زاده شدن و زیستن در عصر ظلمت، شاید از دست ما خارج و به انتخاب ما نباشد، اما نوع رویارویی با آن، به انتخاب هر یک از ما بستگی دارد.
زیستن در هیچ عصری، هرچند ظلمانی، مسئولیت شخصی را رفع نمیکند.
#هانا_آرنت
#انسانها_در_عصر_ظلمت
@flith
زیستن در هیچ عصری، هرچند ظلمانی، مسئولیت شخصی را رفع نمیکند.
#هانا_آرنت
#انسانها_در_عصر_ظلمت
@flith
_ کافی است که مستبد شوی.
_ مستبد کیست؟
_ کسی که ذهنش کور است
_ مستبد کسی است که مردم را فدای عقایدش یا جاه طلبی اش میکند.
#کالیگولا
#آلبر_کامو
@flith
_ مستبد کیست؟
_ کسی که ذهنش کور است
_ مستبد کسی است که مردم را فدای عقایدش یا جاه طلبی اش میکند.
#کالیگولا
#آلبر_کامو
@flith
تصویر اسکناس هزار تومانی که در سال ۱۳۵۶ برابر با ۱۴۲ دلار آمریکا بود
با هر هزار تومان 142 دلار بهت میدادن!
@flith
با هر هزار تومان 142 دلار بهت میدادن!
@flith
☘☘☘
آیتالله خامنهاي رهبر انقلاب
شنیدید آقای احمدی نژاد چه گفته؟
جعفر شيرعلى نيا
30 سال پیش در ارديبهشت ٦٩ جيمز بيكر وزير امور خارجهي امريكا گفت آمريكا آمادهي مذاكره مستقيم با ايران است. عطاءالله مهاجراني يادداشتي با عنوان مذاكرهي مستقيم در روزنامه اطلاعات نوشت و استدلالهايي تاريخي، ديني و سياسي آورد كه مذاكرهي مستقيم غيرمنطقي نيست و استفاده از يك فرصت تاريخي است.
رهبری هم علیه پیشنهاد مذاکره سخن گفت؛ دوازدهم ارديبهشت ٦٩: «مذاكره با آمريكا، يعنى معامله با آمريكا. معامله، یعنى دادوستد؛ يعنى چيزى بگير، چيزى بده. تو از انقلاب اسلامى، به آمريكا چه ميخواهي بدهى، تا چيزى از او بگيرى؟ ...خاك بر سر آن ملت و دولتى كه زير بار اينطور تحميلهاي آمريكا برود. توقعات آمريكا نسبت به كسانى كه در آنها اندكى ضعف احساس ميكند، اينگونه است.» و گفته بود: «نخير. من با مذاكرهي با آمريكا مخالفم و دولت جمهورى اسلامى، بدون اجازهي من امكان ندارد چنين كارى را بكند و خودشان هم قاعدتا با چنين كارى موافق نيستند.»
هاشمی رفسنجانی در یادداشت روزانه دوازدهم اردیبهشت ١٣٦٩ نوشته است: «تلفنى به آيتالله خامنهاى گفتم، در صحبتها به آقاى مهاجرانى اهانت شده است؛ قرار شد جبران شود.»
همان روز(دوازدهم ارديبهشت) رهبری در نامهای به مهاجرانی نوشت: «شنيدم بعضيها از حرفهاي امروز من، قصد طعن و توهينى نسبت به جنابعالي استنباط كردهاند و شايد بعضى خواستهاند يا بخواهند آن را مستمسكى براى اهانت به شما بسازند. اعلام ميكنم كه اين استنباط غلط است. من يك فكر را تخطئه كردهام و نيت توهين به كسى نداشتهام و اگر بدون ارادهى من به شما توهين شده است، از شما عذر ميخواهم.»
آقای خامنهاي گاه در موضوعات حساس، نسبت به سخنان مقامات موضع ميگیرد.
به عنوان نمونه در پنجمین روز نوروز سال 95 در حساب توییتری منتسب به هاشمی رفسنجانی این جمله منتشر شد: «دنیای فردا، دنیای گفتمانهاست نه موشکها...»، هاشمی میگفت جمله از او نیست و برداشت ادمین توییتر از یک مصاحبه ی قدیمی اوست.
11فروردین95 رهبری در سخنانش به این جمله اشاره کرد و گفت: «اینکه بعضیها بیایند بگویند «فردای دنیا، فردای مذاکره است، فردای موشک نیست»، این حرف اگر از روی ناآگاهی گفته شده باشد، خب ناآگاهی است، اگر از روی آگاهی گفته شده باشد، خیانت است.»
در همین سال وقتي بحث آشتی ملی از سوی خاتمی مطرح شد، رهبری 27 بهمن سال 95 صریحا و با چند روز فاصله واکنش نشان داد و گفت: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد...» و نظرش را مفصل در اینباره توضیح داد.
حالا آقای احمدینژاد رییس جمهور سابق و عضو فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، نظام را با یک اتهام عجیب متهم کرده است. او رسما میگوید در سال 88 نیروهای امنیتی به نتیجه رسیدند «اراذل و اوباش را به کار بگیرند. اراذل و اوباش سازمان یافته توسط همان گروه امنیتی.»
او توضیح میدهد:«از برنامههای دیگر اینها و طرحهای معمول این باندهایی که به سیستمهای امنیتی در بسیاری از کشورهای دنیا رخنه کرده اند، سازماندهی اراذل و اوباش است. آنها را سازماندهی و حتی مسلح میکنند و زمانی که مردم یک اعتراض معقول و اعتراض به حقی علیه طبقه اشراف دارند، اینها میآیند آتش میزنند، درگیری درست میکنند، بلوا درست میکنند و زمینههای برخورد خشن با مردم معترض را فراهم میآورند.»
او حتی ایجاد باور تقلب در سران معترضان را کار نیروهای امنیتی میداند؛ «اینها با کمک به عناصر قدرتطلب، آنها را به برهم زدن جریان قانونی انتخابات ترغیب کردند. به سردمداران جریان قدرتمدار وعده دروغ دادند و گفتند ما اسناد تقلب در انتخابات را به شما میدهیم. شما بروید جلو و نگران نباشید. آنها با ادعای تقلب وارد صحنه شدند»
هر چند این سخنان تغییر چندانی در کارنامهي عجیب صاحب عبارت «خس و خاشاک» ایجاد نمیکند اما اگر این اتهام درست باشد تحلیل بسیاری وقایع مهم در این سال ها را تحت تاثیر قرار میدهد.
حضرت آیتالله خامنهاي
آیا شنیدهاید احمدینژاد چه گفته است؟
این گفتهها میتواند بسیاری از علاقهمندان شما را هم تحت تاثیر قرار دهد، ای کاش موضعی در دفاع از نظام جمهوری اسلامی و انقلاب بگیرید، این موضعگیری برای امروز ما و فردای تاریخ بسیار حیاتی است.
@flith
آیتالله خامنهاي رهبر انقلاب
شنیدید آقای احمدی نژاد چه گفته؟
جعفر شيرعلى نيا
30 سال پیش در ارديبهشت ٦٩ جيمز بيكر وزير امور خارجهي امريكا گفت آمريكا آمادهي مذاكره مستقيم با ايران است. عطاءالله مهاجراني يادداشتي با عنوان مذاكرهي مستقيم در روزنامه اطلاعات نوشت و استدلالهايي تاريخي، ديني و سياسي آورد كه مذاكرهي مستقيم غيرمنطقي نيست و استفاده از يك فرصت تاريخي است.
رهبری هم علیه پیشنهاد مذاکره سخن گفت؛ دوازدهم ارديبهشت ٦٩: «مذاكره با آمريكا، يعنى معامله با آمريكا. معامله، یعنى دادوستد؛ يعنى چيزى بگير، چيزى بده. تو از انقلاب اسلامى، به آمريكا چه ميخواهي بدهى، تا چيزى از او بگيرى؟ ...خاك بر سر آن ملت و دولتى كه زير بار اينطور تحميلهاي آمريكا برود. توقعات آمريكا نسبت به كسانى كه در آنها اندكى ضعف احساس ميكند، اينگونه است.» و گفته بود: «نخير. من با مذاكرهي با آمريكا مخالفم و دولت جمهورى اسلامى، بدون اجازهي من امكان ندارد چنين كارى را بكند و خودشان هم قاعدتا با چنين كارى موافق نيستند.»
هاشمی رفسنجانی در یادداشت روزانه دوازدهم اردیبهشت ١٣٦٩ نوشته است: «تلفنى به آيتالله خامنهاى گفتم، در صحبتها به آقاى مهاجرانى اهانت شده است؛ قرار شد جبران شود.»
همان روز(دوازدهم ارديبهشت) رهبری در نامهای به مهاجرانی نوشت: «شنيدم بعضيها از حرفهاي امروز من، قصد طعن و توهينى نسبت به جنابعالي استنباط كردهاند و شايد بعضى خواستهاند يا بخواهند آن را مستمسكى براى اهانت به شما بسازند. اعلام ميكنم كه اين استنباط غلط است. من يك فكر را تخطئه كردهام و نيت توهين به كسى نداشتهام و اگر بدون ارادهى من به شما توهين شده است، از شما عذر ميخواهم.»
آقای خامنهاي گاه در موضوعات حساس، نسبت به سخنان مقامات موضع ميگیرد.
به عنوان نمونه در پنجمین روز نوروز سال 95 در حساب توییتری منتسب به هاشمی رفسنجانی این جمله منتشر شد: «دنیای فردا، دنیای گفتمانهاست نه موشکها...»، هاشمی میگفت جمله از او نیست و برداشت ادمین توییتر از یک مصاحبه ی قدیمی اوست.
11فروردین95 رهبری در سخنانش به این جمله اشاره کرد و گفت: «اینکه بعضیها بیایند بگویند «فردای دنیا، فردای مذاکره است، فردای موشک نیست»، این حرف اگر از روی ناآگاهی گفته شده باشد، خب ناآگاهی است، اگر از روی آگاهی گفته شده باشد، خیانت است.»
در همین سال وقتي بحث آشتی ملی از سوی خاتمی مطرح شد، رهبری 27 بهمن سال 95 صریحا و با چند روز فاصله واکنش نشان داد و گفت: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد...» و نظرش را مفصل در اینباره توضیح داد.
حالا آقای احمدینژاد رییس جمهور سابق و عضو فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، نظام را با یک اتهام عجیب متهم کرده است. او رسما میگوید در سال 88 نیروهای امنیتی به نتیجه رسیدند «اراذل و اوباش را به کار بگیرند. اراذل و اوباش سازمان یافته توسط همان گروه امنیتی.»
او توضیح میدهد:«از برنامههای دیگر اینها و طرحهای معمول این باندهایی که به سیستمهای امنیتی در بسیاری از کشورهای دنیا رخنه کرده اند، سازماندهی اراذل و اوباش است. آنها را سازماندهی و حتی مسلح میکنند و زمانی که مردم یک اعتراض معقول و اعتراض به حقی علیه طبقه اشراف دارند، اینها میآیند آتش میزنند، درگیری درست میکنند، بلوا درست میکنند و زمینههای برخورد خشن با مردم معترض را فراهم میآورند.»
او حتی ایجاد باور تقلب در سران معترضان را کار نیروهای امنیتی میداند؛ «اینها با کمک به عناصر قدرتطلب، آنها را به برهم زدن جریان قانونی انتخابات ترغیب کردند. به سردمداران جریان قدرتمدار وعده دروغ دادند و گفتند ما اسناد تقلب در انتخابات را به شما میدهیم. شما بروید جلو و نگران نباشید. آنها با ادعای تقلب وارد صحنه شدند»
هر چند این سخنان تغییر چندانی در کارنامهي عجیب صاحب عبارت «خس و خاشاک» ایجاد نمیکند اما اگر این اتهام درست باشد تحلیل بسیاری وقایع مهم در این سال ها را تحت تاثیر قرار میدهد.
حضرت آیتالله خامنهاي
آیا شنیدهاید احمدینژاد چه گفته است؟
این گفتهها میتواند بسیاری از علاقهمندان شما را هم تحت تاثیر قرار دهد، ای کاش موضعی در دفاع از نظام جمهوری اسلامی و انقلاب بگیرید، این موضعگیری برای امروز ما و فردای تاریخ بسیار حیاتی است.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جعفر شيرعلى نيا
30 سال پیش در ارديبهشت ٦٩ جيمز بيكر وزير امور خارجهي امريكا گفت آمريكا آمادهي مذاكره مستقيم با ايران است. ...
@flith
30 سال پیش در ارديبهشت ٦٩ جيمز بيكر وزير امور خارجهي امريكا گفت آمريكا آمادهي مذاكره مستقيم با ايران است. ...
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی تاریخی از بازدید محمدرضاشاه از مناطق سیل زده اصفهان و یزد و کرمان در سال 1336 خورشیدی...
محمدرضاشاه هنگام بازدید از سیل زدگان اصفهان و یزد و کرمان خطاب به خبرنگاران :
«.. بجای اینکه از من عکس بگیرید٫ از مناطق سیل زده عکس بگیرید ،
تا همه بدانند که چه فاجعه ای در اینجا رخ داده و کمک کنند .. »
@flith
محمدرضاشاه هنگام بازدید از سیل زدگان اصفهان و یزد و کرمان خطاب به خبرنگاران :
«.. بجای اینکه از من عکس بگیرید٫ از مناطق سیل زده عکس بگیرید ،
تا همه بدانند که چه فاجعه ای در اینجا رخ داده و کمک کنند .. »
@flith
سالها گذشت تا روزگار دست تهی مدافعان ایدئولوژی زده چپ را بگشاید و پس از جنایات وحشتناک، سراب جامعه بی طبقه را آشکار سازد. سه سال و نیم پس از مرگ استالین، خروشچف در بیستمین کنگره حزب کمونیست اتحاد شوروی در میان بهت و حیرت رهبران و هیاتهای نمایندگی احزاب کمونیست از سراسر دنیا از حقایق ناگفته گفت. از خیانتها به آرمان کمونیست، ازحکومت وحشت استالین، از تصفیه بر سر قدرت با اتهام مزدوری دشمن، از دادگاههای فرمایشی، از بلوف عدالت و مساوات و اشتباهات بزرگ در جنگ که به بهای خون هزاران روس تمام شده بود و در نهایت هشدار داد که اگر فکری نکنند، سقوط نزدیک است!
در ایران اما اگر از ساده اندیشی عوام بگذریم، نقش نخبگان و روشنفکران در ترویج جریان چپ رومانتیک در سالهای پیش از انقلاب تاسف آور است. چه آنها که قلمی داشتند و چه آنها که زبانی جهت هدایت مردم، همگی رقم مغلطه بر دفتر دانش زدند! از روشنفکران کتاب خوانده و فرنگ رفته چون داریوش شایگان تا قلم به دستانی چون جلال آل احمد، صمد بهرنگی، بزرگ علوی و غلامحسین ساعدی و شاعرانی چون سیاوش کسرایی، خسرو گلسرخی تا سخنرانانی چون علی شریعتی!
همچنین جریان چپ التقاطی درایران شکل گرفت که اندیشه های مذهبی را با مارکسیسم درهم آمیخت و از دین سلاح ایدئولوژیک ساخت و آن را به ابزاری برای مبارزه سیاسی تبدیل کرد بدون آنکه به سرانجام کار بیندیشد و دریابد که در جامعه ناآگاه و غیر دموکراتیک، به سبب اتوریته مذهب، سرانجام قدرت بدست مدعیان دین خواهد افتاد.
جواد طباطبایی درکانال خود اعترافی از داریوش شایگان را بدین شکل نقل کرده است:
«ایران در سالهای دهههای چهل و پنجاه داشت جهش میکرد. ما از آسیای جنوب شرقی آن موقع جلوتر بودیم، ولی بعد آنها پیش افتادند و موفقتر شدند. علت عدم موفقیت ما به نظر من این است که ما شتاب تغییرات را تحمل نکردیم. حالا چرا؟ نمیدانم. همچنین ما روشنفکران آن دوره هم پرت بودیم و تحلیل درستی ازجایگاه خود در جامعه و جامعۀ خود در جهان نداشتیم. میتوانم این را به عنوان یک اعتراف بگویم که ما روشنفکران جایگاه خود را ندانستیم و جامعه را خراب کردیم. یکی دیگر از آسیبهای جامعۀ ما در آن هنگام چپزدگی شدید بود که با اتفاقات بیستوهشتم مرداد هم تشدید شد، و قهرمانگرایی بیش از پیش در جامعه فراگیر شد. ما باید گام نهادن در مسیر صنعت و پیشرفت را از مونتاژ آغاز میکردیم. جالب بود که روشنفکران آن دوره از این مونتاژ به بورژوازی کمپرادور یاد میکردند.بسیاری از روشنفکران اروپایی نیز چپزده بودند، منتها در آنجا تعادل برقرار بود. رمون آرونی بود در مقابل سارتر ولی اینجا رمون آرونی نبود، کسی جلوی چپها نبود. ما با اسطوره ها زندگی میکنیم و این بسیار بد است و یکی از نتایج چپزدگی است.نسل کنونی جوانان ایران، شعورشان از نسل ما بسیار بیشتر است، زیرا در دنیای دیگری زندگی میکنند. مخصوصاً زنان ایرانی بسیار جهش کردهاند. باید اعتراف کنم شرمندهام که نسل ما گند زد!
✍سعید قاسمی نیا
@flith
در ایران اما اگر از ساده اندیشی عوام بگذریم، نقش نخبگان و روشنفکران در ترویج جریان چپ رومانتیک در سالهای پیش از انقلاب تاسف آور است. چه آنها که قلمی داشتند و چه آنها که زبانی جهت هدایت مردم، همگی رقم مغلطه بر دفتر دانش زدند! از روشنفکران کتاب خوانده و فرنگ رفته چون داریوش شایگان تا قلم به دستانی چون جلال آل احمد، صمد بهرنگی، بزرگ علوی و غلامحسین ساعدی و شاعرانی چون سیاوش کسرایی، خسرو گلسرخی تا سخنرانانی چون علی شریعتی!
همچنین جریان چپ التقاطی درایران شکل گرفت که اندیشه های مذهبی را با مارکسیسم درهم آمیخت و از دین سلاح ایدئولوژیک ساخت و آن را به ابزاری برای مبارزه سیاسی تبدیل کرد بدون آنکه به سرانجام کار بیندیشد و دریابد که در جامعه ناآگاه و غیر دموکراتیک، به سبب اتوریته مذهب، سرانجام قدرت بدست مدعیان دین خواهد افتاد.
جواد طباطبایی درکانال خود اعترافی از داریوش شایگان را بدین شکل نقل کرده است:
«ایران در سالهای دهههای چهل و پنجاه داشت جهش میکرد. ما از آسیای جنوب شرقی آن موقع جلوتر بودیم، ولی بعد آنها پیش افتادند و موفقتر شدند. علت عدم موفقیت ما به نظر من این است که ما شتاب تغییرات را تحمل نکردیم. حالا چرا؟ نمیدانم. همچنین ما روشنفکران آن دوره هم پرت بودیم و تحلیل درستی ازجایگاه خود در جامعه و جامعۀ خود در جهان نداشتیم. میتوانم این را به عنوان یک اعتراف بگویم که ما روشنفکران جایگاه خود را ندانستیم و جامعه را خراب کردیم. یکی دیگر از آسیبهای جامعۀ ما در آن هنگام چپزدگی شدید بود که با اتفاقات بیستوهشتم مرداد هم تشدید شد، و قهرمانگرایی بیش از پیش در جامعه فراگیر شد. ما باید گام نهادن در مسیر صنعت و پیشرفت را از مونتاژ آغاز میکردیم. جالب بود که روشنفکران آن دوره از این مونتاژ به بورژوازی کمپرادور یاد میکردند.بسیاری از روشنفکران اروپایی نیز چپزده بودند، منتها در آنجا تعادل برقرار بود. رمون آرونی بود در مقابل سارتر ولی اینجا رمون آرونی نبود، کسی جلوی چپها نبود. ما با اسطوره ها زندگی میکنیم و این بسیار بد است و یکی از نتایج چپزدگی است.نسل کنونی جوانان ایران، شعورشان از نسل ما بسیار بیشتر است، زیرا در دنیای دیگری زندگی میکنند. مخصوصاً زنان ایرانی بسیار جهش کردهاند. باید اعتراف کنم شرمندهام که نسل ما گند زد!
✍سعید قاسمی نیا
@flith
قصه اسکندر و ایران مان
✍می گویند اسکندر مقدونی پس از فتح ایران با مشاوران خود درباب چند و چون اداره کشور صحبت می کرد و هریک شیوه ای برای مدیریت فتوحات پیش کشیدند اما ازمیان آن همه رای یکی به مذاق اسکندر بسیار خوش آمد که اگر می خواهی ایران را اداره کنی کار بزرگان را به خردان و دونان بسپار! چون این خردان برای حفظ مناصب خود هم شده اجازه نخواهند داد فرد عالم و عاقلی بر سرکاربیاید چون حضور عالمان به معنی نفی آنها خواهد بود و چنین شد که اسکندر کارهای بزرگ را به دونان سپرد.این قصه اسکندرهنوز با ماست.
مگس درگلشن و عنقا به گلخن تقدیر ایرانیان شد و حافظ ناچار سرود که «فلک به مردم نادان دهد زمام مراد/تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس!» که دنیا دنیای دون پروری و سفله ستایی است و مردم گداز. در فقدان و غیاب این شایسته سالاری است که سعدی مان می گوید «دنیا حریف سفله و معشوق بی وفاست» و حافظ مان دوباره فریاد برمی آورد که
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه برگردن خر می بینم
درزمانه سفله که هزاران خر برد بام سرنوشت کشور جزاین نخواهد بود که بلبلان خاموش باشند و خر در عرعر! این است که جاهل به مسند اندر و عالم برون در/جوید به حیله راه به دربان نمی رسد. که خاصان حق همیشه بلیت کشیده اند و به قول شاعرش فریاد ازاین جهان که خردمند ازآن،قسمت به جز نوائب و حرمان نمی رسد.
کشور در غیاب شایسته سالاری مصداق یک در و دو سراست.عده ای از زن عقدی هستند و عده ای دیگر از زن صیغه که گفت شما را خانم زاییده و ما را کنیز! یک عده یارشان دربر و عده دیگر دو چشم انتظارشان بر در.کشور یک بام و دوهواست.یک طرف تابستان و یک طرف زمستان!
این است که وقتی نیمی از ملت گرفتار سوء تغذیه هستند و فریاد و ناله و لابه شان به آسمان بلند است و میلیون ها تن دچار افسردگی و حرمان و حسرت اند و وقتی میلیون ها تن از دردو غم بی نانی و بیکاری و بیماری به خود می پیچند عده قلیلی که خود محصول همین مناسبات تبعیض آمیز و ساختارهای بیمارگونه هستند سخن از ساخت مجدد جهان می گویند که باید فلک را سقف بشکافند و طرحی نودراندازند.باید پوزه استکبار را به خاک بمالند و به عالم و آدم ثابت کنند که آری ما می توانیم اگر بخواهیم شهرآشوبی کنیم و شر را در جهان منتشر کنیم.و چنین می شود که سیر از حال گرسنه غافل می ماند.درحالی که خانواده ایرانی درخرید یک گوشی هوشمند بازمانده است نماینده اش داد می زند ای مردم زاد و ولد کنید وگرنه مجبوریم ازهند و چین آدم وارد کنیم.وقتی در سخنان این جماعت جری تامل می کنم یاد قصه اسکندر و مشاورانش می افتم که ای لعنت برتان باد باما چه کردید شما که هنوز هم دراین کشور ماتم زده رسم است؛
مگس به گلشن است و عنقا به گلخن
#شایسته_سالاری_دموکراسی_تبعیض_قربان_عباسی
@flith
✍می گویند اسکندر مقدونی پس از فتح ایران با مشاوران خود درباب چند و چون اداره کشور صحبت می کرد و هریک شیوه ای برای مدیریت فتوحات پیش کشیدند اما ازمیان آن همه رای یکی به مذاق اسکندر بسیار خوش آمد که اگر می خواهی ایران را اداره کنی کار بزرگان را به خردان و دونان بسپار! چون این خردان برای حفظ مناصب خود هم شده اجازه نخواهند داد فرد عالم و عاقلی بر سرکاربیاید چون حضور عالمان به معنی نفی آنها خواهد بود و چنین شد که اسکندر کارهای بزرگ را به دونان سپرد.این قصه اسکندرهنوز با ماست.
مگس درگلشن و عنقا به گلخن تقدیر ایرانیان شد و حافظ ناچار سرود که «فلک به مردم نادان دهد زمام مراد/تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس!» که دنیا دنیای دون پروری و سفله ستایی است و مردم گداز. در فقدان و غیاب این شایسته سالاری است که سعدی مان می گوید «دنیا حریف سفله و معشوق بی وفاست» و حافظ مان دوباره فریاد برمی آورد که
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه برگردن خر می بینم
درزمانه سفله که هزاران خر برد بام سرنوشت کشور جزاین نخواهد بود که بلبلان خاموش باشند و خر در عرعر! این است که جاهل به مسند اندر و عالم برون در/جوید به حیله راه به دربان نمی رسد. که خاصان حق همیشه بلیت کشیده اند و به قول شاعرش فریاد ازاین جهان که خردمند ازآن،قسمت به جز نوائب و حرمان نمی رسد.
کشور در غیاب شایسته سالاری مصداق یک در و دو سراست.عده ای از زن عقدی هستند و عده ای دیگر از زن صیغه که گفت شما را خانم زاییده و ما را کنیز! یک عده یارشان دربر و عده دیگر دو چشم انتظارشان بر در.کشور یک بام و دوهواست.یک طرف تابستان و یک طرف زمستان!
این است که وقتی نیمی از ملت گرفتار سوء تغذیه هستند و فریاد و ناله و لابه شان به آسمان بلند است و میلیون ها تن دچار افسردگی و حرمان و حسرت اند و وقتی میلیون ها تن از دردو غم بی نانی و بیکاری و بیماری به خود می پیچند عده قلیلی که خود محصول همین مناسبات تبعیض آمیز و ساختارهای بیمارگونه هستند سخن از ساخت مجدد جهان می گویند که باید فلک را سقف بشکافند و طرحی نودراندازند.باید پوزه استکبار را به خاک بمالند و به عالم و آدم ثابت کنند که آری ما می توانیم اگر بخواهیم شهرآشوبی کنیم و شر را در جهان منتشر کنیم.و چنین می شود که سیر از حال گرسنه غافل می ماند.درحالی که خانواده ایرانی درخرید یک گوشی هوشمند بازمانده است نماینده اش داد می زند ای مردم زاد و ولد کنید وگرنه مجبوریم ازهند و چین آدم وارد کنیم.وقتی در سخنان این جماعت جری تامل می کنم یاد قصه اسکندر و مشاورانش می افتم که ای لعنت برتان باد باما چه کردید شما که هنوز هم دراین کشور ماتم زده رسم است؛
مگس به گلشن است و عنقا به گلخن
#شایسته_سالاری_دموکراسی_تبعیض_قربان_عباسی
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوش دوش
آواز : محمدرضا #شجریان
تار : #حسین_علیزاده
کمانچه : #کیهان_کلهر
تنبک و آواز : #همایون_شجریان
شعر و آهنگ از #علی_اکبر_شیدا (افشاری)
اجرا:کنسرت تهران- ۱۳۸۴
از کانال آواز استاد شجریان
@flith
آواز : محمدرضا #شجریان
تار : #حسین_علیزاده
کمانچه : #کیهان_کلهر
تنبک و آواز : #همایون_شجریان
شعر و آهنگ از #علی_اکبر_شیدا (افشاری)
اجرا:کنسرت تهران- ۱۳۸۴
از کانال آواز استاد شجریان
@flith
وقتی در کتاب قصه کودکان، طناب دار و اعدام را تصویر سازی میکنند اگر کودکان، خود را به دار نیاویزند باید متعجب بود.
@flith
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به مصلحت ساعتی عمامه سر میذاری و حلال می کنی ، بعد از سر بر می داری و غارت می کنی ؟!
سکانسی زیبا
@flith
سکانسی زیبا
@flith
آسوده باش و همه چیز را در مورد ”گناه“ و ”تقدس“ فراموش کن. زیرا هر دو با هم تمام شادی های انسانی را نابود میکنند.
گناهکار مدام احساس گناه میکند، از این رو شادی اش از بین میرود. کسی که فکر میکند کار اشتباهی کرده و مجرم است چگونه میتواند عشق بورزد، آواز بخواند یا برقصد؟
کسی هم که فکر میکند قدیس است نمیتواند خوشحال باشد. زیرا میترسد اگر لذت ببرد شاید تقدسش را از دست بدهد. اگر بخندد ممکن است سقوط کند. نمیتواند برقصد زیرا ممکن است او را منحرف کند. نمیتواند دست کسی را بگیرد زیرا ممکن است عاشق شود و امیال سرکوب شده ظاهر شوند.
گناهکار و قدیس هر دو بازنده اند.
#اشو
@flith
گناهکار مدام احساس گناه میکند، از این رو شادی اش از بین میرود. کسی که فکر میکند کار اشتباهی کرده و مجرم است چگونه میتواند عشق بورزد، آواز بخواند یا برقصد؟
کسی هم که فکر میکند قدیس است نمیتواند خوشحال باشد. زیرا میترسد اگر لذت ببرد شاید تقدسش را از دست بدهد. اگر بخندد ممکن است سقوط کند. نمیتواند برقصد زیرا ممکن است او را منحرف کند. نمیتواند دست کسی را بگیرد زیرا ممکن است عاشق شود و امیال سرکوب شده ظاهر شوند.
گناهکار و قدیس هر دو بازنده اند.
#اشو
@flith
پرواز فکر و اندیشه
جعفر شيرعلى نيا 30 سال پیش در ارديبهشت ٦٩ جيمز بيكر وزير امور خارجهي امريكا گفت آمريكا آمادهي مذاكره مستقيم با ايران است. ... @flith
☘☘☘
عباس عبدی:چرا از رئیس جمهور قبلی برای اتهاماتی که به سیستم امنیتی در سال 88 می زند،بازخواست نمی شود؟
رییس دولت قبلی در آخرین اظهارنظر خود که به صورت ویدیویی منتشر کرده است، درباره حوادث 1388 سخنان مهمی گفته است.
او رسما میگوید در سال 88 نیروهای امنیتی به نتیجه رسیدند که "اراذل و اوباش را به کار بگیرند. و اینها (امنیتیها) با کمک به عناصر قدرتطلب، آنها را به بر هم زدن جریان قانونی انتخابات ترغیب کردند."
فارغ از درستی یا نادرستی این ادعاها ، اگر کسی حتی بخشی از این سخنان را به صورت خبری و تاییدی اظهار کند ، چه برخوردی با او خواهد شد؟
تعداد زیادی از فعالان سیاسی سالها را در زندان گذراندند، چرا که فقط جزیی از این ادعاها را طرح کرده بودند.
این حد از تبعیض در رسیدگی باور کردنی نیست، به ویژه آنکه احتمالا خود این فرد پشت این ماجراها بوده.
اعتماد
@flith
عباس عبدی:چرا از رئیس جمهور قبلی برای اتهاماتی که به سیستم امنیتی در سال 88 می زند،بازخواست نمی شود؟
رییس دولت قبلی در آخرین اظهارنظر خود که به صورت ویدیویی منتشر کرده است، درباره حوادث 1388 سخنان مهمی گفته است.
او رسما میگوید در سال 88 نیروهای امنیتی به نتیجه رسیدند که "اراذل و اوباش را به کار بگیرند. و اینها (امنیتیها) با کمک به عناصر قدرتطلب، آنها را به بر هم زدن جریان قانونی انتخابات ترغیب کردند."
فارغ از درستی یا نادرستی این ادعاها ، اگر کسی حتی بخشی از این سخنان را به صورت خبری و تاییدی اظهار کند ، چه برخوردی با او خواهد شد؟
تعداد زیادی از فعالان سیاسی سالها را در زندان گذراندند، چرا که فقط جزیی از این ادعاها را طرح کرده بودند.
این حد از تبعیض در رسیدگی باور کردنی نیست، به ویژه آنکه احتمالا خود این فرد پشت این ماجراها بوده.
اعتماد
@flith
☘☘☘
یک روسپی بسیار زیبا و معروف در استرالیا این جمله را بعنوان معرفی خودش نوشته:
"فکر ، برای پول درآوردن است ، بدن برای دیده شدن"
به این فکر می کنم که در طول تاریخ ، روسپیان همان حرفهایی را در عیان گفته ، یا کارهایی را آشکارا انجام داده اند که بقیه آن را مخفی کرده اند.
"فکر برای پول درآوردن است. بدن برای دیده شدن": این جمله خلاصه و چکیده ی کل نظام ِ جهان کنونی ست... جهانی که در آن هر یک ثانیه ای که به چیزی غیر از پول درآوردن فکر کنی ، آن لحظه از کف ات رفته و چیزی عاید ات نشده است... جهانی که زنان و مردان اش معادل "بدن" شان شده اند و با آن ارزیابی می شوند. "بدن" حالا حتی جنبش های سیاسی به راه می اندازد و سالن های ورزشی و زیبایی پر از آدم است ، همانطور که در کتابخانه ها پرنده پر نمی زند.
برای همین محصولات این قرن، دن بیلرزیان ها و کارداشیان ها هستند. نه داستایفسکی ها و تورگنیف ها.
رضا نظام دوست
@flith
یک روسپی بسیار زیبا و معروف در استرالیا این جمله را بعنوان معرفی خودش نوشته:
"فکر ، برای پول درآوردن است ، بدن برای دیده شدن"
به این فکر می کنم که در طول تاریخ ، روسپیان همان حرفهایی را در عیان گفته ، یا کارهایی را آشکارا انجام داده اند که بقیه آن را مخفی کرده اند.
"فکر برای پول درآوردن است. بدن برای دیده شدن": این جمله خلاصه و چکیده ی کل نظام ِ جهان کنونی ست... جهانی که در آن هر یک ثانیه ای که به چیزی غیر از پول درآوردن فکر کنی ، آن لحظه از کف ات رفته و چیزی عاید ات نشده است... جهانی که زنان و مردان اش معادل "بدن" شان شده اند و با آن ارزیابی می شوند. "بدن" حالا حتی جنبش های سیاسی به راه می اندازد و سالن های ورزشی و زیبایی پر از آدم است ، همانطور که در کتابخانه ها پرنده پر نمی زند.
برای همین محصولات این قرن، دن بیلرزیان ها و کارداشیان ها هستند. نه داستایفسکی ها و تورگنیف ها.
رضا نظام دوست
@flith