟ بسیاری از تحلیلگران بر این نظرند که با حضور بایدن در کاخ سفید، کار جمهوری اسلامی با آمریکا آسانتر میشود اما از نگاه من، به دو دلیل ماجرا دقیقاً معکوس است!
به نظرم اگر جمهوری اسلامی نخواهد در اسرع وقت با دولت جدید آمریکا وارد مذاکره و سپس مصالحه شود و در صدد تقابل با آن برآید، بدون شک سر شاخ شدنش با بایدن، بسیار سختتر از منازعه با ترامپ خواهد بود.
ترامپ در عرصۀ بینالمللی رهبری خودشیفته و تکرو بود و به دلیل رفتار و مواضعش، مورد انتقاد و بلکه نفرت بسیاری از محافل لیبرال و چپ در جهان قرار داشت. از این رو، رد درخواست او برای مذاکره از سوی ایران، کم و بیش با همدلی این محافل و بیتفاوتی بسیاری از کشورها همراه بود. پاسخ رد به بایدن اما بینهایت سخت و دشوار است چرا که او احتمالاً از طریق رایزنی با متحدان آمریکا و اعضای شورای امنیت سازمان ملل، پیشنهاد مشخصی را به ایران ارائه خواهد کرد که پاسخ منفی به آن، میتواند سبب انزوای شدید در میان کشورها و برانگیختن خشم محافل لیبرال و چپ در سطح جهان و تحریک بیشتر افکار عمومی در داخل شود و راه هرگونه فشاری را علیه جمهوری اسلامی هموارتر کند.
دلیل دوم اما به رویکرد بایدن به مسئۀ فلسطین باز میگردد. در واقع ترامپ با یک طرح صلح ناعادلانه و غیر قابل دفاع، کوشید تا کشورهای عرب را به عادیسازی روابطشان یا اسرائیل متقاعد کند. این عادیسازی به دلیل نامنصفانه بودن معاملۀ قرن ترامپ، هم خشم فلسطینیها را برانگیخت و هم سبب سرافکندگی پیدا و پنهانِ رهبران عرب پیشتاز برای عادیسازی رابطه، در افکار عمومی منطقه شد. بایدن اما میتواند با فاصله گرفتن از جنبههای مخربتر طرح ترامپ، هم خشم فلسطینیها را فرو نشاند و آنها را به پای میز مذاکره با اسرائیل بکشاند و هم عادیسازی روابط را از امری شرمگینانه به موضوعی نه لزوماً افتخارآمیز اما دست کم به ماجرایی عادی و طبیعی تبدیل کند به طوری که اغلب کشورهای عرب و مسلمان با خیالی آسوده به این روند بپیوندند!
طبعاً در آن صورت، مقابلۀ جمهوری اسلامی با عادیسازی روابط کشورهای عرب و اسرائیل بسیار سختتر و پرهزینهتر از امروز خواهد بود.
با این حساب، پیروزی بایدن برای هر که مفید باشد، برای جمهوری اسلامی با سیاست های کنونی آن، جز مشقت فزاینده چیزی ندارد.
@flith
کار جمهوری اسلامی با بایدن سختتر از
ترامپ است!
احمد زیدآبادی
حضور جو بایدن در کاخ سفید تقریباً قطعی به نظر میرسد و بسیار بعید است که اعتراض دونالد ترامپ به روند شمارش آراء به جایی برسد. ترامپ دیر یا زود مجبور است نتیجۀ انتخابات را بپذیرد و به غائله خاتمه دهد.
ورود بایدن به کاخ سفید اما چه تأثیری بر ایران خواهد داشت؟ بسیاری از تحلیلگران بر این نظرند که با حضور بایدن در کاخ سفید، کار جمهوری اسلامی با آمریکا آسانتر میشود اما از نگاه من، به دو دلیل ماجرا دقیقاً معکوس است!
به نظرم اگر جمهوری اسلامی نخواهد در اسرع وقت با دولت جدید آمریکا وارد مذاکره و سپس مصالحه شود و در صدد تقابل با آن برآید، بدون شک سر شاخ شدنش با بایدن، بسیار سختتر از منازعه با ترامپ خواهد بود.
ترامپ در عرصۀ بینالمللی رهبری خودشیفته و تکرو بود و به دلیل رفتار و مواضعش، مورد انتقاد و بلکه نفرت بسیاری از محافل لیبرال و چپ در جهان قرار داشت. از این رو، رد درخواست او برای مذاکره از سوی ایران، کم و بیش با همدلی این محافل و بیتفاوتی بسیاری از کشورها همراه بود. پاسخ رد به بایدن اما بینهایت سخت و دشوار است چرا که او احتمالاً از طریق رایزنی با متحدان آمریکا و اعضای شورای امنیت سازمان ملل، پیشنهاد مشخصی را به ایران ارائه خواهد کرد که پاسخ منفی به آن، میتواند سبب انزوای شدید در میان کشورها و برانگیختن خشم محافل لیبرال و چپ در سطح جهان و تحریک بیشتر افکار عمومی در داخل شود و راه هرگونه فشاری را علیه جمهوری اسلامی هموارتر کند.
دلیل دوم اما به رویکرد بایدن به مسئۀ فلسطین باز میگردد. در واقع ترامپ با یک طرح صلح ناعادلانه و غیر قابل دفاع، کوشید تا کشورهای عرب را به عادیسازی روابطشان یا اسرائیل متقاعد کند. این عادیسازی به دلیل نامنصفانه بودن معاملۀ قرن ترامپ، هم خشم فلسطینیها را برانگیخت و هم سبب سرافکندگی پیدا و پنهانِ رهبران عرب پیشتاز برای عادیسازی رابطه، در افکار عمومی منطقه شد. بایدن اما میتواند با فاصله گرفتن از جنبههای مخربتر طرح ترامپ، هم خشم فلسطینیها را فرو نشاند و آنها را به پای میز مذاکره با اسرائیل بکشاند و هم عادیسازی روابط را از امری شرمگینانه به موضوعی نه لزوماً افتخارآمیز اما دست کم به ماجرایی عادی و طبیعی تبدیل کند به طوری که اغلب کشورهای عرب و مسلمان با خیالی آسوده به این روند بپیوندند!
طبعاً در آن صورت، مقابلۀ جمهوری اسلامی با عادیسازی روابط کشورهای عرب و اسرائیل بسیار سختتر و پرهزینهتر از امروز خواهد بود.
با این حساب، پیروزی بایدن برای هر که مفید باشد، برای جمهوری اسلامی با سیاست های کنونی آن، جز مشقت فزاینده چیزی ندارد.
@flith
اولین بار است که مقامات رژیم جمهوری اسلامی
خوشحالی اشان از نتایج اولیه انتخابات آمریکا را آشکارا ابراز میکنند!!!
@flith
خوشحالی اشان از نتایج اولیه انتخابات آمریکا را آشکارا ابراز میکنند!!!
@flith