پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.14K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
☘☘☘
گزارش #نظرسنجی موسسه #گمان درباره «نگرش ایرانیان به دین» جهت اطلاع عموم منتشر شد.

چکیده یافته‌های نظرسنجی «نگرش ایرانیان به دین»

⁃ نظرسنجی «نگرش ایرانیان به دین» از تاریخ ۱۷ خرداد تا ۱ تیر ۱۳۹۹ به مدت ۱۵ روز انجام گرفت. در این نظرسنجی بیش از ۵۰ هزار پاسخ‌دهنده شرکت کردند و حدود ۹۰٪ پاسخ‌دهندگان ساکن ایران بوده‌اند. یافته‌های این گزارش، دیدگاه افراد باسواد بالای ۱۹ سال ساکن ایران (برابر با ٪۸۵ افراد بزرگسال در ایران) را بازتاب ‌می‌دهد و با سطح اطمینان ۹۵٪ و حاشیه خطای ۵٪ قابل تعمیم به این جمعیت است. این نظرسنجی تلاش کرده است تا نگرش ایرانیان را به دین و موضوعات مرتبط با آن، که در فضای جاری به دلیل محدودیت‌های موجود نمی‌تواند بطور علنی مورد پرسش قرار گیرد، به ‌طریقی روشمند اندازه‌گیری کرده و به ثبت برساند.

⁃ بر اساس نتایج این نظرسنجی، ۷۸٪ ایرانیان به خدا باور دارند. همچنین ۳۷٪ به مفهوم زندگی بعد از مرگ، ۳۰٪ به بهشت و جهنم، ۲۶٪ به جن و ۲۶٪ به ظهور منجی بشریت معتقد هستند. حدود ۲۰٪ از جامعه نیز به هیچ‌یک از این موارد اعتقاد ندارند.

⁃ نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد درحالیکه ۳۲٪ جامعه خود را «مسلمان شیعه» می‌دانند، ۹٪ خود را خداناباور (آتئیست)، ۸٪ معنویت‌گرا، ۷.۵٪ زرتشتی، ۷٪ ندانم‌گرا و ۴.۵٪ خود را مسلمان سنی معرفی می‌کنند. همچنین گرایش به عرفان‌گرایی (تصوف)، انسانیت‌گرایی، مسیحیت و بهائیت در کنار گرایشات دیگر در جامعه ایران حضور دارند. حدود ۲۲٪ جامعه نیز خود را نزدیک به هیچ یک از این گرایشات نمی‌دانند.

⁃ حدود نیمی از جامعه اظهار داشته‌اند که از دین‌داری به بی‌دینی رسیده‌اند. از سوی دیگر باورهای ۴۱٪ از افراد جامعه درباره دین یا بی‌دینی در دوران زندگی‌شان تغییر زیادی نداشته است. همچنین حدود ۶٪ جامعه از یک گرایش دینی به گرایش دینی دیگر تمایل پیدا کرده‌اند.

⁃ برطبق نتایج نظرسنجی، حدود ۶۰٪ جامعه اعلام کرده‌اند که نماز نمی‌خوانند. در مقابل حدود ۴۰٪ جامعه اظهار داشته‌اند که به تناوب مختلف نماز می‌خوانند و از این میزان، بیش از ۲۷٪ جامعه اعلام کرده‌اند که پنج بار در روز نماز می‌خوانند.

⁃ نتایج نظرسنجی نشان می‌دهد که حدود ۶۱٪ افراد جامعه در خانواده‌های «خداباور و مذهبی» و ۳۲٪ جامعه در خانواده‌های «خداباور اما غیرمذهبی» بزرگ شده‌اند. کمتر از ۳٪ جامعه در خانواده‌های «خداناباور» یا «ضدمذهبی» رشد کرده‌اند.

بر طبق نتایج این نظرسنجی، ۶۸٪ جامعه معتقدند که احکام دینی نباید معیار قانون‌گذاری قرار گیرد حتی اگر دینداران اکثریت مجلس را داشته باشند. در مقابل حدود ۱۵٪ جامعه معتقد است که قوانین باید در هر حال منطبق با احکام دینی باشند.

بر طبق نتایج این نظرسنجی ۷۱٪ جامعه معتقدند که نهادهای دینی باید خودشان هزینه‌هایشان را تامین کنند. از سوی دیگر ۱۰٪ معتقدند که نهادهای دینی همه مذاهب باید بتوانند کمک‌های دولتی دریافت کنند و ۳.۵٪ جامعه معتقدند که فقط نهادهای اسلامی باید از کمک‌های دولتی بهره‌مند شوند.

⁃ درباره تبلیغات دینی، ۴۱٪ جامعه معتقدند همه ادیان باید بتوانند دین‌شان را در عرصه عمومی تبلیغ کنند درحالیکه حدود ۵٪ جامعه این حق را فقط برای مسلمانان قائل هستند. در مقابل، ۴۲٪ جامعه ترجیح میدهند که تبلیغ تمامی ادیان در عرصه عمومی ممنوع باشد.

- بر طبق نتایج این نظرسنجی، ۵۷٪ جامعه با آموزش تعالیم و تکالیف دینی در مدارس به فرزندانشان مخالف هستند. با این وجود، حدود ۵۴٪ موافق هستند که فرزندانشان در مدرسه با باورهای ادیان مختلف آشنایی پیدا کنند.

نتایج نظرسنجی نشان می‌دهد بیش از ۷۳٪ جامعه مخالف حجاب اجباری هستند. در مقابل، حدود ۱۲٪ جامعه بر الزامی بودن رعایت حجاب (پوشش موی سر) در عرصه عمومی تاکید دارند. از سوی دیگر ۵۸٪ جامعه اساسا به حجاب اعتقاد ندارند.

⁃ حدود ۳۷٪ ایرانیان، با وجود محدودیت‌ها، بطور منظم یا گهگاه مشروبات الکلی می‌نوشند. از سوی دیگر ۵۵٪ جامعه اظهار داشتند که مشروبات الکلی نمی‌خورند. حدود ۸٪ جامعه هم به دلیل عدم امکان خرید آن (عدم دسترسی یا هزینه) مشروبات الکلی مصرف نمی‌کنند.

@flith
زکریای رازی در اواخر عمر به خاطر اعتقاداتش در دادگاه‌های مذهبی بارها محاکمه شد. اما نارحت کننده است که بدانید در این محاکمه‌ها آنقدر کتابهایش بر سرش کوبیده شد که بینایی خود را ازدست داد و نابینا از دنیا رفت!

میگویند شاگردانش به او گفتند حکیم شما بدتر از این را معالجه نمودی پس چرا خود را معالجه نمیکنید. در جواب حکیم گفت: بینا شوم که چه چیز را ببینم سیاهی جهل، قدرت فاسد و روزگار بد و سخت مردمان. گمان کنم همان کور باشم کمتر زجر میکشم

+ 5 شهریور روز بزرگداشت محمد بن زکریای رازی و روز داروساز گرامی باد

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
04 شهریور 1399
تنها ۳۲ درصد از ایرانیان خود را مسلمان شیعه می‌دانند.

گروه مطالعات افکار سنجی ایرانیان سطح اطمینان از نتایج این گزارش را ۹۵ درصد و قابل تعمیم به کل جمعیت ایران دانسته.

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیرمرد میگه: «با همون لودری که من سنگر می‌ساختم توی جبهه میان خونه‌هامون رو تخریب میکنن»

بنیادی که به نام “مستضعفان” ساخته شد حکم تخلیه برای ۳۰۰ خانه در #روستای_ابوالفضل را گرفته و پلیس به سمت معترضان مستضعف شلیک می‌کند. جمهوری اسلامی با فاصله روسیاه‌ترین حکومت تاریخ ایران است.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬🎼


در خواب کودکی پشت دری بسته بودم
تلاشم برای بازکردنش بی نتیجه ماند
در را برایم باز کردن
مادر را دیدم
زیبایی از یاد رفته در لابه لایه غبار زمانه را دیدم.

موسیقی : #torredelzilencio

سکانسی از فیلم (آینه) تارکوفسکی

#tarkovsky #themirror
#themirrormovie
#andrytarkovsky
#andreitarkovsky
#تارکوفسکی
#آندره_تارکوفسکی
#آینه_تارکوفسکی
➖➖➖➖➖
@flith
سلام بر خونهای به ناحق ریخته
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعی از جوانان ساکنان شهرستان بهبهان در جریان مراسم شب عاشورا که شب شنبه ۸ شهریور ۹۹ در منطقه اسلام‌آباد سنگبری بهبهان برگزار شد، یاد دوستان هم‌محله‌ای خود #فرزاد_انصاری_فر، #مهرداد_دشتی_نیا و #محمود_دشتی_نیا سه تن از کشته شدگان اعتراضات آبان ۹۸ را گرامی داشتند.


‏این جوانان در مقابل خانه‌‌ای سینه میزنند که ‎#فرزاد_انصاری در آن به دنیا آمده
می‌گویند: من و اشک و ناله، فرزادم بر نمی‌گردد، فرزادم برنمی‌گردد


‏اسلام‌آباد یکی از محروم‌ترین روستاهای خوزستان است و شغل بسیاری از جوانانش کارگری است. در خوزستان و مخصوصا بهبهان اما این جوانان به نترسی و شجاعت شهره‌اند.

جوانان اسلام‌آباد حالا در شب عاشورا به یاد جانباختگان ‎#اعتراضات_آبان؛ فرزاد انصاری، مهرداد و محمود دشتی‌نیا، سینه می‌زنند.


@flith
📚 شادروان "حبیب یغمائی" در خاطراتش گفته:
در دوره رضاشاه کبیر که عزا داری، سینه زنی، و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیربیرجند) گفته بود سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید، هم آب، هم مدرسه، هم سالن نمایش، همه چیز دارید. اینکه بعضی ها هنوز شکایت میکنند دیگر چه میخواهند؟

شوکت الملک گفته بود:
اینها برق نمی خواهند؛ اینها "محرم" میخواهند.
اینها مدرسه نمی خواهند، "روضه خوانی" میخواهند.
"کربلا" را به اینها بدهید، انگار همه چیز داده اید.

حبیب یغمائی متعلق به روستایی بود بنام "خور" و خیلی بآنجا عشق می ورزید.
در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هرکس و ناکسی ریش بخاک مالید و زانو زد.
مهمتر آنکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتابهای خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش اورا آنجا دفن کنند.
می دانید مردم "خور" با جنازه اش چه کردند؟
وقتی پیکر نحیف و رنج کشیده اش را با کاروانی متشکل از شاگردانش، دکتر اسلامی، دکتر باستانی پاریزی، دکتر زرین کوب، سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن به روستای خور رسید، همان کودکانی که در مدرسه "یغمائی" درس خوانده و یا می خواندند، و همان مردمانی که در درمانگاهش درد های خود و عزیزانشان را درمان کرده بودند چه که نکردند.
به فتوای روحانی همان روستا، دامنشان را پر از سنگ ریزه کردند تا جنازه این خدمتگذار صدیق به فرهنگ ایران را سنگباران کنند.
دردناک تر آنکه پس از دفن جنازه فرزندانش دوسه روزی در مقبره اش کشیک دادند مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند.

بدترین نوع بیسوادی، بیسوادی اجتماعی و سیاسی است.
نمی دانند که هزینه های زندگی مانند قیمت نان، مسکن، دارو، درمان و... همگی به تصمیمات سیاسی وابسته هستند.
برخی حتی به نادانی اجتماعی و سیاسی خود افتخار می کنند و می گویند : از سیاست بی زارند.
"برتولت برشت" می گوید: شهروندان نادان توجه ندارند که فحشا، اعتیاد، کودکان خیابانی، فساد و سایر بدبختی های اجتماعی نتیجه مستقیم بی توجهی به "سیاست" است.

شعر زیبای "روباه و زاغ" از سروده های مرحوم "حبیب یغمایی" است. روحش شاد

@flith
اقليتي كه از ساختار سياسي كشور دفاع مي كنند سه دسته هستند:
مفسدین، منتفعین و متعصبین

✍️جلال پورالعجل
مهم نیست ساختار سیاسی کشور را چه بنامیم، جمهوری اسلامی یا حکومت اسلامی، مهم این است که این ساختار هر چه هست جز هدر دادن سرمایه و ذخایر مادی و معنوی کشور و فقر و ناامیدی مردم دستاورد روشن و قابل دفاعی نداشته است. از نمایندگان مجلس گرفته تا سیاسیون، نخبگان، هنرمندان، دانشگاهیان، مردم عادی و حتی جانبازان و آزادگان هر یک به فراخور جایگاه و موقعیت اجتماعی خود به این مسئله اذعان میکنند. برخی آبروداری میکنند و با ایما و اشاره اظهار نظر میکنند و برخی دیگر بی پرده و آشکار. حال اینکه چرا آنهایی که باید بشنوند و چاره اندیشی کنند دست روی دست گذاشته اند خودش حکایتی است.

اقلیتی که از ساختار سیاسی کنونی کشور دفاع میکنند و همچنان بر اداره امور کشور به شیوه کنونی اصرار میورزند و در برابر هرگونه اصلاحات بنیادین مقاومت میکنند را میتوان به سه دسته تقسیم نمود:

1️⃣ مفسدین
دسته اول مفسدین اقتصادی هستند که از شرایط موجود حداکثر بهره را میبرند. ساختار سیاسی کنونی، ایران را تبدیل به "بهشت مفسدین" کرده است. در کجای دنیا میتوان با دلالی، قاچاق، احتکار، و رانت دولتی یک شبه صاحب ثروت افسانه ای شد؟ در کجای دنیا میتوان میلیاردها دلار ارز با نرخ دولتی گرفت و آنرا در بازار سیاه ارز تزریق کرد؟ در کجای دنیا میتوان وامهای میلیاردی گرفت و بازنگرداند؟ در کجای دنیا میتوان از دولت وام ارزی بدون بهره گرفت و سپس آنرا در بانکهای دولتی سپرده گذاری کرد و سودش را از همان دولت گرفت؟ در کجای دنیا میتوان همزمان هم مدیر بخش دولتی بود و هم در بخش خصوصی همسو فعالیت داشت؟ در کجای دنیا میتوان براحتی از زیر بار مالیات فرار کرد؟ در کجای دنیا میتوان مؤسسه مالی بدون مجوز تأسیس کرد و هزاران میلیارد تومان اختلاس کرد و ضرر این مؤسسات و طلب مالباختگان را از خزانه دولت یا همان جیب مردم پرداخت نمودند؟ چه جایی بهتر از ایران؟ تأسف بارتر و دردناکتر از همه این است که این اقلیت فاسد نه با تشویش و نگرانی بلکه با طیب خاطر و خیالی آسوده چنین خیانتی را مرتکب میشوند!
لازم به ذکر است که فساد صرفاً اقتصادی نیست بلکه ابعاد دیگری هم دارد که بُعد دیگر آن فساد سیاسی است. کسانی که با چابلوسی، توانسته اند بدون داشتن تخصص، تجربه، و شایستگی لازم در کوتاهترین زمان بر اریکه قدرت تکیه بزنند باید از چنین ساختار معیوبی دفاع کنند.

2️⃣ منتفعین
دسته دوم افرادی هستند که ذاتاً افراد فاسدی نیستند بلکه بعضاً متشرع و مؤمنند ولیکن موجودیت آنها با نظام گره خورده است. آنها خارج از ساختار سیاسی کنونی از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار نیستند. در واقع از قبال همین ساختار است که امرار معاش میکنند. پس برای بقای خودشان هم که شده چاره ای ندارند جز اینکه از این ساختار دفاع کنند.

3️⃣ متعصبین
دسته سوم افراد مؤمن و سلیم النفسی هستند که نه تنها بهره ای دنیوی از نظام و انقلاب نبرده اند بلکه بعضاً هزینه هم داده اند. این افراد به خاطر تعصب دینی و تعلق خاطری که به آرمانهای انقلاب دارند نمیتوانند بپذیرند و باور کنند که عامل نابسامانی کنونی، ناکارآمدی ساختار سیاسی بیمارگونه کنونی است. این دسته نه تنها به مشکلات کشور به خوبی واقفند، بلکه با آن دست و پنجه نرم میکنند و از نابسامامی موجود رنج میبرند. با این وجود، نظام حاکم را فارغ از هرگونه نقصان و اشتباه میپندارند و قویاً بر این باورند که مشکلات و نابسامانی کشور یا ناشی از سوء مدیریت است و یا ناشی از توطئه دشمنان داخلی و خارجی. به همین خاطر همچنان به نظام وفادارند و حتی حاضرند شرایط بدتر از این را هم تحمل کنند. تعصب آنها هرگز به آنها اجازه نمیدهد که واقعیات جامعه را بپذیرند. تغییر نگرش این دسته بسیار سخت بلکه غیرممکن به نظر میرسد.

در مقابل سه دسته فوق، بخش عظیمی از جامعه قرار دارند که قویاً بر این باورند که اداره امور کشور به شیوه کنونی، ایران را به تباهی و ویرانی و فروپاشی اجتماعی کامل سوق خواهد داد. به همین جهت هر یک به نحوی تلاش میکنند تا جلوی این سیر قهقرایی را بگیرند و تصمیم گیران و صاحب قدرت را متقاعد و مجاب نمایند که دست از یک دندگی برداشته و به خواست آحاد ملت تمکین نمایند و در جهت اصلاح ساختار سیاسی و قانون اساسی گام بردارند.

متأسفانه برخی از روی دلسوزی اظهار میکنند که در شرایط نابسامان کنونی شاید تغییر ساختار سیاسی کشور به مصلحت نباشد، غافل از اینکه شرایط نابسامان کنونی زائیده همین ساختار معیوب و مفسده خیز است. ما در سراشیب سقوط قرار گرفته ایم که هر چه تعلل کنیم، شرایط بغرنج تر و امکان نجات و انجام اصلاحات مشکلتر میشود. درنگ نمودن و تعلل ورزیدن نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه فرصتهای باقی مانده را هم میسوزاند. خدا کند خیلی دیر نشود.

@flith
👍1
☘☘☘
تورم؛ دزدی از طبقات پایین

نظام بهرامی کمیل

در سال ۱۳۹۲ بانک‌جهانی در گزارش خود با بررسی متوسط نرخ تورم در ۱۳۳ کشور طی سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ اعلام کرده بود؛ ایران با تورم ۲۳ درصدی پس از بلاروس، سودان جنوبی و اتیوپی در رتبه چهارم جهان قرار گرفته است.
امروز و در سال ۱۳۹۹ مرکز آمار اعلام کرد؛ ایران همچنان رتبه چهارمین میزان تورم در جهان را به خود اختصاص داده است.

البته در این سالها کشورهای مختلفی در جایگاه هشت کشور نخست تورم زده جهان قرار داشته اند. از ونزوئلا و آنگولا گرفته تا آرژانتین و نیکاراگوا آمدند و رفتند؛ اما متاسفانه تقریباً در سی سال گذشته ایران همیشه در این لیست سیاه قرار داشته است. از شعارها که بگذریم؛ تورم بهترین شاخص عملکرد دولتها و حکومتهاست.

اقتصاددانان، تورم را نوعی مالیات یا دزدی از جیب طبقات پایین میدانند. از عوارض اقتصادی تورم که بگذریم؛ تورم عامل اصلی آسیبهای اجتماعی؛ انحطاط اخلاقی و بیماریهای روانی مانند افسردگی است. مردم ایران با دیدن تورم و رشد شدید قیمتها در یک آه و حسرت دایمی سی ساله قرار دارند.

تقریباً اکثر ایرانیان دچار حرص و حسرت و افسردگی مزمن شده اند. آنها هر سال قیمتها را با سال قبل مقایسه میکنند و اگر از اعضای طبقه متوسط به بالا باشند میگویند: "اگر فلان چیز را خریده بودیم الان چقدر سود کرده بودیم!! حیف شد." اگر هم از افراد طبقات پایین باشند با دیدن رشد افسار گسیخته قیمتها خواهند گفت؛ "دیگه عمراً بتونیم تا آخر عمر صاحب فلان چیز شویم و فلان کار را انجام دهیم!! بر پدرشون لعنت."

تورم سه دهه گذشته ایران باعث شده که تمام ایرانیان حتی میلیاردهای ایرانی هم احساس امنیت و آرامش نداشته باشند و همیشه نگران فردا باشند. سی سال است که همه ما به جای زندگی در امروز، نگران وضعیت قیمتها در فردا بوده ایم. به جای گپ زدن با هم و سخن گفتن از حالِ دلمان؛ از قیمت موبایل و سکه و دلار و خودرو و زمین و...حرف زده ایم. در نکبتی گرفتار شده ایم که خداوند تا کنون دچار کمتر قومی کرده است. فرقی نمیکند که صورتِ افراد داخل اتوبوس و مترو را نگاه میکنید یا تماشاگر قیافه صاحبان ویلاهای لواسان و رانندگان اتومبیلهای میلیاردی هستید؛ در چشمان هیچکدام آرامش و بر لبهای هیچکدام لبخند شادی نمیبینید.

تورم جیب فقرا و فکر و ذهن اغنیاء را همزمان خالی میکند. در روزگار تورمی؛ بزرگترین دلخوشی اکثر ما این است که؛
"از ما بدبخت تر هم خیلی هست."

@flith
استوری ارژنگ امیرفضلی در واکنش به صحبت های رئیس بانک مرکزی :)))

@flith
☘☘☘
در بسیاری از نظام‌های خودکامه ، دولت روی تحریک مردم علیه یکدیگر حساب می ‌کند ، یعنی از جمعیت به عنوان خبرچین استفاده کرده است تا نگذارند همتایانشان دست از پا خطا کنند. این وسیله ‌ای اسراف ‌کارانه و بی ‌ثمر برای کنترل است.

مقادیر زیادی وقت صرف فعالیت ‌های نظارتی می ‌شود و جمعیتی که در ترس دائم به سر می ‌برد و به دوستان و خویشاوندان اعتماد ندارد همیشه در سطح زیر استاندارد عمل می ‌کند.

کلان داده همهٔ مزایای دولت نظارتی قدیم را -با جنبه‌ های منفی خیلی کمتر - به «برادر بزرگ» می ‌دهد.

#براین_کلگ
کتاب: کلان‌ داده‌ها (چگونه انقلاب اطلاعاتی زندگی ما را دگرگون می‌کند)
ترجمه: پری آزرم‌وند

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اکرم منفرد اولین زن خلبان ایرانی است. او هم اکنون 66 ساله است و در سوئد زندگی می کند؛ منفرد اولین خلبان جت زن ایران در فرودگاه نظامی قلعه مرغی بود.

@flith
👍1
☘☘☘
چرا سوسیالیسم محکوم به شکست است؟

سوسیالیسم نه در تئوری و نه در عمل، کارآ نیست. سوسیالیسم شکست می‌خورد؛ چرا که انسان جایزالخطا باید از حد و مرز دانش و توانایی خود آگاه باشد. اقتصاد‌ها به قدری پیچیده‌اند که هیچ کنترل مرکزی قادر به مهار و در بر گرفتن آنها نیست، بلکه تنها در سایه‌ هماهنگی نامتمرکز ایجاد شده توسط بازار‌ها است که اقتصاد می‌تواند به خوبی عمل کند. سوسیالیسم به معنای مالکیت عمومی ابزارهای تولید است یعنی «مردم» مالک سرمایه شده و «بازارها و تولید برای مبادله» با «برنامه‌ریزی اقتصادی و تولید برای مصرف» جایگزین شوند. به جای اینکه مالکان خصوصی سرمایه به استثمار کار و هدر دادن منابع بپردازند، مالکیت عمومی این امکان را به «مردم» خواهد داد که چه چیز، چگونه تولید شود و بدین ترتیب بهره‌وری و ثروت بیشتری عاید ایشان گردد.

هنگامی که دولت‌ها بازارها را با در اختیار گرفتن صنایع از بین بردند این مشکل که چه چیزی باید تولید شود بزرگ‌ترین مشکل بود. فرض کنید دولت بازار کفش را از بین ببرد و آنها را مجانی در اختیار شهروندان قرار دهد. در این صورت دولت چگونه باید بفهمد که مردم چه نوع کفشی می‌خواهند؟ چه مدلی؟ چه رنگی؟ چه‌ اندازه‌ای؟ با استناد به دیگر صنایعی که دولت در اختیار گرفته (مانند آموزش) به این نتیجه می‌رسیم که دولت به تولید انواع محدودی کفش خواهد پرداخت که همگی شکل و شمایلی یکسان خواهند داشت، بدون اینکه توجهی به خواسته‌های مصرف‌کنندگان شود؛ چرا که دولت بیشتر به انگیزه‌های سیاسی توجه خواهد کرد تا خواسته‌های مصرف‌کنندگان. در بازار واقعی کفش که امروزه وجود دارد، رقابت، قیمت‌ها، سودها و زیان‌ها اطلاعات لازم را برای تولید نوع، رنگ و اندازه‌ کفش‌هایی که مصرف‌کنندگان خواهان آنها هستند در اختیار تولید‌کنندگان می‌گذارد، به طوری که انواع متنوعی از کفش با اندازه، رنگ و اشکال مختلف تولید می‌شوند.

آیا دولت هیچ‌گاه می‌توانست بفهمد که روزی مردم تمایل به خرید کفش‌های دوخته شده از پوست کرکدیل خواهند داشت؟ و اگر می‌توانست بفهمد چگونه روزی می‌توانست عدم تمایل مردم به خرید آنها را - همچنان که اتفاق افتاد - بفهمد و دست از تولید آنها بردارد?مشکل بنیادی تر «چگونگی» تولید بود فرض کنید که یک دولت سوسیالیست می‌داند که باید پلی را بر روی یک رودخانه احداث کند این پل را باید از چه چیزی بسازند؟ آجر، چوب، فولاد یا پلاتین؟ فرض کنید هر چهار مورد فوق از لحاظ تکنولوژیک امکان‌پذیر باشد: کدام یک از این چهار روش، بهره‌ور‌ترین استفاده از منابع را ایجاب می‌کند؟ در غیاب قیمت‌های بازار هیچ راهی برای فهمیدن این مساله وجود ندارد. استفاده از پلاتین برای ساختن پل حماقت است؛ چرا که از «قیمت» آن در بازار آگاهیم و می‌دانیم که پلاتین استفاده‌های خیلی بهتری در ابعاد کوچک‌تر دارد. کارآفرینها در اقتصاد سرمایه‌داری می‌توانند با استفاده از قیمت‌های بازار تخمینی از هزینه‌های تولید داشته باشند و با استفاده از سود‌ها و زیان‌ها تصمیم بگیرند که چه چیزی را چگونه تولید کنند.

مشکلی که سوسیالیست‌ها هیچ گاه نتوانستند با آن کنار آیند این بود که کالاهای سرمایه ای (عوامل تولید)، نه یک کاربرد منحصر بفرد دارند و نه به گونه ای همگن هستند که قابل استفاده در تولید بی‌نهایت کالای مختلف باشند. کالاهای سرمایه‌ای تنها در چند مورد خاص استفاده دارند و چالش بنیادی بهره‌وری اقتصادی و تولید ثروت در این است که عقلایی‌ترین استفاده برای آنها را کشف کند. در یک اقتصاد بازار، این کالاها می‌توانند در بازار مبادله شوند، قیمت‌ها به وجود می‌آیند و این امکان را فراهم می‌آورند که ارزش اقتصادی کالاها را بتوان مقایسه کرد و سود و زیان را محاسبه نمود. وقتی ما به خرید و فروش می‌پردازیم، در ضمن مبادله دانش خود در مورد این کالاها را نیز با ارزش‌گذاری که بر روی آنها انجام می‌دهیم در اختیار دیگران می‌گذاریم تا با مشاهده‌ تغییرات قیمت‌ها از ارزش کالاها مطلع گردند. وقتی دولت‌ها رقابت را با ملی کردن عوامل تولید از بین می‌برند، در ضمن این کار امکان کشف راه‌های جدیدتر و بهتر انجام امور را نیز از بین می‌برند.

فقط کافی است فکر کنیم که چگونه ویکیپدیا از جمع شدن ذره ذره‌ دانش نامتمرکز افراد با میلیون‌ها کاربر و میلیون‌ها ویراستار بدون داشتن یک برنامه‌ریزی متمرکز به وجود آمده است تا بفهمیم چرا برنامه‌ریزی متمرکز در سیستم‌های پیچیده با بار زیاد اطلاعات مانند اقتصاد شکست می‌خورد. هیچ فرد یا گروهی نمی‌توانست ویکی پدیا را به وجود آورد یا آن را اینگونه به روز نگاه دارد. بازارها، مانند اینترنت، اکوسیستم‌های دانش اند که بر پایه رقابت شکل گرفته و رونق می‌یابند. بدون رقابت هیچ‌گاه نمی‌توانیم بفهمیم که مردم چه می‌خواهند و این کالاها چگونه باید تولید شوند

استیون هورویتز/ ترجمه: حسن افروزی

@flith
👍1