پرواز فکر و اندیشه
@flith
🔺همزمانی احکام اعدامی صادره برای سه تن از معترضان آبان98 و افزایش قیمت ارز و تحریمهای اخیر، یعنی این که:
مردم، بزودی اگر صداتون دراد دارتون می زنیم! / مهدی آزادبخت
@flith
مردم، بزودی اگر صداتون دراد دارتون می زنیم! / مهدی آزادبخت
@flith
☘☘☘
در این دنیای پست پر از فقر و مسکنت، برای نخستین بار گمان کردم که در زندگی من یک شعاع آفتاب درخشید – اما افسوس، این شعاع آفتاب نبود، بلکه فقط یک پرتو گذرنده، یک ستارهی پرنده بود که به صورت یک زن یا فرشته به من تجلی کرد و در روشنایی آن یک لحظه، فقط یک ثانیه همهی بدبختیهای زندگی خودم را دیدم و به عظمت و شکوه آن پی بردم و بعد این پرتو در گرداب تاریکی که باید ناپدید بشود دوباره ناپدید شد – نه، نتوانستم این پرتو گذرنده را برای خودم نگه دارم.
بوف کور
صادق هدایت
@flith
در این دنیای پست پر از فقر و مسکنت، برای نخستین بار گمان کردم که در زندگی من یک شعاع آفتاب درخشید – اما افسوس، این شعاع آفتاب نبود، بلکه فقط یک پرتو گذرنده، یک ستارهی پرنده بود که به صورت یک زن یا فرشته به من تجلی کرد و در روشنایی آن یک لحظه، فقط یک ثانیه همهی بدبختیهای زندگی خودم را دیدم و به عظمت و شکوه آن پی بردم و بعد این پرتو در گرداب تاریکی که باید ناپدید بشود دوباره ناپدید شد – نه، نتوانستم این پرتو گذرنده را برای خودم نگه دارم.
بوف کور
صادق هدایت
@flith
☘☘☘
ممنون که نگران شرعیاتِ ندارها هستید!
مصطفی داننده
زنی در حال غرق شدن بود و مردی حاضر نشد به او کمک کند، چون او نامحرم بود. مرد کنار رودخانه ایستاده بود و زن بعد از دست و پا زدن در آب غرق شد. یک انسان مُرد و مَرد خوشحال بودن که شرع را زیر پا نگذاشته است.
این داستان را گفتم تا به واکنش یک مسؤول به خبری در مورد همخانگی در تهران برسیم. یکی از خبرگزاریها گزارش داده که درخواست همخانگی دو خانوار در یک واحد رواج پیدا کرده است. نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک هم در واکنش به این گزارش گفت: «قاعدتا وقتی اعضای این دو خانواده به یکدیگر محرم نیستند نمیتوانند زیر یک سقف با یکدیگر زندگی کنند. وقتی که در هتلها اجاره یک اتاق به دو خانواده منع قانونی دارد این موضوع به اجاره واحد مسکونی هم تسری مییابد.»
واقعا جایزه واکنش سال را باید به عقبایی نایب رییس مشاوران املاک داد. اگر گزارش خبرگزاری در مورد همخانگی راست باشد باید گریه کنیم حتی بمیریم نه اینکه نگران شرعیات این داستان باشیم.
از اجارهخانهها که خبر دارید؟ سر به فلک میزند. صاحبخانههای خوش انصاف در این بلبشوی بازار، صبح از خواب بیدار میشوند و در پیامکی به مستاجر خود اعلام میکنند که باید سه برابر اجاره خانه بدهد. باید پول پیش را دو برابر کند.
ممنون که نگران شرعیاتِ ندارها هستید!
خانوادهای که حاضر است در یک آپارتمان کوچک با یک خانواده دیگر هم خانه شود، یعنی ندارد. یعنی از اینجا مانده و از آنجا رانده است. این یعنی به هر دری زده ، به جایی نرسیده است.
واقعا یک سرپرست خانواده چگونه میتواند با حقوقی که ثابت است و درصدی نسبت به سال قبل بیشتر شده است، از پس هزینههای زندگی به ویژه اجاره خانه برآید؟ شاید الان بگویند، چه کاری است در تهران زندگی نکنند و به شهرستان بروند.
بله، کسی که نمیتواند از پس هزینههای زندگی در شهرهای بزرگ برآید باید محل زندگی خود را عوض کند اما نباید یک نکته را فراموش کرد و این هم اینکه در خیلی از شهرها کار نیست و مردم مجبور هستند به شهرهای بزرگتر مهاجرت کنند.
امکانات خیلی از شهرها به شدت کم است. جوانان تفریحی به جزء خیابان گردی ندارند، شغلی هم نیست. واقعا آنها چه باید بکنند؟
اجاره نشینی زمانی خوش نشینی بود اما الان رنج نشینی است. الان زندگی پر استرس است. مستاجر هر لحظه باید منتظر خبرهای بد از سوی صاحبخانه باشد.
مردم دچار این مشکلات هستند و بعد وقتی آنهایی که میتوانند در این بازار نقشی داشته باشند، نگران عدم رعایت شرع هستند و نمیپرسند چرا کار به اینجا رسیده است که مردم چنین سبک زندگی را برای خود انتخاب کردهاند.
به جای اینکه راهکار ارائه دهند و به دنبال راههایی برای کاهش اجارهها باشند نگران محرم بودن و محرم نبودن هستند.
آنهایی که از پس اجاره یک خانه بر نمیآیند، نمیتوانند در خیابان زندگی کنند پس مجبور هستند فکری به حال زندگی خود کنند. مجبور هستند راهی برای اینکه زن و بچهشان در هنگام خواب سقفی بالای سرشان داشته باشند، پیدا کنند.
@flith
ممنون که نگران شرعیاتِ ندارها هستید!
مصطفی داننده
زنی در حال غرق شدن بود و مردی حاضر نشد به او کمک کند، چون او نامحرم بود. مرد کنار رودخانه ایستاده بود و زن بعد از دست و پا زدن در آب غرق شد. یک انسان مُرد و مَرد خوشحال بودن که شرع را زیر پا نگذاشته است.
این داستان را گفتم تا به واکنش یک مسؤول به خبری در مورد همخانگی در تهران برسیم. یکی از خبرگزاریها گزارش داده که درخواست همخانگی دو خانوار در یک واحد رواج پیدا کرده است. نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک هم در واکنش به این گزارش گفت: «قاعدتا وقتی اعضای این دو خانواده به یکدیگر محرم نیستند نمیتوانند زیر یک سقف با یکدیگر زندگی کنند. وقتی که در هتلها اجاره یک اتاق به دو خانواده منع قانونی دارد این موضوع به اجاره واحد مسکونی هم تسری مییابد.»
واقعا جایزه واکنش سال را باید به عقبایی نایب رییس مشاوران املاک داد. اگر گزارش خبرگزاری در مورد همخانگی راست باشد باید گریه کنیم حتی بمیریم نه اینکه نگران شرعیات این داستان باشیم.
از اجارهخانهها که خبر دارید؟ سر به فلک میزند. صاحبخانههای خوش انصاف در این بلبشوی بازار، صبح از خواب بیدار میشوند و در پیامکی به مستاجر خود اعلام میکنند که باید سه برابر اجاره خانه بدهد. باید پول پیش را دو برابر کند.
ممنون که نگران شرعیاتِ ندارها هستید!
خانوادهای که حاضر است در یک آپارتمان کوچک با یک خانواده دیگر هم خانه شود، یعنی ندارد. یعنی از اینجا مانده و از آنجا رانده است. این یعنی به هر دری زده ، به جایی نرسیده است.
واقعا یک سرپرست خانواده چگونه میتواند با حقوقی که ثابت است و درصدی نسبت به سال قبل بیشتر شده است، از پس هزینههای زندگی به ویژه اجاره خانه برآید؟ شاید الان بگویند، چه کاری است در تهران زندگی نکنند و به شهرستان بروند.
بله، کسی که نمیتواند از پس هزینههای زندگی در شهرهای بزرگ برآید باید محل زندگی خود را عوض کند اما نباید یک نکته را فراموش کرد و این هم اینکه در خیلی از شهرها کار نیست و مردم مجبور هستند به شهرهای بزرگتر مهاجرت کنند.
امکانات خیلی از شهرها به شدت کم است. جوانان تفریحی به جزء خیابان گردی ندارند، شغلی هم نیست. واقعا آنها چه باید بکنند؟
اجاره نشینی زمانی خوش نشینی بود اما الان رنج نشینی است. الان زندگی پر استرس است. مستاجر هر لحظه باید منتظر خبرهای بد از سوی صاحبخانه باشد.
مردم دچار این مشکلات هستند و بعد وقتی آنهایی که میتوانند در این بازار نقشی داشته باشند، نگران عدم رعایت شرع هستند و نمیپرسند چرا کار به اینجا رسیده است که مردم چنین سبک زندگی را برای خود انتخاب کردهاند.
به جای اینکه راهکار ارائه دهند و به دنبال راههایی برای کاهش اجارهها باشند نگران محرم بودن و محرم نبودن هستند.
آنهایی که از پس اجاره یک خانه بر نمیآیند، نمیتوانند در خیابان زندگی کنند پس مجبور هستند فکری به حال زندگی خود کنند. مجبور هستند راهی برای اینکه زن و بچهشان در هنگام خواب سقفی بالای سرشان داشته باشند، پیدا کنند.
@flith
☘☘☘
اسمال تیغ زن از پااندازی شهرنو تا مدیر کلی وزارت اطلاعات
اسمال تیغ زن (اسماعیل افتخاری) از لات ها و باج گیر های محله جمشید تهران (محله شهر نو) قبل از انقلاب راننده صنایع پشتیبانی و هلیکوپتر سازی کشور بود پس از انقلاب از مقام های کمیته انقلاب اسلامی تهران و وزارت اطلاعات شد و در ارگان ها و ادارات حکومتی از جمله بنیاد مستضعفان؛ دادگاه انقلاب و حراست سازمان دخانیات مسئولیت هایی داشت او با حمایت جاهل ها و لات های متدین گروه "ضربت جنوب تهران" را ایجاد کرد. گروهی که فعالیت خود را با حمله به منازل و مغازه ها و ادارات جنوب تهران و بازداشت افرادی که وی ساواکی و "شهربانی چی" زمان شاه میخواند آغاز کرد. او همچنین بعنوان اولین فرمانده کمیته منطقه ۱۲ تهران شناخته شده است اسمال تیغ زن در سال ۱۳۷۴ از سوی اکبر خوش کوشک به محفل سعید امامی معرفی میشود و تا سال ۱۳۷۷ نیز در وزارت اطلاعات کار میکند بارز ترین مشارکت وی را قتل سیامک سنجری؛ فاطمه قائم مقامی (معشوقه علی فلاحیان، وزیر اطلاعات دوره هاشمی رفسنجانی) و ناصر سیگارودی (ناصر سگ سبیل) میدانند.
وی بعدها بقول خودش "بیزنس من" شد و " اعتقادی کار نکرد " یک شرکت حمل و نقل دریایی به ثبت رساند و صاحب چهار کشتی باری و یک نفتکش شد ارسال محموله نظامی بجای حبوبات به بلژیک توسط سعیدامامی با یکی از کشتی های شرکت او انجام شد در سال ۱۳۷۷ با نام مستعار احمدی دختر شانزده ساله ای بنام "الف - سین" را در میدان هفت تیر تهران می رباید و از خانواده وی میخواهد که با ازدواج دخترشان با او موافقت کنند در غیر اینصورت دختر را خواهد کشت پس از گذشت یک هفته دختر را آزاد میکند سپس با معرفی خود بعنوان یکی از اعضای بلند پایه وزارت اطلاعات این دختر نوجوان و خانواده اش را تهدید میکند و آنها از شکایت خود منصرف میشوند (نقل از : روزنامه اعتماد _ شماره بیستم تیرماه ۱۳۸۱)
در همین سال به اتهام دهها فقره زور گیری ربودن دختران و تجاوز جنسی سرقت اموال مردم و آثار باستانی قاچاق مواد مخدر شکنجه قتل و جرائم دیگر دستگیر میشود وی در دادگاه انقلاب ابراز داشت پدر آن دختر از فراریان تحت نظر وزارت اطلاعات بوده و وی با دستور قضایی اقدام به ربایش آن دختر نموده است تا پدرش خود را معرفی کند
اسمال تیغ زن پس از دو بار محاکمه بمدت کوتاهی زندانی شد در دوران زندانی بودنش نیز عامل حمله به زندانیان سیاسی همچون ناصر زر افشان ( وکیل خانواده های قربانیان قتل های زنجیره ای) و دانشجویان سیاسی در بند بود و بار ها اقدام به ضرب و جرح زندانیان سیاسی کرد ...
اسمال تیغ زن بیش از بیست سال با عناوینی چون عضو ارشد وزارت اطلاعات و یا مدیر کل یک نهاد خاص؛ با توجه به آشنایی هایش با دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور به فعالیت های تبهکارانه ای چون آدم ربایی و تجاوز به عنف و همکاری با اراذل و اوباش و اشرار تهران و همچنین ایجاد پرونده های قضایی برای افراد بیگناه در جهت ارعاب و زور گیری اقدام کرده است (نقل از: روزنامه ایران -شماره دوازدهم - آبان ۱۳۷۸)
اسمال تیغ زن در سال ۱۳۸۰ با توجه به پاره ای اطلاعات افشا شده از پرونده قتل های زنجیره ای و پیگیری کمیسیون اصل نود مجلس و هیئت تحقیق و تفحص؛ پرونده او به دادگاه انقلاب اسلامی ارسال و در شعبه سوم این دادگاه به اتهام جاسوسی برای بیگانگان و مشارکت در ترانزیت مواد مخدر محاکمه میشود. در خلال همین دادگاه بود که مطبوعات آن زمان فقط اجازه یافتند بنویسند وی در حراست سازمان دخانیات و شهر داری تهران و وزارت اطلاعات و چند ارگان دیگر از جمله بنیاد مستضعفان و جانبازان دارای سمت هایی بوده است.
اسمال تیغ زن در دفاعیات خود گفت صرفا مامور بوده و معذور و در پرونده های تهدید و ارعاب و آدم ربایی هیچگاه غیرقانونی عمل نکرده و اسلحه وی نیز غیر قانونی نبوده است نماینده وزارت اطلاعات در دادگاه اعلام کرد اسماعیل افتخاری با داشتن کارت موسوم به کارت زرد که مجوزی است برای ماموران ویژه امنیتی و انتظامی کشور تا از آن برای حمل سلاح استفاده کنند در جهت مقاصد شوم خود استفاده کرده و در جهت اعمال خود سرانه اش از سلاح های دیگری نیز بغیر از سلاح های سازمانی استفاده کرده است این لات متدین! در کنار یکی از بزرگراههای منطقه پونک تهران باغ ها و زمین های سر سبز را به تملک خود در آورده و دست به ساختن مجتمع های بزرگ مسکونی تجاری و تفریحی زده است.(نقل از سایت تابناک _ ۲۵ مهر ۱۳۸۰)...
برگرفته از کتاب "زنگی های گود قدرت: فرمانروایی جاهلان و لاتها در حکومت
نگارنده : #دکترمسعودنقرهکار
@flith
اسمال تیغ زن از پااندازی شهرنو تا مدیر کلی وزارت اطلاعات
اسمال تیغ زن (اسماعیل افتخاری) از لات ها و باج گیر های محله جمشید تهران (محله شهر نو) قبل از انقلاب راننده صنایع پشتیبانی و هلیکوپتر سازی کشور بود پس از انقلاب از مقام های کمیته انقلاب اسلامی تهران و وزارت اطلاعات شد و در ارگان ها و ادارات حکومتی از جمله بنیاد مستضعفان؛ دادگاه انقلاب و حراست سازمان دخانیات مسئولیت هایی داشت او با حمایت جاهل ها و لات های متدین گروه "ضربت جنوب تهران" را ایجاد کرد. گروهی که فعالیت خود را با حمله به منازل و مغازه ها و ادارات جنوب تهران و بازداشت افرادی که وی ساواکی و "شهربانی چی" زمان شاه میخواند آغاز کرد. او همچنین بعنوان اولین فرمانده کمیته منطقه ۱۲ تهران شناخته شده است اسمال تیغ زن در سال ۱۳۷۴ از سوی اکبر خوش کوشک به محفل سعید امامی معرفی میشود و تا سال ۱۳۷۷ نیز در وزارت اطلاعات کار میکند بارز ترین مشارکت وی را قتل سیامک سنجری؛ فاطمه قائم مقامی (معشوقه علی فلاحیان، وزیر اطلاعات دوره هاشمی رفسنجانی) و ناصر سیگارودی (ناصر سگ سبیل) میدانند.
وی بعدها بقول خودش "بیزنس من" شد و " اعتقادی کار نکرد " یک شرکت حمل و نقل دریایی به ثبت رساند و صاحب چهار کشتی باری و یک نفتکش شد ارسال محموله نظامی بجای حبوبات به بلژیک توسط سعیدامامی با یکی از کشتی های شرکت او انجام شد در سال ۱۳۷۷ با نام مستعار احمدی دختر شانزده ساله ای بنام "الف - سین" را در میدان هفت تیر تهران می رباید و از خانواده وی میخواهد که با ازدواج دخترشان با او موافقت کنند در غیر اینصورت دختر را خواهد کشت پس از گذشت یک هفته دختر را آزاد میکند سپس با معرفی خود بعنوان یکی از اعضای بلند پایه وزارت اطلاعات این دختر نوجوان و خانواده اش را تهدید میکند و آنها از شکایت خود منصرف میشوند (نقل از : روزنامه اعتماد _ شماره بیستم تیرماه ۱۳۸۱)
در همین سال به اتهام دهها فقره زور گیری ربودن دختران و تجاوز جنسی سرقت اموال مردم و آثار باستانی قاچاق مواد مخدر شکنجه قتل و جرائم دیگر دستگیر میشود وی در دادگاه انقلاب ابراز داشت پدر آن دختر از فراریان تحت نظر وزارت اطلاعات بوده و وی با دستور قضایی اقدام به ربایش آن دختر نموده است تا پدرش خود را معرفی کند
اسمال تیغ زن پس از دو بار محاکمه بمدت کوتاهی زندانی شد در دوران زندانی بودنش نیز عامل حمله به زندانیان سیاسی همچون ناصر زر افشان ( وکیل خانواده های قربانیان قتل های زنجیره ای) و دانشجویان سیاسی در بند بود و بار ها اقدام به ضرب و جرح زندانیان سیاسی کرد ...
اسمال تیغ زن بیش از بیست سال با عناوینی چون عضو ارشد وزارت اطلاعات و یا مدیر کل یک نهاد خاص؛ با توجه به آشنایی هایش با دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور به فعالیت های تبهکارانه ای چون آدم ربایی و تجاوز به عنف و همکاری با اراذل و اوباش و اشرار تهران و همچنین ایجاد پرونده های قضایی برای افراد بیگناه در جهت ارعاب و زور گیری اقدام کرده است (نقل از: روزنامه ایران -شماره دوازدهم - آبان ۱۳۷۸)
اسمال تیغ زن در سال ۱۳۸۰ با توجه به پاره ای اطلاعات افشا شده از پرونده قتل های زنجیره ای و پیگیری کمیسیون اصل نود مجلس و هیئت تحقیق و تفحص؛ پرونده او به دادگاه انقلاب اسلامی ارسال و در شعبه سوم این دادگاه به اتهام جاسوسی برای بیگانگان و مشارکت در ترانزیت مواد مخدر محاکمه میشود. در خلال همین دادگاه بود که مطبوعات آن زمان فقط اجازه یافتند بنویسند وی در حراست سازمان دخانیات و شهر داری تهران و وزارت اطلاعات و چند ارگان دیگر از جمله بنیاد مستضعفان و جانبازان دارای سمت هایی بوده است.
اسمال تیغ زن در دفاعیات خود گفت صرفا مامور بوده و معذور و در پرونده های تهدید و ارعاب و آدم ربایی هیچگاه غیرقانونی عمل نکرده و اسلحه وی نیز غیر قانونی نبوده است نماینده وزارت اطلاعات در دادگاه اعلام کرد اسماعیل افتخاری با داشتن کارت موسوم به کارت زرد که مجوزی است برای ماموران ویژه امنیتی و انتظامی کشور تا از آن برای حمل سلاح استفاده کنند در جهت مقاصد شوم خود استفاده کرده و در جهت اعمال خود سرانه اش از سلاح های دیگری نیز بغیر از سلاح های سازمانی استفاده کرده است این لات متدین! در کنار یکی از بزرگراههای منطقه پونک تهران باغ ها و زمین های سر سبز را به تملک خود در آورده و دست به ساختن مجتمع های بزرگ مسکونی تجاری و تفریحی زده است.(نقل از سایت تابناک _ ۲۵ مهر ۱۳۸۰)...
برگرفته از کتاب "زنگی های گود قدرت: فرمانروایی جاهلان و لاتها در حکومت
نگارنده : #دکترمسعودنقرهکار
@flith
☘☘☘
ملت را بیش از این ذلیل نکنید
امید فراغت/روزنامه نگار
خبر این است" چراغ سبز دولت و مجلس برای ساخت آپارتمان های ۲۵ متری تا ۴۰ متری که در اواخر سال گذشته مطرح شده و این اواخر شهرداری و وزارت کشور روی آن توافق کرده اند و مورد تایید نمایندگان مجلس نیز قرار گرفته و به اجرا نزدیک شده است"
سوال این است شخصیت تاریخی ملت ایران را چه حساب کرده اید؟!
مگر شما از این سرزمین نیستید؟
چرا باید ملت با اکثریت مسئولان احساس غریبگی داشته باشند؟
اگر از ایرانی بودن تان خسته شدهاید حداقل سکوت کنید و برای مردم تصمیمسازی و تصمیمگیری نکنید!
روزی از روزها رئیس جمهور گفت آن چنان رونق اقتصادی ایجاد کنیم که مردم نیازی به دریافت یارانه نداشته باشند! اما اکنون آن چنان رکود، تورم، فاصله طبقاتی، گرانی، رانت و اختلاس ایجاد شده که اکثریت ملت زیر خط فقر زیست دارند و بر همین اساس است بر مردم فقیر، دیدگاه ارباب- رعیتی حاکم شده است و صاحب ایران یعنی مردم را غریبه به حساب آورده و مستاجرانی به حساب می آورند که باید جابجا شوند! قیمت زندگی در ایران را آن چنان افزایش دادهاند که اکثریت ملت حکم خانه به دوش پیدا کرده اند و سکوت مردم را نشان از خصلت تاریخی آنان به حساب میآورند!
شاید اعتقادشان بر این است که هر چه بر مردم فشار آورده شود آنان مجبور به خواستهای حداقلی خواهند شد اما امروز دیروز نیست! چرا که ملت به واسطه فناوری و تکنولوژی آگاه تر شده و نیک تفاوتِ حکمرانی شایسته و حکمرانی غیر مسئولانه را می دانند و بر همین اساس ناامیدی جامعه یعنی ناامیدی از عملکرد برخی مسئولان.
آپارتمان های ۲۵ تا ۴۰ متری ارزانی خودتان! فقر ملت برای شان مفیده فایده تر است تا اینکه پیوسته در ترس و امید زندگی کنند! ضرب المثل مرگ یک بار و شیون یک بار میتواند آموزهای برای مردم باشد تا متوجه شوند استرس و نگرانی هر روزه، مرگ و شیون هر روزه است! اما فقر کاملشان میارزد چرا که تکلیف شان با خودشان مشخص خواهد شد!
میگویند سواره از حال پیاده خبر ندارد اما سرنوشت محتوم سوارگان در تاریخ پیاده شدن است! چرا که علم ریاضی و فیزیک همه جهان را معنی و مفهوم کرده است و هیچ مکتبی خارج از علوم زمینی نیست بنابراین شایسته است اگر نمیتوانید با شجاعت استعفاء بدهید چرا که برخی نتوانستن ها، ساحتهای دیگر مادی و معنوی را دچار ابهام خواهد کرد!
سوال مهم دیگر این است که با چه پشتوانه معنوی در حال حکمرانی هستید؟ آیا تا به حال اندیشه کردهاید که برخی عملکردهای ضعیفتان چه ساحتی را مورد هدف قرار داده است؟! آیا تا به حال فکر کرده اید که دین گریزی نوجوانان و جوانان جامعه به چه دلایل بوده است؟ اگر بدون پشتوانه معنوی و مذهبی حکمرانی میکردید ایرادی برایتان نبود چرا که ادبیات قدرتِ زمینی چیزی جزء کسب، حفظ و توسعه آن نیست اما خودتان قدرت را خدمت به مردم معنی و مفهوم کرده اید! بنابراین این چه خدمتی است که نتیجه اش یاس و ناامیدی اکثریت ملت شده است؟!
@flith
ملت را بیش از این ذلیل نکنید
امید فراغت/روزنامه نگار
خبر این است" چراغ سبز دولت و مجلس برای ساخت آپارتمان های ۲۵ متری تا ۴۰ متری که در اواخر سال گذشته مطرح شده و این اواخر شهرداری و وزارت کشور روی آن توافق کرده اند و مورد تایید نمایندگان مجلس نیز قرار گرفته و به اجرا نزدیک شده است"
سوال این است شخصیت تاریخی ملت ایران را چه حساب کرده اید؟!
مگر شما از این سرزمین نیستید؟
چرا باید ملت با اکثریت مسئولان احساس غریبگی داشته باشند؟
اگر از ایرانی بودن تان خسته شدهاید حداقل سکوت کنید و برای مردم تصمیمسازی و تصمیمگیری نکنید!
روزی از روزها رئیس جمهور گفت آن چنان رونق اقتصادی ایجاد کنیم که مردم نیازی به دریافت یارانه نداشته باشند! اما اکنون آن چنان رکود، تورم، فاصله طبقاتی، گرانی، رانت و اختلاس ایجاد شده که اکثریت ملت زیر خط فقر زیست دارند و بر همین اساس است بر مردم فقیر، دیدگاه ارباب- رعیتی حاکم شده است و صاحب ایران یعنی مردم را غریبه به حساب آورده و مستاجرانی به حساب می آورند که باید جابجا شوند! قیمت زندگی در ایران را آن چنان افزایش دادهاند که اکثریت ملت حکم خانه به دوش پیدا کرده اند و سکوت مردم را نشان از خصلت تاریخی آنان به حساب میآورند!
شاید اعتقادشان بر این است که هر چه بر مردم فشار آورده شود آنان مجبور به خواستهای حداقلی خواهند شد اما امروز دیروز نیست! چرا که ملت به واسطه فناوری و تکنولوژی آگاه تر شده و نیک تفاوتِ حکمرانی شایسته و حکمرانی غیر مسئولانه را می دانند و بر همین اساس ناامیدی جامعه یعنی ناامیدی از عملکرد برخی مسئولان.
آپارتمان های ۲۵ تا ۴۰ متری ارزانی خودتان! فقر ملت برای شان مفیده فایده تر است تا اینکه پیوسته در ترس و امید زندگی کنند! ضرب المثل مرگ یک بار و شیون یک بار میتواند آموزهای برای مردم باشد تا متوجه شوند استرس و نگرانی هر روزه، مرگ و شیون هر روزه است! اما فقر کاملشان میارزد چرا که تکلیف شان با خودشان مشخص خواهد شد!
میگویند سواره از حال پیاده خبر ندارد اما سرنوشت محتوم سوارگان در تاریخ پیاده شدن است! چرا که علم ریاضی و فیزیک همه جهان را معنی و مفهوم کرده است و هیچ مکتبی خارج از علوم زمینی نیست بنابراین شایسته است اگر نمیتوانید با شجاعت استعفاء بدهید چرا که برخی نتوانستن ها، ساحتهای دیگر مادی و معنوی را دچار ابهام خواهد کرد!
سوال مهم دیگر این است که با چه پشتوانه معنوی در حال حکمرانی هستید؟ آیا تا به حال اندیشه کردهاید که برخی عملکردهای ضعیفتان چه ساحتی را مورد هدف قرار داده است؟! آیا تا به حال فکر کرده اید که دین گریزی نوجوانان و جوانان جامعه به چه دلایل بوده است؟ اگر بدون پشتوانه معنوی و مذهبی حکمرانی میکردید ایرادی برایتان نبود چرا که ادبیات قدرتِ زمینی چیزی جزء کسب، حفظ و توسعه آن نیست اما خودتان قدرت را خدمت به مردم معنی و مفهوم کرده اید! بنابراین این چه خدمتی است که نتیجه اش یاس و ناامیدی اکثریت ملت شده است؟!
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانسی از فیلم «کنتسی از هنگکنگ» با بازی مارلون براندو و سوفیا لورن (دوبله فارسی )
A Countess from Hong Kong (1967)
«کنتسی از هنگکنگ» آخرین فیلم چاپلین و نخستین فیلم رنگی او بود که با اختلافی ده ساله از فیلم قبلی او «یک سلطان در نیویورک» ساخته شد.
@flith
A Countess from Hong Kong (1967)
«کنتسی از هنگکنگ» آخرین فیلم چاپلین و نخستین فیلم رنگی او بود که با اختلافی ده ساله از فیلم قبلی او «یک سلطان در نیویورک» ساخته شد.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگار :
آیا بدترین چیز برای شما اینه که اینجا باشید و در فکر وطنتان باشید ؟
شاه :
خب اینجا یا هرجای دیگه ، وقتی بیرون کشورم باشم ، فرقی ندارد.
موضوع این است که نمیتوانم مدام به کشورم فکر نکنم.
خبرنگار :
( وقتی به کشورتان فکر میکنید ) چه چیزی بیشتر از همه به شما حس دلتنگی میدهد؟
شاه :
چیزی که دلتنگم میکند و مرا عمیقا به گریه میاندازد این است که ما در این سال و به طور قطع تا سال ۶۱ میتوانستیم به پیشرفتهای بزرگ و مهمی دست پیدا کنیم،
اما الان کجا هستیم؟
چه چیزی به دست آوردهایم؟
مذهب؟ دموکراسی؟
حقوق بشر؟ مردم سالاری؟❤️
@flith
آیا بدترین چیز برای شما اینه که اینجا باشید و در فکر وطنتان باشید ؟
شاه :
خب اینجا یا هرجای دیگه ، وقتی بیرون کشورم باشم ، فرقی ندارد.
موضوع این است که نمیتوانم مدام به کشورم فکر نکنم.
خبرنگار :
( وقتی به کشورتان فکر میکنید ) چه چیزی بیشتر از همه به شما حس دلتنگی میدهد؟
شاه :
چیزی که دلتنگم میکند و مرا عمیقا به گریه میاندازد این است که ما در این سال و به طور قطع تا سال ۶۱ میتوانستیم به پیشرفتهای بزرگ و مهمی دست پیدا کنیم،
اما الان کجا هستیم؟
چه چیزی به دست آوردهایم؟
مذهب؟ دموکراسی؟
حقوق بشر؟ مردم سالاری؟❤️
@flith
.
#علی_ورامینی
گیریم ما نخریم ، شما چه میکنید ؟
🟨 روحانی و اطرافیانش در این سالها و به خصوص در دورۀ دوم او سخنهای فراموش نـاشدنی کم نگفتهاند و اگر به من بود میدادم خطاطی چیرهدست تک تک آنها را بنویسد تا برای آیندگان قابشان کنیم تا شاید نسلهای بعد میفهمیدند در بعضی مواقع سکوت بهترین فضیلت است به ویژه وقتی دستانت از تدبیری خالی باشد : از خودت بمال آن وزیر جراح تا من خودم جمعه خبردار شدم روحانی و ما خودمان این زندگی را انتخاب کردیم جناب ظریف
🟥 اما سخن اخیر آقای اسلامی وزیر مسکن و شهرسازی بیشتر از تمام اینها لایق خط خوش است زیرا وزیر مسکن محترم به عنوان بالاترین مقام تصمیمگیری در حوزۀ مسکن به مردم توصیه میکند که «فعلا مسکن نخرید» یاللعجب .. راستش نمیدانم چرا کسی در پاسخ نگفت : «ما نمیخریم شما چه کار میکنید ؟ اگر قرار بود خودمان باشیم و خودمان خب شما اینجا چه میکنید و چرا حقوق میگیرید؟»
🟨 انگار آن کسی که مثلا قرار است مسئول اولین و بدیهیترین نیاز یک انسان در این مملکت باشد اصلا نمیداند که حتی افراطیترین دولتهای لیبرال جهان هم در مسئلۀ مسکن ورود پیدا میکنند مثلا مالیات خانههای خالی را آنقدر زیاد درنظر میگیرند که هر صاحبخانه مجبور باشد یا برای خانۀ خالیاش به فکر پیدا کردن مستاجر باشد یا چندبرابر قیمت خانه مالیات بپردازد و اینگونه خانه از کالایی لوکس و محل سرمایهگذاری به یک کالای ضروری و مصرفی تبدیل میشود
🟨 به آقای وزیر باید گفت : باشد همانطور که خودمان بجای فیزیوتراپ مالیدیم خودمان هم نمیخریم ولی شما لااقل بگویید که چرا هیچ کاری نمیکنید ؟ برای مردمی که حقوقشان ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده و اجارههایشان بیش از ۵۰ درصد سوال شده که دولت چرا در مسئله مسکن ورود پیدا نمیکند ؟ چرا با وجود میلیاردها تومان کسری بودجه طرح #مالیات بر خانههای خالی از مرحلۀ شعار فراتر نمیرود ؟ مگر مستاصل شدن بیش از ۴۰ درصد مردم که اجاره نشین هستند بحران ملی نیست ؟
🟨 اینروزها مدام حرف یک رانندۀ تاکسی که پارسال همین اوقات به من گفت در سرم میچرخد ، بعد از برنامۀ رادیو دربارۀ قیمت خانه (که حداقل ۴۰درصد ارزانتر از حالا بود) پوزخند زد و گفت : اگر میخواستیم مملکت چنین اداره شود خب خود من هم میتوانستم رئیس جمهور بشوم ...
@flith
#علی_ورامینی
گیریم ما نخریم ، شما چه میکنید ؟
🟨 روحانی و اطرافیانش در این سالها و به خصوص در دورۀ دوم او سخنهای فراموش نـاشدنی کم نگفتهاند و اگر به من بود میدادم خطاطی چیرهدست تک تک آنها را بنویسد تا برای آیندگان قابشان کنیم تا شاید نسلهای بعد میفهمیدند در بعضی مواقع سکوت بهترین فضیلت است به ویژه وقتی دستانت از تدبیری خالی باشد : از خودت بمال آن وزیر جراح تا من خودم جمعه خبردار شدم روحانی و ما خودمان این زندگی را انتخاب کردیم جناب ظریف
🟥 اما سخن اخیر آقای اسلامی وزیر مسکن و شهرسازی بیشتر از تمام اینها لایق خط خوش است زیرا وزیر مسکن محترم به عنوان بالاترین مقام تصمیمگیری در حوزۀ مسکن به مردم توصیه میکند که «فعلا مسکن نخرید» یاللعجب .. راستش نمیدانم چرا کسی در پاسخ نگفت : «ما نمیخریم شما چه کار میکنید ؟ اگر قرار بود خودمان باشیم و خودمان خب شما اینجا چه میکنید و چرا حقوق میگیرید؟»
🟨 انگار آن کسی که مثلا قرار است مسئول اولین و بدیهیترین نیاز یک انسان در این مملکت باشد اصلا نمیداند که حتی افراطیترین دولتهای لیبرال جهان هم در مسئلۀ مسکن ورود پیدا میکنند مثلا مالیات خانههای خالی را آنقدر زیاد درنظر میگیرند که هر صاحبخانه مجبور باشد یا برای خانۀ خالیاش به فکر پیدا کردن مستاجر باشد یا چندبرابر قیمت خانه مالیات بپردازد و اینگونه خانه از کالایی لوکس و محل سرمایهگذاری به یک کالای ضروری و مصرفی تبدیل میشود
🟨 به آقای وزیر باید گفت : باشد همانطور که خودمان بجای فیزیوتراپ مالیدیم خودمان هم نمیخریم ولی شما لااقل بگویید که چرا هیچ کاری نمیکنید ؟ برای مردمی که حقوقشان ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده و اجارههایشان بیش از ۵۰ درصد سوال شده که دولت چرا در مسئله مسکن ورود پیدا نمیکند ؟ چرا با وجود میلیاردها تومان کسری بودجه طرح #مالیات بر خانههای خالی از مرحلۀ شعار فراتر نمیرود ؟ مگر مستاصل شدن بیش از ۴۰ درصد مردم که اجاره نشین هستند بحران ملی نیست ؟
🟨 اینروزها مدام حرف یک رانندۀ تاکسی که پارسال همین اوقات به من گفت در سرم میچرخد ، بعد از برنامۀ رادیو دربارۀ قیمت خانه (که حداقل ۴۰درصد ارزانتر از حالا بود) پوزخند زد و گفت : اگر میخواستیم مملکت چنین اداره شود خب خود من هم میتوانستم رئیس جمهور بشوم ...
@flith
☘☘☘
در ایران یک غول داریم با دو ارباب!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
غول چراغ جادو موجودی است که انتظار میرود کارها را به سرعت و به فرمان ارباب انجام دهد. نکته مهم در ایران ما آن است که اصحاب قدرت نگاهشان به رسانه عین غول چراغ جادوست، غولی که دو ارباب دارد.
فرض کنید مسائل اجتماعی – نظیر دزدی، قتل، خودکشی،طلاق، روابط خارج از چارچوب ازدواج و ... رشد میکنند، کما اینکه در سالیان اخیر زیاد شدهاند. اینها مسائلی هستند که عمرشان خیلی بیشتر از عمر رسانههای مدرن است. این مسائل وقتی رسانههای مدرن هم نبودند، وجود داشتند و تحت تأثیر متغیرهای اقتصادی و اجتماعی قرار میگرفتند.
شماری از اصحاب قدرت و جناحهای سیاسی در ایران ترجیح میدهند به آن عوامل بنیادی مولد این مسائل نپردازند و به جای آن، یقه رسانهای نظیر کتاب، روزنامه، ماهواره، تلگرام، اینستاگرام و فضای مجازی را بگیرند و آنرا همچون غول جادویی نشان دهند که مسبب این مسائل است. این غول چراغ جادو، همان است که اربابش غربیها و خارجیها هستند.
رسانه به گونه دیگری نیز همچون غول چراغ جادو بروز میکند. تورم بالا رفته و قیمتها بالا میروند، سرمایهگذاری کاهش مییابد، کارآفرینی کم میشود، مردم مالیات نمیپردازند، زمینخواری زیاد میشود، جوانان ازدواج نمیکنند و ...؛ و این بار دوباره سیاستگذاران و اصحاب قدرت یقه رسانه را میگیرند و به آن فرمانهای زیاد میدهند و بار سنگین مینهند.
این بار رسانه غول چراغ جادویی است که انتظار میرود از ارباب داخلیاش فرمان بگیرد، فرهنگسازی کند و به جای همه متغیرهای سیستمی که کار نمیکنند، یکتنه، مردم را به افزایش سرمایهگذاری، تسهیل امر ازدواج، دادن مالیات و ممانعت از زمینخواری وادار کند. آنها دائم به رسانه دستور میدهند که قبح روابط بیرون از خانواده، ندادن مالیات و آلوده کردن محیطزیست را تبیین کرده و آنچنان که متداول است «فرهنگسازی» کند.
منطق غول چراغ جادو چیست؟ توانایی مطلق داشتن و قادر بودن بر هر کاری که ارباب میفرماید. «جهان واقعی» در دست غول چراغ جادو مثل موم است و او هیچ مانعی پیش روی خود نمیشناسد. غول چراغ جادو قادر است قوانین طبیعت را هم متوقف کرده و خلاف آن عمل کند. انتظار اصحاب قدرت از رسانه هم همین است.
آنها فکر میکنند رسانه –مجازی یا واقعی –افکار عمومی، ذهنیت و کردار مردم را مثل موم در دست دارد و شکل میدهد. انگار نه انگار پشت هر مسألهای نظیر خودکشی، تورم یا کاهش نرخ سرمایهگذاری و آلوده کردن محیطزیست، غیر از متغیرهای ذهنی، عوامل و سازوکارهای واقعی حضور دارند که در غیاب رسانه هم کار میکنند.
تصور رسانه همچون غول چراغ جادو که گاه در خدمت ارباب غربی است تا جامعه را فاسد کند و گاه باید در خدمت ارباب ایرانی قرار گیرد تا جامعه را اصلاح کند، عواقب شومی دارد. سیاستمدار با همین رویکرد فکر میکند اگر مردم ناراضیاند یا تورم هست، محصول رسانههاست، و اگر خودکشی هست یا روابط نامشروع گسترش مییابد محصول اینستاگرام است.
رسانهها وزن و اثرخود را دارند اما کمترین خسارت تصور رسانه همچون غول چراغ جادو، اصرار بر برخی سیاستهای ضدرسانه (نظیر فیلترینگ) وتراشیدن یک «بُز بلاگردان» از رسانه است، بُزی که میتوان تقصیرها را گردن آن انداخت و به مسائل اصلی نپرداخت، و خیال کرد با انحصار و کنترلش، میتوان مسأله حل کرد.
آسیبهای اجتماعی، نارضایتی عمومی، بیماریهای اقتصاد، فساد، ناکارآمدی و تحول آراء و افکار مردم، هر کدام علل واقعی و غیررسانهای دارند که رسانه نیز در کنار آنها تأثیرات خاص خودش را دارد. رسانه غول چراغ جادو و بز بلاگردان نیست.
پیشنهاد
کسانی که صحبت از فیلترینگ میکنند امشب با خود خلوت کنند و به چهار سوال صادقانه پاسخ دهند؟
آیا فیلتر کردن تلگرام، استفاده از آنرا کاست یا دست کم پانصد میلیون فیلترشکن روی دست کم چهل میلیون گوشی نصب شد؟
آیا فیلتر کردن اینستاگرام منجر به کاهش دروغ؛ خودکشی، فساد مالی و روسپیگری میشود؟
آیا هزینه قطعی بستن اینستاگرام (خلل در هزاران کسب وکار کوچک خانگی و آنلاین در این اوضاع اقتصادی) و عصبانی کردن مردم به منافع احتمالی میارزد؟
کدام یک از متخلفان اقتصادی از طریق رسانه و فضای مجازی فسادهای چندهزار میلیاردی مرتکب شدهاند؟
@flith
در ایران یک غول داریم با دو ارباب!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
غول چراغ جادو موجودی است که انتظار میرود کارها را به سرعت و به فرمان ارباب انجام دهد. نکته مهم در ایران ما آن است که اصحاب قدرت نگاهشان به رسانه عین غول چراغ جادوست، غولی که دو ارباب دارد.
فرض کنید مسائل اجتماعی – نظیر دزدی، قتل، خودکشی،طلاق، روابط خارج از چارچوب ازدواج و ... رشد میکنند، کما اینکه در سالیان اخیر زیاد شدهاند. اینها مسائلی هستند که عمرشان خیلی بیشتر از عمر رسانههای مدرن است. این مسائل وقتی رسانههای مدرن هم نبودند، وجود داشتند و تحت تأثیر متغیرهای اقتصادی و اجتماعی قرار میگرفتند.
شماری از اصحاب قدرت و جناحهای سیاسی در ایران ترجیح میدهند به آن عوامل بنیادی مولد این مسائل نپردازند و به جای آن، یقه رسانهای نظیر کتاب، روزنامه، ماهواره، تلگرام، اینستاگرام و فضای مجازی را بگیرند و آنرا همچون غول جادویی نشان دهند که مسبب این مسائل است. این غول چراغ جادو، همان است که اربابش غربیها و خارجیها هستند.
رسانه به گونه دیگری نیز همچون غول چراغ جادو بروز میکند. تورم بالا رفته و قیمتها بالا میروند، سرمایهگذاری کاهش مییابد، کارآفرینی کم میشود، مردم مالیات نمیپردازند، زمینخواری زیاد میشود، جوانان ازدواج نمیکنند و ...؛ و این بار دوباره سیاستگذاران و اصحاب قدرت یقه رسانه را میگیرند و به آن فرمانهای زیاد میدهند و بار سنگین مینهند.
این بار رسانه غول چراغ جادویی است که انتظار میرود از ارباب داخلیاش فرمان بگیرد، فرهنگسازی کند و به جای همه متغیرهای سیستمی که کار نمیکنند، یکتنه، مردم را به افزایش سرمایهگذاری، تسهیل امر ازدواج، دادن مالیات و ممانعت از زمینخواری وادار کند. آنها دائم به رسانه دستور میدهند که قبح روابط بیرون از خانواده، ندادن مالیات و آلوده کردن محیطزیست را تبیین کرده و آنچنان که متداول است «فرهنگسازی» کند.
منطق غول چراغ جادو چیست؟ توانایی مطلق داشتن و قادر بودن بر هر کاری که ارباب میفرماید. «جهان واقعی» در دست غول چراغ جادو مثل موم است و او هیچ مانعی پیش روی خود نمیشناسد. غول چراغ جادو قادر است قوانین طبیعت را هم متوقف کرده و خلاف آن عمل کند. انتظار اصحاب قدرت از رسانه هم همین است.
آنها فکر میکنند رسانه –مجازی یا واقعی –افکار عمومی، ذهنیت و کردار مردم را مثل موم در دست دارد و شکل میدهد. انگار نه انگار پشت هر مسألهای نظیر خودکشی، تورم یا کاهش نرخ سرمایهگذاری و آلوده کردن محیطزیست، غیر از متغیرهای ذهنی، عوامل و سازوکارهای واقعی حضور دارند که در غیاب رسانه هم کار میکنند.
تصور رسانه همچون غول چراغ جادو که گاه در خدمت ارباب غربی است تا جامعه را فاسد کند و گاه باید در خدمت ارباب ایرانی قرار گیرد تا جامعه را اصلاح کند، عواقب شومی دارد. سیاستمدار با همین رویکرد فکر میکند اگر مردم ناراضیاند یا تورم هست، محصول رسانههاست، و اگر خودکشی هست یا روابط نامشروع گسترش مییابد محصول اینستاگرام است.
رسانهها وزن و اثرخود را دارند اما کمترین خسارت تصور رسانه همچون غول چراغ جادو، اصرار بر برخی سیاستهای ضدرسانه (نظیر فیلترینگ) وتراشیدن یک «بُز بلاگردان» از رسانه است، بُزی که میتوان تقصیرها را گردن آن انداخت و به مسائل اصلی نپرداخت، و خیال کرد با انحصار و کنترلش، میتوان مسأله حل کرد.
آسیبهای اجتماعی، نارضایتی عمومی، بیماریهای اقتصاد، فساد، ناکارآمدی و تحول آراء و افکار مردم، هر کدام علل واقعی و غیررسانهای دارند که رسانه نیز در کنار آنها تأثیرات خاص خودش را دارد. رسانه غول چراغ جادو و بز بلاگردان نیست.
پیشنهاد
کسانی که صحبت از فیلترینگ میکنند امشب با خود خلوت کنند و به چهار سوال صادقانه پاسخ دهند؟
آیا فیلتر کردن تلگرام، استفاده از آنرا کاست یا دست کم پانصد میلیون فیلترشکن روی دست کم چهل میلیون گوشی نصب شد؟
آیا فیلتر کردن اینستاگرام منجر به کاهش دروغ؛ خودکشی، فساد مالی و روسپیگری میشود؟
آیا هزینه قطعی بستن اینستاگرام (خلل در هزاران کسب وکار کوچک خانگی و آنلاین در این اوضاع اقتصادی) و عصبانی کردن مردم به منافع احتمالی میارزد؟
کدام یک از متخلفان اقتصادی از طریق رسانه و فضای مجازی فسادهای چندهزار میلیاردی مرتکب شدهاند؟
@flith
مطالعه مرا در خلوت خود تسلی می بخشد.مرا از سنگینی بطالت اندوهبار آزاد میکند و در هر زمانی میتواند مرا از مصاحبتهای کسالتبار خلاص کند.
هر زمان که درد خیلی کُشنده و شدید باشد، مطالعه چاقوی درد را کُند میکند. برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس کننده، صرفاً نیاز دارم به کتابها پناه ببرم.
✍#آلن_دوباتن
📙 #تسلی_بخشی_های_فلسفه
@flith
هر زمان که درد خیلی کُشنده و شدید باشد، مطالعه چاقوی درد را کُند میکند. برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس کننده، صرفاً نیاز دارم به کتابها پناه ببرم.
✍#آلن_دوباتن
📙 #تسلی_بخشی_های_فلسفه
@flith
☘☘☘
دستور میدهم، ارزان شوند!
مصطفی داننده
ستاد ملی مقابله با کرونا به ریاست رییس جمهور روحانی تصویب کرد که اجارهبها در تهران میتواند حداکثر 25 درصد و در کلانشهرها و سایر شهرها به ترتیب 20 و 15 درصد افزایش پیدا کند.
خدا را شکر که مشکل اجاره نشینها حل شد. دیگر هیچ صاحبخانهای بیشتر از 25 درصد روی اجاره خود نمیکشد. واقها چرا ما فکر میکنیم حل مشکلات کشور سخت است. دیدید جلسهای برگزار شد، دستوری صادر و مسئله حل شد. دیدید این همه اخم و تَخم و اولدرم بُلدرم نداشت.
انشالله در جلسه بعدی هم در مورد قمیت دلار، خودرو، مرغ، گوشت، بنزین، وسائل برقی و ... تصمیم گرفته و دستور میدهند و تمام. یکی، دو جلسه دیگر هم گرانی و تورم به آخر خط خود میرسیند و مشکلات ما حل میشود و همه چیز گل و بلبل میشود و مثل سریالهای تلویزیون همه شاد میشویم و خوشحال!
واقعا ما را گرفتهاید؟ کدام مشکل اقتصادی کشور با این نوع دستورها حل شده است که اجاره مسکن حل شود؟ اگر قرار بود با دستور اقتصاد ایران، سروسامان بگیرد که الان دلار به جای 19 هزار تومان، 4 هزار و 500 هزار تومان بود.
کاش کسی پیدا میشد و چندماه بعد از این دستور، پیمایشی انجام میداد و میدید چند درصد صاحبخانه به این دستورالعمل گردن نهادهاند و چند درصد از آن سرکشی کردهاند.
بهتر است به جای این تصمیمها، تلاش کنیم تورم و گرانی را مدیریت کنیم تا قیمتها خود به خود پایین بیاید. تا وقتی اقتصاد با کرشمهای از دلار، رنگ عوض میکند، آش همان آش است، کاسه همان کاسه.
در جنوبیترین نقاط پایتخت قیمت خانههای چندسال ساز به متری 10 میلیون رسیده است و این یعنی زندگی برای شهروندان هر روز سختتر از قبل میشود.
این یعنی کسی که توان خرید خانه ندارد و مجبور است اجاره نشین باشد باید تقریبا تمام درآمد خود را تقدیم صاحبخانه کند. این یعنی دیگر پولی برای زندگی کردن نمیماند.
منظورم از زندگی کردن، سفر رفتن، تفریح کردن، لباس خریدن، پارک رفتن، در رستوران عذا خوردن است. و گرنه صبح از خانه بیرون رفتن و شب به خانه برگشتن برای درآوردن یک لقمه نان که اسمش زندگی نیست. دو شیفت کار کردن برای دادن اجاره خانه و سیر کردن شکم خانواده که اسمش زندگی کردن نیست.
وضعیت زندگی خیلی از ما از درام به زکام رسیده است. متاسفانه خیلی از ما دوستانی هم نداریم که هرچه بخواهیم به ناممان بزنند یا کلا لواسان را پشت قباله رفاقتمان بیندازند. البته تقصیر ماست که از این رفیقها نداریم و به کسی مربوط نیست.
القصه که با این دستورها کار درست نمیشود و تغییری در وضعیت اقتصادی مردم ایجاد نمیشود. اگر به فکر مردم هستید، طرحهایی در بیندازید که بار از دوش مردم بردارد و اجاره بدهد آنها نفس بکشند.
@flith
دستور میدهم، ارزان شوند!
مصطفی داننده
ستاد ملی مقابله با کرونا به ریاست رییس جمهور روحانی تصویب کرد که اجارهبها در تهران میتواند حداکثر 25 درصد و در کلانشهرها و سایر شهرها به ترتیب 20 و 15 درصد افزایش پیدا کند.
خدا را شکر که مشکل اجاره نشینها حل شد. دیگر هیچ صاحبخانهای بیشتر از 25 درصد روی اجاره خود نمیکشد. واقها چرا ما فکر میکنیم حل مشکلات کشور سخت است. دیدید جلسهای برگزار شد، دستوری صادر و مسئله حل شد. دیدید این همه اخم و تَخم و اولدرم بُلدرم نداشت.
انشالله در جلسه بعدی هم در مورد قمیت دلار، خودرو، مرغ، گوشت، بنزین، وسائل برقی و ... تصمیم گرفته و دستور میدهند و تمام. یکی، دو جلسه دیگر هم گرانی و تورم به آخر خط خود میرسیند و مشکلات ما حل میشود و همه چیز گل و بلبل میشود و مثل سریالهای تلویزیون همه شاد میشویم و خوشحال!
واقعا ما را گرفتهاید؟ کدام مشکل اقتصادی کشور با این نوع دستورها حل شده است که اجاره مسکن حل شود؟ اگر قرار بود با دستور اقتصاد ایران، سروسامان بگیرد که الان دلار به جای 19 هزار تومان، 4 هزار و 500 هزار تومان بود.
کاش کسی پیدا میشد و چندماه بعد از این دستور، پیمایشی انجام میداد و میدید چند درصد صاحبخانه به این دستورالعمل گردن نهادهاند و چند درصد از آن سرکشی کردهاند.
بهتر است به جای این تصمیمها، تلاش کنیم تورم و گرانی را مدیریت کنیم تا قیمتها خود به خود پایین بیاید. تا وقتی اقتصاد با کرشمهای از دلار، رنگ عوض میکند، آش همان آش است، کاسه همان کاسه.
در جنوبیترین نقاط پایتخت قیمت خانههای چندسال ساز به متری 10 میلیون رسیده است و این یعنی زندگی برای شهروندان هر روز سختتر از قبل میشود.
این یعنی کسی که توان خرید خانه ندارد و مجبور است اجاره نشین باشد باید تقریبا تمام درآمد خود را تقدیم صاحبخانه کند. این یعنی دیگر پولی برای زندگی کردن نمیماند.
منظورم از زندگی کردن، سفر رفتن، تفریح کردن، لباس خریدن، پارک رفتن، در رستوران عذا خوردن است. و گرنه صبح از خانه بیرون رفتن و شب به خانه برگشتن برای درآوردن یک لقمه نان که اسمش زندگی نیست. دو شیفت کار کردن برای دادن اجاره خانه و سیر کردن شکم خانواده که اسمش زندگی کردن نیست.
وضعیت زندگی خیلی از ما از درام به زکام رسیده است. متاسفانه خیلی از ما دوستانی هم نداریم که هرچه بخواهیم به ناممان بزنند یا کلا لواسان را پشت قباله رفاقتمان بیندازند. البته تقصیر ماست که از این رفیقها نداریم و به کسی مربوط نیست.
القصه که با این دستورها کار درست نمیشود و تغییری در وضعیت اقتصادی مردم ایجاد نمیشود. اگر به فکر مردم هستید، طرحهایی در بیندازید که بار از دوش مردم بردارد و اجاره بدهد آنها نفس بکشند.
@flith
☘☘☘☘
نسبت قتلهای ناموسی و جوامع سنتی
کامیل احمدی
پژوهشگر، مردم شناس اجتماعی
زنان و دختران بسیاری در گوشه و کنار دنیا به دست افرادی از خانواده یا اقوام نزدیک خود به قتل رسیدهاند و متاسفانه همچنان نیز به قتل خواهند رسید. اگرچه برای چنین قتلهایی همواره دلایل مختلفی عنوان شده است اما اغلب ماجرا از یک مساله ای آغاز میشود که در ادبیات رایج کنونی با نام «ناموسی» شناخته میشود.
ماجرای ناموسی یا قتل ناموسی عنوانی است که در جوامع سنتیتر و مذهبیتر برای قتلهایی ازایندست انتخابشده حالآنکه این پدیده در بسیاری از نقاط دنیا حتی در میان اقشاری که گرایش مذهبی هم ندارند دیدهشده، آمار زنان و دخترانی که همواره به دست همسران و پارتنرهای خود به قتل میرسند گواهی بر این مطلب است اگرچه نمیتوان منکر فراوانی آن در میان جوامع کوچک و سنتی با گرایشهای مذهبیتر شد.
قتل زن به دست مرد، آنهم مردی از خانواده و فامیل از تفکری برمیآید که خود را برای سلطهگری برحق میداند. آنکس که چاقو، داس، اسلحه و یا هر جسم دیگری را بر تن و جان دختر، همسر، مادر، خواهر و خویش مؤنث خود مینشاند، خود را بهنوعی مالک او میداند. این تفکر مردسالار و سلطهگر ریشه در باورهای سنتی دارد و متاسفانه در فرهنگ جوامع محلی ریشه بیشتری دوانیده است و البته فشارهای اجتماعی این جوامع نیز در تحریک و تشدید این آسیب بدون تاثیر نیست.
مساله این است که قتل زن یا دختر به دست جنس مذکری از اطرافیان او در همهجای دنیا اتفاق میافتد اما در همهجا عنوان قتل ناموسی را به خود نمیگیرد، چه اینکه میبینیم در برخی جوامع محلی و جوامع شهری در همین ایران خودمان با عنوان «همسرکشی» رخ می دهد..
@flith
نسبت قتلهای ناموسی و جوامع سنتی
کامیل احمدی
پژوهشگر، مردم شناس اجتماعی
زنان و دختران بسیاری در گوشه و کنار دنیا به دست افرادی از خانواده یا اقوام نزدیک خود به قتل رسیدهاند و متاسفانه همچنان نیز به قتل خواهند رسید. اگرچه برای چنین قتلهایی همواره دلایل مختلفی عنوان شده است اما اغلب ماجرا از یک مساله ای آغاز میشود که در ادبیات رایج کنونی با نام «ناموسی» شناخته میشود.
ماجرای ناموسی یا قتل ناموسی عنوانی است که در جوامع سنتیتر و مذهبیتر برای قتلهایی ازایندست انتخابشده حالآنکه این پدیده در بسیاری از نقاط دنیا حتی در میان اقشاری که گرایش مذهبی هم ندارند دیدهشده، آمار زنان و دخترانی که همواره به دست همسران و پارتنرهای خود به قتل میرسند گواهی بر این مطلب است اگرچه نمیتوان منکر فراوانی آن در میان جوامع کوچک و سنتی با گرایشهای مذهبیتر شد.
قتل زن به دست مرد، آنهم مردی از خانواده و فامیل از تفکری برمیآید که خود را برای سلطهگری برحق میداند. آنکس که چاقو، داس، اسلحه و یا هر جسم دیگری را بر تن و جان دختر، همسر، مادر، خواهر و خویش مؤنث خود مینشاند، خود را بهنوعی مالک او میداند. این تفکر مردسالار و سلطهگر ریشه در باورهای سنتی دارد و متاسفانه در فرهنگ جوامع محلی ریشه بیشتری دوانیده است و البته فشارهای اجتماعی این جوامع نیز در تحریک و تشدید این آسیب بدون تاثیر نیست.
مساله این است که قتل زن یا دختر به دست جنس مذکری از اطرافیان او در همهجای دنیا اتفاق میافتد اما در همهجا عنوان قتل ناموسی را به خود نمیگیرد، چه اینکه میبینیم در برخی جوامع محلی و جوامع شهری در همین ایران خودمان با عنوان «همسرکشی» رخ می دهد..
@flith
۲۵سال تخفیف نفت و گاز برای چین
روزنامهی اعتماد گزارشی از قرارداد ۲۵ساله میان دولت ایران و چین منتشر کرده که بخش نفت و گاز و پتروشیمی آن حاوی نکات بسیار مهمی از میهنپرستی و تلاش برای منافع ملی است:
۱-چین حدود ۲۶۰ میلیارد دلار طی ۲۵ سال در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی ایران سرمایهگذاری میکند که بخش بزرگ آن باید در ۵سال نخست و بقیه توافقی انجام شود. (مشخص نیست این بخش بزرگ چقدر است و در مقابل این سرمایهگذاری چه بخشی از تولیدات نفت و گاز و پتروشیمی به چینیها تعلق میگیرد و چه تضمینی برای عمل به تعهداتشان وجود دارد. آنها پیش از این چندین بار بهدلیل کارشکنی در پروژههای نفتی از ایران اخراج شدهاند.)
۲-برای مدت ۲۵ سال چین هرچقدر نفت و گاز از ایران بخرد با تخفیف شگفتانگیزی همراه است چون این تخفیف نسبت به میانگین قیمت شش ماهه اعمال میشود. مثلا اگر قیمت نفت امروز ۴۵ دلار است و میانگین ششماهه ۲۵ دلار بوده، حالا چییها میتوانند با ۱۰ دلار نفت ایران را بخرند.
۳-چینیها در ۲۵ سال آینده هرچقدر نفت و گاز از ایران بخرند میتوانند پولش را به یوآن یا هرواحد پولی که دلشان خواست پرداخت کنند.
۴- چینیها میتوانند پول نفت و گازی که با تخفیف خریدند با اقساط دو ساله به هر واحد پولی که دلشان خواست پرداخت کنند.
نور به قبر ویلیام ناکس دارسی ببارد که لااقل لیره استرلینگ میداد.
#بهزاد_احمدنیا
@flith
روزنامهی اعتماد گزارشی از قرارداد ۲۵ساله میان دولت ایران و چین منتشر کرده که بخش نفت و گاز و پتروشیمی آن حاوی نکات بسیار مهمی از میهنپرستی و تلاش برای منافع ملی است:
۱-چین حدود ۲۶۰ میلیارد دلار طی ۲۵ سال در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی ایران سرمایهگذاری میکند که بخش بزرگ آن باید در ۵سال نخست و بقیه توافقی انجام شود. (مشخص نیست این بخش بزرگ چقدر است و در مقابل این سرمایهگذاری چه بخشی از تولیدات نفت و گاز و پتروشیمی به چینیها تعلق میگیرد و چه تضمینی برای عمل به تعهداتشان وجود دارد. آنها پیش از این چندین بار بهدلیل کارشکنی در پروژههای نفتی از ایران اخراج شدهاند.)
۲-برای مدت ۲۵ سال چین هرچقدر نفت و گاز از ایران بخرد با تخفیف شگفتانگیزی همراه است چون این تخفیف نسبت به میانگین قیمت شش ماهه اعمال میشود. مثلا اگر قیمت نفت امروز ۴۵ دلار است و میانگین ششماهه ۲۵ دلار بوده، حالا چییها میتوانند با ۱۰ دلار نفت ایران را بخرند.
۳-چینیها در ۲۵ سال آینده هرچقدر نفت و گاز از ایران بخرند میتوانند پولش را به یوآن یا هرواحد پولی که دلشان خواست پرداخت کنند.
۴- چینیها میتوانند پول نفت و گازی که با تخفیف خریدند با اقساط دو ساله به هر واحد پولی که دلشان خواست پرداخت کنند.
نور به قبر ویلیام ناکس دارسی ببارد که لااقل لیره استرلینگ میداد.
#بهزاد_احمدنیا
@flith
تلگرام ایرانیها احتمالا بزودی به تکنولوژی ضدفیلتر پراکسی چرخشی مجهز شود.
پست جدید تلگرامی پاول دورف موسس تلگرام ضمن اشاره به رفع فیلتر این اپلیکیشن در روسیه، به این موضوع نیز اشاره کرده که این تکنولوژی (Rotating Proxy servers) در روسیه مورد استفاده قرار گرفت و تقریبا فیلترینگ در آنجا معنایش را از دست داده بود.
حالا با رفع فیلتر تلگرام در روسیه، دورف از دست اندرکاران و مهندسین این سرورها خواسته تمرکزشان را روی ایران و چین بگذارند.
در مدل پراکسی چرخشی، به ازای هر درخواست (کانکشن)، یک آی پی جدید به دستگاه شما داده میشود که این باعث می شود کار بلاک کردن آیپیها و مشخصا قطع دسترسی یک فرد برای نهادهای مختلف بسیار سخت و هزینه بر باشد و هویت افراد نیز بیشتر از پیش مخفی بماند.
@flith
پست جدید تلگرامی پاول دورف موسس تلگرام ضمن اشاره به رفع فیلتر این اپلیکیشن در روسیه، به این موضوع نیز اشاره کرده که این تکنولوژی (Rotating Proxy servers) در روسیه مورد استفاده قرار گرفت و تقریبا فیلترینگ در آنجا معنایش را از دست داده بود.
حالا با رفع فیلتر تلگرام در روسیه، دورف از دست اندرکاران و مهندسین این سرورها خواسته تمرکزشان را روی ایران و چین بگذارند.
در مدل پراکسی چرخشی، به ازای هر درخواست (کانکشن)، یک آی پی جدید به دستگاه شما داده میشود که این باعث می شود کار بلاک کردن آیپیها و مشخصا قطع دسترسی یک فرد برای نهادهای مختلف بسیار سخت و هزینه بر باشد و هویت افراد نیز بیشتر از پیش مخفی بماند.
@flith
☘☘☘
بهانهای برای توزیع رانت
ایرادهای تکراری که سالهاست علیه لیبرالیسم اقامه میشود به مناسبت کرونا جانی تازه گرفت. رفقای کمونیست کرونا را به فالنیک گرفته و ضمن ستودن نظام درمانی برتر کوبا، به پایان آمدن نظامهای لیبرال را به یکدیگر تبریک گفتند. وجدان آدمی قادر نیست دهها سال ظلم و جور و کشتار و پایمال کردن روزمره بدیهیترین حقوقبشر، نتیجه فاجعهبار کمونیسم را که فقر است و عقبماندگی، گرسنگی و بیعدالتی در کوبا را ببیند و همچنان از آن دفاع کند. اما وقتی ذهن آدمی با امید تایید پیشفرضهای ذهنی بهدنبال شواهد میگردد، آنوقت است که برای اثبات موفقیت کمونیسم، یک کمپین مضحک تبلیغاتی ارسال پزشک به ایتالیا در مقابل کوهی از شواهد و مستندات مبنی بر شکست نظام کمونیستی در کوبا کفایت میکند.
مقامات حزب کمونیست چین فرصت را مغتنم شمرده و در سخنرانیهای پرشکوه، با افتخار اعلام کردند که: «شیوع کرونا، یکبار دیگر برتری نظام کمونیستی چین را به اثبات رساند.» منظورشان از برتری این است که ما بهتر از حکومتهای لیبرال میتوانیم مردم را در خانههایشان حبس کنیم. وقتی لازم شد عرضهاش را داریم که در خانهها را جوش بدهیم تا کسی خارج نشود. در مواقعی که کسی خارج شد، او را مقابل دوربین تحقیر میکنیم و کتک میزنیم تا درس عبرتی شود برای سایر شهروندان و اینها برتری است. البته آمارهای واقعی و شواهد و مستندات حکایت دیگری از موفقیت بگیر و ببند و فضیلت جبر در چین روایت میکند. مهمترین عامل پایین ماندن آمار در چین، مشت آهنین و مدیریت و برنامهریزی نبود، بلکه تنبیه و تعویض مقامات محلی خسته و مستاصلی بود که آمار بیش از حد تعیینشده اعلام میکردند. اما به هرحال حقیقتی در این ادعا هست؛ در ایالاتمتحده که نظام سیاسی لیبرال دارد، در اوج بحران مردم به خیابانها ریختند و اعتراض و راهپیمایی کردند. در چین از این خبرها نبود.
برخی به درستی یادآوری میکنند که حتی در مکتب لیبرالیسم و دولت محدود، حراست از جان شهروندان در شرایط شیوع بیماری مرگبار جزئی از وظایف دولت است. البته این حرفها در ابتدای شیوع کرونا با هیجان و اغراق بسیار مطرح میشد و بهانهای بود برای زیرسوال بردن اصول لیبرالیسم و پیچیدن نسخههای ضدلیبرال. با ادامه یافتن کرونا و در عین حال بازگشتن تدریجی جوامع به زندگی عادی، نادرستی این ادعاها اثبات شد. در شرایطی که هنوز ضرورت استفاده از ماسک مسلم نبود، عدهای تحتتاثیر جو و ترس معتقد بودند که واکنش بازار به کمبود ماسک و محصولات ضدعفونیکننده به اندازه کافی سریع نخواهد بود و لازم است دولت بلافاصله به موضوع وارد شده و تولید آنها را قبضه کند. شاید معروفترین نمونه شهردار چپ نیویورک بود که معتقد بود صنایع مربوطه باید بلافاصله ملی شوند. تخمینها نشان میداد که واکنش بازار ممکن است از چهار روز تا دو هفته طول بکشد. برخی از صاحبنظران چنین زمانی را غیرقابل قبول میدانستند. امروز میدانیم که این واکنشها غلط بوده. در نهایت ثابت شد که واکنش دولت به مراتب کندتر از واکنش بازار است.
شاید بزرگترین کجفهمی ضدلیبرال در تاریخ، این باور باستانی است که نفع شخصی در تقابل با خیر عمومی است. هرچند اقتصاد مدرن با فهمیدن این اصل برپا شده که افراد با تعقیب نفع شخصی به جامعه خیر میرسانند، اما هنوز بسیارند افرادی که تصور میکنند بازار و تجارت آزاد یک بازی برد- باخت است و سرمایهدار برنده و دیگران بازنده آن هستند. آمدن کرونا این باور را نیز تقویت کرد. در نتیجه دخالت دولت در بازار را مطالبه میکردند.
محمد ماشینچیان
@flith
بهانهای برای توزیع رانت
ایرادهای تکراری که سالهاست علیه لیبرالیسم اقامه میشود به مناسبت کرونا جانی تازه گرفت. رفقای کمونیست کرونا را به فالنیک گرفته و ضمن ستودن نظام درمانی برتر کوبا، به پایان آمدن نظامهای لیبرال را به یکدیگر تبریک گفتند. وجدان آدمی قادر نیست دهها سال ظلم و جور و کشتار و پایمال کردن روزمره بدیهیترین حقوقبشر، نتیجه فاجعهبار کمونیسم را که فقر است و عقبماندگی، گرسنگی و بیعدالتی در کوبا را ببیند و همچنان از آن دفاع کند. اما وقتی ذهن آدمی با امید تایید پیشفرضهای ذهنی بهدنبال شواهد میگردد، آنوقت است که برای اثبات موفقیت کمونیسم، یک کمپین مضحک تبلیغاتی ارسال پزشک به ایتالیا در مقابل کوهی از شواهد و مستندات مبنی بر شکست نظام کمونیستی در کوبا کفایت میکند.
مقامات حزب کمونیست چین فرصت را مغتنم شمرده و در سخنرانیهای پرشکوه، با افتخار اعلام کردند که: «شیوع کرونا، یکبار دیگر برتری نظام کمونیستی چین را به اثبات رساند.» منظورشان از برتری این است که ما بهتر از حکومتهای لیبرال میتوانیم مردم را در خانههایشان حبس کنیم. وقتی لازم شد عرضهاش را داریم که در خانهها را جوش بدهیم تا کسی خارج نشود. در مواقعی که کسی خارج شد، او را مقابل دوربین تحقیر میکنیم و کتک میزنیم تا درس عبرتی شود برای سایر شهروندان و اینها برتری است. البته آمارهای واقعی و شواهد و مستندات حکایت دیگری از موفقیت بگیر و ببند و فضیلت جبر در چین روایت میکند. مهمترین عامل پایین ماندن آمار در چین، مشت آهنین و مدیریت و برنامهریزی نبود، بلکه تنبیه و تعویض مقامات محلی خسته و مستاصلی بود که آمار بیش از حد تعیینشده اعلام میکردند. اما به هرحال حقیقتی در این ادعا هست؛ در ایالاتمتحده که نظام سیاسی لیبرال دارد، در اوج بحران مردم به خیابانها ریختند و اعتراض و راهپیمایی کردند. در چین از این خبرها نبود.
برخی به درستی یادآوری میکنند که حتی در مکتب لیبرالیسم و دولت محدود، حراست از جان شهروندان در شرایط شیوع بیماری مرگبار جزئی از وظایف دولت است. البته این حرفها در ابتدای شیوع کرونا با هیجان و اغراق بسیار مطرح میشد و بهانهای بود برای زیرسوال بردن اصول لیبرالیسم و پیچیدن نسخههای ضدلیبرال. با ادامه یافتن کرونا و در عین حال بازگشتن تدریجی جوامع به زندگی عادی، نادرستی این ادعاها اثبات شد. در شرایطی که هنوز ضرورت استفاده از ماسک مسلم نبود، عدهای تحتتاثیر جو و ترس معتقد بودند که واکنش بازار به کمبود ماسک و محصولات ضدعفونیکننده به اندازه کافی سریع نخواهد بود و لازم است دولت بلافاصله به موضوع وارد شده و تولید آنها را قبضه کند. شاید معروفترین نمونه شهردار چپ نیویورک بود که معتقد بود صنایع مربوطه باید بلافاصله ملی شوند. تخمینها نشان میداد که واکنش بازار ممکن است از چهار روز تا دو هفته طول بکشد. برخی از صاحبنظران چنین زمانی را غیرقابل قبول میدانستند. امروز میدانیم که این واکنشها غلط بوده. در نهایت ثابت شد که واکنش دولت به مراتب کندتر از واکنش بازار است.
شاید بزرگترین کجفهمی ضدلیبرال در تاریخ، این باور باستانی است که نفع شخصی در تقابل با خیر عمومی است. هرچند اقتصاد مدرن با فهمیدن این اصل برپا شده که افراد با تعقیب نفع شخصی به جامعه خیر میرسانند، اما هنوز بسیارند افرادی که تصور میکنند بازار و تجارت آزاد یک بازی برد- باخت است و سرمایهدار برنده و دیگران بازنده آن هستند. آمدن کرونا این باور را نیز تقویت کرد. در نتیجه دخالت دولت در بازار را مطالبه میکردند.
محمد ماشینچیان
@flith