☘☘☘
یک روسپی بسیار زیبا و معروف در استرالیا این جمله را بعنوان معرفی خودش نوشته:
"فکر ، برای پول درآوردن است ، بدن برای دیده شدن"
به این فکر می کنم که در طول تاریخ ، روسپیان همان حرفهایی را در عیان گفته ، یا کارهایی را آشکارا انجام داده اند که بقیه آن را مخفی کرده اند.
"فکر برای پول درآوردن است. بدن برای دیده شدن": این جمله خلاصه و چکیده ی کل نظام ِ جهان کنونی ست... جهانی که در آن هر یک ثانیه ای که به چیزی غیر از پول درآوردن فکر کنی ، آن لحظه از کف ات رفته و چیزی عاید ات نشده است... جهانی که زنان و مردان اش معادل "بدن" شان شده اند و با آن ارزیابی می شوند. "بدن" حالا حتی جنبش های سیاسی به راه می اندازد و سالن های ورزشی و زیبایی پر از آدم است ، همانطور که در کتابخانه ها پرنده پر نمی زند.
برای همین محصولات این قرن، دن بیلرزیان ها و کارداشیان ها هستند. نه داستایفسکی ها و تورگنیف ها.
رضا نظام دوست
@flith
یک روسپی بسیار زیبا و معروف در استرالیا این جمله را بعنوان معرفی خودش نوشته:
"فکر ، برای پول درآوردن است ، بدن برای دیده شدن"
به این فکر می کنم که در طول تاریخ ، روسپیان همان حرفهایی را در عیان گفته ، یا کارهایی را آشکارا انجام داده اند که بقیه آن را مخفی کرده اند.
"فکر برای پول درآوردن است. بدن برای دیده شدن": این جمله خلاصه و چکیده ی کل نظام ِ جهان کنونی ست... جهانی که در آن هر یک ثانیه ای که به چیزی غیر از پول درآوردن فکر کنی ، آن لحظه از کف ات رفته و چیزی عاید ات نشده است... جهانی که زنان و مردان اش معادل "بدن" شان شده اند و با آن ارزیابی می شوند. "بدن" حالا حتی جنبش های سیاسی به راه می اندازد و سالن های ورزشی و زیبایی پر از آدم است ، همانطور که در کتابخانه ها پرنده پر نمی زند.
برای همین محصولات این قرن، دن بیلرزیان ها و کارداشیان ها هستند. نه داستایفسکی ها و تورگنیف ها.
رضا نظام دوست
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#️⃣ #samanism
📆 1399/07/29 05:51:14
📃 :
.
به دوست آمریکاییم گفتم که اگه این خانوم الان داشت آواز هم میخوند، سه تا قانون اسلامی ایران رو در یک لحظه شکسته بود (بی حجابی، دوچرخه سواری و آواز خوانی) خندید و فکر کرد شوخی میکنم.
بعد اضافه کردم که این خانوم اگر هم زمان اینجوری به استادیوم ورزشی هم وارد می شد چهار تا قانون شکنی در ایران کرده بود... شکه شد و همینطور بهم نگاه کرد. باور نمیکرد قوانین عقب مانده جمهوری اسلامی شبیه طالبان است.
جالبیش اینه که نئاندرتال های عرزشی هنوز فکر میکنن از بقیه دنیا جلوتر هستن و می تونن این چرندیات رو صادر کنن.
مغز کوچیک. دنیای کوچیک.
Too bad this lady wasn’t singing. If she was, she’d be breaking 3 laws simultaneously!!!
1. Not wearing hijab
2. Riding a bike
3. Singing
Add entering a sports stadium with her bike, and that’d be another crime ... all in 1 simple act.
#Iran
@flith
📆 1399/07/29 05:51:14
📃 :
.
به دوست آمریکاییم گفتم که اگه این خانوم الان داشت آواز هم میخوند، سه تا قانون اسلامی ایران رو در یک لحظه شکسته بود (بی حجابی، دوچرخه سواری و آواز خوانی) خندید و فکر کرد شوخی میکنم.
بعد اضافه کردم که این خانوم اگر هم زمان اینجوری به استادیوم ورزشی هم وارد می شد چهار تا قانون شکنی در ایران کرده بود... شکه شد و همینطور بهم نگاه کرد. باور نمیکرد قوانین عقب مانده جمهوری اسلامی شبیه طالبان است.
جالبیش اینه که نئاندرتال های عرزشی هنوز فکر میکنن از بقیه دنیا جلوتر هستن و می تونن این چرندیات رو صادر کنن.
مغز کوچیک. دنیای کوچیک.
Too bad this lady wasn’t singing. If she was, she’d be breaking 3 laws simultaneously!!!
1. Not wearing hijab
2. Riding a bike
3. Singing
Add entering a sports stadium with her bike, and that’d be another crime ... all in 1 simple act.
#Iran
@flith
یکی پرسیده 👈 با این تورم و قیمتهای سر به فلک کشیده چرا جدیدأ کسی صداش در نمیاد و چرا کسی اعتراض نمیکنه به این وضعیت؟
جواب 👈 نه عزیزجان دیگه کسی نباید هم اعتراض کنه به این وضعیت چون یک ملت دلال و فرصت طلب شدیم به چند دلیل 👇
۱ ـ بخاطر اینکه پولارو دلار خریدیم ناراحت میشیم اگه بیاد پایین ... تازه دست به دعا برای بالا رفتن دلار هم هستیم ...
۲ ـ طلا خریدیم و دوست نداریم قیمتش بیاد پایین ...
۳ ـ سهام خریدیم و میخایم گرونتر بشه تا سود بیشتری بکنیم ...
۴ ـ برای خرید پراید ۱۵۰ میلیونی هم صف میکشیم چون میخایم ٢۰۰ بشه تا بفروشیم ...
۵ ـ یه زمین و خونه اونم با جور کردن وام و قرض و قوله از قدیم و ندیم داشتیم که الآن قیمتش نجومی و میلیاردی شده و دلمون نمیخواد ارزون بشه ...
۶ ـ ما ملتی شدیم که حاضریم بجای خوردن گوشت و ماهی ، تخم مرغ و سیب زمینی خالی بخوریم ولی ارزش مال و اموالمون کم نشه ...
آری عزیزجان ملت شدن میلیاردرهای بی پول ...
طرف خونه اش شده چندین میلیارد ولی ۱۰ میلیون نداره پشت بام خونشو ایزوگام کنه ...
طرف ماشینش شده ۱ میلیارد و الی بیشتر ولی ۱۰ میلیون نداره چهار حلقه لاستیک نو بندازه زیرش ...
طرف سرمایه اش میلیاردی شده ولی برای هر چیز مفت و نذری حاضره بره تو صف و اگر یارانه 1.5 دلاریشم قطع کنن خودشو به در و دیوار میزنه که این فلان فلان شده ها یارانمو قطع کردن ...
در کل ملت میلیاردر شدن ولی میلیاردرهای غیر مرفه ...
با دست خودمون داریم خودمون رو نابود میکنیم و خوشحالیم که میلیاردریم ، اگه قبلأ کشور چند هزار دلال داشت الان شدیم یک ملت دلال و فرصت طلب ...
پس مسئولین چیکار میکنن ؟
هیچی شوربختانه مسئولین هم مثل ملت سرگرم دلالی اند آنهم از نوع کلانش ...
حالا کی میخواد وضعیت خوب بشه ؟
هیچکی ، چون کسی حاضر نیست چیزی رو ارزون بده ...
خب تا کی این وضعیت باید ادامه داشته باشه ؟
تا زمانی که خودمون به خودمون رحم کنیم که قطعا این امر محاله و حالا حالاها هم این وضعیت ادامه خواهد داشت ...
چرا ؟ چون میلیاردر شدیم و دیگه دوست نداریم میلیونر بشیم ...
@flith
جواب 👈 نه عزیزجان دیگه کسی نباید هم اعتراض کنه به این وضعیت چون یک ملت دلال و فرصت طلب شدیم به چند دلیل 👇
۱ ـ بخاطر اینکه پولارو دلار خریدیم ناراحت میشیم اگه بیاد پایین ... تازه دست به دعا برای بالا رفتن دلار هم هستیم ...
۲ ـ طلا خریدیم و دوست نداریم قیمتش بیاد پایین ...
۳ ـ سهام خریدیم و میخایم گرونتر بشه تا سود بیشتری بکنیم ...
۴ ـ برای خرید پراید ۱۵۰ میلیونی هم صف میکشیم چون میخایم ٢۰۰ بشه تا بفروشیم ...
۵ ـ یه زمین و خونه اونم با جور کردن وام و قرض و قوله از قدیم و ندیم داشتیم که الآن قیمتش نجومی و میلیاردی شده و دلمون نمیخواد ارزون بشه ...
۶ ـ ما ملتی شدیم که حاضریم بجای خوردن گوشت و ماهی ، تخم مرغ و سیب زمینی خالی بخوریم ولی ارزش مال و اموالمون کم نشه ...
آری عزیزجان ملت شدن میلیاردرهای بی پول ...
طرف خونه اش شده چندین میلیارد ولی ۱۰ میلیون نداره پشت بام خونشو ایزوگام کنه ...
طرف ماشینش شده ۱ میلیارد و الی بیشتر ولی ۱۰ میلیون نداره چهار حلقه لاستیک نو بندازه زیرش ...
طرف سرمایه اش میلیاردی شده ولی برای هر چیز مفت و نذری حاضره بره تو صف و اگر یارانه 1.5 دلاریشم قطع کنن خودشو به در و دیوار میزنه که این فلان فلان شده ها یارانمو قطع کردن ...
در کل ملت میلیاردر شدن ولی میلیاردرهای غیر مرفه ...
با دست خودمون داریم خودمون رو نابود میکنیم و خوشحالیم که میلیاردریم ، اگه قبلأ کشور چند هزار دلال داشت الان شدیم یک ملت دلال و فرصت طلب ...
پس مسئولین چیکار میکنن ؟
هیچی شوربختانه مسئولین هم مثل ملت سرگرم دلالی اند آنهم از نوع کلانش ...
حالا کی میخواد وضعیت خوب بشه ؟
هیچکی ، چون کسی حاضر نیست چیزی رو ارزون بده ...
خب تا کی این وضعیت باید ادامه داشته باشه ؟
تا زمانی که خودمون به خودمون رحم کنیم که قطعا این امر محاله و حالا حالاها هم این وضعیت ادامه خواهد داشت ...
چرا ؟ چون میلیاردر شدیم و دیگه دوست نداریم میلیونر بشیم ...
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنگدرام نوازی گلشیفته فراهانی و آواز خواندن آیدا نصرت
@flith
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ مربوط به دوران قاجار میباشد
فقر، اعتیاد، بیماری، دزدی، رشوه گیری، احتکار، قحطی، بی لیاقتی سلاطین قاجار ...
شروع جنبش های آزادی خواهانه برای تغییر وضع موجود تا اینکه رضا خان به میدان آمد،
تاریخ ۱۲۵ سال قبل ایران در ۴ دقیقه
@flith
فقر، اعتیاد، بیماری، دزدی، رشوه گیری، احتکار، قحطی، بی لیاقتی سلاطین قاجار ...
شروع جنبش های آزادی خواهانه برای تغییر وضع موجود تا اینکه رضا خان به میدان آمد،
تاریخ ۱۲۵ سال قبل ایران در ۴ دقیقه
@flith
ابراهیم گلستان ( فیلمساز و نویسنده توده ای مخالف شاه ) در خاطرهای از محمدرضا شاه پهلوی می گوید:
« برای دیدار با شاه به کاخ رفته بودیم و با شاه قدم می زدیم و کمی هم درباره فیلم مستندی که درمورد کارگران صنعت نفت در جنوب ساخته بودم با شاه صحبت کردم ، که من هم مثل بقیه ، برای خداحافظی ، ادای احترامی کردم و خواستم بروم که شاه گفت:
راستی اون بخش آخر فیلم که گفتی سهم کارگران از این نفت ، گرما و بوی بد و بیماری است!
تا زمانی که من و شما در این مملکت هستیم مطمئن باش اجازه نمی دهیم سهم کارگران چنین باشد و چنین نخواهد بود!
امروز که سالها از آن زمان گذشته هنوز یاد اون حرف شاه میفتم
نمیتونم خودمو کنترل کنم
و بغضم می گیره
که شاه ، مردی تا اون حد باهوش بود
او تنها کسی بود دقیقا پیام اصلی فیلم را که در ذهن خودم بود گرفت و
انقدر مردم و کشورش را دوست داشت
چرا باید گرفتار چنین تراژدی غم انگیزی بشه.؟
آخه ایران از انگشتشمار کشورهایی بود که با انقلاب سفید، کارگران در سود کارخانجات آن سهیم شدند.
@flith
« برای دیدار با شاه به کاخ رفته بودیم و با شاه قدم می زدیم و کمی هم درباره فیلم مستندی که درمورد کارگران صنعت نفت در جنوب ساخته بودم با شاه صحبت کردم ، که من هم مثل بقیه ، برای خداحافظی ، ادای احترامی کردم و خواستم بروم که شاه گفت:
راستی اون بخش آخر فیلم که گفتی سهم کارگران از این نفت ، گرما و بوی بد و بیماری است!
تا زمانی که من و شما در این مملکت هستیم مطمئن باش اجازه نمی دهیم سهم کارگران چنین باشد و چنین نخواهد بود!
امروز که سالها از آن زمان گذشته هنوز یاد اون حرف شاه میفتم
نمیتونم خودمو کنترل کنم
و بغضم می گیره
که شاه ، مردی تا اون حد باهوش بود
او تنها کسی بود دقیقا پیام اصلی فیلم را که در ذهن خودم بود گرفت و
انقدر مردم و کشورش را دوست داشت
چرا باید گرفتار چنین تراژدی غم انگیزی بشه.؟
آخه ایران از انگشتشمار کشورهایی بود که با انقلاب سفید، کارگران در سود کارخانجات آن سهیم شدند.
@flith
☘☘☘
بزرگترین لذت ما این است که مارا بستایند . ولی ستایندگان حتی اگر انگیزه ای برای این کار داشته باشند چندان مایل نیستند که ستایش خود را ابراز کنند ، و بنابراین خرسندترین انسان کسی ست که توانسته خالصانه خودش را بستاید ،مهم نیست چگونه .. "
#آرتور_شوپنهاور
#تسلی_بخشی_های_فلسفه
#آلن_دوباتن
ت:#عرفان_ثابتی
@flith
بزرگترین لذت ما این است که مارا بستایند . ولی ستایندگان حتی اگر انگیزه ای برای این کار داشته باشند چندان مایل نیستند که ستایش خود را ابراز کنند ، و بنابراین خرسندترین انسان کسی ست که توانسته خالصانه خودش را بستاید ،مهم نیست چگونه .. "
#آرتور_شوپنهاور
#تسلی_بخشی_های_فلسفه
#آلن_دوباتن
ت:#عرفان_ثابتی
@flith
تقريبا توي تمام انتخابات هاي امريكا كسي كه گفته ميشد برنده ميشه ، باخته !
كلينتون ١١ پوينت جلو بود از ترامپ
، مك كين ٥ پوينت از اوباما جلو بود
، رامني از اوباما جلو بود و ...
@flith
كلينتون ١١ پوينت جلو بود از ترامپ
، مك كين ٥ پوينت از اوباما جلو بود
، رامني از اوباما جلو بود و ...
@flith
☘☘☘
دیکتاتور توتالیتر مانند یک فاتح بیگانه، منابع غنی صنعتی و مادی هر کشوری، از جمله کشور خویش، را به عنوان منبع غارت و وسیلهای برای تدارک گام بعدی در جهت گسترش تجاوزکارانهی جنبش میانگارد. از آن جا که این اقتصاد متکی به غارت پی در پی، به خاطر جنبش کار میکند و نه به خاطر ملت، هیچ ملت و هیچ کشوری به مثابه ذینفع بالقوه، نمیتواند نقطه اشباعی بر این فرآیند غارت بگذارد...
دیکتاتور توتالیتر مانند فاتح بیگانه ایست که پیدا نیست از کجا آمده و غارت او به سود هیچ کس نیست. توزیع غنایم بر حسب تقویت اقتصاد کشور مادر محاسبه نمیشود، بلکه تنها به عنوان یک مانور تاکتیکی موقتی به کار گرفته میشود. رژیمهای توتالیتر، از نظر اقتصادی همان خاصیتی را دارند که یک دسته ملخ برای برای یک مزرعه. این واقعیت که دیکتاتور توتالیتر بر کشورش به سان یک فاتح بیگانه فرمانروایی میکند، اوضاع را وخیمتر میکند، زیرا او در کشور خویش، بیرحمیاش را کاراتر از آنچه بیدادگران در کشورهای بیگانه اعمال میکنند، اجرا میکند.
هانا آرنت
توتالیتاریسم
@flith
دیکتاتور توتالیتر مانند یک فاتح بیگانه، منابع غنی صنعتی و مادی هر کشوری، از جمله کشور خویش، را به عنوان منبع غارت و وسیلهای برای تدارک گام بعدی در جهت گسترش تجاوزکارانهی جنبش میانگارد. از آن جا که این اقتصاد متکی به غارت پی در پی، به خاطر جنبش کار میکند و نه به خاطر ملت، هیچ ملت و هیچ کشوری به مثابه ذینفع بالقوه، نمیتواند نقطه اشباعی بر این فرآیند غارت بگذارد...
دیکتاتور توتالیتر مانند فاتح بیگانه ایست که پیدا نیست از کجا آمده و غارت او به سود هیچ کس نیست. توزیع غنایم بر حسب تقویت اقتصاد کشور مادر محاسبه نمیشود، بلکه تنها به عنوان یک مانور تاکتیکی موقتی به کار گرفته میشود. رژیمهای توتالیتر، از نظر اقتصادی همان خاصیتی را دارند که یک دسته ملخ برای برای یک مزرعه. این واقعیت که دیکتاتور توتالیتر بر کشورش به سان یک فاتح بیگانه فرمانروایی میکند، اوضاع را وخیمتر میکند، زیرا او در کشور خویش، بیرحمیاش را کاراتر از آنچه بیدادگران در کشورهای بیگانه اعمال میکنند، اجرا میکند.
هانا آرنت
توتالیتاریسم
@flith
🔴برچیدن غلام بچه بازی به وسیله رضا شاه
در فرهنگ مردم افغانستان رسم دیرینه "بچه بازی" را آزاد گذاشته اند. در بزم های مردانه پسربچه های ۱۰ تا ۱۶ ساله مورد استفاده جنسی قرار می گیرند. در این فرهنگ فاعل با افتخار لذتی را که برده برای دوستانش بازگو میکند و مفعول است که انگشت نما می شود و مورد تمسخر قرار میگیرد. از آنجا که در مراسم عروسی مجالس مردان و زنان جدا برگزار میشود و آقایان ریش سپید هم کسر شأنشان میآید برقصند گرم کردن بزم بر عهده پسران جوان و نوجوانی است که ((بچه مقبول)) خوانده می شوند و بعد از پایان مراسم مورد سؤ استفاده مهمانان و ریش سپیدان محترم!!! قرار میگیرند.
در میان هزاران خدمتی که رضا شاه به مردم ایران کرد، یکی که شاید از نظرها پنهان مانده، برچیدن فساد غلام بچه بازی است که در دربار قاجار به وفور رواج داشت. فتحعلیشاه و ناصر الدین شاه بیماران جنسی دوره قاجار بودند که بیشتر از سایر شاهان قاجار به این عمل شنیع مبادرت می ورزیدند. رضا شاه این سؤٔ استفاده جنسی را به کلی مزموم دانست و برچید و شدیدا برخورد میکرد.
@flith
در فرهنگ مردم افغانستان رسم دیرینه "بچه بازی" را آزاد گذاشته اند. در بزم های مردانه پسربچه های ۱۰ تا ۱۶ ساله مورد استفاده جنسی قرار می گیرند. در این فرهنگ فاعل با افتخار لذتی را که برده برای دوستانش بازگو میکند و مفعول است که انگشت نما می شود و مورد تمسخر قرار میگیرد. از آنجا که در مراسم عروسی مجالس مردان و زنان جدا برگزار میشود و آقایان ریش سپید هم کسر شأنشان میآید برقصند گرم کردن بزم بر عهده پسران جوان و نوجوانی است که ((بچه مقبول)) خوانده می شوند و بعد از پایان مراسم مورد سؤ استفاده مهمانان و ریش سپیدان محترم!!! قرار میگیرند.
در میان هزاران خدمتی که رضا شاه به مردم ایران کرد، یکی که شاید از نظرها پنهان مانده، برچیدن فساد غلام بچه بازی است که در دربار قاجار به وفور رواج داشت. فتحعلیشاه و ناصر الدین شاه بیماران جنسی دوره قاجار بودند که بیشتر از سایر شاهان قاجار به این عمل شنیع مبادرت می ورزیدند. رضا شاه این سؤٔ استفاده جنسی را به کلی مزموم دانست و برچید و شدیدا برخورد میکرد.
@flith
لقبهای رضاشاه پهلوی
رضاشاه در طول زندگی خود و پس از آن، به دلایل مختلف و بنابر شرایط و منصبهایش، به نامهای گوناگونی خوانده میشد.
در جوانی و به تبعیت از عرف مرسوم جامعه، به نام ناحیهای که از آن برخاسته بود "رضا سوادکوهی" نامیده میشد.
با ورود به دنیای نظامیگری به جهت حضور در دستهای تیرانداز که از اسلحه شصت تیر استفاده میکردند به "رضا شصت تیر" معروف شد.
پس از آن با ارتقاع درجه به دستهای بالاتر منتقل شد که دارای سلاحی به نام ماکسیم بودند، در این زمان به جهت مهارت در استفاده از مسلسل ماکسیم به "رضا ماکسیم" معروف شد.
پس از نشان دادن تواناییها و هوش سرشار خود، با اینکه سن زیادی نداشت و هنوز جوان بود به سبب احترامی که در دیگران بر میانگیخت اطرافیانش به او لقب "رضاخان" دادند و با ترکیب درجه نظامیاش، با نام "رضاخان میرپنج" شناخته شد.
بعد از سوم اسفند ۱۲۹۹ و ساقط کردن دولت ناکارآمد وقت و به دستگرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا، او را " سردار سپه" خواندند.
در دوران نخست وزیری نیز با همین لقب خوانده میشد.
پس از انتخاب و تایید او توسط مجلس موسسان برای پادشاهی و بعد از رسیدن به سلطنت، با نام خانوادگی پهلوی تاج گذاری کرد و در این زمان «رضاشاه پهلوی» شد.
در نهایت هم در سال ۱۳۱۳ به دلیل خدمات فراوان و کوششهای بسیار او در راه پیشرفت و ترقی ایران، با پیشنهاد حسین دادگر (عدلالملک) رئیس وقت مجلس شورای ملی و تصویب مجلس به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس نیز عموم مردم قدرشناس کشور به پاس خدمات فراوانش، این ابر مرد تاریخ ایران را «رضاشاه کبیر» یا «رضاشاه بزرگ» میخوانند.
@flith
رضاشاه در طول زندگی خود و پس از آن، به دلایل مختلف و بنابر شرایط و منصبهایش، به نامهای گوناگونی خوانده میشد.
در جوانی و به تبعیت از عرف مرسوم جامعه، به نام ناحیهای که از آن برخاسته بود "رضا سوادکوهی" نامیده میشد.
با ورود به دنیای نظامیگری به جهت حضور در دستهای تیرانداز که از اسلحه شصت تیر استفاده میکردند به "رضا شصت تیر" معروف شد.
پس از آن با ارتقاع درجه به دستهای بالاتر منتقل شد که دارای سلاحی به نام ماکسیم بودند، در این زمان به جهت مهارت در استفاده از مسلسل ماکسیم به "رضا ماکسیم" معروف شد.
پس از نشان دادن تواناییها و هوش سرشار خود، با اینکه سن زیادی نداشت و هنوز جوان بود به سبب احترامی که در دیگران بر میانگیخت اطرافیانش به او لقب "رضاخان" دادند و با ترکیب درجه نظامیاش، با نام "رضاخان میرپنج" شناخته شد.
بعد از سوم اسفند ۱۲۹۹ و ساقط کردن دولت ناکارآمد وقت و به دستگرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا، او را " سردار سپه" خواندند.
در دوران نخست وزیری نیز با همین لقب خوانده میشد.
پس از انتخاب و تایید او توسط مجلس موسسان برای پادشاهی و بعد از رسیدن به سلطنت، با نام خانوادگی پهلوی تاج گذاری کرد و در این زمان «رضاشاه پهلوی» شد.
در نهایت هم در سال ۱۳۱۳ به دلیل خدمات فراوان و کوششهای بسیار او در راه پیشرفت و ترقی ایران، با پیشنهاد حسین دادگر (عدلالملک) رئیس وقت مجلس شورای ملی و تصویب مجلس به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس نیز عموم مردم قدرشناس کشور به پاس خدمات فراوانش، این ابر مرد تاریخ ایران را «رضاشاه کبیر» یا «رضاشاه بزرگ» میخوانند.
@flith
در عصر کرونا، ظاهر بین باشیم!
✍️مصطفی داننده
🔹همیشه به ما گفتهاند که آدمها را بر اساس ظاهر قضاوت نکنید. شاید یکی ظاهرش غلط انداز باشد اما باطنی مثل برف داشته باشد و یکی ظاهرالصلاح باشد اما درونش مانند قیر سیاه.
🔹سعدی در گلستان آورده است که:« مَلِک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران، بلند و خوب روی. پدر به کراهت و تحقیر با او رفتار می کرد، اما پسر بسیار زیرک و آگاه بود. روزی به پدر گفت: ای پدر، کوتاه خردمند، به که نادان بلند؛ نه هر چه به قامت مهتر، به قیمت بهتر.
آن شنیدی که لاغری دانا گفت باری به ابلهی فربه
اسب تازی اگر ضعیف بود همچنان از طویلهای خر به
پدر بخندید و ارکان دولت پسندیدند و برادران به جان برنجیدند.»
🔹بله، نباید آدمها را بر اساس چهره، بلندی یا کوتاهی قد، زیبایی و زشتی قضاوت کرد. اما من میخواهیم در این نوشتار برخلاف تمام نصایح بالا بگویم در عصر کرونا مردم را بر اساس ظاهر قضاوت کنید.
🔹بیاییم در یک مورد ظاهر بین باشیم و به آنهایی که ماسک نمیزنند اعتماد نکنیم. کسی که ر روزگار وحشتناک کرونا، ماسک نمیزند به خودش احترام نمیگذارد و ارزشی برای جان خود قائل نیستند.
🔹چگونه از این آدم میشود انتظار داشت به شما احترام بگذارد؟ برای او جان خانوادهاش پشیزی نمیارزد، بعد فکر میکنید جان شما و جامعه برای او اهمیت داشته باشد؟
🔹اگر پسری که ماسک نمیزند به خواستگاری دخترتان آمد، به او دختر ندهید. اگر با کسی که ماسک ندارد در حال معامله هستید با او معامله نکنید. اگر دوستی دارید که در دیدار با شما ماسک نمیزنید، طناب رفاقت با او را قطع کنید.
🔹کسی که جان دیگران را به خطر میاندازد قابل اعتماد نیست. او با ماسک نزدن باطنش را به روی سینی گذاشته و حراج کرده است. شاید سالها باید صبر کردید تا او باطن دیو گونهاش را به دیگران نشان دهد. حالا اما به لطف کرونا، انگار همه ما چشم باطن بین داریم.
🔹حداقل میتوانیم در مورد افرادی که ماسک نزدهاند قضاوت کنیم. آنهایی که در روزهایی کرونایی ماسک میزنند، این پیام را به ما میرسانند که جان خودش را دوست دارد و بعد از آن نگران خانواده و دیگران هم هست.
🔹ماسک نزدن در این روزگار مثل این است که فردی گردی زهر آلود را در دست گرفته باشد و به روی مردم فوت کند. او دارد داد میزند که آی مردم شما برای من هیچ اهمیتی ندارید. نه تنها شما بلکه خانواده و نزدیکانم هم هیچ ارزشی ندارند.
🔹عقل سلیم میگوید با این جنس آدمها نباید آمد و شد کرد. بهتر است کسانی که ماسک نمیزنند و جامعه را به خطر میاندازند را از دفتر روابط اجتماعیمان، حذف کنیم.
🌵
@flith
✍️مصطفی داننده
🔹همیشه به ما گفتهاند که آدمها را بر اساس ظاهر قضاوت نکنید. شاید یکی ظاهرش غلط انداز باشد اما باطنی مثل برف داشته باشد و یکی ظاهرالصلاح باشد اما درونش مانند قیر سیاه.
🔹سعدی در گلستان آورده است که:« مَلِک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران، بلند و خوب روی. پدر به کراهت و تحقیر با او رفتار می کرد، اما پسر بسیار زیرک و آگاه بود. روزی به پدر گفت: ای پدر، کوتاه خردمند، به که نادان بلند؛ نه هر چه به قامت مهتر، به قیمت بهتر.
آن شنیدی که لاغری دانا گفت باری به ابلهی فربه
اسب تازی اگر ضعیف بود همچنان از طویلهای خر به
پدر بخندید و ارکان دولت پسندیدند و برادران به جان برنجیدند.»
🔹بله، نباید آدمها را بر اساس چهره، بلندی یا کوتاهی قد، زیبایی و زشتی قضاوت کرد. اما من میخواهیم در این نوشتار برخلاف تمام نصایح بالا بگویم در عصر کرونا مردم را بر اساس ظاهر قضاوت کنید.
🔹بیاییم در یک مورد ظاهر بین باشیم و به آنهایی که ماسک نمیزنند اعتماد نکنیم. کسی که ر روزگار وحشتناک کرونا، ماسک نمیزند به خودش احترام نمیگذارد و ارزشی برای جان خود قائل نیستند.
🔹چگونه از این آدم میشود انتظار داشت به شما احترام بگذارد؟ برای او جان خانوادهاش پشیزی نمیارزد، بعد فکر میکنید جان شما و جامعه برای او اهمیت داشته باشد؟
🔹اگر پسری که ماسک نمیزند به خواستگاری دخترتان آمد، به او دختر ندهید. اگر با کسی که ماسک ندارد در حال معامله هستید با او معامله نکنید. اگر دوستی دارید که در دیدار با شما ماسک نمیزنید، طناب رفاقت با او را قطع کنید.
🔹کسی که جان دیگران را به خطر میاندازد قابل اعتماد نیست. او با ماسک نزدن باطنش را به روی سینی گذاشته و حراج کرده است. شاید سالها باید صبر کردید تا او باطن دیو گونهاش را به دیگران نشان دهد. حالا اما به لطف کرونا، انگار همه ما چشم باطن بین داریم.
🔹حداقل میتوانیم در مورد افرادی که ماسک نزدهاند قضاوت کنیم. آنهایی که در روزهایی کرونایی ماسک میزنند، این پیام را به ما میرسانند که جان خودش را دوست دارد و بعد از آن نگران خانواده و دیگران هم هست.
🔹ماسک نزدن در این روزگار مثل این است که فردی گردی زهر آلود را در دست گرفته باشد و به روی مردم فوت کند. او دارد داد میزند که آی مردم شما برای من هیچ اهمیتی ندارید. نه تنها شما بلکه خانواده و نزدیکانم هم هیچ ارزشی ندارند.
🔹عقل سلیم میگوید با این جنس آدمها نباید آمد و شد کرد. بهتر است کسانی که ماسک نمیزنند و جامعه را به خطر میاندازند را از دفتر روابط اجتماعیمان، حذف کنیم.
🌵
@flith
🔸آزاده شریعت – داستاننویس – بر اثر ابتلا به کرونا در چهلسالگی درگذشت.
شریعت روز گذشته (پنجشنبه، اول آبانماه) از دنیا رفته است.
🔸آزاده شریعت در آخرین پست خود در صفحه شخصیاش درباره تجربهاش از ابتلا به کرونا مینویسد:
“روزی که تصمیم گرفتم از احوالات کروناییام اینجا بنویسم فکر میکردم قرار است در آخرین یادداشت بنویسم : «و اینگونه من موفق شدم کرونا را در خانه تجربه کنم و پشتسر بگذارم.» اما من و زندگی شوخیهای زیاد و گاه تندی با هم داریم که ظرفیتش از توان خیلیها خارج است. چند روز پیش نشانههای پیشرفت بیماری بیشتر شد و من با افت اکسیژن خون مواجه شدم. قرار شد اسکن ریه انجام بدهم تا پیشرفت بیماری دقیقتر شود. با چند بیمارستان تماس گرفتیم و جواب شنیدیم که این ساعت برای این کار خلوت است و حدودا ۱۰ دقیقه وقت ما را خواهد گرفت. من توی همان حال هم حواسم بود رنگ لباسهایم با هم هارمونی داشته باشد و رژ لب همیشه قرمزم را بزنم که کرونا را هوا برندارد که زمینم زده. دو سالی هست که درگیر یک بیماری ریوی به نام ساراکوئیدوز هستم.
🔸کرونا بیماری هوشمندی است، بین تمام اعضای تنم ریه را به عنوان میزبان انتخاب کرده و خوش هم نشسته. نتیجه این شد که بعد از اسکن قرار شد بستری شوم. همانطور که افتد و دانید بیمارستان و تخت
خالی پیدا نمیشود، بعد از چند ساعتی تلاش و پیگیری در بیمارستان امام خمینی جا پیدا کردیم و من همان شب بستری شدم. کادر درمانی اینجا پرتلاش و خوشبرخوردند. هرچه لازم بوده برای کنترل بیماری داشتهاند و انجام دادهاند. امروز از صبح خیلی حالم وخیمتر شد، درد، تورم ریه و تنگی نفس به بیشترین حد خود رسید. سرم را خم کردم که بتوانم نفس بگیرم. چشمم افتاد به پنجره و بازیگوشی آفتاب و سایه لغزان برگها روی بستر پرده.
ای آفتاب روشن و ای سایه همای
ما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی.”
*
این را برایت فرستادم تا ببینی میشود کسی تا چند ساعت قبل از پروازش،همچنان بنویسد و احوال خود را گزارش دهد!
الان که این کلمات را مینویسم، مو بر بدنم سیخ شدهاست.
آزاده شریعت، رها و آزاد از اندیشیدن به مرگ، همچنان امید زیستن داشت.همچنان در فکر هارمونی رنگ لباسهایش.
چقدر ظرافت و نکته در این آخرین آواز قو و واپسین پیغام این بانو هست!
به آخرین نگاهش توجه کن:
« چشمم افتاد به پنجره و بازیگوشی آفتاب و سایهٔ لغزان برگها روی بستر»
دلم هوای عجیبی دارد...
@flith
شریعت روز گذشته (پنجشنبه، اول آبانماه) از دنیا رفته است.
🔸آزاده شریعت در آخرین پست خود در صفحه شخصیاش درباره تجربهاش از ابتلا به کرونا مینویسد:
“روزی که تصمیم گرفتم از احوالات کروناییام اینجا بنویسم فکر میکردم قرار است در آخرین یادداشت بنویسم : «و اینگونه من موفق شدم کرونا را در خانه تجربه کنم و پشتسر بگذارم.» اما من و زندگی شوخیهای زیاد و گاه تندی با هم داریم که ظرفیتش از توان خیلیها خارج است. چند روز پیش نشانههای پیشرفت بیماری بیشتر شد و من با افت اکسیژن خون مواجه شدم. قرار شد اسکن ریه انجام بدهم تا پیشرفت بیماری دقیقتر شود. با چند بیمارستان تماس گرفتیم و جواب شنیدیم که این ساعت برای این کار خلوت است و حدودا ۱۰ دقیقه وقت ما را خواهد گرفت. من توی همان حال هم حواسم بود رنگ لباسهایم با هم هارمونی داشته باشد و رژ لب همیشه قرمزم را بزنم که کرونا را هوا برندارد که زمینم زده. دو سالی هست که درگیر یک بیماری ریوی به نام ساراکوئیدوز هستم.
🔸کرونا بیماری هوشمندی است، بین تمام اعضای تنم ریه را به عنوان میزبان انتخاب کرده و خوش هم نشسته. نتیجه این شد که بعد از اسکن قرار شد بستری شوم. همانطور که افتد و دانید بیمارستان و تخت
خالی پیدا نمیشود، بعد از چند ساعتی تلاش و پیگیری در بیمارستان امام خمینی جا پیدا کردیم و من همان شب بستری شدم. کادر درمانی اینجا پرتلاش و خوشبرخوردند. هرچه لازم بوده برای کنترل بیماری داشتهاند و انجام دادهاند. امروز از صبح خیلی حالم وخیمتر شد، درد، تورم ریه و تنگی نفس به بیشترین حد خود رسید. سرم را خم کردم که بتوانم نفس بگیرم. چشمم افتاد به پنجره و بازیگوشی آفتاب و سایه لغزان برگها روی بستر پرده.
ای آفتاب روشن و ای سایه همای
ما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی.”
*
این را برایت فرستادم تا ببینی میشود کسی تا چند ساعت قبل از پروازش،همچنان بنویسد و احوال خود را گزارش دهد!
الان که این کلمات را مینویسم، مو بر بدنم سیخ شدهاست.
آزاده شریعت، رها و آزاد از اندیشیدن به مرگ، همچنان امید زیستن داشت.همچنان در فکر هارمونی رنگ لباسهایش.
چقدر ظرافت و نکته در این آخرین آواز قو و واپسین پیغام این بانو هست!
به آخرین نگاهش توجه کن:
« چشمم افتاد به پنجره و بازیگوشی آفتاب و سایهٔ لغزان برگها روی بستر»
دلم هوای عجیبی دارد...
@flith
محمدرضا پهلوی (۴ آبان ۱۲۹۸ – ۵ مرداد ۱۳۵۹)
که به محمدرضاشاه پهلوی و شاه نیز شهرت دارد و تا پیش از انقلاب ۵۷ با عنوان رسمی اعلیحضرت همایونی، شاهنشاه آریامهر خطاب میشد،[۲] دومین و آخرین پادشاه دودمان پهلوی و آخرین پادشاه ایران از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بود.
عنوان مرجع:
«اعلیحضرت همایون شاهنشاه»
عنوان گفتاری:
«اعلیحضرت همایونی» و «آریامهر»
در زمان پادشاهی:
«بزرگارتشتاران»
در زمان ولیعهدی:
«والاحضرت ولایتعهد»
محمدرضا پهلوی در روز ۴ آبان ۱۲۹۸ (۱ صفر ۱۳۳۸ ه. ق، ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹) در خانهای اجارهای در محله دروازه قزوین تهران با اصالت مازندرانی زاده شد. پدر او «رضا سوادکوهی» (بعدها «رضاخان میرپنج» و بعدتر «رضاشاه پهلوی») و مادرش نیمتاج (بعدها تاجالملوک آیرملو) بود.
اصالت خانوادگی محمدرضاشاه از سوادکوه مازندران میباشد.
محمد رضا شاه پهلوی در کتاب مأموریت برای وطنم اینچنین آوردهاست: «پدرم در سال ۱۲۵۶ در استان مازندران که نزدیک بحر خزر است، پا به عرصه وجود گذاشت. او بر خلاف پادشاهان قاجار که چنانکه گفتم از «نژاد ترک» بودند، از خانوادهای «اصیل ایرانی» بود و پدر و جدش در ارتش ایران با سمت افسری خدمت کرده بودند. جد او در یکی از جنگهای ایران و افغانستان از خود شجاعت و رشادت مخصوصی نشان داده و پدرش فرماندهی هنگی را که در استان مازندران ساخلو داشت، عهدهدار بود .»
سه ماه پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ و به قدرت رسیدن پدرش، خانواده او به خانهای بزرگتر نقل مکان کردند. در این هنگام محمدرضا ۲ سال داشت. او با پدر و مادر، دو خواهر و یک برادرش به نامهای شمس (۱۲۹۶–۱۳۷۴)، اشرف (۱۲۹۸–۱۳۹۴)(دوقلو با محمدرضا) و علیرضا پهلوی (۱۳۰۱–۱۳۳۳) به خانه تازه خود رفتند. در این خانه او زبان فرانسوی و کلیاتی دربارهٔ فرهنگ غرب، انقلاب فرانسه، روشنفکران غربی و تاریخ غرب را نزد پرستار فرانسویاش مادام ارفع آموخت.
محمدرضا پس از به پادشاهی رسیدن پدرش و در هفت سالگی به ولیعهدی رسید. در مراسم تاجگذاری پدرش، برای رضاشاه یک تاج اختصاصی ساخته شد. از آن پس، محمدرضا به کاخی اختصاصی در مجموعه قاجاری گلستان برای آغاز آموزشهای رسمی پادشاهی منتقل شد و به همراه بیست تن از همکلاسیهای دستچین شده به مدرسه نظام رفت. رضا شاه تلاش میکرد تا با محمدرضا مانند سایر دانشآموزان کلاس رفتار شود، ولی این کار در عمل ممکن نبود. زیرا همه میدانستند که او ولیعهد است و این یک واقعیت تغییرناپذیر بود.
محمدرضا پهلوی در پانزدهم شهریور ۱۳۱۰ برای ادامه تحصیل به سوئیس اعزام شد. کشور سوئیس به دقت انتخاب شده بود. این کشور غربی و اروپایی، ولی در اروپای سیاستزده آن روزها، غیر سیاسی بود. خانوادهاش او را تا انزلی بدرقه کردند. کشتی بعد از دو روز به باکو رسید و در ادامه سفر، محمدرضا و همراهانش با قطار و از راه لهستان و آلمان به ژنو در سوئیس رفتند و برای مدت دو هفته در کنسولگری ایران در ژنو اقامت کردند. همراهان اصلی وی در این سفر علیرضا پهلوی، تیمورتاش و پسرش مهرپور تیمورتاش، علیاصغر نفیسی (پیشکار ولیعهد) و مستشارالملک (آموزگار زبان فارسی ولیعهد) بودند
اقامت محمدرضا در سوئیس ۵ سال به طول انجامید. او در ۱۷ سالگی از سوئیس به ایران بازگشت و در دانشکده افسری مشغول به تحصیل شد. نظام آموزشی این دانشکده بر اساس روشهای مدرسه نظامی سن سیر[یادداشت ۴] بود. او دو سال بعد و در ۱۹ سالگی با درجه ستوان دوم از این دانشکده فارغالتحصیل شد. در این دوره او با فتحالله مینباشیان آشنا شد و تحت تأثیر او قرار گرفت.[۱۳]
در این دوره، نشستهای روزانه منظمی میان محمدرضا و پدرش انجام میگرفت. پس از فارغالتحصیلی، او به مقام بازرسی ارتش شاهنشاهی رسید. علاوه بر این، رضاشاه به تدریج محمدرضا را حتی در تصمیمگیریهای مهم خود در امور جاری کشور دخالت داد. او در بیشتر سفرها به گوشه و کنار کشور، رضاشاه را همراهی میکرد. محسن صدر با ذکر خاطرهای نشان میدهد که رضاشاه، به توصیههای محمدرضا عمل مینمودهاست.
@flith
که به محمدرضاشاه پهلوی و شاه نیز شهرت دارد و تا پیش از انقلاب ۵۷ با عنوان رسمی اعلیحضرت همایونی، شاهنشاه آریامهر خطاب میشد،[۲] دومین و آخرین پادشاه دودمان پهلوی و آخرین پادشاه ایران از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بود.
عنوان مرجع:
«اعلیحضرت همایون شاهنشاه»
عنوان گفتاری:
«اعلیحضرت همایونی» و «آریامهر»
در زمان پادشاهی:
«بزرگارتشتاران»
در زمان ولیعهدی:
«والاحضرت ولایتعهد»
محمدرضا پهلوی در روز ۴ آبان ۱۲۹۸ (۱ صفر ۱۳۳۸ ه. ق، ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹) در خانهای اجارهای در محله دروازه قزوین تهران با اصالت مازندرانی زاده شد. پدر او «رضا سوادکوهی» (بعدها «رضاخان میرپنج» و بعدتر «رضاشاه پهلوی») و مادرش نیمتاج (بعدها تاجالملوک آیرملو) بود.
اصالت خانوادگی محمدرضاشاه از سوادکوه مازندران میباشد.
محمد رضا شاه پهلوی در کتاب مأموریت برای وطنم اینچنین آوردهاست: «پدرم در سال ۱۲۵۶ در استان مازندران که نزدیک بحر خزر است، پا به عرصه وجود گذاشت. او بر خلاف پادشاهان قاجار که چنانکه گفتم از «نژاد ترک» بودند، از خانوادهای «اصیل ایرانی» بود و پدر و جدش در ارتش ایران با سمت افسری خدمت کرده بودند. جد او در یکی از جنگهای ایران و افغانستان از خود شجاعت و رشادت مخصوصی نشان داده و پدرش فرماندهی هنگی را که در استان مازندران ساخلو داشت، عهدهدار بود .»
سه ماه پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ و به قدرت رسیدن پدرش، خانواده او به خانهای بزرگتر نقل مکان کردند. در این هنگام محمدرضا ۲ سال داشت. او با پدر و مادر، دو خواهر و یک برادرش به نامهای شمس (۱۲۹۶–۱۳۷۴)، اشرف (۱۲۹۸–۱۳۹۴)(دوقلو با محمدرضا) و علیرضا پهلوی (۱۳۰۱–۱۳۳۳) به خانه تازه خود رفتند. در این خانه او زبان فرانسوی و کلیاتی دربارهٔ فرهنگ غرب، انقلاب فرانسه، روشنفکران غربی و تاریخ غرب را نزد پرستار فرانسویاش مادام ارفع آموخت.
محمدرضا پس از به پادشاهی رسیدن پدرش و در هفت سالگی به ولیعهدی رسید. در مراسم تاجگذاری پدرش، برای رضاشاه یک تاج اختصاصی ساخته شد. از آن پس، محمدرضا به کاخی اختصاصی در مجموعه قاجاری گلستان برای آغاز آموزشهای رسمی پادشاهی منتقل شد و به همراه بیست تن از همکلاسیهای دستچین شده به مدرسه نظام رفت. رضا شاه تلاش میکرد تا با محمدرضا مانند سایر دانشآموزان کلاس رفتار شود، ولی این کار در عمل ممکن نبود. زیرا همه میدانستند که او ولیعهد است و این یک واقعیت تغییرناپذیر بود.
محمدرضا پهلوی در پانزدهم شهریور ۱۳۱۰ برای ادامه تحصیل به سوئیس اعزام شد. کشور سوئیس به دقت انتخاب شده بود. این کشور غربی و اروپایی، ولی در اروپای سیاستزده آن روزها، غیر سیاسی بود. خانوادهاش او را تا انزلی بدرقه کردند. کشتی بعد از دو روز به باکو رسید و در ادامه سفر، محمدرضا و همراهانش با قطار و از راه لهستان و آلمان به ژنو در سوئیس رفتند و برای مدت دو هفته در کنسولگری ایران در ژنو اقامت کردند. همراهان اصلی وی در این سفر علیرضا پهلوی، تیمورتاش و پسرش مهرپور تیمورتاش، علیاصغر نفیسی (پیشکار ولیعهد) و مستشارالملک (آموزگار زبان فارسی ولیعهد) بودند
اقامت محمدرضا در سوئیس ۵ سال به طول انجامید. او در ۱۷ سالگی از سوئیس به ایران بازگشت و در دانشکده افسری مشغول به تحصیل شد. نظام آموزشی این دانشکده بر اساس روشهای مدرسه نظامی سن سیر[یادداشت ۴] بود. او دو سال بعد و در ۱۹ سالگی با درجه ستوان دوم از این دانشکده فارغالتحصیل شد. در این دوره او با فتحالله مینباشیان آشنا شد و تحت تأثیر او قرار گرفت.[۱۳]
در این دوره، نشستهای روزانه منظمی میان محمدرضا و پدرش انجام میگرفت. پس از فارغالتحصیلی، او به مقام بازرسی ارتش شاهنشاهی رسید. علاوه بر این، رضاشاه به تدریج محمدرضا را حتی در تصمیمگیریهای مهم خود در امور جاری کشور دخالت داد. او در بیشتر سفرها به گوشه و کنار کشور، رضاشاه را همراهی میکرد. محسن صدر با ذکر خاطرهای نشان میدهد که رضاشاه، به توصیههای محمدرضا عمل مینمودهاست.
@flith
از انسان بودن استعفا میدهم.
غمانگیز نیست انسان بودن؟
حیوانِ پیوسته ناراضیِ معلق میان مرگ و زندگی.
از انسان بودن جان به لب شدهام.
اگر میتوانستم درجا از این مقام استعفا میدادم.
@flith
غمانگیز نیست انسان بودن؟
حیوانِ پیوسته ناراضیِ معلق میان مرگ و زندگی.
از انسان بودن جان به لب شدهام.
اگر میتوانستم درجا از این مقام استعفا میدادم.
@flith
بالاخره اینفوگرافیک 2020 پر ارزشترین و کم ارزشترین واحد پولهای جهان منتشر شد:
لیست سمت چپ پانزده ارز پر ارزش جهان مشاهده میشود که دینار کویت با ارزشترین واحد پول جهان است و واحد پول کشورهای بحرین، عمان، اردن، لیبی و سنگاپور پس از آن قرار دارند.
لیست سمت راست اما شامل پانزده ارز کم ارزش جهان است و ریال ایران (حتی با دلار 4200 تومانی) بی ارزش ترین واحد پول جهان و بعد از آن ارز کشورهایی مانند سیرالئون، گینه و اوگاندا قرار دارد.
@flith
لیست سمت چپ پانزده ارز پر ارزش جهان مشاهده میشود که دینار کویت با ارزشترین واحد پول جهان است و واحد پول کشورهای بحرین، عمان، اردن، لیبی و سنگاپور پس از آن قرار دارند.
لیست سمت راست اما شامل پانزده ارز کم ارزش جهان است و ریال ایران (حتی با دلار 4200 تومانی) بی ارزش ترین واحد پول جهان و بعد از آن ارز کشورهایی مانند سیرالئون، گینه و اوگاندا قرار دارد.
@flith