☘☘☘
تا کور شود هر آن که نتواند اتحاد اقوام ایران را ببیند..
عابد فضلی چورتی
هنگامی که تجمعات ملی گرایانه در کشور ممنوع شد، تجزیه طلبان و قوم گرایان دوباره احیا و درحال پیشی گرفتن هستند. اتفاقاتی که در منطقه رخ می دهد، باعث تقویت چنین روحیه ی پلیدی می شود. آن جا که حس میهن دوستی سرکوب شود و در مقابل هیچ ممانعتی از شعائر تجزیه طلبانه نشود، به طور طبیعی هنجارهای قومیتی از ارزش های ملی جدا شده و خود را مستقل مطرح می کند. قوم گرایی افراطی، متاسفانه در همه ی اقوام ایران راه پیدا کرد. در برخی اقوام شدت فراگیری بیشتر و در برخی کمتر است. این باید زنگ خطری باشد برای مسئولینی که هنوز به ایران و مفهوم وطن وفادار هستند.
شرکت کنندگان در تجمع های هفت آبان در سال های اخیر، ضد انقلاب و اقدام کننده علیه امنیت ملی نام گرفتند و حتی به مدت سه سال است که پیامک هایی به این شرح به آن افراد فرستاده می شود:« شهروند محترم، فعالیت شما در خصوص تجمع غیر قانونی 7 آبان مورد رصد می باشد. در صورت ادامه فعالیت و حضور در مراسم فوق الذکر بر اساس ماده 498 الی 512 قانون مجازات اسلامی، با شما برخورد قانونی خواهد شد».
سوالی که مطرح می شود اینست که آیا چنین پیامک هایی برای افراد تجزیه طلب هم فرستاده شد که اگر دست به فلان شعار و فلان تجمع بزنید، برخورد خواهیم کرد؟ شعار هایی که تجزیه طلبان در ورزشگاه ها و اماکن عمومی سر می دهند آنقدر زننده است که دل هر وطن پرستی را به درد می آورد. حقیقتا پشت این نقاب ها چه چیزی پنهان است؟
اتفاقی که در قره باغ در طول این چند سال افتاده است؛ واکنش های مختلفی را در ایران به همراه داشته است. عده ای خواستار ادغام اران (جمهوری آذربایجان) و ارمنستان به خاک ایران شدند که نمودی از تفکر تاریخی است. تفکری که امروزه بر اساس ضوابط قانونی و بین المللی یک رویای دست نایافتنی است. عده ای هم در حمایت از اران، سعی کردند تا با نگاه قوم گرایانه با ارمنستان مقابله و آن را محکوم کنند. آنان به حمایت از ترکیه و هم نژادان ترک خود(؟) در اران، خواستار ادغام ارمنستان به این دو کشور هستند. علاوه بر آن خواهان جدایی استان های ترک نشین ما، آذربایجان های شرقی و غربی به این دو کشور نیز هستند.
آنان هنوز نمی دانند که نژاد پرستی و قوم گرایی چه تبعاتی دارد. این تندرو ها حتی تاریخ را جعل کرده و خود را به شاهان ماد و حتی قبل آن شاهان اورارتو، آشور، سومر و اکد می رسانند، بدون آنکه بدانند از چه تاریخی پا در فلات ایران گذاشتند. افراطی هایی که با ادبیات زننده و زشت سعی دارند که مخاطبان خود را تخریب و تحقیر کنند. آنان حتی از اصول اولیه تکلم و مباحثه بی خبر هستند. آنان مقام شامخ انسان را نشناخته و سعی در نشان دادن برتری قوم خود نسبت به دیگران براساس معیارهای ارزشی هستند.
آری. قلب هر انسان با وجدانی در وهله اول برای افرادی که در نا امنی و جنگ هستند، می سوزد و قطعا در حمایت از مردمان جنگ زده بر می خیزد. اما اینکه در مملکتی افراد پان فلانیسم در راس قدرت قرار گیرند و دهنه توپ جنگی خود را به سوی وطن پرستان و ایران گرایان قرار دهند و سعی کنند با پراکندن نفاق و اندیشه های باطل، افکار عمومی را نسبت به کشور و وطن مخدوش کنند، باید در برابرشان ایستاد. این ایستادن ها مراتب دارد و هرچه افراد تجزیه طلب قدرت مانور بیشتر یابند، خطرناک تر و فراگیر تر خواهد بود. باید تاریخ را دانست و بفهمیم که همیشه افرادی سعی در تفرقه افکندن و سود بردن هستند. چه بیگانه پرستانی که همیشه در تاریخ ما وجود داشته و دارند و چه افراد نادان و خود باخته که سرسپردگی بی چون و چرا را می خواهند.
اگر ما ایرانیان و وطن پرستان و تاریخ دوستان، نتوانیم با این موج جهالت مقابله کنیم، دیر یا زود باید شاهد تکه تکه شدن این گربه ی پیرمان باشیم. کشوری که روزگاری دنیا را در زیر سایه ی تمدنی خود قرار می داد، اکنون با آن همه تاریخ و فرهنگ خود، از درون توسط عده ای جاهل در معرض فروپاشی است. مسئولین محترم، سرتان را از خارج مرزها به درون مرزها بچرخانید. ایران از درون آشفته است. بیایید بین این مردم، از گرفتاری هایشان باخبر شوید. مشکلات و دغدغه ها بهترین طعمه برای افراد تفرقه گرا است. شماها اگر کاری نکنید، در تاریخ اسمتان با ننگ و لعن ثبت خواهد شد. به داد ایران برسید و دهن تجزیه طلبان را گِل بگیرید....
@flith
تا کور شود هر آن که نتواند اتحاد اقوام ایران را ببیند..
عابد فضلی چورتی
هنگامی که تجمعات ملی گرایانه در کشور ممنوع شد، تجزیه طلبان و قوم گرایان دوباره احیا و درحال پیشی گرفتن هستند. اتفاقاتی که در منطقه رخ می دهد، باعث تقویت چنین روحیه ی پلیدی می شود. آن جا که حس میهن دوستی سرکوب شود و در مقابل هیچ ممانعتی از شعائر تجزیه طلبانه نشود، به طور طبیعی هنجارهای قومیتی از ارزش های ملی جدا شده و خود را مستقل مطرح می کند. قوم گرایی افراطی، متاسفانه در همه ی اقوام ایران راه پیدا کرد. در برخی اقوام شدت فراگیری بیشتر و در برخی کمتر است. این باید زنگ خطری باشد برای مسئولینی که هنوز به ایران و مفهوم وطن وفادار هستند.
شرکت کنندگان در تجمع های هفت آبان در سال های اخیر، ضد انقلاب و اقدام کننده علیه امنیت ملی نام گرفتند و حتی به مدت سه سال است که پیامک هایی به این شرح به آن افراد فرستاده می شود:« شهروند محترم، فعالیت شما در خصوص تجمع غیر قانونی 7 آبان مورد رصد می باشد. در صورت ادامه فعالیت و حضور در مراسم فوق الذکر بر اساس ماده 498 الی 512 قانون مجازات اسلامی، با شما برخورد قانونی خواهد شد».
سوالی که مطرح می شود اینست که آیا چنین پیامک هایی برای افراد تجزیه طلب هم فرستاده شد که اگر دست به فلان شعار و فلان تجمع بزنید، برخورد خواهیم کرد؟ شعار هایی که تجزیه طلبان در ورزشگاه ها و اماکن عمومی سر می دهند آنقدر زننده است که دل هر وطن پرستی را به درد می آورد. حقیقتا پشت این نقاب ها چه چیزی پنهان است؟
اتفاقی که در قره باغ در طول این چند سال افتاده است؛ واکنش های مختلفی را در ایران به همراه داشته است. عده ای خواستار ادغام اران (جمهوری آذربایجان) و ارمنستان به خاک ایران شدند که نمودی از تفکر تاریخی است. تفکری که امروزه بر اساس ضوابط قانونی و بین المللی یک رویای دست نایافتنی است. عده ای هم در حمایت از اران، سعی کردند تا با نگاه قوم گرایانه با ارمنستان مقابله و آن را محکوم کنند. آنان به حمایت از ترکیه و هم نژادان ترک خود(؟) در اران، خواستار ادغام ارمنستان به این دو کشور هستند. علاوه بر آن خواهان جدایی استان های ترک نشین ما، آذربایجان های شرقی و غربی به این دو کشور نیز هستند.
آنان هنوز نمی دانند که نژاد پرستی و قوم گرایی چه تبعاتی دارد. این تندرو ها حتی تاریخ را جعل کرده و خود را به شاهان ماد و حتی قبل آن شاهان اورارتو، آشور، سومر و اکد می رسانند، بدون آنکه بدانند از چه تاریخی پا در فلات ایران گذاشتند. افراطی هایی که با ادبیات زننده و زشت سعی دارند که مخاطبان خود را تخریب و تحقیر کنند. آنان حتی از اصول اولیه تکلم و مباحثه بی خبر هستند. آنان مقام شامخ انسان را نشناخته و سعی در نشان دادن برتری قوم خود نسبت به دیگران براساس معیارهای ارزشی هستند.
آری. قلب هر انسان با وجدانی در وهله اول برای افرادی که در نا امنی و جنگ هستند، می سوزد و قطعا در حمایت از مردمان جنگ زده بر می خیزد. اما اینکه در مملکتی افراد پان فلانیسم در راس قدرت قرار گیرند و دهنه توپ جنگی خود را به سوی وطن پرستان و ایران گرایان قرار دهند و سعی کنند با پراکندن نفاق و اندیشه های باطل، افکار عمومی را نسبت به کشور و وطن مخدوش کنند، باید در برابرشان ایستاد. این ایستادن ها مراتب دارد و هرچه افراد تجزیه طلب قدرت مانور بیشتر یابند، خطرناک تر و فراگیر تر خواهد بود. باید تاریخ را دانست و بفهمیم که همیشه افرادی سعی در تفرقه افکندن و سود بردن هستند. چه بیگانه پرستانی که همیشه در تاریخ ما وجود داشته و دارند و چه افراد نادان و خود باخته که سرسپردگی بی چون و چرا را می خواهند.
اگر ما ایرانیان و وطن پرستان و تاریخ دوستان، نتوانیم با این موج جهالت مقابله کنیم، دیر یا زود باید شاهد تکه تکه شدن این گربه ی پیرمان باشیم. کشوری که روزگاری دنیا را در زیر سایه ی تمدنی خود قرار می داد، اکنون با آن همه تاریخ و فرهنگ خود، از درون توسط عده ای جاهل در معرض فروپاشی است. مسئولین محترم، سرتان را از خارج مرزها به درون مرزها بچرخانید. ایران از درون آشفته است. بیایید بین این مردم، از گرفتاری هایشان باخبر شوید. مشکلات و دغدغه ها بهترین طعمه برای افراد تفرقه گرا است. شماها اگر کاری نکنید، در تاریخ اسمتان با ننگ و لعن ثبت خواهد شد. به داد ایران برسید و دهن تجزیه طلبان را گِل بگیرید....
@flith
☘☘☘
حکومت های مستبد و ستمگر که بر بربرها فرمانروایی میکنند به صلاح خود می دانند که افراد زیر سلطه ی خود را از عقد دوستی و اتحاد و آموزش حکمت و تحصیل نیروی جسمانی ممنوع دارند ، زیرا این سه فضلیت ، سبب اتفاق ومایه ی اتحاد و قدرت زیردستان گردیده ،آنان را بر تحصیل آزادی از چنگال ستمگران بر می گمارد .
67ص
#ضیافت
#افلاطون
ترجمه : #محمد_علی_فروغی
@flith
حکومت های مستبد و ستمگر که بر بربرها فرمانروایی میکنند به صلاح خود می دانند که افراد زیر سلطه ی خود را از عقد دوستی و اتحاد و آموزش حکمت و تحصیل نیروی جسمانی ممنوع دارند ، زیرا این سه فضلیت ، سبب اتفاق ومایه ی اتحاد و قدرت زیردستان گردیده ،آنان را بر تحصیل آزادی از چنگال ستمگران بر می گمارد .
67ص
#ضیافت
#افلاطون
ترجمه : #محمد_علی_فروغی
@flith
☘☘☘
"حکومت دینی و همپیمانان غیردینی"
شاید این پرسش را از خود کردهاید که چرا مهمترین متحدانِ حکومت جمهوری اسلامی ایران؛ کشورهای بیدین و حتی ضددین هستند؟
چرا کشورهایی مانند چین، روسیه، بلاروس، کرهشمالی، میانمار، ونزوئلا و کوبا که از جمله کافرترین جوامع محسوب میشوند و پیروان ادیان توحیدی در آنها از هر کجای دنیا کمتر است؛ متحدان اصلی ما در سیاست خارجی و روابط جهانی هستند؟
پاسخ به این پرسش بسیار ساده و روشن است. یکی از اصول اساسی روابط بینالملل این است که؛ «کشورها دوست و دشمن ذاتی ندارند؛ آنها فقط نیازها و منافع دارند.»
مهمترین نیاز هر حکومتی؛ نیاز به حفظ بقاء است. وقتی که راز ماندگاری و بقاء حکومتی در دوستی و اتحاد با کشورهای خاصی باشد، آن حکومت با دین و آیین آن کشورها کاری ندارد. برعکس، اگر کشوری منافع یک حکومت را تهدید کند، هیچ اهمیتی ندارد که مردم و مسئولین آن کشور چه دینی دارند؛ آن کشور دشمن محسوب خواهد شد. این اصل؛ سرمشق همه حکومتهاست و دینی و غیردینی هم ندارد.
این واقعیت، به ما میآموزد که هرگاه دین با سیاست تلفیق شود؛ این سیاست نیست که دینی میشود؛ بلکه این دین است که سیاسی میشود.
دینِ سیاسی همان دینی است که ما را مجبور میکند برای راضی نگه داشتن حکومت چین؛ از محکوم کردن کشتار مسلمانان روهینگیایی در میانمار (توسط حاکمان نظامی میانمار که تحت امر و متحد چین هستند) طفره برویم و یا فشار بر مسلمانان چچنی در روسیه و مسلمانان اُیغوری در چین را نادیده بگیریم.
این واقعیت نه تنها در حوزه سیاست خارجی؛ بلکه در حوزه سیاست داخلی هم صادق است. طبق یک اصل اساسی دیگر؛ سیاست، حوزۀ قدرت و مصلحت است و دین، حوزۀ اخلاق، معنویت و حقیقت است. برای شناخت بهتر این اصل کافیست تا کارنامه آنچه ذیل مبحث «مصلحت نظام» انجام شدهاست، بررسی شود.
مصلحت نظام؛ چیزی نیست جز زیر پا گذاشتن اصول دینی و اخلاقی برای کسب قدرت و حفظ آن به هر قیمتی که لازم باشد.
تجربۀ حکومتها از قرون وسطی تا به امروز نشان داده است؛ این ادعا که «سیاست ما عین دیانت ماست»؛ در حد شعار و آرزو باقی مانده و در عمل شاهد حاکم شدن «دیانت ما عین سیاست ماست»، بودهایم. حال که نمیشود سیاست را دینی کرد؛ وظیفه دینداران و غیردینداران آن است که حداقل دین را از دست سیاست نجات دهند.
#نظام_بهرامی_کمیل
#سیاسی #مذهبی
@flith
"حکومت دینی و همپیمانان غیردینی"
شاید این پرسش را از خود کردهاید که چرا مهمترین متحدانِ حکومت جمهوری اسلامی ایران؛ کشورهای بیدین و حتی ضددین هستند؟
چرا کشورهایی مانند چین، روسیه، بلاروس، کرهشمالی، میانمار، ونزوئلا و کوبا که از جمله کافرترین جوامع محسوب میشوند و پیروان ادیان توحیدی در آنها از هر کجای دنیا کمتر است؛ متحدان اصلی ما در سیاست خارجی و روابط جهانی هستند؟
پاسخ به این پرسش بسیار ساده و روشن است. یکی از اصول اساسی روابط بینالملل این است که؛ «کشورها دوست و دشمن ذاتی ندارند؛ آنها فقط نیازها و منافع دارند.»
مهمترین نیاز هر حکومتی؛ نیاز به حفظ بقاء است. وقتی که راز ماندگاری و بقاء حکومتی در دوستی و اتحاد با کشورهای خاصی باشد، آن حکومت با دین و آیین آن کشورها کاری ندارد. برعکس، اگر کشوری منافع یک حکومت را تهدید کند، هیچ اهمیتی ندارد که مردم و مسئولین آن کشور چه دینی دارند؛ آن کشور دشمن محسوب خواهد شد. این اصل؛ سرمشق همه حکومتهاست و دینی و غیردینی هم ندارد.
این واقعیت، به ما میآموزد که هرگاه دین با سیاست تلفیق شود؛ این سیاست نیست که دینی میشود؛ بلکه این دین است که سیاسی میشود.
دینِ سیاسی همان دینی است که ما را مجبور میکند برای راضی نگه داشتن حکومت چین؛ از محکوم کردن کشتار مسلمانان روهینگیایی در میانمار (توسط حاکمان نظامی میانمار که تحت امر و متحد چین هستند) طفره برویم و یا فشار بر مسلمانان چچنی در روسیه و مسلمانان اُیغوری در چین را نادیده بگیریم.
این واقعیت نه تنها در حوزه سیاست خارجی؛ بلکه در حوزه سیاست داخلی هم صادق است. طبق یک اصل اساسی دیگر؛ سیاست، حوزۀ قدرت و مصلحت است و دین، حوزۀ اخلاق، معنویت و حقیقت است. برای شناخت بهتر این اصل کافیست تا کارنامه آنچه ذیل مبحث «مصلحت نظام» انجام شدهاست، بررسی شود.
مصلحت نظام؛ چیزی نیست جز زیر پا گذاشتن اصول دینی و اخلاقی برای کسب قدرت و حفظ آن به هر قیمتی که لازم باشد.
تجربۀ حکومتها از قرون وسطی تا به امروز نشان داده است؛ این ادعا که «سیاست ما عین دیانت ماست»؛ در حد شعار و آرزو باقی مانده و در عمل شاهد حاکم شدن «دیانت ما عین سیاست ماست»، بودهایم. حال که نمیشود سیاست را دینی کرد؛ وظیفه دینداران و غیردینداران آن است که حداقل دین را از دست سیاست نجات دهند.
#نظام_بهرامی_کمیل
#سیاسی #مذهبی
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آواز پسر برای پدر
@flith
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◾️ پیام تسلیت مادر ایرانزمین #شهبانو_فرح_پهلوی عزیز به خاطر درگذشت استادآواز محمدرضا شجریان به دوستداران و خانواده او.
@flith
@flith
شعر استاد شفیعی کدکنی برای در گذشت محمد رضا شجریان
«در آن زلال بیکران»
بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد
وطن، زِ نو، جوان شود دمی دگر برآورد
به روی نقشه وطن، صدات چون کند سفر
کویر سبز گردد و سر از خزر برآورد
برون زِ ترس و لرزها گذر کند ز مرزها
بهار بیکرانهای به زیب و فر برآورد
چو موجِ آن ترانهها برآید از کرانهها
جوانههای ارغوان زِ بیشه سر برآورد
بهار جاودانهای که شیوه و شمیم آن
ز صبرِ سبزِ باغِ ما گُلِ ظفر برآورد
سیاهی از وطن رود، سپیدهای جوان دمد
چو آذرخشِ نغمهات زِ شب شرر برآورد
شب ارچه های و هو کند، زِ خویش شستوشو کند
در این زلال بیکران دمی اگر برآورد
صدای توست جادهای که میرود که میرود
به باغ اشتیاق جان وزان سحر برآورد
بخوان که از صدای تو در آسمانِ باغ ما
هزار قمریِ جوان دوباره پَر برآورد
سفیرِ شادی وطن صفیر نغمههای توست
بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد
@flith
«در آن زلال بیکران»
بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد
وطن، زِ نو، جوان شود دمی دگر برآورد
به روی نقشه وطن، صدات چون کند سفر
کویر سبز گردد و سر از خزر برآورد
برون زِ ترس و لرزها گذر کند ز مرزها
بهار بیکرانهای به زیب و فر برآورد
چو موجِ آن ترانهها برآید از کرانهها
جوانههای ارغوان زِ بیشه سر برآورد
بهار جاودانهای که شیوه و شمیم آن
ز صبرِ سبزِ باغِ ما گُلِ ظفر برآورد
سیاهی از وطن رود، سپیدهای جوان دمد
چو آذرخشِ نغمهات زِ شب شرر برآورد
شب ارچه های و هو کند، زِ خویش شستوشو کند
در این زلال بیکران دمی اگر برآورد
صدای توست جادهای که میرود که میرود
به باغ اشتیاق جان وزان سحر برآورد
بخوان که از صدای تو در آسمانِ باغ ما
هزار قمریِ جوان دوباره پَر برآورد
سفیرِ شادی وطن صفیر نغمههای توست
بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد
@flith
اگر خیلی مطمئن هستید به بهشت برمیگردید چرا امروز نمیروید؟ اگر میدانید به یک مکان بهتر از اینجا میروید چرا نمیروید؟ این بزرگترین جنایت علیه بشریت است ما به مردم بگوییم مکانی بهتر از اینجا وجود دارد این یک جرم است چون به انسان اجازه نمیدهد زندگی خود را تا عمق و ابعاد آن دربیابد. زیرا آنها فکر میکنند زندگی واقعی جای دیگریست. آیا مطمئنید که در بهشت نیستید و مشغول خراب کردن؟
@flith
@flith
☘☘☘
چرا به اینجا رسیدیم؟
فرهنگ، سیاست، اقتصاد، دین، اخلاق، همدلی دولتملت، اعتماد ملی و امید به آینده و میهندوستی، در ایران وضع خوبی ندارد. اگر کسی معتقد است که چنین نیست، میتواند همچنان از اخبار صداوسیما لذت ببرد؛ ولی کسانی مانند من که کشور را در خطر میبینند، نخست باید بیندیشند که چرا و چگونه به اینجا رسیدیم و سپس در پی راهی برای برونرفت از وضع کنونی باشند. به گمان من، وضعیت امروز ما نتیجۀ خاماندیشی در چند حوزۀ راهبردی است:
در حوزۀ سیاست، ما گمان کردیم که پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷، آغاز دورانی تازه است؛ در حالی که دوران جدید، با انسانهای جدید آغاز نمیشود؛ بلکه سادهترین معنای انقلاب، تغییر نگاه جامعه به مسئلۀ قدرت و مناسبات ساختاری آن با ملت(به عنوان منبع مشروعیت) است. تا چنین تحولی رخ ندهد، هر گونه تغییری در هر سطحی از مناصب و مقامات، ادامۀ وضع پیشین در قالبی دیگر است.
خاماندیشی ما در حوزۀ فرهنگ، اولا بیخبری از ماهیت سرکش آن در برابر هر گونه دستور و فرمان بود؛ ثانیا میل غریزی فرهنگ را به پیوند با جهانِ بیرون از مرزهای ملی نادیده گرفتیم، و ثالثا فراموش کردیم که فرهنگ به طرزی باورنکردنی استعداد فریبخوردگی دارد.
در حوزۀ دین نیز مرتکب خطاهایی ویرانگر شدیم. در اینجا به یکی از آنها اشاره میکنم: تأثیرگذاری اخلاقی و معنوی و سعادتبخش دین، تنها در صورتی است که در حاشیه بنشیند و از خطر روزمّرگی و سیاستزدگی در امان باشد؛ وگرنه تبدیل به نهادی عرفی و کارافزا و مانعتراش میشود. دین، مانند هنر و فلسفه و بنگاههای روشنفکری، نباید حضور در برخی میدانها مانند سیاست و اقتصاد را هوس کند؛ وگرنه در برابر گرگ سیاست و گربۀ اقتصاد، لقمهای بیش نیست و به آسانی از گلوی رندان و قدرتپرستان و ثروتاندوزان پایین میرود. دین، اگر حاشیۀ امن قدسی را رها کند و در متن حوادث عرفی غرق شود، به ماهیت و رسالت ارشادی خود خیانت کرده است. کسانی که آمیزش دین را با همۀ پدیدههای اجتماعی میپسندند، معمولا به حضور برخی احکام عمومی در متون دینی و سیرۀ پیشوایان استدلال میکنند؛ غافل از آنکه همۀ آنچه در متون آمده و همۀ آنچه از پیشوایان سر زده است، صبغۀ ابدی و شرعی ندارد؛ بلکه گاهی اقتضای زمانه و فرهنگ آن دوران بوده است. ما هیچ گونه حجت شرعی یا دلیل عقلی نداریم که وظیفۀ ما تکرار صوری و فرمالیتۀ تاریخ دین است.
اما خطای بزرگ در حوزۀ اقتصاد، غفلت عمدی از توسعه و اهتمام بیمارگونه به خودکفایی است؛ حال آنکه حذف تعاملات اقتصادی با کشوریهای دیگر به بهانۀ خودکفایی، غیر از آنکه گاهی صرفۀ اقتصادی ندارد، امنیت کشور را هم به خطر میاندازد؛ زیرا آنقدر که قدرت اقتصادی و حضور فعال در بازارهای جهانی، امنیتزا است، خودکفایی در گندم و برنج و هواپیما منشأ امنیت نیست. تجربۀ چین پیش روی ما است. اکنون توسعۀ اقتصادی این کشور و قبول سرمایهگذاریهای خارجی، آن را به قدرتی سیاسی نیز تبدیل کرده است. غفلت عمدی از توسعه در ایران به قدری است که اگر از دوران پیش از انقلاب برای توسعه ریلگذاری نشده بود، اکنون ما کرۀ شمالی دوم بودیم.
راه برونرفت، توسعۀ سیاسی و تغییر نگاه به امر کشورداری است؛ اما تا آن هنگام ما نیاز به دورانی داریم که در آن پس از نیمقرن تنشهای داخلی و چالشهای خارجی، اندکی آرامش را تجربه کنیم. وقت آن رسیده است که سران قوا و امامان جمعه و همۀ مسئولان کشوری و لشکری، دستکم در سخنرانیها و در رسانههای عمومی، لحن و ادبیاتی دیگر برگزینند و از خشم و خصومت زبانی بکاهند. ما تا دورۀ آرامش نسبی و رفاه حداقلی را نگذرانیم، برای گامهای بزرگتر آماده نمیشویم. بنابراین تنشزدایی از هر راهی و در هر سطحی و با هر ابزاری، وظیفهای عمومی و ملی است؛ حتی اگر نظم سیاسی کشور، روشی دیگر را بپسندد.
#رضا_بابایی
۹۸/۷/۲۵
@flith
چرا به اینجا رسیدیم؟
فرهنگ، سیاست، اقتصاد، دین، اخلاق، همدلی دولتملت، اعتماد ملی و امید به آینده و میهندوستی، در ایران وضع خوبی ندارد. اگر کسی معتقد است که چنین نیست، میتواند همچنان از اخبار صداوسیما لذت ببرد؛ ولی کسانی مانند من که کشور را در خطر میبینند، نخست باید بیندیشند که چرا و چگونه به اینجا رسیدیم و سپس در پی راهی برای برونرفت از وضع کنونی باشند. به گمان من، وضعیت امروز ما نتیجۀ خاماندیشی در چند حوزۀ راهبردی است:
در حوزۀ سیاست، ما گمان کردیم که پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷، آغاز دورانی تازه است؛ در حالی که دوران جدید، با انسانهای جدید آغاز نمیشود؛ بلکه سادهترین معنای انقلاب، تغییر نگاه جامعه به مسئلۀ قدرت و مناسبات ساختاری آن با ملت(به عنوان منبع مشروعیت) است. تا چنین تحولی رخ ندهد، هر گونه تغییری در هر سطحی از مناصب و مقامات، ادامۀ وضع پیشین در قالبی دیگر است.
خاماندیشی ما در حوزۀ فرهنگ، اولا بیخبری از ماهیت سرکش آن در برابر هر گونه دستور و فرمان بود؛ ثانیا میل غریزی فرهنگ را به پیوند با جهانِ بیرون از مرزهای ملی نادیده گرفتیم، و ثالثا فراموش کردیم که فرهنگ به طرزی باورنکردنی استعداد فریبخوردگی دارد.
در حوزۀ دین نیز مرتکب خطاهایی ویرانگر شدیم. در اینجا به یکی از آنها اشاره میکنم: تأثیرگذاری اخلاقی و معنوی و سعادتبخش دین، تنها در صورتی است که در حاشیه بنشیند و از خطر روزمّرگی و سیاستزدگی در امان باشد؛ وگرنه تبدیل به نهادی عرفی و کارافزا و مانعتراش میشود. دین، مانند هنر و فلسفه و بنگاههای روشنفکری، نباید حضور در برخی میدانها مانند سیاست و اقتصاد را هوس کند؛ وگرنه در برابر گرگ سیاست و گربۀ اقتصاد، لقمهای بیش نیست و به آسانی از گلوی رندان و قدرتپرستان و ثروتاندوزان پایین میرود. دین، اگر حاشیۀ امن قدسی را رها کند و در متن حوادث عرفی غرق شود، به ماهیت و رسالت ارشادی خود خیانت کرده است. کسانی که آمیزش دین را با همۀ پدیدههای اجتماعی میپسندند، معمولا به حضور برخی احکام عمومی در متون دینی و سیرۀ پیشوایان استدلال میکنند؛ غافل از آنکه همۀ آنچه در متون آمده و همۀ آنچه از پیشوایان سر زده است، صبغۀ ابدی و شرعی ندارد؛ بلکه گاهی اقتضای زمانه و فرهنگ آن دوران بوده است. ما هیچ گونه حجت شرعی یا دلیل عقلی نداریم که وظیفۀ ما تکرار صوری و فرمالیتۀ تاریخ دین است.
اما خطای بزرگ در حوزۀ اقتصاد، غفلت عمدی از توسعه و اهتمام بیمارگونه به خودکفایی است؛ حال آنکه حذف تعاملات اقتصادی با کشوریهای دیگر به بهانۀ خودکفایی، غیر از آنکه گاهی صرفۀ اقتصادی ندارد، امنیت کشور را هم به خطر میاندازد؛ زیرا آنقدر که قدرت اقتصادی و حضور فعال در بازارهای جهانی، امنیتزا است، خودکفایی در گندم و برنج و هواپیما منشأ امنیت نیست. تجربۀ چین پیش روی ما است. اکنون توسعۀ اقتصادی این کشور و قبول سرمایهگذاریهای خارجی، آن را به قدرتی سیاسی نیز تبدیل کرده است. غفلت عمدی از توسعه در ایران به قدری است که اگر از دوران پیش از انقلاب برای توسعه ریلگذاری نشده بود، اکنون ما کرۀ شمالی دوم بودیم.
راه برونرفت، توسعۀ سیاسی و تغییر نگاه به امر کشورداری است؛ اما تا آن هنگام ما نیاز به دورانی داریم که در آن پس از نیمقرن تنشهای داخلی و چالشهای خارجی، اندکی آرامش را تجربه کنیم. وقت آن رسیده است که سران قوا و امامان جمعه و همۀ مسئولان کشوری و لشکری، دستکم در سخنرانیها و در رسانههای عمومی، لحن و ادبیاتی دیگر برگزینند و از خشم و خصومت زبانی بکاهند. ما تا دورۀ آرامش نسبی و رفاه حداقلی را نگذرانیم، برای گامهای بزرگتر آماده نمیشویم. بنابراین تنشزدایی از هر راهی و در هر سطحی و با هر ابزاری، وظیفهای عمومی و ملی است؛ حتی اگر نظم سیاسی کشور، روشی دیگر را بپسندد.
#رضا_بابایی
۹۸/۷/۲۵
@flith
☘☘☘
قانون اساسی هر کشوری هر 19 سال یکبار باید عوض و بازنویسی شود؛ چون هیچ نسلی حق ندارد و نباید برای نسل های بعدی تعیین تکلیف کند.
توماس_جفرسون
@flith
قانون اساسی هر کشوری هر 19 سال یکبار باید عوض و بازنویسی شود؛ چون هیچ نسلی حق ندارد و نباید برای نسل های بعدی تعیین تکلیف کند.
توماس_جفرسون
@flith
☘☘☘
این دلیلی است بر ذهنی پست و فرومایه از آن کسی که بخواهد همانند جماعت یا اکثریت بیندیشد تنها از آن رو که اکثریت است.
حقیقت بدان جهت که اکثریت مردم آن را باور دارند یا ندارند، دگرگون نمیشود.
جوردانو برونو
@flith
این دلیلی است بر ذهنی پست و فرومایه از آن کسی که بخواهد همانند جماعت یا اکثریت بیندیشد تنها از آن رو که اکثریت است.
حقیقت بدان جهت که اکثریت مردم آن را باور دارند یا ندارند، دگرگون نمیشود.
جوردانو برونو
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شجریان در مسکو سیاوش #کسرایی را میبیند.
کسرایی با بغض از او میخواهد که به سایه (هوشنگ ابتهاج) بگوید که:
"آرمانهای کمونیستی پوچ است و شوروی آن را فریب داده است و فریبخوردگان نه راه پس دارند و نه راه پیش!"
#ابتهاج که تا امروز هم تودهای مانده در پاسخ به شجریان اخمهایش در هم میرود!
ابتهاج در مستند کسرایی به مصاحبهکننده میگوید:
"کسرایی آدم عجولی بود! اشعارش اصلا در شوروی پخته شده!"
برای فهم پاسخ هوشنگ ابتهاج به شجریان باید دانست که او طی سالهایی که مدیر برنامهی گلهای رادیو شده بود، با کمونیستبازیهایش، موجب خانهنشین شدن بسیاری از بزرگان موسیقی ملّی که برخی چون یاحقی و تجویدی در اوج دوران شکوفایی خود بودند، شد. و این اعمال تبهکارانهی وی زمینه را برای نابود کردن آن تحول اساسی که به مدرن شدن موسیقی ایرانی انجامیده بود و بعدها توسط جمهوری اسلامی ادامه یافت، فراهم کرد.
#ایران_بزرگ_فرهنگی
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کسرایی با بغض از او میخواهد که به سایه (هوشنگ ابتهاج) بگوید که:
"آرمانهای کمونیستی پوچ است و شوروی آن را فریب داده است و فریبخوردگان نه راه پس دارند و نه راه پیش!"
#ابتهاج که تا امروز هم تودهای مانده در پاسخ به شجریان اخمهایش در هم میرود!
ابتهاج در مستند کسرایی به مصاحبهکننده میگوید:
"کسرایی آدم عجولی بود! اشعارش اصلا در شوروی پخته شده!"
برای فهم پاسخ هوشنگ ابتهاج به شجریان باید دانست که او طی سالهایی که مدیر برنامهی گلهای رادیو شده بود، با کمونیستبازیهایش، موجب خانهنشین شدن بسیاری از بزرگان موسیقی ملّی که برخی چون یاحقی و تجویدی در اوج دوران شکوفایی خود بودند، شد. و این اعمال تبهکارانهی وی زمینه را برای نابود کردن آن تحول اساسی که به مدرن شدن موسیقی ایرانی انجامیده بود و بعدها توسط جمهوری اسلامی ادامه یافت، فراهم کرد.
#ایران_بزرگ_فرهنگی
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ را با تامل ببینید.
سقوط یک ملت بزرگ از اوج ...
سخنان متناقض بنیانگزار انقلاب در مورد تحجر و ارتجاع انقلاب .
این انقلاب باید زنده بماند ، این نهضت باید زنده بماند . زنده ماندنش به این خونریزی هاست ، بریزید این خونها را ، زندگی ما دوام پیدا می کند.
@flith
سقوط یک ملت بزرگ از اوج ...
سخنان متناقض بنیانگزار انقلاب در مورد تحجر و ارتجاع انقلاب .
این انقلاب باید زنده بماند ، این نهضت باید زنده بماند . زنده ماندنش به این خونریزی هاست ، بریزید این خونها را ، زندگی ما دوام پیدا می کند.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای شناخت بهتر ولی نصر(نوادگان شیخ فضل الله نوری) دیدن این کلیپ خالی از لطف نیست تا بدانید دشمنان ایران چه کسانی بودند و حالا از کجا آمدند.
همه هواخواهان ملایان مخصوصا در خارج از کشور از قجرزادگان هستند
@flith
همه هواخواهان ملایان مخصوصا در خارج از کشور از قجرزادگان هستند
@flith
امروز هفتاد و چهارمین سالگرد آفرینش رمان جاودانۀ " 1984 " جرج اورول است ، رمانی که ناکجاآباد رژیمهای انقلابی و توتالیتر را به طرزی دقیق ، جذاب و تاثیرگذار توصیف میکند ، اورول نوشت : دنیای ما بر نفرت بنا شده و حکومت در پی جاودانگیِ خود ، خفقان را تا نهایت ممکن بر اجتماع حاکم کرده است . جاسوسی ، دستگیری ، جنایت ، رذالت ، اعدام ، شکنجه و سر به نیست شدنها هرگز متوقف نخواهد شد ، حکومت هر چقدر قدرتمندتر شود تسامح آن کمتر و مخالفان هر چقدر ضعیفتر شوند طوق دیکتاتوری محکمتر خواهد شد , وفاداری بجز وفاداری به حزب و عشق بجز عشق به برادر بزرگ نخواهد بود . عادت اندیشیدن را برای همیشه از سرتان بیرون خواهیم کرد و چنان فشارتان میدهیم که تهی شوید . آنگاه شما را انباشته خواهیم کرد از خودمان ......
1984 تا به حال به ۶۵ زبان مختلف ترجمه شده و میلیونها نسخه از آن به فروش رسیده است به خصوص در مناطقی از دنیا که حکومتهای ناکارآمد و فاسد روی کار هستند خواندن کتاب بسیار جذابتر هم خواهد بود چرا که جملهجمله و سطرسطرِ آن با خبرها و اتفاقات اطرافمان شباهت شکفتانگیزی دارد .
@flith
1984 تا به حال به ۶۵ زبان مختلف ترجمه شده و میلیونها نسخه از آن به فروش رسیده است به خصوص در مناطقی از دنیا که حکومتهای ناکارآمد و فاسد روی کار هستند خواندن کتاب بسیار جذابتر هم خواهد بود چرا که جملهجمله و سطرسطرِ آن با خبرها و اتفاقات اطرافمان شباهت شکفتانگیزی دارد .
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیوه کلاه برداری جدید برای بالا بردن وزن سکه بهارآزادی
@flith
@flith
☘☘☘
چهاردهم اکتبر روز تولد هانا آرنت؛ پژوهشگر ژرفکاو نظامهای توتالیتر
هانا آرِنْت (زادهٔ ۱۴ اکتبر ۱۹۰۶ در لیندن–لیمر، هانوفر - درگذشتهٔ ۴ دسامبر ۱۹۷۵ در نیویورک، آمریکا)، فیلسوف (فلسفهٔ سیاسی) و تاریخنگار آلمانی - آمریکایی بود.
هانا آرنت، از مهمترین اندیشمندانی بود که آرا و افکارش تأثیری ژرف در سدهٔ بیستم میلادی بر جای گذاشت.
او سالها در دانشگاههای ایالات متحده در رشتهٔ تئوری سیاسی تدریس کرد و از چندین کشور، دهها دکترای افتخاری گرفت، و نیز برنده جایزهٔ آلمانیزبان لِسینگ و فروید شد. او از یهودیانی بود که از هولوکاست جان سالم به در برد و به ایالات متحده مهاجرت کرد. زمینهٔ فلسفه و آثار او، موضوعاتی همچون دموکراسی مستقیم یا اقتدارگرایی و تمامیتخواهی حکومتهای استبدادی است.
آرنت در باره خود گفته بود: «شغل من ـ اگر بتوان آن را چنین نامید ـ نظریهپردازی سیاسی است».
او در مقاله ای درباره صلح اعراب و اسرائیل نوشت:
صلح تنها هنگامی میتواند در خاورمیانه مستقر گردد که اعراب و یهودیان به توافقی عادلانه دست یابند و فدراسیونی دوملیتی در سرزمین فلسطین بوجود آید. هانا آرنت با سیاستهای ملیگرایانه در این منطقه مخالف بود. او به رغم تبار یهودی خود، گرایشهای افراطی صهیونیستی را نکوهش میکرد.
یکی از پژوهشهای ژرف هانا آرنت دربارهی ویژگیهای نظامهای تامگرا (توتالیتر) بود.
آرنت در این اثر تاکید کرده که جنبشهای توتالیتر پیامد بحرانی ژرف در جهان مدرن هستند و با خود گونهی کاملا تازهای از دولت را به همراه آوردهاند. به باور آرنت، این دولت تازه را میتوان بیش از هر چیز با دو ویژگی مشخصکرد: "ایدئولوژی" و "ترور". منطق اندیشهی ایدئولوژیک، اصل رفتاری دولت توتالیتر، و ترور، سرشت آن را میسازد.
به باور او، رژیم توتالیتر، تنها در پی قدرت و حاکمیت نیست، بلکه فضای امر سیاسی را یکسره منهدم میکند. از این رو، استعداد انسان برای اقدام مشترک مجال بروز نمییابد. ویژگی جنبشهای توتالیتر، مطیع بودن واقعی هواداران آنهاست. به گفتهی آرنت، اجامر و اوباش، لایههای راندهشدهو حاشیهنشین اجتماعی و نیز باندهای تبهکار در جنبشهای توتالیتر نقش برجستهای دارند.
از دیدگاه آرنت، ترور، سرشت حاکمیت تام است و تجلی خود را در اقداماتی برای ارعاب فرمانبران و نیز تبهکاری خشونتآمیز با نظمی "کارخانهای" نشان میدهد که در اتاقهای گاز "رایش سوم" و اردوگاههای کار اجباری اتحادشوروی تحقق یافت.
قدرت برای هانا آرنت، دارای گوهری اجتماعیست و از پيوند و اتحاد داوطلبانهی نيروهای انسانی برمیخيزد. عنصرهای سازندهی قدرت، مردم و اراده و اقدام مشترک آنان است. فرد يا گروهی ناموافق و پراکنده، دارای قدرت نيستند. زيرا سرچشمهی پيدايش و پويش قدرت، پیوند و مراودهی آزاد انسانها با يکديگر و اتفاقنظر و اقدام مشترک آنان است. قهر بر خلاف قدرت، دارای سرشتی ويرانگر است و نه سازنده. هدفی که با قهر قابل دسترسی است، نيازمند ابزاری است که خصلت ويرانگر، رعبآور و زورگويانه دارد.
به باور هانا آرنت، آنچه به نهادها و قوانين يک کشور قدرت میبخشد، پشتيبانی مردم است و اگر حکومتی مورد اعتماد و پشتيبانی مردم نباشد، بطور قانونمند قدرت خود را از دست میدهد. اين قدرت از دسترفته را با هيچ وسيلهی ديگری نمیتوان جبران کرد، مگر بازگرداندن قدرت به سرچشمهی اصلی آن يعنی مردم و کسب اعتماد دوبارهی آنان. اين نيز در واقع اصل بنيادين همهی نظامهای دمکراتيک است. ولی اگر حکومتی از اين کار سر باز زند، ناچار است برای حفظ موقعيت خود، به ابزار ديگری متوسل شود و در واقع قهر را جانشين قدرت از دست رفته سازد.
آرنت و صلح طلبی
هانا ارنت فیلسوف ضد جنگ اعتقاد دارد که روحیه جنگ طلبی به این علت است که ما صلح طلبی را به کودکانمان تعلیم نمی دهیم و هر آن به تعصباتی دامن می زنیم که فکر می کنیم تنها راه سعادت است و آرمانی را که ما در طلب آن هستیم از طریق جنگ با دشمن حاصل می شود .والبته همه بشریت می دانند چه آلامی از این جنبه نفرت انگیز که بر حیات نوع آدمی نرسیده است.
لذا ما وظیفه داریم که به نسل هایی که میایند راه مسالمت آمیز و آشتی را آموزش دهیم زیرا به اندازه کافی اقوام بشری طعم تلخ جنگ و تعصب نابخردانه را کشیده اند.
او همچنین به عنوان الگویی موفق از سوی جنبش زنان مورد ستایش قرار گرفته است. آرنت با یکسری از نامدارترین متفکران و روشنفکران همعصر خود در ارتباط و تبادل فکری بود.
هانا آرنت، زندگی انسان را تحت تأثير رويدادهای سياسی میدانست که در کانون همهی آنها قدرت سياسی قرار دارد. از اين رو، بررسی قدرت سياسی، موضوع کانونی پژوهش او را تشکیل میدهد. او اندیشمندی مستقل و آزاداندیش و انسانگرایی پیگیر بود. مناسبات میان انسانها،دلنگرانی همیشگی او بود.
او در تاریخ 4دسامبر 1975در نیویورک درگذشت
@flith
چهاردهم اکتبر روز تولد هانا آرنت؛ پژوهشگر ژرفکاو نظامهای توتالیتر
هانا آرِنْت (زادهٔ ۱۴ اکتبر ۱۹۰۶ در لیندن–لیمر، هانوفر - درگذشتهٔ ۴ دسامبر ۱۹۷۵ در نیویورک، آمریکا)، فیلسوف (فلسفهٔ سیاسی) و تاریخنگار آلمانی - آمریکایی بود.
هانا آرنت، از مهمترین اندیشمندانی بود که آرا و افکارش تأثیری ژرف در سدهٔ بیستم میلادی بر جای گذاشت.
او سالها در دانشگاههای ایالات متحده در رشتهٔ تئوری سیاسی تدریس کرد و از چندین کشور، دهها دکترای افتخاری گرفت، و نیز برنده جایزهٔ آلمانیزبان لِسینگ و فروید شد. او از یهودیانی بود که از هولوکاست جان سالم به در برد و به ایالات متحده مهاجرت کرد. زمینهٔ فلسفه و آثار او، موضوعاتی همچون دموکراسی مستقیم یا اقتدارگرایی و تمامیتخواهی حکومتهای استبدادی است.
آرنت در باره خود گفته بود: «شغل من ـ اگر بتوان آن را چنین نامید ـ نظریهپردازی سیاسی است».
او در مقاله ای درباره صلح اعراب و اسرائیل نوشت:
صلح تنها هنگامی میتواند در خاورمیانه مستقر گردد که اعراب و یهودیان به توافقی عادلانه دست یابند و فدراسیونی دوملیتی در سرزمین فلسطین بوجود آید. هانا آرنت با سیاستهای ملیگرایانه در این منطقه مخالف بود. او به رغم تبار یهودی خود، گرایشهای افراطی صهیونیستی را نکوهش میکرد.
یکی از پژوهشهای ژرف هانا آرنت دربارهی ویژگیهای نظامهای تامگرا (توتالیتر) بود.
آرنت در این اثر تاکید کرده که جنبشهای توتالیتر پیامد بحرانی ژرف در جهان مدرن هستند و با خود گونهی کاملا تازهای از دولت را به همراه آوردهاند. به باور آرنت، این دولت تازه را میتوان بیش از هر چیز با دو ویژگی مشخصکرد: "ایدئولوژی" و "ترور". منطق اندیشهی ایدئولوژیک، اصل رفتاری دولت توتالیتر، و ترور، سرشت آن را میسازد.
به باور او، رژیم توتالیتر، تنها در پی قدرت و حاکمیت نیست، بلکه فضای امر سیاسی را یکسره منهدم میکند. از این رو، استعداد انسان برای اقدام مشترک مجال بروز نمییابد. ویژگی جنبشهای توتالیتر، مطیع بودن واقعی هواداران آنهاست. به گفتهی آرنت، اجامر و اوباش، لایههای راندهشدهو حاشیهنشین اجتماعی و نیز باندهای تبهکار در جنبشهای توتالیتر نقش برجستهای دارند.
از دیدگاه آرنت، ترور، سرشت حاکمیت تام است و تجلی خود را در اقداماتی برای ارعاب فرمانبران و نیز تبهکاری خشونتآمیز با نظمی "کارخانهای" نشان میدهد که در اتاقهای گاز "رایش سوم" و اردوگاههای کار اجباری اتحادشوروی تحقق یافت.
قدرت برای هانا آرنت، دارای گوهری اجتماعیست و از پيوند و اتحاد داوطلبانهی نيروهای انسانی برمیخيزد. عنصرهای سازندهی قدرت، مردم و اراده و اقدام مشترک آنان است. فرد يا گروهی ناموافق و پراکنده، دارای قدرت نيستند. زيرا سرچشمهی پيدايش و پويش قدرت، پیوند و مراودهی آزاد انسانها با يکديگر و اتفاقنظر و اقدام مشترک آنان است. قهر بر خلاف قدرت، دارای سرشتی ويرانگر است و نه سازنده. هدفی که با قهر قابل دسترسی است، نيازمند ابزاری است که خصلت ويرانگر، رعبآور و زورگويانه دارد.
به باور هانا آرنت، آنچه به نهادها و قوانين يک کشور قدرت میبخشد، پشتيبانی مردم است و اگر حکومتی مورد اعتماد و پشتيبانی مردم نباشد، بطور قانونمند قدرت خود را از دست میدهد. اين قدرت از دسترفته را با هيچ وسيلهی ديگری نمیتوان جبران کرد، مگر بازگرداندن قدرت به سرچشمهی اصلی آن يعنی مردم و کسب اعتماد دوبارهی آنان. اين نيز در واقع اصل بنيادين همهی نظامهای دمکراتيک است. ولی اگر حکومتی از اين کار سر باز زند، ناچار است برای حفظ موقعيت خود، به ابزار ديگری متوسل شود و در واقع قهر را جانشين قدرت از دست رفته سازد.
آرنت و صلح طلبی
هانا ارنت فیلسوف ضد جنگ اعتقاد دارد که روحیه جنگ طلبی به این علت است که ما صلح طلبی را به کودکانمان تعلیم نمی دهیم و هر آن به تعصباتی دامن می زنیم که فکر می کنیم تنها راه سعادت است و آرمانی را که ما در طلب آن هستیم از طریق جنگ با دشمن حاصل می شود .والبته همه بشریت می دانند چه آلامی از این جنبه نفرت انگیز که بر حیات نوع آدمی نرسیده است.
لذا ما وظیفه داریم که به نسل هایی که میایند راه مسالمت آمیز و آشتی را آموزش دهیم زیرا به اندازه کافی اقوام بشری طعم تلخ جنگ و تعصب نابخردانه را کشیده اند.
او همچنین به عنوان الگویی موفق از سوی جنبش زنان مورد ستایش قرار گرفته است. آرنت با یکسری از نامدارترین متفکران و روشنفکران همعصر خود در ارتباط و تبادل فکری بود.
هانا آرنت، زندگی انسان را تحت تأثير رويدادهای سياسی میدانست که در کانون همهی آنها قدرت سياسی قرار دارد. از اين رو، بررسی قدرت سياسی، موضوع کانونی پژوهش او را تشکیل میدهد. او اندیشمندی مستقل و آزاداندیش و انسانگرایی پیگیر بود. مناسبات میان انسانها،دلنگرانی همیشگی او بود.
او در تاریخ 4دسامبر 1975در نیویورک درگذشت
@flith