علی مطهری : مایه سرشکستگی برای جمهوری اسلامی است که آمریکا به رفتار چین در اردوگاههای اجباری همراه با شکنجه مسلمانان منطقه سین کیانگ برای محو کامل فرهنگ اسلامی از آن منطقه اعتراض میکند اما ایران به خاطر نیاز اقتصادی مهر سکوت بر لب زده است. مسلمان چینی فرقی با مسلمان یمنی یا فلسطینی ندارد.
@flith
@flith
رئیس یک کشوری با روزانه ۲۰۰ کشتهی کرونایی، در تماس تلفنی با رئیس جمهور کشوری با روزانه ۴ کشتهی کرونایی، گفته آماده انتقال تجربیاتمون به شما برای مقابله با کرونا هستیم!
زیبا نیست؟!
@flith
زیبا نیست؟!
@flith
☘☘☘
جامعه ایران وضعیت ناگواری را تجربه میکند
امانالله قراییمقدم
۱۳ میلیون مجرد در کشور داریم، مردم به طور کاملا محسوسی عصبی شدهاند، طبقه متوسط به قشر ضعیف تبدیل شدهاند
اساسا اقتصاد را باید زیربنای هر جامعهای بدانیم. در واقع وقتی اقتصاد به خطر میافتد، نیازهای اصلی اعم از گرسنگی، تشنگی، مسکن و... تحتتاثیر قرار میگیرد.
تا وقتی که این نیازها ارضا نشوند، هیچ نیاز دیگری خودنمایی نمیکند و وابستگی اجتماعی، دوست داشتنِ مردم، قدر و منزلت و... در حاشیه قرار میگیرند.
متاسفانه جامعه ایران وضعیت ناگواری را تجربه میکند. به عنوان مثال مشکلات اقتصادی مقوله ازدواج را سختتر از سخت کرده است. هماکنون حدودا ۱۳ میلیون مجرد داریم که از سن ازدواجشان گذشته است که این امر آرامش روحی و روانی را تهدید کرده و مردم به طور کاملا محسوسی عصبی شدهاند.
این نابسامانیها در حالی دنیای مردم را تیره و تار کرده است که سوءمدیریت سهم و نقش اصلی را در به وجود آمدن این شرایط دارد. یعنی کسانی که بر اساس تخصص و آگاهی انتخاب نشدهاند، هم کارشان را بلد نیستند و هم به راحتی به خودشان اجازه سوءاستفادههای آنچنانی میدهند.
در نتیجه بیعرضگی مدیران به جای توجه به تولید، کالاها را از کشورهای دیگر وارد میکنند. مثلا با خریدن بولدوزر و کمباین از چین، شرکت بزرگ و با عظمت هپکو به ورطه تعطیلی میافتد. این ندانمکاریها در شرایطی است که «بنیامین هگن» اینطور میگوید؛ بدبختانه هیچ سازمانی نمیتواند در زمینه توسعه رشد اقتصادی و فرهنگی موثر باشد، مگر مردانی کار را اداره کنند که بدانند باید کارها را با چه روشی به سرانجام برسانند.
این روزها دادگاه آقای طبری ورد زبان همه است. مردم میگویند، وقتی یک مدیری ۲۰ سال تمام هر کاری که دلش میخواست را انجام داده است، مسئول ردهبالاتر باید بگوید از این مساله خبر داشته یا نه؟ اگر به خطاها آگاه بود که شریک جرم میشود و اگر اظهار بیاطلاعی کند، باید به او گفت چطور مدیری هستی که نفر زیر دستی شما نزدیک به ۲۰ سال سوءاستفاده کرده و شما مطلع نشدهاید؟
مردم وقتی میبینند، مسئولی یک چمدان سکه برای خودش برداشته است و در اطرافیان خود تعداد زیادی بیکار سراغ دارند، چطور میتوانند به دستاندرکاران اعتماد کنند و اصلا چطور میتوانند در این کشور با آرامش زندگی کنند؟
مردم به طور کاملا محسوسی عصبی شدهاند، سهم عوامل درونزا در نابسامانیها از تحریم بیشتر است، تا وقتی مدیران بر اساس تجربه و تخصص و شایستگی انتخاب نشوند «چه کنم»های مردم تمام نمیشود
در طی این چند سال طبقه متوسط به قشر ضعیف تبدیل شدهاند و گسترش فقر شدت یافته است.
صاحبنظران، قرن بیستویکم را قرن مدیران میدانند و چون در کشور ما، مدیران معمولا بر اساس رابطه انتخاب میشوند، «چهکنم»های مردم تمامی نخواهند داشت. ژاپن در آسیا و دانمارک در اروپا به لحاظ بهرهبرداری از منابع طبیعی فقیرترین کشورها هستند، اما چون مدیران را بر اساس تجربه، تخصص و شایستگی انتخاب میکنند به عنوان کشورهایی توسعهیافته و پیشرفته شناخته میشوند.
@flith
جامعه ایران وضعیت ناگواری را تجربه میکند
امانالله قراییمقدم
۱۳ میلیون مجرد در کشور داریم، مردم به طور کاملا محسوسی عصبی شدهاند، طبقه متوسط به قشر ضعیف تبدیل شدهاند
اساسا اقتصاد را باید زیربنای هر جامعهای بدانیم. در واقع وقتی اقتصاد به خطر میافتد، نیازهای اصلی اعم از گرسنگی، تشنگی، مسکن و... تحتتاثیر قرار میگیرد.
تا وقتی که این نیازها ارضا نشوند، هیچ نیاز دیگری خودنمایی نمیکند و وابستگی اجتماعی، دوست داشتنِ مردم، قدر و منزلت و... در حاشیه قرار میگیرند.
متاسفانه جامعه ایران وضعیت ناگواری را تجربه میکند. به عنوان مثال مشکلات اقتصادی مقوله ازدواج را سختتر از سخت کرده است. هماکنون حدودا ۱۳ میلیون مجرد داریم که از سن ازدواجشان گذشته است که این امر آرامش روحی و روانی را تهدید کرده و مردم به طور کاملا محسوسی عصبی شدهاند.
این نابسامانیها در حالی دنیای مردم را تیره و تار کرده است که سوءمدیریت سهم و نقش اصلی را در به وجود آمدن این شرایط دارد. یعنی کسانی که بر اساس تخصص و آگاهی انتخاب نشدهاند، هم کارشان را بلد نیستند و هم به راحتی به خودشان اجازه سوءاستفادههای آنچنانی میدهند.
در نتیجه بیعرضگی مدیران به جای توجه به تولید، کالاها را از کشورهای دیگر وارد میکنند. مثلا با خریدن بولدوزر و کمباین از چین، شرکت بزرگ و با عظمت هپکو به ورطه تعطیلی میافتد. این ندانمکاریها در شرایطی است که «بنیامین هگن» اینطور میگوید؛ بدبختانه هیچ سازمانی نمیتواند در زمینه توسعه رشد اقتصادی و فرهنگی موثر باشد، مگر مردانی کار را اداره کنند که بدانند باید کارها را با چه روشی به سرانجام برسانند.
این روزها دادگاه آقای طبری ورد زبان همه است. مردم میگویند، وقتی یک مدیری ۲۰ سال تمام هر کاری که دلش میخواست را انجام داده است، مسئول ردهبالاتر باید بگوید از این مساله خبر داشته یا نه؟ اگر به خطاها آگاه بود که شریک جرم میشود و اگر اظهار بیاطلاعی کند، باید به او گفت چطور مدیری هستی که نفر زیر دستی شما نزدیک به ۲۰ سال سوءاستفاده کرده و شما مطلع نشدهاید؟
مردم وقتی میبینند، مسئولی یک چمدان سکه برای خودش برداشته است و در اطرافیان خود تعداد زیادی بیکار سراغ دارند، چطور میتوانند به دستاندرکاران اعتماد کنند و اصلا چطور میتوانند در این کشور با آرامش زندگی کنند؟
مردم به طور کاملا محسوسی عصبی شدهاند، سهم عوامل درونزا در نابسامانیها از تحریم بیشتر است، تا وقتی مدیران بر اساس تجربه و تخصص و شایستگی انتخاب نشوند «چه کنم»های مردم تمام نمیشود
در طی این چند سال طبقه متوسط به قشر ضعیف تبدیل شدهاند و گسترش فقر شدت یافته است.
صاحبنظران، قرن بیستویکم را قرن مدیران میدانند و چون در کشور ما، مدیران معمولا بر اساس رابطه انتخاب میشوند، «چهکنم»های مردم تمامی نخواهند داشت. ژاپن در آسیا و دانمارک در اروپا به لحاظ بهرهبرداری از منابع طبیعی فقیرترین کشورها هستند، اما چون مدیران را بر اساس تجربه، تخصص و شایستگی انتخاب میکنند به عنوان کشورهایی توسعهیافته و پیشرفته شناخته میشوند.
@flith
☘☘☘
این اشک خشک... آری مانده است پشت مردمکانم، چیزی چون ابرهایی در قفس پشت پردههای چشم. دیری است دیرگاهه ـ زمانی است که نه میبارد و نه میشکند نه میبارم و نه پایان میگیرم. ابر شدهام. از آن ابرهای خشکِ آسمانهای کویر. خشک و عبوس و عبث. نه گذر میکنم از خود و نه از این آسمان... و نمیدانم خود که چشمانم به چه رنگ و حال در آمدهاند.
برمیخیزم یا مینشینم نمیدانم! راه میروم یا ایستادهام مبهوت یا خود نمیدانم در کدام کوی ـ برزن خیابان یا پیادهرو هستم. دیگر نمیدانم هیچ نمیدانم. میخواهم به یاد بیاورم و چه چیز را باید به یاد بیاورم. خود نمیدانم! نمیدانم نمیدانم نمیدانم...
سلوک / #محمود_دولت_آبادی / نشر #چشمه
• داستانی بس زیبا، پیچیده و ادبی؛ ماجرای عشق و نفرت؛ کتابی که باید آرام خواند و طعم تکتک واژگان آن را حس کرد.
@flith
این اشک خشک... آری مانده است پشت مردمکانم، چیزی چون ابرهایی در قفس پشت پردههای چشم. دیری است دیرگاهه ـ زمانی است که نه میبارد و نه میشکند نه میبارم و نه پایان میگیرم. ابر شدهام. از آن ابرهای خشکِ آسمانهای کویر. خشک و عبوس و عبث. نه گذر میکنم از خود و نه از این آسمان... و نمیدانم خود که چشمانم به چه رنگ و حال در آمدهاند.
برمیخیزم یا مینشینم نمیدانم! راه میروم یا ایستادهام مبهوت یا خود نمیدانم در کدام کوی ـ برزن خیابان یا پیادهرو هستم. دیگر نمیدانم هیچ نمیدانم. میخواهم به یاد بیاورم و چه چیز را باید به یاد بیاورم. خود نمیدانم! نمیدانم نمیدانم نمیدانم...
سلوک / #محمود_دولت_آبادی / نشر #چشمه
• داستانی بس زیبا، پیچیده و ادبی؛ ماجرای عشق و نفرت؛ کتابی که باید آرام خواند و طعم تکتک واژگان آن را حس کرد.
@flith
☘☘☘
درجامعه ی فاقد آزادی، انسان ها در استبداد به دنیا می آیند، در استبداد می زيند و در استبداد می میرند. زمانی که جامعه بسته است و انسان ها فرصت دیدن واقعیتی دیگر، جز حیات انباشته از دیکتاتوری که آنها را احاطه کرده است، ندارند، هرگز حتی فرصت زیر سوال بردن بقای آغشته به استبداد خویش را نخواهند داشت، نتیجه اینکه درجهل مرکب می مانند و می میرند. چگونه می توان از انسانی که مقصد آزادی را نمی شناسد بخواهیم در مسیر آن حرکت کند. انسان ها باید فرصت شناخت پدیده ای را داشته باشند تا بتوانند خواهان و خواستار آن باشند.
اگر مبتلا به یک بیماری باشیم که ندانيم درمان دارد به دنبال درمان آن هم نخواهیم رفت. تا ندانیم آزادی هست و آزادی چیست، امکانی برای جستجو کردن و یافتن آن نخواهیم داشت. آزادی، گنجی است که باید از وجود آن خبر داشت تا به سراغش رفت، رنج های اکتشاف را بر خود هموار کرد و سرانجام به ثروت ابدی آن دست یافت
#کورش_عرفانی
#آزادی_انسان_ایرانی
@flith
درجامعه ی فاقد آزادی، انسان ها در استبداد به دنیا می آیند، در استبداد می زيند و در استبداد می میرند. زمانی که جامعه بسته است و انسان ها فرصت دیدن واقعیتی دیگر، جز حیات انباشته از دیکتاتوری که آنها را احاطه کرده است، ندارند، هرگز حتی فرصت زیر سوال بردن بقای آغشته به استبداد خویش را نخواهند داشت، نتیجه اینکه درجهل مرکب می مانند و می میرند. چگونه می توان از انسانی که مقصد آزادی را نمی شناسد بخواهیم در مسیر آن حرکت کند. انسان ها باید فرصت شناخت پدیده ای را داشته باشند تا بتوانند خواهان و خواستار آن باشند.
اگر مبتلا به یک بیماری باشیم که ندانيم درمان دارد به دنبال درمان آن هم نخواهیم رفت. تا ندانیم آزادی هست و آزادی چیست، امکانی برای جستجو کردن و یافتن آن نخواهیم داشت. آزادی، گنجی است که باید از وجود آن خبر داشت تا به سراغش رفت، رنج های اکتشاف را بر خود هموار کرد و سرانجام به ثروت ابدی آن دست یافت
#کورش_عرفانی
#آزادی_انسان_ایرانی
@flith
.
*مداحان «سوپر برند»*
صنعت عزاداری محرم یکی از صنایع مذهبی است که در حدو اندازههای خود گردش مالی بالایی دارد؛ تنها دستمزد «مداحان» در دو ماه محرم و صفر گویای این واقعیت است که با تعطیلی عزاداری محرم ضربه شدیدی به چرخش مالی دستاندرکاران آن، بهخصوص مداحها وارد خواهد شد.
مسئله دستمزد مداحها سالهاست که مطرح است و همچنان بخشهای زیادی از آن ناگفته باقی مانده است.
درآمد مداحان متناسب با تورم٬ طی این سالها افزایش فراوانی پیدا کرده است.
مداحان «سوپر برند» تا «روضهای» صد میلیون تومان نیز دریافتی دارد.
آنها درست مانند یک خواننده معروف٬ مدیر برنامه دارند، و تنظیم زمان و مکان روضههایشان تفاوتی با تنظیم برنامههای کنسرت خوانندههای معروف ندارد.
مدیربرنامهها عموما قرارداردهایی را با صاحبان هیئتها تنظیم میکنند که فقط یکی از مفاد آن «حق القدم» مداح است.
*در سال ۹۶ جواد مقدم٬ یکی از مداحان سوپر برند برای ده شب روضه خوانی در هئیت غریب مدینه بابل یک میلیارد تومان دریافت کرد؛ به علاوه یک ویلای هفتصد میلیون تومانی که به عنوان صله به او داده شده بود.*
در بندهای دیگر این قراردادها مسائلی ماننده «هیئت همراه» یا «پامنبری»ها مورد توافق قرار میگیرند.
مداحان برند بین ده تا چهل پامنبری اختصاصی دارند که باید در تمامی روضه خوانیهایشان حضور داشته باشند٬ حتی اگر جلسه روضهخوانی در شهری دیگر برگزار شود؛
این پامنبریها نیز از صاحب هیئت در قبال «گرم کردن روضه» حقالقدم دریافت میکنند. حقالقدم پامنبریها معمولا کسری از حقالقدم مداح است و گاه تا ده درصد آن نیز میرسد.
نحوه پذیرایی و شام هیئت نیز از جمله مواردی است که باید مورد توافق قرار گیرد٬ یک مداح سوپر برند در هر هیئتی روضه نمیخواند و نمیشود با هر غذایی از پامنبریها و هواداران خاص او پذیرایی کرد.!!
بند دیگر قرارداد مربوط به سیستم صوتی است٬ مداحان سوپر برند معمولا تقاضای سیستمهای صوتی حرفهای دارند که قیمت آنها سر به فلک میکشد و کرایه آن تا شبی پنجاه میلیون میشود.
همچنین نحوه اطلاع رسانی در مورد جلسه روضه خوانی نیز از مفاد قرار دادهاست.
صاحبان هیئتها در توافق با مدیران برنامه مداحان موظف میشوند تا تعدادی بنر با اندازه مشخص شده در قرارداد را در نقاط مختلف شهر نصب کنند تا مخاطبان هر مداح راحتتر بتوانند از زمان و مکان برپایی جلسه روضه آگاهی پیدا کنند.
گروه فیلم برداری٬ دکور هیئت و غیره از جمله مفاد قرار داد است که در برخی موارد قیمتی برابر با صدها میلیون تومان پیدا میکند.
در صورت دعوت مداح برای روضه خوانی در شهر یا شهرستانی دیگر هزینههای سفر٬ اقامت و پذیرایی ویژه از او و هیئت همراهش نیز به تمامی این مخارج اضافه میشود.
*عزاداری هزار میلیاردی*
گردش مالی عزاداری محرم محدود به درآمد مداحان نیست؛ این بازار ظرفیتهای بیشتری دارد تا جایی که محمدحسین بلک٬ مدیرکل تبلیغات اسلامی٬ در این رابطه به ایسنا گفت که گردش مالی هیاتهای مذهبی در دهه محرم افزون بر ۱۰۰۰ میلیارد تومان است.
🔹 بنا بر اعلام سازمان تبلیغات اسلامی در کل ایران حدود ۱۰۰ هزار هیئت ثبت شده وجود دارد و تنها در شهر تهران ۱۹ هزار و ۲۹۴ هیات با ۶ هزار و ۷۱۵ مداح در دهه محرم فعال هستند؛ این در حالی است که تعداد هیئتهای خانگی و ثبت نشده بارها بیشتر از این است.
هر هیئت دست کم ۱۰ شب در محرم برنامه دارد و برای هر شب برنامه پذیرایی چای، شربت و یک وعده غذا حداقل پذیرایی هیئت است.
وب سایت اقتصاد آنلاین سال گذشته با برآوردی حدودی نوشت که برای تهیه غذای هر صد نفر بین یک میلیون و دویست هزار تا دومیلیون تومان هزینه میشود.
وب سایت تابناک نیز در همین رابطه خبر داد که ایرانیها سال گذشته معادل ۱۲ هزار میلیارد تومان برای طبخ غذای نذری هزینه کردهاند.
هیئت عزاداری علاوه بر هزینههای پخت غذای نذری و مداحی، هزینههای دیگری نیز دارد؛ مانند اجاق گاز، سیستم صوتی، ظروف یکبار مصرف٫ موتور برق و … همگی جزئی از هزینههای هیئتهای عزاداری را تشکیل میدهند.
با این حال مشتقات این بازار فراوانتر از اینهاست. از کار و کاسبی پر رونق تهیه و فروش پوشاک ویژه محرم گرفته تا بازار داغ فروش پر شترمرغ و علم و کتل ساخته و پرداخته بازار اصفهانیها.
🔸 بازار محرم اما فقط تولیدکنندگان داخلی را به خود مشغول نکرده است، *چینیها چند سالی است سهم بالایی از این بازار را از آن خود کردهاند.*
هرچند گفته میشود چین در تولید لباسهای مخصوص محرم که دو سه سالی است مد شده، دست دارد اما حضور این کشور را در کنار تایوان بیشتر در بخش لوازم صوتی و تصویری و به طور مشخص آمپلیفایر و میکروفن از مدتها پیش مطرح شده بود.
بازار پوشاک نیز چند سالیاست متاثر از بازار پررونق عزاداریهای ماه محرم، پوشاک ویژه عرضه میکند.
@flith
*مداحان «سوپر برند»*
صنعت عزاداری محرم یکی از صنایع مذهبی است که در حدو اندازههای خود گردش مالی بالایی دارد؛ تنها دستمزد «مداحان» در دو ماه محرم و صفر گویای این واقعیت است که با تعطیلی عزاداری محرم ضربه شدیدی به چرخش مالی دستاندرکاران آن، بهخصوص مداحها وارد خواهد شد.
مسئله دستمزد مداحها سالهاست که مطرح است و همچنان بخشهای زیادی از آن ناگفته باقی مانده است.
درآمد مداحان متناسب با تورم٬ طی این سالها افزایش فراوانی پیدا کرده است.
مداحان «سوپر برند» تا «روضهای» صد میلیون تومان نیز دریافتی دارد.
آنها درست مانند یک خواننده معروف٬ مدیر برنامه دارند، و تنظیم زمان و مکان روضههایشان تفاوتی با تنظیم برنامههای کنسرت خوانندههای معروف ندارد.
مدیربرنامهها عموما قرارداردهایی را با صاحبان هیئتها تنظیم میکنند که فقط یکی از مفاد آن «حق القدم» مداح است.
*در سال ۹۶ جواد مقدم٬ یکی از مداحان سوپر برند برای ده شب روضه خوانی در هئیت غریب مدینه بابل یک میلیارد تومان دریافت کرد؛ به علاوه یک ویلای هفتصد میلیون تومانی که به عنوان صله به او داده شده بود.*
در بندهای دیگر این قراردادها مسائلی ماننده «هیئت همراه» یا «پامنبری»ها مورد توافق قرار میگیرند.
مداحان برند بین ده تا چهل پامنبری اختصاصی دارند که باید در تمامی روضه خوانیهایشان حضور داشته باشند٬ حتی اگر جلسه روضهخوانی در شهری دیگر برگزار شود؛
این پامنبریها نیز از صاحب هیئت در قبال «گرم کردن روضه» حقالقدم دریافت میکنند. حقالقدم پامنبریها معمولا کسری از حقالقدم مداح است و گاه تا ده درصد آن نیز میرسد.
نحوه پذیرایی و شام هیئت نیز از جمله مواردی است که باید مورد توافق قرار گیرد٬ یک مداح سوپر برند در هر هیئتی روضه نمیخواند و نمیشود با هر غذایی از پامنبریها و هواداران خاص او پذیرایی کرد.!!
بند دیگر قرارداد مربوط به سیستم صوتی است٬ مداحان سوپر برند معمولا تقاضای سیستمهای صوتی حرفهای دارند که قیمت آنها سر به فلک میکشد و کرایه آن تا شبی پنجاه میلیون میشود.
همچنین نحوه اطلاع رسانی در مورد جلسه روضه خوانی نیز از مفاد قرار دادهاست.
صاحبان هیئتها در توافق با مدیران برنامه مداحان موظف میشوند تا تعدادی بنر با اندازه مشخص شده در قرارداد را در نقاط مختلف شهر نصب کنند تا مخاطبان هر مداح راحتتر بتوانند از زمان و مکان برپایی جلسه روضه آگاهی پیدا کنند.
گروه فیلم برداری٬ دکور هیئت و غیره از جمله مفاد قرار داد است که در برخی موارد قیمتی برابر با صدها میلیون تومان پیدا میکند.
در صورت دعوت مداح برای روضه خوانی در شهر یا شهرستانی دیگر هزینههای سفر٬ اقامت و پذیرایی ویژه از او و هیئت همراهش نیز به تمامی این مخارج اضافه میشود.
*عزاداری هزار میلیاردی*
گردش مالی عزاداری محرم محدود به درآمد مداحان نیست؛ این بازار ظرفیتهای بیشتری دارد تا جایی که محمدحسین بلک٬ مدیرکل تبلیغات اسلامی٬ در این رابطه به ایسنا گفت که گردش مالی هیاتهای مذهبی در دهه محرم افزون بر ۱۰۰۰ میلیارد تومان است.
🔹 بنا بر اعلام سازمان تبلیغات اسلامی در کل ایران حدود ۱۰۰ هزار هیئت ثبت شده وجود دارد و تنها در شهر تهران ۱۹ هزار و ۲۹۴ هیات با ۶ هزار و ۷۱۵ مداح در دهه محرم فعال هستند؛ این در حالی است که تعداد هیئتهای خانگی و ثبت نشده بارها بیشتر از این است.
هر هیئت دست کم ۱۰ شب در محرم برنامه دارد و برای هر شب برنامه پذیرایی چای، شربت و یک وعده غذا حداقل پذیرایی هیئت است.
وب سایت اقتصاد آنلاین سال گذشته با برآوردی حدودی نوشت که برای تهیه غذای هر صد نفر بین یک میلیون و دویست هزار تا دومیلیون تومان هزینه میشود.
وب سایت تابناک نیز در همین رابطه خبر داد که ایرانیها سال گذشته معادل ۱۲ هزار میلیارد تومان برای طبخ غذای نذری هزینه کردهاند.
هیئت عزاداری علاوه بر هزینههای پخت غذای نذری و مداحی، هزینههای دیگری نیز دارد؛ مانند اجاق گاز، سیستم صوتی، ظروف یکبار مصرف٫ موتور برق و … همگی جزئی از هزینههای هیئتهای عزاداری را تشکیل میدهند.
با این حال مشتقات این بازار فراوانتر از اینهاست. از کار و کاسبی پر رونق تهیه و فروش پوشاک ویژه محرم گرفته تا بازار داغ فروش پر شترمرغ و علم و کتل ساخته و پرداخته بازار اصفهانیها.
🔸 بازار محرم اما فقط تولیدکنندگان داخلی را به خود مشغول نکرده است، *چینیها چند سالی است سهم بالایی از این بازار را از آن خود کردهاند.*
هرچند گفته میشود چین در تولید لباسهای مخصوص محرم که دو سه سالی است مد شده، دست دارد اما حضور این کشور را در کنار تایوان بیشتر در بخش لوازم صوتی و تصویری و به طور مشخص آمپلیفایر و میکروفن از مدتها پیش مطرح شده بود.
بازار پوشاک نیز چند سالیاست متاثر از بازار پررونق عزاداریهای ماه محرم، پوشاک ویژه عرضه میکند.
@flith
۱۴ مرداد روز سرزندگی مبارک باد
کیفیّت طبیعی، حوادث تاریخی و نوع سامانِ اجتماعی، و اینکه چه مقدار قانون و هنجار بر جامعهای حاکم باشد، در ضعف و شدّت بخشیدن به عقیدهی جبر تأثیر داشته، و نباید ملّتی را یکسره از این جهت تقصیر کار شمرد.
وزنهی بیش از حد به «جبر» بخشیدن حاکی از پَر شکستگیِ یک ملّت است که در برابر حوادث، سـرزندگیِ خویش را از دست داده و با زبان گشادهای که دارد در پیِ آن است که تنبلی و رکود خود را توجیه کند.
ایران وتنهاییاش اسلامی نُدوشن
@flith
کیفیّت طبیعی، حوادث تاریخی و نوع سامانِ اجتماعی، و اینکه چه مقدار قانون و هنجار بر جامعهای حاکم باشد، در ضعف و شدّت بخشیدن به عقیدهی جبر تأثیر داشته، و نباید ملّتی را یکسره از این جهت تقصیر کار شمرد.
وزنهی بیش از حد به «جبر» بخشیدن حاکی از پَر شکستگیِ یک ملّت است که در برابر حوادث، سـرزندگیِ خویش را از دست داده و با زبان گشادهای که دارد در پیِ آن است که تنبلی و رکود خود را توجیه کند.
ایران وتنهاییاش اسلامی نُدوشن
@flith
آرمان و آماج معوق نامحقق!
در آستانه انقلاب مشروطه فساد اداری و مالی بگونهای کمسابقه گسترش یافته و به یک بیماری فراگیر تبدیل شده بود. حاکمان ظالم در گوشه و کنار مملکت ، به پیروی از محور و مرکز ، به سنان قلم دزدی بیتیر و کمان میکردند. سکهی ارتشاء و اختلاس و دزدی رواج داشت. به تبع بزرگان و مهتران ، و به مصداق الناس علی دین ملوکهم ، اخلاق تودهی مردم به درجات به پستی گراییده بود. این اوضاع و احوال مردم را جان به لب کرده بود. یکی از علل و زمینههای انقلاب مشروطه را در این باید جست.
انتقاد از فساد اداری و مالی و بیان ناتوانی و ناکارآمدی تشکیلات دیوانی از چند دهه پیش از انقلاب رواج داشت و برجستهترین نمونههای آن را در آثار ملکم و یا در کتاب کشفالغرایب فیالامورالعجایب نوشتهی مجدالملک سینکی و خاطرات امینالدوله میتوان سراغ گرفت.
اصلاح اداری ، تحقق شایستهسالاری ،پایان دادن به چیرگی و سررشتهداری مفسدان ناشایستهی نابلد و در یک کلام علاج بحران مدیریت یکی از آرمانها و آماجهای انقلاب مشروطه بود.
و این حکایتیست که همچنان باقیست!...
سالگشت پیروزی انقلاب مشروطه خجسته باد.
#داریوش_رحمانیان
سیزدهم امرداد نود و نه
@flith
در آستانه انقلاب مشروطه فساد اداری و مالی بگونهای کمسابقه گسترش یافته و به یک بیماری فراگیر تبدیل شده بود. حاکمان ظالم در گوشه و کنار مملکت ، به پیروی از محور و مرکز ، به سنان قلم دزدی بیتیر و کمان میکردند. سکهی ارتشاء و اختلاس و دزدی رواج داشت. به تبع بزرگان و مهتران ، و به مصداق الناس علی دین ملوکهم ، اخلاق تودهی مردم به درجات به پستی گراییده بود. این اوضاع و احوال مردم را جان به لب کرده بود. یکی از علل و زمینههای انقلاب مشروطه را در این باید جست.
انتقاد از فساد اداری و مالی و بیان ناتوانی و ناکارآمدی تشکیلات دیوانی از چند دهه پیش از انقلاب رواج داشت و برجستهترین نمونههای آن را در آثار ملکم و یا در کتاب کشفالغرایب فیالامورالعجایب نوشتهی مجدالملک سینکی و خاطرات امینالدوله میتوان سراغ گرفت.
اصلاح اداری ، تحقق شایستهسالاری ،پایان دادن به چیرگی و سررشتهداری مفسدان ناشایستهی نابلد و در یک کلام علاج بحران مدیریت یکی از آرمانها و آماجهای انقلاب مشروطه بود.
و این حکایتیست که همچنان باقیست!...
سالگشت پیروزی انقلاب مشروطه خجسته باد.
#داریوش_رحمانیان
سیزدهم امرداد نود و نه
@flith
پس از یک قرن: نبرد مشروعه و #مشروطه در ایران
هدف #انقلاب_مشروطیت ایران، ایجاد یک جامعه درازمدت متکی بر مردم بود
زندگی سیاسی ایران در ۱۵۰ سال گذشته، یعنی از هنگامی که ایرانیان با روبروشدن با چالش غرب دریافتند که از مرکز تمدن به حاشیه رانده شدهاند، با یک نظم ادواری درگیر بوده است. در این نظم ادواری دو جهان بینی، یعنی ملیگرایی از یک سو و اسلامگرایی از سوی دیگر، در رقابت با هم گاه در فراز و گاه در نشیب بودهاند. در آغاز این دو جهانبینی همانند دوقلوهای سیاسی بهم چسپیده بودند به طوری که کنشهایشان در دو جهت مخالف نتیجهای جز توقف ایران در یک نقطه صفر تاریخی نبود.
از دید صوفیان، این نقطه صفر برابر است با نیروانای هندوان، یعنی جایگاهی که در آن انسان به توازن کامل میان جسم و روح رسیده است. اصطلاح فارسی این نقطه «سکینه» است، یعنی محل سکون ابدی. اما مسأله اینجاست که یک جامعه هرگز نمیتواند برای همیشه در«سکینه» زندگی کند. قانون اصلی خلقت دگرگونی دائمی و اجتناب ناپذیر است. در ۱۸۸۰ میلادی که نخستین کنگره بزرگ «جدیدیان»، یعنی مسلمانانی که خواستار اصلاحات سیاسی، فرهنگی و مذهبی بودند، در اوفا، پایتخت ایالت باشکیرستان در روسیه تزاری برگزاری شد، معدودی از روشنفکران ایرانی به خوبی میدیدند که میهنشان، یعنی «کشور داریوش» که روزی ۴۴ در صد از ربع مسکون را در بر میگرفت، اکنون در کمتر از یک صد از جهان زندانی باورها، سنتها و تمشیدات اجتماعی است که در دنیای جدید نمیتوانند جایی داشته باشند.
برای آنان، مانند بسیار صاحبان اندیشه در دیگر سرزمینهای مسلمان نشین، این پرسش مطرح بود: آیا راه نجات در تثبیت هویت اسلامی ماست یا در تعریف مجدد ما به عنوان ملتها؟
پاسخ اسلامگرایان به شکل شورشهای ضد امپریالیسم غربی به رهبری روحانیون، یا روحانینمایان، داده شد - از آخوند سوات گرفته تا مهدی در سودان، ملا حسن در سومالی و شاگردان محمد عبدالوهاب در شبه قاره هند و شبه جزیره عرب. در ایران، روحانیت شعیه، در ائتلافی تنگاتنگ با زمینداران بزرگ و بازرگانان، جبهه مقاومت را رهبری میکرد و دستکم تا پایان قرن نوزدهم مقام مسلط را داشت.
اما پس از آن، با چرخش آونگ به سوی روشنفکران غیرمذهبی، یا مسلکی، آرمانگرایی در رقابت با اسلامگرایی در مرکز صحنه قرار گرفت. به گمان ملیگرایان، دولتهای اروپایی بر اثر باز تعریف خود به عنوان یک ملت - دولت، نه یک جامعه دینی، به پیشرفت و قدرت دست یافتند. بنا براین مسلمانان نیز میبایستی جوامع خود را با سازماندهی تازهای در ردیف ملت-دولتهای جهان معاصر قرار دهند.
در آغاز سده بیستم اندیشه بازتعریف جوامع اسلامی به صورت ملت-دولتها هم در ایران، زیر حکومت دودمان قاجار و هم در امپراتوری عثمانی به سوی یک دوئل تاریخی با اندیشه تاکید و تثبیت هویت اسلامی حرکت میکرد. در عثمانی، جدیدیان در چارچوب نهضت تنظیمات و با « خط شریف گلخانه» خود را در صف اول یک انقلاب سیاسی-اجتماعی قرار دادند و سرانجام چند دهه بعد، پس از فروپاشی امپراتوری و انحلال خلافت، کنترل کامل گفتمان و کردمان را در ترکیه نوبنیاد به دست گرفتند.
در ایران، دو همزاد سیاسی – ملیگرایی و اسلامگرایی، در جریان انقلاب مشروطیت، که در این ماه یکصد و سیزدهمین سال آن را جشن گرفتیم، با دو برچسب رقیب «مشروعه» و «مشروطه» روبروی هم قرار گرفتند. در ایران نیز، مانند امپراتوری عثمانی، پیروزی نصیب ملیگرایان یا مشروطهخواهان شد. اما در ایران برخلاف ترکیه نوزاد، طرف پیروز نکوشید تا طرف مغلوب را به کلی حذف کند. در ایران، بر خلاف عثمانی – ترکیه، مشروطیت یک جنبش انضمامی بود نه یک حرکت حذفی. در مشروطه ایران هم برای سلطنت دیرینه، البته در چارچوب یک بازتعریف اساسی، جا بود و هم برای دین اسلام که آشکارا قابلیت عرضه گفتمانی تازه را از دست داده بود.
دکترامیرطاهری
@flith
هدف #انقلاب_مشروطیت ایران، ایجاد یک جامعه درازمدت متکی بر مردم بود
زندگی سیاسی ایران در ۱۵۰ سال گذشته، یعنی از هنگامی که ایرانیان با روبروشدن با چالش غرب دریافتند که از مرکز تمدن به حاشیه رانده شدهاند، با یک نظم ادواری درگیر بوده است. در این نظم ادواری دو جهان بینی، یعنی ملیگرایی از یک سو و اسلامگرایی از سوی دیگر، در رقابت با هم گاه در فراز و گاه در نشیب بودهاند. در آغاز این دو جهانبینی همانند دوقلوهای سیاسی بهم چسپیده بودند به طوری که کنشهایشان در دو جهت مخالف نتیجهای جز توقف ایران در یک نقطه صفر تاریخی نبود.
از دید صوفیان، این نقطه صفر برابر است با نیروانای هندوان، یعنی جایگاهی که در آن انسان به توازن کامل میان جسم و روح رسیده است. اصطلاح فارسی این نقطه «سکینه» است، یعنی محل سکون ابدی. اما مسأله اینجاست که یک جامعه هرگز نمیتواند برای همیشه در«سکینه» زندگی کند. قانون اصلی خلقت دگرگونی دائمی و اجتناب ناپذیر است. در ۱۸۸۰ میلادی که نخستین کنگره بزرگ «جدیدیان»، یعنی مسلمانانی که خواستار اصلاحات سیاسی، فرهنگی و مذهبی بودند، در اوفا، پایتخت ایالت باشکیرستان در روسیه تزاری برگزاری شد، معدودی از روشنفکران ایرانی به خوبی میدیدند که میهنشان، یعنی «کشور داریوش» که روزی ۴۴ در صد از ربع مسکون را در بر میگرفت، اکنون در کمتر از یک صد از جهان زندانی باورها، سنتها و تمشیدات اجتماعی است که در دنیای جدید نمیتوانند جایی داشته باشند.
برای آنان، مانند بسیار صاحبان اندیشه در دیگر سرزمینهای مسلمان نشین، این پرسش مطرح بود: آیا راه نجات در تثبیت هویت اسلامی ماست یا در تعریف مجدد ما به عنوان ملتها؟
پاسخ اسلامگرایان به شکل شورشهای ضد امپریالیسم غربی به رهبری روحانیون، یا روحانینمایان، داده شد - از آخوند سوات گرفته تا مهدی در سودان، ملا حسن در سومالی و شاگردان محمد عبدالوهاب در شبه قاره هند و شبه جزیره عرب. در ایران، روحانیت شعیه، در ائتلافی تنگاتنگ با زمینداران بزرگ و بازرگانان، جبهه مقاومت را رهبری میکرد و دستکم تا پایان قرن نوزدهم مقام مسلط را داشت.
اما پس از آن، با چرخش آونگ به سوی روشنفکران غیرمذهبی، یا مسلکی، آرمانگرایی در رقابت با اسلامگرایی در مرکز صحنه قرار گرفت. به گمان ملیگرایان، دولتهای اروپایی بر اثر باز تعریف خود به عنوان یک ملت - دولت، نه یک جامعه دینی، به پیشرفت و قدرت دست یافتند. بنا براین مسلمانان نیز میبایستی جوامع خود را با سازماندهی تازهای در ردیف ملت-دولتهای جهان معاصر قرار دهند.
در آغاز سده بیستم اندیشه بازتعریف جوامع اسلامی به صورت ملت-دولتها هم در ایران، زیر حکومت دودمان قاجار و هم در امپراتوری عثمانی به سوی یک دوئل تاریخی با اندیشه تاکید و تثبیت هویت اسلامی حرکت میکرد. در عثمانی، جدیدیان در چارچوب نهضت تنظیمات و با « خط شریف گلخانه» خود را در صف اول یک انقلاب سیاسی-اجتماعی قرار دادند و سرانجام چند دهه بعد، پس از فروپاشی امپراتوری و انحلال خلافت، کنترل کامل گفتمان و کردمان را در ترکیه نوبنیاد به دست گرفتند.
در ایران، دو همزاد سیاسی – ملیگرایی و اسلامگرایی، در جریان انقلاب مشروطیت، که در این ماه یکصد و سیزدهمین سال آن را جشن گرفتیم، با دو برچسب رقیب «مشروعه» و «مشروطه» روبروی هم قرار گرفتند. در ایران نیز، مانند امپراتوری عثمانی، پیروزی نصیب ملیگرایان یا مشروطهخواهان شد. اما در ایران برخلاف ترکیه نوزاد، طرف پیروز نکوشید تا طرف مغلوب را به کلی حذف کند. در ایران، بر خلاف عثمانی – ترکیه، مشروطیت یک جنبش انضمامی بود نه یک حرکت حذفی. در مشروطه ایران هم برای سلطنت دیرینه، البته در چارچوب یک بازتعریف اساسی، جا بود و هم برای دین اسلام که آشکارا قابلیت عرضه گفتمانی تازه را از دست داده بود.
دکترامیرطاهری
@flith
بیروت
فیروز
🏴به #بیروت
#فیروز برای جنگهای داخلی #لبنان حدود چهل سال پیش آهنگ #بیروت را خواند و امشب همزمان با فاجعه انفجار در بیروت شنیدن دوباره این آهنگ معنای تازهای دارد!
سلامی از قلب من به بیروت
و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش
سلامی به صخره ای که مانند چهره ملوانی قدیمی است
بیروت از روح مردمش، از شراب
و از عصاره آن ها، از نان و یاسمن ساخته شده،
ببین چگونه طعم بیروت، طعم آتش و دود شد
به بیروت
شکوهی از خاکستر، به بیروت
از خون پسری که بر دستانش تشییع می شد
شهر من، چلچراغ هایش را خاموش کرد
شهر من، دروازه اش را بست
و در غروب تنها شد
تنها با شب
به بیروت
سلامی از قلب من به بیروت
و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش
سلامی به صخره ای که مانند چهره ملوانی قدیمی است
تو برای من هستی، برای من هستی، آه مرا در آغوش بگیر
تو پرچم من هستی، و سنگ فردای من و موج سفر من هستی
زخم های مردمم، شکوفه داد.
اشک مادران، شکوفه داد
بیروت، تو مال منی
مرا در آغوش بگیر
@flith
#فیروز برای جنگهای داخلی #لبنان حدود چهل سال پیش آهنگ #بیروت را خواند و امشب همزمان با فاجعه انفجار در بیروت شنیدن دوباره این آهنگ معنای تازهای دارد!
سلامی از قلب من به بیروت
و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش
سلامی به صخره ای که مانند چهره ملوانی قدیمی است
بیروت از روح مردمش، از شراب
و از عصاره آن ها، از نان و یاسمن ساخته شده،
ببین چگونه طعم بیروت، طعم آتش و دود شد
به بیروت
شکوهی از خاکستر، به بیروت
از خون پسری که بر دستانش تشییع می شد
شهر من، چلچراغ هایش را خاموش کرد
شهر من، دروازه اش را بست
و در غروب تنها شد
تنها با شب
به بیروت
سلامی از قلب من به بیروت
و بوسه هایی برای دریا و خانه هایش
سلامی به صخره ای که مانند چهره ملوانی قدیمی است
تو برای من هستی، برای من هستی، آه مرا در آغوش بگیر
تو پرچم من هستی، و سنگ فردای من و موج سفر من هستی
زخم های مردمم، شکوفه داد.
اشک مادران، شکوفه داد
بیروت، تو مال منی
مرا در آغوش بگیر
@flith
تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد در پژوهشکده تاریخ اجتماعی و استاد کرسی تاریخ اجتماعی خاورمیانه و آسیای مرکزی در دانشگاه لیدن هلند در یک برنامه زنده اینستاگرامی میگوید که زمان برآمدن رضاشاه ایران با مشکلات زیادی دستبهگریبان بود و مردمی که در مشروطه سخن از آزادی ایران میگفتند در آن روز دغدغهشان بیش از آزادی ایران و دغدغههای مشروطیت، برجاماندن خود ایران بود و رضاشاه در چنین شرایطی برآمد و با تعدادی از افراد چون فروغی و داور و … تلاش کرد ایران را حفظ کند و کارهای بنیادینی در ایران انجام داد به شکلی که وقتی در شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه مجبور به استعفا شد و تبعید و متفقین ایران را اشغال کردند، ایران مشکلات زیادی داشت و و ما روزهای بسیار سختی داشتیم اما هیچگاه مردم در آن زمان حسرت گذشتهی پیش از رضاشاه را نخوردند که مثلا شعار بدهند مظفرالدینشاه یا محمدعلی شاه روحت شاد و این به خاطر کارهای بزرگی بود که رضاشاه در ایران انجام داده بود. (نقل به مضمون)
@flith
@flith
☘☘☘
در خصوص مسئله ی جنسیت و رابطه ی جنسی، انسان به آن ترتیب عجیب و غریبی عمل می کند که وی را لجوجانه به سوی یک نفر هُل می دهد و تحریک می کند. این لجاجت همان « عشق رمانتیک » است، احساسی که از چشمه ی لذّت اندک و رنج بسیار آب می خورد.
- آرتور شوپنهاور
@flith
در خصوص مسئله ی جنسیت و رابطه ی جنسی، انسان به آن ترتیب عجیب و غریبی عمل می کند که وی را لجوجانه به سوی یک نفر هُل می دهد و تحریک می کند. این لجاجت همان « عشق رمانتیک » است، احساسی که از چشمه ی لذّت اندک و رنج بسیار آب می خورد.
- آرتور شوپنهاور
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 عرب مازار: ترکیدن حباب بورس قریب الوقوع است/ چه کسی پاسخ خسارت مردم را خواهد داد؟!
دکتر علی اکبر عرب مازار، استاد دانشگاه شهید بهشتی گفت: چه اتفاقی در اقتصاد افتاده که شاخص ها این گونه در حال رشد هستند؟ آیا رونق اقتصادی ایجاد شده است؟
وی با اشاره به افزایش 2 الی 3 درصدی شاخص در هر روز طی 5 ماه گذشته گفت: در حدود 4000 میلیارد وارد بازار بورس شده است.
عرب مازار گفت: این روند در حالی رخ داده که رشد سهام های ریشه دار اصلا این گونه نبوده و ارزش سهام های متفرقه متعلق به شرکت های ورشکسته در حال رشد نجومی است.
عرب مازار افزود: در حال حاضر شرکتی در بورس وجود دارد که شش ماه تعطیل و به قیمت 20 میلیارد تومان فروخته شد در حالی که ارزش آن طی این مدت به 3800 میلیارد تومان رسیده است.
عرب مازار گفت: شرکت دیگری وجود دارد که سه سال است طبق حسابرسی های صورت گرفته مشمول ماده 141 قانون تجارت است و ورشکسته اعلام شده در حالی که سهام آن از 60 تومان به 6000 هزار تومان رسیده است.
وی شرایط کنونی بازار بورس را نگران کننده توصیف کرد و گفت: مسئولان بورس و نهادهای نظارتی باید نسبت به اتفاقات اخیر پاسخگو باشند.
عرب مازار با بیان اینکه سفته بازی در هیچ بازی مورد تایید نیست چه در بازار طلا، چه ارز و چه بورس، گفت: رشد شاخص در بورس بیشتر به دلیل سفته بازی است و نه رشد صنعت و اقتصاد کشور.
وی گفت: اگر این حجم از گردش پول در بازار بورس نصیب شرکت ها و ارتقای صنعت می شد، جای خوشحالی بود ولی متاسفانه بورس به محل رقابت قماربازان و سفته بازان تبدیل شده است.
عرب مازار با خطاب قراردادن هیئت مدیره سازمان بورس گفت: اگر قرار است هر کسی به دلخواه خود در بازار بورس فعالیت کند پس دیگر چرا سازمان بورس تشکیل شده است؟
وی گفت: سازمان بورس در همه کشورها نسبت به افزایش یا کاهش بی دلیل و بی منطق سهام شرکت ها مسئولیت دارد و نظارت می کند.
عرب مازار ادامه داد: در زمانی که تغییرات سهام یک شرکت منطقی نداشته باشد، نماد آن در بورس بسته می شود تا علت مورد بررسی قرار گیرد در صورتی که در حال حاضر چنین اتفاقاتی در بورس نمی افتد.
وی گفت: به نظر می رسد دولت چشم ش را بر روی ورود نقدینگی بی حساب و کتاب به بورس بسته است.
رئیس سابق سازمان مالیاتی کشور با پیش بینی قریب الوقوع بودن ترکیدن حباب بازار بورس، یادآور شد: در زمانی که چنین اتفاقی بیفتد چه کسانی پاسخگو خواهند بود؟
وی با بیان اینکه احتمالا علت استعفای شاپور محمدی از بورس مربوط به همین مسائل بود، گفت: مسئولان بورس در ماه های آتی در مقابل دستگاه های نظارتی باید پاسخگو باشند.
عرب مازار گفت: آقای محمدی به نوعی به دنبال ممانعت از این افزایش های افسارگسیخته و بی منطق بود.
وی نسبت به از بین رفتن سرمایه های خرد و مردم در صورت ترکیدن حباب بازار بورس هشدار داد و گفت: چرا باید در سایه غفلت برخی از مسئولین چنین اتفاقاتی بیفتد و بعد از جیب مردم خسارت مال باختگان داده شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 عرب مازار: ترکیدن حباب بورس قریب الوقوع است/ چه کسی پاسخ خسارت مردم را خواهد داد؟!
دکتر علی اکبر عرب مازار، استاد دانشگاه شهید بهشتی گفت: چه اتفاقی در اقتصاد افتاده که شاخص ها این گونه در حال رشد هستند؟ آیا رونق اقتصادی ایجاد شده است؟
وی با اشاره به افزایش 2 الی 3 درصدی شاخص در هر روز طی 5 ماه گذشته گفت: در حدود 4000 میلیارد وارد بازار بورس شده است.
عرب مازار گفت: این روند در حالی رخ داده که رشد سهام های ریشه دار اصلا این گونه نبوده و ارزش سهام های متفرقه متعلق به شرکت های ورشکسته در حال رشد نجومی است.
عرب مازار افزود: در حال حاضر شرکتی در بورس وجود دارد که شش ماه تعطیل و به قیمت 20 میلیارد تومان فروخته شد در حالی که ارزش آن طی این مدت به 3800 میلیارد تومان رسیده است.
عرب مازار گفت: شرکت دیگری وجود دارد که سه سال است طبق حسابرسی های صورت گرفته مشمول ماده 141 قانون تجارت است و ورشکسته اعلام شده در حالی که سهام آن از 60 تومان به 6000 هزار تومان رسیده است.
وی شرایط کنونی بازار بورس را نگران کننده توصیف کرد و گفت: مسئولان بورس و نهادهای نظارتی باید نسبت به اتفاقات اخیر پاسخگو باشند.
عرب مازار با بیان اینکه سفته بازی در هیچ بازی مورد تایید نیست چه در بازار طلا، چه ارز و چه بورس، گفت: رشد شاخص در بورس بیشتر به دلیل سفته بازی است و نه رشد صنعت و اقتصاد کشور.
وی گفت: اگر این حجم از گردش پول در بازار بورس نصیب شرکت ها و ارتقای صنعت می شد، جای خوشحالی بود ولی متاسفانه بورس به محل رقابت قماربازان و سفته بازان تبدیل شده است.
عرب مازار با خطاب قراردادن هیئت مدیره سازمان بورس گفت: اگر قرار است هر کسی به دلخواه خود در بازار بورس فعالیت کند پس دیگر چرا سازمان بورس تشکیل شده است؟
وی گفت: سازمان بورس در همه کشورها نسبت به افزایش یا کاهش بی دلیل و بی منطق سهام شرکت ها مسئولیت دارد و نظارت می کند.
عرب مازار ادامه داد: در زمانی که تغییرات سهام یک شرکت منطقی نداشته باشد، نماد آن در بورس بسته می شود تا علت مورد بررسی قرار گیرد در صورتی که در حال حاضر چنین اتفاقاتی در بورس نمی افتد.
وی گفت: به نظر می رسد دولت چشم ش را بر روی ورود نقدینگی بی حساب و کتاب به بورس بسته است.
رئیس سابق سازمان مالیاتی کشور با پیش بینی قریب الوقوع بودن ترکیدن حباب بازار بورس، یادآور شد: در زمانی که چنین اتفاقی بیفتد چه کسانی پاسخگو خواهند بود؟
وی با بیان اینکه احتمالا علت استعفای شاپور محمدی از بورس مربوط به همین مسائل بود، گفت: مسئولان بورس در ماه های آتی در مقابل دستگاه های نظارتی باید پاسخگو باشند.
عرب مازار گفت: آقای محمدی به نوعی به دنبال ممانعت از این افزایش های افسارگسیخته و بی منطق بود.
وی نسبت به از بین رفتن سرمایه های خرد و مردم در صورت ترکیدن حباب بازار بورس هشدار داد و گفت: چرا باید در سایه غفلت برخی از مسئولین چنین اتفاقاتی بیفتد و بعد از جیب مردم خسارت مال باختگان داده شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 ما تقصیری نداریم
✍ #فردین_علیخواه | جامعهشناس
به همکارم تلفن میزنم تا حالش را بپرسم. میگوید از صبح تا عصر در دانشگاه است. میگویم «چه خوب. خوش به حالت که اینطور منظم در حال مطالعه هستی.» میگوید« مطالعه! نه. در سایت #بورس هستم و یک لحظه هم چشمم را از صفحهی آن برنمیدارم.» به یکی از دانشجویان دکترا پیام میدهم تا از وضعیت پیشرفت رسالهی دکترایش بگوید. مینویسد که « #بورسباز» شده است. از من هم میخواهد که «اگر پول و پَلهای در دست و بال دارم در اختیارش بگذارم تا چندبرابرش را به من تحویل بدهد.» با لحنی پرسشی به او میگویم «پس رساله دکترا؟» بعد از چند ثانیه برایم شکلک خنده میفرستد!
این روزها با آدمهای مختلفی گفتگو میکنم. بورس به شکلی جدّی خانوادههای ایرانی را درگیر کرده است. بسیاری را میشناسم که این روزها در خانه یا در محل کار با تمام هوش و حواس، اعداد و نمودارهای #بورس را زیرورو میکنند. در ماههای اخیر کارمندان سازمان های دولتی ارباب رجوع را به قول خودشان «دک میکنند» تا بتوانند به کارشان برسند و منظور از کارشان، رفتن در صف خرید یا صف فروش سهام است. حق هم دارند دک کنند! یک لحظه غفلت از صفحه نمایش، چند روز پریشانی و پشیمانی درپی دارد. ساختمانهای دولتی تبدیل به «دفتر کار» کارمندان شده است. مکان رایگانی در اختیار است، باد خُنک کولر گازی میوزد، آب و برق هم مجانی است. گویا وعدههای آغازین انقلاب اسلامی، اگرچه دیرهنگام، حداقل برای این کارمندان محقَق شده است. مدیرانی هم که گَهگاه برای حفظ وجههی خود، کارمندی را توبیخ میکنند«چون به خلوت میروند» آن کارِ آنان میکنند!
نکتهی قابل تأمل آن است که خروج از «دفتر کار» یا اتمام ساعت کاری بازار #بورس و سهام به معنای پایان « #بورسبازی» نیست. خانهها تبدیل به مکانی برای تحلیل و تبادلنظر درباره تجربه امروز و جمعآوری اطلاعات از دوست و آشنا و فامیل برای تدوین برنامه فردا شدهاند. گویی پس از ساعت اداری، افراد از «دفتر کار» به یک «بنگاه اقتصادی» دیگر منتقل میشوند!
بدون تردید سرمایهگذاری در بازار #بورس و سهام امر مذمومی نیست. افراد در همه کشورها در صورت تمایل بخشی از پسانداز خود را وارد بازار #بورس و سهام میکنند. تفاوت در این است که افراد معمولی پس از خرید سهام، به زندگی عادی خود ادامه میدهند. در واقع در این کشورها شاهد اقلیتی با نام « #بورسباز» هستیم که به شکل حرفهای در بازار #بورس حضور دارند و سایرین سرمایهگذاران خردی هستند که تنها رهگذر این میداناند. در مقابل آنچه در ایران شاهدیم مانند همهی چیزهای دیگرمان شکلی بیمارگونه دارد. افراد در جایی کار میکنند ولی کار آنجا را انجام نمیدهند بلکه در اصل رئیس خودشاناند و به خرید و فروش سهام اشتغال دارند.
من هیچ کس را به خاطر « #بورس_بازی» یا «سهامبازی» سرزنش نمیکنم و قصد ندارم در این نوشتار ژست فریبندهی یک انسان خردمند را به خودم بگیرم. همه ما در نتیجه سیاستهای نسنجیده و خردگریز، و تصمیمات سراسر اشتباه مقامات به این موقعیت تهوعآور پرتاب شدهایم. ما هر روز وارد بازی کثیفی میشویم که قبل از آن حتی تصورش برایمان آزاردهنده بود. منظورم « #بورسبازی»، خرید دلار، خرید طلا و سکه و یا ثبتنام خودروست. ما تقصیری نداریم. کاهش روزانه ارزش پول ملی، رشد افسارگسیخته قیمت کالاها و خدمات و فقدان هر گونه چشمانداز روشنی به آینده، پیامدهای اجتماعی دارد که یکی از آنها گسترش همین رفتارهاست. همه ما به ناچار- تأکید میکنم- به ناچار، دلّالمسلک شدهایم.
افسوس و صدافسوس که این روزها به اقتضای وظیفه حرفهایام مدام درباره پدیدههایی مینویسم و اعلام نگرانی میکنم که دارند از دست میروند. پدیدههایی که با گذشت زمان بیشک به سختی به حالت اولشان بازخواهندگشت. ساختمانهای دولتی تبدیل به «دفتر کار» و خانواده از یک نهاد اجتماعی تبدیل به یک بنگاه اقتصادی شده است.
@flith
✍ #فردین_علیخواه | جامعهشناس
به همکارم تلفن میزنم تا حالش را بپرسم. میگوید از صبح تا عصر در دانشگاه است. میگویم «چه خوب. خوش به حالت که اینطور منظم در حال مطالعه هستی.» میگوید« مطالعه! نه. در سایت #بورس هستم و یک لحظه هم چشمم را از صفحهی آن برنمیدارم.» به یکی از دانشجویان دکترا پیام میدهم تا از وضعیت پیشرفت رسالهی دکترایش بگوید. مینویسد که « #بورسباز» شده است. از من هم میخواهد که «اگر پول و پَلهای در دست و بال دارم در اختیارش بگذارم تا چندبرابرش را به من تحویل بدهد.» با لحنی پرسشی به او میگویم «پس رساله دکترا؟» بعد از چند ثانیه برایم شکلک خنده میفرستد!
این روزها با آدمهای مختلفی گفتگو میکنم. بورس به شکلی جدّی خانوادههای ایرانی را درگیر کرده است. بسیاری را میشناسم که این روزها در خانه یا در محل کار با تمام هوش و حواس، اعداد و نمودارهای #بورس را زیرورو میکنند. در ماههای اخیر کارمندان سازمان های دولتی ارباب رجوع را به قول خودشان «دک میکنند» تا بتوانند به کارشان برسند و منظور از کارشان، رفتن در صف خرید یا صف فروش سهام است. حق هم دارند دک کنند! یک لحظه غفلت از صفحه نمایش، چند روز پریشانی و پشیمانی درپی دارد. ساختمانهای دولتی تبدیل به «دفتر کار» کارمندان شده است. مکان رایگانی در اختیار است، باد خُنک کولر گازی میوزد، آب و برق هم مجانی است. گویا وعدههای آغازین انقلاب اسلامی، اگرچه دیرهنگام، حداقل برای این کارمندان محقَق شده است. مدیرانی هم که گَهگاه برای حفظ وجههی خود، کارمندی را توبیخ میکنند«چون به خلوت میروند» آن کارِ آنان میکنند!
نکتهی قابل تأمل آن است که خروج از «دفتر کار» یا اتمام ساعت کاری بازار #بورس و سهام به معنای پایان « #بورسبازی» نیست. خانهها تبدیل به مکانی برای تحلیل و تبادلنظر درباره تجربه امروز و جمعآوری اطلاعات از دوست و آشنا و فامیل برای تدوین برنامه فردا شدهاند. گویی پس از ساعت اداری، افراد از «دفتر کار» به یک «بنگاه اقتصادی» دیگر منتقل میشوند!
بدون تردید سرمایهگذاری در بازار #بورس و سهام امر مذمومی نیست. افراد در همه کشورها در صورت تمایل بخشی از پسانداز خود را وارد بازار #بورس و سهام میکنند. تفاوت در این است که افراد معمولی پس از خرید سهام، به زندگی عادی خود ادامه میدهند. در واقع در این کشورها شاهد اقلیتی با نام « #بورسباز» هستیم که به شکل حرفهای در بازار #بورس حضور دارند و سایرین سرمایهگذاران خردی هستند که تنها رهگذر این میداناند. در مقابل آنچه در ایران شاهدیم مانند همهی چیزهای دیگرمان شکلی بیمارگونه دارد. افراد در جایی کار میکنند ولی کار آنجا را انجام نمیدهند بلکه در اصل رئیس خودشاناند و به خرید و فروش سهام اشتغال دارند.
من هیچ کس را به خاطر « #بورس_بازی» یا «سهامبازی» سرزنش نمیکنم و قصد ندارم در این نوشتار ژست فریبندهی یک انسان خردمند را به خودم بگیرم. همه ما در نتیجه سیاستهای نسنجیده و خردگریز، و تصمیمات سراسر اشتباه مقامات به این موقعیت تهوعآور پرتاب شدهایم. ما هر روز وارد بازی کثیفی میشویم که قبل از آن حتی تصورش برایمان آزاردهنده بود. منظورم « #بورسبازی»، خرید دلار، خرید طلا و سکه و یا ثبتنام خودروست. ما تقصیری نداریم. کاهش روزانه ارزش پول ملی، رشد افسارگسیخته قیمت کالاها و خدمات و فقدان هر گونه چشمانداز روشنی به آینده، پیامدهای اجتماعی دارد که یکی از آنها گسترش همین رفتارهاست. همه ما به ناچار- تأکید میکنم- به ناچار، دلّالمسلک شدهایم.
افسوس و صدافسوس که این روزها به اقتضای وظیفه حرفهایام مدام درباره پدیدههایی مینویسم و اعلام نگرانی میکنم که دارند از دست میروند. پدیدههایی که با گذشت زمان بیشک به سختی به حالت اولشان بازخواهندگشت. ساختمانهای دولتی تبدیل به «دفتر کار» و خانواده از یک نهاد اجتماعی تبدیل به یک بنگاه اقتصادی شده است.
@flith
☘☘☘
كروناي مبارك بمان و ماموريت خودت را تمام كن
محسن رنانی
ظهور حضرت کرونا، انقلاب سفیدی در زندگی و زمانه ما به راه انداخته است. ظهور این خواجه تاجدار، در این سال پایانی قرن ۱۴ شمسی برای ما تحولاتی را رقم خواهد زد که احتمالا از همه تحولات بعد از انقلاب ماندگارتر خواهد بود.
کرونای مبارک، اصلاً نگران نباش، بمان و مأموریت خودت را تمام کن.تحولاتی که تو در بینش،اعتقادات،ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بشریت ایجاد میکنی بیش از تحولاتی است که جنگهای جهانی ایجاد کرده است.تو نشان دادی که شهر مقدس و نامقدس نداریم و تنها جانها و روحها میتوانند مقدس باشند. تو سؤالات بزرگی در برابر دستگاه فقاهت و نهادهای دینی , روشنفکران مسلمان قرار دادی و جامعهٔ مسلمانان را وارد شرایط بینظیری برای تجربهٔ دینداریهای شخصیِ فارغ از مناسک جمعی کردی.تو ما را متوجه کردی که سازمان مدیریت بحران کشور، بهجای نوشتن تفاهمنامه با حوزهٔ علمیه برای کاهش بلایای طبیعی از طریق دعا، بهتر است بر تأمین تجهیزات ایمنی برای شهرها تمرکز کند.
به ما نشان دادی که روح انسانی در هر شرایطی قدرت معجزه دارد. تو به ما فرصت دادی تا صحنه های بینظیر مهربانی پزشکان و پرستارانی را که از جان مایه میگذارند ببینیم کرونای عزیز، تو آنچنان قدرتمندی که باعث شدی صدها زندانی سیاسی که سالها نهادهای حقوق بشری پیگیر آزادی آنها بودند، آزاد شوند و این موضوع روشن شود که اگر همه زندانیان سیاسی هم آزاد شوند، همچنان آرامش برقرار است و هیچچیزی آسیب نمیبیند.
کرونا، تو کمک کردی تا ما دریابیم که میشود نظام آموزشِ تازهای با انواع شکلهای آموزش خانگی، مجازی راه بیندازیم تا در کنار آموزش و بدون فشار و نگرانی، روح و روان کودکان و جوانان ما نیز رشد کند و شکفته شود.در روزهایی که تو آمدی، جوانان مشمول ما که هم بیشترشان تحصیلکرده هستند و هم در دورهٔ پرنشاط و پرامیدی از زندگی خود بهسرمیبرند، برای چند ماهی از اعزام به سربازی معاف شدند.
تو به یاد ما آوردی که در عصر پهبادها و ماهوارهها و حملههای بیولوژیک و الکترونیک، نیازی نیست که آنها را برای حفاظت از سیمخاردارها و بیابانهای خالی به سربازی ببریم؛ میتوان انرژی و تخصص آنان را در مسیر سلامت و آرامش و سازندگی و رهایی علمی و اقتصادی کشور بهکار گرفت.کرونا تو به ما نشان دادی که میتوان عزیزانی را که دار فانی را وداع میگویند، در آرامش و سکوت به خاک سپرد و از دور برایشان طلب مغفرت کرد و آیات رحمتی نثار روحشان کرد؛ و هزینههایی که صرف مراسمهای متعدد میکردیم را برای شادی روح آنان صرف گرهگشایی از مشکلات جامعه کنیم. بخش بزرگی از جمعیت جوان ما در سن ازدواج است.
کرونا، این روزها که تو پیش ما هستی، ما داریم یاد میگیریم که میشود با هزینهای اندک، در آرامش و سادگی، و بیهیاهو و بدون رقابت، ازدواج کرد.نشان دادی که تا چه اندازه شبکههای مجازی میتوانند ظرفیت همکاری جمعی را بالا ببرند؛ فرصتهایی برای مشاغل خانگی و جدید ایجاد کنند؛ شادیها را تکثیر کنند؛ کتابها را از طبقه کتابخانههای دنیا به درون خانهها ببرند؛ خانهها را به سینما تبدیل کنند؛ موزههای بزرگ دنیا را به اتاق ما بیاورند و آگاهی عمومی را بهسرعت بالا ببرند.نشان دادی که چقدر اعتمادآفرین است که مقامات هر روز عملکرد خود را به مردم گزارش بدهند و با مردم رودررو سخن بگویند و نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند.
و نشان دادی که تا چه حد اقتدار نظام تدبیر کشور بالا میرود وقتی همه مقامات یکدل و یکزبان در مواجهه با شرایط بحرانی، به یاری هم بشتابند؛تو ساختار سیاسی ما را در برابر انتخابهای مبارکی قرار خواهی داد که در این چهل سال نه جنگ تحمیلی، نه تلاشهای صدها نویسنده و منتقد و استاد و هنرمند و روشنفکر، و نه انتخاباتها و اعتراضاتی نظیر ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ نتوانستند به انجام برسانند.کرونا دوستت دارم لطفاً بیشتر پیش ما بمان. کرونا تو کمک کردی تا پرستاران ما، بدون نگرانی از مؤاخذه، در بیمارستانها برقصند، تا ما دریابیم که موسیقی بخشی از انرژی سرشار دوران مدرن را آزاد میکند .
تو با آمدنت باعث شدی تمرکز حکومتها از صرف هزینههای کلان تسلیحاتی، توسعه اتمی و رقابتهای نظامی، به صلح، سلامتی و آرامش معطوف شود.تو متوجهمان کردی که قدرت واقعی در جهان امروز، توانایی ما در کاربرد دانش و فناوری است نه مهارتمان در ایجاد هیجانهای سیاسی یا توسعهٔ تسلیحات نظامی؛
تو به ما یاد دادی که هم ماسک بزنیم هم عینک خوشبینی، و علاوه بر شستن دستها، چشمانمان را نیز بشوییم و دنیا را با نگاه تازهای ببینیم.
@flith
كروناي مبارك بمان و ماموريت خودت را تمام كن
محسن رنانی
ظهور حضرت کرونا، انقلاب سفیدی در زندگی و زمانه ما به راه انداخته است. ظهور این خواجه تاجدار، در این سال پایانی قرن ۱۴ شمسی برای ما تحولاتی را رقم خواهد زد که احتمالا از همه تحولات بعد از انقلاب ماندگارتر خواهد بود.
کرونای مبارک، اصلاً نگران نباش، بمان و مأموریت خودت را تمام کن.تحولاتی که تو در بینش،اعتقادات،ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بشریت ایجاد میکنی بیش از تحولاتی است که جنگهای جهانی ایجاد کرده است.تو نشان دادی که شهر مقدس و نامقدس نداریم و تنها جانها و روحها میتوانند مقدس باشند. تو سؤالات بزرگی در برابر دستگاه فقاهت و نهادهای دینی , روشنفکران مسلمان قرار دادی و جامعهٔ مسلمانان را وارد شرایط بینظیری برای تجربهٔ دینداریهای شخصیِ فارغ از مناسک جمعی کردی.تو ما را متوجه کردی که سازمان مدیریت بحران کشور، بهجای نوشتن تفاهمنامه با حوزهٔ علمیه برای کاهش بلایای طبیعی از طریق دعا، بهتر است بر تأمین تجهیزات ایمنی برای شهرها تمرکز کند.
به ما نشان دادی که روح انسانی در هر شرایطی قدرت معجزه دارد. تو به ما فرصت دادی تا صحنه های بینظیر مهربانی پزشکان و پرستارانی را که از جان مایه میگذارند ببینیم کرونای عزیز، تو آنچنان قدرتمندی که باعث شدی صدها زندانی سیاسی که سالها نهادهای حقوق بشری پیگیر آزادی آنها بودند، آزاد شوند و این موضوع روشن شود که اگر همه زندانیان سیاسی هم آزاد شوند، همچنان آرامش برقرار است و هیچچیزی آسیب نمیبیند.
کرونا، تو کمک کردی تا ما دریابیم که میشود نظام آموزشِ تازهای با انواع شکلهای آموزش خانگی، مجازی راه بیندازیم تا در کنار آموزش و بدون فشار و نگرانی، روح و روان کودکان و جوانان ما نیز رشد کند و شکفته شود.در روزهایی که تو آمدی، جوانان مشمول ما که هم بیشترشان تحصیلکرده هستند و هم در دورهٔ پرنشاط و پرامیدی از زندگی خود بهسرمیبرند، برای چند ماهی از اعزام به سربازی معاف شدند.
تو به یاد ما آوردی که در عصر پهبادها و ماهوارهها و حملههای بیولوژیک و الکترونیک، نیازی نیست که آنها را برای حفاظت از سیمخاردارها و بیابانهای خالی به سربازی ببریم؛ میتوان انرژی و تخصص آنان را در مسیر سلامت و آرامش و سازندگی و رهایی علمی و اقتصادی کشور بهکار گرفت.کرونا تو به ما نشان دادی که میتوان عزیزانی را که دار فانی را وداع میگویند، در آرامش و سکوت به خاک سپرد و از دور برایشان طلب مغفرت کرد و آیات رحمتی نثار روحشان کرد؛ و هزینههایی که صرف مراسمهای متعدد میکردیم را برای شادی روح آنان صرف گرهگشایی از مشکلات جامعه کنیم. بخش بزرگی از جمعیت جوان ما در سن ازدواج است.
کرونا، این روزها که تو پیش ما هستی، ما داریم یاد میگیریم که میشود با هزینهای اندک، در آرامش و سادگی، و بیهیاهو و بدون رقابت، ازدواج کرد.نشان دادی که تا چه اندازه شبکههای مجازی میتوانند ظرفیت همکاری جمعی را بالا ببرند؛ فرصتهایی برای مشاغل خانگی و جدید ایجاد کنند؛ شادیها را تکثیر کنند؛ کتابها را از طبقه کتابخانههای دنیا به درون خانهها ببرند؛ خانهها را به سینما تبدیل کنند؛ موزههای بزرگ دنیا را به اتاق ما بیاورند و آگاهی عمومی را بهسرعت بالا ببرند.نشان دادی که چقدر اعتمادآفرین است که مقامات هر روز عملکرد خود را به مردم گزارش بدهند و با مردم رودررو سخن بگویند و نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند.
و نشان دادی که تا چه حد اقتدار نظام تدبیر کشور بالا میرود وقتی همه مقامات یکدل و یکزبان در مواجهه با شرایط بحرانی، به یاری هم بشتابند؛تو ساختار سیاسی ما را در برابر انتخابهای مبارکی قرار خواهی داد که در این چهل سال نه جنگ تحمیلی، نه تلاشهای صدها نویسنده و منتقد و استاد و هنرمند و روشنفکر، و نه انتخاباتها و اعتراضاتی نظیر ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ نتوانستند به انجام برسانند.کرونا دوستت دارم لطفاً بیشتر پیش ما بمان. کرونا تو کمک کردی تا پرستاران ما، بدون نگرانی از مؤاخذه، در بیمارستانها برقصند، تا ما دریابیم که موسیقی بخشی از انرژی سرشار دوران مدرن را آزاد میکند .
تو با آمدنت باعث شدی تمرکز حکومتها از صرف هزینههای کلان تسلیحاتی، توسعه اتمی و رقابتهای نظامی، به صلح، سلامتی و آرامش معطوف شود.تو متوجهمان کردی که قدرت واقعی در جهان امروز، توانایی ما در کاربرد دانش و فناوری است نه مهارتمان در ایجاد هیجانهای سیاسی یا توسعهٔ تسلیحات نظامی؛
تو به ما یاد دادی که هم ماسک بزنیم هم عینک خوشبینی، و علاوه بر شستن دستها، چشمانمان را نیز بشوییم و دنیا را با نگاه تازهای ببینیم.
@flith
☘☘☘
آزاد فکري سرچشمۀ تمام نیکی هایی است که در هنر و ادبیات و علوم یافت می شود و بسیاري از بهترین سجایا که در شخصیت فرد متجلی می گردد.
جامعه بدون آزاد فکري ملال انگیز و کسالت آور است و در چنین صورتی از انبوه مورچگان جالب تر نخواهد بود.
#حقیقت_و_افسانه
#برتراند_راسل
@flith
آزاد فکري سرچشمۀ تمام نیکی هایی است که در هنر و ادبیات و علوم یافت می شود و بسیاري از بهترین سجایا که در شخصیت فرد متجلی می گردد.
جامعه بدون آزاد فکري ملال انگیز و کسالت آور است و در چنین صورتی از انبوه مورچگان جالب تر نخواهد بود.
#حقیقت_و_افسانه
#برتراند_راسل
@flith
☘☘☘
#دانیل_کانمن : خوشبختی حاصل جمع و تفریق لحظات خوشایند و ناخوشایند نیست، بلکه ناشی از نگرش به کلیت زندگی به عنوان چیزی بامعنا و ارزشمند است. در خوشبختی یک عنصر مهم شناختی و اخلاقی وجود دارد.
همانطور که #نیچه گفت، اگر دلیلی برای زندگی داشته باشی، تقریباً هر ناملایمی را میتوانی تحمل کنی. زندگی مفید، حتی در بطن دشواریها، میتواند بیاندازه رضایتبخش باشد. اما زندگی بیهوده، با هر میزان از رفاه، مصیبتی وحشتناک است.
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
@flith
#دانیل_کانمن : خوشبختی حاصل جمع و تفریق لحظات خوشایند و ناخوشایند نیست، بلکه ناشی از نگرش به کلیت زندگی به عنوان چیزی بامعنا و ارزشمند است. در خوشبختی یک عنصر مهم شناختی و اخلاقی وجود دارد.
همانطور که #نیچه گفت، اگر دلیلی برای زندگی داشته باشی، تقریباً هر ناملایمی را میتوانی تحمل کنی. زندگی مفید، حتی در بطن دشواریها، میتواند بیاندازه رضایتبخش باشد. اما زندگی بیهوده، با هر میزان از رفاه، مصیبتی وحشتناک است.
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
@flith