پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیشود کیوان کلهر و یک موسیقی زیبا از او.
کیوان کلهر سوار بر آلات موسیقی بهترین جمله است.
@flith
☘☘☘
۵ الگوی نوسازی نظام های سیاسی از دیدگاه "ادوارد شیلز":

دموکراسی سیاسی: اغلب دولت های نواستقلال می کوشند دموکراسی سیاسی به وجود آورند. در این میان، آنان مجبورند الگوهای غربی را با شرایط بومی «انطباق» دهند. برخی از خصوصیات زندگی سیاسی-اجتماعی این دولت ها، ویژۀ خودشان است؛ مانند هند.

دموکراسی قیمومتی: همان دموکراسی هدایت شده است. در دموکراسی قیمومتی، همۀ نهادهای دموکراسی سیاسی وجود دارند اما قوه مجریه به سبب انظباط شدید و بودن در دستان مردان قدرتمند پرنفوذ، قدرتمندتر است. احزاب و مطبوعات آزادی محدودی دارند؛ مانند اندونزی دوران سوکارنو.

اولیگارشی جانبدار نوسازی: در این نوع نظام سیاسی کارگزارها و سازمان های مخفی قدرتمند هستند که در آن ها «اولیگارشی نظامی» قدرت سیاسی را قبضه می کند و یا یک «حزب سیاسی» با غیرقانونی اعلام کردن همۀ احزاب دیگر، قدرت سیاسی را در تصرف خود نگاه می دارد؛ مانند عراق.

اولیگارشی توتالیتر: «دولت پلیسی» است که از شیوه های اجبارحداکثر برای حفظ نظم و امنیت استفاده می کند. هیچ یک از کشورهای نواستقلال این الگو را نپذیرفته اند.

اولیگارشی سنتی: مانند عربستان سعوی و نپال.

بنیادهای علم سیاست؛عبدالرحمن عالم

@flith
سرود سپاه دانش
به مناسبت بازگشایی مدارس


به پیش به پیش‏

ای سپاه دانش به پیش

بفرمان شاه‏

با فروغ ایمان

رو بسوی دهقان‏

ای سپاه دانش به پیش‏

ای آموزگار فرهنگ صحرا

برو ببین روستازادگان ما

تا چه حد تا کجا؟

مستعد کسب دانشند

عاشقان کاروکوششند

دانش را بروستا ببر

سرفرازی ارمغان آور

گرچه پرهنر دست برزگر

روز و شب بشوق کشت دانه در گِل است‏

مظهر صفای جان و پاکی دل است‏
............

*سپاه دانش، اصل ششم انقلاب شاه و ملت (انقلاب سفید) بود، در آن مقطع (سال ۱۳۴۱) دو سوم جمعیت ایران در بیسوادی کامل به سر میبردند.
هدف اولیه از تشکیل این نهاد علمی ریشه کن کردن بیسوادی در شهرها و کاهش بیسوادی در روستاها و در مرحله بعد فراهم آوردن بستر مناسب برای توسعه و عمران کشور بود.
آمار تعداد کسانی که توسط سپاه دانش خواندن و نوشتن آموختند، حیرت آور است(نهصد هزار نفر تنها در پنج سال نخست)
@flith
«نیازی نیست که به جنگ این خودکامه تنها رفت و او را شکست داد. او خود به دست خویشتن شکست می‌خورد اگر مردم تن به بردگی او نسپارند نیازی نیست چیزی از او برگیرند کافی است چیزی به او ندهند نیازی نیست که به خود سختی دهند تا کاری برای خود بکنند کافی است بر ضد خودکاری نکنند کافی است از خدمتگزاری دست کشند و از بندگی رهایی یابند.»

اما چرا چنین نمی‌کنند؟ چرا بین برده و آزاد بودن بردگی را برمی‌گزینند؟ چرا آزادی را واپس می‌زنند و یوغ بردگی را بر گردن می‌نهند؟ چرا به بدبختی و رنج خویش رضایت می‌دهند؟ چرا تلاش نمی‌کنند که از حیوانیت به درآیند و دگرباره انسان شوند؟
خودکامگی همچون شراره کوچک آتش است که به‌آرامی بزرگ می‌شود و پیوسته تیزتر می‌شود و هرچه چوب بیشتر به آن برسد چوب‌های بیشتری را می‌سوزاند. و اگر برای خاموش کردن آن به‌جای آب پاشیدن چوب‌بر روی آن نگذارند چون دیگر چیزی برای سوزاندن ندارد خود می‌سوزد و خاموش می‌شود. خودکامگان هرچه بیشتر غارت کنند بیش‌تر ویران و نابود خواهند کرد.

باری دلاوران برای دستیابی به خواسته‌هایشان از هیچ خطری نمی‌هراسند و عاقلان از هیچ رنجی روی برنمی‌گردانند اما فرومایگان و بزدلان میل تصاحب را در خود می‌کشند. لابوئسی خطاب به فرومایگان و همه آنانی که آزادی را وانهاده‌اند می‌نویسد:


«ای آدمی‌زادگان سیه‌روز، مردمان بی‌خرد، ملت‌هایی که در گنداب بدبختی نشسته‌اید وبر خیر و صلاح خود چشم‌بسته‌اید شمایان می‌گذارید که در پیش چشمانتان نیکوترین و ارزنده‌ترین دارایی‌تان را از شما بربایند و کشتزارهایتان را غارت کنند و از خانه‌هایتان دزدی کنند و میراث نیاکانتان را به یغما ببرند.»


مگر دیکتاتور و مستبد چه دارد جز همان چیزهایی که شما به او می‌دهید تا با آن شمارا به خاک هلاکت افکند. دیکتاتور چگونه جرئت می‌کرد بر شما بتازد اگر همدستانی از میان شما نداشت؟ با من بگویید چگونه غلام بارگی چنان عمیق در عمق جان ما ریشه دوانده است که دیگر اکنون عشق به آزادی برای ما چندان طبیعی جلوه نمی‌نماید. وقتی انسان آن‌قدر فرومایه و پست می‌شود که به میل و رغبت خویش تن به بندگی می‌دهد چاره‌ای ندارم جز این‌که جانوران درنده را پرفراز منبر کنم تا به آنان درس آزادگی بیاموزاند
اتین دولابوئسی

@flith
☘☘☘
یکی از راهبردهای رژیم های تمامت خواه یا توتالیتر این است که چنان مقررات حقوقی (قوانین کیفری) سختگیرانه وضع کنند که اگر نص آنها در نظر گرفته شود "همگان" مجرم اند. ولی در مرحله ی بعد از اجری کامل آنها امتناع میشود . بدین ترتیب رژیم میتواند با گذشت بودن خودش را به رخ بکشد :" می بینید ،اگر میخواستیم میتوانستیم همه تان را دستگیر و محکوم کنیم ولی نترسید ما اهل مدارا و آسان گیری هستیم."
133ص

#خشونت پنج نگاه زیرچشمی
#اسلاوی_ژیژک
ترجمه:#علی_رضا_پاکنهاد

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از شعر زیبای "ریشه در خاک"
سروده و اجرای استاد #فریدون_مشیری


#من_این_جا_تا_نفس_باقیست_میمانم
من از این جا چه می‌خواهم ، نمی‌دانم!


#ایران
#مصادره


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
.
اگر با آنکه دار آویخت، امکانِ سخن داری،
نگه‌کُن! زان طناب اینک نخی در پیرهن داری!
‌
وگر بر کِیدِ خسرو چشم بستی فاش می‌گویم؛
که شیرین تا به مُچ دستی به خونِ کوهکن داری!
‌
به زمزم گر بشویی دست از خون، باز بیهوده‌ست...
چو تا زانو نمی‌بینی که پایی در لجن داری!
‌
مگویی: "کاری از دستم نمی‌آید برادرجان"
هواری می‌توانی زد... که می‌بینم دهن داری!
‌
خدا را دیده‌ام باور نداری... لیک می‌بینم،
که در پیشانیِ تاریخ شرم از شعرِ من داری!
‌
‌
‌
#حسین_جنتی
#تازه
‌
‌
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک زمانی تلوزیون را که روشن می کردیم چنین کلیپ های پخش می شد! یک کلیپ فوق زیبا و نوستالوژیک و زیرخاکی از مصاحبه مرحوم منوچهر نوذری با بانو هایده که برای نخستین باز توسط فتانه خواننده در فضای مجازی پخش شد تا مردم ببینند و لذت ببرند! نبینید بعدا پشیمان خواهید بود!

@flith
‌
#گلهایی_که_در_جهنم_می‌روید

پدر روحانی ما مذهب ندارد ،
پاسبان دزد است ،
قاضی آدمکش است ،
وکلایمان را نه به اسم انتخاب کرده ایم و نه به عمر شناخته ایم،
دولتمان دشمن جانی ماست ،
فرهنگ مان کانون فساد و جهل است ،
عدلیه مان مرکز ظلم و شقاوت است .

همه می دانیم ،
همه آهسته این قضایا را به هم می گوییم ،
لیکن به پدر روحانی احترام می گذاریم ،
از پاسبان می ترسیم ،
به قاضی التماس می کنیم ،
به وکلای مجلس متوصل می شویم ،
از دولت انتظار شفقت و مساعدت داریم ،
و برای رفع ظلم به عدلیه پناه می بریم .
احترام مان به روسای مذهبی ،
ترسمان از پلیس ،
التماسمان به قاضی ،
توسلمان به مجلس ،
دادخواهی مان به عدلیه ،
همه ریاکاری و دروغ است .
دعاي علما ،
حفاظت پليس و عدالت قاضی و دفاعی كه مجلس از حقوق ما می كند از دروغ هم دروغ تر است!



_اين نوشته در ٧٣ سال پيش نگاشته شده است حقايقي كه همه حكايتِ امروز ماست!

@flith
☘☘☘
تحصیل بی‌ثمر
مولود پاکروان

46 % از واجدین شرایط کنکور پارسال از انتخاب رشته نهایی صرف نظر کرده‌اند. امسال حتما اوضاع وخیم تر است. کافی است این خبر را در کنار دیگر آماری بگذارید که از صندلی‌های خالی‌مانده دانشگاه‌ها در چند سال اخیر خبر می‌دهند و به آن بیفزایید آمار دانش‌آموختگانی را که پس از چندین سال تحصیل و رویاپردازی! حالا مدرک به دست پشت درهای بازار کار مانده‌اند.

جای شگفتی نبود که نتایج کنکور نشان داد پس از چند سال مازاد ظرفیت پذیرش در رشته‌های ریاضی-فنی و مهندسی، حالا نوبت به علوم انسانی رسیده که دیگر مشتری ندارد. پدیده‌ای که تحلیلگران آن را ناشی از بازدهی اقتصادی پایین تحصیل در رشته‌های زیرمجموعه این گروه‌ها دانستند.

داوطلبان تحصیل در رشته‌های تجربی اما، هنوز هم چشمگیرند شاید به این دلیل که مشتاقان عبور از دروازه‌های رویایی دانشکده‌های پزشکی و دندانپزشکی به مطب‌های پردرآمدشان پس از فارغ‌التحصیلی امید دارند. پزشکی هنوز هم فریبنده است زیرا به نظر پولساز می‌آید.

این اما، تنها یک روی داستان است. روی دیگر ماجرا آماری است که نشان می‌دهد سهم فارغ‌التحصیلان دانشگاهی از بیکاری در کشور 5 /40 % است! سال گذشته معاون آموزشی وزارت علوم ضمن اظهار نگرانی از نرخ بیکاری در میان دانش‌آموختگان دانشگاهی یادآور شد سالانه 15 هزار فارغ‌التحصیل دکترا وارد جامعه می‌شوند در حالی که شرایط مناسبی برای به‌کارگیری و اشتغال آنها وجود ندارد.

بعید است به اطلاعات دیگری نیاز داشته باشیم. کشوری که تعداد دانشگاه‌هایش پنج برابر کشورهای پیشرفته دنیاست و صندلی‌های دانشگاهی‌اش خالی مانده، حجم عظیمی دانش‌آموخته مدرک به دست را راهی بازارهای کار کرده است؛ کسانی که پس از گذشتن از سد کنکور، پشت سدهای سخت‌تر اشتغال گرفتار شده‌اند. از تورم اقتصاد که گریبان همه را گرفته بگذریم، حالا جامعه با «تورم مدرک»روبه‌رو است! و تحصیلات عالی که قرار بود روزی مطمئن‌ترین راه برای افزایش درآمد و خروج از تله فقر باشد حالا سال‌های پرثمر جوانی افراد را می‌بلعد بی‌آنکه بتواند گشایشی در شرایط اقتصادی و اجتماعی‌شان ایجاد کند.

سازمان‌های توسعه، در چند دهه گذشته، همواره کشورهای کم‌درآمد یا با درآمد متوسط را تشویق می‌کردند که روی آموزش کودکان در مقطع دبستان و نیز آموزش مهارت‌های شغلی متمرکز شوند. تصور بر این بود که دانشگاه‌ها در بازگشت سرمایه عمومی نقش کمرنگی دارند و تنها نخبگان را منتفع می‌کنند بی‌آنکه به محرومان جامعه سودی برسانند. این پارادایم در مدت 10 سال گذشته تغییر کرد. نهادهای بین‌المللی به تدریج پذیرفتند که کشورها به افراد متخصص آموزش‌دیده‌ای نیاز دارند که نیروی انسانی بخش‌های مختلف بازار کار از خدمات عمومی گرفته تا نوآوری‌های تکنولوژیک را تامین کنند و چالش‌های توسعه محلی و ملی را از میان بردارند.

این روزها پدران و مادران بسیاری درگیر یافتن شغل‌اند و آنها که کاری دارند نگران توانایی تامین نیازهای خانوار و فرزندانی که می‌بینند والدینشان حتی با مدارک دانشگاهی معتبر در اولین قدم‌ها برای رفع نیازهای مالی و مادی درجا می‌زنند نگران‌اند یک دهه بعد خود پایشان را جای پای والدین‌شان بگذارند. در سال 2014 مطالعه‌ای که در ایالات متحده انجام گرفت نشان داد فقرای آمریکایی «تحصیل‌کرده‌ترین» فقرا در طول تاریخ این کشور هستند. و اگر باور داشته باشیم که فقر به نسل‌های بعدی به ارث می‌رسد، این ناامیدکننده‌ترین یافته تاریخ است!

بر مبنای پژوهش مشاغل مستقل در آمریکا، 93 % از افراد شاغل در این حرفه‌ها با چهار سال تحصیل دانشگاهی می‌گویند تنها مهارت‌هایی که آموخته‌اند به درد شغلشان می‌خورد. این یافته پیام مهمی دارد. تغییرات سریع تکنولوژیک همراه با افزایش هزینه‌های تحصیل، نظام سنتی آموزش را به گذرگاه پرریسک و حتی بی‌موردی تبدیل کرده است.

از خاطر نبریم بیشتر دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها به دلیل پایین بودن کیفیت برنامه‌ها و محتوای درسی، بی‌انگیزگی استادان و دانشجویان و نبود نظام ارزشیابی موثر، بدون مهارت‌های مورد نیاز با انبوهی از محفوظات بی‌فایده راهی بازار کار می‌شوند. این افراد اغلب میدان بازی را به رقبای ماهرتری که مدارک دانشگاهی هم ندارند واگذار می‌کنند. شاید کمی زود باشد که در مورد سیاست‌های مقابله با این پدیده صحبت کنیم. اما این همه، واقعیت‌هایی است که نباید در سیاستگذاری از نظر دور بماند. اگر روزی شواهد اثبات کند که تحصیلات دانشگاهی بیش از آنکه راهی برای گریز از تله فقر باشد خود به تله تبدیل شده است، برای اصلاح سیاست‌های آموزشی دیگر دیر است. پیش از ورشکستگی نظام آموزش عالی باید به داد آن رسید.

@flith
☘☘☘
بحران‌های پیش روی نظام سیاسی در ایران

امیر خرم

نکته اول: ماندگاری نظام‌های سیاسی به دو چیز است. مشروعیت و کارآمدی.

مشروعیت ( legitimacy) به‌معنای قانونی‌بودن یا طبق قانون بودن است. سیسرون این واژه را برای بیان قانونی ‌بودن قدرت به‌کار برد. بعدها واژه مشروعیت در اشاره به روش‌های سنتی، اصول قانون اساسی و انطباق با سنت‌ها به‌کار برده شد.

پس از آن، عنصر «رضایت» نیز به معنای آن افزوده شد و رضایت، پایه و اساس فرمانروایی مشروع دانسته شد.

در دوران مدرن برای نخستین بار ماکس وبر مفهوم مشروعیت را به صورت مفهومی عام بیان کرد. به عقیده او، مشروعیت بر باور مبتنی است و از مردم اطاعت می‌طلبد. به دیگر بیان قدرت فقط وقتی مؤثر است که مشروع بوده ‌باشد.

ماکس وبر سه منبع برای مشروعیت ارائه کرده‌ است که عبارتند از:

مشروعیت سنتی
مشروعیت کاریزماتیک
مشروعیت عقلانی ـ قانونی

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدانید هیچ نیرویی در جهان یارای برابری با پیوند پولادین #شاه و #ملت را نخواهد داشت.
دیگر شبیخونی نابهنگام ما را غافلگیر نخواهد کرد.
#پیمان_نوین
@flith
‏امروز ۸ مهر، زاد روز يکی از برجسته ترين چهره های تاريخ معاصر ايران،

زبان‌شناس، تاريخنگار، پژوهشگر، حقوق‌دان و بزرگ اندیشمند ایرانی، که نهال رستگاری ايرانيان را، در زمين آزاديخواهی ايشان
در پی نهاد

زاد روزت شاد🌹❤️
زنده ياد احمد کسروی

@flith
👍1
گروه مدرسان دانشگاه صنعتی شریف در یک اقدام خداپسندانه ودر جهت گسترش عدالت آموزشی از دروس پایه اول تا دبیرستان را تدریس و فیلم برداری کرده و بطور رایگان در اختیار دانش آموزان سراسر کشور قرار داده اند
دانش آموزان می توانند جلسات هر درس را دانلود کرده و در منزل معلمی در کنار خود داشته باشند،لطفا این هدیه را به فرزندان خود تقدیم کنید واین پیام را در تمام گروهها منتشر کنید

کانال پایه اول دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEG_Foc4I0wCN83MJQ
کانال پایه دوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEJ2OuVDsX8sc5AiHw
کانال پایه سوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEBY3_6z6mzgSEk3eA
کانال پایه چهارم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEK-Y0nchq1ZTmbZBw
کانال پایه پنجم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEOdhmgTH3-VSvgpjw
کانال پایه ششم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEQECAX3O6aKvFr0og
کانال تخصصی پایه هفتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJNw-xBSrQDKOm-jA
کانال تخصصی پایه هشتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEvEWo05qt36CK7pNw
کانال تخصصی پایه نهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFBiZ0ABvtBoddt-AQ
کانال تخصصی پایه دهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJsmPmqZ6kJLipz5Q
کانال تخصصی پایه یازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFduakyb1pZiB99Sjw
کانال تخصصی پایه دوازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEy8RjSz5hdPftrhLQ

@flith
✍شاھکار ابراهیم نبوی

گوسفندها مثل پلنگ نعره نمی‌کشند،
مثل الاغ عرعر نمی‌کنند،
مثل شیر نمی‌غرند،
مثل خرگوش نمی‌دوند،
مثل ماهی زیرآبی نمی‌روند
و مثل اسب به سرعت فرار نمی‌کنند..
و شاید به همین دلیل است که همیشه به صورت " گله" هستند و یک " سگ" از آنها مراقبت می‌کند تا عاقبت خورده شوند.

سگ‌ها مواظب گوسفندها هستند،
نمی‌گذارند گرگ‌های وحشی آنها را بخورد و مواظب‌اند که دزد آنها را نبرد و سرانجام قصاب آنها را بکشد.
سگ‌ها وفادارند،
ولی نه به گوسفندها،
بلکه به قصاب‌ها.

علت اینکه دموکراسی به درد گوسفندان نمی‌خورد این است که آنها یا باید به سگ رای بدهند، یا به قصاب،
در غیر این صورت باید خیانت کنند و به سوی گرگ بروند که او هم آنها را خواهد خورد.
حتی اگر مدرنیزه هم بشوند،
فقط بطور مکانیزه کشته می‌شوند،
اگر دیندار هم بشوند، عید قربان قتل عام می‌شوند.

اعلام همبستگی میان گوسفندان تا وقتی ترس از گرگ و اعتماد به سگ و چاقوی قصاب است، بیهوده است،
فقط باعث می‌شود کشتارگاه مکانیزه ساخته شود.

انتخابات برگزار شد،
همه گوسفندان به سگ رای دادند،
جز او کسی را نمی‌شناختند.

پشت سر هر گوسفند ناموفق،
یک گرگ است.

دموکراسی در دنیای گوسفندها،
یعنی انتخاب یکی از این سه گزینه:

سگ... گرگ... یا قصاب

@flith
‏20مهر1399یعنی207مین سالگرد رویداد تلخ‌ تاریخ ایران زمین یا ‎#قراردادگلستان یا ‎#تجزیه سرزمین‌ ایران، جدایی بیش از3.5‌میلیون كیلومترمربع از خاك ایران.تمام جنوب قفقاز،‎#باكو،شیروان،‎#قره‌باغ، ‎#ارمنستان وگرجستان از ایران تجزیه و به روسیه واگذار شد.
یادگار ننگین پادشاه ‎#قاجار و فتوای آخوندها!

‏سرزمین‌های ایرانی كه در زمامداری حاكمان بی‌لیاقت، ضد ملی و خرافی ‎#قاجار با همدستی ‎#آخوندها و مُلایان شیعه در 208سال گذشته از ایران تجزیه شده‌اند
امروزه هم گروه‌های ‎#تجزیه‌طلب در آذربایجان،كردستان،خوزستان و بلوچستان، همچنان ‌درصدد لطمه به تمامیت ارضی ایران زمین و تجزیه آن هستند
‏به جای مسخرگی و لودگی درباره نقش مخرب آخوندهای شیعه همراه شاهان بی لیاقت قاجار بهتر است تاریخ مملکت مان را بخوانیم و بیاموزیم و بیندیشیم

اما قجرکها که مرزهای ایران را برباد دادند،لقب دکتر به خود چسبانده و زیر چتر حکومت در کتابها از تجزیه ایران(!)زمان پهلوی...می‌بافند!


شاه آذربایجان را پس گرفت
اگر می‌ماند چه بسا ۱۷شهر قفقاز رو بار دوم از دست نمی‌دادیم و نام آذربایجان رو هم نمیدزدیدن
جمهوری اسلامی پس از فروپاشی شوروی شتابزده برای کشورکها شادباش فرستاد
کاسپین رو خزر (دشمنان ایران) خواند
حتی برای دزدیدن نام آذربایجان شکایت نکرد که جهان رو شگفت‌زده کرد، #یونان هنوز #مقدونیه را به رسمیت نشناخته زیرا نام یکی از استانهایش مقدونیه است

@flith
شاه فقط در زمین «ایران» ایستاده بود.
• دکتر محمد محبی

در مورد شاه فقید ایران، مرحوم محمدرضاشاه پهلوی، کلیشه‌های بی‌پایه زیادی مطرح است، یکی از کلیشه‌ها را مخالفین غیرمذهبی و ضدمذهبی او ساخته‌اند، مبنی بر اینکه وی فردی مذهبی بود. و یکی هم اینکه او بخاطر ترسو بودن از کشور رفت. انگار برای ماندن، باید حمام خون راه می‌انداخت!
شاه یک مسلمان شیعه غیرمتشرع بود، مسلمانی او آلوده به ویروس ایدئولوژی‌های زمانه نبود، و تقریباً مثل مسلمانی مردم عادی بود. کشور را با در نظر گرفتن برخی قواعد به دردبخور تشیع، خیلی خوب اداره می‌کرد. قانون خانواده و اصلاحات قانون راجع به مجازات عمومی، و از همه مهم‌تر اصلاحات درخشان اوایل دهه چهل، مانند اعطای حق رأی به زنان، گواه این مدعاست. در عصر او نهاد دین حرمت داشت و در عین حال بخش‌های تندرو و رادیکال آن کنترل می‌شدند.
شاه در برخورد با نهاد دین کمترین اشتباه را داشت. او شباهت زیادی به شاهان اصلاح‌گر اروپا در قرون ۱۵ تا ۱۸ دارد که هم به اصلاح و کنترل نهاد دین در مقابل «ولایت وطلقه پاپ و کلیسا» کوشیدند و هم در اصلاح اقتصادی و فرهنگی و سیاسی همت گماشتند.
اما شوربختانه زور شاه ایران‌زمین به ارتجاع سرخ و سیاه، و عقبه گفتمانی و تبلیغاتی و لجستیکی آن نمی‌رسید. وی عمق خطر ارتجاع سرخ و سیاه را از همان دهه سی فهمیده بود. این سخن مخالفان او که به طعنه می‌گویند، او ترسو بود و چمدانش آماده بود تا از کشور برود، خلاف واقعیت است. رفتن او بخاطر وطن‌دوستی و انسان‌دوستی و فداکاری او بود. او به فراست دریافته بود که اگر به جنگ تمام‌عیار با ارتجاع سرخ و سیاه می‌رفت، یک جنگ داخلی خونین در ایران شکل می‌گرفت و هیچ تضمینی برای پیروزی در این جنگ وجود نداشت، و ممکن بود، شیرازه ملت-دولت مدرن جدید در ایران، که او، پدرش و میهن‌پرستان بزرگ ایران‌زمین در طول نیم‌قرن با خون دل حفظ کرده بودند، و به‌خوبی درحال تکامل بود، ازهم بپاشد. شاهنشاه فقید در واقع خودش را فدای ایران کرد. و توپ را به زمین ملت ایران انداخت تا خودشان «ارتجاع سرخ و سیاه» را، که مسخ آن شده بودند، انتخاب کنند. شاه هرگز اجازه ورود ارتجاع به داخل حکومت نمی‌داد. نتیجه ارتجاع را در این ۴۰ سال به عینه دیدیم، سخن برخی انقلابیون، از جمله چپها، مجاهدین، مصدقی‌ها و … که می‌گویند، خمینی انقلاب را دزدید، مبنای سستی دارد. اتفاقاً ملت ایران شانس آوردند که خمینی و نهاد ولایت فقیه، وارث نهاد دولت در ایران شدند، وگرنه گروه‌های دیگر انقلاب (که آشفتگی فکری بیشتری داشتند)، فاجعه‌ای به مراتب بدتر برای ایران رقم می‌زدند. ارتجاع سرخ و سیاه، و در مجموع کادر انقلاب، اپوزیسیون شاه نبودند، بلکه دشمن تجدد ایرانی بودند.
حتی آن سفر چندروزه شاه در هفته آخر امرداد سال ۱۳۳۲ (که به دنبال طغیان و شورشِ خائنانه و احمقانه مصدق و فاطمی علیه بنیان‌های مشروطیت صورت گرفت)، بخاطر ترس نبود، و برای جلوگیری از جنگ داخلی بود. تنها شانسی که ملت و میهن در سال ۱۳۳۲ آورد این بود که مصدق پیر، اندکی، جوانک خیره‌سر و ماجراجوی کابینه خود یعنی فاطمی را کنترل کرد. و آرتش هم غائله را خواباند. سعید فاطمی، در گفتگو با شماره ۲۲ مجله چشم‌انداز ایران گفت: "صبح ۲۸ مرداد حسین فاطمی با دمپایی و پیژامه و با یک حالت عصبانی وارد دفتر مصدق شد و گفت، من از وزارت امور خارجه استعفا می‌دهم و خواهش میکنم پست وزارت جنگ را به من بدهید. مصدق از او پرسید که برنامه‌ات برای وزارت جنگ چیست؟ یک لیستی از جیب خود درآورد که نام شاه، خواهر شاه و چندین مقام بلندپایه کشوری و لشکری در آن بود.گفت می‌خواهم امروز و فردا این افراد را اعدام کنم! مصدق گفت با استناد به کدام قانون؟! فاطمی پاسخ داد، با استناد به قانون انقلاب! بعد مصدق عصبانی شد و فریاد زد که قانون انقلاب یعنی چه؟! قانون من فقط قانون اساسی مشروطه است."
شاه فقط در زمین سفت ایران ایستاده بود. و ایران را با عینک «ایران» می‌دید نه با عینک ایدئولوژی و فرقه و قبیله و ...! دل در گرو توسعه و نوسازی ایران داشت. اما ارتجاع سرخ و سیاه،جامعه را مسخ کرده بود. مقاله درخشان مرتضی مردیها در شماره ۲۷ مجله آفتاب (تیر ۱۳۸۲)، با عنوان «مرده‌ریگ سنت روشنفکری» به خوبی چگونگی مسخ‌شدن جامعه در برابر گفتمان‌سازی جریان روشنفکری اخته ایرانی را شرح می‌دهد، او در بخشی از مقاله می‌نویسد: «اصل اساسی سنت روشنفکری درایران، نقد مطلق قدرت، و ایجاد انتظار حداکثری ازحاکمیت بود… بسیاری از عناصرقدرت در رژیم پیشین، بسیار بیش از آن مقداری که بد بودندیاخطا کرده بودند، نشان داده شدند، و مردم بسیار بیش از آن مقداری که بی‌گناه و راستکار بودند، نشان داده شدند، تا از این تضاد بی‌نهایت،که دروغی بیش نبود، آتشی برای انقلاب برافروخته شد. قصه این دروغ را جریان روشنفکری درست کرد و حاکمیت انقلابی،به خسارت‌بارترین شکل ممکن از آن استفاده کرد.»
@flith
☘☘☘
حاکمان بیندیشند که چه کرده‌اند که برخی در ایران برای سلامتی ترامپ دعا می‌کنند چون فکر می‌کنند با فشارهای ترامپ حکومت اصلاح می‌شود
محمد فاضلی

این‌که دونالد ترامپ در بیمارستان به علت بیماری کرونا بستری شده عجیب نیست، هر کسی از جمله رئیس‌جمهور هر کشوری ممکن است بیمار شود؛ اما این‌که کسانی در کشور ایران از میان مردمی که بیشترین خسارات به زندگی‌شان از دوران ریاست جمهوری ترامپ رسیده است دعاگویان برای او سلامتی آرزو کنند خیلی عجیب است. من از صبح کسانی را دیده‌ام که آرزو می‌کنند ترامپ سالم از بیمارستان مرخص شود.

دسته اول دعاگویان ترامپ اغلب مردم عادی هستند که فکر می‌کنند اگرچه ریاست جمهوری ترامپ و بازگرداندن تحریم‌ها و فشار حداکثری خسارات وحشتناکی به اقتصاد ایران وارد کرده و زندگی برای مردم سخت شده، اما امیدی هم به اصلاح در داخل نیست و مگر فشارهای خارجی پنجره‌ای به اصلاحات اساسی اقتصادی، تجدیدنظر در شیوه‌های حکمرانی و بازگشتن از مسیرهای نادرست باز کند.

دسته دوم دعاگویان سلامت آقای ترامپ کسانی هستند که فکر می‌کنند مرگ احتمالی او از کرونا، بخت پیروزی جو بایدن را افزایش می‌دهد، و گشایش در وضعیت اقتصادی و حتی اثر روانی این پیروزی، اوضاع دولت حسن روحانی را بهبود می‌دهد و این چیزی نیست که آن‌ها دوست داشته باشند.

من فکر می‌کنم «تحریم و فشار سبب اصلاح در داخل نمی‌شود؛ بلکه اصلاح و بازنگری در داخل است که زمینه‌ساز ورود به فرایندی می‌شود که رفع تحریم و فشار می‌تواند در میان‌مدت و درازمدت نتیجه‌اش باشد.» بنابراین تعلق خاطری به هر دو گروه دعاگوی سلامت آقای ترامپ ندارم، و چون سرنوشت را در داخل جست‌وجو می‌کنم، مرگ و زندگی آقای ترامپ برایم مساوی است؛ اما این وضعیت یک سؤال بزرگ پیش روی حاکمان ما قرار می‌دهد.

حاکمان نباید با خود بیندیشند که چه کرده‌اند تا دسته اول دعاگویان را به این نقطه رسانده‌اند که برای پیدایش گشایشی در زندگی امروز و چشم‌انداز آینده خود، به اعمال فشارهای دشمن‌شان امید ببندند؟ و باز نباید از خود بپرسند چه شده و مناقشه قدرت و منافع به کجا رسیده که دسته دوم دعاگویان سلامت ترامپ بیم آن دارند که نکند مرگ او به گشایش در احوال دولت مستقر و بهبود وجهه آن منجر شود؟

کاش مؤسسه نظرسنجی داخلی معتبری نظر ایرانیان را درباره سلامت آقای ترامپ و انتخاب مجدد او به ریاست جمهوری می‌پرسید و تصویری از کمیت دو دسته دعاگویان پرزیدنت ایالات متحده آمریکا در ایران به دست می‌داد. تحلیل چنین داده‌ای نتایج جالبی خواهد داشت.

مرگ و زندگی آقای ترامپ برای جهان مهم است، اما شیوه و معنای مهم‌ بودن آن برای ما ایرانیان، حاوی پرسش‌ها، راه‌های نرفته، بایدها و نقصان‌های بسیار است؛ این گویی مهم‌ترین مرگ و زندگی یک مقام خارجی است که تاریخ معاصر ما را به پرسش مي گيرد.

@flith
چندتا نکته را از برتولت برشت یادآور میشوم که خواندنش با شرایط فعلی هنربندان همخوانی دارد
و سه مورد رو برای هنرمند واقعی مهم میداند

1_شجاعت برای بیان حقیقت:هنرمند نباید در مقابل قدرتمند سر خم کند،چه لازم باشد برای کار از گرفتن دستمزد صرف نظر کند یا از انتشار اثر هنری چشم بپوشد،نباید اعتراضات به شیوه چندگونه بیان کنند چون نامشخص گویی و چندپهلو گویی دروغی بیش نیست و فریبی بزرگ است زیرا هم میخواهند محبوب مردم و دوستدار حاکم قرار گیرند
مثلا نوشتن درباره زشتی های دنیا
به شکل عمومی یا شکایت نامشخص از اینکه بدی در جهان چیره گشته،کاری بی ارزش است و نیاز به شجاعت کمی دارد که هر انسانی قادر به بازگو کردنش است
در واقع این هنرمندان خواسته های خود رو به شکلی بی آزار در بین دوستانی بی آزارتر مطرح میکنند و خواهان عدالت به شکلی نامشخص میشوند تا در #فضای_آزاد که آنان برای محقق نکردنشان هرگز زحمتی نکشیدند بتوانند سهمی از #غارت برای خود بردارند

2_اولویت بندی:به مسائل بی اهمیت میپردازند و هیچکس نمیتوانند به آنها اعتراض کند،چرا که ظاهرا به بیان حقیقت پرداخته اند
(مثل حمایت از دستفروشان یا حیوانات و ...به جای پرداختن به مسائل اصلی و عوامل بوجود آورنده مشکل)

3_نشان دادن راه:معمولا در گفتن این جملات خیلی مانور میدهند مثل بیایید از خودمان شروع کنیم،بهتر باشیم،کتاب بخوانیم و...
نشان دادن راه باید به نتیجه گیری منجر بشه و ذهن مخاطب را سمت و سو دهد در غیر اینصورت هنرمند درست مانند انسانیست که بی هیچ سمت و سویی دردهارو بیان میکند،غر میزند و از آدمها شکایت میکند و مخاطب نمیداند راه رهایی چیست
پس هنرمندی که راه حل را به ذهن متبادر نسازد ناخوداگاه یا خوداگاه در خدمت حاکمان است

و مثل باقی مسائل ما که با متاسفانه شروع میشود باید گفت متاسفانه شرایط جامعه ما جوری شده،به جای نشستن و خواندن گفته های متفکران و نویسنده و تحلیلگران،ما و جامعه ما بدنبال هنربندان متوهم همه چیزدان افتاده و تاحالا فکر نکردیم این گروه و قشر چه کار مفیدی تابحال برای ایران و جامعه کنونی برداشته و انجام دادند...

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این خانم ۹۰ ساله ایرانی دنیا را متعجب کرده!!!

به امید روزیکه بانوان سرزمینم شادترین فرشتگان روی زمین باشند.
@flith