☘☘☘
در بسیاری از نظامهای خودکامه ، دولت روی تحریک مردم علیه یکدیگر حساب می کند ، یعنی از جمعیت به عنوان خبرچین استفاده کرده است تا نگذارند همتایانشان دست از پا خطا کنند. این وسیله ای اسراف کارانه و بی ثمر برای کنترل است.
مقادیر زیادی وقت صرف فعالیت های نظارتی می شود و جمعیتی که در ترس دائم به سر می برد و به دوستان و خویشاوندان اعتماد ندارد همیشه در سطح زیر استاندارد عمل می کند.
کلان داده همهٔ مزایای دولت نظارتی قدیم را -با جنبه های منفی خیلی کمتر - به «برادر بزرگ» می دهد.
#براین_کلگ
کتاب: کلان دادهها (چگونه انقلاب اطلاعاتی زندگی ما را دگرگون میکند)
ترجمه: پری آزرموند
@flith
در بسیاری از نظامهای خودکامه ، دولت روی تحریک مردم علیه یکدیگر حساب می کند ، یعنی از جمعیت به عنوان خبرچین استفاده کرده است تا نگذارند همتایانشان دست از پا خطا کنند. این وسیله ای اسراف کارانه و بی ثمر برای کنترل است.
مقادیر زیادی وقت صرف فعالیت های نظارتی می شود و جمعیتی که در ترس دائم به سر می برد و به دوستان و خویشاوندان اعتماد ندارد همیشه در سطح زیر استاندارد عمل می کند.
کلان داده همهٔ مزایای دولت نظارتی قدیم را -با جنبه های منفی خیلی کمتر - به «برادر بزرگ» می دهد.
#براین_کلگ
کتاب: کلان دادهها (چگونه انقلاب اطلاعاتی زندگی ما را دگرگون میکند)
ترجمه: پری آزرموند
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما همه زارممد ایم
@flith
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اکرم منفرد اولین زن خلبان ایرانی است. او هم اکنون 66 ساله است و در سوئد زندگی می کند؛ منفرد اولین خلبان جت زن ایران در فرودگاه نظامی قلعه مرغی بود.
@flith
@flith
👍1
☘☘☘
چرا سوسیالیسم محکوم به شکست است؟
سوسیالیسم نه در تئوری و نه در عمل، کارآ نیست. سوسیالیسم شکست میخورد؛ چرا که انسان جایزالخطا باید از حد و مرز دانش و توانایی خود آگاه باشد. اقتصادها به قدری پیچیدهاند که هیچ کنترل مرکزی قادر به مهار و در بر گرفتن آنها نیست، بلکه تنها در سایه هماهنگی نامتمرکز ایجاد شده توسط بازارها است که اقتصاد میتواند به خوبی عمل کند. سوسیالیسم به معنای مالکیت عمومی ابزارهای تولید است یعنی «مردم» مالک سرمایه شده و «بازارها و تولید برای مبادله» با «برنامهریزی اقتصادی و تولید برای مصرف» جایگزین شوند. به جای اینکه مالکان خصوصی سرمایه به استثمار کار و هدر دادن منابع بپردازند، مالکیت عمومی این امکان را به «مردم» خواهد داد که چه چیز، چگونه تولید شود و بدین ترتیب بهرهوری و ثروت بیشتری عاید ایشان گردد.
هنگامی که دولتها بازارها را با در اختیار گرفتن صنایع از بین بردند این مشکل که چه چیزی باید تولید شود بزرگترین مشکل بود. فرض کنید دولت بازار کفش را از بین ببرد و آنها را مجانی در اختیار شهروندان قرار دهد. در این صورت دولت چگونه باید بفهمد که مردم چه نوع کفشی میخواهند؟ چه مدلی؟ چه رنگی؟ چه اندازهای؟ با استناد به دیگر صنایعی که دولت در اختیار گرفته (مانند آموزش) به این نتیجه میرسیم که دولت به تولید انواع محدودی کفش خواهد پرداخت که همگی شکل و شمایلی یکسان خواهند داشت، بدون اینکه توجهی به خواستههای مصرفکنندگان شود؛ چرا که دولت بیشتر به انگیزههای سیاسی توجه خواهد کرد تا خواستههای مصرفکنندگان. در بازار واقعی کفش که امروزه وجود دارد، رقابت، قیمتها، سودها و زیانها اطلاعات لازم را برای تولید نوع، رنگ و اندازه کفشهایی که مصرفکنندگان خواهان آنها هستند در اختیار تولیدکنندگان میگذارد، به طوری که انواع متنوعی از کفش با اندازه، رنگ و اشکال مختلف تولید میشوند.
آیا دولت هیچگاه میتوانست بفهمد که روزی مردم تمایل به خرید کفشهای دوخته شده از پوست کرکدیل خواهند داشت؟ و اگر میتوانست بفهمد چگونه روزی میتوانست عدم تمایل مردم به خرید آنها را - همچنان که اتفاق افتاد - بفهمد و دست از تولید آنها بردارد?مشکل بنیادی تر «چگونگی» تولید بود فرض کنید که یک دولت سوسیالیست میداند که باید پلی را بر روی یک رودخانه احداث کند این پل را باید از چه چیزی بسازند؟ آجر، چوب، فولاد یا پلاتین؟ فرض کنید هر چهار مورد فوق از لحاظ تکنولوژیک امکانپذیر باشد: کدام یک از این چهار روش، بهرهورترین استفاده از منابع را ایجاب میکند؟ در غیاب قیمتهای بازار هیچ راهی برای فهمیدن این مساله وجود ندارد. استفاده از پلاتین برای ساختن پل حماقت است؛ چرا که از «قیمت» آن در بازار آگاهیم و میدانیم که پلاتین استفادههای خیلی بهتری در ابعاد کوچکتر دارد. کارآفرینها در اقتصاد سرمایهداری میتوانند با استفاده از قیمتهای بازار تخمینی از هزینههای تولید داشته باشند و با استفاده از سودها و زیانها تصمیم بگیرند که چه چیزی را چگونه تولید کنند.
مشکلی که سوسیالیستها هیچ گاه نتوانستند با آن کنار آیند این بود که کالاهای سرمایه ای (عوامل تولید)، نه یک کاربرد منحصر بفرد دارند و نه به گونه ای همگن هستند که قابل استفاده در تولید بینهایت کالای مختلف باشند. کالاهای سرمایهای تنها در چند مورد خاص استفاده دارند و چالش بنیادی بهرهوری اقتصادی و تولید ثروت در این است که عقلاییترین استفاده برای آنها را کشف کند. در یک اقتصاد بازار، این کالاها میتوانند در بازار مبادله شوند، قیمتها به وجود میآیند و این امکان را فراهم میآورند که ارزش اقتصادی کالاها را بتوان مقایسه کرد و سود و زیان را محاسبه نمود. وقتی ما به خرید و فروش میپردازیم، در ضمن مبادله دانش خود در مورد این کالاها را نیز با ارزشگذاری که بر روی آنها انجام میدهیم در اختیار دیگران میگذاریم تا با مشاهده تغییرات قیمتها از ارزش کالاها مطلع گردند. وقتی دولتها رقابت را با ملی کردن عوامل تولید از بین میبرند، در ضمن این کار امکان کشف راههای جدیدتر و بهتر انجام امور را نیز از بین میبرند.
فقط کافی است فکر کنیم که چگونه ویکیپدیا از جمع شدن ذره ذره دانش نامتمرکز افراد با میلیونها کاربر و میلیونها ویراستار بدون داشتن یک برنامهریزی متمرکز به وجود آمده است تا بفهمیم چرا برنامهریزی متمرکز در سیستمهای پیچیده با بار زیاد اطلاعات مانند اقتصاد شکست میخورد. هیچ فرد یا گروهی نمیتوانست ویکی پدیا را به وجود آورد یا آن را اینگونه به روز نگاه دارد. بازارها، مانند اینترنت، اکوسیستمهای دانش اند که بر پایه رقابت شکل گرفته و رونق مییابند. بدون رقابت هیچگاه نمیتوانیم بفهمیم که مردم چه میخواهند و این کالاها چگونه باید تولید شوند
استیون هورویتز/ ترجمه: حسن افروزی
@flith
چرا سوسیالیسم محکوم به شکست است؟
سوسیالیسم نه در تئوری و نه در عمل، کارآ نیست. سوسیالیسم شکست میخورد؛ چرا که انسان جایزالخطا باید از حد و مرز دانش و توانایی خود آگاه باشد. اقتصادها به قدری پیچیدهاند که هیچ کنترل مرکزی قادر به مهار و در بر گرفتن آنها نیست، بلکه تنها در سایه هماهنگی نامتمرکز ایجاد شده توسط بازارها است که اقتصاد میتواند به خوبی عمل کند. سوسیالیسم به معنای مالکیت عمومی ابزارهای تولید است یعنی «مردم» مالک سرمایه شده و «بازارها و تولید برای مبادله» با «برنامهریزی اقتصادی و تولید برای مصرف» جایگزین شوند. به جای اینکه مالکان خصوصی سرمایه به استثمار کار و هدر دادن منابع بپردازند، مالکیت عمومی این امکان را به «مردم» خواهد داد که چه چیز، چگونه تولید شود و بدین ترتیب بهرهوری و ثروت بیشتری عاید ایشان گردد.
هنگامی که دولتها بازارها را با در اختیار گرفتن صنایع از بین بردند این مشکل که چه چیزی باید تولید شود بزرگترین مشکل بود. فرض کنید دولت بازار کفش را از بین ببرد و آنها را مجانی در اختیار شهروندان قرار دهد. در این صورت دولت چگونه باید بفهمد که مردم چه نوع کفشی میخواهند؟ چه مدلی؟ چه رنگی؟ چه اندازهای؟ با استناد به دیگر صنایعی که دولت در اختیار گرفته (مانند آموزش) به این نتیجه میرسیم که دولت به تولید انواع محدودی کفش خواهد پرداخت که همگی شکل و شمایلی یکسان خواهند داشت، بدون اینکه توجهی به خواستههای مصرفکنندگان شود؛ چرا که دولت بیشتر به انگیزههای سیاسی توجه خواهد کرد تا خواستههای مصرفکنندگان. در بازار واقعی کفش که امروزه وجود دارد، رقابت، قیمتها، سودها و زیانها اطلاعات لازم را برای تولید نوع، رنگ و اندازه کفشهایی که مصرفکنندگان خواهان آنها هستند در اختیار تولیدکنندگان میگذارد، به طوری که انواع متنوعی از کفش با اندازه، رنگ و اشکال مختلف تولید میشوند.
آیا دولت هیچگاه میتوانست بفهمد که روزی مردم تمایل به خرید کفشهای دوخته شده از پوست کرکدیل خواهند داشت؟ و اگر میتوانست بفهمد چگونه روزی میتوانست عدم تمایل مردم به خرید آنها را - همچنان که اتفاق افتاد - بفهمد و دست از تولید آنها بردارد?مشکل بنیادی تر «چگونگی» تولید بود فرض کنید که یک دولت سوسیالیست میداند که باید پلی را بر روی یک رودخانه احداث کند این پل را باید از چه چیزی بسازند؟ آجر، چوب، فولاد یا پلاتین؟ فرض کنید هر چهار مورد فوق از لحاظ تکنولوژیک امکانپذیر باشد: کدام یک از این چهار روش، بهرهورترین استفاده از منابع را ایجاب میکند؟ در غیاب قیمتهای بازار هیچ راهی برای فهمیدن این مساله وجود ندارد. استفاده از پلاتین برای ساختن پل حماقت است؛ چرا که از «قیمت» آن در بازار آگاهیم و میدانیم که پلاتین استفادههای خیلی بهتری در ابعاد کوچکتر دارد. کارآفرینها در اقتصاد سرمایهداری میتوانند با استفاده از قیمتهای بازار تخمینی از هزینههای تولید داشته باشند و با استفاده از سودها و زیانها تصمیم بگیرند که چه چیزی را چگونه تولید کنند.
مشکلی که سوسیالیستها هیچ گاه نتوانستند با آن کنار آیند این بود که کالاهای سرمایه ای (عوامل تولید)، نه یک کاربرد منحصر بفرد دارند و نه به گونه ای همگن هستند که قابل استفاده در تولید بینهایت کالای مختلف باشند. کالاهای سرمایهای تنها در چند مورد خاص استفاده دارند و چالش بنیادی بهرهوری اقتصادی و تولید ثروت در این است که عقلاییترین استفاده برای آنها را کشف کند. در یک اقتصاد بازار، این کالاها میتوانند در بازار مبادله شوند، قیمتها به وجود میآیند و این امکان را فراهم میآورند که ارزش اقتصادی کالاها را بتوان مقایسه کرد و سود و زیان را محاسبه نمود. وقتی ما به خرید و فروش میپردازیم، در ضمن مبادله دانش خود در مورد این کالاها را نیز با ارزشگذاری که بر روی آنها انجام میدهیم در اختیار دیگران میگذاریم تا با مشاهده تغییرات قیمتها از ارزش کالاها مطلع گردند. وقتی دولتها رقابت را با ملی کردن عوامل تولید از بین میبرند، در ضمن این کار امکان کشف راههای جدیدتر و بهتر انجام امور را نیز از بین میبرند.
فقط کافی است فکر کنیم که چگونه ویکیپدیا از جمع شدن ذره ذره دانش نامتمرکز افراد با میلیونها کاربر و میلیونها ویراستار بدون داشتن یک برنامهریزی متمرکز به وجود آمده است تا بفهمیم چرا برنامهریزی متمرکز در سیستمهای پیچیده با بار زیاد اطلاعات مانند اقتصاد شکست میخورد. هیچ فرد یا گروهی نمیتوانست ویکی پدیا را به وجود آورد یا آن را اینگونه به روز نگاه دارد. بازارها، مانند اینترنت، اکوسیستمهای دانش اند که بر پایه رقابت شکل گرفته و رونق مییابند. بدون رقابت هیچگاه نمیتوانیم بفهمیم که مردم چه میخواهند و این کالاها چگونه باید تولید شوند
استیون هورویتز/ ترجمه: حسن افروزی
@flith
👍1
اولین تاثیر فقر، کشتنِ فکر است،
یعنی اگر شما به اندازه کافی برای حیاتِ خود پول نداشته باشید، برده بیاختیار پول خواهید شد.
همان شرایطی که طبقه متوسط به آن گذرانِ زندگی میگویند!..
جُرج اوروِل
@flith
یعنی اگر شما به اندازه کافی برای حیاتِ خود پول نداشته باشید، برده بیاختیار پول خواهید شد.
همان شرایطی که طبقه متوسط به آن گذرانِ زندگی میگویند!..
جُرج اوروِل
@flith
☘☘☘
جان لاک: "از مراجع، خواه سیاسی خواه فکری یا دینی، بیفکر پیروی مکن. و بیفکر دنبال سنتها یا آداب اجتماعی مرو. استقلال اندیشه داشته باش. به واقعیات بنگر، و سعی کن دیدگاه و رفتار خود را بر بنیاد واقعیت قرار دهی."
#براین_مگی
از کتاب " سرگذشت فلسفه"
@flith
جان لاک: "از مراجع، خواه سیاسی خواه فکری یا دینی، بیفکر پیروی مکن. و بیفکر دنبال سنتها یا آداب اجتماعی مرو. استقلال اندیشه داشته باش. به واقعیات بنگر، و سعی کن دیدگاه و رفتار خود را بر بنیاد واقعیت قرار دهی."
#براین_مگی
از کتاب " سرگذشت فلسفه"
@flith
👍1
☘☘☘
گوتز: دیوانه هایی که تصور می کنید با دادن صدقه آمرزیده می شوید، خیال کرده اید که شهدا زنده در آتش سوخته شدند تا شما حق ورود به بهشت را با پول بخرید؟
مگر بهشت آسیاب است؟ شفاعت اولیاءالله را با پول نمی خرند، با کسب فضائل آن ها می خرند.
یک دهقان: در این صورت، بهتر است خودم را حلق آویز کنم تا یکراست به جهنم بروم. ما با شانزده ساعت کار روزانه که دیگر نمی توانیم جزو اولیاءالله باشیم.
#شیطان_و_خدا
#ژان_پل_سارتر
#مطالعه
@flith
گوتز: دیوانه هایی که تصور می کنید با دادن صدقه آمرزیده می شوید، خیال کرده اید که شهدا زنده در آتش سوخته شدند تا شما حق ورود به بهشت را با پول بخرید؟
مگر بهشت آسیاب است؟ شفاعت اولیاءالله را با پول نمی خرند، با کسب فضائل آن ها می خرند.
یک دهقان: در این صورت، بهتر است خودم را حلق آویز کنم تا یکراست به جهنم بروم. ما با شانزده ساعت کار روزانه که دیگر نمی توانیم جزو اولیاءالله باشیم.
#شیطان_و_خدا
#ژان_پل_سارتر
#مطالعه
@flith
👍1
☘☘☘
در جامعهای که احساس افراد آن نسبت به همدیگر سرد بوده باشد، رژیم خودکامه میتواند یک گام بیشتر گذارد و این سردی را به یخزدگی مبدّل کند. از آنجاکه در چنین جامعههایی هیچ چیز پایدار نیست، هرکسی از فرو افتادن به یک سطح اجتماعی پایینتر هراسان است و سراسیمه میکوشد تا وضع شخصی خویش را بهبود بخشد.
در یک حکومت خودکامه، عشق به سود، اشتیاق به کسبوکارهای پولساز، آرزوی پول درآوردن به هر قیمت و دلبستگی به آسایش مادی و زندگی آسوده، به گونهی سوداهای حاکم درمیآیند. اگر کوششی در جهت نظارت بر رشد این سوداها انجام نگیرد، سوداهای یادشده بر همهی طبقات جامعه، حتی آن طبقاتی که تاکنون نسبت به این دلبستگیهای سودپرستانه حساسیت داشتهاند، تأثیر میگذارند و معیارهای اخلاقی کل ملّت را به پستی میکشانند.
این در سرشت خودکامگی است که چنین آرزوهایی را تقویت کند و به آنها میدانی برای تاختوتاز دهد. رژیم خودکامه که برای تضمین حاکمیت خود روحیه اخلاقی جامعه را تنزل میدهد، توجه مردم را از امور اجتماعی برمیگرداند و حتی آنها را از اندیشیدن به یک انقلاب نیز بیزار میسازد
الکسی دوتوکویل
@flith
در جامعهای که احساس افراد آن نسبت به همدیگر سرد بوده باشد، رژیم خودکامه میتواند یک گام بیشتر گذارد و این سردی را به یخزدگی مبدّل کند. از آنجاکه در چنین جامعههایی هیچ چیز پایدار نیست، هرکسی از فرو افتادن به یک سطح اجتماعی پایینتر هراسان است و سراسیمه میکوشد تا وضع شخصی خویش را بهبود بخشد.
در یک حکومت خودکامه، عشق به سود، اشتیاق به کسبوکارهای پولساز، آرزوی پول درآوردن به هر قیمت و دلبستگی به آسایش مادی و زندگی آسوده، به گونهی سوداهای حاکم درمیآیند. اگر کوششی در جهت نظارت بر رشد این سوداها انجام نگیرد، سوداهای یادشده بر همهی طبقات جامعه، حتی آن طبقاتی که تاکنون نسبت به این دلبستگیهای سودپرستانه حساسیت داشتهاند، تأثیر میگذارند و معیارهای اخلاقی کل ملّت را به پستی میکشانند.
این در سرشت خودکامگی است که چنین آرزوهایی را تقویت کند و به آنها میدانی برای تاختوتاز دهد. رژیم خودکامه که برای تضمین حاکمیت خود روحیه اخلاقی جامعه را تنزل میدهد، توجه مردم را از امور اجتماعی برمیگرداند و حتی آنها را از اندیشیدن به یک انقلاب نیز بیزار میسازد
الکسی دوتوکویل
@flith
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایرانمان زیباست 😍
@flith
@flith
سایمون واتکینز: «چین در نظر دارد ایران را به یکی از مراکز بزرگ اطلاعاتی و جاسوسی جهان تبدیل کند»
سایمون واتکینز، خبرنگار انگلیسی که برای اولین بار جزئیات قرارداد ۲۵ سال #ایران و #چین را برملا کرد، در مطلبی جدید نوشته است که چین قصد دارد در پایان اجرای این قرارداد ایران را به یک مرکز بزرگ جاسوسی و کنترل و مراقبت دهها میلیون ایرانی تبدیل کند.
سایمون واتکینز که گفته های خود را به "منابع آگاه در داخل ایران" مستند کرده نوشته است که: مرحله آتی توافق ۲۵ سال چین و ایران استقرار گسترد تجهیزات جاسوسی الکترونیکی و جنگ سایبری در اطراف بندر #چابهار با شعاع عملیاتی پنج هزار کیلومتر و همچنین اجرای همزمان نظام کنترل و مراقبت گسترد مردم ایران خواهد بود که بر اساس مدل نظام کنترل و مراقبت چین ساخته خواهدشد.
@flith
سایمون واتکینز، خبرنگار انگلیسی که برای اولین بار جزئیات قرارداد ۲۵ سال #ایران و #چین را برملا کرد، در مطلبی جدید نوشته است که چین قصد دارد در پایان اجرای این قرارداد ایران را به یک مرکز بزرگ جاسوسی و کنترل و مراقبت دهها میلیون ایرانی تبدیل کند.
سایمون واتکینز که گفته های خود را به "منابع آگاه در داخل ایران" مستند کرده نوشته است که: مرحله آتی توافق ۲۵ سال چین و ایران استقرار گسترد تجهیزات جاسوسی الکترونیکی و جنگ سایبری در اطراف بندر #چابهار با شعاع عملیاتی پنج هزار کیلومتر و همچنین اجرای همزمان نظام کنترل و مراقبت گسترد مردم ایران خواهد بود که بر اساس مدل نظام کنترل و مراقبت چین ساخته خواهدشد.
@flith
👍1
💢عکس دختران تان را بر جلد کتابهایشان بچسبانید
✍ سحر سلطانی
حالا دیگر همه با خبر شدند که عکس دختربچه ها از جلد کتابهای درسی پایه سوم حذف شده است. همه یعنی حتا خود دختربچه ها. از دیروز والدین و معلمان با من تماس می گیرند؛ در پاسخ به سوالات بچه ها چه باید بگوییم؟ فقط دخترها نیستند که می پرسند. در گزارش هایی که دریافت کرده ام پسرها هم دچار چالش شده اند که چرا؟ برخی از والدین از من می پرسند آیا باید با صراحت از تبعیض جنسیتی و عامدانه بودن این کار حرف بزنیم؟ آیا کودکان مان از این پاسخ ها ناامن نمی شوند، احساس ناتوانی نمی کنند، از جنسیت خود بیزار نمی شوند؟ یا بهتر است این اتفاق را یک اشتباه چاپی عنوان کنیم که بزودی حل می شود؟!
از والدین و معلم ها خواستم این اتفاق مبتذل و قبیح را تبدیل به محرّک گفتگو کنند، برای کودکان توضیح بدهند همیشه افرادی بودند که مخالف درس خواندن دخترها و کار کردن زنها خارج خانه بوده اند، افرادی که مدارس دخترانه را تخریب می کردند، هنوز هم هستند اما زمانه عوض شده...
در مقابل چه باید کرد؟
عکس دختران تان و دوستان شان را پرینت بگیرید، ببرید بر جلد کتابهایشان بچسبانید، تصاویرشان را بکشید. عکس مریم میرزاخانی را پرینت رنگی بگیرید روی جلد کتاب ریاضی دختران و پسران خود بچسبانید. کتابهای خودشان است و تغییرشان بدهید. سکوت و انفعال در برابر رفتارهای داعشی یعنی حذف دخترانمان از سایر ساحات اجتماعی ایران.
@flith
✍ سحر سلطانی
حالا دیگر همه با خبر شدند که عکس دختربچه ها از جلد کتابهای درسی پایه سوم حذف شده است. همه یعنی حتا خود دختربچه ها. از دیروز والدین و معلمان با من تماس می گیرند؛ در پاسخ به سوالات بچه ها چه باید بگوییم؟ فقط دخترها نیستند که می پرسند. در گزارش هایی که دریافت کرده ام پسرها هم دچار چالش شده اند که چرا؟ برخی از والدین از من می پرسند آیا باید با صراحت از تبعیض جنسیتی و عامدانه بودن این کار حرف بزنیم؟ آیا کودکان مان از این پاسخ ها ناامن نمی شوند، احساس ناتوانی نمی کنند، از جنسیت خود بیزار نمی شوند؟ یا بهتر است این اتفاق را یک اشتباه چاپی عنوان کنیم که بزودی حل می شود؟!
از والدین و معلم ها خواستم این اتفاق مبتذل و قبیح را تبدیل به محرّک گفتگو کنند، برای کودکان توضیح بدهند همیشه افرادی بودند که مخالف درس خواندن دخترها و کار کردن زنها خارج خانه بوده اند، افرادی که مدارس دخترانه را تخریب می کردند، هنوز هم هستند اما زمانه عوض شده...
در مقابل چه باید کرد؟
عکس دختران تان و دوستان شان را پرینت بگیرید، ببرید بر جلد کتابهایشان بچسبانید، تصاویرشان را بکشید. عکس مریم میرزاخانی را پرینت رنگی بگیرید روی جلد کتاب ریاضی دختران و پسران خود بچسبانید. کتابهای خودشان است و تغییرشان بدهید. سکوت و انفعال در برابر رفتارهای داعشی یعنی حذف دخترانمان از سایر ساحات اجتماعی ایران.
@flith
نوید افکاری:
اگر اعدام شدم، همه بدانند در قرن بیستویکم، با این همه سازوکارهای حقوق بشری و سازمان ملل و شورای امنیت و غیره، یک انسان بیگناه در حالی که با تمام توانش تلاش کرد و جنگید، اعدام شده است.
#نوید_افکاری_را_کشتند
@flith
اگر اعدام شدم، همه بدانند در قرن بیستویکم، با این همه سازوکارهای حقوق بشری و سازمان ملل و شورای امنیت و غیره، یک انسان بیگناه در حالی که با تمام توانش تلاش کرد و جنگید، اعدام شده است.
#نوید_افکاری_را_کشتند
@flith
❤1
☘☘☘
گرانترین مدارس تهران متعلق به کدام شخصیتهای سیاسی است؟
روزنامه «فرهیختگان» گزارش کرده شهریه سالانه مدارس «حنان» منتسب به محمد خاتمی و «امام صادق» منتسب محمدرضا مهدوی کنی به ترتیب ۳۷ و ۲۵ میلیون تومان است. در این گزارش به نام ۱۸ مدرسه در تهران اشاره شده که منسوب یا متعلق به جریانها یا فعالان سیاسی مشهور محافظهکار و اصلاحطلب هستند و از دانشآموزان خود شهریههای میلیونی دریافت میکنند.
مدراس غیردولتی «احسان٬ علوی٬ روزبه٬ نیکان» منسوب به علیاصفر کرباسیان (انجمن حجتیه) از جمله مدارسی هستند که در این گزارش آمده شهریه سالانه آنها ۳۰ میلیون تومان است.
مدرسه غیردولتی «مطهری» منصوب به آیتالله محمد امامی کاشانی٬ امام جمعه موقت تهران نیز آنطور که در این گزارش آمده شهریه سالانهاش حدود ۲۷ میلیون تومان است.
در این فهرست نام مدرسهای به نام «کمال» دیده میشود که منسوب به «نهضت آزادی» ایران است و شهریه سالانه آن هم ۲۷ میلیون تومان است.
آنطور که در این گزارش آمده شهریه سالانه مدرسه غیردولتی «تزکیه» منسوب به جریان «راست سنتی» هم ۲۷ میلیون تومان است.
مدارس غیردولتی «روشنگر»٬ «سلام و انرژی هستهای» و «فرهنگ» که به ترتیب منسوب به محسن هاشمی٬ سعد حجاریان و غلامعلی حداد عادل معرفی شدهاند نیز هر یک به ترتیب ۲۶ و ۲۵ و ۲۵ میلیون تومان شهریه سالانهشان است.
در این فهرست نام الیاس قالیباف فرزند محمدباقر قالیباف هم دیده میشود که مدرسه غیردولتی «مهرهشتم» منسوب به وی معرفی و شهریه سالانه آن ۲۲ میلیون تومان اعلام شده است.
نام مدرسه غیردولتی «موتلفه» منسوب به یحیی آلاسحاق هم این فهرست دیده میشود که شهریه سالانه آن حدود ۲۲ میلیون تومان گزارش شده است.
روزنامه «فرهیختگان» توضیح داده همه این مدارس «عدم شفافیت مالی» دارند٬ تبدیل به «برند» شدهاند و آمار و اطلاعات مالی آنها هم «شفاف نیست» و «ارادهای» هم برای شفافسازی در مورد این مدارس وجود ندارد.
#مدرسه_حنان #مدارس_لاکچری #مدرسه_نیکان #مدرسه_فرهنگ
@flith
گرانترین مدارس تهران متعلق به کدام شخصیتهای سیاسی است؟
روزنامه «فرهیختگان» گزارش کرده شهریه سالانه مدارس «حنان» منتسب به محمد خاتمی و «امام صادق» منتسب محمدرضا مهدوی کنی به ترتیب ۳۷ و ۲۵ میلیون تومان است. در این گزارش به نام ۱۸ مدرسه در تهران اشاره شده که منسوب یا متعلق به جریانها یا فعالان سیاسی مشهور محافظهکار و اصلاحطلب هستند و از دانشآموزان خود شهریههای میلیونی دریافت میکنند.
مدراس غیردولتی «احسان٬ علوی٬ روزبه٬ نیکان» منسوب به علیاصفر کرباسیان (انجمن حجتیه) از جمله مدارسی هستند که در این گزارش آمده شهریه سالانه آنها ۳۰ میلیون تومان است.
مدرسه غیردولتی «مطهری» منصوب به آیتالله محمد امامی کاشانی٬ امام جمعه موقت تهران نیز آنطور که در این گزارش آمده شهریه سالانهاش حدود ۲۷ میلیون تومان است.
در این فهرست نام مدرسهای به نام «کمال» دیده میشود که منسوب به «نهضت آزادی» ایران است و شهریه سالانه آن هم ۲۷ میلیون تومان است.
آنطور که در این گزارش آمده شهریه سالانه مدرسه غیردولتی «تزکیه» منسوب به جریان «راست سنتی» هم ۲۷ میلیون تومان است.
مدارس غیردولتی «روشنگر»٬ «سلام و انرژی هستهای» و «فرهنگ» که به ترتیب منسوب به محسن هاشمی٬ سعد حجاریان و غلامعلی حداد عادل معرفی شدهاند نیز هر یک به ترتیب ۲۶ و ۲۵ و ۲۵ میلیون تومان شهریه سالانهشان است.
در این فهرست نام الیاس قالیباف فرزند محمدباقر قالیباف هم دیده میشود که مدرسه غیردولتی «مهرهشتم» منسوب به وی معرفی و شهریه سالانه آن ۲۲ میلیون تومان اعلام شده است.
نام مدرسه غیردولتی «موتلفه» منسوب به یحیی آلاسحاق هم این فهرست دیده میشود که شهریه سالانه آن حدود ۲۲ میلیون تومان گزارش شده است.
روزنامه «فرهیختگان» توضیح داده همه این مدارس «عدم شفافیت مالی» دارند٬ تبدیل به «برند» شدهاند و آمار و اطلاعات مالی آنها هم «شفاف نیست» و «ارادهای» هم برای شفافسازی در مورد این مدارس وجود ندارد.
#مدرسه_حنان #مدارس_لاکچری #مدرسه_نیکان #مدرسه_فرهنگ
@flith
🤬1
سیاست و پادسیاست درایران/ چاره چیست؟
قربان عباسی
✍️پولیتیکس در زبان یونانی از کلمه پولیس به معنای شهر گرفته شده است.پولیتیشن همان سیاستمدار درواقع فردی است که وظیفه اش عمران و آبادانی شهراست.رسالت سیاست در اندیشه سیاسی غرب جز این نیست که دولتمردان باید تمام وظیفه خود را معطوف ساختن شهر و کشور خود کنند.هرگونه کنشی خلاف این رسالت درواقع تحلیل بردن سیاست است و ملوث کردن آن.
در ادبیات باستان ایران زمین نیز به حکومت «وخشتره» می گفتند که از کلمه خشت می آید.کار دولتمرد همانا خشت برروی خشت نهادن بودن بود و آباد کردن.به دانشمندان هم کاتوزیان می گفتند که قنات کن بودند و مقنا.کسانی که آب به روستا می رساندند و موجبات آبادانی و سرسبزی آن را فراهم می کردند.
این دو مفهوم یا برداشت بنیادی درایران درنهایت به سیاست درمعنای منفی آن ختم شد که با زیرکی،روباه منشی،تنبیه و سرکوب گره یافت.اولین گام برای همه فعالان عرصه سیاست پالودن زبان است و اعاده حیثیت از کلمات.ولتر روشنفکر فرانسوی درقرن هفده خطاب به پاپ نوشت«عالیجناب کاری کنید که کلمات به معنای واقعی خود بازگردند».و این درخواستی است که همه کنشگران عرصه سیاست باید مجدانه پیگیر آن باشند و به حاکمان و زمامداران بفهمانند که سیاست نه پدرسوختگی و زیرکی و سیاس بازی بلکه به معنای آباد کردن است.و اگر اندیشه و عمل شان خلاف این باشد باید این عرصه را وانهند و بیش ازاین مفهوم کشورداری را با زیرکی و تنبیه و سرکوب آلوده نکنند.
ژاک رانسیر متفکر مشهور چپ معتقد است «سیاست یعنی مشارکت دریک کنش جمعی مداخله گرایانه و رهایی بخشانه.سیاست یعنی ایستادن درحاشیه سیاست حاکم و کوشش برای به هم ریختن سهمیه بندی نظم موجود».جریان آزادی خواه و دموکراسی طلب باید تمام کنشگری خود را معطوف به گسست ازوضع موجود و به هم ریختن نظم سهمیه بندی موجود بکند.اینکار تحت یک جبهه دموکراتیک یا دموکراسی خواه کاملاً ممکن است.دموکراسی دراین معنا که تمامی طرد شدگان،تمام صداهای منکوب شده در جغرافیای فراموش شده از حاشیه به سمت متن حرکت کنند.
در دید رانسیر همه چیز با مبارزه با سلطه گره خورده است. وظیفه راستین تمام جنبش های حاضر در صحنه سیاست ایران باید معطوف به نقد هرگونه سلطه ای باشد که اراده سوژه ها را تحلیل می برد.سلطه در مفهوم فوکویی آن درهمه جا وجود دارد.صرفاً قابل فروکاست به قدرت یا سلطه سیاسی نیست..گرامشی هم معتقد بود که قدرت و سلطه درهمه جای جامعه حضور دارد و مقرش فقط درحکومت نیست.انقلاب راستین باید به سراسر جامعه کشانده شود و فقط با به دست گرفتن قدرت و مهارکردن قدرت دستگاه حکومتی دولت تحقق نمی یابد.
هرگونه روابط مرد و زن،کارفرما و کارگر،حاکم و محکوم،هرگونه رابطه عمودی فرمانده و فرمان بر که مختص وضعیت پادگانی است بایددرعرصه سیاست عمومی جای خود را به یک رابطه افقی،همدوشی،شانه به شانه بدهد.رابطه دموکراتیک رابطه «من» و «تو» است.رابطه ای که دوسوژه همدیگر را همچون شهروندانی برابر و مساوی به رسمیت می شناسند.هرگونه به رسمیت شناسی تک سویه و یک طرفه درواقع حربه ای است علیه دموکراسی.
@flith
قربان عباسی
✍️پولیتیکس در زبان یونانی از کلمه پولیس به معنای شهر گرفته شده است.پولیتیشن همان سیاستمدار درواقع فردی است که وظیفه اش عمران و آبادانی شهراست.رسالت سیاست در اندیشه سیاسی غرب جز این نیست که دولتمردان باید تمام وظیفه خود را معطوف ساختن شهر و کشور خود کنند.هرگونه کنشی خلاف این رسالت درواقع تحلیل بردن سیاست است و ملوث کردن آن.
در ادبیات باستان ایران زمین نیز به حکومت «وخشتره» می گفتند که از کلمه خشت می آید.کار دولتمرد همانا خشت برروی خشت نهادن بودن بود و آباد کردن.به دانشمندان هم کاتوزیان می گفتند که قنات کن بودند و مقنا.کسانی که آب به روستا می رساندند و موجبات آبادانی و سرسبزی آن را فراهم می کردند.
این دو مفهوم یا برداشت بنیادی درایران درنهایت به سیاست درمعنای منفی آن ختم شد که با زیرکی،روباه منشی،تنبیه و سرکوب گره یافت.اولین گام برای همه فعالان عرصه سیاست پالودن زبان است و اعاده حیثیت از کلمات.ولتر روشنفکر فرانسوی درقرن هفده خطاب به پاپ نوشت«عالیجناب کاری کنید که کلمات به معنای واقعی خود بازگردند».و این درخواستی است که همه کنشگران عرصه سیاست باید مجدانه پیگیر آن باشند و به حاکمان و زمامداران بفهمانند که سیاست نه پدرسوختگی و زیرکی و سیاس بازی بلکه به معنای آباد کردن است.و اگر اندیشه و عمل شان خلاف این باشد باید این عرصه را وانهند و بیش ازاین مفهوم کشورداری را با زیرکی و تنبیه و سرکوب آلوده نکنند.
ژاک رانسیر متفکر مشهور چپ معتقد است «سیاست یعنی مشارکت دریک کنش جمعی مداخله گرایانه و رهایی بخشانه.سیاست یعنی ایستادن درحاشیه سیاست حاکم و کوشش برای به هم ریختن سهمیه بندی نظم موجود».جریان آزادی خواه و دموکراسی طلب باید تمام کنشگری خود را معطوف به گسست ازوضع موجود و به هم ریختن نظم سهمیه بندی موجود بکند.اینکار تحت یک جبهه دموکراتیک یا دموکراسی خواه کاملاً ممکن است.دموکراسی دراین معنا که تمامی طرد شدگان،تمام صداهای منکوب شده در جغرافیای فراموش شده از حاشیه به سمت متن حرکت کنند.
در دید رانسیر همه چیز با مبارزه با سلطه گره خورده است. وظیفه راستین تمام جنبش های حاضر در صحنه سیاست ایران باید معطوف به نقد هرگونه سلطه ای باشد که اراده سوژه ها را تحلیل می برد.سلطه در مفهوم فوکویی آن درهمه جا وجود دارد.صرفاً قابل فروکاست به قدرت یا سلطه سیاسی نیست..گرامشی هم معتقد بود که قدرت و سلطه درهمه جای جامعه حضور دارد و مقرش فقط درحکومت نیست.انقلاب راستین باید به سراسر جامعه کشانده شود و فقط با به دست گرفتن قدرت و مهارکردن قدرت دستگاه حکومتی دولت تحقق نمی یابد.
هرگونه روابط مرد و زن،کارفرما و کارگر،حاکم و محکوم،هرگونه رابطه عمودی فرمانده و فرمان بر که مختص وضعیت پادگانی است بایددرعرصه سیاست عمومی جای خود را به یک رابطه افقی،همدوشی،شانه به شانه بدهد.رابطه دموکراتیک رابطه «من» و «تو» است.رابطه ای که دوسوژه همدیگر را همچون شهروندانی برابر و مساوی به رسمیت می شناسند.هرگونه به رسمیت شناسی تک سویه و یک طرفه درواقع حربه ای است علیه دموکراسی.
@flith
☘☘☘
سالها پیش وقتی یکی از دانشجویان انسانشناسی از "مارگارت مید" پرسید که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست؟
دانشجو انتظار داشت تا "مارگارت مید" دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.
ولی نه.
"مارگارت مید "گفت که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است.
"مید" توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما میمیرید. شما نمیتوانید از خطر بگریزید، نمی توانید برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا خوردن شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن.
هیچ حیوانی با پای شکسته آن قدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد.استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهی است بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند، محلِ جراحت را بسته است، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند.
"مید" گفت: "کمک به دیگری در عینِ دشواری، همانجایی است که تمدن آغاز میشود."ما وقتی در اوجِ شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری میرسانیم.
ایرا بایوک
@flith
سالها پیش وقتی یکی از دانشجویان انسانشناسی از "مارگارت مید" پرسید که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست؟
دانشجو انتظار داشت تا "مارگارت مید" دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.
ولی نه.
"مارگارت مید "گفت که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است.
"مید" توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما میمیرید. شما نمیتوانید از خطر بگریزید، نمی توانید برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا خوردن شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن.
هیچ حیوانی با پای شکسته آن قدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد.استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهی است بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند، محلِ جراحت را بسته است، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند.
"مید" گفت: "کمک به دیگری در عینِ دشواری، همانجایی است که تمدن آغاز میشود."ما وقتی در اوجِ شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری میرسانیم.
ایرا بایوک
@flith
❤1
☘☘☘
کودن هستند یا تعمد دارند؟
اولش باورم نشد، به خودم گفتم مثل برخی چیزهای دیگر کار فتوشاپی کردهاند که موجی درست کنند و بعد تکذیب میشود، اما نشد و واقعیت داشت. عکس دختربچهها از روی کتاب سوم ریاضی دبستان حذف شده و وزیر آپ هم دستور داده است موضوع بررسی شود، یعنی حذف صحت دارد.
نظام اداری مشکلات بسیار دارد اما یک خصیصه دارد که اینجا بهکار میآید: همه چیز تقریباً در جلسات بررسی و صورتجلسه میشود، تصمیمات مکتوب میشوند و میتوان هر تصمیمی را بر اساس صورتجلسات و نامههای اداری برآمده از آنها تا سرمنشأ پیگیری کرد. وزارت آپ از این جهت که برخی امور نظیر کتب درسی در آن بسیار حساس است، حتماً صورتجلسات و تصمیمگیران همه امور مربوط به کتب درسی در آن موجود است. بررسی صورتجلسات و نامهها پاسخ دادن به چند سؤال را ساده میکند:
یک. اولین در کدام جلسه، بر اساس کدام نامه و با ایده چه کسی/کسانی، مسألهای درباره جلد کتاب سوم ریاضی دبستان طرح شد؟
دو. ایدهای که درباره جلد کتاب سوم دبستان طرح شد چه بود؟ شبهه، سؤال یا مسأله چه بود؟ از چه زاویهای طرح شد؟ بر اساس گزارش، نظر، بررسی یا سلیقه چه کسی/کسانی بود؟
سه. شروع فرایند تصمیمگیری در چه سالی، تحت مدیریت چه کسی/کسانی، در چه جلساتی، با چه موافقان و چه مخالفانی، با چه هدفی بوده است؟
چهار. چه کسانی در جلسات، با چه استدلالهایی با مسأله حذف تصویر دختران موافقت یا مخالفت کردند؟ تأثیر اجتماعی و واکنش جامعه به این کار چگونه ارزیابی شد؟
پنج. آیا این کار اقدامی واحد و منفرد بوده است یا بخشی از بستهای سیاستی مبتنی بر نگاه خاصی به جنسیت، زنانگی و مردانگی است که قرار بوده درباره کلیه کتب اعمال شود؟
شش. چه کسی/کسانی باید در رسانه توضیح بدهند که ایدهشان درباره این اقدام چه بوده است؟ (شاید آنها توانستند جامعه را نسبت به درستی اقدامشان متقاعد کنند.) آنکه باید پاسخگو باشد کیست؟
هفت. حتی به شرط درستی این اقدام، آیا کسی درباره زمان انجام این کار و عواقب اجتماعی آن درست در زمان تحریم، بحران اقتصادی و نزول سرمایه اجتماعی دولت و نظام حکمرانی، فکر کرده یا هشدار داده بود؟
سخن آخر
سالهاست شاهد گفتارها و کردارهایی هستیم که قبلاً نوشتهام عین «انگشت کردن در چشم مردم» است؛ کارهایی که حداقل زیانشان انحراف کشور و مدیرانش از تمرکز بر اولویتهای مؤثر بر زندگی مردم به سمت حاشیهسازی، نابود کردن سرمایه اجتماعی و خدشه بر ذهنیت و آرامش مردم وارد کردن است.
این گونه گفتارها و کردارها اگر از سر کودنی و فقدان صلاحیت مدیر بودن است که پیشبینی عواقب آنها را برای مجریان ناممکن میسازد، این گونه آدمها باید کنار گذاشته شوند. اگر تعمدی دارند که نارضایتی درست کنند و سرمایه اجتماعی را تباه سازند، خب باید محاکمه شوند.
یک بار هم که شده گزارشی بدهید که نشان دهد کدام فرضیه درست است: کودن هستند یا تعمد دارند.
دکتر محمد فاضلی
@flith
کودن هستند یا تعمد دارند؟
اولش باورم نشد، به خودم گفتم مثل برخی چیزهای دیگر کار فتوشاپی کردهاند که موجی درست کنند و بعد تکذیب میشود، اما نشد و واقعیت داشت. عکس دختربچهها از روی کتاب سوم ریاضی دبستان حذف شده و وزیر آپ هم دستور داده است موضوع بررسی شود، یعنی حذف صحت دارد.
نظام اداری مشکلات بسیار دارد اما یک خصیصه دارد که اینجا بهکار میآید: همه چیز تقریباً در جلسات بررسی و صورتجلسه میشود، تصمیمات مکتوب میشوند و میتوان هر تصمیمی را بر اساس صورتجلسات و نامههای اداری برآمده از آنها تا سرمنشأ پیگیری کرد. وزارت آپ از این جهت که برخی امور نظیر کتب درسی در آن بسیار حساس است، حتماً صورتجلسات و تصمیمگیران همه امور مربوط به کتب درسی در آن موجود است. بررسی صورتجلسات و نامهها پاسخ دادن به چند سؤال را ساده میکند:
یک. اولین در کدام جلسه، بر اساس کدام نامه و با ایده چه کسی/کسانی، مسألهای درباره جلد کتاب سوم ریاضی دبستان طرح شد؟
دو. ایدهای که درباره جلد کتاب سوم دبستان طرح شد چه بود؟ شبهه، سؤال یا مسأله چه بود؟ از چه زاویهای طرح شد؟ بر اساس گزارش، نظر، بررسی یا سلیقه چه کسی/کسانی بود؟
سه. شروع فرایند تصمیمگیری در چه سالی، تحت مدیریت چه کسی/کسانی، در چه جلساتی، با چه موافقان و چه مخالفانی، با چه هدفی بوده است؟
چهار. چه کسانی در جلسات، با چه استدلالهایی با مسأله حذف تصویر دختران موافقت یا مخالفت کردند؟ تأثیر اجتماعی و واکنش جامعه به این کار چگونه ارزیابی شد؟
پنج. آیا این کار اقدامی واحد و منفرد بوده است یا بخشی از بستهای سیاستی مبتنی بر نگاه خاصی به جنسیت، زنانگی و مردانگی است که قرار بوده درباره کلیه کتب اعمال شود؟
شش. چه کسی/کسانی باید در رسانه توضیح بدهند که ایدهشان درباره این اقدام چه بوده است؟ (شاید آنها توانستند جامعه را نسبت به درستی اقدامشان متقاعد کنند.) آنکه باید پاسخگو باشد کیست؟
هفت. حتی به شرط درستی این اقدام، آیا کسی درباره زمان انجام این کار و عواقب اجتماعی آن درست در زمان تحریم، بحران اقتصادی و نزول سرمایه اجتماعی دولت و نظام حکمرانی، فکر کرده یا هشدار داده بود؟
سخن آخر
سالهاست شاهد گفتارها و کردارهایی هستیم که قبلاً نوشتهام عین «انگشت کردن در چشم مردم» است؛ کارهایی که حداقل زیانشان انحراف کشور و مدیرانش از تمرکز بر اولویتهای مؤثر بر زندگی مردم به سمت حاشیهسازی، نابود کردن سرمایه اجتماعی و خدشه بر ذهنیت و آرامش مردم وارد کردن است.
این گونه گفتارها و کردارها اگر از سر کودنی و فقدان صلاحیت مدیر بودن است که پیشبینی عواقب آنها را برای مجریان ناممکن میسازد، این گونه آدمها باید کنار گذاشته شوند. اگر تعمدی دارند که نارضایتی درست کنند و سرمایه اجتماعی را تباه سازند، خب باید محاکمه شوند.
یک بار هم که شده گزارشی بدهید که نشان دهد کدام فرضیه درست است: کودن هستند یا تعمد دارند.
دکتر محمد فاضلی
@flith
👍1
☘☘☘
در باب رشوه !
وﻗﺘﯽ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﺷﺪ، ﺣﺴﯿﻦ ﺧﺎﻥ ﺑﻠﻮﭺ که از بزرگان شهر بود را دستگیر ﻭ بهمراه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان بلوچ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
حسین خان ﺑﻪ ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ، وزیر فرمانفرما ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﮕﻮ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ میدهم و بجای آن فقط ﭘﺴﺮ خردسالم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ و نمیرد.
ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وقتی پیشنهاد حسین خان را شنید ﮔﻔﺖ: من که ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ هستم نظم و ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺷﻮه ﻧﻤﯽﻓﺮﻭشم.
ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ جلوی پدر جان داد.
اتفاقا سال بعد ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
فرمانفرما ﺑﺮﺍﯼ شفای پسرش ۵۰۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ فرزندش ﺷﻔﺎ ﯾﺎﺑﺪ ﻭﻟﯽ سودی نبخشید ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ وی ﻫﻢ جلوی چشمان پدر جان داد.
ﺭﻭﺯﯼ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وزیرش ﺃﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ و ﮔﻔﺖ ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ در کار ﻧﯿﺴﺖ، ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩه ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ و گرسنه ای ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﺍﻃﻌﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺏ میﺷﺪ ﻭ زنده ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻥ، ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ، ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ و نظم ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ گوﺳﻔﻨﺪ ﺭﺷﻮه ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﻧﻤﯽﻓﺮﻭﺷﺪ...
نشو در حساب جهان سخت گیر
که هر سخت گیری بود سخت میر
تو با خلق آسان بگیر نیک بخت
که فردا نگیرد خدا بر تو سخت
#باستانی_پاریزی
@flith
در باب رشوه !
وﻗﺘﯽ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﺷﺪ، ﺣﺴﯿﻦ ﺧﺎﻥ ﺑﻠﻮﭺ که از بزرگان شهر بود را دستگیر ﻭ بهمراه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان بلوچ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
حسین خان ﺑﻪ ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ، وزیر فرمانفرما ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﮕﻮ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ میدهم و بجای آن فقط ﭘﺴﺮ خردسالم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ و نمیرد.
ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وقتی پیشنهاد حسین خان را شنید ﮔﻔﺖ: من که ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ هستم نظم و ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺷﻮه ﻧﻤﯽﻓﺮﻭشم.
ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ جلوی پدر جان داد.
اتفاقا سال بعد ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪ.
فرمانفرما ﺑﺮﺍﯼ شفای پسرش ۵۰۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ فرزندش ﺷﻔﺎ ﯾﺎﺑﺪ ﻭﻟﯽ سودی نبخشید ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ وی ﻫﻢ جلوی چشمان پدر جان داد.
ﺭﻭﺯﯼ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ وزیرش ﺃﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ و ﮔﻔﺖ ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ در کار ﻧﯿﺴﺖ، ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩه ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ و گرسنه ای ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﺍﻃﻌﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺏ میﺷﺪ ﻭ زنده ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻥ، ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ، ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ و نظم ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ گوﺳﻔﻨﺪ ﺭﺷﻮه ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎﯼ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﻧﻤﯽﻓﺮﻭﺷﺪ...
نشو در حساب جهان سخت گیر
که هر سخت گیری بود سخت میر
تو با خلق آسان بگیر نیک بخت
که فردا نگیرد خدا بر تو سخت
#باستانی_پاریزی
@flith
☘☘☘
گفت: دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدمهای دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد.
گفتم: اگر همه مردم دیوانه بودند ، تا حالا همدیگر رو خورده بودند.
گفت: نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم دیوانگان بودهاند. و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه(اگر فرضا پیدا شود) هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد.
دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@flith
گفت: دیوانگی شاخ و دم ندارد. وقتی آدم با آدمهای دیگر شباهت نداشته باشد، دیوانه محسوب میگردد.
گفتم: اگر همه مردم دیوانه بودند ، تا حالا همدیگر رو خورده بودند.
گفت: نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم دیوانگان بودهاند. و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه(اگر فرضا پیدا شود) هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد.
دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@flith