از انسان بودن استعفا میدهم.
غمانگیز نیست انسان بودن؟
حیوانِ پیوسته ناراضیِ معلق میان مرگ و زندگی.
از انسان بودن جان به لب شدهام.
اگر میتوانستم درجا از این مقام استعفا میدادم.
@flith
غمانگیز نیست انسان بودن؟
حیوانِ پیوسته ناراضیِ معلق میان مرگ و زندگی.
از انسان بودن جان به لب شدهام.
اگر میتوانستم درجا از این مقام استعفا میدادم.
@flith
بالاخره اینفوگرافیک 2020 پر ارزشترین و کم ارزشترین واحد پولهای جهان منتشر شد:
لیست سمت چپ پانزده ارز پر ارزش جهان مشاهده میشود که دینار کویت با ارزشترین واحد پول جهان است و واحد پول کشورهای بحرین، عمان، اردن، لیبی و سنگاپور پس از آن قرار دارند.
لیست سمت راست اما شامل پانزده ارز کم ارزش جهان است و ریال ایران (حتی با دلار 4200 تومانی) بی ارزش ترین واحد پول جهان و بعد از آن ارز کشورهایی مانند سیرالئون، گینه و اوگاندا قرار دارد.
@flith
لیست سمت چپ پانزده ارز پر ارزش جهان مشاهده میشود که دینار کویت با ارزشترین واحد پول جهان است و واحد پول کشورهای بحرین، عمان، اردن، لیبی و سنگاپور پس از آن قرار دارند.
لیست سمت راست اما شامل پانزده ارز کم ارزش جهان است و ریال ایران (حتی با دلار 4200 تومانی) بی ارزش ترین واحد پول جهان و بعد از آن ارز کشورهایی مانند سیرالئون، گینه و اوگاندا قرار دارد.
@flith
ایشون یوسف خوشکیش، نهمین و آخرین رییس بانک مرکزی در دوره شاه بود که در طول سه روز محاکمه و به حکم دادگاه در سال ۱۳۵۹ اعدام شد. از جمله اتهامات او: ایجاد تورم و شناور نکردن ارز، حرام اعلام کردن معاملات ارزی از طریق دلالان غیرمجاز! ایجاد تورم و گرانی بوده است... قیمت هر دلار در زمان او ۷۰ ریال بود
اگر رژیم با همان شیوه پیش می رفت، هرکدام از روسای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را باید چندبار اعدام می کردند؟
@flith
اگر رژیم با همان شیوه پیش می رفت، هرکدام از روسای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را باید چندبار اعدام می کردند؟
@flith
شاید ضرب المثل “ارزن عثمانی، خروس ایرانی” رو شنیده باشید. در جریان نبرد نادر شاه با عثمانی ها روزی فرستاده دولت عثمانی با دو گونی ارزن نزد نادرشاه شرفیاب میشود و آنها را در مقابل نادرشاه بر روی زمین میگذارد و میگوید : لشکر ما این تعداد است و از جنگ با ما صرفنظر بکنید.
نادرشاه دستور میدهد دو خروس بیاورند و دو خروس را در برابر دو گونی ارزن قرار دهند و خروس ها شروع به خوردن ارزنها میکنند. در این هنگام نادرشاه رو به فرستاده عثمانی میکند و میگوید: برو به سلطانت بگو که دو خروس همه لشگریان ما را خوردند !
این ضربالمثل زمانی به کار می رود که کسی از کری خوانی رقیب باک نداشته باشد و آن را با کری قوی تری پاسخ بدهد و این گونه دو طرف با به رخ کشیدن قدرت خود بخواهند باج بگیرند.
@flith
نادرشاه دستور میدهد دو خروس بیاورند و دو خروس را در برابر دو گونی ارزن قرار دهند و خروس ها شروع به خوردن ارزنها میکنند. در این هنگام نادرشاه رو به فرستاده عثمانی میکند و میگوید: برو به سلطانت بگو که دو خروس همه لشگریان ما را خوردند !
این ضربالمثل زمانی به کار می رود که کسی از کری خوانی رقیب باک نداشته باشد و آن را با کری قوی تری پاسخ بدهد و این گونه دو طرف با به رخ کشیدن قدرت خود بخواهند باج بگیرند.
@flith
☘☘☘
تو درد بکش، من هم داد میکشم
دکتر محمد فاضلی
برخی مسئولان سالهاست، و در صدر آنها برخی نمایندگان مجلس اخیراً و به شدت، رفتار جالبی در پیش گرفتهاند. من این رفتار را «پوپولیسم نو» یا «تو درد بکش، من هم داد میکشم» نامگذاری میکنم.
بیماری را تصور کنید که از شکستگی استخوان، ضربخوردگی شدید، عفونت و درد شدید دندان، یا آپاندیس نیازمند مراقبت و عمل درمانی به پزشک مراجعه کرده است. پزشک هم دست میگذارد روی عضوی که شدید درد میکند، فشار میدهد، به بیمار هم میگوید اینجا بیمارستان است و باید آرامش را حفظ کرد؛ هیس، سر و صدا نکن؛ اما خودش داد میکشد.
بیمار در چنین حالتی حتماً میگوید پزشکجان، من دردم میآید، تو چرا داد میکشی؟ داد کشیدن را خودم بلدم؛ تو راهکاری، درمانی، کار بهتری بلد نیستی؟ پزشک هم میگوید: من دارم داد میکشم که بقیه بفهمند تو وضعیت اورژانسی داری و باید رسیدگی کنند؛ من دارم جلب توجه میکنم.
حال بیمار و پزشک، دقیقاً حال برخی مدیران و نمایندگان مجلس در این روزهاست. مردم درد میکشند آنها هم داد میکشند. آنها مثل پزشک داستان، موافق حق داد کشیدن خود مردم نیستند، خودشان از طرف مردم داد میکشند. آنها جلب توجه میکنند. آنها با داد کشیدن بیماری «#سندروم_دیده_شدن» را تسکین میدهند.
آنها چیزی درباره علت درد نخواندهاند و حتی یافتهها و دانستههای دیگران درباره بیماری را هم نمیخوانند. نمایندگانی که چپ و راست به قیمت بالای پراید حمله میکنند، با اطمینان میشود گفت گزارش های کارشناسی را نخواندهاند، حتی در سخنانشان یک کلمه به چنین گزارشی اشاره نمیکنند، جرأت ندارند حتی خواستار انتشار عمومی آن بشوند. مسألهشان درد فروش گرانقیمت پراید نیست، آنها داد میکشند.
#پوپولیسم_نو (خیلی هم نو نیست، الان شدید شده)، دنبال «سیاست جَزَع و فَزَع» برای جلب توجه است؛ هیچ چیز در چنته ندارد؛ داد میکشد و هر قدر صدایش بلندتر میشود، تهی و پوک بودنش بیشتر آشکار میشود؛ هیچ چیز درباره علت نمیگوید، یک خط راهبرد حرکت به سمت حل مسأله در آن نیست؛ فقط داد میکشد.
رفتار «تو درد بکش من هم داد میکشم» پرتناقض هم هست. عاملان چنین رفتاری در همان حال که طرح میدهند تا فضای مجازی را تخته کنند، نانشان هم در بقای فضای مجازی است. آنها کاملاً آگاه هستند که آن بلندگویی که دادشان را به گوش خلایق میرساند همین فضای مجازی است. جملات سخنانشان را کوتاه طراحی میکنند که در یک دقیقه فیلم قابل انتشار در اینستاگرام یا کلمات محدود توئیتر بتوان جا داد.
پوپولیسم نو، خوردن از توبره و آخور هم هست. طرح برای بستن فضای مجازی میدهی تا قدرت خوشش آید، و حواست به دوربین و کارگردانی داد کشیدن هم هست تا جلب توجه کنی؛ اما از نوشتن دو خط یادداشت سیاستی علتشناسانه در روزنامه عاجزی، تو فقط داد میکشی؛ درباره فرایند، سازوکار، علت، کنشگر، گزینهها و سیاستهای منجر به عفونت، شکستگی، پارگی و ضربخوردگی چیزی نگو؛ نه سوادش را داری نه جرأتش؛ فشارش به بقیه میآید اما تو فقط داد بکش تا معلوم شود چقدر دردشناسی.
آقایان و خانمهای دادکش، داد کشیدن را مردم خودشان بلدند؛ شما اگر درباره منشأ، فرایند، نیروها، اندیشهها، گزارهها، گزینهها، سیاستها، اقدامات و برنامههای منجر به بروز درد، چیزی فراتر از کلیات ابوالبقا بلدید، غیر از تکرار واژههای کلیشهای سراسر تهی چیزی میدانی، اگر راهکاری در سر داری، بنویس؛ داد نکن. شما را برای داد کشیدن و جلب توجه کردن، انتخاب نکردهاند یا بر کاری نگماردهاند.
@flith
تو درد بکش، من هم داد میکشم
دکتر محمد فاضلی
برخی مسئولان سالهاست، و در صدر آنها برخی نمایندگان مجلس اخیراً و به شدت، رفتار جالبی در پیش گرفتهاند. من این رفتار را «پوپولیسم نو» یا «تو درد بکش، من هم داد میکشم» نامگذاری میکنم.
بیماری را تصور کنید که از شکستگی استخوان، ضربخوردگی شدید، عفونت و درد شدید دندان، یا آپاندیس نیازمند مراقبت و عمل درمانی به پزشک مراجعه کرده است. پزشک هم دست میگذارد روی عضوی که شدید درد میکند، فشار میدهد، به بیمار هم میگوید اینجا بیمارستان است و باید آرامش را حفظ کرد؛ هیس، سر و صدا نکن؛ اما خودش داد میکشد.
بیمار در چنین حالتی حتماً میگوید پزشکجان، من دردم میآید، تو چرا داد میکشی؟ داد کشیدن را خودم بلدم؛ تو راهکاری، درمانی، کار بهتری بلد نیستی؟ پزشک هم میگوید: من دارم داد میکشم که بقیه بفهمند تو وضعیت اورژانسی داری و باید رسیدگی کنند؛ من دارم جلب توجه میکنم.
حال بیمار و پزشک، دقیقاً حال برخی مدیران و نمایندگان مجلس در این روزهاست. مردم درد میکشند آنها هم داد میکشند. آنها مثل پزشک داستان، موافق حق داد کشیدن خود مردم نیستند، خودشان از طرف مردم داد میکشند. آنها جلب توجه میکنند. آنها با داد کشیدن بیماری «#سندروم_دیده_شدن» را تسکین میدهند.
آنها چیزی درباره علت درد نخواندهاند و حتی یافتهها و دانستههای دیگران درباره بیماری را هم نمیخوانند. نمایندگانی که چپ و راست به قیمت بالای پراید حمله میکنند، با اطمینان میشود گفت گزارش های کارشناسی را نخواندهاند، حتی در سخنانشان یک کلمه به چنین گزارشی اشاره نمیکنند، جرأت ندارند حتی خواستار انتشار عمومی آن بشوند. مسألهشان درد فروش گرانقیمت پراید نیست، آنها داد میکشند.
#پوپولیسم_نو (خیلی هم نو نیست، الان شدید شده)، دنبال «سیاست جَزَع و فَزَع» برای جلب توجه است؛ هیچ چیز در چنته ندارد؛ داد میکشد و هر قدر صدایش بلندتر میشود، تهی و پوک بودنش بیشتر آشکار میشود؛ هیچ چیز درباره علت نمیگوید، یک خط راهبرد حرکت به سمت حل مسأله در آن نیست؛ فقط داد میکشد.
رفتار «تو درد بکش من هم داد میکشم» پرتناقض هم هست. عاملان چنین رفتاری در همان حال که طرح میدهند تا فضای مجازی را تخته کنند، نانشان هم در بقای فضای مجازی است. آنها کاملاً آگاه هستند که آن بلندگویی که دادشان را به گوش خلایق میرساند همین فضای مجازی است. جملات سخنانشان را کوتاه طراحی میکنند که در یک دقیقه فیلم قابل انتشار در اینستاگرام یا کلمات محدود توئیتر بتوان جا داد.
پوپولیسم نو، خوردن از توبره و آخور هم هست. طرح برای بستن فضای مجازی میدهی تا قدرت خوشش آید، و حواست به دوربین و کارگردانی داد کشیدن هم هست تا جلب توجه کنی؛ اما از نوشتن دو خط یادداشت سیاستی علتشناسانه در روزنامه عاجزی، تو فقط داد میکشی؛ درباره فرایند، سازوکار، علت، کنشگر، گزینهها و سیاستهای منجر به عفونت، شکستگی، پارگی و ضربخوردگی چیزی نگو؛ نه سوادش را داری نه جرأتش؛ فشارش به بقیه میآید اما تو فقط داد بکش تا معلوم شود چقدر دردشناسی.
آقایان و خانمهای دادکش، داد کشیدن را مردم خودشان بلدند؛ شما اگر درباره منشأ، فرایند، نیروها، اندیشهها، گزارهها، گزینهها، سیاستها، اقدامات و برنامههای منجر به بروز درد، چیزی فراتر از کلیات ابوالبقا بلدید، غیر از تکرار واژههای کلیشهای سراسر تهی چیزی میدانی، اگر راهکاری در سر داری، بنویس؛ داد نکن. شما را برای داد کشیدن و جلب توجه کردن، انتخاب نکردهاند یا بر کاری نگماردهاند.
@flith
در زمان قاجار اعتقاد بر این بود که صدای ساز در هر خانهای که بپیچد خانه را کفرستان و ملائک را تا هفتاد خانه آنسوتر گریزان میکند و شیطان را در آن خانه جمع مینماید. به همین جهت نه کسی به تارزنان و تارسازان منزل میداد و نه کسی به آنها زن و همسر! دختر به تار زن و تار ساز و مطرب دادن اهانت و حقارت محسوب میشد!
به تارسازی که نهایت زحمت را به خرج میداد تا وسیله روح افزایی و نشاط مردم را فراهم کند، و تار زنی که با ضربات مضراب خود اطرافیان را مشعوف و سرخوش میکرد چه میگفتند؟ مطرب! یعنی کسی که در حد بوزینه و میمون با مسخرگی مردم را سرگرم میکند!
از کتاب تاریخ اجتماعی ایران، جلد دوم، جعفر شهری
@flith
به تارسازی که نهایت زحمت را به خرج میداد تا وسیله روح افزایی و نشاط مردم را فراهم کند، و تار زنی که با ضربات مضراب خود اطرافیان را مشعوف و سرخوش میکرد چه میگفتند؟ مطرب! یعنی کسی که در حد بوزینه و میمون با مسخرگی مردم را سرگرم میکند!
از کتاب تاریخ اجتماعی ایران، جلد دوم، جعفر شهری
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابیاتی از مولانا که توسط دختر تاجیک خوانده می شود...
بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
بجز عشق به جز عشق دگر کار نداریم
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
بجز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم
چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم
بیایید بیایید که تا دست برآریم
چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم
که امروز همه روز خمیریم و خماریم
مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت
که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم
شما مست نگشتید وزان باده نخوردید
چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم
نیفتیم بر این خاک ستان ما نه حصیریم
برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم
@flith
بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
بجز عشق به جز عشق دگر کار نداریم
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
بجز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم
چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم
بیایید بیایید که تا دست برآریم
چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم
که امروز همه روز خمیریم و خماریم
مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت
که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم
شما مست نگشتید وزان باده نخوردید
چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم
نیفتیم بر این خاک ستان ما نه حصیریم
برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"چهار ماهه شبا تو ماشین میخوابم.. آیا شما، اون آقایی که گرون کرد بنزینو میدونه من کجا میخوابم؟.. زمین خوردم کلیه مو فروختم دو تا بچه هامو تا اینجا بزرگ کردم ولی به حضرت عباس دیگه نون ندارم.. من چجوری تاوان این گرونی رو بدم؟"
@flith
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما آذری ها جان میدهیم، خاک به ترکان عثمان نمی دهیم
@flith
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نقد تند بهرام بیضایی بر جریان روشنفکری چپ ایران
بهرام بیضایی در مقالهای که برای ارائه به کنفرانسی درباره شاهرخ مسکوب در دانشگاه استنفورد نوشته، با اشاره به شاهنامه و جایگاهش در تاریخ معاصر ایران، یکی از تندترین نقدهایش را به روشنفکری چپ ایران بیان کرد.
او در این نقد، سیری بر برخورد جریانهای فکری معاصر با شاهنامه میکند و در این نگاه انتقادی، به ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود بهآذین هم اشاره میکند و شاهرخ مسکوب را متفاوت از آنها میداند.
این صحبتها میتواند سرآغاز مباحث انتقادی تازهای درباره جریان روشنفکری چپ ایران باشد.
@babakgha
@flith
بهرام بیضایی در مقالهای که برای ارائه به کنفرانسی درباره شاهرخ مسکوب در دانشگاه استنفورد نوشته، با اشاره به شاهنامه و جایگاهش در تاریخ معاصر ایران، یکی از تندترین نقدهایش را به روشنفکری چپ ایران بیان کرد.
او در این نقد، سیری بر برخورد جریانهای فکری معاصر با شاهنامه میکند و در این نگاه انتقادی، به ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود بهآذین هم اشاره میکند و شاهرخ مسکوب را متفاوت از آنها میداند.
این صحبتها میتواند سرآغاز مباحث انتقادی تازهای درباره جریان روشنفکری چپ ایران باشد.
@babakgha
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (M Dadvand)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا شجریان در آرامگاه کوروش دهه ۷۰
شعر: مولانا
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
هفتم آبان بزرگداشت کوروش کبیر گرامی باد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شعر: مولانا
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
هفتم آبان بزرگداشت کوروش کبیر گرامی باد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#هفتم_آبان_سالروز_بزرگداشت_کوروش_بزرگ گرامی باد.
هفتم آبان در واقع روز ورود کوروش بزرگ به بابل میباشد.
بر اساس یک کتیبه باستانی معتبر که «رویدادنامه نبونئید» نام گرفته است، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش بزرگ پس از ورود به شهر، با استقبال با شکوه مردم روبرو شد (رویدادنامه نبونئید، ستون ۳، بند ۱۸ و ۱۹).
این روز مصادف با ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد میباشد و ۲۹ اکتبر برابر هفتم آبان است.
بنابراین، هفتم آبان ماه، به عنوان روز بزرگداشت کوروش مطرح و با استقبال ایراندوستان و دوستداران کوروش بزرگ همراه شد؛ به طوری که هر سال، روز هفتم آبان به یاد کوروش، شاهِشاهان گرامی داشته میشود.
نَبونَئید که بود؟
استوانه کورش به نوعی بیانگر پیروزی بر نبونئید (به یونانی نَبونیدوس)، شاه بابل و رهایی مردم از حکومت اوست.
نبونئید آخرین پادشاه دوران بابل نو، پیش از حکومت ایرانیان بر بابل بود. او پس از توطئهای که در آن لاباشی-مردوک (labashi-marduk) پادشاه خردسال بابل کشته شد، به عنوان پادشاه بابل بر تخت نشست.
منابع بابلی گزارش کردهاند که رفتارهای نبونئید باعث نارضایتی روز افزون اهالی بابل گردید.
نبونئید در سال ۵۴۴ پیش از میلاد، پیش از لشکرکشی کورش، از تیمه به بابل بازگشت.
او همچنین دستور داد تا نمادهای مقدس خدایان را از شهرهای دیگر برداشته و به بابل منتقل کنند. با این کار شهرهایی که زیر حمایت آن خدایان بودند، خدایان حامی خود را از دست دادند.
نبونئید همچنین از حمله کرزوس، پادشاه لودیه (لیدیه) به ایران و نبرد با کورش حمایت کرده بود. نبونئید تا زمان لشکرکشی کورش به بابل، همچنان در تیمه بود.
استوانه کورش بزرگ، شاهرخ رزمجو، تهران، نشر فروزان، ۱۳۸۹، صص ۵۳ و ۵۴
@flith
هفتم آبان در واقع روز ورود کوروش بزرگ به بابل میباشد.
بر اساس یک کتیبه باستانی معتبر که «رویدادنامه نبونئید» نام گرفته است، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش بزرگ پس از ورود به شهر، با استقبال با شکوه مردم روبرو شد (رویدادنامه نبونئید، ستون ۳، بند ۱۸ و ۱۹).
این روز مصادف با ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد میباشد و ۲۹ اکتبر برابر هفتم آبان است.
بنابراین، هفتم آبان ماه، به عنوان روز بزرگداشت کوروش مطرح و با استقبال ایراندوستان و دوستداران کوروش بزرگ همراه شد؛ به طوری که هر سال، روز هفتم آبان به یاد کوروش، شاهِشاهان گرامی داشته میشود.
نَبونَئید که بود؟
استوانه کورش به نوعی بیانگر پیروزی بر نبونئید (به یونانی نَبونیدوس)، شاه بابل و رهایی مردم از حکومت اوست.
نبونئید آخرین پادشاه دوران بابل نو، پیش از حکومت ایرانیان بر بابل بود. او پس از توطئهای که در آن لاباشی-مردوک (labashi-marduk) پادشاه خردسال بابل کشته شد، به عنوان پادشاه بابل بر تخت نشست.
منابع بابلی گزارش کردهاند که رفتارهای نبونئید باعث نارضایتی روز افزون اهالی بابل گردید.
نبونئید در سال ۵۴۴ پیش از میلاد، پیش از لشکرکشی کورش، از تیمه به بابل بازگشت.
او همچنین دستور داد تا نمادهای مقدس خدایان را از شهرهای دیگر برداشته و به بابل منتقل کنند. با این کار شهرهایی که زیر حمایت آن خدایان بودند، خدایان حامی خود را از دست دادند.
نبونئید همچنین از حمله کرزوس، پادشاه لودیه (لیدیه) به ایران و نبرد با کورش حمایت کرده بود. نبونئید تا زمان لشکرکشی کورش به بابل، همچنان در تیمه بود.
استوانه کورش بزرگ، شاهرخ رزمجو، تهران، نشر فروزان، ۱۳۸۹، صص ۵۳ و ۵۴
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی بسیار نایاب گرفته شده از داخل آرامگاه کوروش کبیر با دکلمه ای از استاد جمشید مشایخی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
فیثاغورث دانشمند، ریاضی دان و سیّاح یونانی در کتابی به نام «سیاحت نامه»، مطالبی در مورد خاک سپاری کوروش بزرگ نوشته است که در زمان پادشاهی داریوش بزرگ بوده است و خود فیثاغورث نیز شخصا در این خاک سپاری شرکت جسته است و اطلاعات بسیار مفیدی در مورد نحوۀ خاک سپاری، آیین مغان، جغرافیای تاریخی پاسارگاد و فرهنگ هخامنشیان به ما رسانده است.
این گزارش فیثاغورث در فصل هفتم کتاب سیاحت نامه آمده است و دربارۀ مراسم پر شکوه خاک سپاری و بدرقۀ جنازۀ کوروش بزرگ است. از مطالب جالب این فصل، اشاره به وصیت نامۀ کوروش بزرگ است که با حروفی با آب زر بر دیبا نگاشته بودند . مفهوم این وصیت نامۀ این است که: «چون من از این جهان درگذشتم، پیکر سرد شده اَم را را با زر و سیم نیارایید، بلکه آن را زود به خاک بسپارید …».
بخشی آنچه که در سیاحت نامۀ فیثاغورث از خاک سپاری کوروش بزرگ آمده است در این جا شرح داده خواهد شد
… شرح خاک سپاری کوروش بزرگ در کتاب سیاحت نامۀ فیثاغورث : « … درباریان جملگی سواره و داریوش در جلو شتابان تا سه هزار قدم از شهر براندند در این آداب و مراسم که به راستی پُر مهیب و مؤقر بود من نیز حضور داشتم، چند دسته موسیقی دان پیشا پیش موکب به نوبت آهنگ های اندوه افزای و آواز های فیروزی به سامعه می رساندند.
از یک سو بر مرگ پادشاه کشور گشای، سوگواری می کردند و از دیگر سوی مفاخر او را می ستودند. شمار حاضران از ده هزار افزون بود و هر یک دو شاخه درخت به دست داشتند؛ یکی نخل و دیگری سرو.
گفتی غنائم و اموال که کوروش از ملل تابعه گرفته قد ها را خم کرده بود، پای پیلان و اشتران را پاشنه های زر بسته بودند. آخر کار فوجی از جنگ جویان و دست یاران پادشاه بزرگ و دیگر رزم آزمایان که در پیروزی ها شرکت می کردند آمدند.
آمیزش از غرور و اندوه در چهرۀ آنان پیدا بود بی اسلحه بازوان به هم پیچیده ساکت و غمناک سه هزار نفر بودند. در مرکز این گروه که انظار را به خود متوجه می داشت، گردونۀ پیروزی کوروش جای گرفته بود. گردونه چهار مالبند و هشت اسب سپید داشت؛ دهانۀ آن ها طلا بود. سنج های کوچکِ زرین به سنام و یراقشان آویخته بودند، هنگام بر خوردن به هم آوازی خوش از آن بر می خاست. و .....
⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith
فیثاغورث دانشمند، ریاضی دان و سیّاح یونانی در کتابی به نام «سیاحت نامه»، مطالبی در مورد خاک سپاری کوروش بزرگ نوشته است که در زمان پادشاهی داریوش بزرگ بوده است و خود فیثاغورث نیز شخصا در این خاک سپاری شرکت جسته است و اطلاعات بسیار مفیدی در مورد نحوۀ خاک سپاری، آیین مغان، جغرافیای تاریخی پاسارگاد و فرهنگ هخامنشیان به ما رسانده است.
این گزارش فیثاغورث در فصل هفتم کتاب سیاحت نامه آمده است و دربارۀ مراسم پر شکوه خاک سپاری و بدرقۀ جنازۀ کوروش بزرگ است. از مطالب جالب این فصل، اشاره به وصیت نامۀ کوروش بزرگ است که با حروفی با آب زر بر دیبا نگاشته بودند . مفهوم این وصیت نامۀ این است که: «چون من از این جهان درگذشتم، پیکر سرد شده اَم را را با زر و سیم نیارایید، بلکه آن را زود به خاک بسپارید …».
بخشی آنچه که در سیاحت نامۀ فیثاغورث از خاک سپاری کوروش بزرگ آمده است در این جا شرح داده خواهد شد
… شرح خاک سپاری کوروش بزرگ در کتاب سیاحت نامۀ فیثاغورث : « … درباریان جملگی سواره و داریوش در جلو شتابان تا سه هزار قدم از شهر براندند در این آداب و مراسم که به راستی پُر مهیب و مؤقر بود من نیز حضور داشتم، چند دسته موسیقی دان پیشا پیش موکب به نوبت آهنگ های اندوه افزای و آواز های فیروزی به سامعه می رساندند.
از یک سو بر مرگ پادشاه کشور گشای، سوگواری می کردند و از دیگر سوی مفاخر او را می ستودند. شمار حاضران از ده هزار افزون بود و هر یک دو شاخه درخت به دست داشتند؛ یکی نخل و دیگری سرو.
گفتی غنائم و اموال که کوروش از ملل تابعه گرفته قد ها را خم کرده بود، پای پیلان و اشتران را پاشنه های زر بسته بودند. آخر کار فوجی از جنگ جویان و دست یاران پادشاه بزرگ و دیگر رزم آزمایان که در پیروزی ها شرکت می کردند آمدند.
آمیزش از غرور و اندوه در چهرۀ آنان پیدا بود بی اسلحه بازوان به هم پیچیده ساکت و غمناک سه هزار نفر بودند. در مرکز این گروه که انظار را به خود متوجه می داشت، گردونۀ پیروزی کوروش جای گرفته بود. گردونه چهار مالبند و هشت اسب سپید داشت؛ دهانۀ آن ها طلا بود. سنج های کوچکِ زرین به سنام و یراقشان آویخته بودند، هنگام بر خوردن به هم آوازی خوش از آن بر می خاست. و .....
⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎦نسخه کامل مستند «عیار تنها»: بهرام بیضایی، فیلمساز و کارگردان باسابقه ایرانی، در میان اهل فرهنگ، شخصیت شناختهشدهای است. اما تاکنون، مجموعهای مدون و منسجم درباره زندگی و آثار این هنرمند جمعآوری و ارائه نشده بود. علا محسنی، به سفارش رادیوفردا مستندی ساخته از زندگی و آثار آقای بیضایی؛ فیلمی که در آن، نکاتی از زندگی شخصی و کاری او مطرح میشود که پیش از این، جایی ذکر نشده بود.
@RadioFarda
@flith
@RadioFarda
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر دینانی:
حدیث جعل میکنیم و میگیم قبل از اسلام هیچ خبری نبوده، نخیر خیلی خبر بوده. ما کوروش داریم.
@flith
حدیث جعل میکنیم و میگیم قبل از اسلام هیچ خبری نبوده، نخیر خیلی خبر بوده. ما کوروش داریم.
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیا #بختیاری ها بازماندگان #هخامنشیان هستند؟
👈 ۱- هرودوت نویسنده و تاریخدان مشهور یونانی در کتاب تاریخ هخامنشیان این گونه مینویسد: هخامنش (جد کوروش) ریاست ایلی کوچرو از قوم پارس را بر عهده داشت که در کوههای بختیاری (زاگرس میانی) زندگی میکردند.
👈 ۲- #کوروش_بزرگ در #منشور خود مینویسد: (من کوروش شاه #آنشان. شاه چهارگوشه جهان..) کوروش در این متن ابتدا به آنشان اشاره میکند. جایی خود متولد آنجاست و در واقع امپراطوری بزرگ هخامنشیان از این منطقه شکل گرفت و گسترش یافت. ناگفته نماند که آنشان (آنزان) همین #ایذه کنونی است که یک منطقه کاملاً بختیارینشین میباشد.
👈 ۳- لباسی که شاهان و سربازان هخامنشی بر تن میکردند؛ اگر دقت کنیم شباهت زیادی به لباس مردان بختیاری (چوقا) دارد. نام #چوقا نیز برگرفته از #چغازنبیل معبد #زرتشتیان و هخامنشیان می باشد.
👈 ۴- #شیرسنگی (بردشیر) که بختیاریها بر سر مزار بزرگان خود قرار میدهند یکی از نمادهای سرستونهای تخت جمشید میباشد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیا #بختیاری ها بازماندگان #هخامنشیان هستند؟
👈 ۱- هرودوت نویسنده و تاریخدان مشهور یونانی در کتاب تاریخ هخامنشیان این گونه مینویسد: هخامنش (جد کوروش) ریاست ایلی کوچرو از قوم پارس را بر عهده داشت که در کوههای بختیاری (زاگرس میانی) زندگی میکردند.
👈 ۲- #کوروش_بزرگ در #منشور خود مینویسد: (من کوروش شاه #آنشان. شاه چهارگوشه جهان..) کوروش در این متن ابتدا به آنشان اشاره میکند. جایی خود متولد آنجاست و در واقع امپراطوری بزرگ هخامنشیان از این منطقه شکل گرفت و گسترش یافت. ناگفته نماند که آنشان (آنزان) همین #ایذه کنونی است که یک منطقه کاملاً بختیارینشین میباشد.
👈 ۳- لباسی که شاهان و سربازان هخامنشی بر تن میکردند؛ اگر دقت کنیم شباهت زیادی به لباس مردان بختیاری (چوقا) دارد. نام #چوقا نیز برگرفته از #چغازنبیل معبد #زرتشتیان و هخامنشیان می باشد.
👈 ۴- #شیرسنگی (بردشیر) که بختیاریها بر سر مزار بزرگان خود قرار میدهند یکی از نمادهای سرستونهای تخت جمشید میباشد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
☘☘☘
«عید بیعت» در مشهد، مسافرت در چالوس؛ ما کرونا را شکست میدهیم!
مصطفی داننده
در روزهایی که همگان به مردم توصیه میکنند از اجتماعات دوری کنند، شاهد برگزاری یک همایش بزرگ به نام «عید بیعت» با سخنرانی رائفیپور و با مداحی محمدرضا طاهری(پدر)، حسین طاهری(پسر) و احمد واعظی بودیم.
واقعا فکر میکنید ما میتوانیم با این وضعیت کرونا را شکست دهیم؟ من میگویم نه!
به آن یکی میگویی سفر نرو؛ میگوید: فقط سفر ما باعث کرونا میشود و مراسم آنها ضد کروناست؟ به این یکی میگویی مراسم نگیر؛ میگوید: فقط ما کرونا داریم و در جاده چالوس خبری از کرونا نیست؟
تا وقتی مملکت به این و آن تقسیم شده است، خیالتان جمع باید با کرونا بسازیم و بسوزیم. به خدا که هم سفر رفتن خطرناک است و هم عید بیعت گرفتن.
«عید بیعت» در مشهد، مسافرت در چالوس؛ ما کرونا را شکست میدهیم!
طبق آمار وزارت بهداشت، هر روز شاهد پرپر شدن حدود 300 انسان به خاطر کرونا هستیم.
این همه لجبازی برای چیست؟ واقعا الان مراسمی که در مشهد برگزار شد، در راستای کمک به مهدویت بود؟ الان که میبینیم یک ضد تبلیغ به تمام معنا بوده است.
سخنران مراسم که برای عالم و آدم نسخه میپیچد، فکر نکرده است که ممکن است در این مراسم یک نفر کرونا داشته باشد و آن را به دیگران انتقال دهد و بعد این زنجیره ادامه پیدا کند و بخشی از مشهدیها درگیر کرونا شوند. شما و طاهریهای پدر و پسر که به که روی سکوی خلوت سخنرانی و مداحی کردید و بعد به تهران برگشتید و ماندند مردمی که در آن مراسم بودند.
الان دختری که با هزار آرزو، عروسیاش را لغو کرده، از خود نمیپرسد جشن من فقط عامل کرونا بود و مراسمهایی این چنین گسترش دهنده کرونا نیست؟
ستاد ملی مقابله با کرونا باید پیگیر این مراسم باشد تا دیگر شاهد برگزاری چنین اجتماع خطرناکی نباشیم. جان مردم نباید بازیچه قدرتنمایی سیاسی یک عده باشد. اگر با این رفتارها برخورد نشود، بازهم شاهد تکرار اینگونه مراسمها هستیم. بازهم شاهد لجبازی مردم با یکدیگر هستیم. باید داستان سفر رفتن و مراسم مذهبی گرفتن برای همیشه تمام شود.
هرکسی در هر جایگاهی در جریان مبارزه با کرونا خللی ایجاد کرد باید با او برخورد شود. در زمان جنگ با خائنها چگونه برخورد میشد؟ در عصر کرونا هم کسانی که جان مردم را به خطر میاندازند باید هزینه رفتار خود را پرداخت کنند.
درد آور است که برخی از دست رفتگان به خاطر کرونا، افرادی هستند که به خاطر بیمبالاتی دیگران، جان خود را از دست دادهاند. بیایید در زمانه کرونا قاتل نباشیم.
@flith
«عید بیعت» در مشهد، مسافرت در چالوس؛ ما کرونا را شکست میدهیم!
مصطفی داننده
در روزهایی که همگان به مردم توصیه میکنند از اجتماعات دوری کنند، شاهد برگزاری یک همایش بزرگ به نام «عید بیعت» با سخنرانی رائفیپور و با مداحی محمدرضا طاهری(پدر)، حسین طاهری(پسر) و احمد واعظی بودیم.
واقعا فکر میکنید ما میتوانیم با این وضعیت کرونا را شکست دهیم؟ من میگویم نه!
به آن یکی میگویی سفر نرو؛ میگوید: فقط سفر ما باعث کرونا میشود و مراسم آنها ضد کروناست؟ به این یکی میگویی مراسم نگیر؛ میگوید: فقط ما کرونا داریم و در جاده چالوس خبری از کرونا نیست؟
تا وقتی مملکت به این و آن تقسیم شده است، خیالتان جمع باید با کرونا بسازیم و بسوزیم. به خدا که هم سفر رفتن خطرناک است و هم عید بیعت گرفتن.
«عید بیعت» در مشهد، مسافرت در چالوس؛ ما کرونا را شکست میدهیم!
طبق آمار وزارت بهداشت، هر روز شاهد پرپر شدن حدود 300 انسان به خاطر کرونا هستیم.
این همه لجبازی برای چیست؟ واقعا الان مراسمی که در مشهد برگزار شد، در راستای کمک به مهدویت بود؟ الان که میبینیم یک ضد تبلیغ به تمام معنا بوده است.
سخنران مراسم که برای عالم و آدم نسخه میپیچد، فکر نکرده است که ممکن است در این مراسم یک نفر کرونا داشته باشد و آن را به دیگران انتقال دهد و بعد این زنجیره ادامه پیدا کند و بخشی از مشهدیها درگیر کرونا شوند. شما و طاهریهای پدر و پسر که به که روی سکوی خلوت سخنرانی و مداحی کردید و بعد به تهران برگشتید و ماندند مردمی که در آن مراسم بودند.
الان دختری که با هزار آرزو، عروسیاش را لغو کرده، از خود نمیپرسد جشن من فقط عامل کرونا بود و مراسمهایی این چنین گسترش دهنده کرونا نیست؟
ستاد ملی مقابله با کرونا باید پیگیر این مراسم باشد تا دیگر شاهد برگزاری چنین اجتماع خطرناکی نباشیم. جان مردم نباید بازیچه قدرتنمایی سیاسی یک عده باشد. اگر با این رفتارها برخورد نشود، بازهم شاهد تکرار اینگونه مراسمها هستیم. بازهم شاهد لجبازی مردم با یکدیگر هستیم. باید داستان سفر رفتن و مراسم مذهبی گرفتن برای همیشه تمام شود.
هرکسی در هر جایگاهی در جریان مبارزه با کرونا خللی ایجاد کرد باید با او برخورد شود. در زمان جنگ با خائنها چگونه برخورد میشد؟ در عصر کرونا هم کسانی که جان مردم را به خطر میاندازند باید هزینه رفتار خود را پرداخت کنند.
درد آور است که برخی از دست رفتگان به خاطر کرونا، افرادی هستند که به خاطر بیمبالاتی دیگران، جان خود را از دست دادهاند. بیایید در زمانه کرونا قاتل نباشیم.
@flith