☘☘☘
کودن هستند یا تعمد دارند؟
اولش باورم نشد، به خودم گفتم مثل برخی چیزهای دیگر کار فتوشاپی کردهاند که موجی درست کنند و بعد تکذیب میشود، اما نشد و واقعیت داشت. عکس دختربچهها از روی کتاب سوم ریاضی دبستان حذف شده و وزیر آپ هم دستور داده است موضوع بررسی شود، یعنی حذف صحت دارد.
نظام اداری مشکلات بسیار دارد اما یک خصیصه دارد که اینجا بهکار میآید: همه چیز تقریباً در جلسات بررسی و صورتجلسه میشود، تصمیمات مکتوب میشوند و میتوان هر تصمیمی را بر اساس صورتجلسات و نامههای اداری برآمده از آنها تا سرمنشأ پیگیری کرد. وزارت آپ از این جهت که برخی امور نظیر کتب درسی در آن بسیار حساس است، حتماً صورتجلسات و تصمیمگیران همه امور مربوط به کتب درسی در آن موجود است. بررسی صورتجلسات و نامهها پاسخ دادن به چند سؤال را ساده میکند:
یک. اولین در کدام جلسه، بر اساس کدام نامه و با ایده چه کسی/کسانی، مسألهای درباره جلد کتاب سوم ریاضی دبستان طرح شد؟
دو. ایدهای که درباره جلد کتاب سوم دبستان طرح شد چه بود؟ شبهه، سؤال یا مسأله چه بود؟ از چه زاویهای طرح شد؟ بر اساس گزارش، نظر، بررسی یا سلیقه چه کسی/کسانی بود؟
سه. شروع فرایند تصمیمگیری در چه سالی، تحت مدیریت چه کسی/کسانی، در چه جلساتی، با چه موافقان و چه مخالفانی، با چه هدفی بوده است؟
چهار. چه کسانی در جلسات، با چه استدلالهایی با مسأله حذف تصویر دختران موافقت یا مخالفت کردند؟ تأثیر اجتماعی و واکنش جامعه به این کار چگونه ارزیابی شد؟
پنج. آیا این کار اقدامی واحد و منفرد بوده است یا بخشی از بستهای سیاستی مبتنی بر نگاه خاصی به جنسیت، زنانگی و مردانگی است که قرار بوده درباره کلیه کتب اعمال شود؟
شش. چه کسی/کسانی باید در رسانه توضیح بدهند که ایدهشان درباره این اقدام چه بوده است؟ (شاید آنها توانستند جامعه را نسبت به درستی اقدامشان متقاعد کنند.) آنکه باید پاسخگو باشد کیست؟
هفت. حتی به شرط درستی این اقدام، آیا کسی درباره زمان انجام این کار و عواقب اجتماعی آن درست در زمان تحریم، بحران اقتصادی و نزول سرمایه اجتماعی دولت و نظام حکمرانی، فکر کرده یا هشدار داده بود؟
سخن آخر
سالهاست شاهد گفتارها و کردارهایی هستیم که قبلاً نوشتهام عین «انگشت کردن در چشم مردم» است؛ کارهایی که حداقل زیانشان انحراف کشور و مدیرانش از تمرکز بر اولویتهای مؤثر بر زندگی مردم به سمت حاشیهسازی، نابود کردن سرمایه اجتماعی و خدشه بر ذهنیت و آرامش مردم وارد کردن است.
این گونه گفتارها و کردارها اگر از سر کودنی و فقدان صلاحیت مدیر بودن است که پیشبینی عواقب آنها را برای مجریان ناممکن میسازد، این گونه آدمها باید کنار گذاشته شوند. اگر تعمدی دارند که نارضایتی درست کنند و سرمایه اجتماعی را تباه سازند، خب باید محاکمه شوند.
یک بار هم که شده گزارشی بدهید که نشان دهد کدام فرضیه درست است: کودن هستند یا تعمد دارند.
دکتر محمد فاضلی
@flith
کودن هستند یا تعمد دارند؟
اولش باورم نشد، به خودم گفتم مثل برخی چیزهای دیگر کار فتوشاپی کردهاند که موجی درست کنند و بعد تکذیب میشود، اما نشد و واقعیت داشت. عکس دختربچهها از روی کتاب سوم ریاضی دبستان حذف شده و وزیر آپ هم دستور داده است موضوع بررسی شود، یعنی حذف صحت دارد.
نظام اداری مشکلات بسیار دارد اما یک خصیصه دارد که اینجا بهکار میآید: همه چیز تقریباً در جلسات بررسی و صورتجلسه میشود، تصمیمات مکتوب میشوند و میتوان هر تصمیمی را بر اساس صورتجلسات و نامههای اداری برآمده از آنها تا سرمنشأ پیگیری کرد. وزارت آپ از این جهت که برخی امور نظیر کتب درسی در آن بسیار حساس است، حتماً صورتجلسات و تصمیمگیران همه امور مربوط به کتب درسی در آن موجود است. بررسی صورتجلسات و نامهها پاسخ دادن به چند سؤال را ساده میکند:
یک. اولین در کدام جلسه، بر اساس کدام نامه و با ایده چه کسی/کسانی، مسألهای درباره جلد کتاب سوم ریاضی دبستان طرح شد؟
دو. ایدهای که درباره جلد کتاب سوم دبستان طرح شد چه بود؟ شبهه، سؤال یا مسأله چه بود؟ از چه زاویهای طرح شد؟ بر اساس گزارش، نظر، بررسی یا سلیقه چه کسی/کسانی بود؟
سه. شروع فرایند تصمیمگیری در چه سالی، تحت مدیریت چه کسی/کسانی، در چه جلساتی، با چه موافقان و چه مخالفانی، با چه هدفی بوده است؟
چهار. چه کسانی در جلسات، با چه استدلالهایی با مسأله حذف تصویر دختران موافقت یا مخالفت کردند؟ تأثیر اجتماعی و واکنش جامعه به این کار چگونه ارزیابی شد؟
پنج. آیا این کار اقدامی واحد و منفرد بوده است یا بخشی از بستهای سیاستی مبتنی بر نگاه خاصی به جنسیت، زنانگی و مردانگی است که قرار بوده درباره کلیه کتب اعمال شود؟
شش. چه کسی/کسانی باید در رسانه توضیح بدهند که ایدهشان درباره این اقدام چه بوده است؟ (شاید آنها توانستند جامعه را نسبت به درستی اقدامشان متقاعد کنند.) آنکه باید پاسخگو باشد کیست؟
هفت. حتی به شرط درستی این اقدام، آیا کسی درباره زمان انجام این کار و عواقب اجتماعی آن درست در زمان تحریم، بحران اقتصادی و نزول سرمایه اجتماعی دولت و نظام حکمرانی، فکر کرده یا هشدار داده بود؟
سخن آخر
سالهاست شاهد گفتارها و کردارهایی هستیم که قبلاً نوشتهام عین «انگشت کردن در چشم مردم» است؛ کارهایی که حداقل زیانشان انحراف کشور و مدیرانش از تمرکز بر اولویتهای مؤثر بر زندگی مردم به سمت حاشیهسازی، نابود کردن سرمایه اجتماعی و خدشه بر ذهنیت و آرامش مردم وارد کردن است.
این گونه گفتارها و کردارها اگر از سر کودنی و فقدان صلاحیت مدیر بودن است که پیشبینی عواقب آنها را برای مجریان ناممکن میسازد، این گونه آدمها باید کنار گذاشته شوند. اگر تعمدی دارند که نارضایتی درست کنند و سرمایه اجتماعی را تباه سازند، خب باید محاکمه شوند.
یک بار هم که شده گزارشی بدهید که نشان دهد کدام فرضیه درست است: کودن هستند یا تعمد دارند.
دکتر محمد فاضلی
@flith
👍1
☘☘☘
در باب رشوه !
وﻗﺘﯽ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﺷﺪ، ﺣﺴﯿﻦ ﺧﺎﻥ ﺑﻠﻮﭺ که از بزرگان شهر بود را دستگیر ﻭ بهمراه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان بلوچ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
حسین خان ﺑﻪ ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ، وزیر فرمانفرما ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﮕﻮ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ میدهم و بجای آن فقط ﭘﺴﺮ خردسالم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ و نمیرد.
ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وقتی پیشنهاد حسین خان را شنید ﮔﻔﺖ: من که ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ هستم نظم و ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺷﻮه ﻧﻤﯽﻓﺮﻭشم.
ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ جلوی پدر جان داد.
اتفاقا سال بعد ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
فرمانفرما ﺑﺮﺍﯼ شفای پسرش ۵۰۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ فرزندش ﺷﻔﺎ ﯾﺎﺑﺪ ﻭﻟﯽ سودی نبخشید ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ وی ﻫﻢ جلوی چشمان پدر جان داد.
ﺭﻭﺯﯼ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وزیرش ﺃﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ و ﮔﻔﺖ ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ در کار ﻧﯿﺴﺖ، ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩه ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ و گرسنه ای ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﺍﻃﻌﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺏ میﺷﺪ ﻭ زنده ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻥ، ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ، ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ و نظم ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ گوﺳﻔﻨﺪ ﺭﺷﻮه ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﻧﻤﯽﻓﺮﻭﺷﺪ...
نشو در حساب جهان سخت گیر
که هر سخت گیری بود سخت میر
تو با خلق آسان بگیر نیک بخت
که فردا نگیرد خدا بر تو سخت
#باستانی_پاریزی
@flith
در باب رشوه !
وﻗﺘﯽ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﺷﺪ، ﺣﺴﯿﻦ ﺧﺎﻥ ﺑﻠﻮﭺ که از بزرگان شهر بود را دستگیر ﻭ بهمراه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان بلوچ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
حسین خان ﺑﻪ ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ، وزیر فرمانفرما ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﮕﻮ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ میدهم و بجای آن فقط ﭘﺴﺮ خردسالم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ و نمیرد.
ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وقتی پیشنهاد حسین خان را شنید ﮔﻔﺖ: من که ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ هستم نظم و ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺷﻮه ﻧﻤﯽﻓﺮﻭشم.
ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ جلوی پدر جان داد.
اتفاقا سال بعد ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
فرمانفرما ﺑﺮﺍﯼ شفای پسرش ۵۰۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ فرزندش ﺷﻔﺎ ﯾﺎﺑﺪ ﻭﻟﯽ سودی نبخشید ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ وی ﻫﻢ جلوی چشمان پدر جان داد.
ﺭﻭﺯﯼ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وزیرش ﺃﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ و ﮔﻔﺖ ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ در کار ﻧﯿﺴﺖ، ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩه ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ و گرسنه ای ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﺍﻃﻌﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺏ میﺷﺪ ﻭ زنده ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻥ، ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ، ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ و نظم ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ گوﺳﻔﻨﺪ ﺭﺷﻮه ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﻧﻤﯽﻓﺮﻭﺷﺪ...
نشو در حساب جهان سخت گیر
که هر سخت گیری بود سخت میر
تو با خلق آسان بگیر نیک بخت
که فردا نگیرد خدا بر تو سخت
#باستانی_پاریزی
@flith
☘☘☘
گفت: دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدمهای دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد.
گفتم: اگر همه مردم دیوانه بودند ، تا حالا همدیگر رو خورده بودند.
گفت: نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم دیوانگان بودهاند. و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه(اگر فرضا پیدا شود) هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد.
دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@flith
گفت: دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدمهای دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد.
گفتم: اگر همه مردم دیوانه بودند ، تا حالا همدیگر رو خورده بودند.
گفت: نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم دیوانگان بودهاند. و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه(اگر فرضا پیدا شود) هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد.
دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@flith
☘☘☘
جناب ربیعی سخنگوی دولت در حالی که ماسک به صورت زده بود گفت:« رنج مردم با تک تک سلولهای اعضای دولت احساس میشود.» با تمام احترامی که برای ربیعی قائل هستم و معتقدم او نسبت به دیگر مسؤولان دولت واقعیتر به مسائل کشور نگاه میکند و سابقه کارگری او در جنرال موتورز و دغدغههایی که در زمان وزارت در مورد کارگران داشت، باید بگویم نه آقای سخنگو! شما درد مردم را احساس نمیکنید.
شما اگر صبحها به جای خودرویی که با راننده دنبالتان میآید، سوار بیآرتی، مترو یا تاکسی میشدید، درد مردم را میفهمیدید. مردمی که به خاطر یک لقمه نان به دل کرونا میزنند و در اتوبوس مثل دانههای بلال کنار هم میایستند و امیدوارند کرونا با آنها کاری نداشته باشد.
شما اگر میتوانستید با حقوق دو میلیونی در عصر گرانی و تورم زندگی کنید، درد مردم را میفهمیدید. سرپرست خانوادهای که نمیداند با حقوقی که میگیرد چه کند، به کدام زخم زندگیاش مرهم بگذارد؟
تا به حال سه ماه یا بیشتر حقوقتان عقب افتاده است؟ آیا تا به حال تعدیل شدهاید؟ فقط کافی است تصور کنید. صبح با قابلمه غذا به محل کار میرسید، کارفرما به شما میگوید به دلیل مشکلات اقتصادی، نمیتواند تولیدی یا شرکتی که دارد را اداره کند و مجبور است، مُهر «تعطیل» است به در آن بزند. چه حسی پیدا میکنید؟
کدام یک از اعضای دولت پولهایشان را روی هم گذاشتهاند که خانه یا ماشین بخرند و صبح که بیدار میشوند میبینند با پولی که کنار گذاشتهاند ماشین بخرند، دوچرخه هم نمیشود خرید؟
آقای ربیعی یا هر کدام از اعضای دولت که با تک تک سلولهایتان رنچ مردم را حس میکنید، تا به حال برای عقب افتادن دو قسط بانک، آبرویتان رفته است؟ بانک به ضامنهایتان زنگ زده است؟ در گوشیتان پیامکهای جریمه عقب افتادن یک قسط را دارید؟
واقعا حس پدری که میخواهد برای دخترش جهیزیه بخرد را درک میکنید؟ حس پسری که داماد شده است و نمیداند چگونه خانه اجاره کند و زندگیاش را بچرخاند را درک میکنید؟
میدانید چرا باور نمیکنیم شما مشکلات مردم را درک میکنید؟ چون اگر درک میکردید واقعا برای بهتر شدن وضع کشور کاری میکردید یا حداقل اگر میبینید که نمیتوانید کرسی ریاست و مدیریت را رها میکردید و با زبانی بی لکنت به مردم میگفتید که نمیتوانید باری از دوش آنها بردارید و استعفا میدادید.
یاد دیالوگ معروف فیلم آژانس شیشهای افتادم که «سلحشور» با بازی رضا کیانیان روی صندلی چرخدار آژانس هواپیمایی نشسته بود و «حاج کاظم» با بازی پرویز پرستویی با یک ژ ٣ در دست میگفت:«ميدوني يه گردان بره خط ، گروهان برگرده يعني چي؟ ميدوني يه گروهان بره خط ،دسته برگرده يعني چي؟ ميدوني يه دسته بره خط ،نفر برگرده يعني چي؟»
واقعا شما میدانید زندگی با تورم و گرانی یعنی چی؟
مصطفی داننده
@flith
جناب ربیعی سخنگوی دولت در حالی که ماسک به صورت زده بود گفت:« رنج مردم با تک تک سلولهای اعضای دولت احساس میشود.» با تمام احترامی که برای ربیعی قائل هستم و معتقدم او نسبت به دیگر مسؤولان دولت واقعیتر به مسائل کشور نگاه میکند و سابقه کارگری او در جنرال موتورز و دغدغههایی که در زمان وزارت در مورد کارگران داشت، باید بگویم نه آقای سخنگو! شما درد مردم را احساس نمیکنید.
شما اگر صبحها به جای خودرویی که با راننده دنبالتان میآید، سوار بیآرتی، مترو یا تاکسی میشدید، درد مردم را میفهمیدید. مردمی که به خاطر یک لقمه نان به دل کرونا میزنند و در اتوبوس مثل دانههای بلال کنار هم میایستند و امیدوارند کرونا با آنها کاری نداشته باشد.
شما اگر میتوانستید با حقوق دو میلیونی در عصر گرانی و تورم زندگی کنید، درد مردم را میفهمیدید. سرپرست خانوادهای که نمیداند با حقوقی که میگیرد چه کند، به کدام زخم زندگیاش مرهم بگذارد؟
تا به حال سه ماه یا بیشتر حقوقتان عقب افتاده است؟ آیا تا به حال تعدیل شدهاید؟ فقط کافی است تصور کنید. صبح با قابلمه غذا به محل کار میرسید، کارفرما به شما میگوید به دلیل مشکلات اقتصادی، نمیتواند تولیدی یا شرکتی که دارد را اداره کند و مجبور است، مُهر «تعطیل» است به در آن بزند. چه حسی پیدا میکنید؟
کدام یک از اعضای دولت پولهایشان را روی هم گذاشتهاند که خانه یا ماشین بخرند و صبح که بیدار میشوند میبینند با پولی که کنار گذاشتهاند ماشین بخرند، دوچرخه هم نمیشود خرید؟
آقای ربیعی یا هر کدام از اعضای دولت که با تک تک سلولهایتان رنچ مردم را حس میکنید، تا به حال برای عقب افتادن دو قسط بانک، آبرویتان رفته است؟ بانک به ضامنهایتان زنگ زده است؟ در گوشیتان پیامکهای جریمه عقب افتادن یک قسط را دارید؟
واقعا حس پدری که میخواهد برای دخترش جهیزیه بخرد را درک میکنید؟ حس پسری که داماد شده است و نمیداند چگونه خانه اجاره کند و زندگیاش را بچرخاند را درک میکنید؟
میدانید چرا باور نمیکنیم شما مشکلات مردم را درک میکنید؟ چون اگر درک میکردید واقعا برای بهتر شدن وضع کشور کاری میکردید یا حداقل اگر میبینید که نمیتوانید کرسی ریاست و مدیریت را رها میکردید و با زبانی بی لکنت به مردم میگفتید که نمیتوانید باری از دوش آنها بردارید و استعفا میدادید.
یاد دیالوگ معروف فیلم آژانس شیشهای افتادم که «سلحشور» با بازی رضا کیانیان روی صندلی چرخدار آژانس هواپیمایی نشسته بود و «حاج کاظم» با بازی پرویز پرستویی با یک ژ ٣ در دست میگفت:«ميدوني يه گردان بره خط ، گروهان برگرده يعني چي؟ ميدوني يه گروهان بره خط ،دسته برگرده يعني چي؟ ميدوني يه دسته بره خط ،نفر برگرده يعني چي؟»
واقعا شما میدانید زندگی با تورم و گرانی یعنی چی؟
مصطفی داننده
@flith
☘☘☘
۵ الگوی نوسازی نظام های سیاسی از دیدگاه "ادوارد شیلز":
دموکراسی سیاسی: اغلب دولت های نواستقلال می کوشند دموکراسی سیاسی به وجود آورند. در این میان، آنان مجبورند الگوهای غربی را با شرایط بومی «انطباق» دهند. برخی از خصوصیات زندگی سیاسی-اجتماعی این دولت ها، ویژۀ خودشان است؛ مانند هند.
دموکراسی قیمومتی: همان دموکراسی هدایت شده است. در دموکراسی قیمومتی، همۀ نهادهای دموکراسی سیاسی وجود دارند اما قوه مجریه به سبب انظباط شدید و بودن در دستان مردان قدرتمند پرنفوذ، قدرتمندتر است. احزاب و مطبوعات آزادی محدودی دارند؛ مانند اندونزی دوران سوکارنو.
اولیگارشی جانبدار نوسازی: در این نوع نظام سیاسی کارگزارها و سازمان های مخفی قدرتمند هستند که در آن ها «اولیگارشی نظامی» قدرت سیاسی را قبضه می کند و یا یک «حزب سیاسی» با غیرقانونی اعلام کردن همۀ احزاب دیگر، قدرت سیاسی را در تصرف خود نگاه می دارد؛ مانند عراق.
اولیگارشی توتالیتر: «دولت پلیسی» است که از شیوه های اجبارحداکثر برای حفظ نظم و امنیت استفاده می کند. هیچ یک از کشورهای نواستقلال این الگو را نپذیرفته اند.
اولیگارشی سنتی: مانند عربستان سعوی و نپال.
بنیادهای علم سیاست؛عبدالرحمن عالم
@flith
۵ الگوی نوسازی نظام های سیاسی از دیدگاه "ادوارد شیلز":
دموکراسی سیاسی: اغلب دولت های نواستقلال می کوشند دموکراسی سیاسی به وجود آورند. در این میان، آنان مجبورند الگوهای غربی را با شرایط بومی «انطباق» دهند. برخی از خصوصیات زندگی سیاسی-اجتماعی این دولت ها، ویژۀ خودشان است؛ مانند هند.
دموکراسی قیمومتی: همان دموکراسی هدایت شده است. در دموکراسی قیمومتی، همۀ نهادهای دموکراسی سیاسی وجود دارند اما قوه مجریه به سبب انظباط شدید و بودن در دستان مردان قدرتمند پرنفوذ، قدرتمندتر است. احزاب و مطبوعات آزادی محدودی دارند؛ مانند اندونزی دوران سوکارنو.
اولیگارشی جانبدار نوسازی: در این نوع نظام سیاسی کارگزارها و سازمان های مخفی قدرتمند هستند که در آن ها «اولیگارشی نظامی» قدرت سیاسی را قبضه می کند و یا یک «حزب سیاسی» با غیرقانونی اعلام کردن همۀ احزاب دیگر، قدرت سیاسی را در تصرف خود نگاه می دارد؛ مانند عراق.
اولیگارشی توتالیتر: «دولت پلیسی» است که از شیوه های اجبارحداکثر برای حفظ نظم و امنیت استفاده می کند. هیچ یک از کشورهای نواستقلال این الگو را نپذیرفته اند.
اولیگارشی سنتی: مانند عربستان سعوی و نپال.
بنیادهای علم سیاست؛عبدالرحمن عالم
@flith
سرود سپاه دانش
به مناسبت بازگشایی مدارس
به پیش به پیش
ای سپاه دانش به پیش
بفرمان شاه
با فروغ ایمان
رو بسوی دهقان
ای سپاه دانش به پیش
ای آموزگار فرهنگ صحرا
برو ببین روستازادگان ما
تا چه حد تا کجا؟
مستعد کسب دانشند
عاشقان کاروکوششند
دانش را بروستا ببر
سرفرازی ارمغان آور
گرچه پرهنر دست برزگر
روز و شب بشوق کشت دانه در گِل است
مظهر صفای جان و پاکی دل است
............
*سپاه دانش، اصل ششم انقلاب شاه و ملت (انقلاب سفید) بود، در آن مقطع (سال ۱۳۴۱) دو سوم جمعیت ایران در بیسوادی کامل به سر میبردند.
هدف اولیه از تشکیل این نهاد علمی ریشه کن کردن بیسوادی در شهرها و کاهش بیسوادی در روستاها و در مرحله بعد فراهم آوردن بستر مناسب برای توسعه و عمران کشور بود.
آمار تعداد کسانی که توسط سپاه دانش خواندن و نوشتن آموختند، حیرت آور است(نهصد هزار نفر تنها در پنج سال نخست)
@flith
به مناسبت بازگشایی مدارس
به پیش به پیش
ای سپاه دانش به پیش
بفرمان شاه
با فروغ ایمان
رو بسوی دهقان
ای سپاه دانش به پیش
ای آموزگار فرهنگ صحرا
برو ببین روستازادگان ما
تا چه حد تا کجا؟
مستعد کسب دانشند
عاشقان کاروکوششند
دانش را بروستا ببر
سرفرازی ارمغان آور
گرچه پرهنر دست برزگر
روز و شب بشوق کشت دانه در گِل است
مظهر صفای جان و پاکی دل است
............
*سپاه دانش، اصل ششم انقلاب شاه و ملت (انقلاب سفید) بود، در آن مقطع (سال ۱۳۴۱) دو سوم جمعیت ایران در بیسوادی کامل به سر میبردند.
هدف اولیه از تشکیل این نهاد علمی ریشه کن کردن بیسوادی در شهرها و کاهش بیسوادی در روستاها و در مرحله بعد فراهم آوردن بستر مناسب برای توسعه و عمران کشور بود.
آمار تعداد کسانی که توسط سپاه دانش خواندن و نوشتن آموختند، حیرت آور است(نهصد هزار نفر تنها در پنج سال نخست)
@flith
«نیازی نیست که به جنگ این خودکامه تنها رفت و او را شکست داد. او خود به دست خویشتن شکست میخورد اگر مردم تن به بردگی او نسپارند نیازی نیست چیزی از او برگیرند کافی است چیزی به او ندهند نیازی نیست که به خود سختی دهند تا کاری برای خود بکنند کافی است بر ضد خودکاری نکنند کافی است از خدمتگزاری دست کشند و از بندگی رهایی یابند.»
اما چرا چنین نمیکنند؟ چرا بین برده و آزاد بودن بردگی را برمیگزینند؟ چرا آزادی را واپس میزنند و یوغ بردگی را بر گردن مینهند؟ چرا به بدبختی و رنج خویش رضایت میدهند؟ چرا تلاش نمیکنند که از حیوانیت به درآیند و دگرباره انسان شوند؟
خودکامگی همچون شراره کوچک آتش است که بهآرامی بزرگ میشود و پیوسته تیزتر میشود و هرچه چوب بیشتر به آن برسد چوبهای بیشتری را میسوزاند. و اگر برای خاموش کردن آن بهجای آب پاشیدن چوببر روی آن نگذارند چون دیگر چیزی برای سوزاندن ندارد خود میسوزد و خاموش میشود. خودکامگان هرچه بیشتر غارت کنند بیشتر ویران و نابود خواهند کرد.
باری دلاوران برای دستیابی به خواستههایشان از هیچ خطری نمیهراسند و عاقلان از هیچ رنجی روی برنمیگردانند اما فرومایگان و بزدلان میل تصاحب را در خود میکشند. لابوئسی خطاب به فرومایگان و همه آنانی که آزادی را وانهادهاند مینویسد:
«ای آدمیزادگان سیهروز، مردمان بیخرد، ملتهایی که در گنداب بدبختی نشستهاید وبر خیر و صلاح خود چشمبستهاید شمایان میگذارید که در پیش چشمانتان نیکوترین و ارزندهترین داراییتان را از شما بربایند و کشتزارهایتان را غارت کنند و از خانههایتان دزدی کنند و میراث نیاکانتان را به یغما ببرند.»
مگر دیکتاتور و مستبد چه دارد جز همان چیزهایی که شما به او میدهید تا با آن شمارا به خاک هلاکت افکند. دیکتاتور چگونه جرئت میکرد بر شما بتازد اگر همدستانی از میان شما نداشت؟ با من بگویید چگونه غلام بارگی چنان عمیق در عمق جان ما ریشه دوانده است که دیگر اکنون عشق به آزادی برای ما چندان طبیعی جلوه نمینماید. وقتی انسان آنقدر فرومایه و پست میشود که به میل و رغبت خویش تن به بندگی میدهد چارهای ندارم جز اینکه جانوران درنده را پرفراز منبر کنم تا به آنان درس آزادگی بیاموزاند
اتین دولابوئسی
@flith
اما چرا چنین نمیکنند؟ چرا بین برده و آزاد بودن بردگی را برمیگزینند؟ چرا آزادی را واپس میزنند و یوغ بردگی را بر گردن مینهند؟ چرا به بدبختی و رنج خویش رضایت میدهند؟ چرا تلاش نمیکنند که از حیوانیت به درآیند و دگرباره انسان شوند؟
خودکامگی همچون شراره کوچک آتش است که بهآرامی بزرگ میشود و پیوسته تیزتر میشود و هرچه چوب بیشتر به آن برسد چوبهای بیشتری را میسوزاند. و اگر برای خاموش کردن آن بهجای آب پاشیدن چوببر روی آن نگذارند چون دیگر چیزی برای سوزاندن ندارد خود میسوزد و خاموش میشود. خودکامگان هرچه بیشتر غارت کنند بیشتر ویران و نابود خواهند کرد.
باری دلاوران برای دستیابی به خواستههایشان از هیچ خطری نمیهراسند و عاقلان از هیچ رنجی روی برنمیگردانند اما فرومایگان و بزدلان میل تصاحب را در خود میکشند. لابوئسی خطاب به فرومایگان و همه آنانی که آزادی را وانهادهاند مینویسد:
«ای آدمیزادگان سیهروز، مردمان بیخرد، ملتهایی که در گنداب بدبختی نشستهاید وبر خیر و صلاح خود چشمبستهاید شمایان میگذارید که در پیش چشمانتان نیکوترین و ارزندهترین داراییتان را از شما بربایند و کشتزارهایتان را غارت کنند و از خانههایتان دزدی کنند و میراث نیاکانتان را به یغما ببرند.»
مگر دیکتاتور و مستبد چه دارد جز همان چیزهایی که شما به او میدهید تا با آن شمارا به خاک هلاکت افکند. دیکتاتور چگونه جرئت میکرد بر شما بتازد اگر همدستانی از میان شما نداشت؟ با من بگویید چگونه غلام بارگی چنان عمیق در عمق جان ما ریشه دوانده است که دیگر اکنون عشق به آزادی برای ما چندان طبیعی جلوه نمینماید. وقتی انسان آنقدر فرومایه و پست میشود که به میل و رغبت خویش تن به بندگی میدهد چارهای ندارم جز اینکه جانوران درنده را پرفراز منبر کنم تا به آنان درس آزادگی بیاموزاند
اتین دولابوئسی
@flith
☘☘☘
یکی از راهبردهای رژیم های تمامت خواه یا توتالیتر این است که چنان مقررات حقوقی (قوانین کیفری) سختگیرانه وضع کنند که اگر نص آنها در نظر گرفته شود "همگان" مجرم اند. ولی در مرحله ی بعد از اجری کامل آنها امتناع میشود . بدین ترتیب رژیم میتواند با گذشت بودن خودش را به رخ بکشد :" می بینید ،اگر میخواستیم میتوانستیم همه تان را دستگیر و محکوم کنیم ولی نترسید ما اهل مدارا و آسان گیری هستیم."
133ص
#خشونت پنج نگاه زیرچشمی
#اسلاوی_ژیژک
ترجمه:#علی_رضا_پاکنهاد
@flith
یکی از راهبردهای رژیم های تمامت خواه یا توتالیتر این است که چنان مقررات حقوقی (قوانین کیفری) سختگیرانه وضع کنند که اگر نص آنها در نظر گرفته شود "همگان" مجرم اند. ولی در مرحله ی بعد از اجری کامل آنها امتناع میشود . بدین ترتیب رژیم میتواند با گذشت بودن خودش را به رخ بکشد :" می بینید ،اگر میخواستیم میتوانستیم همه تان را دستگیر و محکوم کنیم ولی نترسید ما اهل مدارا و آسان گیری هستیم."
133ص
#خشونت پنج نگاه زیرچشمی
#اسلاوی_ژیژک
ترجمه:#علی_رضا_پاکنهاد
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از شعر زیبای "ریشه در خاک"
سروده و اجرای استاد #فریدون_مشیری
#من_این_جا_تا_نفس_باقیست_میمانم
من از این جا چه میخواهم ، نمیدانم!
#ایران
#مصادره
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سروده و اجرای استاد #فریدون_مشیری
#من_این_جا_تا_نفس_باقیست_میمانم
من از این جا چه میخواهم ، نمیدانم!
#ایران
#مصادره
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
.
اگر با آنکه دار آویخت، امکانِ سخن داری،
نگهکُن! زان طناب اینک نخی در پیرهن داری!
وگر بر کِیدِ خسرو چشم بستی فاش میگویم؛
که شیرین تا به مُچ دستی به خونِ کوهکن داری!
به زمزم گر بشویی دست از خون، باز بیهودهست...
چو تا زانو نمیبینی که پایی در لجن داری!
مگویی: "کاری از دستم نمیآید برادرجان"
هواری میتوانی زد... که میبینم دهن داری!
خدا را دیدهام باور نداری... لیک میبینم،
که در پیشانیِ تاریخ شرم از شعرِ من داری!
#حسین_جنتی
#تازه
@flith
اگر با آنکه دار آویخت، امکانِ سخن داری،
نگهکُن! زان طناب اینک نخی در پیرهن داری!
وگر بر کِیدِ خسرو چشم بستی فاش میگویم؛
که شیرین تا به مُچ دستی به خونِ کوهکن داری!
به زمزم گر بشویی دست از خون، باز بیهودهست...
چو تا زانو نمیبینی که پایی در لجن داری!
مگویی: "کاری از دستم نمیآید برادرجان"
هواری میتوانی زد... که میبینم دهن داری!
خدا را دیدهام باور نداری... لیک میبینم،
که در پیشانیِ تاریخ شرم از شعرِ من داری!
#حسین_جنتی
#تازه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک زمانی تلوزیون را که روشن می کردیم چنین کلیپ های پخش می شد! یک کلیپ فوق زیبا و نوستالوژیک و زیرخاکی از مصاحبه مرحوم منوچهر نوذری با بانو هایده که برای نخستین باز توسط فتانه خواننده در فضای مجازی پخش شد تا مردم ببینند و لذت ببرند! نبینید بعدا پشیمان خواهید بود!
@flith
@flith
#گلهایی_که_در_جهنم_میروید
پدر روحانی ما مذهب ندارد ،
پاسبان دزد است ،
قاضی آدمکش است ،
وکلایمان را نه به اسم انتخاب کرده ایم و نه به عمر شناخته ایم،
دولتمان دشمن جانی ماست ،
فرهنگ مان کانون فساد و جهل است ،
عدلیه مان مرکز ظلم و شقاوت است .
همه می دانیم ،
همه آهسته این قضایا را به هم می گوییم ،
لیکن به پدر روحانی احترام می گذاریم ،
از پاسبان می ترسیم ،
به قاضی التماس می کنیم ،
به وکلای مجلس متوصل می شویم ،
از دولت انتظار شفقت و مساعدت داریم ،
و برای رفع ظلم به عدلیه پناه می بریم .
احترام مان به روسای مذهبی ،
ترسمان از پلیس ،
التماسمان به قاضی ،
توسلمان به مجلس ،
دادخواهی مان به عدلیه ،
همه ریاکاری و دروغ است .
دعاي علما ،
حفاظت پليس و عدالت قاضی و دفاعی كه مجلس از حقوق ما می كند از دروغ هم دروغ تر است!
_اين نوشته در ٧٣ سال پيش نگاشته شده است حقايقي كه همه حكايتِ امروز ماست!
@flith
#گلهایی_که_در_جهنم_میروید
پدر روحانی ما مذهب ندارد ،
پاسبان دزد است ،
قاضی آدمکش است ،
وکلایمان را نه به اسم انتخاب کرده ایم و نه به عمر شناخته ایم،
دولتمان دشمن جانی ماست ،
فرهنگ مان کانون فساد و جهل است ،
عدلیه مان مرکز ظلم و شقاوت است .
همه می دانیم ،
همه آهسته این قضایا را به هم می گوییم ،
لیکن به پدر روحانی احترام می گذاریم ،
از پاسبان می ترسیم ،
به قاضی التماس می کنیم ،
به وکلای مجلس متوصل می شویم ،
از دولت انتظار شفقت و مساعدت داریم ،
و برای رفع ظلم به عدلیه پناه می بریم .
احترام مان به روسای مذهبی ،
ترسمان از پلیس ،
التماسمان به قاضی ،
توسلمان به مجلس ،
دادخواهی مان به عدلیه ،
همه ریاکاری و دروغ است .
دعاي علما ،
حفاظت پليس و عدالت قاضی و دفاعی كه مجلس از حقوق ما می كند از دروغ هم دروغ تر است!
_اين نوشته در ٧٣ سال پيش نگاشته شده است حقايقي كه همه حكايتِ امروز ماست!
@flith
☘☘☘
تحصیل بیثمر
مولود پاکروان
46 % از واجدین شرایط کنکور پارسال از انتخاب رشته نهایی صرف نظر کردهاند. امسال حتما اوضاع وخیم تر است. کافی است این خبر را در کنار دیگر آماری بگذارید که از صندلیهای خالیمانده دانشگاهها در چند سال اخیر خبر میدهند و به آن بیفزایید آمار دانشآموختگانی را که پس از چندین سال تحصیل و رویاپردازی! حالا مدرک به دست پشت درهای بازار کار ماندهاند.
جای شگفتی نبود که نتایج کنکور نشان داد پس از چند سال مازاد ظرفیت پذیرش در رشتههای ریاضی-فنی و مهندسی، حالا نوبت به علوم انسانی رسیده که دیگر مشتری ندارد. پدیدهای که تحلیلگران آن را ناشی از بازدهی اقتصادی پایین تحصیل در رشتههای زیرمجموعه این گروهها دانستند.
داوطلبان تحصیل در رشتههای تجربی اما، هنوز هم چشمگیرند شاید به این دلیل که مشتاقان عبور از دروازههای رویایی دانشکدههای پزشکی و دندانپزشکی به مطبهای پردرآمدشان پس از فارغالتحصیلی امید دارند. پزشکی هنوز هم فریبنده است زیرا به نظر پولساز میآید.
این اما، تنها یک روی داستان است. روی دیگر ماجرا آماری است که نشان میدهد سهم فارغالتحصیلان دانشگاهی از بیکاری در کشور 5 /40 % است! سال گذشته معاون آموزشی وزارت علوم ضمن اظهار نگرانی از نرخ بیکاری در میان دانشآموختگان دانشگاهی یادآور شد سالانه 15 هزار فارغالتحصیل دکترا وارد جامعه میشوند در حالی که شرایط مناسبی برای بهکارگیری و اشتغال آنها وجود ندارد.
بعید است به اطلاعات دیگری نیاز داشته باشیم. کشوری که تعداد دانشگاههایش پنج برابر کشورهای پیشرفته دنیاست و صندلیهای دانشگاهیاش خالی مانده، حجم عظیمی دانشآموخته مدرک به دست را راهی بازارهای کار کرده است؛ کسانی که پس از گذشتن از سد کنکور، پشت سدهای سختتر اشتغال گرفتار شدهاند. از تورم اقتصاد که گریبان همه را گرفته بگذریم، حالا جامعه با «تورم مدرک»روبهرو است! و تحصیلات عالی که قرار بود روزی مطمئنترین راه برای افزایش درآمد و خروج از تله فقر باشد حالا سالهای پرثمر جوانی افراد را میبلعد بیآنکه بتواند گشایشی در شرایط اقتصادی و اجتماعیشان ایجاد کند.
سازمانهای توسعه، در چند دهه گذشته، همواره کشورهای کمدرآمد یا با درآمد متوسط را تشویق میکردند که روی آموزش کودکان در مقطع دبستان و نیز آموزش مهارتهای شغلی متمرکز شوند. تصور بر این بود که دانشگاهها در بازگشت سرمایه عمومی نقش کمرنگی دارند و تنها نخبگان را منتفع میکنند بیآنکه به محرومان جامعه سودی برسانند. این پارادایم در مدت 10 سال گذشته تغییر کرد. نهادهای بینالمللی به تدریج پذیرفتند که کشورها به افراد متخصص آموزشدیدهای نیاز دارند که نیروی انسانی بخشهای مختلف بازار کار از خدمات عمومی گرفته تا نوآوریهای تکنولوژیک را تامین کنند و چالشهای توسعه محلی و ملی را از میان بردارند.
این روزها پدران و مادران بسیاری درگیر یافتن شغلاند و آنها که کاری دارند نگران توانایی تامین نیازهای خانوار و فرزندانی که میبینند والدینشان حتی با مدارک دانشگاهی معتبر در اولین قدمها برای رفع نیازهای مالی و مادی درجا میزنند نگراناند یک دهه بعد خود پایشان را جای پای والدینشان بگذارند. در سال 2014 مطالعهای که در ایالات متحده انجام گرفت نشان داد فقرای آمریکایی «تحصیلکردهترین» فقرا در طول تاریخ این کشور هستند. و اگر باور داشته باشیم که فقر به نسلهای بعدی به ارث میرسد، این ناامیدکنندهترین یافته تاریخ است!
بر مبنای پژوهش مشاغل مستقل در آمریکا، 93 % از افراد شاغل در این حرفهها با چهار سال تحصیل دانشگاهی میگویند تنها مهارتهایی که آموختهاند به درد شغلشان میخورد. این یافته پیام مهمی دارد. تغییرات سریع تکنولوژیک همراه با افزایش هزینههای تحصیل، نظام سنتی آموزش را به گذرگاه پرریسک و حتی بیموردی تبدیل کرده است.
از خاطر نبریم بیشتر دانشآموختگان دانشگاهها به دلیل پایین بودن کیفیت برنامهها و محتوای درسی، بیانگیزگی استادان و دانشجویان و نبود نظام ارزشیابی موثر، بدون مهارتهای مورد نیاز با انبوهی از محفوظات بیفایده راهی بازار کار میشوند. این افراد اغلب میدان بازی را به رقبای ماهرتری که مدارک دانشگاهی هم ندارند واگذار میکنند. شاید کمی زود باشد که در مورد سیاستهای مقابله با این پدیده صحبت کنیم. اما این همه، واقعیتهایی است که نباید در سیاستگذاری از نظر دور بماند. اگر روزی شواهد اثبات کند که تحصیلات دانشگاهی بیش از آنکه راهی برای گریز از تله فقر باشد خود به تله تبدیل شده است، برای اصلاح سیاستهای آموزشی دیگر دیر است. پیش از ورشکستگی نظام آموزش عالی باید به داد آن رسید.
@flith
تحصیل بیثمر
مولود پاکروان
46 % از واجدین شرایط کنکور پارسال از انتخاب رشته نهایی صرف نظر کردهاند. امسال حتما اوضاع وخیم تر است. کافی است این خبر را در کنار دیگر آماری بگذارید که از صندلیهای خالیمانده دانشگاهها در چند سال اخیر خبر میدهند و به آن بیفزایید آمار دانشآموختگانی را که پس از چندین سال تحصیل و رویاپردازی! حالا مدرک به دست پشت درهای بازار کار ماندهاند.
جای شگفتی نبود که نتایج کنکور نشان داد پس از چند سال مازاد ظرفیت پذیرش در رشتههای ریاضی-فنی و مهندسی، حالا نوبت به علوم انسانی رسیده که دیگر مشتری ندارد. پدیدهای که تحلیلگران آن را ناشی از بازدهی اقتصادی پایین تحصیل در رشتههای زیرمجموعه این گروهها دانستند.
داوطلبان تحصیل در رشتههای تجربی اما، هنوز هم چشمگیرند شاید به این دلیل که مشتاقان عبور از دروازههای رویایی دانشکدههای پزشکی و دندانپزشکی به مطبهای پردرآمدشان پس از فارغالتحصیلی امید دارند. پزشکی هنوز هم فریبنده است زیرا به نظر پولساز میآید.
این اما، تنها یک روی داستان است. روی دیگر ماجرا آماری است که نشان میدهد سهم فارغالتحصیلان دانشگاهی از بیکاری در کشور 5 /40 % است! سال گذشته معاون آموزشی وزارت علوم ضمن اظهار نگرانی از نرخ بیکاری در میان دانشآموختگان دانشگاهی یادآور شد سالانه 15 هزار فارغالتحصیل دکترا وارد جامعه میشوند در حالی که شرایط مناسبی برای بهکارگیری و اشتغال آنها وجود ندارد.
بعید است به اطلاعات دیگری نیاز داشته باشیم. کشوری که تعداد دانشگاههایش پنج برابر کشورهای پیشرفته دنیاست و صندلیهای دانشگاهیاش خالی مانده، حجم عظیمی دانشآموخته مدرک به دست را راهی بازارهای کار کرده است؛ کسانی که پس از گذشتن از سد کنکور، پشت سدهای سختتر اشتغال گرفتار شدهاند. از تورم اقتصاد که گریبان همه را گرفته بگذریم، حالا جامعه با «تورم مدرک»روبهرو است! و تحصیلات عالی که قرار بود روزی مطمئنترین راه برای افزایش درآمد و خروج از تله فقر باشد حالا سالهای پرثمر جوانی افراد را میبلعد بیآنکه بتواند گشایشی در شرایط اقتصادی و اجتماعیشان ایجاد کند.
سازمانهای توسعه، در چند دهه گذشته، همواره کشورهای کمدرآمد یا با درآمد متوسط را تشویق میکردند که روی آموزش کودکان در مقطع دبستان و نیز آموزش مهارتهای شغلی متمرکز شوند. تصور بر این بود که دانشگاهها در بازگشت سرمایه عمومی نقش کمرنگی دارند و تنها نخبگان را منتفع میکنند بیآنکه به محرومان جامعه سودی برسانند. این پارادایم در مدت 10 سال گذشته تغییر کرد. نهادهای بینالمللی به تدریج پذیرفتند که کشورها به افراد متخصص آموزشدیدهای نیاز دارند که نیروی انسانی بخشهای مختلف بازار کار از خدمات عمومی گرفته تا نوآوریهای تکنولوژیک را تامین کنند و چالشهای توسعه محلی و ملی را از میان بردارند.
این روزها پدران و مادران بسیاری درگیر یافتن شغلاند و آنها که کاری دارند نگران توانایی تامین نیازهای خانوار و فرزندانی که میبینند والدینشان حتی با مدارک دانشگاهی معتبر در اولین قدمها برای رفع نیازهای مالی و مادی درجا میزنند نگراناند یک دهه بعد خود پایشان را جای پای والدینشان بگذارند. در سال 2014 مطالعهای که در ایالات متحده انجام گرفت نشان داد فقرای آمریکایی «تحصیلکردهترین» فقرا در طول تاریخ این کشور هستند. و اگر باور داشته باشیم که فقر به نسلهای بعدی به ارث میرسد، این ناامیدکنندهترین یافته تاریخ است!
بر مبنای پژوهش مشاغل مستقل در آمریکا، 93 % از افراد شاغل در این حرفهها با چهار سال تحصیل دانشگاهی میگویند تنها مهارتهایی که آموختهاند به درد شغلشان میخورد. این یافته پیام مهمی دارد. تغییرات سریع تکنولوژیک همراه با افزایش هزینههای تحصیل، نظام سنتی آموزش را به گذرگاه پرریسک و حتی بیموردی تبدیل کرده است.
از خاطر نبریم بیشتر دانشآموختگان دانشگاهها به دلیل پایین بودن کیفیت برنامهها و محتوای درسی، بیانگیزگی استادان و دانشجویان و نبود نظام ارزشیابی موثر، بدون مهارتهای مورد نیاز با انبوهی از محفوظات بیفایده راهی بازار کار میشوند. این افراد اغلب میدان بازی را به رقبای ماهرتری که مدارک دانشگاهی هم ندارند واگذار میکنند. شاید کمی زود باشد که در مورد سیاستهای مقابله با این پدیده صحبت کنیم. اما این همه، واقعیتهایی است که نباید در سیاستگذاری از نظر دور بماند. اگر روزی شواهد اثبات کند که تحصیلات دانشگاهی بیش از آنکه راهی برای گریز از تله فقر باشد خود به تله تبدیل شده است، برای اصلاح سیاستهای آموزشی دیگر دیر است. پیش از ورشکستگی نظام آموزش عالی باید به داد آن رسید.
@flith
☘☘☘
بحرانهای پیش روی نظام سیاسی در ایران
امیر خرم
نکته اول: ماندگاری نظامهای سیاسی به دو چیز است. مشروعیت و کارآمدی.
مشروعیت ( legitimacy) بهمعنای قانونیبودن یا طبق قانون بودن است. سیسرون این واژه را برای بیان قانونی بودن قدرت بهکار برد. بعدها واژه مشروعیت در اشاره به روشهای سنتی، اصول قانون اساسی و انطباق با سنتها بهکار برده شد.
پس از آن، عنصر «رضایت» نیز به معنای آن افزوده شد و رضایت، پایه و اساس فرمانروایی مشروع دانسته شد.
در دوران مدرن برای نخستین بار ماکس وبر مفهوم مشروعیت را به صورت مفهومی عام بیان کرد. به عقیده او، مشروعیت بر باور مبتنی است و از مردم اطاعت میطلبد. به دیگر بیان قدرت فقط وقتی مؤثر است که مشروع بوده باشد.
ماکس وبر سه منبع برای مشروعیت ارائه کرده است که عبارتند از:
مشروعیت سنتی
مشروعیت کاریزماتیک
مشروعیت عقلانی ـ قانونی
@flith
بحرانهای پیش روی نظام سیاسی در ایران
امیر خرم
نکته اول: ماندگاری نظامهای سیاسی به دو چیز است. مشروعیت و کارآمدی.
مشروعیت ( legitimacy) بهمعنای قانونیبودن یا طبق قانون بودن است. سیسرون این واژه را برای بیان قانونی بودن قدرت بهکار برد. بعدها واژه مشروعیت در اشاره به روشهای سنتی، اصول قانون اساسی و انطباق با سنتها بهکار برده شد.
پس از آن، عنصر «رضایت» نیز به معنای آن افزوده شد و رضایت، پایه و اساس فرمانروایی مشروع دانسته شد.
در دوران مدرن برای نخستین بار ماکس وبر مفهوم مشروعیت را به صورت مفهومی عام بیان کرد. به عقیده او، مشروعیت بر باور مبتنی است و از مردم اطاعت میطلبد. به دیگر بیان قدرت فقط وقتی مؤثر است که مشروع بوده باشد.
ماکس وبر سه منبع برای مشروعیت ارائه کرده است که عبارتند از:
مشروعیت سنتی
مشروعیت کاریزماتیک
مشروعیت عقلانی ـ قانونی
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدانید هیچ نیرویی در جهان یارای برابری با پیوند پولادین #شاه و #ملت را نخواهد داشت.
دیگر شبیخونی نابهنگام ما را غافلگیر نخواهد کرد.
#پیمان_نوین
@flith
دیگر شبیخونی نابهنگام ما را غافلگیر نخواهد کرد.
#پیمان_نوین
@flith
امروز ۸ مهر، زاد روز يکی از برجسته ترين چهره های تاريخ معاصر ايران،
زبانشناس، تاريخنگار، پژوهشگر، حقوقدان و بزرگ اندیشمند ایرانی، که نهال رستگاری ايرانيان را، در زمين آزاديخواهی ايشان
در پی نهاد
زاد روزت شاد🌹❤️
زنده ياد احمد کسروی
@flith
زبانشناس، تاريخنگار، پژوهشگر، حقوقدان و بزرگ اندیشمند ایرانی، که نهال رستگاری ايرانيان را، در زمين آزاديخواهی ايشان
در پی نهاد
زاد روزت شاد🌹❤️
زنده ياد احمد کسروی
@flith
👍1
گروه مدرسان دانشگاه صنعتی شریف در یک اقدام خداپسندانه ودر جهت گسترش عدالت آموزشی از دروس پایه اول تا دبیرستان را تدریس و فیلم برداری کرده و بطور رایگان در اختیار دانش آموزان سراسر کشور قرار داده اند
دانش آموزان می توانند جلسات هر درس را دانلود کرده و در منزل معلمی در کنار خود داشته باشند،لطفا این هدیه را به فرزندان خود تقدیم کنید واین پیام را در تمام گروهها منتشر کنید
کانال پایه اول دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEG_Foc4I0wCN83MJQ
کانال پایه دوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEJ2OuVDsX8sc5AiHw
کانال پایه سوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEBY3_6z6mzgSEk3eA
کانال پایه چهارم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEK-Y0nchq1ZTmbZBw
کانال پایه پنجم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEOdhmgTH3-VSvgpjw
کانال پایه ششم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEQECAX3O6aKvFr0og
کانال تخصصی پایه هفتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJNw-xBSrQDKOm-jA
کانال تخصصی پایه هشتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEvEWo05qt36CK7pNw
کانال تخصصی پایه نهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFBiZ0ABvtBoddt-AQ
کانال تخصصی پایه دهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJsmPmqZ6kJLipz5Q
کانال تخصصی پایه یازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFduakyb1pZiB99Sjw
کانال تخصصی پایه دوازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEy8RjSz5hdPftrhLQ
@flith
دانش آموزان می توانند جلسات هر درس را دانلود کرده و در منزل معلمی در کنار خود داشته باشند،لطفا این هدیه را به فرزندان خود تقدیم کنید واین پیام را در تمام گروهها منتشر کنید
کانال پایه اول دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEG_Foc4I0wCN83MJQ
کانال پایه دوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEJ2OuVDsX8sc5AiHw
کانال پایه سوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEBY3_6z6mzgSEk3eA
کانال پایه چهارم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEK-Y0nchq1ZTmbZBw
کانال پایه پنجم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEOdhmgTH3-VSvgpjw
کانال پایه ششم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEQECAX3O6aKvFr0og
کانال تخصصی پایه هفتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJNw-xBSrQDKOm-jA
کانال تخصصی پایه هشتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEvEWo05qt36CK7pNw
کانال تخصصی پایه نهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFBiZ0ABvtBoddt-AQ
کانال تخصصی پایه دهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJsmPmqZ6kJLipz5Q
کانال تخصصی پایه یازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFduakyb1pZiB99Sjw
کانال تخصصی پایه دوازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEy8RjSz5hdPftrhLQ
@flith
✍شاھکار ابراهیم نبوی
گوسفندها مثل پلنگ نعره نمیکشند،
مثل الاغ عرعر نمیکنند،
مثل شیر نمیغرند،
مثل خرگوش نمیدوند،
مثل ماهی زیرآبی نمیروند
و مثل اسب به سرعت فرار نمیکنند..
و شاید به همین دلیل است که همیشه به صورت " گله" هستند و یک " سگ" از آنها مراقبت میکند تا عاقبت خورده شوند.
سگها مواظب گوسفندها هستند،
نمیگذارند گرگهای وحشی آنها را بخورد و مواظباند که دزد آنها را نبرد و سرانجام قصاب آنها را بکشد.
سگها وفادارند،
ولی نه به گوسفندها،
بلکه به قصابها.
علت اینکه دموکراسی به درد گوسفندان نمیخورد این است که آنها یا باید به سگ رای بدهند، یا به قصاب،
در غیر این صورت باید خیانت کنند و به سوی گرگ بروند که او هم آنها را خواهد خورد.
حتی اگر مدرنیزه هم بشوند،
فقط بطور مکانیزه کشته میشوند،
اگر دیندار هم بشوند، عید قربان قتل عام میشوند.
اعلام همبستگی میان گوسفندان تا وقتی ترس از گرگ و اعتماد به سگ و چاقوی قصاب است، بیهوده است،
فقط باعث میشود کشتارگاه مکانیزه ساخته شود.
انتخابات برگزار شد،
همه گوسفندان به سگ رای دادند،
جز او کسی را نمیشناختند.
پشت سر هر گوسفند ناموفق،
یک گرگ است.
دموکراسی در دنیای گوسفندها،
یعنی انتخاب یکی از این سه گزینه:
سگ... گرگ... یا قصاب
@flith
گوسفندها مثل پلنگ نعره نمیکشند،
مثل الاغ عرعر نمیکنند،
مثل شیر نمیغرند،
مثل خرگوش نمیدوند،
مثل ماهی زیرآبی نمیروند
و مثل اسب به سرعت فرار نمیکنند..
و شاید به همین دلیل است که همیشه به صورت " گله" هستند و یک " سگ" از آنها مراقبت میکند تا عاقبت خورده شوند.
سگها مواظب گوسفندها هستند،
نمیگذارند گرگهای وحشی آنها را بخورد و مواظباند که دزد آنها را نبرد و سرانجام قصاب آنها را بکشد.
سگها وفادارند،
ولی نه به گوسفندها،
بلکه به قصابها.
علت اینکه دموکراسی به درد گوسفندان نمیخورد این است که آنها یا باید به سگ رای بدهند، یا به قصاب،
در غیر این صورت باید خیانت کنند و به سوی گرگ بروند که او هم آنها را خواهد خورد.
حتی اگر مدرنیزه هم بشوند،
فقط بطور مکانیزه کشته میشوند،
اگر دیندار هم بشوند، عید قربان قتل عام میشوند.
اعلام همبستگی میان گوسفندان تا وقتی ترس از گرگ و اعتماد به سگ و چاقوی قصاب است، بیهوده است،
فقط باعث میشود کشتارگاه مکانیزه ساخته شود.
انتخابات برگزار شد،
همه گوسفندان به سگ رای دادند،
جز او کسی را نمیشناختند.
پشت سر هر گوسفند ناموفق،
یک گرگ است.
دموکراسی در دنیای گوسفندها،
یعنی انتخاب یکی از این سه گزینه:
سگ... گرگ... یا قصاب
@flith
20مهر1399یعنی207مین سالگرد رویداد تلخ تاریخ ایران زمین یا #قراردادگلستان یا #تجزیه سرزمین ایران، جدایی بیش از3.5میلیون كیلومترمربع از خاك ایران.تمام جنوب قفقاز،#باكو،شیروان،#قرهباغ، #ارمنستان وگرجستان از ایران تجزیه و به روسیه واگذار شد.
یادگار ننگین پادشاه #قاجار و فتوای آخوندها!
سرزمینهای ایرانی كه در زمامداری حاكمان بیلیاقت، ضد ملی و خرافی #قاجار با همدستی #آخوندها و مُلایان شیعه در 208سال گذشته از ایران تجزیه شدهاند
امروزه هم گروههای #تجزیهطلب در آذربایجان،كردستان،خوزستان و بلوچستان، همچنان درصدد لطمه به تمامیت ارضی ایران زمین و تجزیه آن هستند
به جای مسخرگی و لودگی درباره نقش مخرب آخوندهای شیعه همراه شاهان بی لیاقت قاجار بهتر است تاریخ مملکت مان را بخوانیم و بیاموزیم و بیندیشیم
اما قجرکها که مرزهای ایران را برباد دادند،لقب دکتر به خود چسبانده و زیر چتر حکومت در کتابها از تجزیه ایران(!)زمان پهلوی...میبافند!
شاه آذربایجان را پس گرفت
اگر میماند چه بسا ۱۷شهر قفقاز رو بار دوم از دست نمیدادیم و نام آذربایجان رو هم نمیدزدیدن
جمهوری اسلامی پس از فروپاشی شوروی شتابزده برای کشورکها شادباش فرستاد
کاسپین رو خزر (دشمنان ایران) خواند
حتی برای دزدیدن نام آذربایجان شکایت نکرد که جهان رو شگفتزده کرد، #یونان هنوز #مقدونیه را به رسمیت نشناخته زیرا نام یکی از استانهایش مقدونیه است
@flith
یادگار ننگین پادشاه #قاجار و فتوای آخوندها!
سرزمینهای ایرانی كه در زمامداری حاكمان بیلیاقت، ضد ملی و خرافی #قاجار با همدستی #آخوندها و مُلایان شیعه در 208سال گذشته از ایران تجزیه شدهاند
امروزه هم گروههای #تجزیهطلب در آذربایجان،كردستان،خوزستان و بلوچستان، همچنان درصدد لطمه به تمامیت ارضی ایران زمین و تجزیه آن هستند
به جای مسخرگی و لودگی درباره نقش مخرب آخوندهای شیعه همراه شاهان بی لیاقت قاجار بهتر است تاریخ مملکت مان را بخوانیم و بیاموزیم و بیندیشیم
اما قجرکها که مرزهای ایران را برباد دادند،لقب دکتر به خود چسبانده و زیر چتر حکومت در کتابها از تجزیه ایران(!)زمان پهلوی...میبافند!
شاه آذربایجان را پس گرفت
اگر میماند چه بسا ۱۷شهر قفقاز رو بار دوم از دست نمیدادیم و نام آذربایجان رو هم نمیدزدیدن
جمهوری اسلامی پس از فروپاشی شوروی شتابزده برای کشورکها شادباش فرستاد
کاسپین رو خزر (دشمنان ایران) خواند
حتی برای دزدیدن نام آذربایجان شکایت نکرد که جهان رو شگفتزده کرد، #یونان هنوز #مقدونیه را به رسمیت نشناخته زیرا نام یکی از استانهایش مقدونیه است
@flith