☘☘☘
واعظی منبری رفت و سخنرانی جالبی ارائه داد.
کدخدا که خیلی لذت برده بود به واعظ گفت:
روزی که می خواهی از این روستا بروی بیا سه کیسه برنج از من بگیر!
واعظ شادمان شد و تشکر کرد. روز آخر در خانه ی کدخدا رفت و از کیسه های برنج سراغ گرفت.
کدخدا گفت:
راستش برنجی در کار نیست.
آن روز منبر جالبی رفتی من خیلی خوشم آمد و گفتم من هم یک چیزی بگویم که تو خوشت بیاید.
امثال و حکم
#علی_اکبر_دهخدا
@flith
واعظی منبری رفت و سخنرانی جالبی ارائه داد.
کدخدا که خیلی لذت برده بود به واعظ گفت:
روزی که می خواهی از این روستا بروی بیا سه کیسه برنج از من بگیر!
واعظ شادمان شد و تشکر کرد. روز آخر در خانه ی کدخدا رفت و از کیسه های برنج سراغ گرفت.
کدخدا گفت:
راستش برنجی در کار نیست.
آن روز منبر جالبی رفتی من خیلی خوشم آمد و گفتم من هم یک چیزی بگویم که تو خوشت بیاید.
امثال و حکم
#علی_اکبر_دهخدا
@flith
دختر : مادر، آزادی چیست؟
مادر : آزادی چیزی گرانبهاست
دختر : پس ما نمیتوانیم آن را بخریم؟
مادر : آنها کاری میکنند که بهایش، زندگیمان باشد ...
آزادی عریان میآید
#مرام_المصری
@flith
مادر : آزادی چیزی گرانبهاست
دختر : پس ما نمیتوانیم آن را بخریم؟
مادر : آنها کاری میکنند که بهایش، زندگیمان باشد ...
آزادی عریان میآید
#مرام_المصری
@flith
✅شرایط نماینده شدن در مجلس سوئد
آیا اگر چنین شرایطی برای نمایندگان مجلس در ایران فراهم شود باز آنان با چنین شوقی برای نماینده شدن تلاش میکنند؟
🔗شرایط نمایندگان مجلس سوئد، یکی از کشورهای فوق پیشرفته دنیا را مشاهده کنید!
- نه دستیار نه قهوه مجانی نه حقوق زیاد.
- این مجلس فقط سه خودرو دارد برای مناسبتهای رسمی.
- انتظار اینست که نمایندگان از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنند.
- تا سال 1957 (1336) حقوق اصلاً دریافت نمیکردند، الان حقوقشان 40000 کرون سوئد است کمتر از حقوق یک معلم ساده!
- برای رفت و آمد، کارت بلیط اتوبوس و غیره سالیانه به آنها داده میشود.
- نمایندگان حق ندارند حقوق خود را بالاتر ببرند!
- فقط به نمایندگانی آپارتمان مسکونی داده میشود که ساکن استکهلم نبوده باشند.
- آپارتمان 45 مترمربعی بدون اتاق خواب جداگانه.
- دوست و فامیلشان حق ندارند شب را در آنجا سپری کنند، مگر اینکه هزینه اقامت آن شخص را بپردازند.
- در مجلس گارسون وجود ندارد، هر نماینده هزینه غذای خودش را میپردازد و ظرف غذای خودش را میشوید.
- نماینده دستیار ندارد، منشی ندارد، خودش برنامههای کاری خود را تنظیم میکند و تلفنهایش را جواب میدهد.
- اگر تاکسی کرایه کند انتظار اینست که نزدیکترین مسیر را انتخاب نماید.
- مجلس اشتراک رسانههای مهمتر کشور را دارد و همه رسانهها برای نمایندگان رایگان است که مشترکاً استفاده کنند.
- اگر بخواهند سفر کاری بروند باید ارزانترین گزینه مثلاً کوپه ارزانتر قطار را انتخاب کنند.
- برای سفر خارجی حداکثر 50000 کرون معادل 5400 دلار حق دارند هزینه کنند.
- هیچگونه پرداخت حقوق مادامالعمر ندارند بلکه فقط تا دو سال بعد از پایان دوره نمایندگی به شرط اینکه ثابت کنند که به دنبال کار بودهاند میتوانند تا وقتی کار گیر بیاورند معادل 85 درصد حقوق نمایندگیشان را دریافت کنند.
- سیاستمداران محلی که اصلاً حقوق دریافت نمیکنند چون کار سیاسی محلی کار عمومی محسوب میشود و حقوق ندارد.
این معنای واقعی خدمت به خلق است! حالا اگر شرایط مجلس ایران هم اینگونه بود، بازهم کسی حاضر بود میلیاردها تومان خرج کند که نماینده مجلس شود؟!
روزنامه جمهوری اسلامی-سه شنبه 10تیرماه
@flith
آیا اگر چنین شرایطی برای نمایندگان مجلس در ایران فراهم شود باز آنان با چنین شوقی برای نماینده شدن تلاش میکنند؟
🔗شرایط نمایندگان مجلس سوئد، یکی از کشورهای فوق پیشرفته دنیا را مشاهده کنید!
- نه دستیار نه قهوه مجانی نه حقوق زیاد.
- این مجلس فقط سه خودرو دارد برای مناسبتهای رسمی.
- انتظار اینست که نمایندگان از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنند.
- تا سال 1957 (1336) حقوق اصلاً دریافت نمیکردند، الان حقوقشان 40000 کرون سوئد است کمتر از حقوق یک معلم ساده!
- برای رفت و آمد، کارت بلیط اتوبوس و غیره سالیانه به آنها داده میشود.
- نمایندگان حق ندارند حقوق خود را بالاتر ببرند!
- فقط به نمایندگانی آپارتمان مسکونی داده میشود که ساکن استکهلم نبوده باشند.
- آپارتمان 45 مترمربعی بدون اتاق خواب جداگانه.
- دوست و فامیلشان حق ندارند شب را در آنجا سپری کنند، مگر اینکه هزینه اقامت آن شخص را بپردازند.
- در مجلس گارسون وجود ندارد، هر نماینده هزینه غذای خودش را میپردازد و ظرف غذای خودش را میشوید.
- نماینده دستیار ندارد، منشی ندارد، خودش برنامههای کاری خود را تنظیم میکند و تلفنهایش را جواب میدهد.
- اگر تاکسی کرایه کند انتظار اینست که نزدیکترین مسیر را انتخاب نماید.
- مجلس اشتراک رسانههای مهمتر کشور را دارد و همه رسانهها برای نمایندگان رایگان است که مشترکاً استفاده کنند.
- اگر بخواهند سفر کاری بروند باید ارزانترین گزینه مثلاً کوپه ارزانتر قطار را انتخاب کنند.
- برای سفر خارجی حداکثر 50000 کرون معادل 5400 دلار حق دارند هزینه کنند.
- هیچگونه پرداخت حقوق مادامالعمر ندارند بلکه فقط تا دو سال بعد از پایان دوره نمایندگی به شرط اینکه ثابت کنند که به دنبال کار بودهاند میتوانند تا وقتی کار گیر بیاورند معادل 85 درصد حقوق نمایندگیشان را دریافت کنند.
- سیاستمداران محلی که اصلاً حقوق دریافت نمیکنند چون کار سیاسی محلی کار عمومی محسوب میشود و حقوق ندارد.
این معنای واقعی خدمت به خلق است! حالا اگر شرایط مجلس ایران هم اینگونه بود، بازهم کسی حاضر بود میلیاردها تومان خرج کند که نماینده مجلس شود؟!
روزنامه جمهوری اسلامی-سه شنبه 10تیرماه
@flith
☘☘☘
نقل است، شب اول که حلاج را حبس کردند، زندانبانان بيامدند و او را در زندان نديدند !
جملۀ زندان بگشتند، کسی را نديدند
شب دوم، نه او را ديدند و نه زندان را....
هر چند زندان را طلب کردند نديدند. !
شب سوم او را در زندان ديدند
گفتند شب اول کجا بودی؟
و شب دوم زندان، و تو کجا بودی؟
اکنون هر دو پديد آمديد، اين چه واقعه است؟
گفت: شب اول من به نزد حضرت حق بودم، اینجا نبودم
شب دوم حضرت حق اينجا بود، از آن جهت هم من و هم زندان هر دو غايب بوديم.
شب سوم بازم فرستادند مرا برای حکم شریعت، بيائيد و کار خود کنيد و حکم شریعتتان را بر من جاری کنید
گفتند این چه بازی است؟
گفت: بازیِ عشق
پرسیدند عشق چیست؟
گفت امروز ببیند و فردا و پسفردا
آن روز به حکم شریعت او را بردار کشیدند
فردای ان روز جسدش،را سوزاندند
و پسفردا خاکسترش بر باد دادند
تذکره الاولیا
@flith
نقل است، شب اول که حلاج را حبس کردند، زندانبانان بيامدند و او را در زندان نديدند !
جملۀ زندان بگشتند، کسی را نديدند
شب دوم، نه او را ديدند و نه زندان را....
هر چند زندان را طلب کردند نديدند. !
شب سوم او را در زندان ديدند
گفتند شب اول کجا بودی؟
و شب دوم زندان، و تو کجا بودی؟
اکنون هر دو پديد آمديد، اين چه واقعه است؟
گفت: شب اول من به نزد حضرت حق بودم، اینجا نبودم
شب دوم حضرت حق اينجا بود، از آن جهت هم من و هم زندان هر دو غايب بوديم.
شب سوم بازم فرستادند مرا برای حکم شریعت، بيائيد و کار خود کنيد و حکم شریعتتان را بر من جاری کنید
گفتند این چه بازی است؟
گفت: بازیِ عشق
پرسیدند عشق چیست؟
گفت امروز ببیند و فردا و پسفردا
آن روز به حکم شریعت او را بردار کشیدند
فردای ان روز جسدش،را سوزاندند
و پسفردا خاکسترش بر باد دادند
تذکره الاولیا
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گورستان_انگلیسی_ها
حضور چینیها و روسها و هر بیگانه دیگر در خاک ایران بدون رضایت ما ملت ایران میباشد و سرانجام خوبی دربر نخواهد داشت!
تاریخ تکرار میشود..!
رییسعلی را به یاد دارید؟!
هر جوان ایرانی یک رییسعلی ست!
گورستان انگلیسیها مربوط به اواخر دوره قاجار و همزمان با جنگ رئیسعلی دلواری با متجاوزان انگلیسی است.
چینی ها و روسها بدانند برای سیاست های سلطه جویانه انها با سوء استفاده از حکومت نامشروع جمهوری اسلامی در ایران چنین گورهایی در انتظارشان خواهد بود
#ترکمنچای_چینی
#ایران_فروشی_نیست
#پاینده_ایران
@flith
حضور چینیها و روسها و هر بیگانه دیگر در خاک ایران بدون رضایت ما ملت ایران میباشد و سرانجام خوبی دربر نخواهد داشت!
تاریخ تکرار میشود..!
رییسعلی را به یاد دارید؟!
هر جوان ایرانی یک رییسعلی ست!
گورستان انگلیسیها مربوط به اواخر دوره قاجار و همزمان با جنگ رئیسعلی دلواری با متجاوزان انگلیسی است.
چینی ها و روسها بدانند برای سیاست های سلطه جویانه انها با سوء استفاده از حکومت نامشروع جمهوری اسلامی در ایران چنین گورهایی در انتظارشان خواهد بود
#ترکمنچای_چینی
#ایران_فروشی_نیست
#پاینده_ایران
@flith
دکتر «امیر طاهری»: برخلاف شايعات و گزارشها، اين جزيره #كيش كه يك مركز تفريحي است، نيست كه به چينیها "اجاره" داده میشود،
بلكه حضور چين در شبه جزيره #جاسک، واقع در ورودی #تنگه_هرمز خواهد بود كه نقطهای بسيار استراتژيکتر براي طراحی نيروی دريايی در #خليج_فارس، دریای عمان (مکران) و دريای عرب است.
@flith
بلكه حضور چين در شبه جزيره #جاسک، واقع در ورودی #تنگه_هرمز خواهد بود كه نقطهای بسيار استراتژيکتر براي طراحی نيروی دريايی در #خليج_فارس، دریای عمان (مکران) و دريای عرب است.
@flith
☘☘☘
روزنامه کوریره دلا سرا ایتالیا: اقدام غافلگیرکننده #ترامپ در ماه اکتبر، #جمهوری_اسلامی خواهد بود، درگیری محدود نظامی وی با رژیم ایران و ایفای نقش فرماندهی نظامیشاید بهترین گزینه وی در این میان باشد.
تمامی دولت های اروپایی بر این باورند که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری #آمریکا در ماه نوامبر قابل پیش بینی نیست : برای پیروزی در این انتخابات باید دید اقدام غافلگیرکننده #ترامپ در ماه اکتبر به منظور سوق دادن شرایط انتخاباتی به نفع خود چه خواهد بود.
در این ارتباط فرضیههای متعددی از جمله توافق هسته ای با کره شمالی که عملاً غیرمحتمل به نظر می رسد، سقوط "مادورو" در ونزوئلا، خروج نیروهای نظامی از افغانستان (که بخش قابل توجه آن علیرغم حملات طالبان، انجام شده) و اوکراین (که "رودی جولیانی" وکیل مدافع ترامپ ماجرای پسر "جو بایدن" در این کشور را دنبال میکند)، وجود داشته، ولی غالب ترین نظریه مطرح در میان تحلیلگران، فرضیه درگیری مختصر نظامیبین #آمریکا و #ایران است.
چراکه هیچ یک از این سناریوها، علیرغم بار و اعتبارشان، نمیتوانند با شرایط خاص مربوط به ایران مقایسه شوند. بدین ترتیب که: بر اساس توافق هسته ای ایران در سال 2015 تحریم تسلیحات سبک و متعارف این کشور در اکتبر 2020 به پایان خواهد رسید، در سازمان ملل متحد در این خصوص رأی گیری بعمل خواهد آمد و حداقل #روسیه تمدید تحریم ها را وتو خواهد کرد. با این حال هر کشوری بطور جداگانه مجاز است تصمیم خود در این ارتباط را اعمال کند و اینجاست که آمریکا قطعاً تحریم های مذکور را تمدید خواهد کرد.
جمهوری اسلامی و #سپاه_پاسداران نیز به دلایل داخلی ناچار به واکنش شده و احتمالاً چند عملیات نظامی در #خلیج_فارس انجام خواهد داد.
در این صورت کاخ سفید نیز میتواند با درگیریهایی محدود و بدون تلفات برای آمریکاییها (برای مثال از طریق پهپادها و موشک های کروز) پاسخ بدهد
جنگی کوچک و مختصری که قادر خواهد بود دونالد #ترامپ به یک «سرفرمانده» ممتاز در آمریکا، جدای از وضعیت جاریِ سلامتی عمومی (ناشی از کرونا) و حتی نرخ بیکاری در این کشور، تبدیل نموده و موجب افزایش محبوبیتش شود. و این فرضیه بسیار ملموسی است که در میان تحلیلگران ژئوپلیتیکی مطرح است.
بعبارت دیگر، چنانچه #ترامپ در انتخابات با نقش فرمانده نظامی ظاهر شود، ممکن است بتواند برای بار دوم نیز به پیروزی برسد/ پایان
https://t.co/CKnx2wjvXV
@flith
روزنامه کوریره دلا سرا ایتالیا: اقدام غافلگیرکننده #ترامپ در ماه اکتبر، #جمهوری_اسلامی خواهد بود، درگیری محدود نظامی وی با رژیم ایران و ایفای نقش فرماندهی نظامیشاید بهترین گزینه وی در این میان باشد.
تمامی دولت های اروپایی بر این باورند که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری #آمریکا در ماه نوامبر قابل پیش بینی نیست : برای پیروزی در این انتخابات باید دید اقدام غافلگیرکننده #ترامپ در ماه اکتبر به منظور سوق دادن شرایط انتخاباتی به نفع خود چه خواهد بود.
در این ارتباط فرضیههای متعددی از جمله توافق هسته ای با کره شمالی که عملاً غیرمحتمل به نظر می رسد، سقوط "مادورو" در ونزوئلا، خروج نیروهای نظامی از افغانستان (که بخش قابل توجه آن علیرغم حملات طالبان، انجام شده) و اوکراین (که "رودی جولیانی" وکیل مدافع ترامپ ماجرای پسر "جو بایدن" در این کشور را دنبال میکند)، وجود داشته، ولی غالب ترین نظریه مطرح در میان تحلیلگران، فرضیه درگیری مختصر نظامیبین #آمریکا و #ایران است.
چراکه هیچ یک از این سناریوها، علیرغم بار و اعتبارشان، نمیتوانند با شرایط خاص مربوط به ایران مقایسه شوند. بدین ترتیب که: بر اساس توافق هسته ای ایران در سال 2015 تحریم تسلیحات سبک و متعارف این کشور در اکتبر 2020 به پایان خواهد رسید، در سازمان ملل متحد در این خصوص رأی گیری بعمل خواهد آمد و حداقل #روسیه تمدید تحریم ها را وتو خواهد کرد. با این حال هر کشوری بطور جداگانه مجاز است تصمیم خود در این ارتباط را اعمال کند و اینجاست که آمریکا قطعاً تحریم های مذکور را تمدید خواهد کرد.
جمهوری اسلامی و #سپاه_پاسداران نیز به دلایل داخلی ناچار به واکنش شده و احتمالاً چند عملیات نظامی در #خلیج_فارس انجام خواهد داد.
در این صورت کاخ سفید نیز میتواند با درگیریهایی محدود و بدون تلفات برای آمریکاییها (برای مثال از طریق پهپادها و موشک های کروز) پاسخ بدهد
جنگی کوچک و مختصری که قادر خواهد بود دونالد #ترامپ به یک «سرفرمانده» ممتاز در آمریکا، جدای از وضعیت جاریِ سلامتی عمومی (ناشی از کرونا) و حتی نرخ بیکاری در این کشور، تبدیل نموده و موجب افزایش محبوبیتش شود. و این فرضیه بسیار ملموسی است که در میان تحلیلگران ژئوپلیتیکی مطرح است.
بعبارت دیگر، چنانچه #ترامپ در انتخابات با نقش فرمانده نظامی ظاهر شود، ممکن است بتواند برای بار دوم نیز به پیروزی برسد/ پایان
https://t.co/CKnx2wjvXV
@flith
Corriere della Sera
Le mosse di Trump: la sorpresa di ottobre sarà l’Iran
Il corsivo di Franco Venturini sul Corriere del 3 luglio 2020
☘☘☘
چرا درمانگاه #سينااطهر آتش گرفت و ۱۹ نفر زنده زنده در آتش سوختند؟
#شهلا_ساوالان
مالك اين درمانگاه كجاست و چه نسبتي با حسن روحاني رئيس جمهوري اسلامي دارد؟
قاليباف چرا به مالك اين درمانگاه تسليت گفت؟
ماهيانه يك ميليون دلار براي صاحب اين درمانگاه به آمريكا فرستاده مي شود.
دکتر محمد اطهری اهل شهر کرمان، مالک این کلینیک و از سال ۱۳۴۹ ساکن شهر هوستون در #آمریکا میباشد.
وي دانش آموخته سال ۱۳۴۸ از دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و متخصص مغز و اعصاب از دانشگاه هوستون آمريكاست.
مرکز MRI واقع در خیابان جم تهران و بیش از ۲۰ مرکز MRI و کلینیک در سراسر ایران در مالكيت اوست.
که از محل درآمد این مراکز ماهیانه حداقل بیش از یک میلیون دلار برایشان به آمریکا حواله میشود که از محل آن به تاسیس چندین بار و کازینو در امریکا اقدام کرده اند.
این مرکز آتش گرفته(سینا اطهر) از نظر ضوابط ایمنی و شهرداری هم چون سایر مراکز درمانی كه او مالك آنهاست، از حداقل امکانات بر خوردار بوده. محل مسكوني فاقد استانداردهاي درماني بوده و تغيير كاربري داده اند.
همه ساختمانهای پزشکی خود را با دادن رشوه به شهرداری در سطوح بسیار بالا و ماموران آن از بازدیدهای لازم و چك و كنترل استانداردهاي معمول پزشكي معاف كرده اند.
دلیل تسلیت شخص قالیباف برای این حادثه چیزی نیست جز رابطه بده بستان وي با شهرداری تهران و برخورداري شهرداري و بقاياي منافع قاليباف در آن جا چيز ديگري نيست.
سینا نام پسر دکتر اطهری است و دیگر مراکز هم به نام دیگر فرزندانش نسیم و سحر و......نام گذاری شده است.
#اجتماعی
@flith
چرا درمانگاه #سينااطهر آتش گرفت و ۱۹ نفر زنده زنده در آتش سوختند؟
#شهلا_ساوالان
مالك اين درمانگاه كجاست و چه نسبتي با حسن روحاني رئيس جمهوري اسلامي دارد؟
قاليباف چرا به مالك اين درمانگاه تسليت گفت؟
ماهيانه يك ميليون دلار براي صاحب اين درمانگاه به آمريكا فرستاده مي شود.
دکتر محمد اطهری اهل شهر کرمان، مالک این کلینیک و از سال ۱۳۴۹ ساکن شهر هوستون در #آمریکا میباشد.
وي دانش آموخته سال ۱۳۴۸ از دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و متخصص مغز و اعصاب از دانشگاه هوستون آمريكاست.
مرکز MRI واقع در خیابان جم تهران و بیش از ۲۰ مرکز MRI و کلینیک در سراسر ایران در مالكيت اوست.
که از محل درآمد این مراکز ماهیانه حداقل بیش از یک میلیون دلار برایشان به آمریکا حواله میشود که از محل آن به تاسیس چندین بار و کازینو در امریکا اقدام کرده اند.
این مرکز آتش گرفته(سینا اطهر) از نظر ضوابط ایمنی و شهرداری هم چون سایر مراکز درمانی كه او مالك آنهاست، از حداقل امکانات بر خوردار بوده. محل مسكوني فاقد استانداردهاي درماني بوده و تغيير كاربري داده اند.
همه ساختمانهای پزشکی خود را با دادن رشوه به شهرداری در سطوح بسیار بالا و ماموران آن از بازدیدهای لازم و چك و كنترل استانداردهاي معمول پزشكي معاف كرده اند.
دلیل تسلیت شخص قالیباف برای این حادثه چیزی نیست جز رابطه بده بستان وي با شهرداری تهران و برخورداري شهرداري و بقاياي منافع قاليباف در آن جا چيز ديگري نيست.
سینا نام پسر دکتر اطهری است و دیگر مراکز هم به نام دیگر فرزندانش نسیم و سحر و......نام گذاری شده است.
#اجتماعی
@flith
انتخاب با شماست؛ فاصلهی مرگ و زندگی را ببینید
من ماسک میزنم برای سلامتی تو
تو ماسک بزن برای سلامتی ما
@flith
من ماسک میزنم برای سلامتی تو
تو ماسک بزن برای سلامتی ما
@flith
☘☘☘
توافق ۲۵ ساله با چین| توییتر صادق زیباکلام ۲۰ تیر ۹۹
برخلاف بسیاری از مسئولینمان که مرید و علاقمند روسها و چینیها شدهاند، ایرانیان تحصیلکرده نه اعتمادی به مسکو دارند و نه ارادت خاصی به پکن.
“کمترین دلیلشان نقض دمکراسی در هر دو کشور هست.”
قدیمی ها ضرب المثلی داشتند که میگفتند "نه به داره نه به باره اسمش خاله موندگاره" کنایه ازموضوعی بود که درهمان ابتداء کار یک دنیا حرف وحدیث بوجود آورده بود. "قراردادهمکاری ۲۵ ساله ایران و چین"حکایت آن ضرب المثل را پیدا کرده. فعلا در حد یکسری کلیات است که درهیات دولت بتصویب رسیده وتقدیم مجلس خواهد شد تاپس از تصویب و تایید شورای نگهبان باجرا درآید.بنابراین این پرسش مطرح میشود که پس چرا اینقدر حساسیت پیرامون آن بوجودآمده؟چندین دلیل برای حساسیتها وجود دارند.
اولین و مهمترین آنها بی اعتمادی به مسئولین میباشد. آنقدرسطح اعتماد عمومی نسبت به مسئولین درجامعه ما سقوط کرده که اگر مسئولین وسط روزبگویند روزاست بسیاری حتی آن را هم باورنخواهندکرد.
دلیل دوم دفاع مسئولین ازلایحه است. خلاصه دفاع آقای سیدعباس موسوی سخنگوی وزارت خارجه آن بود که "چون واشنگتن با آن مخالفت کرده، پس حتما توافق با چین بنفع ایران است". ازاین استدلال ضعیف ترو بی پایه و اساس تر واقعا نمیتوان سراغ گرفت. آقای موسوی ظاهراً هنوز درفضایِ سالهایِ نخست انقلاب هستند که بسیاری ازایرانیان آمریکا را دشمن قسم خورده ایران تصورمیکردند بنابراین مخالفت آن کشور را حجتی بردرستی و حقانیت هر سیاستی میگرفتند. به بسیاری ازدولتمردانمان از جمله آقای عباسی میبایستی گفت که جامعه ایران مدتهاست ازاین باورکه آمریکا لزوما دشمن ایران است عبور کرده است. اگرتوافق با چین بنفع ایران است، مسئولین میبایستی آن را نشان دهند وصرف استنادکردن باینکه "چون آمریکا مخالفت کرده پس بنفع ایران است" کافی نیست.
دلیل سوم بازمیگردد به بی اعتمادی به چین و روسیه بعنوان متحدین استراتژیک ایران. برخلاف بسیاری ازمسئولین ایران که سرسپرده و مرید پکن و مسکو شده اند، بسیاری از اقشار و لایههای تحصیلکرده جامعه ایران هیچ حسنظنی نسبت به آنان نداشته و برعکس مسئولینمان به هردو آنان بی اعتماد هم هستند. حمایت زبانی از ایران بکنار، هردو قدرت در مواردی که آمریکا دراخذ تصمیمی علیه ایران جدی بوده، بی سرو صدا با واشنگتن همراهی کردهاند. صد البته که این طبیعی است که مسکو و پکن میبایستی به دنبال منافع ملی خودشان باشند و نه حمایت ازایران به هرقیمتی. اما مسئولین ما این استدلال ساده را در مورد اروپایی ها نمیپذیرند و از آنان برخلاف روسیه و چین توقع دارند منافع ملی شان را قربانی حمایت ازایران نمایند.
#صادق_زیباکلام
@flith
توافق ۲۵ ساله با چین| توییتر صادق زیباکلام ۲۰ تیر ۹۹
برخلاف بسیاری از مسئولینمان که مرید و علاقمند روسها و چینیها شدهاند، ایرانیان تحصیلکرده نه اعتمادی به مسکو دارند و نه ارادت خاصی به پکن.
“کمترین دلیلشان نقض دمکراسی در هر دو کشور هست.”
قدیمی ها ضرب المثلی داشتند که میگفتند "نه به داره نه به باره اسمش خاله موندگاره" کنایه ازموضوعی بود که درهمان ابتداء کار یک دنیا حرف وحدیث بوجود آورده بود. "قراردادهمکاری ۲۵ ساله ایران و چین"حکایت آن ضرب المثل را پیدا کرده. فعلا در حد یکسری کلیات است که درهیات دولت بتصویب رسیده وتقدیم مجلس خواهد شد تاپس از تصویب و تایید شورای نگهبان باجرا درآید.بنابراین این پرسش مطرح میشود که پس چرا اینقدر حساسیت پیرامون آن بوجودآمده؟چندین دلیل برای حساسیتها وجود دارند.
اولین و مهمترین آنها بی اعتمادی به مسئولین میباشد. آنقدرسطح اعتماد عمومی نسبت به مسئولین درجامعه ما سقوط کرده که اگر مسئولین وسط روزبگویند روزاست بسیاری حتی آن را هم باورنخواهندکرد.
دلیل دوم دفاع مسئولین ازلایحه است. خلاصه دفاع آقای سیدعباس موسوی سخنگوی وزارت خارجه آن بود که "چون واشنگتن با آن مخالفت کرده، پس حتما توافق با چین بنفع ایران است". ازاین استدلال ضعیف ترو بی پایه و اساس تر واقعا نمیتوان سراغ گرفت. آقای موسوی ظاهراً هنوز درفضایِ سالهایِ نخست انقلاب هستند که بسیاری ازایرانیان آمریکا را دشمن قسم خورده ایران تصورمیکردند بنابراین مخالفت آن کشور را حجتی بردرستی و حقانیت هر سیاستی میگرفتند. به بسیاری ازدولتمردانمان از جمله آقای عباسی میبایستی گفت که جامعه ایران مدتهاست ازاین باورکه آمریکا لزوما دشمن ایران است عبور کرده است. اگرتوافق با چین بنفع ایران است، مسئولین میبایستی آن را نشان دهند وصرف استنادکردن باینکه "چون آمریکا مخالفت کرده پس بنفع ایران است" کافی نیست.
دلیل سوم بازمیگردد به بی اعتمادی به چین و روسیه بعنوان متحدین استراتژیک ایران. برخلاف بسیاری ازمسئولین ایران که سرسپرده و مرید پکن و مسکو شده اند، بسیاری از اقشار و لایههای تحصیلکرده جامعه ایران هیچ حسنظنی نسبت به آنان نداشته و برعکس مسئولینمان به هردو آنان بی اعتماد هم هستند. حمایت زبانی از ایران بکنار، هردو قدرت در مواردی که آمریکا دراخذ تصمیمی علیه ایران جدی بوده، بی سرو صدا با واشنگتن همراهی کردهاند. صد البته که این طبیعی است که مسکو و پکن میبایستی به دنبال منافع ملی خودشان باشند و نه حمایت ازایران به هرقیمتی. اما مسئولین ما این استدلال ساده را در مورد اروپایی ها نمیپذیرند و از آنان برخلاف روسیه و چین توقع دارند منافع ملی شان را قربانی حمایت ازایران نمایند.
#صادق_زیباکلام
@flith
بذل و بخشش ملوکانه
سخنگوی وزارت خارجه: با کشور چین میتوانیم جلوی قلدرها بایستیم.
طرح از توکا نیستانی
@flith
سخنگوی وزارت خارجه: با کشور چین میتوانیم جلوی قلدرها بایستیم.
طرح از توکا نیستانی
@flith
ناگفته های روابط ایران و چین؛ از دوره جنگ تا زمان تحریم ها
✍️حسين باستاني
قابل انکار نیست که دولت چین، در دهه های اخیر در مواردی به پشتیبانی از مواضع حکومت ایران در پرونده های راهبردی پرداخته است. ولی جنبه هایی مشخص از مواضع پکن در این پرونده ها در روایت های رسمی ناگفته مانده، که بازخوانی آنها برای داشتن درکی واقعی تر از جنس "حمایت های" پکن ضروری به نظر می رسد.
مثلا چین در طول جنگ هشت ساله، ۱ میلیارد و ۸۴۳ میلیون دلار به ایران اسلحه فروخت. اما در همان مقطع، چین بیش از ۵ میلیارد دلار اسلحه به عراق فروخت که حدود سه برابر تسلیحات صادر شده به ایران بود. در زمان جنگ، کلیدیترین صادرات چین به ایران موشکهای کرم ابریشم بودند که در حملات تلافی جویانه ایران به کشتیهای حامل نفت و کالا برای عراق ("جنگ نفت کشها") نقش مهمی را ایفا کردند. ولی حتی در ارتباط با این موشکها نیز نباید فراموش کرد که در طول جنگ، ایران مجموعا ۷۵ الی ۸۰ موشک کرم ابریشم دریافت کرد، در حالی که وارادات عراق از چین بالغ بر۲۰۰ موشک از این نوع میشد.
زمانی که پرونده هسته ای ایران از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل رفت هم، چین با وجود حمایت لفظی از تهران به همراهی با واشنگتن پرداخت. در رای گیری نهاییِ ۳۵ عضو شورای حکام در ۱۵ بهمن ۸۴، کوبا، ونزوئلا و سوریه به نفع تهران و در مخالفت با ارسال پرونده به شورای امنیت رای دادند. رای الجزایر، بلاروس، اندونزی، لیبی و آفریقای جنوبی نیز ممتنع بود. ولی چین، روسیه و هند، که مقامهای ایران بر روی حمایت آنها حساب میکردند، به ضرر تهران رای دادند. این کشورها، با همراهی با آمریکا در ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، عملا باعث شدند سرنوشت این پرونده به نهادی سپرده شود که واشنگتن در آن -برخلاف شورای حکام- حق وتو داشت.
چین در شرایطی با ارسال پرونده هستهای به شورای امنیت همراهی کرد که طیفی از مقامهای ایرانی، کماکان تصور میکردند پکن و مسکو، در آن شورا مانع از صدور قطعنامه علیه تهران خواهند شد. در واقع اگر چین یا روسیه به قطعنامههای شورای امنیت رای منفی میدادند، با توجه به حق وتوی آنها این قطعنامهها تصویب نمیشدند. با وجود این هر دو کشور، علی رغم تلاشهای موردی برای تعدیل لحن قطعنامهها، به تک-تکِ قطعنامههای شورای امنیت علیه پرونده هستهای ایران رای مثبت دادند و حتی حاضر نشدند به یکی از آنها رای "ممتنع" بدهند.
چین حتی به متن بسیار تندی چون قطعنامه ۱۹۲۹، که برزیل و ترکیه به آن رای منفی دادند و لبنان هم اساسا از شرکت در رای گیریش خودداری کرد، رای مثبت داد. قطعنامه ای که گذشته از تحریم سپاه و کشتیرانی، بازرسی تمام محمولههای هوایی و دریایی ایران یا حتی توقیف و انهدام محمولههای دریایی آن را در آبهای آزاد مجاز میکرد و عملا جلوی تاسیس شعب تازه بانکهای ایرانی را در خارج از کشور میگرفت. این قطعنامه همچنین، فروش هر گونه تانک، خودروی زرهی، توپخانه، هواپیمای جنگنده، بالگرد تهاجمی، ناو، موشک یا سیستم موشکی به ایران را قدغن میکرد.
پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ و خروج واشنگتن از توافق هستهای نیز، چین با وجود مخالفتهایی که به همراه روسیه و اتحادیه اروپا با خروج یک جانبه آمریکا انجام داد، به تدریج خود را با تحریمهای جدید آمریکاییها علیه تهران هماهنگ کرد. یک ماه و نیم پس از خروج آمریکا از توافق هستهای در ۱۸ اردیبهشت ۹۷، علیاکبر ولایتی مشاور بینالملل آیتالله خامنه ای برای رساندن پیام او به چین و روسیه رفت. آقای ولایتی پس از بازگشت از این سفرها، اعلام کرد پکن و مسکو اطمینان دادهاند با تحریمهای واشنگتن علیه تهران همراهی نخواهند کرد. او مشخصا، در سخنانی در پنجم تیرماه گفت:"روسیه و چین اعلام کردند ما نفت را میخریم ولو آمریکاییها ما را تحریم کنند".
در عالم واقع نیز چین به میزانی از همکاری اقتصادی با ایران و خرید نفت ادامه داد. ولی مطابق آمار گمرکی چین، واردات نفت این کشور از ایران در سال ۲۰۱۹، به طور متوسط در حد ۲۹۵ هزار بشکه قرار داشته که نصف میزان واردات ۲۰۱۸ بوده است.
مهمتر آنکه میزان واردات نفت، از ابتدا تا انتهای ۲۰۱۹ هم رو به کاهش بوده و چین در آخرین ماه سال یعنی دسامبر تنها حدود ۱۰۰ هزار بشکه در روز از ایران وارد کرده که حدود یک هفتم دوران قبل از بازگشت تحریمهای آمریکا می شده. آن هم در شرایطی که آمریکایی ها در ۲۲ دیماه اعلام کردند در حال مذاکره با پکن هستند تا مطمئن شوند "هیچ نفتی از ایران به چین صادر نخواهد شد".
@flith
✍️حسين باستاني
قابل انکار نیست که دولت چین، در دهه های اخیر در مواردی به پشتیبانی از مواضع حکومت ایران در پرونده های راهبردی پرداخته است. ولی جنبه هایی مشخص از مواضع پکن در این پرونده ها در روایت های رسمی ناگفته مانده، که بازخوانی آنها برای داشتن درکی واقعی تر از جنس "حمایت های" پکن ضروری به نظر می رسد.
مثلا چین در طول جنگ هشت ساله، ۱ میلیارد و ۸۴۳ میلیون دلار به ایران اسلحه فروخت. اما در همان مقطع، چین بیش از ۵ میلیارد دلار اسلحه به عراق فروخت که حدود سه برابر تسلیحات صادر شده به ایران بود. در زمان جنگ، کلیدیترین صادرات چین به ایران موشکهای کرم ابریشم بودند که در حملات تلافی جویانه ایران به کشتیهای حامل نفت و کالا برای عراق ("جنگ نفت کشها") نقش مهمی را ایفا کردند. ولی حتی در ارتباط با این موشکها نیز نباید فراموش کرد که در طول جنگ، ایران مجموعا ۷۵ الی ۸۰ موشک کرم ابریشم دریافت کرد، در حالی که وارادات عراق از چین بالغ بر۲۰۰ موشک از این نوع میشد.
زمانی که پرونده هسته ای ایران از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل رفت هم، چین با وجود حمایت لفظی از تهران به همراهی با واشنگتن پرداخت. در رای گیری نهاییِ ۳۵ عضو شورای حکام در ۱۵ بهمن ۸۴، کوبا، ونزوئلا و سوریه به نفع تهران و در مخالفت با ارسال پرونده به شورای امنیت رای دادند. رای الجزایر، بلاروس، اندونزی، لیبی و آفریقای جنوبی نیز ممتنع بود. ولی چین، روسیه و هند، که مقامهای ایران بر روی حمایت آنها حساب میکردند، به ضرر تهران رای دادند. این کشورها، با همراهی با آمریکا در ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، عملا باعث شدند سرنوشت این پرونده به نهادی سپرده شود که واشنگتن در آن -برخلاف شورای حکام- حق وتو داشت.
چین در شرایطی با ارسال پرونده هستهای به شورای امنیت همراهی کرد که طیفی از مقامهای ایرانی، کماکان تصور میکردند پکن و مسکو، در آن شورا مانع از صدور قطعنامه علیه تهران خواهند شد. در واقع اگر چین یا روسیه به قطعنامههای شورای امنیت رای منفی میدادند، با توجه به حق وتوی آنها این قطعنامهها تصویب نمیشدند. با وجود این هر دو کشور، علی رغم تلاشهای موردی برای تعدیل لحن قطعنامهها، به تک-تکِ قطعنامههای شورای امنیت علیه پرونده هستهای ایران رای مثبت دادند و حتی حاضر نشدند به یکی از آنها رای "ممتنع" بدهند.
چین حتی به متن بسیار تندی چون قطعنامه ۱۹۲۹، که برزیل و ترکیه به آن رای منفی دادند و لبنان هم اساسا از شرکت در رای گیریش خودداری کرد، رای مثبت داد. قطعنامه ای که گذشته از تحریم سپاه و کشتیرانی، بازرسی تمام محمولههای هوایی و دریایی ایران یا حتی توقیف و انهدام محمولههای دریایی آن را در آبهای آزاد مجاز میکرد و عملا جلوی تاسیس شعب تازه بانکهای ایرانی را در خارج از کشور میگرفت. این قطعنامه همچنین، فروش هر گونه تانک، خودروی زرهی، توپخانه، هواپیمای جنگنده، بالگرد تهاجمی، ناو، موشک یا سیستم موشکی به ایران را قدغن میکرد.
پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ و خروج واشنگتن از توافق هستهای نیز، چین با وجود مخالفتهایی که به همراه روسیه و اتحادیه اروپا با خروج یک جانبه آمریکا انجام داد، به تدریج خود را با تحریمهای جدید آمریکاییها علیه تهران هماهنگ کرد. یک ماه و نیم پس از خروج آمریکا از توافق هستهای در ۱۸ اردیبهشت ۹۷، علیاکبر ولایتی مشاور بینالملل آیتالله خامنه ای برای رساندن پیام او به چین و روسیه رفت. آقای ولایتی پس از بازگشت از این سفرها، اعلام کرد پکن و مسکو اطمینان دادهاند با تحریمهای واشنگتن علیه تهران همراهی نخواهند کرد. او مشخصا، در سخنانی در پنجم تیرماه گفت:"روسیه و چین اعلام کردند ما نفت را میخریم ولو آمریکاییها ما را تحریم کنند".
در عالم واقع نیز چین به میزانی از همکاری اقتصادی با ایران و خرید نفت ادامه داد. ولی مطابق آمار گمرکی چین، واردات نفت این کشور از ایران در سال ۲۰۱۹، به طور متوسط در حد ۲۹۵ هزار بشکه قرار داشته که نصف میزان واردات ۲۰۱۸ بوده است.
مهمتر آنکه میزان واردات نفت، از ابتدا تا انتهای ۲۰۱۹ هم رو به کاهش بوده و چین در آخرین ماه سال یعنی دسامبر تنها حدود ۱۰۰ هزار بشکه در روز از ایران وارد کرده که حدود یک هفتم دوران قبل از بازگشت تحریمهای آمریکا می شده. آن هم در شرایطی که آمریکایی ها در ۲۲ دیماه اعلام کردند در حال مذاکره با پکن هستند تا مطمئن شوند "هیچ نفتی از ایران به چین صادر نخواهد شد".
@flith
ایران و چین: هیاهوی بسیار بر سر هیچ؟
جمهوریاسلامی حاضر است برای بقای خود تمامی ایران را به حراج بگذارد، اما چین واقعبینتر از آن است که برای نجات یک کشتی توفانزده، منافع خود را در خطر افکند
#امیر_طاهری
جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ برابر با ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۰
ایندیپنت فارسی
چین خواستار تحمیل یک رابطه کلاسیک استعماری به ایران است.
فرشته نجات جمهوری اسلامی یا هیولای استعمارگری که میخواهد ایران را زیر سلطه در آورد؟ در روزهای اخیر، این پرسشها در محافل سیاسی ایرانی به بحثها و مشاجرات داغ منجر شده است. کلید زن این بحثها و مشاجرات انتشار متنی است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی به عنوان سند راهبردی همکاریهای ایران و چین منتشر کرده است. مخالفان این سند، از جمله محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری پیشین، آن را گامی در راه صدمه زدن به حاکمیت ملی ایران خواندهاند. هواداران تغییر رژیم در ایران، از این هم جلوتر رفتهاند و از «ترکمانچای» چینی سخن گفتهاند.
اما، در آن سوی طیف سیاسی، آقای اسحق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری اسلامی، وعده میدهد که مردم ایران به زودی «خیر و برکت» این همکاری با چین را خواهند دید. روزنامه کیهان تهران، از این نیز فراتر میرود و از تشکیل محور ایران- چین- روسیه برای عرضه نظم نوین جهانی سخن میگوید.
خوب، جریان چیست؟ این سر و صداها تا چه حد بازتابگر واقعیتاند؟ یک بررسی دقیق از مساله نشان میدهد که اینبار نیز، مانند بسیار موارد دیگر در دوران ۴۰ساله جمهوری اسلامی، با آمیزهای از فانتزی و جاهطلبی کودکانه از یک سو و کین و نفرت بیمارگونه از سوی دیگر روبرو هستیم. رهبران جمهوری اسلامی قابلیت زیستن در جهان واقعیات را، در بسیار موارد از دست دادهاند و آرزوهای خود را حتی پیش از شکل گرفتن، تحقق یافته میپندارند.
به یک معنا میتوان گفت که در سند ۱۸صفحهای وزارت امور خارجه، چیزی جز یک تصویر خیالی نیست. رهبران تهران هنوز نتوانستهاند حتی بر سر عنوان این تصویر خیالی توافق کنند. در روزهای گذشته، مقامات گوناگون در تهران از «برنامه همکاریهای جامع» پیمان فرابردی ایران و چین «تفاهم نامه» و حتی «معاهده فرابردی» سخن گفتهاند، بی آنکه متوجه باشند که هر یک از این اصطلاحات مفهوم حقوقی و ویژهای را القا میکنند.
از سوی دیگر، سخنگویان جمهوری اسلامی تاکید میکنند که «سند» مورد بحث چیزی جز یک «نقشه راه» نیست و نباید به عنوان متنی نهایی تلقی شود. با این حال عنوان سند منتشر شده از سوی وزارت امور خارجه «ویرایش نهایی» است برای «برنامه همکاریهای جامع ۲۵ساله ایران و چین».
درهمان حال، وزارت امور خارجه چین از متن ۱۸ صفحه ای تهران خبر ندارد و در عوض یک متن ۱۰ صفحهای به انگلیسی و یک متن دیگر به ماندارین، زبان رسمی چین، در پنج صفحه عرضه میکند.
انسیتو مطالعات استراتژیک بینالمللی پکن، وابسته به دانشگاه پکن، چیزی جز بیانیه پایان سفر آقای ژی جین پینگ، رییس جمهورخلق چین، به تهران در سال ۲۰۱۶ عرضه نمیکند.
کمیته ملی چین برای همکاریهای اقتصادی چند مقاله در ضرورت توسعه بازرگانی میان جمهوری خلق چین و جمهوری دارد، اما از نهایی شدن یک معاهده راهبردی بیخبر است. انستیتو مطالعات بینالمللی شانگهای نیز مدعی است که مذاکرات درباره همکاریهای آینده دو کشور هنوز به طور جدی آغاز نشده است.
به عبارت دیگر، سر و صدایی که تهران به راه انداخته است، ممکن است هیاهوی بسیار برای هیچ باشد دستکم در آینده نزدیک.
ماجرا با سفر رییس جمهوری چین به تهران آغاز شد. در آن سفر آقای ژی جینگ پینگ ۱۷ تفاهمنامهای را که «بیت رهبری» در سال های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ با رهبران چین تثبیت کرده بود، امضا کرد و راه را برای مذاکره برای عملی کردن برنامههای اعلام شده باز کرد.
مجموعه تفاهمنامهها را میتوان به چهار بخش تقسیم کرد. در بخش اول، چین ایران را به عنوان یک منبع مواد خام، به ویژه نفت و گاز، سنگهای معدنی و مواد غذایی از یک سو و خریدار کالاهای صنعتی از سوی دیگر میبیند. آقای مجیدرضا حریری، رییس اتاق مشترک ایران و چین میگوید: «نوع اقتصاد ایران مبتنی بر فروش مواد خام به دنیاست. چین هم خریدار این کالاهاست و به همین سبب (میتوانند) شریک اول تجاری یکدیگر باشند.»
به عبارت دیگر، چین، در این بخش مورد بحث، خواستار تحمیل یک رابطه کلاسیک استعماری به ایران است -همان شیوهای که بریتانیا در هند، فرانسه در الجزایر و هلند در اندونزی، در دوران استعمار به کار برد. در سالهای اخیر، چین همین رابطه را با بیش از ۳۰ کشور آسیایی و آفریقایی در حال رشد برقرار کرده است تا هم نیاز خود به مواد خام را تامین کند و هم بازارهای لازم برای صنایع خود را به دست آورد.
@flith
جمهوریاسلامی حاضر است برای بقای خود تمامی ایران را به حراج بگذارد، اما چین واقعبینتر از آن است که برای نجات یک کشتی توفانزده، منافع خود را در خطر افکند
#امیر_طاهری
جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ برابر با ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۰
ایندیپنت فارسی
چین خواستار تحمیل یک رابطه کلاسیک استعماری به ایران است.
فرشته نجات جمهوری اسلامی یا هیولای استعمارگری که میخواهد ایران را زیر سلطه در آورد؟ در روزهای اخیر، این پرسشها در محافل سیاسی ایرانی به بحثها و مشاجرات داغ منجر شده است. کلید زن این بحثها و مشاجرات انتشار متنی است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی به عنوان سند راهبردی همکاریهای ایران و چین منتشر کرده است. مخالفان این سند، از جمله محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری پیشین، آن را گامی در راه صدمه زدن به حاکمیت ملی ایران خواندهاند. هواداران تغییر رژیم در ایران، از این هم جلوتر رفتهاند و از «ترکمانچای» چینی سخن گفتهاند.
اما، در آن سوی طیف سیاسی، آقای اسحق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری اسلامی، وعده میدهد که مردم ایران به زودی «خیر و برکت» این همکاری با چین را خواهند دید. روزنامه کیهان تهران، از این نیز فراتر میرود و از تشکیل محور ایران- چین- روسیه برای عرضه نظم نوین جهانی سخن میگوید.
خوب، جریان چیست؟ این سر و صداها تا چه حد بازتابگر واقعیتاند؟ یک بررسی دقیق از مساله نشان میدهد که اینبار نیز، مانند بسیار موارد دیگر در دوران ۴۰ساله جمهوری اسلامی، با آمیزهای از فانتزی و جاهطلبی کودکانه از یک سو و کین و نفرت بیمارگونه از سوی دیگر روبرو هستیم. رهبران جمهوری اسلامی قابلیت زیستن در جهان واقعیات را، در بسیار موارد از دست دادهاند و آرزوهای خود را حتی پیش از شکل گرفتن، تحقق یافته میپندارند.
به یک معنا میتوان گفت که در سند ۱۸صفحهای وزارت امور خارجه، چیزی جز یک تصویر خیالی نیست. رهبران تهران هنوز نتوانستهاند حتی بر سر عنوان این تصویر خیالی توافق کنند. در روزهای گذشته، مقامات گوناگون در تهران از «برنامه همکاریهای جامع» پیمان فرابردی ایران و چین «تفاهم نامه» و حتی «معاهده فرابردی» سخن گفتهاند، بی آنکه متوجه باشند که هر یک از این اصطلاحات مفهوم حقوقی و ویژهای را القا میکنند.
از سوی دیگر، سخنگویان جمهوری اسلامی تاکید میکنند که «سند» مورد بحث چیزی جز یک «نقشه راه» نیست و نباید به عنوان متنی نهایی تلقی شود. با این حال عنوان سند منتشر شده از سوی وزارت امور خارجه «ویرایش نهایی» است برای «برنامه همکاریهای جامع ۲۵ساله ایران و چین».
درهمان حال، وزارت امور خارجه چین از متن ۱۸ صفحه ای تهران خبر ندارد و در عوض یک متن ۱۰ صفحهای به انگلیسی و یک متن دیگر به ماندارین، زبان رسمی چین، در پنج صفحه عرضه میکند.
انسیتو مطالعات استراتژیک بینالمللی پکن، وابسته به دانشگاه پکن، چیزی جز بیانیه پایان سفر آقای ژی جین پینگ، رییس جمهورخلق چین، به تهران در سال ۲۰۱۶ عرضه نمیکند.
کمیته ملی چین برای همکاریهای اقتصادی چند مقاله در ضرورت توسعه بازرگانی میان جمهوری خلق چین و جمهوری دارد، اما از نهایی شدن یک معاهده راهبردی بیخبر است. انستیتو مطالعات بینالمللی شانگهای نیز مدعی است که مذاکرات درباره همکاریهای آینده دو کشور هنوز به طور جدی آغاز نشده است.
به عبارت دیگر، سر و صدایی که تهران به راه انداخته است، ممکن است هیاهوی بسیار برای هیچ باشد دستکم در آینده نزدیک.
ماجرا با سفر رییس جمهوری چین به تهران آغاز شد. در آن سفر آقای ژی جینگ پینگ ۱۷ تفاهمنامهای را که «بیت رهبری» در سال های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ با رهبران چین تثبیت کرده بود، امضا کرد و راه را برای مذاکره برای عملی کردن برنامههای اعلام شده باز کرد.
مجموعه تفاهمنامهها را میتوان به چهار بخش تقسیم کرد. در بخش اول، چین ایران را به عنوان یک منبع مواد خام، به ویژه نفت و گاز، سنگهای معدنی و مواد غذایی از یک سو و خریدار کالاهای صنعتی از سوی دیگر میبیند. آقای مجیدرضا حریری، رییس اتاق مشترک ایران و چین میگوید: «نوع اقتصاد ایران مبتنی بر فروش مواد خام به دنیاست. چین هم خریدار این کالاهاست و به همین سبب (میتوانند) شریک اول تجاری یکدیگر باشند.»
به عبارت دیگر، چین، در این بخش مورد بحث، خواستار تحمیل یک رابطه کلاسیک استعماری به ایران است -همان شیوهای که بریتانیا در هند، فرانسه در الجزایر و هلند در اندونزی، در دوران استعمار به کار برد. در سالهای اخیر، چین همین رابطه را با بیش از ۳۰ کشور آسیایی و آفریقایی در حال رشد برقرار کرده است تا هم نیاز خود به مواد خام را تامین کند و هم بازارهای لازم برای صنایع خود را به دست آورد.
@flith
در بعضی کشورها مانند سودان و موزامبیک، چین حتی با خرید زمینهای قابل کشت برنامههای درازمدتی را برای تامین مواد غذایی مورد نیاز خود شکل داده است. از آنجا که ایران خود با کمبود زمینهای قابل کشت و منابع آب روبرو است، این سناریو در ایران قابل اجرا نیست. اما چین، چنان که در یکی از تفاهمنامهها میبینیم، میتواند از منابع خلیج فارس و خلیج عمان برای ماهیگیری در مقیاس وسیع بهره گیرد. بخش دوم تفاهم نامه ها مربوط میشود به همکاریهای سیاسی و دیپلماتیک که در عمل نتیجه قابل لمسی برای هیچ یک از دو کشور نخواهد داشت. ایران، در صحنه بین المللی، نفوذ چندانی ندارد که بتواند در مواقع ضروری به کمک چین بیاید. از سوی دیگر، چین حاضر نیست با نزدیک شدن به ایران مناسبات خود را با دیگر کشورها به خطر اندازد.
مثلا جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، در کتاب تازه خود نشان میدهد که پرزیدنت دونالد ترامپ در یک گفتوگوی تلفنی به همتای چینی خود اطلاع داد که ایالات متحده تحریمهای معلق شده علیه ایران را از نو فعال میکند. در پاسخ، ژی جینگ پینگ، تلویحا فهماند که نمیخواهد این اقدام باعث کدورت میان پکن و واشینگتن شود. در بخش همکاریهای دیپلماتیک چین در ۲۰۱۶ وعده داد که ایران را به عنوان عضو کامل «گروه شانگهای» بپذیرد -کاری که هنوز پس از نزدیک به پنج سال صورت نگرفته است، اما میتواند با صدور یک بیانیه در پکن انجام شود.
به عبارت دیگر، وعده پوچ همکاریهای دیپلماتیک باعث نخواهد شد، چین روابط خود با آمریکا، اروپا، کشورهای عرب و حتی پاکستان، به خطر اندازد.
بخش سوم تفاهم نامه مربوط می شود به همکاریهای نظامی و امنیتی که در متن وزارت امورخارجه ۱۴ باز ذکر شدهاند. هدف اصلی چین در این بخش فروش اسلحه به ایران است. در ۴۰ سال گذشته چین بسیاری از سلاح های از دور خارج شده خود را به جمهوری اسلامی فروخته است و منابع حاصله را صرف تولید سلاح های امروزی تر برای نیروهای خود کرده است. در ۲۰۱۶ امید چین این بود که با پایان تحریم تسلیحاتی ایران در اکتبر ۲۰۲۰ بازار ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلاری فروش اسلحه به ایران باز شود. اما امروز معلوم نیست که حتی اگر این تحریم لغو شود، جمهوری اسلامی با درآمد نفتی ۸ میلیارد دلار در سال در مقایسه با ۱۴۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶، خواهد توانست مشتری خوبی برای سلاحهای چین باشد.
بخش چهارم تفاهمنامه ها نیز بیشتر جنبه خیالبافی دارد. در این بخش، جمهوری اسلامی وعده میدهد که برای توسعه نفوذ چین در افغانستان، عراق، سوریه و لبنان از هیچ کوششی فروگذار نکند. در ۲۰۱۶ این وعده اندکی جدیتر از امروز به نظر میرسید زیرا جمهوری اسلامی هنوز بخشی از نفوذ خود را در آن کشورها حفظ کرده بود، امروز اما، این روسیه و ترکیهاند که در ترسیم آینده سوریه نقش دارند در حالی که ایران ناظری بیش نیست. در لبنان، بحران اقتصادی و سیاسی کنونی، جمهوری اسلامی را به صورت یک دشمن ترسیم میکند. در افغانستان و عراق نیز شاهد کاهش فوق العاده نفوذ تهران هستیم. در این کشورها، ایران نمیتواند چوب زیر بغل چین باشد.
در ۲۰۱۶ رهبر چین وعده داد که حجم بازرگانی دو جانبه از ۵۲ میلیارد دلار در سال در طی ۱۰ سال آینده به ۶۰۰ میلیارد دلار افزایش یابد. درست عکس آن وعده اتفاق افتاده است. در سال جاری ارزش مبادلات دو کشور از ۳۰ میلیارد دلار فراتر نخواهد رفت- آن هم در حالی که چین حاضر نیست بهای نفت وارداتی از ایران را با دلار بپردازد و خواستار مناسبات تهاتری است. بر اساس برآوردهای بانک مرکزی ایران، چین بیش از ۲۰ میلیارد دلار عایدات نفتی ایران را برای تحریمهای وضع شده از سوری ایالات متحده، منجمد کرده است.
چین دو وعده دیگر را نیز فراموش کرده است. وعده اول سرمایه گذاری در نیروگاه هستهای در ایران بود که طرح مطالعات اولیهاش نیز صورت گرفته است. در پنج سال گذشته، طرف چینی با ارائه عذرهای گوناگون در این زمینه طفره رفته است. وعده دوم، بازسازی نیروگاه آب سنگین اراک است که در چارچوب «برجام» بد فرجام، جزو تعهدات چین به شمار میرفت.
آیا ایران، چنانکه بعضی مخالفان رژیم کنونی میگویند، در حال تبدیل شدن به مستعمره چین است؟ به نظر من نه! در اوضاع سورآلیستی کنونی، جمهوری اسلامی حاضر است برای بقای خود تمامی ایران را به حراج بگذارد. مشکل آقای خامنه ای و همکاران ایشان این است که کسی خریدار جنس حراجی آنان نیست. رهبران چین واقعبینتر و بیرحمتر از آنند که برای نجات یک کشتی توفانزده و بیناخدا، منافع خود را در خطر افکنند.
@flith
مثلا جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، در کتاب تازه خود نشان میدهد که پرزیدنت دونالد ترامپ در یک گفتوگوی تلفنی به همتای چینی خود اطلاع داد که ایالات متحده تحریمهای معلق شده علیه ایران را از نو فعال میکند. در پاسخ، ژی جینگ پینگ، تلویحا فهماند که نمیخواهد این اقدام باعث کدورت میان پکن و واشینگتن شود. در بخش همکاریهای دیپلماتیک چین در ۲۰۱۶ وعده داد که ایران را به عنوان عضو کامل «گروه شانگهای» بپذیرد -کاری که هنوز پس از نزدیک به پنج سال صورت نگرفته است، اما میتواند با صدور یک بیانیه در پکن انجام شود.
به عبارت دیگر، وعده پوچ همکاریهای دیپلماتیک باعث نخواهد شد، چین روابط خود با آمریکا، اروپا، کشورهای عرب و حتی پاکستان، به خطر اندازد.
بخش سوم تفاهم نامه مربوط می شود به همکاریهای نظامی و امنیتی که در متن وزارت امورخارجه ۱۴ باز ذکر شدهاند. هدف اصلی چین در این بخش فروش اسلحه به ایران است. در ۴۰ سال گذشته چین بسیاری از سلاح های از دور خارج شده خود را به جمهوری اسلامی فروخته است و منابع حاصله را صرف تولید سلاح های امروزی تر برای نیروهای خود کرده است. در ۲۰۱۶ امید چین این بود که با پایان تحریم تسلیحاتی ایران در اکتبر ۲۰۲۰ بازار ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلاری فروش اسلحه به ایران باز شود. اما امروز معلوم نیست که حتی اگر این تحریم لغو شود، جمهوری اسلامی با درآمد نفتی ۸ میلیارد دلار در سال در مقایسه با ۱۴۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶، خواهد توانست مشتری خوبی برای سلاحهای چین باشد.
بخش چهارم تفاهمنامه ها نیز بیشتر جنبه خیالبافی دارد. در این بخش، جمهوری اسلامی وعده میدهد که برای توسعه نفوذ چین در افغانستان، عراق، سوریه و لبنان از هیچ کوششی فروگذار نکند. در ۲۰۱۶ این وعده اندکی جدیتر از امروز به نظر میرسید زیرا جمهوری اسلامی هنوز بخشی از نفوذ خود را در آن کشورها حفظ کرده بود، امروز اما، این روسیه و ترکیهاند که در ترسیم آینده سوریه نقش دارند در حالی که ایران ناظری بیش نیست. در لبنان، بحران اقتصادی و سیاسی کنونی، جمهوری اسلامی را به صورت یک دشمن ترسیم میکند. در افغانستان و عراق نیز شاهد کاهش فوق العاده نفوذ تهران هستیم. در این کشورها، ایران نمیتواند چوب زیر بغل چین باشد.
در ۲۰۱۶ رهبر چین وعده داد که حجم بازرگانی دو جانبه از ۵۲ میلیارد دلار در سال در طی ۱۰ سال آینده به ۶۰۰ میلیارد دلار افزایش یابد. درست عکس آن وعده اتفاق افتاده است. در سال جاری ارزش مبادلات دو کشور از ۳۰ میلیارد دلار فراتر نخواهد رفت- آن هم در حالی که چین حاضر نیست بهای نفت وارداتی از ایران را با دلار بپردازد و خواستار مناسبات تهاتری است. بر اساس برآوردهای بانک مرکزی ایران، چین بیش از ۲۰ میلیارد دلار عایدات نفتی ایران را برای تحریمهای وضع شده از سوری ایالات متحده، منجمد کرده است.
چین دو وعده دیگر را نیز فراموش کرده است. وعده اول سرمایه گذاری در نیروگاه هستهای در ایران بود که طرح مطالعات اولیهاش نیز صورت گرفته است. در پنج سال گذشته، طرف چینی با ارائه عذرهای گوناگون در این زمینه طفره رفته است. وعده دوم، بازسازی نیروگاه آب سنگین اراک است که در چارچوب «برجام» بد فرجام، جزو تعهدات چین به شمار میرفت.
آیا ایران، چنانکه بعضی مخالفان رژیم کنونی میگویند، در حال تبدیل شدن به مستعمره چین است؟ به نظر من نه! در اوضاع سورآلیستی کنونی، جمهوری اسلامی حاضر است برای بقای خود تمامی ایران را به حراج بگذارد. مشکل آقای خامنه ای و همکاران ایشان این است که کسی خریدار جنس حراجی آنان نیست. رهبران چین واقعبینتر و بیرحمتر از آنند که برای نجات یک کشتی توفانزده و بیناخدا، منافع خود را در خطر افکنند.
@flith
در پاسخ به جنجال ناشی از «معاهده راهبردی» آقای جائولی جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری خلق چین در آغاز این هفته گفت: «چین و ایران دوستان سنتی هستند و در توسعه روابط دوجانبه میکوشند.»
چین ممکن است در شورای امنیت سازمانملل، ادامه تحریم تسلیحاتی ایران را وتو کند. اما برخلاف ادعای آقای خامنهای، هیچ معاهده ۲۵سالهای را امضا نخواهد کرد. به همین سبب است که در متن وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، جای امضای دو طرف خالی است.
تهران هر چندگاه یک بار، یک پیروزی دیپلماتیک جدید رونمایی میکند تا شکستهای فراروی رژیم را بپوشاند. این روش را چگونه بنامیم؟
به نظر من: دیپلماسی دل خوشکنک!
@flith
چین ممکن است در شورای امنیت سازمانملل، ادامه تحریم تسلیحاتی ایران را وتو کند. اما برخلاف ادعای آقای خامنهای، هیچ معاهده ۲۵سالهای را امضا نخواهد کرد. به همین سبب است که در متن وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، جای امضای دو طرف خالی است.
تهران هر چندگاه یک بار، یک پیروزی دیپلماتیک جدید رونمایی میکند تا شکستهای فراروی رژیم را بپوشاند. این روش را چگونه بنامیم؟
به نظر من: دیپلماسی دل خوشکنک!
@flith
🐰حکایت من و خرگوش و ایشان!
ایشان: شنیدهام شما از خرگوش خوشتان میآید؟
من: درست شنیدهاید.
ایشان: چه طور از حیوانی خوشتان میآید که خرطوم به آن درازی دارد؟
من: منظورتان فیل است؟
ایشان: البته نظر شما محترم است، ولی ما نامش را خرگوش میدانیم! حالا شما هر اسمی میخواهی رویش بگذار! به علاوه، چه طور از جانوری خوشت میآید که در رودخانههای آمازون مشغول صید گورخرهای بیچاره است؟
من: منظورت تمساح در آفریقاست؟
ایشان: حالا شما با بازی با کلمات هر چه میخواهی سفسطه کن! اگر راست میگویی بگو پس این خرگوش چه جانوری است؟
من: خوب، اول از همه گوشهای بزرگی دارد....
ایشان: خوب، پس همان است که خرطوم بزرگی دارد، دیگر!
من: خیر چون شکل گوشهایش کشیده است و نه گرد!
ایشان: هان، ببین! پس حیوانی را دوست داری که جفتک میاندازد، بدصداست، ولی شما طرفدارانش تبلیغ کردهاید که پشگلش درمان هر دردی است!
من: نه عزیزم، آن خر است!
ایشان: ببین، مجادله بیخود میکنی. قبول داری که گوشهای بزرگ دارد و خر هم هست، پس خرگوش است دیگر! حتی زیستشناسان که اینقدر در مورد این چیزها دقیقند هر دو را جزو پستانداران طبقهبندی میکنند. پس اگر هم فرقی داشته باشند فرق کمی دارند! نمیتوانی ادعا کنی که یکی را دوست داری و دیگری را نه!
من: بله، البته! شما درست میفرمایید!
مکالمه فوق شبیه مکالمهایست که با بعضیها سر اقتصاد آزاد و بازار آزاد دارم! نمیدانم چه اصراری دارند حالیات کنند که نظامی که شدیدترین دخالتهای دولتی، انواع و اقسام قوانین خلقالساعه، انواع رانتهای دولتی، انواع سوبسیدهای آشکار و پنهان، انواع قیمتگذاریها، پول انحصاری دولتی با تورم مزمن بالای بیستدرصد..... دارد در حقیقت همان سیستم اقتصاد آزاد و یا چیزی خیلی نزدیک و شبیه به آن است!
جناب گاو
کافه اندیشه
@flith
ایشان: شنیدهام شما از خرگوش خوشتان میآید؟
من: درست شنیدهاید.
ایشان: چه طور از حیوانی خوشتان میآید که خرطوم به آن درازی دارد؟
من: منظورتان فیل است؟
ایشان: البته نظر شما محترم است، ولی ما نامش را خرگوش میدانیم! حالا شما هر اسمی میخواهی رویش بگذار! به علاوه، چه طور از جانوری خوشت میآید که در رودخانههای آمازون مشغول صید گورخرهای بیچاره است؟
من: منظورت تمساح در آفریقاست؟
ایشان: حالا شما با بازی با کلمات هر چه میخواهی سفسطه کن! اگر راست میگویی بگو پس این خرگوش چه جانوری است؟
من: خوب، اول از همه گوشهای بزرگی دارد....
ایشان: خوب، پس همان است که خرطوم بزرگی دارد، دیگر!
من: خیر چون شکل گوشهایش کشیده است و نه گرد!
ایشان: هان، ببین! پس حیوانی را دوست داری که جفتک میاندازد، بدصداست، ولی شما طرفدارانش تبلیغ کردهاید که پشگلش درمان هر دردی است!
من: نه عزیزم، آن خر است!
ایشان: ببین، مجادله بیخود میکنی. قبول داری که گوشهای بزرگ دارد و خر هم هست، پس خرگوش است دیگر! حتی زیستشناسان که اینقدر در مورد این چیزها دقیقند هر دو را جزو پستانداران طبقهبندی میکنند. پس اگر هم فرقی داشته باشند فرق کمی دارند! نمیتوانی ادعا کنی که یکی را دوست داری و دیگری را نه!
من: بله، البته! شما درست میفرمایید!
مکالمه فوق شبیه مکالمهایست که با بعضیها سر اقتصاد آزاد و بازار آزاد دارم! نمیدانم چه اصراری دارند حالیات کنند که نظامی که شدیدترین دخالتهای دولتی، انواع و اقسام قوانین خلقالساعه، انواع رانتهای دولتی، انواع سوبسیدهای آشکار و پنهان، انواع قیمتگذاریها، پول انحصاری دولتی با تورم مزمن بالای بیستدرصد..... دارد در حقیقت همان سیستم اقتصاد آزاد و یا چیزی خیلی نزدیک و شبیه به آن است!
جناب گاو
کافه اندیشه
@flith
در همین لحظه که من در حال نوشتنم، در گوشهی دیگری از جهان، انسانهای زیادی گرسنهاند. اگر ژان_پل_سارتر بود میگفت: من در برابر این گرسنگی مسئولم. البته من اعتراض میکردم: من نمیدانم آنجا چه خبر است و برای تغییر وضع اسفبار موجود، کار چندانی از دستم برنمیآید. ولی سارتر میگفت این منم که انتخاب کردهام بیخبر بمانم و به جای آنکه خود را درگیر این وضع اسفبار کنم، در این لحظهی خاص فقط بنویسم. میتوانستم فراخوانی بدهم و اعانه جمع کنم یا از طریق ارتباطاتی که در اصحاب رسانه دارم، توجه همگان را به وضع موجود جذب کنم، ولی انتخاب کردهام آن را نادیده بگیرم. من در برابر آنچه میکنم و آنچه انتخاب میکنم که نادیده بگیرم، مسئولم
اروین_د_یالوم
روان_درمانی_اگزیستانسیالیسم
@flith
اروین_د_یالوم
روان_درمانی_اگزیستانسیالیسم
@flith
پانوشت سهند ایرانمهر
افاضات جناب سجادی شبیه این حکایت عبید زاکانی است:
یکی در باغ رفت، دزدی را دید با پشتوارهٔ پیاز.
گفت؛ اینجا چه میکنی؟
گفت؛ از اینجا میگذشتم که ناگاه باد سردی مرا در باغ انداخت.
گفت؛ چرا پیاز برکندی؟
گفت؛ باد مرا می ربود، دست به بوته های پیاز انداختم، پیاز ها از زمین کنده شد.
گفت؛ پس چه کسی پیاز ها را جمع کرد و این پشتواره بست؟
گفت؛ والله من نیز به همین فکر بودم که آمدی.
@flith
افاضات جناب سجادی شبیه این حکایت عبید زاکانی است:
یکی در باغ رفت، دزدی را دید با پشتوارهٔ پیاز.
گفت؛ اینجا چه میکنی؟
گفت؛ از اینجا میگذشتم که ناگاه باد سردی مرا در باغ انداخت.
گفت؛ چرا پیاز برکندی؟
گفت؛ باد مرا می ربود، دست به بوته های پیاز انداختم، پیاز ها از زمین کنده شد.
گفت؛ پس چه کسی پیاز ها را جمع کرد و این پشتواره بست؟
گفت؛ والله من نیز به همین فکر بودم که آمدی.
@flith