دهم آبان ماه
روز جشن آبانگان فرخنده باد🌹
- در باور ایرانیان آب، مقدس است و هیچگاه نباید آن را آلوده کرد. زرتشتیان برای این جشن به کنار رودها و جویها رفته، فرشتهی آب (آناهیتا) را نیایش میکنند و به شادی میپردازند.
- پلوتارک در کتاب زندگی مردان نامی، مینویسد: سربازان ایرانی، سربازان شکست خوردهی رومی را تعقیب کردند اما چون به رودخانهای رسیدند، به رومیان شکست خورده اجازه دادند بگریزند چون ایرانیان نمیخواستند آب را آلوده کنند.
" آئینهای ایرانی را پاس بداریم "
@flith
روز جشن آبانگان فرخنده باد🌹
- در باور ایرانیان آب، مقدس است و هیچگاه نباید آن را آلوده کرد. زرتشتیان برای این جشن به کنار رودها و جویها رفته، فرشتهی آب (آناهیتا) را نیایش میکنند و به شادی میپردازند.
- پلوتارک در کتاب زندگی مردان نامی، مینویسد: سربازان ایرانی، سربازان شکست خوردهی رومی را تعقیب کردند اما چون به رودخانهای رسیدند، به رومیان شکست خورده اجازه دادند بگریزند چون ایرانیان نمیخواستند آب را آلوده کنند.
" آئینهای ایرانی را پاس بداریم "
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ژاپنی ها توانسته اند بوسیله دوربین های بسیار قوی چگونگی انتشار ویروس کرونا را به تصویر بکشند.
▪ توجه کنید به همین دلایله که هشدار میدن که فاصله خود را با افراد حفظ کنید
پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
@flith
▪ توجه کنید به همین دلایله که هشدار میدن که فاصله خود را با افراد حفظ کنید
پیشنهاد میکنم حتما ببینید.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از گلوبالیسم چه می دانید ؟
سخنرانی بسیارمهم و شنیدنی دونالد ترامپ در خصوص اهداف گلوبالیسم و خطرات آن برای کشور و مردم آمریکا
صحبتهایی با این صراحت در این مورد کم سابقه است.
@flith
سخنرانی بسیارمهم و شنیدنی دونالد ترامپ در خصوص اهداف گلوبالیسم و خطرات آن برای کشور و مردم آمریکا
صحبتهایی با این صراحت در این مورد کم سابقه است.
@flith
تصویری تاریخی از گزارش وزیر دربار به نخست وزیر:
با وجود اینکه شاهنشاه برای هزینه های دربار از دارایی شخصی خود استفاده می کند و نه از بودجه دولت ، اما دستور دادند برای کمک به بودجه حقوق قانونی ولیعهد قطع و از بودجه حذف شود.
@flith
با وجود اینکه شاهنشاه برای هزینه های دربار از دارایی شخصی خود استفاده می کند و نه از بودجه دولت ، اما دستور دادند برای کمک به بودجه حقوق قانونی ولیعهد قطع و از بودجه حذف شود.
@flith
«حسن زارع دهنوی» معروف به «قاضی حداد» در اثر ابتلا به بیماری کووید-۱۹ جان خود را از دست داد
«ایرج مصداقی»زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین در دهه شصت درباره قاضی حداد نوشته وی « برای اثبات ارادت خود در جوخههای مرگ شرکت میکرد و شخصا سینه قربانیان را هدف رگبار مسلسل قرار میداد» حداد پس از اعدام گسترده زندانیان سیاسی سال ۶۷ بدلیل تخلفات متعدد از مقام خود برکنار شد اما بلافاصله به «ستاد اجرایی فرمان امام» پیوست.
@flith
«ایرج مصداقی»زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین در دهه شصت درباره قاضی حداد نوشته وی « برای اثبات ارادت خود در جوخههای مرگ شرکت میکرد و شخصا سینه قربانیان را هدف رگبار مسلسل قرار میداد» حداد پس از اعدام گسترده زندانیان سیاسی سال ۶۷ بدلیل تخلفات متعدد از مقام خود برکنار شد اما بلافاصله به «ستاد اجرایی فرمان امام» پیوست.
@flith
☘☘☘
من هرگز باور نمی کنم روسیه یا چین سر سوزنی از رشد بنیادگرایی اسلامی مشوش باشند دل نگران باشند چرا؟ زیرا کسی مثل پوتین معتقد است که بنیادگرایی اسلامی نوک تیز حمله اش غرب است و چون یک رژیمی مثل پوتین و چین اختلاف ایدئولوژیک با غرب دارند اینها جلودار حمله به غرب هستند بگذار تلفاتش را مسلمانها بدهند. ز هرطرف که کشته شوند سود ماست. این است که من باور نمی کنم چین و روسیه و رژیم های تابع چین و روسیه هیچوقت بنیادگرایی اسلامی را گمان کنند به ضررشان است.
#مصطفی_ملکیان
سخنرانی رهایى از بنیادگرایی دینى | ٩۴/٩/١٢
@flith
من هرگز باور نمی کنم روسیه یا چین سر سوزنی از رشد بنیادگرایی اسلامی مشوش باشند دل نگران باشند چرا؟ زیرا کسی مثل پوتین معتقد است که بنیادگرایی اسلامی نوک تیز حمله اش غرب است و چون یک رژیمی مثل پوتین و چین اختلاف ایدئولوژیک با غرب دارند اینها جلودار حمله به غرب هستند بگذار تلفاتش را مسلمانها بدهند. ز هرطرف که کشته شوند سود ماست. این است که من باور نمی کنم چین و روسیه و رژیم های تابع چین و روسیه هیچوقت بنیادگرایی اسلامی را گمان کنند به ضررشان است.
#مصطفی_ملکیان
سخنرانی رهایى از بنیادگرایی دینى | ٩۴/٩/١٢
@flith
☘☘☘
که تفاوتی ندارد؟!
میگویند پیروزی بایدن یا ترامپ برایشان تفاوتی ندارد! اگر تفاوت نداشته باشد، لاجرم تیتر روزنامهها و سایتهای خبریِ آنها پس از شکست احتمالی ترامپ در انتخابات، باید خنثی باشد!اما آیا خنثی خواهد بود یا اینکه تیتر خواهند زد:
- ترامپ به زبالهدان تاریخ پیوست!
- کسی که دنبال ساقط کردن نظام بود خودش سقوط کرد!
- دلقکی که از گرسنگی دادن مردم ایران لذت میبرد، در هم شکسته شد!
- ترامپ آرزوی تسلیم شدن مردم ایران را به گور برد!
- ترامپ هم به سرنوشت صدام حسین دچار شد!
- پیروزی تاریخی ملت ایران در برابر فشار حداکثری ترامپ!
- .........
آنوقت اگر کسی از آنها بپرسد مگر نگفته بودید که پیروزی بایدن یا ترامپ برایتان علیالسویه است؟ او را "داغدارِ شکست ترامپ" و "خشمگین از پیروزیِ تاریخیِ مقاومت ملت ایران در برابر آمریکای جنایتکار" معرفی میکنند!
#احمد_زیدآبادی
#دونالد_ترامپ
#جو_بایدن
@flith
که تفاوتی ندارد؟!
میگویند پیروزی بایدن یا ترامپ برایشان تفاوتی ندارد! اگر تفاوت نداشته باشد، لاجرم تیتر روزنامهها و سایتهای خبریِ آنها پس از شکست احتمالی ترامپ در انتخابات، باید خنثی باشد!اما آیا خنثی خواهد بود یا اینکه تیتر خواهند زد:
- ترامپ به زبالهدان تاریخ پیوست!
- کسی که دنبال ساقط کردن نظام بود خودش سقوط کرد!
- دلقکی که از گرسنگی دادن مردم ایران لذت میبرد، در هم شکسته شد!
- ترامپ آرزوی تسلیم شدن مردم ایران را به گور برد!
- ترامپ هم به سرنوشت صدام حسین دچار شد!
- پیروزی تاریخی ملت ایران در برابر فشار حداکثری ترامپ!
- .........
آنوقت اگر کسی از آنها بپرسد مگر نگفته بودید که پیروزی بایدن یا ترامپ برایتان علیالسویه است؟ او را "داغدارِ شکست ترامپ" و "خشمگین از پیروزیِ تاریخیِ مقاومت ملت ایران در برابر آمریکای جنایتکار" معرفی میکنند!
#احمد_زیدآبادی
#دونالد_ترامپ
#جو_بایدن
@flith
#عزت_با_روش_دلواپسان
این استقلال نیست که عطسه ترامپ ارزش پول ما را تغییر دهد
🌿 استقلال این نیست که ترامپ با یک پیام توییتری، اقتصاد و معیشت و درآمد مردم ما را در تنگنا قرار دهد و بر فقر و فساد و فحشا در جامعه ما بیفزاید و ناموس و شرف ما را بازیچه بگیرد. رئیسجمهور آمریکا کدام کشور جهان را میتواند راحتتر از ایران ما آماج تحریم و تهدید و توهین قرار دهد و هیچ هزینه و عوارضی هم برایش نداشته باشد.
🌿 استقلال این نیست که بیش از چهل میلیارد دلار ما در بانکهای کشورهای دوست و بعضاً همپیمان ما نظیر چین و عراق و هند و ترکیه و... بلوکه باشد اما به دلیل تحریمهای بانکی آمریکا قادر به استفاده از آنها برای درمان زخمهای ملت نباشیم؛ آن هم در این روزهای تنگ کرونایی و تحریمها.
🌿 استقلال این نیست که انتخابات 2020 آمریکا برای مردم ما سرنوشتسازتر از انتخابات 1400 خودمان باشد. استقلال این نیست که ملت ما با حسرت به دست رایدهندگان آمریکایی چشم بدوزند که کدام نسخه را برای سفره و زندگی ما میپیچند. اما همین انتخابات برای مردم آمریکا چنان بیاهمیت است که نیمی از آنها حتی پای صندوق رای نمیآیند. امروز سرنوشت کدام کشور دنیا، بیش از ما، به انتخابات آمریکا وابسته است؟
🌿 استقلال این نیست که فرزندانمان در آرزوی ترک کشور و حضور در کارخانهها و دانشگاههای آمریکا و اروپا لحظهشماری کنند. اما هیچ آمریکایی، اروپایی یا حتی آفریقایی برای زندگی در کشور ما تمایلی نداشته باشند. مگر سرزمین ما چه از بلاکفر کم دارد؟
🌿 استقلال این نیست که برای امرار معاشمان به کشورهایی همچون عراق و کویت و ترکیه و چین و روسیه و حتی کشورهای آفریقایی باج بدهیم تا شاید بخشی از پول نفت خودمان را دریافت کنیم.
🌿 استقلال این نیست که برای دور زدن تحریمها، همانند قاچاقچیان و دزدان دریایی در سیاهی شب، بار نفت کشتیهایمان را جابجا کنیم و یا پول هنگفتی بدهیم تا مخفیانه پرچم قشنگ کشورمان را برداریم تا پرچم برخی کشورها بر فراز کشتی ایرانی قرار گیرد و در نهایت بدون نظارت قانونی، بخشی از پول نفت به حساب افراد خاصی واریز شود، بلکه زمینه فساد این افراد و غارت سرمایه ملی مملکت فراهم شود.
🌿 ما کجای کار اشتباه کردیم که به این روز افتادیم؟ آیا برای استقلالمان کم هزینه پرداختیم؟ آیا کم شهید و جانباز دادیم؟ آیا مردم ما در فداکاری و شجاعت و تحمل سختیها، تحریمها و جنگها کوتاهی کردند و پشت به دشمن کردند؟ پس اشکال کار کجاست؟ حال اگر بیشتر هزینه دهیم، آیا افق روشنی در این مسیر دیده میشود یا پرتگاههایی مهیبتری در انتظار ماست؟
🌿 با افتخار، شعار مرگ سر میدهیم و پرچم میسوزانیم و برای نابودی دشمنانمان کرنومتر میسازیم و نابودسازی آمریکای مستکبر را رسالت خود میدانیم، اما در اقتصاد به بنبست خوردهایم و برنامهای برای محیط زیست و خشکسالی نداریم و رئیس سازمان محیط زیست کشورمان از تخلیه استانهای مرکزیمان و مهاجرت چهل میلیون ایرانی به خارج کشور در اثر بیآبی در آینده نزدیک خبر میدهد.
🌿 آیا وقت آن نرسیده که درباره مسیرمان شک کنیم که مبادا این ره که به نیت کعبه میرویم به ترکستان است. نکند راه ما از نظر اخلاقی و دینی و انسانی هم درست نباشد. نکند در این مسیر، خدا هم با ما نباشد که خلق خدا اینگونه از ما رویگردان شدهاند و در دنیا محبوبیتی نداریم.
🌿 استقلال این نیست که ما هنوز یک دلار به اقتصاد آمریکا آسیب نزدهایم، اما هزاران میلیارد دلار خسارت دیدهایم؛ بلکه باعث فروش میلیاردها دلار اسلحه آمریکایی و تقویت ارتش آمریکا شدهایم؛ اما بلایی نیست که آمریکائیها بر سر ما نیاورده باشد. چرا نمیتوانیم گلیم خود را از اب بکشیم. چرا نمیتوانیم همانند چین و قطر و ترکیه و سنگاپور و امارات، سرمایهها را از آمریکا و اروپا به سرزمینمان جذب کنیم و ضربات واقعی و نه شعاری، به اقتصاد آمریکا وارد کنیم؟
🌿 دیگر کشورها برای حفظ استقلال خود چه کردهاند که ما نکردیم؟ چرا از تجربه دیگران درس نمیگیریم. ما پیروان امت پیامبری هستیم که میگوید علم را بجویید حتی اگر در چین باشد. نظریهپردازان اصولگرای ما باور کنند انکار مسائل فوق، مشکلی را حل نمیکند و ریشه مشکلات در دولت روحانی، احمدینژاد، خاتمی و هاشمی و اشتباه مردم در رای روز انتخاباتِ استصوابی کشورمان نیست.
🌿 ادامه این مسیر به نابودی استقلال و تسلیم شدن میانجامد، ما باید هوشمندانه مبارزه کنیم. از تجرییاتِ تاریخی خود استفاده کنیم. سیاست یعنی بیشتر ضربه بزنیم و کمتر ضربه بخوریم. استقلال و شرف و ناموس ما سالهاست که عرصه تاخت و تاز است. موشکهای آمریکایی سالهاست که اقتصاد ما را شخم میزنند و گلولهها بر سینه جوانان ما مینشینند. باید از تغییر نترسیم، باید در راهبردمان تجدید نظر کنیم. ایران تشنه تدبیر است.
✍️ اسفندیاری
@flith
این استقلال نیست که عطسه ترامپ ارزش پول ما را تغییر دهد
🌿 استقلال این نیست که ترامپ با یک پیام توییتری، اقتصاد و معیشت و درآمد مردم ما را در تنگنا قرار دهد و بر فقر و فساد و فحشا در جامعه ما بیفزاید و ناموس و شرف ما را بازیچه بگیرد. رئیسجمهور آمریکا کدام کشور جهان را میتواند راحتتر از ایران ما آماج تحریم و تهدید و توهین قرار دهد و هیچ هزینه و عوارضی هم برایش نداشته باشد.
🌿 استقلال این نیست که بیش از چهل میلیارد دلار ما در بانکهای کشورهای دوست و بعضاً همپیمان ما نظیر چین و عراق و هند و ترکیه و... بلوکه باشد اما به دلیل تحریمهای بانکی آمریکا قادر به استفاده از آنها برای درمان زخمهای ملت نباشیم؛ آن هم در این روزهای تنگ کرونایی و تحریمها.
🌿 استقلال این نیست که انتخابات 2020 آمریکا برای مردم ما سرنوشتسازتر از انتخابات 1400 خودمان باشد. استقلال این نیست که ملت ما با حسرت به دست رایدهندگان آمریکایی چشم بدوزند که کدام نسخه را برای سفره و زندگی ما میپیچند. اما همین انتخابات برای مردم آمریکا چنان بیاهمیت است که نیمی از آنها حتی پای صندوق رای نمیآیند. امروز سرنوشت کدام کشور دنیا، بیش از ما، به انتخابات آمریکا وابسته است؟
🌿 استقلال این نیست که فرزندانمان در آرزوی ترک کشور و حضور در کارخانهها و دانشگاههای آمریکا و اروپا لحظهشماری کنند. اما هیچ آمریکایی، اروپایی یا حتی آفریقایی برای زندگی در کشور ما تمایلی نداشته باشند. مگر سرزمین ما چه از بلاکفر کم دارد؟
🌿 استقلال این نیست که برای امرار معاشمان به کشورهایی همچون عراق و کویت و ترکیه و چین و روسیه و حتی کشورهای آفریقایی باج بدهیم تا شاید بخشی از پول نفت خودمان را دریافت کنیم.
🌿 استقلال این نیست که برای دور زدن تحریمها، همانند قاچاقچیان و دزدان دریایی در سیاهی شب، بار نفت کشتیهایمان را جابجا کنیم و یا پول هنگفتی بدهیم تا مخفیانه پرچم قشنگ کشورمان را برداریم تا پرچم برخی کشورها بر فراز کشتی ایرانی قرار گیرد و در نهایت بدون نظارت قانونی، بخشی از پول نفت به حساب افراد خاصی واریز شود، بلکه زمینه فساد این افراد و غارت سرمایه ملی مملکت فراهم شود.
🌿 ما کجای کار اشتباه کردیم که به این روز افتادیم؟ آیا برای استقلالمان کم هزینه پرداختیم؟ آیا کم شهید و جانباز دادیم؟ آیا مردم ما در فداکاری و شجاعت و تحمل سختیها، تحریمها و جنگها کوتاهی کردند و پشت به دشمن کردند؟ پس اشکال کار کجاست؟ حال اگر بیشتر هزینه دهیم، آیا افق روشنی در این مسیر دیده میشود یا پرتگاههایی مهیبتری در انتظار ماست؟
🌿 با افتخار، شعار مرگ سر میدهیم و پرچم میسوزانیم و برای نابودی دشمنانمان کرنومتر میسازیم و نابودسازی آمریکای مستکبر را رسالت خود میدانیم، اما در اقتصاد به بنبست خوردهایم و برنامهای برای محیط زیست و خشکسالی نداریم و رئیس سازمان محیط زیست کشورمان از تخلیه استانهای مرکزیمان و مهاجرت چهل میلیون ایرانی به خارج کشور در اثر بیآبی در آینده نزدیک خبر میدهد.
🌿 آیا وقت آن نرسیده که درباره مسیرمان شک کنیم که مبادا این ره که به نیت کعبه میرویم به ترکستان است. نکند راه ما از نظر اخلاقی و دینی و انسانی هم درست نباشد. نکند در این مسیر، خدا هم با ما نباشد که خلق خدا اینگونه از ما رویگردان شدهاند و در دنیا محبوبیتی نداریم.
🌿 استقلال این نیست که ما هنوز یک دلار به اقتصاد آمریکا آسیب نزدهایم، اما هزاران میلیارد دلار خسارت دیدهایم؛ بلکه باعث فروش میلیاردها دلار اسلحه آمریکایی و تقویت ارتش آمریکا شدهایم؛ اما بلایی نیست که آمریکائیها بر سر ما نیاورده باشد. چرا نمیتوانیم گلیم خود را از اب بکشیم. چرا نمیتوانیم همانند چین و قطر و ترکیه و سنگاپور و امارات، سرمایهها را از آمریکا و اروپا به سرزمینمان جذب کنیم و ضربات واقعی و نه شعاری، به اقتصاد آمریکا وارد کنیم؟
🌿 دیگر کشورها برای حفظ استقلال خود چه کردهاند که ما نکردیم؟ چرا از تجربه دیگران درس نمیگیریم. ما پیروان امت پیامبری هستیم که میگوید علم را بجویید حتی اگر در چین باشد. نظریهپردازان اصولگرای ما باور کنند انکار مسائل فوق، مشکلی را حل نمیکند و ریشه مشکلات در دولت روحانی، احمدینژاد، خاتمی و هاشمی و اشتباه مردم در رای روز انتخاباتِ استصوابی کشورمان نیست.
🌿 ادامه این مسیر به نابودی استقلال و تسلیم شدن میانجامد، ما باید هوشمندانه مبارزه کنیم. از تجرییاتِ تاریخی خود استفاده کنیم. سیاست یعنی بیشتر ضربه بزنیم و کمتر ضربه بخوریم. استقلال و شرف و ناموس ما سالهاست که عرصه تاخت و تاز است. موشکهای آمریکایی سالهاست که اقتصاد ما را شخم میزنند و گلولهها بر سینه جوانان ما مینشینند. باید از تغییر نترسیم، باید در راهبردمان تجدید نظر کنیم. ایران تشنه تدبیر است.
✍️ اسفندیاری
@flith
🔸از ذهنیت اسطوره ای تا ذهنیت حماسی🔸
✍ قربان عباسی
🟪 بیش از یک سده پیش الکساندر هرتسن دررساله ای با عنوان«ازساحل دیگر» نوشت:«اینک شکل جدیدی ازقربانی کردن بشر در دوران ما باب شده است؛قربانی کردن افراد درمحراب اندیشه های مجردی چون ملت،کلیسا،حزب،طبقه و پیشرفت و جبرتاریخ».متاسفانه درعصر ما به همه این مفاهیم توسل جسته اند.اما پرسش این است اگر هدف همه اینها پیشرفت نوع بشر بوده است پس چرا انسان ها را قربانی می کنند.آیا هریک ازاین مفاهیم برساخته نقش مولوک همان خدای کنعانی آتش را که کودکان را به پایش قربانی می کردند ایفا نکرده اند.
کشتار انسان و بی سیرت کردن ارزش های والای انسانی را نمی توان به هیچ عذر و بهانه ای توجیه کرد.عصر حماسه به پایان رسیده است. عصر حماسه و اپیک عصر تولد ملتها است.قهرمانان تاریخی هم به همان عصر و دوران تعلق دارند.اگر در روزگار حماسه قراراست تغییری اتفاق افتد و جامعه به رستگاری برسد و سر دیوی ازتن کنده شود و جان هیولایی ستانده شود هرکول،اشیل،رستم و اسفندیاری لازم بود.اودیپ پاسخ معمای ابولهول را می دهد و او خود را ازصخره به پایین پرتاب می کند و شهر به آب چشمه دست پیدا می کند و ازتشنگی نجات پیدا می کنند.اما عصر مدرن عصری است که این بار و تکلیف سنگین را ازدوش قهرمان باز می ستاند و شخصیت را جایگزین قهرمان می کند.دوران مدرن دورانی است که دوسروانتس درآن قهرمانی دون کیشوت را به مبارزه با آسیاب های بادی رفته است به سخره می گیرد.عصر مدرن به تعبیر تورگینف عصر هملت هاست.شخصیت هایی مردد که اول باید تلاش کنند ازخود شهروندی خوب بسازند.اصالت خود را بازیابند و از عضو رمه بودن امتناع کنند.
اما حتی درهمان جهان کلاسیک قهرمان کسی بود که آرته و شجاعت خود را صرف خدمت به خیر مشترک و خیر همگانی می کرد.او نگهبان مردم خویش بود دربرابر گزندهای زمانه اش.انسان هرچند دلاور و شجاع باشد اگر خویشتن را برای خیرهمگانی فدانکند درنهایت امر یک هیولاست.مرز بین هیولا و قهرمان درهمین تک جمله نهفته است. که آیا پای خیر همگانی-آرمان های مشترک انسانی- درمیان بوده است یا خیر.ازاین رو گفته اند«قهرمان را با راهی که اتخاذ می کند می سنجند و نه با قدرتی که دارد یا داشته است»قهرمانان واقعی رویاپردازانی هستند که جز برای بهترکردن جهان انسانها مبارزه نکرده اند.تنها آنها که برای خیر و خوبی مبارزه می کنند لایق این نام اند.
براندن ساندرسون درکتاب قلب فولادی به درستی می نویسد:«هیچ حماسه خوبی وجود ندارد.حماسه ها پر ازخون و جنگ و خشونت هستند» و اضافه می کند «انسان بالغ یک شهروند خوب است تا یک قهرمان حماسی».
کسانی که هنوز درپی قهرمانانند . درپی سوم شخص ثالث اند تا درپشت سر او پنهان شوند.آنها منتظرند دستی ازغیب بیرون آید و کاری کند.آنها به جهان حماسه و اسطوره تعلق دارند.دروضعیت های بحرانی مردم به اسطوره و شخصیت های اسطوره ای پناه می برند تا درسایه آنها احساس امنیت بکنند.اعطای آزادی شان به قهرمان و جستجوی امنیت همان بحرانی بود که اریک فروم و ارنست کاسیرر درظهور فاشیسم آن را همچون عاملی ذهنی مورد مطالعه قراردادند.برساختن آرمانها،اسطوره ها و قهرمانان به بهانه ایجادهمبستگی ملی و قومی اگرچه درکوتاه مدت می تواند مرحمی باشد برزخم ها و جراحت های ما.اما دربلند مدت ما را به سوی آن ساختارفکری سوق می دهد که با تراشیدن دشمن و هیولاسازی ازدیگران و ترویج و تکثیر نفرت به نفرت انگیزترین شکل هستی توسل جوییم.همان ذهنیت اسطوره ای پیشا مدرن و پیشا عقلانی.ذهنیتی هیجان زده و قهرمان جو و رهبر پرست.چیزی که آیزایا برلین آن را نوعی کندذهنی ناشی ازکودکی دوم بشر می نامد.
نخستین وطیفه روشنفکران،متفکران و دلسوزان دراین وضعیت شلختگی ذهن و زبان این است که تفکر استراتژیک خود را ازدست ندهیم.چیزی که با وظیه همگانی و راستین ما گره خورده است؛« پرهیز از رنج های بیش ازحد».هراندیشه،هرتفکر،هرکنش و تصمیمی که رنج مردم را افزون کند.دردی بردردهای مردم اضافه کند و درامید را به روی مردم ببندد باید به تیغ نقد اذهان انتقادی سپرده شود.روشنفکران واقعی درچنین بزنگاهی خود را نشان می دهند.درآنجا که با خرد انتقادی خود ازعوام فاصله می گیرند و عقلانیت را فدای هیجانات جمعی نمی کنند.اما دریغ که آموختگان ایرانی نه پیشرو عوام که پسرو عوام هستند.عوام زده هایی که با ذهنیت حماسی و اسطوره ای خود و با توسل و تمسک جستن به قهرمان جنگ را می جویند تو گویی نمی دانند که این هیولا کف بردهان،آنقدر نفرت انگیزبود که حتی خدایان نیز درجهان اسطوره ای او را به جهان زیرین-به وادی هادس-خدای مرگ-محدود کرده بودند.جنگ با مرگ گره خورده است.و روشنفکر و تحصیلکرده و آموخته ایرانی باید با مرگ پرستی و خون خواهی وداع کند و آن را به زیرین ترین لایه ذهنش تبعید کند نه این که لقلقه زبانش کند.🟪
@flith
✍ قربان عباسی
🟪 بیش از یک سده پیش الکساندر هرتسن دررساله ای با عنوان«ازساحل دیگر» نوشت:«اینک شکل جدیدی ازقربانی کردن بشر در دوران ما باب شده است؛قربانی کردن افراد درمحراب اندیشه های مجردی چون ملت،کلیسا،حزب،طبقه و پیشرفت و جبرتاریخ».متاسفانه درعصر ما به همه این مفاهیم توسل جسته اند.اما پرسش این است اگر هدف همه اینها پیشرفت نوع بشر بوده است پس چرا انسان ها را قربانی می کنند.آیا هریک ازاین مفاهیم برساخته نقش مولوک همان خدای کنعانی آتش را که کودکان را به پایش قربانی می کردند ایفا نکرده اند.
کشتار انسان و بی سیرت کردن ارزش های والای انسانی را نمی توان به هیچ عذر و بهانه ای توجیه کرد.عصر حماسه به پایان رسیده است. عصر حماسه و اپیک عصر تولد ملتها است.قهرمانان تاریخی هم به همان عصر و دوران تعلق دارند.اگر در روزگار حماسه قراراست تغییری اتفاق افتد و جامعه به رستگاری برسد و سر دیوی ازتن کنده شود و جان هیولایی ستانده شود هرکول،اشیل،رستم و اسفندیاری لازم بود.اودیپ پاسخ معمای ابولهول را می دهد و او خود را ازصخره به پایین پرتاب می کند و شهر به آب چشمه دست پیدا می کند و ازتشنگی نجات پیدا می کنند.اما عصر مدرن عصری است که این بار و تکلیف سنگین را ازدوش قهرمان باز می ستاند و شخصیت را جایگزین قهرمان می کند.دوران مدرن دورانی است که دوسروانتس درآن قهرمانی دون کیشوت را به مبارزه با آسیاب های بادی رفته است به سخره می گیرد.عصر مدرن به تعبیر تورگینف عصر هملت هاست.شخصیت هایی مردد که اول باید تلاش کنند ازخود شهروندی خوب بسازند.اصالت خود را بازیابند و از عضو رمه بودن امتناع کنند.
اما حتی درهمان جهان کلاسیک قهرمان کسی بود که آرته و شجاعت خود را صرف خدمت به خیر مشترک و خیر همگانی می کرد.او نگهبان مردم خویش بود دربرابر گزندهای زمانه اش.انسان هرچند دلاور و شجاع باشد اگر خویشتن را برای خیرهمگانی فدانکند درنهایت امر یک هیولاست.مرز بین هیولا و قهرمان درهمین تک جمله نهفته است. که آیا پای خیر همگانی-آرمان های مشترک انسانی- درمیان بوده است یا خیر.ازاین رو گفته اند«قهرمان را با راهی که اتخاذ می کند می سنجند و نه با قدرتی که دارد یا داشته است»قهرمانان واقعی رویاپردازانی هستند که جز برای بهترکردن جهان انسانها مبارزه نکرده اند.تنها آنها که برای خیر و خوبی مبارزه می کنند لایق این نام اند.
براندن ساندرسون درکتاب قلب فولادی به درستی می نویسد:«هیچ حماسه خوبی وجود ندارد.حماسه ها پر ازخون و جنگ و خشونت هستند» و اضافه می کند «انسان بالغ یک شهروند خوب است تا یک قهرمان حماسی».
کسانی که هنوز درپی قهرمانانند . درپی سوم شخص ثالث اند تا درپشت سر او پنهان شوند.آنها منتظرند دستی ازغیب بیرون آید و کاری کند.آنها به جهان حماسه و اسطوره تعلق دارند.دروضعیت های بحرانی مردم به اسطوره و شخصیت های اسطوره ای پناه می برند تا درسایه آنها احساس امنیت بکنند.اعطای آزادی شان به قهرمان و جستجوی امنیت همان بحرانی بود که اریک فروم و ارنست کاسیرر درظهور فاشیسم آن را همچون عاملی ذهنی مورد مطالعه قراردادند.برساختن آرمانها،اسطوره ها و قهرمانان به بهانه ایجادهمبستگی ملی و قومی اگرچه درکوتاه مدت می تواند مرحمی باشد برزخم ها و جراحت های ما.اما دربلند مدت ما را به سوی آن ساختارفکری سوق می دهد که با تراشیدن دشمن و هیولاسازی ازدیگران و ترویج و تکثیر نفرت به نفرت انگیزترین شکل هستی توسل جوییم.همان ذهنیت اسطوره ای پیشا مدرن و پیشا عقلانی.ذهنیتی هیجان زده و قهرمان جو و رهبر پرست.چیزی که آیزایا برلین آن را نوعی کندذهنی ناشی ازکودکی دوم بشر می نامد.
نخستین وطیفه روشنفکران،متفکران و دلسوزان دراین وضعیت شلختگی ذهن و زبان این است که تفکر استراتژیک خود را ازدست ندهیم.چیزی که با وظیه همگانی و راستین ما گره خورده است؛« پرهیز از رنج های بیش ازحد».هراندیشه،هرتفکر،هرکنش و تصمیمی که رنج مردم را افزون کند.دردی بردردهای مردم اضافه کند و درامید را به روی مردم ببندد باید به تیغ نقد اذهان انتقادی سپرده شود.روشنفکران واقعی درچنین بزنگاهی خود را نشان می دهند.درآنجا که با خرد انتقادی خود ازعوام فاصله می گیرند و عقلانیت را فدای هیجانات جمعی نمی کنند.اما دریغ که آموختگان ایرانی نه پیشرو عوام که پسرو عوام هستند.عوام زده هایی که با ذهنیت حماسی و اسطوره ای خود و با توسل و تمسک جستن به قهرمان جنگ را می جویند تو گویی نمی دانند که این هیولا کف بردهان،آنقدر نفرت انگیزبود که حتی خدایان نیز درجهان اسطوره ای او را به جهان زیرین-به وادی هادس-خدای مرگ-محدود کرده بودند.جنگ با مرگ گره خورده است.و روشنفکر و تحصیلکرده و آموخته ایرانی باید با مرگ پرستی و خون خواهی وداع کند و آن را به زیرین ترین لایه ذهنش تبعید کند نه این که لقلقه زبانش کند.🟪
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌟🌟🌟
"پیر منم جوان منم
تیر منم کمان منم
یار مگو که من منم
من نه منم، نه من منم
گر تو تویی و من منم
من نه منم، نه من منم
عاشق زار او منم
بی دل و یار او منم
یار و نگار او منم
غنچه و خار او منم
لاله عذار او منم
چاره ی کار او منم
بر سر دار او منم
من نه منم، نه من منم
باغ شدم ز ورد او
داغ شدم ز پیش او
لاف زدم ز جام او
گام زدم ز گام او
عشق چه گفت نام او
من نه منم، نه من منم
دولت شید او منم
باز سپید او منم
راه امید او منم
من نه منم، نه من منم
گفت برو تو "شمس" حق
هیچ مگو ز آن و این
تا شودت گمان یقین
من نه منم، نه من منم
"مولانا"
@flith
"پیر منم جوان منم
تیر منم کمان منم
یار مگو که من منم
من نه منم، نه من منم
گر تو تویی و من منم
من نه منم، نه من منم
عاشق زار او منم
بی دل و یار او منم
یار و نگار او منم
غنچه و خار او منم
لاله عذار او منم
چاره ی کار او منم
بر سر دار او منم
من نه منم، نه من منم
باغ شدم ز ورد او
داغ شدم ز پیش او
لاف زدم ز جام او
گام زدم ز گام او
عشق چه گفت نام او
من نه منم، نه من منم
دولت شید او منم
باز سپید او منم
راه امید او منم
من نه منم، نه من منم
گفت برو تو "شمس" حق
هیچ مگو ز آن و این
تا شودت گمان یقین
من نه منم، نه من منم
"مولانا"
@flith
☘☘☘
رأی الکترال چیست؟
در سیستم انتخاباتی آمریکا، ممکن است یک کاندیدا، موفق به جلب آرای مردمی بشود اما رقیبش با اتکا به آرای الکترال بیشتر، به کاخ سفید راه پیدا کند.
در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری امریکا تاکنون ۵بار (۱۸۲۴، ۱۸۷۶، ۱۸۸۸، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶)رئیس جمهوری این کشور با توسل به آرای الکترال موفق به راهیابی به کاخ سفید شده است.
آخرین مرتبه در سال ۲۰۱۶ اتفاق افتاد که با وجود آنکه بیشتر رایدهندگان به هیلاری کلینتون نامزد دمکرات رأی دادند و او سه میلیون رای بیشتری نسبت به دونالد ترامپ نامزد جمهوریخواه کسب کرد، اما دونالد ترامپ با کسب اکثریت آرای الکترال پیروز انتخابات شد.
مبنای انتخاب الکترال هر ایالت
در آمریکا، هر ایالتی در مجلس نمایندگان و سنای این کشور نمایندگانی دارد که در انتخابات سراسری انتخاب و به کنگره که متشکل از مجلس نمایندگان و سنا است، فرستاده می شوند.
تعداد نمایندگان ایالت ها در مجلس نمایندگان برحسب جمعیت هر ایالت متفاوت است. اما همه ایالت ها بدون توجه به میزان جمعیت ۲ سناتور در سنا دارند.
الکترال های هر ایالت که افراد تصمیم گیر در امور کشوری محسوب می شوند از مجموع نمایندگان هر ایالت و دو سناتور آن تشکیل می شود.
برای مثال کالیفرنیا که ۳۹ میلیون نفر جمعیت دارد، در مجلس نمایندگان ۵۳ نماینده و در سنا ۲ سناتور دارد که به این ترتیب الکتورهای آن ۵۵ نفر خواهد بود. این ایالت دارای بیشترین آرای الکترال است.
این افراد به نوعی نخبگان هر ایالت محسوب می شوند. در سیستم فدرالی امریکا تلاش شده هر ایالتی هرچند کوچک، نفوذ و قدرتی برابر با ایالت های بزرگ داشته باشد. کارکرد الکترال ها در همین راستا است.
لزوم دریافت حدنصاب آرای الکترال برای ریاست جمهوری
در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، کاندیداها مجبورند برای رسیدن به کاخ سفید علاوه بر آرای مردمی آرای الکترال را هم داشته باشند. زیرا طبق قانون کاندیدایی به کاخ سفید راه می یابد که ۵۰ درصد به اضافه یک رای آرای الکترال را داشته باشد.
تعداد الکترال ها در سراسر امریکا به ۵۳۸ می رسد که به این ترتیب کاندیدایی که بتواند رای مثبت ۲۷۰ الکتور را به دست آورد فرد پیروز نهایی محسوب می شود.
نحوه دستیابی به رای الکترال
رای الکترال نیز به این ترتیب به دست می آید که اگر آرای مردمی در ایالتی برای مثال به کاندیدای جمهوریخواه باشد، تعداد آرای الکترال آن به حساب جمهوریخواهان ریخته خواهد شد.
البته ممکن است الکتوری برخلاف رای مردمی رای دهد و برای مثال در همین ایالت فرضی که گفته شد، خواهان محاسبه رای خود به نفع کاندیدای دموکرات شود. به این الکتورها، الکتورهای غیروفادار می گویند.
رؤسای جمهوری اقلیت
دو مرحلهای بودن انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا مشکلاتی نیز به همراه آوردهاست. مهمترین عامل در پیروزی یا شکست یک نامزد، تعداد آرای مردمی آنان نیست، بلکه میزان کسب آرای هیئتهای انتخاباتی سرنوشت انتخابات را رقم میزند.
ممکن است فردی با آرای هیئتهای انتخاباتی بیشتر و آرای مردمی کمتر به پیروزی دست یابد، در حالی که رقیب وی، رأی مردمی بیشتری بدست آورده باشد.
تاکنون چندین بار رؤسای جمهور منتخب بدون آنکه ۵۰ درصد آراء مردمی را بدست آورده باشند، تنها با اتکا به کسب حداقل ۲۷۰ رأی انتخاباتی وارد کاخ سفید شدهاند.
این دسته از رؤسای جمهور آمریکا را اصطلاحاً ” رؤسای جمهور اقلیت ” مینامند. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶ جرج دابلیو بوش و دونالد ترامپ با چنین وضعیتی پیروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شدند.
#رای_الکترال
@flith
رأی الکترال چیست؟
در سیستم انتخاباتی آمریکا، ممکن است یک کاندیدا، موفق به جلب آرای مردمی بشود اما رقیبش با اتکا به آرای الکترال بیشتر، به کاخ سفید راه پیدا کند.
در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری امریکا تاکنون ۵بار (۱۸۲۴، ۱۸۷۶، ۱۸۸۸، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶)رئیس جمهوری این کشور با توسل به آرای الکترال موفق به راهیابی به کاخ سفید شده است.
آخرین مرتبه در سال ۲۰۱۶ اتفاق افتاد که با وجود آنکه بیشتر رایدهندگان به هیلاری کلینتون نامزد دمکرات رأی دادند و او سه میلیون رای بیشتری نسبت به دونالد ترامپ نامزد جمهوریخواه کسب کرد، اما دونالد ترامپ با کسب اکثریت آرای الکترال پیروز انتخابات شد.
مبنای انتخاب الکترال هر ایالت
در آمریکا، هر ایالتی در مجلس نمایندگان و سنای این کشور نمایندگانی دارد که در انتخابات سراسری انتخاب و به کنگره که متشکل از مجلس نمایندگان و سنا است، فرستاده می شوند.
تعداد نمایندگان ایالت ها در مجلس نمایندگان برحسب جمعیت هر ایالت متفاوت است. اما همه ایالت ها بدون توجه به میزان جمعیت ۲ سناتور در سنا دارند.
الکترال های هر ایالت که افراد تصمیم گیر در امور کشوری محسوب می شوند از مجموع نمایندگان هر ایالت و دو سناتور آن تشکیل می شود.
برای مثال کالیفرنیا که ۳۹ میلیون نفر جمعیت دارد، در مجلس نمایندگان ۵۳ نماینده و در سنا ۲ سناتور دارد که به این ترتیب الکتورهای آن ۵۵ نفر خواهد بود. این ایالت دارای بیشترین آرای الکترال است.
این افراد به نوعی نخبگان هر ایالت محسوب می شوند. در سیستم فدرالی امریکا تلاش شده هر ایالتی هرچند کوچک، نفوذ و قدرتی برابر با ایالت های بزرگ داشته باشد. کارکرد الکترال ها در همین راستا است.
لزوم دریافت حدنصاب آرای الکترال برای ریاست جمهوری
در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، کاندیداها مجبورند برای رسیدن به کاخ سفید علاوه بر آرای مردمی آرای الکترال را هم داشته باشند. زیرا طبق قانون کاندیدایی به کاخ سفید راه می یابد که ۵۰ درصد به اضافه یک رای آرای الکترال را داشته باشد.
تعداد الکترال ها در سراسر امریکا به ۵۳۸ می رسد که به این ترتیب کاندیدایی که بتواند رای مثبت ۲۷۰ الکتور را به دست آورد فرد پیروز نهایی محسوب می شود.
نحوه دستیابی به رای الکترال
رای الکترال نیز به این ترتیب به دست می آید که اگر آرای مردمی در ایالتی برای مثال به کاندیدای جمهوریخواه باشد، تعداد آرای الکترال آن به حساب جمهوریخواهان ریخته خواهد شد.
البته ممکن است الکتوری برخلاف رای مردمی رای دهد و برای مثال در همین ایالت فرضی که گفته شد، خواهان محاسبه رای خود به نفع کاندیدای دموکرات شود. به این الکتورها، الکتورهای غیروفادار می گویند.
رؤسای جمهوری اقلیت
دو مرحلهای بودن انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا مشکلاتی نیز به همراه آوردهاست. مهمترین عامل در پیروزی یا شکست یک نامزد، تعداد آرای مردمی آنان نیست، بلکه میزان کسب آرای هیئتهای انتخاباتی سرنوشت انتخابات را رقم میزند.
ممکن است فردی با آرای هیئتهای انتخاباتی بیشتر و آرای مردمی کمتر به پیروزی دست یابد، در حالی که رقیب وی، رأی مردمی بیشتری بدست آورده باشد.
تاکنون چندین بار رؤسای جمهور منتخب بدون آنکه ۵۰ درصد آراء مردمی را بدست آورده باشند، تنها با اتکا به کسب حداقل ۲۷۰ رأی انتخاباتی وارد کاخ سفید شدهاند.
این دسته از رؤسای جمهور آمریکا را اصطلاحاً ” رؤسای جمهور اقلیت ” مینامند. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶ جرج دابلیو بوش و دونالد ترامپ با چنین وضعیتی پیروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شدند.
#رای_الکترال
@flith
✍️استقبال ایرانیان از انتخابات آمریکا، آن رویِ سکه ناامیدی و سرخوردگی از وضعیت اجتماعی خودشان است| ۱۱ آبان ۹۹
🔹شاید اگر مریخی این روزها به ایران میآمد و شور و هیجان و استقبال ایرانیان از انتخابات آمریکا را میدید، تصور میکرد سفینهاش او را بجای ایران در کارولینای شمالی پیاده کرده. باورش نمیشد که بسیاری از ایرانیان حتی از خود آمریکایی ها هم بیشتر چشم به نتایج انتخابات آمریکا دوختهاند.
🔹مریخی ما البته شاید متوجه نشود که شور و اشتیاق ایرانیها نسبت به انتخابات آمریکا، آن روی سکه به بن رسیدن و غایت ناامیدی از شرایط و وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه خودشان است. از انتخابهای نظام خودشان که آبی گرم نشد و هیچ تغییر و تحولی بوجود نیامد. شاید در نتیجه انتخابات سرزمین دیگری اون سر دنیا، نور امیدی در تونل سیاه وضعیتی که در آن قرار گرفته اند پدیدار شود.
توئیتر صادق زیباکلام
https://www.instagram.com/p/CHDjU2openp/?igshid=1is3f4k9dmyq8
@flith
🔹شاید اگر مریخی این روزها به ایران میآمد و شور و هیجان و استقبال ایرانیان از انتخابات آمریکا را میدید، تصور میکرد سفینهاش او را بجای ایران در کارولینای شمالی پیاده کرده. باورش نمیشد که بسیاری از ایرانیان حتی از خود آمریکایی ها هم بیشتر چشم به نتایج انتخابات آمریکا دوختهاند.
🔹مریخی ما البته شاید متوجه نشود که شور و اشتیاق ایرانیها نسبت به انتخابات آمریکا، آن روی سکه به بن رسیدن و غایت ناامیدی از شرایط و وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه خودشان است. از انتخابهای نظام خودشان که آبی گرم نشد و هیچ تغییر و تحولی بوجود نیامد. شاید در نتیجه انتخابات سرزمین دیگری اون سر دنیا، نور امیدی در تونل سیاه وضعیتی که در آن قرار گرفته اند پدیدار شود.
توئیتر صادق زیباکلام
https://www.instagram.com/p/CHDjU2openp/?igshid=1is3f4k9dmyq8
@flith
پرواز فکر و اندیشه
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با انتشار بیانیه ای از مردم خواست که از کمال حیدری از مراجع تقلید شیعه،دوری کنند و سخنان نادرست او را به پای دین و مذهب و عالمان دینی ننویسند. کمال حیدری در حوزههای علمیه به عنوان یکی از نواندیشان دینی شناخته میشود که دیدگاههای…
انتقادات تند عباس عبدی از شیخ محمد یزدی: از کجا چنین مرجعیتی را برای خود قایل شدهاید که درباره نظرات دیگران، قضاوت کنید؟
عباس عبدی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:
انتشار بیانیه به امضای آقای محمد یزدی درباره آقای سیدکمال حیدری و عقاید ایشان آب پاکی را روی دست مخاطبان ریخت که از این تنور نهتنها آتشی گرم نخواهد شد که مدتهای طولانی است که خاموش و سرد شده است.
پرسش این است که جامعه مدرسین یا آقای یزدی ازکجا چنین مرجعیتی را برای خود قایل شدهاند که درباره نظرات دیگران قضاوت ونه تحلیل کنند؟ و اصولا چرا باید به خود حق داد که میتوان دیگران رامنحرف دانست و تکفیر کرد؟ این حق از کجا آمده است؟
اگر دیگران هم چنین رفتاری را درباره آنان پیشه کنندچه دلیلی بربیصلاحیتی آنان درباره داوری کردن وجود دارد؟ به علاوه مگر قرارنبود آقایان کرسیهای آزاداندیشی را راه بیندازند وبه پرسشهای روبه افزایش پاسخ دهند؟
پس چرابه جای یک پاسخ حتی کوچک با ادبیات تکفیری به مقابله دیگران بایدرفت؟ آن هم با این ادعا که ماتکفیری نیستیم.
تصویر،اعلام نظر جامعه مدرسین در خصوص سیدکمال حیدری است.
@flith
عباس عبدی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:
انتشار بیانیه به امضای آقای محمد یزدی درباره آقای سیدکمال حیدری و عقاید ایشان آب پاکی را روی دست مخاطبان ریخت که از این تنور نهتنها آتشی گرم نخواهد شد که مدتهای طولانی است که خاموش و سرد شده است.
پرسش این است که جامعه مدرسین یا آقای یزدی ازکجا چنین مرجعیتی را برای خود قایل شدهاند که درباره نظرات دیگران قضاوت ونه تحلیل کنند؟ و اصولا چرا باید به خود حق داد که میتوان دیگران رامنحرف دانست و تکفیر کرد؟ این حق از کجا آمده است؟
اگر دیگران هم چنین رفتاری را درباره آنان پیشه کنندچه دلیلی بربیصلاحیتی آنان درباره داوری کردن وجود دارد؟ به علاوه مگر قرارنبود آقایان کرسیهای آزاداندیشی را راه بیندازند وبه پرسشهای روبه افزایش پاسخ دهند؟
پس چرابه جای یک پاسخ حتی کوچک با ادبیات تکفیری به مقابله دیگران بایدرفت؟ آن هم با این ادعا که ماتکفیری نیستیم.
تصویر،اعلام نظر جامعه مدرسین در خصوص سیدکمال حیدری است.
@flith
روزنامهی PG، بزرگترین روزنامهی شهر Pittsburgh در ایالت پنسیلوانیاست که امروز حمایتش از دونالد ترامپ را اعلام کرد.
این روزنامە از سال ۱۹۷۲ از جمهوریخواهان حمایت نکرده بود.
@flith
این روزنامە از سال ۱۹۷۲ از جمهوریخواهان حمایت نکرده بود.
@flith
معصومه ابتکار: کسانی که آبان ۹۸ به فرمانداری شهر قدس حمله کردند، تروریست بودند.
@flith
@flith
☘☘☘
در ستايش جهل
گلبانگِ «نمیدانم»، به من آرامش میدهد؛ تکلیفم را با خودم و جهان، روشنتر میکند. اگر زبانم را میبندد، چشم و گوشم را باز میکند. فقط باید باورش کرد. باید مثل فارابی، دانست که نسبت معلومات ما به مجهولاتمان، همچون نسبت شعاع دایره به محیط آن است؛ یعنی ذرهای علم تازهوارد، هزاران مجهول جديد با خود میآورد. اگر قرار بود هر کس به اندازهای که میداند، حرف بزند و به مقداری که نمیداند خاموش بنشیند، جهان در سکوتی آرامبخش فرو میرفت و جز زوزههای پراكنده و ضعیف، از دوردستها به گوش نمیرسید. این سکوت، بهتر از سیرک صداها و هياهوی عربدهها نيست؟
از دوست نازنینی که هرازگاه بر جنازۀ من چوب ارشاد و غیرت دینی میزند، میپرسم: اگر التزام و تعصب به دانش اندک، روا است، چرا ذرهای از این تعصب و غیرت را به جهل عظیم خود نداشته باشیم؟ هيبت غولآسای اين سؤال، مرا مست میكند، ولی میدانم كه برای تو خندهدار است. برادر خوب و مهربانم، چرا از خود نمیپرسيم كه چند سیارۀ سرگردان علم، چه فروغی دارد که گمگشتگی ما را در کهکشان نادانی از یاد ببرد؟ چرا آنقدر که «دانش اندک» انگيزۀ پرگويی و برآمدگی رگهای گردن است، آن «جهل عظیم» منشأ سکوت و آرامش و مدارا نیست؟ اگر تو را دانشت چنین غیور و ستیزهجو کرده است، مرا جهلم به آرامش و مدارا میخواند. جهل من، بیشتر از دانش تو است. تو اگر علمت را میستایی، من جهلم را میپرستم. اگر تو درک و هوشیاریات را چون کوه پنداشتهای، من میدانم که هوشیاری انسان در برابر دشمنانش(جهالت، توجیه، خرافات، ظلم، ترس، غفلت، عشق، توهم، تبلیغات، تعصب، غرض، كژتابیهای زبان...) كاهی است در مصاف تندباد.
برگ كاهم در مصاف تندباد
من چه دانم كه كجا خواهم فتاد
در سایۀ خوش «نمیدانم»، همهچیز مهیا است. در جهان بیمرز حيرت، نه خدا را از تو میگیرند و نه دین را و نه انسانیت را و نه عقلانیت را و نه خویشتنِ خویشت را و نه ضد آن را، و نه حتی جزم و یقین معقول را. جهانِ «نمیدانم»، بزرگ است و بزرگوار، و گنجایی هر آگاهی و دانش جدیدی را دارد؛ اما «میدانم» و اذنابش، بادبانهای کشتی روحت را در هم میپيچند و هر جا که باشند، همانجا لنگر میاندازند. برادر خوبم، «میدانم»، لنگرگاه خوبی نيست. من سرگردانی در اقيانوسها، در شب تاريک و بيم موج و گردابی چنين هايل را بر اقامت دائمی در لنجهای چسبيده به ساحل، ترجيح میدهم. كجا دانند حال خوش ما را سبکباران ساحلها؟
#رضا_بابایی
یادش گرامی...
@flith
در ستايش جهل
گلبانگِ «نمیدانم»، به من آرامش میدهد؛ تکلیفم را با خودم و جهان، روشنتر میکند. اگر زبانم را میبندد، چشم و گوشم را باز میکند. فقط باید باورش کرد. باید مثل فارابی، دانست که نسبت معلومات ما به مجهولاتمان، همچون نسبت شعاع دایره به محیط آن است؛ یعنی ذرهای علم تازهوارد، هزاران مجهول جديد با خود میآورد. اگر قرار بود هر کس به اندازهای که میداند، حرف بزند و به مقداری که نمیداند خاموش بنشیند، جهان در سکوتی آرامبخش فرو میرفت و جز زوزههای پراكنده و ضعیف، از دوردستها به گوش نمیرسید. این سکوت، بهتر از سیرک صداها و هياهوی عربدهها نيست؟
از دوست نازنینی که هرازگاه بر جنازۀ من چوب ارشاد و غیرت دینی میزند، میپرسم: اگر التزام و تعصب به دانش اندک، روا است، چرا ذرهای از این تعصب و غیرت را به جهل عظیم خود نداشته باشیم؟ هيبت غولآسای اين سؤال، مرا مست میكند، ولی میدانم كه برای تو خندهدار است. برادر خوب و مهربانم، چرا از خود نمیپرسيم كه چند سیارۀ سرگردان علم، چه فروغی دارد که گمگشتگی ما را در کهکشان نادانی از یاد ببرد؟ چرا آنقدر که «دانش اندک» انگيزۀ پرگويی و برآمدگی رگهای گردن است، آن «جهل عظیم» منشأ سکوت و آرامش و مدارا نیست؟ اگر تو را دانشت چنین غیور و ستیزهجو کرده است، مرا جهلم به آرامش و مدارا میخواند. جهل من، بیشتر از دانش تو است. تو اگر علمت را میستایی، من جهلم را میپرستم. اگر تو درک و هوشیاریات را چون کوه پنداشتهای، من میدانم که هوشیاری انسان در برابر دشمنانش(جهالت، توجیه، خرافات، ظلم، ترس، غفلت، عشق، توهم، تبلیغات، تعصب، غرض، كژتابیهای زبان...) كاهی است در مصاف تندباد.
برگ كاهم در مصاف تندباد
من چه دانم كه كجا خواهم فتاد
در سایۀ خوش «نمیدانم»، همهچیز مهیا است. در جهان بیمرز حيرت، نه خدا را از تو میگیرند و نه دین را و نه انسانیت را و نه عقلانیت را و نه خویشتنِ خویشت را و نه ضد آن را، و نه حتی جزم و یقین معقول را. جهانِ «نمیدانم»، بزرگ است و بزرگوار، و گنجایی هر آگاهی و دانش جدیدی را دارد؛ اما «میدانم» و اذنابش، بادبانهای کشتی روحت را در هم میپيچند و هر جا که باشند، همانجا لنگر میاندازند. برادر خوبم، «میدانم»، لنگرگاه خوبی نيست. من سرگردانی در اقيانوسها، در شب تاريک و بيم موج و گردابی چنين هايل را بر اقامت دائمی در لنجهای چسبيده به ساحل، ترجيح میدهم. كجا دانند حال خوش ما را سبکباران ساحلها؟
#رضا_بابایی
یادش گرامی...
@flith