سایمون واتکینز: «چین در نظر دارد ایران را به یکی از مراکز بزرگ اطلاعاتی و جاسوسی جهان تبدیل کند»
سایمون واتکینز، خبرنگار انگلیسی که برای اولین بار جزئیات قرارداد ۲۵ سال #ایران و #چین را برملا کرد، در مطلبی جدید نوشته است که چین قصد دارد در پایان اجرای این قرارداد ایران را به یک مرکز بزرگ جاسوسی و کنترل و مراقبت دهها میلیون ایرانی تبدیل کند.
سایمون واتکینز که گفته های خود را به "منابع آگاه در داخل ایران" مستند کرده نوشته است که: مرحله آتی توافق ۲۵ سال چین و ایران استقرار گسترد تجهیزات جاسوسی الکترونیکی و جنگ سایبری در اطراف بندر #چابهار با شعاع عملیاتی پنج هزار کیلومتر و همچنین اجرای همزمان نظام کنترل و مراقبت گسترد مردم ایران خواهد بود که بر اساس مدل نظام کنترل و مراقبت چین ساخته خواهدشد.
@flith
سایمون واتکینز، خبرنگار انگلیسی که برای اولین بار جزئیات قرارداد ۲۵ سال #ایران و #چین را برملا کرد، در مطلبی جدید نوشته است که چین قصد دارد در پایان اجرای این قرارداد ایران را به یک مرکز بزرگ جاسوسی و کنترل و مراقبت دهها میلیون ایرانی تبدیل کند.
سایمون واتکینز که گفته های خود را به "منابع آگاه در داخل ایران" مستند کرده نوشته است که: مرحله آتی توافق ۲۵ سال چین و ایران استقرار گسترد تجهیزات جاسوسی الکترونیکی و جنگ سایبری در اطراف بندر #چابهار با شعاع عملیاتی پنج هزار کیلومتر و همچنین اجرای همزمان نظام کنترل و مراقبت گسترد مردم ایران خواهد بود که بر اساس مدل نظام کنترل و مراقبت چین ساخته خواهدشد.
@flith
👍1
💢عکس دختران تان را بر جلد کتابهایشان بچسبانید
✍ سحر سلطانی
حالا دیگر همه با خبر شدند که عکس دختربچه ها از جلد کتابهای درسی پایه سوم حذف شده است. همه یعنی حتا خود دختربچه ها. از دیروز والدین و معلمان با من تماس می گیرند؛ در پاسخ به سوالات بچه ها چه باید بگوییم؟ فقط دخترها نیستند که می پرسند. در گزارش هایی که دریافت کرده ام پسرها هم دچار چالش شده اند که چرا؟ برخی از والدین از من می پرسند آیا باید با صراحت از تبعیض جنسیتی و عامدانه بودن این کار حرف بزنیم؟ آیا کودکان مان از این پاسخ ها ناامن نمی شوند، احساس ناتوانی نمی کنند، از جنسیت خود بیزار نمی شوند؟ یا بهتر است این اتفاق را یک اشتباه چاپی عنوان کنیم که بزودی حل می شود؟!
از والدین و معلم ها خواستم این اتفاق مبتذل و قبیح را تبدیل به محرّک گفتگو کنند، برای کودکان توضیح بدهند همیشه افرادی بودند که مخالف درس خواندن دخترها و کار کردن زنها خارج خانه بوده اند، افرادی که مدارس دخترانه را تخریب می کردند، هنوز هم هستند اما زمانه عوض شده...
در مقابل چه باید کرد؟
عکس دختران تان و دوستان شان را پرینت بگیرید، ببرید بر جلد کتابهایشان بچسبانید، تصاویرشان را بکشید. عکس مریم میرزاخانی را پرینت رنگی بگیرید روی جلد کتاب ریاضی دختران و پسران خود بچسبانید. کتابهای خودشان است و تغییرشان بدهید. سکوت و انفعال در برابر رفتارهای داعشی یعنی حذف دخترانمان از سایر ساحات اجتماعی ایران.
@flith
✍ سحر سلطانی
حالا دیگر همه با خبر شدند که عکس دختربچه ها از جلد کتابهای درسی پایه سوم حذف شده است. همه یعنی حتا خود دختربچه ها. از دیروز والدین و معلمان با من تماس می گیرند؛ در پاسخ به سوالات بچه ها چه باید بگوییم؟ فقط دخترها نیستند که می پرسند. در گزارش هایی که دریافت کرده ام پسرها هم دچار چالش شده اند که چرا؟ برخی از والدین از من می پرسند آیا باید با صراحت از تبعیض جنسیتی و عامدانه بودن این کار حرف بزنیم؟ آیا کودکان مان از این پاسخ ها ناامن نمی شوند، احساس ناتوانی نمی کنند، از جنسیت خود بیزار نمی شوند؟ یا بهتر است این اتفاق را یک اشتباه چاپی عنوان کنیم که بزودی حل می شود؟!
از والدین و معلم ها خواستم این اتفاق مبتذل و قبیح را تبدیل به محرّک گفتگو کنند، برای کودکان توضیح بدهند همیشه افرادی بودند که مخالف درس خواندن دخترها و کار کردن زنها خارج خانه بوده اند، افرادی که مدارس دخترانه را تخریب می کردند، هنوز هم هستند اما زمانه عوض شده...
در مقابل چه باید کرد؟
عکس دختران تان و دوستان شان را پرینت بگیرید، ببرید بر جلد کتابهایشان بچسبانید، تصاویرشان را بکشید. عکس مریم میرزاخانی را پرینت رنگی بگیرید روی جلد کتاب ریاضی دختران و پسران خود بچسبانید. کتابهای خودشان است و تغییرشان بدهید. سکوت و انفعال در برابر رفتارهای داعشی یعنی حذف دخترانمان از سایر ساحات اجتماعی ایران.
@flith
نوید افکاری:
اگر اعدام شدم، همه بدانند در قرن بیستویکم، با این همه سازوکارهای حقوق بشری و سازمان ملل و شورای امنیت و غیره، یک انسان بیگناه در حالی که با تمام توانش تلاش کرد و جنگید، اعدام شده است.
#نوید_افکاری_را_کشتند
@flith
اگر اعدام شدم، همه بدانند در قرن بیستویکم، با این همه سازوکارهای حقوق بشری و سازمان ملل و شورای امنیت و غیره، یک انسان بیگناه در حالی که با تمام توانش تلاش کرد و جنگید، اعدام شده است.
#نوید_افکاری_را_کشتند
@flith
❤1
☘☘☘
گرانترین مدارس تهران متعلق به کدام شخصیتهای سیاسی است؟
روزنامه «فرهیختگان» گزارش کرده شهریه سالانه مدارس «حنان» منتسب به محمد خاتمی و «امام صادق» منتسب محمدرضا مهدوی کنی به ترتیب ۳۷ و ۲۵ میلیون تومان است. در این گزارش به نام ۱۸ مدرسه در تهران اشاره شده که منسوب یا متعلق به جریانها یا فعالان سیاسی مشهور محافظهکار و اصلاحطلب هستند و از دانشآموزان خود شهریههای میلیونی دریافت میکنند.
مدراس غیردولتی «احسان٬ علوی٬ روزبه٬ نیکان» منسوب به علیاصفر کرباسیان (انجمن حجتیه) از جمله مدارسی هستند که در این گزارش آمده شهریه سالانه آنها ۳۰ میلیون تومان است.
مدرسه غیردولتی «مطهری» منصوب به آیتالله محمد امامی کاشانی٬ امام جمعه موقت تهران نیز آنطور که در این گزارش آمده شهریه سالانهاش حدود ۲۷ میلیون تومان است.
در این فهرست نام مدرسهای به نام «کمال» دیده میشود که منسوب به «نهضت آزادی» ایران است و شهریه سالانه آن هم ۲۷ میلیون تومان است.
آنطور که در این گزارش آمده شهریه سالانه مدرسه غیردولتی «تزکیه» منسوب به جریان «راست سنتی» هم ۲۷ میلیون تومان است.
مدارس غیردولتی «روشنگر»٬ «سلام و انرژی هستهای» و «فرهنگ» که به ترتیب منسوب به محسن هاشمی٬ سعد حجاریان و غلامعلی حداد عادل معرفی شدهاند نیز هر یک به ترتیب ۲۶ و ۲۵ و ۲۵ میلیون تومان شهریه سالانهشان است.
در این فهرست نام الیاس قالیباف فرزند محمدباقر قالیباف هم دیده میشود که مدرسه غیردولتی «مهرهشتم» منسوب به وی معرفی و شهریه سالانه آن ۲۲ میلیون تومان اعلام شده است.
نام مدرسه غیردولتی «موتلفه» منسوب به یحیی آلاسحاق هم این فهرست دیده میشود که شهریه سالانه آن حدود ۲۲ میلیون تومان گزارش شده است.
روزنامه «فرهیختگان» توضیح داده همه این مدارس «عدم شفافیت مالی» دارند٬ تبدیل به «برند» شدهاند و آمار و اطلاعات مالی آنها هم «شفاف نیست» و «ارادهای» هم برای شفافسازی در مورد این مدارس وجود ندارد.
#مدرسه_حنان #مدارس_لاکچری #مدرسه_نیکان #مدرسه_فرهنگ
@flith
گرانترین مدارس تهران متعلق به کدام شخصیتهای سیاسی است؟
روزنامه «فرهیختگان» گزارش کرده شهریه سالانه مدارس «حنان» منتسب به محمد خاتمی و «امام صادق» منتسب محمدرضا مهدوی کنی به ترتیب ۳۷ و ۲۵ میلیون تومان است. در این گزارش به نام ۱۸ مدرسه در تهران اشاره شده که منسوب یا متعلق به جریانها یا فعالان سیاسی مشهور محافظهکار و اصلاحطلب هستند و از دانشآموزان خود شهریههای میلیونی دریافت میکنند.
مدراس غیردولتی «احسان٬ علوی٬ روزبه٬ نیکان» منسوب به علیاصفر کرباسیان (انجمن حجتیه) از جمله مدارسی هستند که در این گزارش آمده شهریه سالانه آنها ۳۰ میلیون تومان است.
مدرسه غیردولتی «مطهری» منصوب به آیتالله محمد امامی کاشانی٬ امام جمعه موقت تهران نیز آنطور که در این گزارش آمده شهریه سالانهاش حدود ۲۷ میلیون تومان است.
در این فهرست نام مدرسهای به نام «کمال» دیده میشود که منسوب به «نهضت آزادی» ایران است و شهریه سالانه آن هم ۲۷ میلیون تومان است.
آنطور که در این گزارش آمده شهریه سالانه مدرسه غیردولتی «تزکیه» منسوب به جریان «راست سنتی» هم ۲۷ میلیون تومان است.
مدارس غیردولتی «روشنگر»٬ «سلام و انرژی هستهای» و «فرهنگ» که به ترتیب منسوب به محسن هاشمی٬ سعد حجاریان و غلامعلی حداد عادل معرفی شدهاند نیز هر یک به ترتیب ۲۶ و ۲۵ و ۲۵ میلیون تومان شهریه سالانهشان است.
در این فهرست نام الیاس قالیباف فرزند محمدباقر قالیباف هم دیده میشود که مدرسه غیردولتی «مهرهشتم» منسوب به وی معرفی و شهریه سالانه آن ۲۲ میلیون تومان اعلام شده است.
نام مدرسه غیردولتی «موتلفه» منسوب به یحیی آلاسحاق هم این فهرست دیده میشود که شهریه سالانه آن حدود ۲۲ میلیون تومان گزارش شده است.
روزنامه «فرهیختگان» توضیح داده همه این مدارس «عدم شفافیت مالی» دارند٬ تبدیل به «برند» شدهاند و آمار و اطلاعات مالی آنها هم «شفاف نیست» و «ارادهای» هم برای شفافسازی در مورد این مدارس وجود ندارد.
#مدرسه_حنان #مدارس_لاکچری #مدرسه_نیکان #مدرسه_فرهنگ
@flith
🤬1
سیاست و پادسیاست درایران/ چاره چیست؟
قربان عباسی
✍️پولیتیکس در زبان یونانی از کلمه پولیس به معنای شهر گرفته شده است.پولیتیشن همان سیاستمدار درواقع فردی است که وظیفه اش عمران و آبادانی شهراست.رسالت سیاست در اندیشه سیاسی غرب جز این نیست که دولتمردان باید تمام وظیفه خود را معطوف ساختن شهر و کشور خود کنند.هرگونه کنشی خلاف این رسالت درواقع تحلیل بردن سیاست است و ملوث کردن آن.
در ادبیات باستان ایران زمین نیز به حکومت «وخشتره» می گفتند که از کلمه خشت می آید.کار دولتمرد همانا خشت برروی خشت نهادن بودن بود و آباد کردن.به دانشمندان هم کاتوزیان می گفتند که قنات کن بودند و مقنا.کسانی که آب به روستا می رساندند و موجبات آبادانی و سرسبزی آن را فراهم می کردند.
این دو مفهوم یا برداشت بنیادی درایران درنهایت به سیاست درمعنای منفی آن ختم شد که با زیرکی،روباه منشی،تنبیه و سرکوب گره یافت.اولین گام برای همه فعالان عرصه سیاست پالودن زبان است و اعاده حیثیت از کلمات.ولتر روشنفکر فرانسوی درقرن هفده خطاب به پاپ نوشت«عالیجناب کاری کنید که کلمات به معنای واقعی خود بازگردند».و این درخواستی است که همه کنشگران عرصه سیاست باید مجدانه پیگیر آن باشند و به حاکمان و زمامداران بفهمانند که سیاست نه پدرسوختگی و زیرکی و سیاس بازی بلکه به معنای آباد کردن است.و اگر اندیشه و عمل شان خلاف این باشد باید این عرصه را وانهند و بیش ازاین مفهوم کشورداری را با زیرکی و تنبیه و سرکوب آلوده نکنند.
ژاک رانسیر متفکر مشهور چپ معتقد است «سیاست یعنی مشارکت دریک کنش جمعی مداخله گرایانه و رهایی بخشانه.سیاست یعنی ایستادن درحاشیه سیاست حاکم و کوشش برای به هم ریختن سهمیه بندی نظم موجود».جریان آزادی خواه و دموکراسی طلب باید تمام کنشگری خود را معطوف به گسست ازوضع موجود و به هم ریختن نظم سهمیه بندی موجود بکند.اینکار تحت یک جبهه دموکراتیک یا دموکراسی خواه کاملاً ممکن است.دموکراسی دراین معنا که تمامی طرد شدگان،تمام صداهای منکوب شده در جغرافیای فراموش شده از حاشیه به سمت متن حرکت کنند.
در دید رانسیر همه چیز با مبارزه با سلطه گره خورده است. وظیفه راستین تمام جنبش های حاضر در صحنه سیاست ایران باید معطوف به نقد هرگونه سلطه ای باشد که اراده سوژه ها را تحلیل می برد.سلطه در مفهوم فوکویی آن درهمه جا وجود دارد.صرفاً قابل فروکاست به قدرت یا سلطه سیاسی نیست..گرامشی هم معتقد بود که قدرت و سلطه درهمه جای جامعه حضور دارد و مقرش فقط درحکومت نیست.انقلاب راستین باید به سراسر جامعه کشانده شود و فقط با به دست گرفتن قدرت و مهارکردن قدرت دستگاه حکومتی دولت تحقق نمی یابد.
هرگونه روابط مرد و زن،کارفرما و کارگر،حاکم و محکوم،هرگونه رابطه عمودی فرمانده و فرمان بر که مختص وضعیت پادگانی است بایددرعرصه سیاست عمومی جای خود را به یک رابطه افقی،همدوشی،شانه به شانه بدهد.رابطه دموکراتیک رابطه «من» و «تو» است.رابطه ای که دوسوژه همدیگر را همچون شهروندانی برابر و مساوی به رسمیت می شناسند.هرگونه به رسمیت شناسی تک سویه و یک طرفه درواقع حربه ای است علیه دموکراسی.
@flith
قربان عباسی
✍️پولیتیکس در زبان یونانی از کلمه پولیس به معنای شهر گرفته شده است.پولیتیشن همان سیاستمدار درواقع فردی است که وظیفه اش عمران و آبادانی شهراست.رسالت سیاست در اندیشه سیاسی غرب جز این نیست که دولتمردان باید تمام وظیفه خود را معطوف ساختن شهر و کشور خود کنند.هرگونه کنشی خلاف این رسالت درواقع تحلیل بردن سیاست است و ملوث کردن آن.
در ادبیات باستان ایران زمین نیز به حکومت «وخشتره» می گفتند که از کلمه خشت می آید.کار دولتمرد همانا خشت برروی خشت نهادن بودن بود و آباد کردن.به دانشمندان هم کاتوزیان می گفتند که قنات کن بودند و مقنا.کسانی که آب به روستا می رساندند و موجبات آبادانی و سرسبزی آن را فراهم می کردند.
این دو مفهوم یا برداشت بنیادی درایران درنهایت به سیاست درمعنای منفی آن ختم شد که با زیرکی،روباه منشی،تنبیه و سرکوب گره یافت.اولین گام برای همه فعالان عرصه سیاست پالودن زبان است و اعاده حیثیت از کلمات.ولتر روشنفکر فرانسوی درقرن هفده خطاب به پاپ نوشت«عالیجناب کاری کنید که کلمات به معنای واقعی خود بازگردند».و این درخواستی است که همه کنشگران عرصه سیاست باید مجدانه پیگیر آن باشند و به حاکمان و زمامداران بفهمانند که سیاست نه پدرسوختگی و زیرکی و سیاس بازی بلکه به معنای آباد کردن است.و اگر اندیشه و عمل شان خلاف این باشد باید این عرصه را وانهند و بیش ازاین مفهوم کشورداری را با زیرکی و تنبیه و سرکوب آلوده نکنند.
ژاک رانسیر متفکر مشهور چپ معتقد است «سیاست یعنی مشارکت دریک کنش جمعی مداخله گرایانه و رهایی بخشانه.سیاست یعنی ایستادن درحاشیه سیاست حاکم و کوشش برای به هم ریختن سهمیه بندی نظم موجود».جریان آزادی خواه و دموکراسی طلب باید تمام کنشگری خود را معطوف به گسست ازوضع موجود و به هم ریختن نظم سهمیه بندی موجود بکند.اینکار تحت یک جبهه دموکراتیک یا دموکراسی خواه کاملاً ممکن است.دموکراسی دراین معنا که تمامی طرد شدگان،تمام صداهای منکوب شده در جغرافیای فراموش شده از حاشیه به سمت متن حرکت کنند.
در دید رانسیر همه چیز با مبارزه با سلطه گره خورده است. وظیفه راستین تمام جنبش های حاضر در صحنه سیاست ایران باید معطوف به نقد هرگونه سلطه ای باشد که اراده سوژه ها را تحلیل می برد.سلطه در مفهوم فوکویی آن درهمه جا وجود دارد.صرفاً قابل فروکاست به قدرت یا سلطه سیاسی نیست..گرامشی هم معتقد بود که قدرت و سلطه درهمه جای جامعه حضور دارد و مقرش فقط درحکومت نیست.انقلاب راستین باید به سراسر جامعه کشانده شود و فقط با به دست گرفتن قدرت و مهارکردن قدرت دستگاه حکومتی دولت تحقق نمی یابد.
هرگونه روابط مرد و زن،کارفرما و کارگر،حاکم و محکوم،هرگونه رابطه عمودی فرمانده و فرمان بر که مختص وضعیت پادگانی است بایددرعرصه سیاست عمومی جای خود را به یک رابطه افقی،همدوشی،شانه به شانه بدهد.رابطه دموکراتیک رابطه «من» و «تو» است.رابطه ای که دوسوژه همدیگر را همچون شهروندانی برابر و مساوی به رسمیت می شناسند.هرگونه به رسمیت شناسی تک سویه و یک طرفه درواقع حربه ای است علیه دموکراسی.
@flith
☘☘☘
سالها پیش وقتی یکی از دانشجویان انسانشناسی از "مارگارت مید" پرسید که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست؟
دانشجو انتظار داشت تا "مارگارت مید" دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.
ولی نه.
"مارگارت مید "گفت که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است.
"مید" توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما میمیرید. شما نمیتوانید از خطر بگریزید، نمی توانید برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا خوردن شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن.
هیچ حیوانی با پای شکسته آن قدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد.استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهی است بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند، محلِ جراحت را بسته است، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند.
"مید" گفت: "کمک به دیگری در عینِ دشواری، همانجایی است که تمدن آغاز میشود."ما وقتی در اوجِ شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری میرسانیم.
ایرا بایوک
@flith
سالها پیش وقتی یکی از دانشجویان انسانشناسی از "مارگارت مید" پرسید که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست؟
دانشجو انتظار داشت تا "مارگارت مید" دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.
ولی نه.
"مارگارت مید "گفت که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است.
"مید" توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما میمیرید. شما نمیتوانید از خطر بگریزید، نمی توانید برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا خوردن شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن.
هیچ حیوانی با پای شکسته آن قدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد.استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهی است بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند، محلِ جراحت را بسته است، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند.
"مید" گفت: "کمک به دیگری در عینِ دشواری، همانجایی است که تمدن آغاز میشود."ما وقتی در اوجِ شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری میرسانیم.
ایرا بایوک
@flith
❤1
☘☘☘
کودن هستند یا تعمد دارند؟
اولش باورم نشد، به خودم گفتم مثل برخی چیزهای دیگر کار فتوشاپی کردهاند که موجی درست کنند و بعد تکذیب میشود، اما نشد و واقعیت داشت. عکس دختربچهها از روی کتاب سوم ریاضی دبستان حذف شده و وزیر آپ هم دستور داده است موضوع بررسی شود، یعنی حذف صحت دارد.
نظام اداری مشکلات بسیار دارد اما یک خصیصه دارد که اینجا بهکار میآید: همه چیز تقریباً در جلسات بررسی و صورتجلسه میشود، تصمیمات مکتوب میشوند و میتوان هر تصمیمی را بر اساس صورتجلسات و نامههای اداری برآمده از آنها تا سرمنشأ پیگیری کرد. وزارت آپ از این جهت که برخی امور نظیر کتب درسی در آن بسیار حساس است، حتماً صورتجلسات و تصمیمگیران همه امور مربوط به کتب درسی در آن موجود است. بررسی صورتجلسات و نامهها پاسخ دادن به چند سؤال را ساده میکند:
یک. اولین در کدام جلسه، بر اساس کدام نامه و با ایده چه کسی/کسانی، مسألهای درباره جلد کتاب سوم ریاضی دبستان طرح شد؟
دو. ایدهای که درباره جلد کتاب سوم دبستان طرح شد چه بود؟ شبهه، سؤال یا مسأله چه بود؟ از چه زاویهای طرح شد؟ بر اساس گزارش، نظر، بررسی یا سلیقه چه کسی/کسانی بود؟
سه. شروع فرایند تصمیمگیری در چه سالی، تحت مدیریت چه کسی/کسانی، در چه جلساتی، با چه موافقان و چه مخالفانی، با چه هدفی بوده است؟
چهار. چه کسانی در جلسات، با چه استدلالهایی با مسأله حذف تصویر دختران موافقت یا مخالفت کردند؟ تأثیر اجتماعی و واکنش جامعه به این کار چگونه ارزیابی شد؟
پنج. آیا این کار اقدامی واحد و منفرد بوده است یا بخشی از بستهای سیاستی مبتنی بر نگاه خاصی به جنسیت، زنانگی و مردانگی است که قرار بوده درباره کلیه کتب اعمال شود؟
شش. چه کسی/کسانی باید در رسانه توضیح بدهند که ایدهشان درباره این اقدام چه بوده است؟ (شاید آنها توانستند جامعه را نسبت به درستی اقدامشان متقاعد کنند.) آنکه باید پاسخگو باشد کیست؟
هفت. حتی به شرط درستی این اقدام، آیا کسی درباره زمان انجام این کار و عواقب اجتماعی آن درست در زمان تحریم، بحران اقتصادی و نزول سرمایه اجتماعی دولت و نظام حکمرانی، فکر کرده یا هشدار داده بود؟
سخن آخر
سالهاست شاهد گفتارها و کردارهایی هستیم که قبلاً نوشتهام عین «انگشت کردن در چشم مردم» است؛ کارهایی که حداقل زیانشان انحراف کشور و مدیرانش از تمرکز بر اولویتهای مؤثر بر زندگی مردم به سمت حاشیهسازی، نابود کردن سرمایه اجتماعی و خدشه بر ذهنیت و آرامش مردم وارد کردن است.
این گونه گفتارها و کردارها اگر از سر کودنی و فقدان صلاحیت مدیر بودن است که پیشبینی عواقب آنها را برای مجریان ناممکن میسازد، این گونه آدمها باید کنار گذاشته شوند. اگر تعمدی دارند که نارضایتی درست کنند و سرمایه اجتماعی را تباه سازند، خب باید محاکمه شوند.
یک بار هم که شده گزارشی بدهید که نشان دهد کدام فرضیه درست است: کودن هستند یا تعمد دارند.
دکتر محمد فاضلی
@flith
کودن هستند یا تعمد دارند؟
اولش باورم نشد، به خودم گفتم مثل برخی چیزهای دیگر کار فتوشاپی کردهاند که موجی درست کنند و بعد تکذیب میشود، اما نشد و واقعیت داشت. عکس دختربچهها از روی کتاب سوم ریاضی دبستان حذف شده و وزیر آپ هم دستور داده است موضوع بررسی شود، یعنی حذف صحت دارد.
نظام اداری مشکلات بسیار دارد اما یک خصیصه دارد که اینجا بهکار میآید: همه چیز تقریباً در جلسات بررسی و صورتجلسه میشود، تصمیمات مکتوب میشوند و میتوان هر تصمیمی را بر اساس صورتجلسات و نامههای اداری برآمده از آنها تا سرمنشأ پیگیری کرد. وزارت آپ از این جهت که برخی امور نظیر کتب درسی در آن بسیار حساس است، حتماً صورتجلسات و تصمیمگیران همه امور مربوط به کتب درسی در آن موجود است. بررسی صورتجلسات و نامهها پاسخ دادن به چند سؤال را ساده میکند:
یک. اولین در کدام جلسه، بر اساس کدام نامه و با ایده چه کسی/کسانی، مسألهای درباره جلد کتاب سوم ریاضی دبستان طرح شد؟
دو. ایدهای که درباره جلد کتاب سوم دبستان طرح شد چه بود؟ شبهه، سؤال یا مسأله چه بود؟ از چه زاویهای طرح شد؟ بر اساس گزارش، نظر، بررسی یا سلیقه چه کسی/کسانی بود؟
سه. شروع فرایند تصمیمگیری در چه سالی، تحت مدیریت چه کسی/کسانی، در چه جلساتی، با چه موافقان و چه مخالفانی، با چه هدفی بوده است؟
چهار. چه کسانی در جلسات، با چه استدلالهایی با مسأله حذف تصویر دختران موافقت یا مخالفت کردند؟ تأثیر اجتماعی و واکنش جامعه به این کار چگونه ارزیابی شد؟
پنج. آیا این کار اقدامی واحد و منفرد بوده است یا بخشی از بستهای سیاستی مبتنی بر نگاه خاصی به جنسیت، زنانگی و مردانگی است که قرار بوده درباره کلیه کتب اعمال شود؟
شش. چه کسی/کسانی باید در رسانه توضیح بدهند که ایدهشان درباره این اقدام چه بوده است؟ (شاید آنها توانستند جامعه را نسبت به درستی اقدامشان متقاعد کنند.) آنکه باید پاسخگو باشد کیست؟
هفت. حتی به شرط درستی این اقدام، آیا کسی درباره زمان انجام این کار و عواقب اجتماعی آن درست در زمان تحریم، بحران اقتصادی و نزول سرمایه اجتماعی دولت و نظام حکمرانی، فکر کرده یا هشدار داده بود؟
سخن آخر
سالهاست شاهد گفتارها و کردارهایی هستیم که قبلاً نوشتهام عین «انگشت کردن در چشم مردم» است؛ کارهایی که حداقل زیانشان انحراف کشور و مدیرانش از تمرکز بر اولویتهای مؤثر بر زندگی مردم به سمت حاشیهسازی، نابود کردن سرمایه اجتماعی و خدشه بر ذهنیت و آرامش مردم وارد کردن است.
این گونه گفتارها و کردارها اگر از سر کودنی و فقدان صلاحیت مدیر بودن است که پیشبینی عواقب آنها را برای مجریان ناممکن میسازد، این گونه آدمها باید کنار گذاشته شوند. اگر تعمدی دارند که نارضایتی درست کنند و سرمایه اجتماعی را تباه سازند، خب باید محاکمه شوند.
یک بار هم که شده گزارشی بدهید که نشان دهد کدام فرضیه درست است: کودن هستند یا تعمد دارند.
دکتر محمد فاضلی
@flith
👍1
☘☘☘
در باب رشوه !
وﻗﺘﯽ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﺷﺪ، ﺣﺴﯿﻦ ﺧﺎﻥ ﺑﻠﻮﭺ که از بزرگان شهر بود را دستگیر ﻭ بهمراه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان بلوچ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
حسین خان ﺑﻪ ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ، وزیر فرمانفرما ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﮕﻮ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ میدهم و بجای آن فقط ﭘﺴﺮ خردسالم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ و نمیرد.
ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وقتی پیشنهاد حسین خان را شنید ﮔﻔﺖ: من که ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ هستم نظم و ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺷﻮه ﻧﻤﯽﻓﺮﻭشم.
ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ جلوی پدر جان داد.
اتفاقا سال بعد ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
فرمانفرما ﺑﺮﺍﯼ شفای پسرش ۵۰۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ فرزندش ﺷﻔﺎ ﯾﺎﺑﺪ ﻭﻟﯽ سودی نبخشید ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ وی ﻫﻢ جلوی چشمان پدر جان داد.
ﺭﻭﺯﯼ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وزیرش ﺃﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ و ﮔﻔﺖ ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ در کار ﻧﯿﺴﺖ، ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩه ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ و گرسنه ای ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﺍﻃﻌﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺏ میﺷﺪ ﻭ زنده ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻥ، ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ، ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ و نظم ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ گوﺳﻔﻨﺪ ﺭﺷﻮه ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﻧﻤﯽﻓﺮﻭﺷﺪ...
نشو در حساب جهان سخت گیر
که هر سخت گیری بود سخت میر
تو با خلق آسان بگیر نیک بخت
که فردا نگیرد خدا بر تو سخت
#باستانی_پاریزی
@flith
در باب رشوه !
وﻗﺘﯽ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﺷﺪ، ﺣﺴﯿﻦ ﺧﺎﻥ ﺑﻠﻮﭺ که از بزرگان شهر بود را دستگیر ﻭ بهمراه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان بلوچ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
حسین خان ﺑﻪ ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ، وزیر فرمانفرما ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﮕﻮ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ میدهم و بجای آن فقط ﭘﺴﺮ خردسالم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ و نمیرد.
ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وقتی پیشنهاد حسین خان را شنید ﮔﻔﺖ: من که ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ هستم نظم و ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺷﻮه ﻧﻤﯽﻓﺮﻭشم.
ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ جلوی پدر جان داد.
اتفاقا سال بعد ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
فرمانفرما ﺑﺮﺍﯼ شفای پسرش ۵۰۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ فرزندش ﺷﻔﺎ ﯾﺎﺑﺪ ﻭﻟﯽ سودی نبخشید ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ وی ﻫﻢ جلوی چشمان پدر جان داد.
ﺭﻭﺯﯼ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وزیرش ﺃﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ و ﮔﻔﺖ ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ در کار ﻧﯿﺴﺖ، ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩه ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ و گرسنه ای ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﺍﻃﻌﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺏ میﺷﺪ ﻭ زنده ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻥ، ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ، ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ و نظم ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ گوﺳﻔﻨﺪ ﺭﺷﻮه ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﻧﻤﯽﻓﺮﻭﺷﺪ...
نشو در حساب جهان سخت گیر
که هر سخت گیری بود سخت میر
تو با خلق آسان بگیر نیک بخت
که فردا نگیرد خدا بر تو سخت
#باستانی_پاریزی
@flith
☘☘☘
گفت: دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدمهای دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد.
گفتم: اگر همه مردم دیوانه بودند ، تا حالا همدیگر رو خورده بودند.
گفت: نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم دیوانگان بودهاند. و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه(اگر فرضا پیدا شود) هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد.
دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@flith
گفت: دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدمهای دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد.
گفتم: اگر همه مردم دیوانه بودند ، تا حالا همدیگر رو خورده بودند.
گفت: نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم دیوانگان بودهاند. و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه(اگر فرضا پیدا شود) هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد.
دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@flith
☘☘☘
جناب ربیعی سخنگوی دولت در حالی که ماسک به صورت زده بود گفت:« رنج مردم با تک تک سلولهای اعضای دولت احساس میشود.» با تمام احترامی که برای ربیعی قائل هستم و معتقدم او نسبت به دیگر مسؤولان دولت واقعیتر به مسائل کشور نگاه میکند و سابقه کارگری او در جنرال موتورز و دغدغههایی که در زمان وزارت در مورد کارگران داشت، باید بگویم نه آقای سخنگو! شما درد مردم را احساس نمیکنید.
شما اگر صبحها به جای خودرویی که با راننده دنبالتان میآید، سوار بیآرتی، مترو یا تاکسی میشدید، درد مردم را میفهمیدید. مردمی که به خاطر یک لقمه نان به دل کرونا میزنند و در اتوبوس مثل دانههای بلال کنار هم میایستند و امیدوارند کرونا با آنها کاری نداشته باشد.
شما اگر میتوانستید با حقوق دو میلیونی در عصر گرانی و تورم زندگی کنید، درد مردم را میفهمیدید. سرپرست خانوادهای که نمیداند با حقوقی که میگیرد چه کند، به کدام زخم زندگیاش مرهم بگذارد؟
تا به حال سه ماه یا بیشتر حقوقتان عقب افتاده است؟ آیا تا به حال تعدیل شدهاید؟ فقط کافی است تصور کنید. صبح با قابلمه غذا به محل کار میرسید، کارفرما به شما میگوید به دلیل مشکلات اقتصادی، نمیتواند تولیدی یا شرکتی که دارد را اداره کند و مجبور است، مُهر «تعطیل» است به در آن بزند. چه حسی پیدا میکنید؟
کدام یک از اعضای دولت پولهایشان را روی هم گذاشتهاند که خانه یا ماشین بخرند و صبح که بیدار میشوند میبینند با پولی که کنار گذاشتهاند ماشین بخرند، دوچرخه هم نمیشود خرید؟
آقای ربیعی یا هر کدام از اعضای دولت که با تک تک سلولهایتان رنچ مردم را حس میکنید، تا به حال برای عقب افتادن دو قسط بانک، آبرویتان رفته است؟ بانک به ضامنهایتان زنگ زده است؟ در گوشیتان پیامکهای جریمه عقب افتادن یک قسط را دارید؟
واقعا حس پدری که میخواهد برای دخترش جهیزیه بخرد را درک میکنید؟ حس پسری که داماد شده است و نمیداند چگونه خانه اجاره کند و زندگیاش را بچرخاند را درک میکنید؟
میدانید چرا باور نمیکنیم شما مشکلات مردم را درک میکنید؟ چون اگر درک میکردید واقعا برای بهتر شدن وضع کشور کاری میکردید یا حداقل اگر میبینید که نمیتوانید کرسی ریاست و مدیریت را رها میکردید و با زبانی بی لکنت به مردم میگفتید که نمیتوانید باری از دوش آنها بردارید و استعفا میدادید.
یاد دیالوگ معروف فیلم آژانس شیشهای افتادم که «سلحشور» با بازی رضا کیانیان روی صندلی چرخدار آژانس هواپیمایی نشسته بود و «حاج کاظم» با بازی پرویز پرستویی با یک ژ ٣ در دست میگفت:«ميدوني يه گردان بره خط ، گروهان برگرده يعني چي؟ ميدوني يه گروهان بره خط ،دسته برگرده يعني چي؟ ميدوني يه دسته بره خط ،نفر برگرده يعني چي؟»
واقعا شما میدانید زندگی با تورم و گرانی یعنی چی؟
مصطفی داننده
@flith
جناب ربیعی سخنگوی دولت در حالی که ماسک به صورت زده بود گفت:« رنج مردم با تک تک سلولهای اعضای دولت احساس میشود.» با تمام احترامی که برای ربیعی قائل هستم و معتقدم او نسبت به دیگر مسؤولان دولت واقعیتر به مسائل کشور نگاه میکند و سابقه کارگری او در جنرال موتورز و دغدغههایی که در زمان وزارت در مورد کارگران داشت، باید بگویم نه آقای سخنگو! شما درد مردم را احساس نمیکنید.
شما اگر صبحها به جای خودرویی که با راننده دنبالتان میآید، سوار بیآرتی، مترو یا تاکسی میشدید، درد مردم را میفهمیدید. مردمی که به خاطر یک لقمه نان به دل کرونا میزنند و در اتوبوس مثل دانههای بلال کنار هم میایستند و امیدوارند کرونا با آنها کاری نداشته باشد.
شما اگر میتوانستید با حقوق دو میلیونی در عصر گرانی و تورم زندگی کنید، درد مردم را میفهمیدید. سرپرست خانوادهای که نمیداند با حقوقی که میگیرد چه کند، به کدام زخم زندگیاش مرهم بگذارد؟
تا به حال سه ماه یا بیشتر حقوقتان عقب افتاده است؟ آیا تا به حال تعدیل شدهاید؟ فقط کافی است تصور کنید. صبح با قابلمه غذا به محل کار میرسید، کارفرما به شما میگوید به دلیل مشکلات اقتصادی، نمیتواند تولیدی یا شرکتی که دارد را اداره کند و مجبور است، مُهر «تعطیل» است به در آن بزند. چه حسی پیدا میکنید؟
کدام یک از اعضای دولت پولهایشان را روی هم گذاشتهاند که خانه یا ماشین بخرند و صبح که بیدار میشوند میبینند با پولی که کنار گذاشتهاند ماشین بخرند، دوچرخه هم نمیشود خرید؟
آقای ربیعی یا هر کدام از اعضای دولت که با تک تک سلولهایتان رنچ مردم را حس میکنید، تا به حال برای عقب افتادن دو قسط بانک، آبرویتان رفته است؟ بانک به ضامنهایتان زنگ زده است؟ در گوشیتان پیامکهای جریمه عقب افتادن یک قسط را دارید؟
واقعا حس پدری که میخواهد برای دخترش جهیزیه بخرد را درک میکنید؟ حس پسری که داماد شده است و نمیداند چگونه خانه اجاره کند و زندگیاش را بچرخاند را درک میکنید؟
میدانید چرا باور نمیکنیم شما مشکلات مردم را درک میکنید؟ چون اگر درک میکردید واقعا برای بهتر شدن وضع کشور کاری میکردید یا حداقل اگر میبینید که نمیتوانید کرسی ریاست و مدیریت را رها میکردید و با زبانی بی لکنت به مردم میگفتید که نمیتوانید باری از دوش آنها بردارید و استعفا میدادید.
یاد دیالوگ معروف فیلم آژانس شیشهای افتادم که «سلحشور» با بازی رضا کیانیان روی صندلی چرخدار آژانس هواپیمایی نشسته بود و «حاج کاظم» با بازی پرویز پرستویی با یک ژ ٣ در دست میگفت:«ميدوني يه گردان بره خط ، گروهان برگرده يعني چي؟ ميدوني يه گروهان بره خط ،دسته برگرده يعني چي؟ ميدوني يه دسته بره خط ،نفر برگرده يعني چي؟»
واقعا شما میدانید زندگی با تورم و گرانی یعنی چی؟
مصطفی داننده
@flith
☘☘☘
۵ الگوی نوسازی نظام های سیاسی از دیدگاه "ادوارد شیلز":
دموکراسی سیاسی: اغلب دولت های نواستقلال می کوشند دموکراسی سیاسی به وجود آورند. در این میان، آنان مجبورند الگوهای غربی را با شرایط بومی «انطباق» دهند. برخی از خصوصیات زندگی سیاسی-اجتماعی این دولت ها، ویژۀ خودشان است؛ مانند هند.
دموکراسی قیمومتی: همان دموکراسی هدایت شده است. در دموکراسی قیمومتی، همۀ نهادهای دموکراسی سیاسی وجود دارند اما قوه مجریه به سبب انظباط شدید و بودن در دستان مردان قدرتمند پرنفوذ، قدرتمندتر است. احزاب و مطبوعات آزادی محدودی دارند؛ مانند اندونزی دوران سوکارنو.
اولیگارشی جانبدار نوسازی: در این نوع نظام سیاسی کارگزارها و سازمان های مخفی قدرتمند هستند که در آن ها «اولیگارشی نظامی» قدرت سیاسی را قبضه می کند و یا یک «حزب سیاسی» با غیرقانونی اعلام کردن همۀ احزاب دیگر، قدرت سیاسی را در تصرف خود نگاه می دارد؛ مانند عراق.
اولیگارشی توتالیتر: «دولت پلیسی» است که از شیوه های اجبارحداکثر برای حفظ نظم و امنیت استفاده می کند. هیچ یک از کشورهای نواستقلال این الگو را نپذیرفته اند.
اولیگارشی سنتی: مانند عربستان سعوی و نپال.
بنیادهای علم سیاست؛عبدالرحمن عالم
@flith
۵ الگوی نوسازی نظام های سیاسی از دیدگاه "ادوارد شیلز":
دموکراسی سیاسی: اغلب دولت های نواستقلال می کوشند دموکراسی سیاسی به وجود آورند. در این میان، آنان مجبورند الگوهای غربی را با شرایط بومی «انطباق» دهند. برخی از خصوصیات زندگی سیاسی-اجتماعی این دولت ها، ویژۀ خودشان است؛ مانند هند.
دموکراسی قیمومتی: همان دموکراسی هدایت شده است. در دموکراسی قیمومتی، همۀ نهادهای دموکراسی سیاسی وجود دارند اما قوه مجریه به سبب انظباط شدید و بودن در دستان مردان قدرتمند پرنفوذ، قدرتمندتر است. احزاب و مطبوعات آزادی محدودی دارند؛ مانند اندونزی دوران سوکارنو.
اولیگارشی جانبدار نوسازی: در این نوع نظام سیاسی کارگزارها و سازمان های مخفی قدرتمند هستند که در آن ها «اولیگارشی نظامی» قدرت سیاسی را قبضه می کند و یا یک «حزب سیاسی» با غیرقانونی اعلام کردن همۀ احزاب دیگر، قدرت سیاسی را در تصرف خود نگاه می دارد؛ مانند عراق.
اولیگارشی توتالیتر: «دولت پلیسی» است که از شیوه های اجبارحداکثر برای حفظ نظم و امنیت استفاده می کند. هیچ یک از کشورهای نواستقلال این الگو را نپذیرفته اند.
اولیگارشی سنتی: مانند عربستان سعوی و نپال.
بنیادهای علم سیاست؛عبدالرحمن عالم
@flith
سرود سپاه دانش
به مناسبت بازگشایی مدارس
به پیش به پیش
ای سپاه دانش به پیش
بفرمان شاه
با فروغ ایمان
رو بسوی دهقان
ای سپاه دانش به پیش
ای آموزگار فرهنگ صحرا
برو ببین روستازادگان ما
تا چه حد تا کجا؟
مستعد کسب دانشند
عاشقان کاروکوششند
دانش را بروستا ببر
سرفرازی ارمغان آور
گرچه پرهنر دست برزگر
روز و شب بشوق کشت دانه در گِل است
مظهر صفای جان و پاکی دل است
............
*سپاه دانش، اصل ششم انقلاب شاه و ملت (انقلاب سفید) بود، در آن مقطع (سال ۱۳۴۱) دو سوم جمعیت ایران در بیسوادی کامل به سر میبردند.
هدف اولیه از تشکیل این نهاد علمی ریشه کن کردن بیسوادی در شهرها و کاهش بیسوادی در روستاها و در مرحله بعد فراهم آوردن بستر مناسب برای توسعه و عمران کشور بود.
آمار تعداد کسانی که توسط سپاه دانش خواندن و نوشتن آموختند، حیرت آور است(نهصد هزار نفر تنها در پنج سال نخست)
@flith
به مناسبت بازگشایی مدارس
به پیش به پیش
ای سپاه دانش به پیش
بفرمان شاه
با فروغ ایمان
رو بسوی دهقان
ای سپاه دانش به پیش
ای آموزگار فرهنگ صحرا
برو ببین روستازادگان ما
تا چه حد تا کجا؟
مستعد کسب دانشند
عاشقان کاروکوششند
دانش را بروستا ببر
سرفرازی ارمغان آور
گرچه پرهنر دست برزگر
روز و شب بشوق کشت دانه در گِل است
مظهر صفای جان و پاکی دل است
............
*سپاه دانش، اصل ششم انقلاب شاه و ملت (انقلاب سفید) بود، در آن مقطع (سال ۱۳۴۱) دو سوم جمعیت ایران در بیسوادی کامل به سر میبردند.
هدف اولیه از تشکیل این نهاد علمی ریشه کن کردن بیسوادی در شهرها و کاهش بیسوادی در روستاها و در مرحله بعد فراهم آوردن بستر مناسب برای توسعه و عمران کشور بود.
آمار تعداد کسانی که توسط سپاه دانش خواندن و نوشتن آموختند، حیرت آور است(نهصد هزار نفر تنها در پنج سال نخست)
@flith
«نیازی نیست که به جنگ این خودکامه تنها رفت و او را شکست داد. او خود به دست خویشتن شکست میخورد اگر مردم تن به بردگی او نسپارند نیازی نیست چیزی از او برگیرند کافی است چیزی به او ندهند نیازی نیست که به خود سختی دهند تا کاری برای خود بکنند کافی است بر ضد خودکاری نکنند کافی است از خدمتگزاری دست کشند و از بندگی رهایی یابند.»
اما چرا چنین نمیکنند؟ چرا بین برده و آزاد بودن بردگی را برمیگزینند؟ چرا آزادی را واپس میزنند و یوغ بردگی را بر گردن مینهند؟ چرا به بدبختی و رنج خویش رضایت میدهند؟ چرا تلاش نمیکنند که از حیوانیت به درآیند و دگرباره انسان شوند؟
خودکامگی همچون شراره کوچک آتش است که بهآرامی بزرگ میشود و پیوسته تیزتر میشود و هرچه چوب بیشتر به آن برسد چوبهای بیشتری را میسوزاند. و اگر برای خاموش کردن آن بهجای آب پاشیدن چوببر روی آن نگذارند چون دیگر چیزی برای سوزاندن ندارد خود میسوزد و خاموش میشود. خودکامگان هرچه بیشتر غارت کنند بیشتر ویران و نابود خواهند کرد.
باری دلاوران برای دستیابی به خواستههایشان از هیچ خطری نمیهراسند و عاقلان از هیچ رنجی روی برنمیگردانند اما فرومایگان و بزدلان میل تصاحب را در خود میکشند. لابوئسی خطاب به فرومایگان و همه آنانی که آزادی را وانهادهاند مینویسد:
«ای آدمیزادگان سیهروز، مردمان بیخرد، ملتهایی که در گنداب بدبختی نشستهاید وبر خیر و صلاح خود چشمبستهاید شمایان میگذارید که در پیش چشمانتان نیکوترین و ارزندهترین داراییتان را از شما بربایند و کشتزارهایتان را غارت کنند و از خانههایتان دزدی کنند و میراث نیاکانتان را به یغما ببرند.»
مگر دیکتاتور و مستبد چه دارد جز همان چیزهایی که شما به او میدهید تا با آن شمارا به خاک هلاکت افکند. دیکتاتور چگونه جرئت میکرد بر شما بتازد اگر همدستانی از میان شما نداشت؟ با من بگویید چگونه غلام بارگی چنان عمیق در عمق جان ما ریشه دوانده است که دیگر اکنون عشق به آزادی برای ما چندان طبیعی جلوه نمینماید. وقتی انسان آنقدر فرومایه و پست میشود که به میل و رغبت خویش تن به بندگی میدهد چارهای ندارم جز اینکه جانوران درنده را پرفراز منبر کنم تا به آنان درس آزادگی بیاموزاند
اتین دولابوئسی
@flith
اما چرا چنین نمیکنند؟ چرا بین برده و آزاد بودن بردگی را برمیگزینند؟ چرا آزادی را واپس میزنند و یوغ بردگی را بر گردن مینهند؟ چرا به بدبختی و رنج خویش رضایت میدهند؟ چرا تلاش نمیکنند که از حیوانیت به درآیند و دگرباره انسان شوند؟
خودکامگی همچون شراره کوچک آتش است که بهآرامی بزرگ میشود و پیوسته تیزتر میشود و هرچه چوب بیشتر به آن برسد چوبهای بیشتری را میسوزاند. و اگر برای خاموش کردن آن بهجای آب پاشیدن چوببر روی آن نگذارند چون دیگر چیزی برای سوزاندن ندارد خود میسوزد و خاموش میشود. خودکامگان هرچه بیشتر غارت کنند بیشتر ویران و نابود خواهند کرد.
باری دلاوران برای دستیابی به خواستههایشان از هیچ خطری نمیهراسند و عاقلان از هیچ رنجی روی برنمیگردانند اما فرومایگان و بزدلان میل تصاحب را در خود میکشند. لابوئسی خطاب به فرومایگان و همه آنانی که آزادی را وانهادهاند مینویسد:
«ای آدمیزادگان سیهروز، مردمان بیخرد، ملتهایی که در گنداب بدبختی نشستهاید وبر خیر و صلاح خود چشمبستهاید شمایان میگذارید که در پیش چشمانتان نیکوترین و ارزندهترین داراییتان را از شما بربایند و کشتزارهایتان را غارت کنند و از خانههایتان دزدی کنند و میراث نیاکانتان را به یغما ببرند.»
مگر دیکتاتور و مستبد چه دارد جز همان چیزهایی که شما به او میدهید تا با آن شمارا به خاک هلاکت افکند. دیکتاتور چگونه جرئت میکرد بر شما بتازد اگر همدستانی از میان شما نداشت؟ با من بگویید چگونه غلام بارگی چنان عمیق در عمق جان ما ریشه دوانده است که دیگر اکنون عشق به آزادی برای ما چندان طبیعی جلوه نمینماید. وقتی انسان آنقدر فرومایه و پست میشود که به میل و رغبت خویش تن به بندگی میدهد چارهای ندارم جز اینکه جانوران درنده را پرفراز منبر کنم تا به آنان درس آزادگی بیاموزاند
اتین دولابوئسی
@flith
☘☘☘
یکی از راهبردهای رژیم های تمامت خواه یا توتالیتر این است که چنان مقررات حقوقی (قوانین کیفری) سختگیرانه وضع کنند که اگر نص آنها در نظر گرفته شود "همگان" مجرم اند. ولی در مرحله ی بعد از اجری کامل آنها امتناع میشود . بدین ترتیب رژیم میتواند با گذشت بودن خودش را به رخ بکشد :" می بینید ،اگر میخواستیم میتوانستیم همه تان را دستگیر و محکوم کنیم ولی نترسید ما اهل مدارا و آسان گیری هستیم."
133ص
#خشونت پنج نگاه زیرچشمی
#اسلاوی_ژیژک
ترجمه:#علی_رضا_پاکنهاد
@flith
یکی از راهبردهای رژیم های تمامت خواه یا توتالیتر این است که چنان مقررات حقوقی (قوانین کیفری) سختگیرانه وضع کنند که اگر نص آنها در نظر گرفته شود "همگان" مجرم اند. ولی در مرحله ی بعد از اجری کامل آنها امتناع میشود . بدین ترتیب رژیم میتواند با گذشت بودن خودش را به رخ بکشد :" می بینید ،اگر میخواستیم میتوانستیم همه تان را دستگیر و محکوم کنیم ولی نترسید ما اهل مدارا و آسان گیری هستیم."
133ص
#خشونت پنج نگاه زیرچشمی
#اسلاوی_ژیژک
ترجمه:#علی_رضا_پاکنهاد
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از شعر زیبای "ریشه در خاک"
سروده و اجرای استاد #فریدون_مشیری
#من_این_جا_تا_نفس_باقیست_میمانم
من از این جا چه میخواهم ، نمیدانم!
#ایران
#مصادره
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سروده و اجرای استاد #فریدون_مشیری
#من_این_جا_تا_نفس_باقیست_میمانم
من از این جا چه میخواهم ، نمیدانم!
#ایران
#مصادره
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
.
اگر با آنکه دار آویخت، امکانِ سخن داری،
نگهکُن! زان طناب اینک نخی در پیرهن داری!
وگر بر کِیدِ خسرو چشم بستی فاش میگویم؛
که شیرین تا به مُچ دستی به خونِ کوهکن داری!
به زمزم گر بشویی دست از خون، باز بیهودهست...
چو تا زانو نمیبینی که پایی در لجن داری!
مگویی: "کاری از دستم نمیآید برادرجان"
هواری میتوانی زد... که میبینم دهن داری!
خدا را دیدهام باور نداری... لیک میبینم،
که در پیشانیِ تاریخ شرم از شعرِ من داری!
#حسین_جنتی
#تازه
@flith
اگر با آنکه دار آویخت، امکانِ سخن داری،
نگهکُن! زان طناب اینک نخی در پیرهن داری!
وگر بر کِیدِ خسرو چشم بستی فاش میگویم؛
که شیرین تا به مُچ دستی به خونِ کوهکن داری!
به زمزم گر بشویی دست از خون، باز بیهودهست...
چو تا زانو نمیبینی که پایی در لجن داری!
مگویی: "کاری از دستم نمیآید برادرجان"
هواری میتوانی زد... که میبینم دهن داری!
خدا را دیدهام باور نداری... لیک میبینم،
که در پیشانیِ تاریخ شرم از شعرِ من داری!
#حسین_جنتی
#تازه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک زمانی تلوزیون را که روشن می کردیم چنین کلیپ های پخش می شد! یک کلیپ فوق زیبا و نوستالوژیک و زیرخاکی از مصاحبه مرحوم منوچهر نوذری با بانو هایده که برای نخستین باز توسط فتانه خواننده در فضای مجازی پخش شد تا مردم ببینند و لذت ببرند! نبینید بعدا پشیمان خواهید بود!
@flith
@flith
#گلهایی_که_در_جهنم_میروید
پدر روحانی ما مذهب ندارد ،
پاسبان دزد است ،
قاضی آدمکش است ،
وکلایمان را نه به اسم انتخاب کرده ایم و نه به عمر شناخته ایم،
دولتمان دشمن جانی ماست ،
فرهنگ مان کانون فساد و جهل است ،
عدلیه مان مرکز ظلم و شقاوت است .
همه می دانیم ،
همه آهسته این قضایا را به هم می گوییم ،
لیکن به پدر روحانی احترام می گذاریم ،
از پاسبان می ترسیم ،
به قاضی التماس می کنیم ،
به وکلای مجلس متوصل می شویم ،
از دولت انتظار شفقت و مساعدت داریم ،
و برای رفع ظلم به عدلیه پناه می بریم .
احترام مان به روسای مذهبی ،
ترسمان از پلیس ،
التماسمان به قاضی ،
توسلمان به مجلس ،
دادخواهی مان به عدلیه ،
همه ریاکاری و دروغ است .
دعاي علما ،
حفاظت پليس و عدالت قاضی و دفاعی كه مجلس از حقوق ما می كند از دروغ هم دروغ تر است!
_اين نوشته در ٧٣ سال پيش نگاشته شده است حقايقي كه همه حكايتِ امروز ماست!
@flith
#گلهایی_که_در_جهنم_میروید
پدر روحانی ما مذهب ندارد ،
پاسبان دزد است ،
قاضی آدمکش است ،
وکلایمان را نه به اسم انتخاب کرده ایم و نه به عمر شناخته ایم،
دولتمان دشمن جانی ماست ،
فرهنگ مان کانون فساد و جهل است ،
عدلیه مان مرکز ظلم و شقاوت است .
همه می دانیم ،
همه آهسته این قضایا را به هم می گوییم ،
لیکن به پدر روحانی احترام می گذاریم ،
از پاسبان می ترسیم ،
به قاضی التماس می کنیم ،
به وکلای مجلس متوصل می شویم ،
از دولت انتظار شفقت و مساعدت داریم ،
و برای رفع ظلم به عدلیه پناه می بریم .
احترام مان به روسای مذهبی ،
ترسمان از پلیس ،
التماسمان به قاضی ،
توسلمان به مجلس ،
دادخواهی مان به عدلیه ،
همه ریاکاری و دروغ است .
دعاي علما ،
حفاظت پليس و عدالت قاضی و دفاعی كه مجلس از حقوق ما می كند از دروغ هم دروغ تر است!
_اين نوشته در ٧٣ سال پيش نگاشته شده است حقايقي كه همه حكايتِ امروز ماست!
@flith