پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.12K photos
2.03K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
ناگفته های روابط ایران و چین؛ از دوره جنگ تا زمان تحریم ها

✍️حسين باستاني
قابل انکار نیست که دولت چین، در دهه های اخیر در مواردی به پشتیبانی از مواضع حکومت ایران در پرونده های راهبردی پرداخته است. ولی جنبه هایی مشخص از مواضع پکن در این پرونده ها در روایت های رسمی ناگفته مانده، که بازخوانی آنها برای داشتن درکی واقعی تر از جنس "حمایت های" پکن ضروری به نظر می رسد.

مثلا چین در طول جنگ هشت ساله، ۱ میلیارد و ۸۴۳ میلیون دلار به ایران اسلحه فروخت. اما در همان مقطع، چین بیش از ۵ میلیارد دلار اسلحه به عراق فروخت که حدود سه برابر تسلیحات صادر شده به ایران بود. در زمان جنگ، کلیدی‌ترین صادرات چین به ایران موشک‌های کرم ابریشم بودند که در حملات تلافی جویانه ایران به کشتی‌های حامل نفت و کالا برای عراق ("جنگ نفت ‌کش‌ها") نقش مهمی را ایفا کردند. ولی حتی در ارتباط با این موشک‌ها نیز نباید فراموش کرد که در طول جنگ، ایران مجموعا ۷۵ الی ۸۰ موشک کرم ابریشم دریافت کرد، در حالی که وارادات عراق از چین بالغ بر۲۰۰ موشک از این نوع می‌شد.

زمانی که پرونده هسته ای ایران از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل رفت هم، چین با وجود حمایت لفظی از تهران به همراهی با واشنگتن پرداخت. در رای گیری نهاییِ ۳۵ عضو شورای حکام در ۱۵ بهمن ۸۴، کوبا، ونزوئلا و سوریه به نفع تهران و در مخالفت با ارسال پرونده به شورای امنیت رای دادند. رای الجزایر، بلاروس، اندونزی، لیبی و آفریقای جنوبی نیز ممتنع بود. ولی چین، روسیه و هند، که مقام‌های ایران بر روی حمایت آن‌ها حساب می‌کردند، به ضرر تهران رای دادند. این کشورها، با همراهی با آمریکا در ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، عملا باعث شدند سرنوشت این پرونده به نهادی سپرده شود که واشنگتن در آن -برخلاف شورای حکام- حق وتو داشت.

چین در شرایطی با ارسال پرونده هسته‌ای به شورای امنیت همراهی کرد که طیفی از مقام‌های ایرانی، کماکان تصور می‌کردند پکن و مسکو، در آن شورا مانع از صدور قطعنامه علیه تهران خواهند شد. در واقع اگر چین یا روسیه به قطعنامه‌های شورای امنیت رای منفی می‌دادند، با توجه به حق وتوی آنها این قطعنامه‌ها تصویب نمی‌شدند. با وجود این هر دو کشور، علی رغم تلاش‌های موردی برای تعدیل لحن قطعنامه‌ها، به تک-تکِ قطعنامه‌های شورای امنیت علیه پرونده هسته‌ای ایران رای مثبت دادند و حتی حاضر نشدند به یکی از آن‌ها رای "ممتنع" بدهند.

چین حتی به متن بسیار تندی چون قطعنامه ۱۹۲۹، که برزیل و ترکیه به آن رای منفی دادند و لبنان هم اساسا از شرکت در رای گیریش خودداری کرد، رای مثبت داد. قطعنامه ای که گذشته از تحریم سپاه و کشتیرانی، بازرسی تمام محموله‌های هوایی و دریایی ایران یا حتی توقیف و انهدام محموله‌های دریایی آن را در آب‌های آزاد مجاز می‌کرد و عملا جلوی تاسیس شعب تازه بانک‌های ایرانی را در خارج از کشور می‌گرفت. این قطعنامه همچنین، فروش هر گونه تانک، خودروی زرهی، توپخانه، هواپیمای جنگنده، بالگرد تهاجمی، ناو، موشک یا سیستم موشکی به ایران را قدغن می‌کرد.

پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ و خروج واشنگتن از توافق هسته‌ای نیز، چین با وجود مخالفت‌هایی که به همراه روسیه و اتحادیه اروپا با خروج یک‌ جانبه آمریکا انجام داد، به تدریج خود را با تحریم‌های جدید آمریکایی‌ها علیه تهران هماهنگ کرد. یک ماه و نیم پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای در ۱۸ اردیبهشت ۹۷، علی‌اکبر ولایتی مشاور بین‌الملل آیت‌الله خامنه ای برای رساندن پیام او به چین و روسیه رفت. آقای ولایتی پس از بازگشت از این سفرها، اعلام کرد پکن و مسکو اطمینان داده‌اند با تحریم‌های واشنگتن علیه تهران همراهی نخواهند کرد. او مشخصا، در سخنانی در پنجم تیرماه گفت:"روسیه و چین اعلام کردند ما نفت را می‌خریم ولو آمریکایی‌ها ما را تحریم کنند".

در عالم واقع نیز چین به میزانی از همکاری اقتصادی با ایران و خرید نفت ادامه داد. ولی مطابق آمار گمرکی چین، واردات نفت این کشور از ایران در سال ۲۰۱۹، به طور متوسط در حد ۲۹۵ هزار بشکه قرار داشته که نصف میزان واردات ۲۰۱۸ بوده است.

مهم‌تر آنکه میزان واردات نفت، از ابتدا تا انتهای ۲۰۱۹ هم رو به کاهش بوده و چین در آخرین ماه سال یعنی دسامبر تنها حدود ۱۰۰ هزار بشکه در روز از ایران وارد کرده که حدود یک هفتم دوران قبل از بازگشت تحریم‌های آمریکا می شده. آن هم در شرایطی که آمریکایی ها در ۲۲ دی‌ماه اعلام کردند در حال مذاکره با پکن هستند تا مطمئن شوند "هیچ نفتی از ایران به چین صادر نخواهد شد".

@flith
ایران و چین: هیاهوی بسیار بر سر هیچ؟


جمهوری‌اسلامی حاضر است برای بقای خود تمامی ایران را به حراج بگذارد، اما چین واقع‌بین‌تر از آن است که برای نجات یک کشتی توفان‌زده، منافع خود را در خطر افکند

#امیر_طاهری
جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ برابر با ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۰
ایندیپنت فارسی

چین خواستار تحمیل یک رابطه کلاسیک استعماری به ایران است.

فرشته نجات جمهوری اسلامی یا هیولای استعمارگری که می‌خواهد ایران را زیر سلطه در آورد؟ در روزهای اخیر، این پرسش‌ها در محافل سیاسی ایرانی به بحث‌ها و مشاجرات داغ منجر شده است. کلید زن این بحث‌ها و مشاجرات انتشار متنی است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی به عنوان سند راهبردی همکاری‌های ایران و چین منتشر کرده است. مخالفان این سند، از جمله محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری پیشین، آن را گامی در راه صدمه زدن به حاکمیت ملی ایران خوانده‌اند. هواداران تغییر رژیم در ایران، از این هم جلوتر رفته‌اند و از «ترکمان‌چای» چینی سخن گفته‌اند.

اما، در آن سوی طیف سیاسی، آقای اسحق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری اسلامی، وعده می‌دهد که مردم ایران به زودی «خیر و برکت» این همکاری با چین را خواهند دید. روزنامه کیهان تهران، از این نیز فراتر می‌رود و از تشکیل محور ایران- چین- روسیه برای عرضه نظم نوین جهانی سخن می‌گوید.

خوب، جریان چیست؟ این سر و صداها تا چه حد بازتابگر واقعیت‌اند؟ یک بررسی دقیق از مساله نشان می‌دهد که این‌بار نیز، مانند بسیار موارد دیگر در دوران ۴۰‌ساله جمهوری اسلامی، با آمیزه‌ای از فانتزی و جاه‌طلبی کودکانه از یک سو و کین و نفرت بیمارگونه از سوی دیگر روبرو هستیم. رهبران جمهوری اسلامی قابلیت زیستن در جهان واقعیات را، در بسیار موارد از دست داده‌اند و آرزوهای خود را حتی پیش از شکل گرفتن، تحقق یافته می‌پندارند.

به یک معنا می‌توان گفت که در سند ۱۸‌صفحه‌ای وزارت امور خارجه، چیزی جز یک تصویر خیالی نیست. رهبران تهران هنوز نتوانسته‌اند حتی بر سر عنوان این تصویر خیالی توافق کنند. در روزهای گذشته، مقامات گوناگون در تهران از «برنامه همکاری‌های جامع» پیمان فرابردی ایران و چین «تفاهم نامه» و حتی «معاهده فرابردی» سخن گفته‌اند، بی آنکه متوجه باشند که هر یک از این اصطلاحات مفهوم حقوقی و ویژه‌ای را القا می‌کنند.

از سوی دیگر، سخنگویان جمهوری اسلامی تاکید می‌کنند که «سند» مورد بحث چیزی جز یک «نقشه راه» نیست و نباید به عنوان متنی نهایی تلقی شود. با این حال عنوان سند منتشر شده از سوی وزارت امور خارجه «ویرایش نهایی» است برای «برنامه همکاری‌های جامع ۲۵‌ساله ایران و چین».

درهمان حال، وزارت امور خارجه چین از متن ۱۸ صفحه ای تهران خبر ندارد و در عوض یک متن ۱۰ صفحه‌ای به انگلیسی و یک متن دیگر به ماندارین، زبان رسمی چین، در پنج صفحه عرضه می‌کند.

انسیتو مطالعات استراتژیک بین‌المللی پکن، وابسته به دانشگاه پکن، چیزی جز بیانیه پایان سفر آقای ژی جین پینگ، رییس جمهورخلق چین، به تهران در سال ۲۰۱۶ عرضه نمی‌کند.

کمیته ملی چین برای همکاری‌های اقتصادی چند مقاله در ضرورت توسعه بازرگانی میان جمهوری خلق چین و جمهوری دارد، اما از نهایی شدن یک معاهده راهبردی بی‌خبر است. انستیتو مطالعات بین‌المللی شانگهای نیز مدعی است که مذاکرات درباره همکاری‌های آینده دو کشور هنوز به طور جدی آغاز نشده است.

به عبارت دیگر، سر و صدایی که تهران به راه انداخته است، ممکن است هیاهوی بسیار برای هیچ باشد دست‌کم در آینده نزدیک.

ماجرا با سفر رییس جمهوری چین به تهران آغاز شد. در آن سفر آقای ژی جینگ پینگ ۱۷ تفاهم‌نامه‌ای را که «بیت رهبری» در سال های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ با رهبران چین تثبیت کرده بود، امضا کرد و راه را برای مذاکره برای عملی کردن برنامه‌های اعلام شده باز کرد.

مجموعه تفاهم‌نامه‌ها را می‌توان به چهار بخش تقسیم کرد. در بخش اول، چین ایران را به عنوان یک منبع مواد خام، به ویژه نفت و گاز، سنگ‌های معدنی و مواد غذایی از یک سو و خریدار کالاهای صنعتی از سوی دیگر می‌بیند. آقای مجید‌رضا حریری، رییس اتاق مشترک ایران و چین می‌گوید: «نوع اقتصاد ایران مبتنی بر فروش مواد خام به دنیاست. چین هم خریدار این کالاهاست و به همین سبب (می‌توانند) شریک اول تجاری یکدیگر باشند.»

به عبارت دیگر، چین، در این بخش مورد بحث، خواستار تحمیل یک رابطه کلاسیک استعماری به ایران است -همان شیوه‌ای که بریتانیا در هند، فرانسه در الجزایر و هلند در اندونزی، در دوران استعمار به کار برد. در سال‌های اخیر، چین همین رابطه را با بیش از ۳۰ کشور آسیایی و آفریقایی در حال رشد برقرار کرده است تا هم نیاز خود به مواد خام را تامین کند و هم بازارهای لازم برای صنایع خود را به دست آورد.

@flith
در بعضی کشورها مانند سودان و موزامبیک، چین حتی با خرید زمین‌های قابل کشت برنامه‌های درازمدتی را برای تامین مواد غذایی مورد نیاز خود شکل داده است. از آنجا که ایران خود با کمبود زمین‌های قابل کشت و منابع آب روبرو است، این سناریو در ایران قابل اجرا نیست. اما چین، چنان که در یکی از تفاهم‌نامه‌ها می‌بینیم، می‌تواند از منابع خلیج فارس و خلیج عمان برای ماهیگیری در مقیاس وسیع بهره گیرد. بخش دوم تفاهم نامه ها مربوط می‌شود به همکاری‌های سیاسی و دیپلماتیک که در عمل نتیجه قابل لمسی برای هیچ یک از دو کشور نخواهد داشت. ایران، در صحنه بین المللی، نفوذ چندانی ندارد که بتواند در مواقع ضروری به کمک چین بیاید. از سوی دیگر، چین حاضر نیست با نزدیک شدن به ایران مناسبات خود را با دیگر کشورها به خطر اندازد.

مثلا جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، در کتاب تازه خود نشان می‌دهد که پرزیدنت دونالد ترامپ در یک گفت‌و‌گوی تلفنی به همتای چینی خود اطلاع داد که ایالات متحده تحریم‌های معلق شده علیه ایران را از نو فعال می‌کند. در پاسخ، ژی جینگ پینگ، تلویحا فهماند که نمی‌خواهد این اقدام باعث کدورت میان پکن و واشینگتن شود. در بخش همکاری‌های دیپلماتیک چین در ۲۰۱۶ وعده داد که ایران را به عنوان عضو کامل «گروه شانگهای» بپذیرد -کاری که هنوز پس از نزدیک به پنج سال صورت نگرفته است، اما می‌تواند با صدور یک بیانیه در پکن انجام شود.

به عبارت دیگر، وعده پوچ همکاری‌های دیپلماتیک باعث نخواهد شد، چین روابط خود با آمریکا، اروپا، کشورهای عرب و حتی پاکستان، به خطر اندازد.

بخش سوم تفاهم نامه مربوط می شود به همکاری‌های نظامی و امنیتی که در متن وزارت امورخارجه ۱۴ باز ذکر شده‌اند. هدف اصلی چین در این بخش فروش اسلحه به ایران است. در ۴۰ سال گذشته چین بسیاری از سلاح های از دور خارج شده خود را به جمهوری اسلامی فروخته است و منابع حاصله را صرف تولید سلاح های امروزی تر برای نیروهای خود کرده است. در ۲۰۱۶ امید چین این بود که با پایان تحریم تسلیحاتی ایران در اکتبر ۲۰۲۰ بازار ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلاری فروش اسلحه به ایران باز شود. اما امروز معلوم نیست که حتی اگر این تحریم لغو شود، جمهوری اسلامی با درآمد نفتی ۸ میلیارد دلار در سال در مقایسه با ۱۴۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶، خواهد توانست مشتری خوبی برای سلاح‌های چین باشد.

بخش چهارم تفاهم‌نامه ها نیز بیشتر جنبه خیالبافی دارد. در این بخش، جمهوری اسلامی وعده می‌دهد که برای توسعه نفوذ چین در افغانستان، عراق، سوریه و لبنان از هیچ کوششی فروگذار نکند. در ۲۰۱۶ این وعده اندکی جدی‌تر از امروز به نظر می‌رسید زیرا جمهوری اسلامی هنوز بخشی از نفوذ خود را در آن کشورها حفظ کرده بود، امروز اما، این روسیه و ترکیه‌اند که در ترسیم آینده سوریه نقش دارند در حالی که ایران ناظری بیش نیست. در لبنان، بحران اقتصادی و سیاسی کنونی، جمهوری اسلامی را به صورت یک دشمن ترسیم می‌کند. در افغانستان و عراق نیز شاهد کاهش فوق العاده نفوذ تهران هستیم. در این کشورها، ایران نمی‌تواند چوب زیر بغل چین باشد.

در ۲۰۱۶ رهبر چین وعده داد که حجم بازرگانی دو جانبه از ۵۲ میلیارد دلار در سال در طی ۱۰ سال آینده به ۶۰۰ میلیارد دلار افزایش یابد. درست عکس آن وعده اتفاق افتاده است. در سال جاری ارزش مبادلات دو کشور از ۳۰ میلیارد دلار فراتر نخواهد رفت- آن هم در حالی که چین حاضر نیست بهای نفت وارداتی از ایران را با دلار بپردازد و خواستار مناسبات تهاتری است. بر اساس برآوردهای بانک مرکزی ایران، چین بیش از ۲۰ میلیارد دلار عایدات نفتی ایران را برای تحریم‌های وضع شده از سوری ایالات متحده، منجمد کرده است.

چین دو وعده دیگر را نیز فراموش کرده است. وعده اول سرمایه گذاری در نیروگاه هسته‌ای در ایران بود که طرح مطالعات اولیه‌اش نیز صورت گرفته است. در پنج سال گذشته، طرف چینی با ارائه عذرهای گوناگون در این زمینه طفره رفته است. وعده دوم، بازسازی نیروگاه آب سنگین اراک است که در چارچوب «برجام» بد فرجام، جزو تعهدات چین به شمار می‌رفت.

آیا ایران، چنا‌نکه بعضی مخالفان رژیم کنونی می‌گویند، در حال تبدیل شدن به مستعمره چین است؟ به نظر من نه! در اوضاع سورآلیستی کنونی، جمهوری اسلامی حاضر است برای بقای خود تمامی ایران را به حراج بگذارد. مشکل آقای خامنه ای و همکاران ایشان این است که کسی خریدار جنس حراجی آنان نیست. رهبران چین واقع‌بین‌تر و بی‌رحم‌تر از آنند که برای نجات یک کشتی توفان‌زده و بی‌ناخدا، منافع خود را در خطر افکنند.

@flith
در پاسخ به جنجال ناشی از «معاهده راهبردی» آقای جائولی جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری خلق چین در آغاز این هفته گفت: «‌چین و ایران دوستان سنتی هستند و در توسعه روابط دوجانبه می‌کوشند.»

چین ممکن است در شورای امنیت سازمان‌ملل، ادامه تحریم تسلیحاتی ایران را وتو کند. اما برخلاف ادعای آقای خامنه‌ای، هیچ معاهده ۲۵‌ساله‌ای را امضا نخواهد کرد. به همین سبب است که در متن وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، جای امضای دو طرف خالی است.

تهران هر چندگاه یک بار، یک پیروزی دیپلماتیک جدید رونمایی می‌کند تا شکست‌های فراروی رژیم را بپوشاند. این روش را چگونه بنامیم؟

به نظر من: دیپلماسی دل خوش‌کنک!

@flith
🐰حکایت من و خرگوش و ایشان!

ایشان: شنیده‌ام شما از خرگوش خوشتان می‌آید؟
من: درست شنیده‌اید.
ایشان: چه طور از حیوانی خوشتان می‌آید که خرطوم به آن درازی دارد؟
من: منظورتان فیل است؟
ایشان: البته نظر شما محترم است، ولی ما نامش را خرگوش می‌دانیم! حالا شما هر اسمی می‌خواهی رویش بگذار! به علاوه، چه طور از جانوری خوشت می‌آید که در رودخانه‌های آمازون مشغول صید گورخرهای بیچاره است؟
من: منظورت تمساح در آفریقاست؟
ایشان: حالا شما با بازی با کلمات هر چه می‌خواهی سفسطه کن! اگر راست می‌گویی بگو پس این خرگوش چه جانوری است؟
من: خوب، اول از همه گوش‌های بزرگی دارد....
ایشان: خوب، پس همان است که خرطوم بزرگی دارد، دیگر!
من: خیر چون شکل گوشهایش کشیده است و نه گرد!
ایشان: هان، ببین! پس حیوانی را دوست داری که جفتک می‌اندازد، بدصداست، ولی شما طرفدارانش تبلیغ کرده‌اید که پشگلش درمان هر دردی است!
من: نه عزیزم، آن خر است!
ایشان: ببین، مجادله بیخود می‌کنی. قبول داری که گوش‌های بزرگ‌ دارد و خر هم هست، پس خرگوش است دیگر! حتی زیست‌شناسان که اینقدر در مورد این چیزها دقیقند هر دو را جزو پستانداران طبقه‌بندی می‌کنند. پس اگر هم فرقی داشته باشند فرق کمی دارند! نمی‌توانی ادعا کنی که یکی را دوست داری و دیگری را نه!
من: بله، البته! شما درست می‌فرمایید!

مکالمه فوق شبیه مکالمه‌ایست که با بعضی‌ها سر اقتصاد آزاد و بازار آزاد دارم! نمی‌دانم چه اصراری دارند حالی‌ات کنند که نظامی که شدید‌ترین دخالت‌های دولتی، انواع و اقسام قوانین خلق‌الساعه، انواع رانت‌های دولتی، انواع سوبسیدهای آشکار و پنهان، انواع قیمت‌گذاری‌ها، پول انحصاری دولتی با تورم مزمن بالای بیست‌درصد..... دارد در حقیقت همان سیستم اقتصاد آزاد و یا چیزی خیلی نزدیک و شبیه به آن است!

جناب گاو
کافه اندیشه

@flith
در همین لحظه که من در حال نوشتنم، در گوشه‌ی دیگری از جهان، انسان‌های زیادی گرسنه‌اند. اگر ژان_پل_سارتر بود می‌گفت: من در برابر این گرسنگی مسئولم. البته من اعتراض می‌کردم: من نمی‌دانم آنجا چه خبر است و برای تغییر وضع اسفبار موجود، کار چندانی از دستم برنمی‌آید. ولی سارتر می‌گفت این منم که انتخاب کرده‌ام بی‌خبر بمانم و به جای آنکه خود را درگیر این وضع اسفبار کنم، در این لحظه‌ی خاص فقط بنویسم. می‌توانستم فراخوانی بدهم و اعانه جمع کنم یا از طریق ارتباطاتی که در اصحاب رسانه دارم، توجه همگان را به وضع موجود جذب کنم، ولی انتخاب کرده‌ام آن را نادیده بگیرم. من در برابر آنچه می‌کنم و آنچه انتخاب می‌کنم که نادیده بگیرم، مسئولم

اروین_د_یالوم
روان_درمانی_اگزیستانسیالیسم

@flith
پانوشت سهند ایرانمهر

افاضات جناب سجادی شبیه این حکایت عبید زاکانی است:

یکی در باغ رفت، دزدی را دید با پشتوارهٔ پیاز.
گفت؛ اینجا چه‌ میکنی؟
گفت؛ از اینجا میگذشتم که ناگاه باد سردی مرا در باغ انداخت.
گفت؛ چرا پیاز برکندی؟
گفت؛ باد مرا می ربود، دست به بوته های پیاز انداختم، پیاز ها از زمین کنده شد.
گفت؛ پس چه کسی پیاز ها را جمع کرد و این پشتواره بست؟
گفت؛ ‌والله من نیز به همین فکر بودم که آمدی.

@flith
☘☘☘
‏رضا اکرمی عضو جامعه روحانیت:

«بعضی‌ روحانیون پنج ماه است منبر نرفته‌اند، برای آنان چه فکری شده است؟ این افراد از کجا باید درآمد کسب کنند؟
یکی از قربانیان ماجرای کرونا مساجد هستند. الان وضعیت به گونه‌ای است که یک صفحه قرآن خواندن هم در آن تعطیل شده است.»/رسانه

+از همونجایی که سالهاست جوونای فارغ التحصیل بیکار کسب درآمد میکنن

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روزهای سخت تمام می‌شود و دوباره روزهای خوش فرا می‌رسد

کاری طنز از ارژنگ امیرفضلی



@flith
دکارت انسان را مالک طبیعت می‌داند و رُک و راست، حقِ داشتن روح را از جانوران سلب می‌کند. دکارت می‌گوید؛ انسان مالک و ارباب است، در حالی که حیوان یک ماشین خودکار است، یک ماشینِ جاندار.
در عین حال تصویر دیگری به ذهنم خطور می‌کند؛
نیچه از هتلی در شهر تورینو بیرون می‌آید و مشاهده می‌کند که یک درشکه‌چی با ضربه‌های شلاق اسبش را می‌زند.
نیچه به اسب نزدیک می‌شود و جلوی چشمان درشکه‌چی، سر و یال اسب را در آغوش می‌گیرد و با صدای بلند گریه می‌کند.
این واقعه در سال ۱۸۸۹ روی داد، زمانی که نیچه هم از آدمیان دور شده بود.
به عبارت دیگر همان موقع نیز بیماری روانی او بروز کرد. اما به عقیده‌ی من همین‌جاست که باید مفهوم عمیق حرکت او را دریابیم. نیچه آمده است تا از اسب برای دکارت طلب مغفرت کند. جنون او (بنابراین جدایی او از بشریت) در لحظه‌ای بروز کرد که سر و یال اسب را در آغوش گرفت و به زاری گریست.
و من نیچه‌ی مجنون را دوست دارم...!

(میلان کوندرا، بارهستی، ص۳۰۵)

@flith
سنگ نبشته ی پیروزمندان مشروطه در تهران
آنها پس از گشودن اصفهان به سوی تهران رهسپار شدند

#لربختیاری سردار اسعد بختیاری، سردار مریم بختیاری، از جنوب و سردار تنکابنی از شمال نیز تهران‌ را گشودند سپس یپرم خان ارمنی،سردار یارمحمدخان کرمانشاهی، سردار ستارخان و باقرخان و...به سمت تهران رهسپار شدند.

و نیز سردار لک مشروطه خواه که از کرمانشاه به یاری ستارخان و باقرخان در تبریز شتافت
متاسفانه نامی از یار ممدخان لَک در پیروزی مشروطه گفته نمیشود.

@flith
ملاله یوسف‌زی| با اسلحه می‌توانید تروریست را از بین ببرید، با آموزش و پرورش می‌توانید تروریسم را از بین ببرید.
@flith
‏«تنها ‎#آزادی است که در لحظات بحرانی، آرمان والاتر و نیرومندتری را جایگزین عشق انسان ها به رفاه مادی می‌سازد و هدف‌های دیگری به جز ثروتمند شدن را‌ به پیش می کشد که همگان تحت آن می‌توانند تباهی ها و شایستگی های راستین شان را ببینند و بسنجند.»
الکسی دو توکویل اندیشمند بزرگ فرانسوی https://t.co/nMyvnJ7e47‌‎

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان قابل تأمل حجت الاسلام دکتر انجوی نژاد:

«...هرجا دیدید بی حجابی
یا رابطه پسر و دختر را بزرگنمایی میکنند..ّ

بدانید که دزدی و اختلاس بزرگی توسط اقایون در حال انجام است ...
و این برای لاپوشانی است...»

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشت می کوبم بردر
پنجه میسایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم..
خفقان ....
من به تنگ آمده ام ..
از همه چیز ....

صدا:محمد رضا شجریان

@flith
نامه ی فیلسوف
به فرمانروای مستبد!:

اندیشه و زبان مردمان با من و تو به گور نخواهند رفت.
پس جای دارد که من و تو ازآنچه مردمان پس از ما دربارۀ ما خواهند گفت غافل نمانیم و دراندیشۀ آینده باشیم.
زیرا طبایع نیک و شریف همواره در این اندیشه اند که نام نیکی از خود به یادگار بگذارند، درحالی که مردمان عادی از این ماجرا غافلند.

افلاطون / نامۀ شمارۀ دو استفانوس

@flith
☘☘☘
به خاطر نوشته‌هایم معذرت می‌خواهم؛ نه خطر جنگل شدن را جدی بگیرید نه کوری سفید را

#مصطفی_داننده

در این مدت که وضعیت اقتصاد ایران شبیه به دریاهای همیشه طوفانی شده است که به هیچ کشتی و قایقی رحم نمی‌کند، بارها نوشتم که مواظب جامعه خودمان باشیم. نوشتم که خطر جنگل شدن جامعه ایران را جدی بگیریم. نوشتم که دچار کوری سفید شده‌ایم. نوشتم و امروز می‌خواهم بابت این نوشته‌هایم عذرخواهی کنم.

در این جامعه نمی‌شود خوب و با انصاف زیست. خودم را جای تولید کننده بیچاره گذاشتم. یک تولیدی کوچک مثلا لباس در گوشه‌ای از تهران. در این وضعیت بحرانی چگونه می‌توانستم آن را اداره کنم و حقوق کارگرها را بدهم؟ چگونه می‌توانستم بدون کار، مالیات، عوارض و اجاره واحد تولیدی را بدهم؟

نمی‌توانستم و مجبور بودم تولیدی را تعطیل کنم و وارد چرخه دلالی یا نه اصلا وارد بورس شوم. می‌توانم امروز سکه بخرم، فردا گران‌تر بفروشم. دلار بخرم و سود کنم. چه کاری است که تولید کنم؟ چه کاری است که عده‌ای را مشغول کنم و بعد نتوانم حقوق آنها را بدهم.

خودم را جای فروشندگان گذاشتم. دیدم حق دارند. جنسی که امروز خریده‌اند و باید فردا بفروشند با جنسی که قرار است پس فردا بخرند زمین تا آسمان تفاوت قیمت دارد.
جنس امروز خریده را به قیمت پس فردا می‌فروشد تا چراغ مغازه‌اش روشن باشد. تا بتواند چرخ زندگی‌اش را بچرخاند. اگر اینگونه رفتار نکند، دو روز بعد باید ضرر کند، مغازه‌اش را تعطیل کند و جواب تلفن صاحب مغازه را ندهد که چرا اجاره باقی مانده را نمی‌دهد.

خودم را جای تاکسی‌های اینترنتی گذاشتم، دیدم حق دارند کرایه‌های نجومی برای مسیرهای عادی بگیرند. می‌دانید یک لاستیک چقدر گران شده است؟ می‌دانید استهلاک یک ماشین چقدر است؟ حالا اصلا کاری به بنزین نداریم. واقعا در این شرایط انتظار داریم، کلان فلان شرکت به اندازه یک سال قبل کرایه بگیرد؟

تا همین چندی پیش آنهایی که در صف خرید دلار، گوشی، سکه، پوشک و ... می‌استادند که شماتت می‌کردم که این چه کاری است؟ نخرید بگذارید ارزان شود و هزار نصیحت بزرگ و کوچک دیگر. حالا می‌نویسم برای اینکه سفره‌تان کوچک نشود هرجا صف بود، زنبیلی بگذارید و نوبت بگیرید.

چندی پیش فیلمی در فضای مجازی منتشر شد که مردم در تهران در حال دویدن برای خرید دلار بودند. برخی‌ها حتی زمین خوردند. اگرهمین یک سال پیش بود، سری تکان می‌دادم و می‌گفتم داریم به کجا می‌رویم؟ حالا به همه آنها حق می‌دهم. آنها نگران وضعیت زندگی خود هستند. نگران سفره‌ای که هر روز کوچک‌تر می‌شود.

آنهایی که هرجا ثبت نام خودرو است، نامی از آنها دیده می‌شود، کار خوبی می‌کنند. پول‌شان را کجا سرمایه گذاری کنند بهتر از بازار خودرو. امروز ماشین را می‌خرند مثلا 50 میلیون و فردا می‌فروشند 90 میلیون تومان!

نه نگران کوری سفید باشید نه نگران جنگل شدن جامعه، به فکر خود و سفره‌تان باشید که هر روز در حال کوچک شدن است.

@flith
☘☘☘
‍ ابراهیم فیاض، جامعه شناس اصولگرا:
مجلس یازدهم یکی از بی‌هویت‌ترین مجالس پس از انقلاب است / اگر دولت بعدی هم مثل همین مجلس باشد، فروپاشی اجتماعی رخ خواهد داد



این مجلس از نظر طبقاتی دچار تعلیق است. این مجلس یکی از بی‌هویت‌ترین مجالس پس از انقلاب است و وجه اصلی هویتش شاید فقط ضدیت با دولت فعلی باشد وگرنه از هر طبقه‌ای در این مجلس حضور دارند و هویت اجتماعی و اقتصادی خاصی ندارد. به لحاظ سیاسی هم بسیاری از نمایندگان این مجلس ممکن است چپ‌تر از اصلاح‌طلبان باشند. یعنی به‌ شدت معترضند به وضعیت فعلی. اقلیتی هم در این مجلس وجود دارد که سن بالایی دارند. جنگ داخلی این مجلس، جنگ بین نسل جوان و تحصیلکرده و پیرمردهای محافظه‌کار است. نسل جوان حاضر در این مجلس، به ‌شدت به وضع موجود کشور معترض است و در آینده باب نقد اجتماعی و سیاسی گسترده‌ای را باز می‌کند که فضایی ویژه در کشور پدید می‌آید. نیروهای جوان‌تر این مجلس به کار کارشناسی اعتقاد ندارند و به ‌شدت اهل عمل هستند. یعنی عمل سریع در میدان. در راس این نیروها، قالیباف قرار دارد. او در شهرداری تهران هم این طور عمل کرد و از باب عملگرایی، پل‌هایی ساخت که الان معلوم نیست آن پل‌ها به چه کار می‌آیند.

اصولگرایی مرده است. اصلاح‌طلبی هم مرده است. این دو گفتمان رقیب هم بودند و مرگ یکی از آنها باعث مرگ دیگری شد. اول اصلاح‌طلبی مرد، بعد هم اصولگرایی مرد. این مجلس سرآغاز طیف‌بندی‌های جدید در فضای سیاسی ایران است. چه در داخل مجلس و چه در خارج مجلس. قالیباف در راس طیف محافظه‌کار مجلس قرار دارد و طیف محافظه‌کار، هنوز سر ندارد. سرش بعدا معلوم می‌شود. طیف‌های جوان اصلاح‌طلبان هم در آینده سر بلند می‌کنند و با اسلاف خودشان متفاوت خواهند بود. من فکر می‌کنم این مجلس زمینه روی کار آمدن رییس‌جمهوری توتالیتر در انتخابات 1400 است. یعنی ما در انتخابات 1400 شاهد روی کار آمدن رییس‌جمهوری تمامیت‌خواه‌تر از احمدی‌نژاد خواهیم بود.

اگر دولت بعدی مثل همین مجلس باشد، فروپاشی اجتماعی رخ خواهد داد. ولی دولت بعدی از جنس مجلس یازدهم نخواهد بود و در کنار دولت توتالیتر و علمی و تکنوکرات بعدی، باز هم این مجلس منفعل خواهد بود و همه کارها را دولت پیش خواهد برد. در دوره بناپارت هم مجالسی به ‌شدت منفعل در برابر قدرت مرکزی وجود داشت. کارکرد این مجلس فقط این است که نقش کاتالیزور را در روی کار آمدن چنین دولتی ایفا کند وگرنه این مجلس هویتی ندارد که بخواهد دولت بنا کند.
انتخاب
@flith
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگرجان را خدا داده ست ، چرا باید تو بستانی ؟
#اعدام_نکنید
@flith
هر‌ چه تبر زدی مرا ، زخم نشد جوانه زد

#اعدام_نکنید
@flith