☘☘☘
سعید شریعتی : قوه قضاییه بگوید نیاز آذری چه تخلفی انجام داده که بابت آن ۴۲ میلیارد به اکبر طبری رشوه داده است؟
سعيد شريعتي فعال سیاسی اصلاح طلب، مسئله این است که برای مردم دیگر اسامی طبری و شریفی و ... مهم نیست، مسئله این است که اعتماد مردم از بین میرود، زیرا میبینند که فساد تا دم در اتاق رئیس قوه قضاییه وقت یعنی آملی لاریجانی رفته است.
مسئله اکبر طبری موضوع امروز و دیروز نیست و برخی از اتهامات او به سال ۹۰ برمیگردد و زمانی که آملی لاریجانی علم مبارزه با فساد را بلند کرده بود، معاون او که دیوار به دیوار او بود چنین فساد بزرگ و گستردهای را انجام میداد و قطب یک فساد بسیار بزرگ و عظیم بود.
=
او از پسر نیاز آذری مدیر وزارت اطلاعات مازندان ۴۲ میلیارد تومان رشوه گرفته بود! سوال این است که تخلف این آقا چقدر بوده که حاضر به پرداخت ۴۲ میلیارد تومان و یک زمین ۱۵ هزار متری و ویلا شده است؟ قوه قضاییه درباره این مسئله روشنگری کند.
این پولها را در آن زمان از کجا آورده و فرزند این آدم پرنفوذ چه تخلف عمیق و گستردهای صورت داده است.
۴۲ میلیارد آن زمان با دلار فعلی چیزی در حدود ۷۰۰ میلیارد تومان است، چگونه این میزان رشوه میگیرند و بعد به ۴۵ هزار تومان یارانه مردم چشم دوختهاند و به آنها صدقه میدهند.
مگر کشور حفاظت اطلاعات ندارد؟ بازرسی و نظارت آنها فقط برای روزنامهنگاران است؟ چگونه بغل دست رئیس قوه قضاییه چنین فساد عظیمی را انجام میدهد، اما نظارتی بر آنها نبوده است؟ از آقای دری نجفی میپرسند میدانستی قتلهای زنجیرهای رخ میدهد؟ اگر میدانستی که واویلا و اگر هم نمیدانستی وامصیبتا! این قبیل مناصب اصلا جایی برای اشتباه ندارد و به گونهای نیست که از پاسخگویی شانه خالی کنند! آملی لاریجانی هم اگر میدانسته که واویلا اگر هم نمیدانسته باز هم واویلا.
@flith
سعید شریعتی : قوه قضاییه بگوید نیاز آذری چه تخلفی انجام داده که بابت آن ۴۲ میلیارد به اکبر طبری رشوه داده است؟
سعيد شريعتي فعال سیاسی اصلاح طلب، مسئله این است که برای مردم دیگر اسامی طبری و شریفی و ... مهم نیست، مسئله این است که اعتماد مردم از بین میرود، زیرا میبینند که فساد تا دم در اتاق رئیس قوه قضاییه وقت یعنی آملی لاریجانی رفته است.
مسئله اکبر طبری موضوع امروز و دیروز نیست و برخی از اتهامات او به سال ۹۰ برمیگردد و زمانی که آملی لاریجانی علم مبارزه با فساد را بلند کرده بود، معاون او که دیوار به دیوار او بود چنین فساد بزرگ و گستردهای را انجام میداد و قطب یک فساد بسیار بزرگ و عظیم بود.
=
او از پسر نیاز آذری مدیر وزارت اطلاعات مازندان ۴۲ میلیارد تومان رشوه گرفته بود! سوال این است که تخلف این آقا چقدر بوده که حاضر به پرداخت ۴۲ میلیارد تومان و یک زمین ۱۵ هزار متری و ویلا شده است؟ قوه قضاییه درباره این مسئله روشنگری کند.
این پولها را در آن زمان از کجا آورده و فرزند این آدم پرنفوذ چه تخلف عمیق و گستردهای صورت داده است.
۴۲ میلیارد آن زمان با دلار فعلی چیزی در حدود ۷۰۰ میلیارد تومان است، چگونه این میزان رشوه میگیرند و بعد به ۴۵ هزار تومان یارانه مردم چشم دوختهاند و به آنها صدقه میدهند.
مگر کشور حفاظت اطلاعات ندارد؟ بازرسی و نظارت آنها فقط برای روزنامهنگاران است؟ چگونه بغل دست رئیس قوه قضاییه چنین فساد عظیمی را انجام میدهد، اما نظارتی بر آنها نبوده است؟ از آقای دری نجفی میپرسند میدانستی قتلهای زنجیرهای رخ میدهد؟ اگر میدانستی که واویلا و اگر هم نمیدانستی وامصیبتا! این قبیل مناصب اصلا جایی برای اشتباه ندارد و به گونهای نیست که از پاسخگویی شانه خالی کنند! آملی لاریجانی هم اگر میدانسته که واویلا اگر هم نمیدانسته باز هم واویلا.
@flith
قهرمانسازی از متوسطین
#علی_شریعتی
#مجیدشریف_واقفی
#محمدمصدق
#حسین_فاطمی
در کمتر جایی به اندازه ایران، افراد متوسط و متوسط به پایین، تبدئیل به قهرمان و اسطوره میشوند. در هر جایی از جهان، افرادی قهرمان میشوند که یک خِیری از آنها به ملت و میهن رسیده باشد. منشأ اثری مثبت باشند. این یک پدیده جدید در ایران است، ایرانیان در طول تاریخ، بزرگان خود را پاس میداشتند. اما در یک قرن اخیر به دلایل گوناگون، میانمایگان مورد تجلیل واقع میشوند. و این یکی از آسیبهای مهم ایدئولوژیزدگی در میان الیت جامعه ایرانی است.
#شریعتی از صدر اسلام شروع میکرد امّا ناگهان با چرخشی پرهیجان به اروپای غربی قرن بیستم میجهید و در دانشگاه سوربن فرود میآمد: ابوذر نخستین سوسیالیست جهان بود؛ سوسیالیسم چیست؟ سوسیالیسم همان حرفی است که حزبهای مترقّی در فرانسه امروز میزنند
پرتاب شدن از صدر اسلام به اروپای توسعهیافته پس از جنگ جهانی دوم عصاره تاریخ به روایت شریعتی است.شاید این اشخاص نابغه باشند و نبوغشان در تفکرات آشفته و التقاطی بود.متاسفانه نبوغ آنها نه تنها در جهت رفاه و سازندگی نبود بلکه در راه تخریب و انهدام گام بر میداشت
شریعتی، که آن هم فقط در کتاب «امت و امامت» است که تکلیفش با خودش روشن شد و در یک زمین سفت ایستاد،که آن هم در «مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» در سال ۱۳۵۸ مورد توجه واقع شد، و بهشتی این نظریه را با نظریه ولایت فقیه خمینی درهم آمیخته و اصل ولایت فقیه کنونی را ابداع کرد.
نظریهای که خمینی در کتاب «ولایت فقیه» تشریح کرده، چیزی شبیه به «خلافت اسلامی» بود. و باید با چیزی مثل نظریه امت و امامت شریعتی آمیخته میشد تا تبدیل به یک نهاد حقوقی و سیاسی و اجتماعی بشود.
بگذریم از اینکه پیکر شریعتی به در خواست وی در حرم منتسب به حضرت زینب (س) در دمشق دفن شد یا کوچکترین تعلق میهنی نداشت اما پرسش اینجاست چرا باید از افراد متوسط قهرمان بسازیم؟!چه خدمات و چه دستاورد مثبتی برای میهن داشته اند که باید هر سال و هر لحظه این اشخاص را به یاد آورد؟!
بر سر در مهمترین دانشگاه این کشور (دانشگاه صنعتی شریف) که باهوشترین نخبگان ایران در آنجا درس میخوانند، نام فردی درج شده است، که منشأ هیچ اثر علمی یا انسانی یا اخلاقی یا فرهنگی و ... نبوده است. در سال ۱۳۵۳، دو تن از اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق، یعنی مجید شریف واقفی و لیلا زمردیان در ساختمان شرکت جنرال الکتریک بمبگذاری کردند و سرایدار بدبخت و بیچارۀ آن ساختمان را کشتند. بعد در کادر رهبری این گروه تروریستی، اختلافی رخ داد و #شریف_واقفی به دست همگروهیهای خود به طرز فجیعی کشته شد. کل کارنامه این شخص همین است. آیا این قتل فجیع به شریف واقفی، مشروعیت و حقانیت و منزلت میدهد؟! هرگز! آن سازمان از اول تأسیس تاکنون، تروریستی بوده و هست. آن قتل فجیع هم، نتیجه دعوای ایدئولوژیک داخل یک سازمان تروریستی بوده و بس! شریف واقفی، دقیقاً چه کاری برای علم و دانش و فرهنگ و اقتصاد و سیاست این مملکت کرده که نامش بر مهمترین دانشگاه این کشور نهاده شده است؟!
مسخِ ایدئولوژیشدن و آلوده به ویروس ایدئولوژیبودن بد دردی است، دردی بیدرمان است. حالا از جمهوری اسلامی انتظار زیادی نمیرود که نامهایی چون #شریف_واقفی و نواب صفوی و خالد اسلامبولی بر دانشگاه و خیابان خود نگذارد. اما دلیل این اسطورهسازی از افرادی مثل #مصدق را در میان کثیری از باشندگان اپوزیسیون درک نمیکنم! یک سیاستمدار متوسط و ناکام، دقیقاً چرا باید قهرمان و اسطوره کثیری از باشندگان سیاسی یک کشور باشد؟! آن هم باشندگانی که ادعای مدرنبودن آنها گوش فلک را کر کرده است! آیا بخاطر میهندوستی و پاکدستی مالی از او اسطورهسازی میکنند؟ اولاً میهندوستتر و پاکدستتر از او هم در تاریخ معاصر بسیار زیاد هستند. ثانیاً میهندوستبودن و پاکدستبودن، وظیفه و خصلت ذاتی یک دولتمرد است. یک دولتمرد وظیفه دارد که به ملت و میهن خدمت کند و قلبش برای آن بتپد، و ریالی از بیتالمال را هم به ناحق به جیب نزند (صدالبته این مهم با نظارت دیوانی و مدنی ممکن است). داشتن این خصلتهای بدیهی، به کسی برتری نمیدهد. ثالثاً، برخی از اعمال به ظاهر میهندوستانه او به ضرر میهن هم تمام شد. او جز به یادگار گذاشتن برداشتی مغشوش مبتذل از مفهوم «استقلال»، چه نظام معنایی برای فرهنگ سیاسی ایران تولید کرد؟! حتی قضیهای که از آن به عنوان «ملی شدن صنعت نفت» یاد میشود در مجموع به نفع ایران تمام نشد و امکان مدیریت بهتر هم بود. سادگی مصدق و عدم فهم درست مناسبات جهانی و بازیهای قدرتهای بزرگ، هم برای خودش فاجعه آفرید و هم کیان ایران را در معرض خطر قرار داد.
نمونه دیگر #حسین_فاطمی است، او دقیقاً چه خصلتی داشت که تبدیل به قهرمان و شهید راه آزادی! برای بسیاری از باشندگان سیاسی شده است؟!
@flith
#علی_شریعتی
#مجیدشریف_واقفی
#محمدمصدق
#حسین_فاطمی
در کمتر جایی به اندازه ایران، افراد متوسط و متوسط به پایین، تبدئیل به قهرمان و اسطوره میشوند. در هر جایی از جهان، افرادی قهرمان میشوند که یک خِیری از آنها به ملت و میهن رسیده باشد. منشأ اثری مثبت باشند. این یک پدیده جدید در ایران است، ایرانیان در طول تاریخ، بزرگان خود را پاس میداشتند. اما در یک قرن اخیر به دلایل گوناگون، میانمایگان مورد تجلیل واقع میشوند. و این یکی از آسیبهای مهم ایدئولوژیزدگی در میان الیت جامعه ایرانی است.
#شریعتی از صدر اسلام شروع میکرد امّا ناگهان با چرخشی پرهیجان به اروپای غربی قرن بیستم میجهید و در دانشگاه سوربن فرود میآمد: ابوذر نخستین سوسیالیست جهان بود؛ سوسیالیسم چیست؟ سوسیالیسم همان حرفی است که حزبهای مترقّی در فرانسه امروز میزنند
پرتاب شدن از صدر اسلام به اروپای توسعهیافته پس از جنگ جهانی دوم عصاره تاریخ به روایت شریعتی است.شاید این اشخاص نابغه باشند و نبوغشان در تفکرات آشفته و التقاطی بود.متاسفانه نبوغ آنها نه تنها در جهت رفاه و سازندگی نبود بلکه در راه تخریب و انهدام گام بر میداشت
شریعتی، که آن هم فقط در کتاب «امت و امامت» است که تکلیفش با خودش روشن شد و در یک زمین سفت ایستاد،که آن هم در «مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» در سال ۱۳۵۸ مورد توجه واقع شد، و بهشتی این نظریه را با نظریه ولایت فقیه خمینی درهم آمیخته و اصل ولایت فقیه کنونی را ابداع کرد.
نظریهای که خمینی در کتاب «ولایت فقیه» تشریح کرده، چیزی شبیه به «خلافت اسلامی» بود. و باید با چیزی مثل نظریه امت و امامت شریعتی آمیخته میشد تا تبدیل به یک نهاد حقوقی و سیاسی و اجتماعی بشود.
بگذریم از اینکه پیکر شریعتی به در خواست وی در حرم منتسب به حضرت زینب (س) در دمشق دفن شد یا کوچکترین تعلق میهنی نداشت اما پرسش اینجاست چرا باید از افراد متوسط قهرمان بسازیم؟!چه خدمات و چه دستاورد مثبتی برای میهن داشته اند که باید هر سال و هر لحظه این اشخاص را به یاد آورد؟!
بر سر در مهمترین دانشگاه این کشور (دانشگاه صنعتی شریف) که باهوشترین نخبگان ایران در آنجا درس میخوانند، نام فردی درج شده است، که منشأ هیچ اثر علمی یا انسانی یا اخلاقی یا فرهنگی و ... نبوده است. در سال ۱۳۵۳، دو تن از اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق، یعنی مجید شریف واقفی و لیلا زمردیان در ساختمان شرکت جنرال الکتریک بمبگذاری کردند و سرایدار بدبخت و بیچارۀ آن ساختمان را کشتند. بعد در کادر رهبری این گروه تروریستی، اختلافی رخ داد و #شریف_واقفی به دست همگروهیهای خود به طرز فجیعی کشته شد. کل کارنامه این شخص همین است. آیا این قتل فجیع به شریف واقفی، مشروعیت و حقانیت و منزلت میدهد؟! هرگز! آن سازمان از اول تأسیس تاکنون، تروریستی بوده و هست. آن قتل فجیع هم، نتیجه دعوای ایدئولوژیک داخل یک سازمان تروریستی بوده و بس! شریف واقفی، دقیقاً چه کاری برای علم و دانش و فرهنگ و اقتصاد و سیاست این مملکت کرده که نامش بر مهمترین دانشگاه این کشور نهاده شده است؟!
مسخِ ایدئولوژیشدن و آلوده به ویروس ایدئولوژیبودن بد دردی است، دردی بیدرمان است. حالا از جمهوری اسلامی انتظار زیادی نمیرود که نامهایی چون #شریف_واقفی و نواب صفوی و خالد اسلامبولی بر دانشگاه و خیابان خود نگذارد. اما دلیل این اسطورهسازی از افرادی مثل #مصدق را در میان کثیری از باشندگان اپوزیسیون درک نمیکنم! یک سیاستمدار متوسط و ناکام، دقیقاً چرا باید قهرمان و اسطوره کثیری از باشندگان سیاسی یک کشور باشد؟! آن هم باشندگانی که ادعای مدرنبودن آنها گوش فلک را کر کرده است! آیا بخاطر میهندوستی و پاکدستی مالی از او اسطورهسازی میکنند؟ اولاً میهندوستتر و پاکدستتر از او هم در تاریخ معاصر بسیار زیاد هستند. ثانیاً میهندوستبودن و پاکدستبودن، وظیفه و خصلت ذاتی یک دولتمرد است. یک دولتمرد وظیفه دارد که به ملت و میهن خدمت کند و قلبش برای آن بتپد، و ریالی از بیتالمال را هم به ناحق به جیب نزند (صدالبته این مهم با نظارت دیوانی و مدنی ممکن است). داشتن این خصلتهای بدیهی، به کسی برتری نمیدهد. ثالثاً، برخی از اعمال به ظاهر میهندوستانه او به ضرر میهن هم تمام شد. او جز به یادگار گذاشتن برداشتی مغشوش مبتذل از مفهوم «استقلال»، چه نظام معنایی برای فرهنگ سیاسی ایران تولید کرد؟! حتی قضیهای که از آن به عنوان «ملی شدن صنعت نفت» یاد میشود در مجموع به نفع ایران تمام نشد و امکان مدیریت بهتر هم بود. سادگی مصدق و عدم فهم درست مناسبات جهانی و بازیهای قدرتهای بزرگ، هم برای خودش فاجعه آفرید و هم کیان ایران را در معرض خطر قرار داد.
نمونه دیگر #حسین_فاطمی است، او دقیقاً چه خصلتی داشت که تبدیل به قهرمان و شهید راه آزادی! برای بسیاری از باشندگان سیاسی شده است؟!
@flith
ادامه از صفحه قبل
من دوره کامل روزنامه باختر امروز را دارم، تمامی کتابهای حاوی مجموعه مقالات و یادداشتهای فاطمی را جمع کردم، و تقریباً هیچ نوشتاری از او نیست که من نخوانده باشم، با جرأت میتوانم بگویم که او هیچ چیزی برای تبدیل شدن به یک قهرمان را نداشت. یک جوان پرشور و سطحی و کمسواد بود. نه مصلحت مملکت را میدانست و نه حتی مصلحت مصدق و خودش را! گرچه مجازات اعدام، غیر از موارد قتل و جنایت، از دید من در هر زمانی کاملاً ناعادلانه است، اما اعدام او با استناد به قانون آن زمان، زیاد سختگیرانه نبود، اعدام او در سال 1953، با توجه به استانداردهای بینالمللی و فضای آن دوره هم سختگیرانه نبود. شما حساب کنید، یک وزیر مملکت که طبق اصل 46 متمم قانون اساسی، به موجب حکم و امضای پادشاه به این مقام دست یافته و سوگند وفاداری یاد کرده، در یک بحران به یکباره اعلام اسقاط نظام پادشاهی مشروطه کند و خواهان اعدام انقلابی پادشاه و مقامات کشور شود! در هر جای دنیا و با هر نظام حقوقی در آن عصر، حکم او اعدام میبود. این اعدام (حتی اگر ظالمانه هم تلقی شود)، به هیچ عنوان به وی مشروعیت و حقانیت نمیدهد. او خربزهای خورد و پای لرز آن هم ایستاد، خدایش بیامرزد. دیگر قهرمانسازی از او معنایی ندارد!!!!
دکتر محمد محبی
@flith
من دوره کامل روزنامه باختر امروز را دارم، تمامی کتابهای حاوی مجموعه مقالات و یادداشتهای فاطمی را جمع کردم، و تقریباً هیچ نوشتاری از او نیست که من نخوانده باشم، با جرأت میتوانم بگویم که او هیچ چیزی برای تبدیل شدن به یک قهرمان را نداشت. یک جوان پرشور و سطحی و کمسواد بود. نه مصلحت مملکت را میدانست و نه حتی مصلحت مصدق و خودش را! گرچه مجازات اعدام، غیر از موارد قتل و جنایت، از دید من در هر زمانی کاملاً ناعادلانه است، اما اعدام او با استناد به قانون آن زمان، زیاد سختگیرانه نبود، اعدام او در سال 1953، با توجه به استانداردهای بینالمللی و فضای آن دوره هم سختگیرانه نبود. شما حساب کنید، یک وزیر مملکت که طبق اصل 46 متمم قانون اساسی، به موجب حکم و امضای پادشاه به این مقام دست یافته و سوگند وفاداری یاد کرده، در یک بحران به یکباره اعلام اسقاط نظام پادشاهی مشروطه کند و خواهان اعدام انقلابی پادشاه و مقامات کشور شود! در هر جای دنیا و با هر نظام حقوقی در آن عصر، حکم او اعدام میبود. این اعدام (حتی اگر ظالمانه هم تلقی شود)، به هیچ عنوان به وی مشروعیت و حقانیت نمیدهد. او خربزهای خورد و پای لرز آن هم ایستاد، خدایش بیامرزد. دیگر قهرمانسازی از او معنایی ندارد!!!!
دکتر محمد محبی
@flith
من معتقدم تاریخ، هرگز نمونهای از مردمی را نشان نمیدهد که توانسته باشند یک دولت آزاد و متمدن تحت سلطه روحانیان تشکیل بدهند.
#توماس_جفرسون سومین رئیسجمهور آمریکا
@flith
#توماس_جفرسون سومین رئیسجمهور آمریکا
@flith
واکنش علیرضا پناهیان به قتل های اخیر دختران:
"این جنایتها محصول بیبندوباری در خانواده است بیبندوباری را گروهی از سیاسیون رواج دادند؛ هر بار به خاطر انتخابات بر آن دمیدند
پ.ن: "فردی میخی را سر و ته روی دیوار گذاشته بود و میکوبید. میخ در دیوار فرو نمیرفت. دیگری که شاهد این ماجرا بود، گفت:
چه کار میکنی؟ این میخ که برای این دیوار نیست. این میخ برای دیوار روبروست" (عبید زاکانی)
ایشان هم درست میفرمایند اگر علت تاریخی این خشونتها را فاکتور بگیریم. علت این قتلها مواضع سیاسی برخی سیاسیون و برنامه های صدا و سیما و مواضع برخی صاحبان تریبون هاست. اما ظاهرا میخ را سروته می کوبند.
#فرهاد_قنبری
@flith
"این جنایتها محصول بیبندوباری در خانواده است بیبندوباری را گروهی از سیاسیون رواج دادند؛ هر بار به خاطر انتخابات بر آن دمیدند
پ.ن: "فردی میخی را سر و ته روی دیوار گذاشته بود و میکوبید. میخ در دیوار فرو نمیرفت. دیگری که شاهد این ماجرا بود، گفت:
چه کار میکنی؟ این میخ که برای این دیوار نیست. این میخ برای دیوار روبروست" (عبید زاکانی)
ایشان هم درست میفرمایند اگر علت تاریخی این خشونتها را فاکتور بگیریم. علت این قتلها مواضع سیاسی برخی سیاسیون و برنامه های صدا و سیما و مواضع برخی صاحبان تریبون هاست. اما ظاهرا میخ را سروته می کوبند.
#فرهاد_قنبری
@flith
☘☘☘
رهبر توتالیتر نمیتواند انتقاد از زیردستانش را تحمل کند، زیرا آنها پیوسته به نام او عمل میکنند. اگر او بخواهد خطاهایش را تصحیح کند، باید آنهایی را که به خطاهای او عمل کردهاند از میان بردارد. اگر او بخواهد مسئولیت اشتباهاتش را به دوش دیگران اندازد، باید آنها را بکشد، زیرا در این چارچوب سازمانی، هر اشتباهی میتواند یک نیرنگ باشد؛ یعنی کسی که اشتباه میکند، درواقع شیادی است که خودش را به عنوان متجسمکننده رهبر جامیزند.
این مسئولیت تام رهبر در مورد هر عملی که در جنبش انجام میگیرد و این یکی شدن کامل او با هر یک از کارگزارانش، عملاً چنین نتیجه میدهد که هیچیک از اعضای جنبش، در موقعیتی نیست که مسئول اعمالش باشد و بتواند دلایلی برای اعمالش بیاورد. از آنجایی که رهبر، حق توجیه اعمال جنبش را به انحصار خود در آورده است، برای جهان خارجی چنین مینماید که او تنها کسی است که میداند چه میکند؛ یعنی تنها نماینده جنبش و تنهاکسی که هنوز میتوان به زبانی غیرتوتالیتر با او گفتوگو کرد و در صورت قرار گرفتن در تنگنا، نمیتواند بگوید که چرا از من میپرسی، از رهبر بپرس.
توتالیتاریسم
#هانا_آرنت
@flith
رهبر توتالیتر نمیتواند انتقاد از زیردستانش را تحمل کند، زیرا آنها پیوسته به نام او عمل میکنند. اگر او بخواهد خطاهایش را تصحیح کند، باید آنهایی را که به خطاهای او عمل کردهاند از میان بردارد. اگر او بخواهد مسئولیت اشتباهاتش را به دوش دیگران اندازد، باید آنها را بکشد، زیرا در این چارچوب سازمانی، هر اشتباهی میتواند یک نیرنگ باشد؛ یعنی کسی که اشتباه میکند، درواقع شیادی است که خودش را به عنوان متجسمکننده رهبر جامیزند.
این مسئولیت تام رهبر در مورد هر عملی که در جنبش انجام میگیرد و این یکی شدن کامل او با هر یک از کارگزارانش، عملاً چنین نتیجه میدهد که هیچیک از اعضای جنبش، در موقعیتی نیست که مسئول اعمالش باشد و بتواند دلایلی برای اعمالش بیاورد. از آنجایی که رهبر، حق توجیه اعمال جنبش را به انحصار خود در آورده است، برای جهان خارجی چنین مینماید که او تنها کسی است که میداند چه میکند؛ یعنی تنها نماینده جنبش و تنهاکسی که هنوز میتوان به زبانی غیرتوتالیتر با او گفتوگو کرد و در صورت قرار گرفتن در تنگنا، نمیتواند بگوید که چرا از من میپرسی، از رهبر بپرس.
توتالیتاریسم
#هانا_آرنت
@flith
سلفی عجیب عده ای که شکل و شمایلشان به مسئولین شبیه است با پیکر نیمه جان البر زارعی که در راه خاموش کردن آتش جنگل های زاگرس جان داد، بسیار دردآور است.
زبان بدن گویای مقامات در عکس یادگاری با مردی محتضر که قربانی ندانم کاریها و عدم فراهم آوردن حداقلی از امکانات برای حفاظت جنگل و اطفای حریق شده است.
تجربه می گوید در وقایعی اینچنین #شهیدشویی روش مقامات است برای فراموشاندن عمق فاجعه. عکس یادگاری و سوگواری دروغین بخشی از برنامه شهیدشویی است. شهید می نامند و بار تقصیر را بر زمین می گذارند.
@flith
زبان بدن گویای مقامات در عکس یادگاری با مردی محتضر که قربانی ندانم کاریها و عدم فراهم آوردن حداقلی از امکانات برای حفاظت جنگل و اطفای حریق شده است.
تجربه می گوید در وقایعی اینچنین #شهیدشویی روش مقامات است برای فراموشاندن عمق فاجعه. عکس یادگاری و سوگواری دروغین بخشی از برنامه شهیدشویی است. شهید می نامند و بار تقصیر را بر زمین می گذارند.
@flith
صفحهبندی بینظیر یک روزنامه صبح تهران
دلار ۲۰۰،۰۰۰ ریال
سکه ۸۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال
مجلس نماز وحشت هم بخوان!
توضیح: هر چه کردیم یک متن در شرح این تیتر بنویسیم دیدیم چه جای شرح دارد؟!
مردم خود به همه چیز واقف اند.
@flith
دلار ۲۰۰،۰۰۰ ریال
سکه ۸۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال
مجلس نماز وحشت هم بخوان!
توضیح: هر چه کردیم یک متن در شرح این تیتر بنویسیم دیدیم چه جای شرح دارد؟!
مردم خود به همه چیز واقف اند.
@flith
«پشتبامخوابی» در تهران شبی ۵۰هزار تومان!
تعداد زیادی از کارگران، «پشتبامخواب» و «مغازهخواب» شدهاند
با وخیمشدن وضعیت معیشت خانوار به سبب افت درآمد و افزایش تورم و گرانی، اقلام دیگر نیز با رشد درخور توجهی روبهرو شدهاند. مسکن، یکی از مواردی است که همتای گرانیها، افزایش داشته و جامعه با افزایش درصد اجارهنشینی روبهرو شده است؛ علاوه بر اینکه بسیاری از مردم، به دلیل افزایش نرخ اجاره، مجبور به حاشیهنشینی یا سکونت در شهرهای اقماری شدهاند...
"دیدهبان ایران"
@flith
تعداد زیادی از کارگران، «پشتبامخواب» و «مغازهخواب» شدهاند
با وخیمشدن وضعیت معیشت خانوار به سبب افت درآمد و افزایش تورم و گرانی، اقلام دیگر نیز با رشد درخور توجهی روبهرو شدهاند. مسکن، یکی از مواردی است که همتای گرانیها، افزایش داشته و جامعه با افزایش درصد اجارهنشینی روبهرو شده است؛ علاوه بر اینکه بسیاری از مردم، به دلیل افزایش نرخ اجاره، مجبور به حاشیهنشینی یا سکونت در شهرهای اقماری شدهاند...
"دیدهبان ایران"
@flith
پرواز فکر و اندیشه
@flith
🔺همزمانی احکام اعدامی صادره برای سه تن از معترضان آبان98 و افزایش قیمت ارز و تحریمهای اخیر، یعنی این که:
مردم، بزودی اگر صداتون دراد دارتون می زنیم! / مهدی آزادبخت
@flith
مردم، بزودی اگر صداتون دراد دارتون می زنیم! / مهدی آزادبخت
@flith
☘☘☘
در این دنیای پست پر از فقر و مسکنت، برای نخستین بار گمان کردم که در زندگی من یک شعاع آفتاب درخشید – اما افسوس، این شعاع آفتاب نبود، بلکه فقط یک پرتو گذرنده، یک ستارهی پرنده بود که به صورت یک زن یا فرشته به من تجلی کرد و در روشنایی آن یک لحظه، فقط یک ثانیه همهی بدبختیهای زندگی خودم را دیدم و به عظمت و شکوه آن پی بردم و بعد این پرتو در گرداب تاریکی که باید ناپدید بشود دوباره ناپدید شد – نه، نتوانستم این پرتو گذرنده را برای خودم نگه دارم.
بوف کور
صادق هدایت
@flith
در این دنیای پست پر از فقر و مسکنت، برای نخستین بار گمان کردم که در زندگی من یک شعاع آفتاب درخشید – اما افسوس، این شعاع آفتاب نبود، بلکه فقط یک پرتو گذرنده، یک ستارهی پرنده بود که به صورت یک زن یا فرشته به من تجلی کرد و در روشنایی آن یک لحظه، فقط یک ثانیه همهی بدبختیهای زندگی خودم را دیدم و به عظمت و شکوه آن پی بردم و بعد این پرتو در گرداب تاریکی که باید ناپدید بشود دوباره ناپدید شد – نه، نتوانستم این پرتو گذرنده را برای خودم نگه دارم.
بوف کور
صادق هدایت
@flith
☘☘☘
ممنون که نگران شرعیاتِ ندارها هستید!
مصطفی داننده
زنی در حال غرق شدن بود و مردی حاضر نشد به او کمک کند، چون او نامحرم بود. مرد کنار رودخانه ایستاده بود و زن بعد از دست و پا زدن در آب غرق شد. یک انسان مُرد و مَرد خوشحال بودن که شرع را زیر پا نگذاشته است.
این داستان را گفتم تا به واکنش یک مسؤول به خبری در مورد همخانگی در تهران برسیم. یکی از خبرگزاریها گزارش داده که درخواست همخانگی دو خانوار در یک واحد رواج پیدا کرده است. نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک هم در واکنش به این گزارش گفت: «قاعدتا وقتی اعضای این دو خانواده به یکدیگر محرم نیستند نمیتوانند زیر یک سقف با یکدیگر زندگی کنند. وقتی که در هتلها اجاره یک اتاق به دو خانواده منع قانونی دارد این موضوع به اجاره واحد مسکونی هم تسری مییابد.»
واقعا جایزه واکنش سال را باید به عقبایی نایب رییس مشاوران املاک داد. اگر گزارش خبرگزاری در مورد همخانگی راست باشد باید گریه کنیم حتی بمیریم نه اینکه نگران شرعیات این داستان باشیم.
از اجارهخانهها که خبر دارید؟ سر به فلک میزند. صاحبخانههای خوش انصاف در این بلبشوی بازار، صبح از خواب بیدار میشوند و در پیامکی به مستاجر خود اعلام میکنند که باید سه برابر اجاره خانه بدهد. باید پول پیش را دو برابر کند.
ممنون که نگران شرعیاتِ ندارها هستید!
خانوادهای که حاضر است در یک آپارتمان کوچک با یک خانواده دیگر هم خانه شود، یعنی ندارد. یعنی از اینجا مانده و از آنجا رانده است. این یعنی به هر دری زده ، به جایی نرسیده است.
واقعا یک سرپرست خانواده چگونه میتواند با حقوقی که ثابت است و درصدی نسبت به سال قبل بیشتر شده است، از پس هزینههای زندگی به ویژه اجاره خانه برآید؟ شاید الان بگویند، چه کاری است در تهران زندگی نکنند و به شهرستان بروند.
بله، کسی که نمیتواند از پس هزینههای زندگی در شهرهای بزرگ برآید باید محل زندگی خود را عوض کند اما نباید یک نکته را فراموش کرد و این هم اینکه در خیلی از شهرها کار نیست و مردم مجبور هستند به شهرهای بزرگتر مهاجرت کنند.
امکانات خیلی از شهرها به شدت کم است. جوانان تفریحی به جزء خیابان گردی ندارند، شغلی هم نیست. واقعا آنها چه باید بکنند؟
اجاره نشینی زمانی خوش نشینی بود اما الان رنج نشینی است. الان زندگی پر استرس است. مستاجر هر لحظه باید منتظر خبرهای بد از سوی صاحبخانه باشد.
مردم دچار این مشکلات هستند و بعد وقتی آنهایی که میتوانند در این بازار نقشی داشته باشند، نگران عدم رعایت شرع هستند و نمیپرسند چرا کار به اینجا رسیده است که مردم چنین سبک زندگی را برای خود انتخاب کردهاند.
به جای اینکه راهکار ارائه دهند و به دنبال راههایی برای کاهش اجارهها باشند نگران محرم بودن و محرم نبودن هستند.
آنهایی که از پس اجاره یک خانه بر نمیآیند، نمیتوانند در خیابان زندگی کنند پس مجبور هستند فکری به حال زندگی خود کنند. مجبور هستند راهی برای اینکه زن و بچهشان در هنگام خواب سقفی بالای سرشان داشته باشند، پیدا کنند.
@flith
ممنون که نگران شرعیاتِ ندارها هستید!
مصطفی داننده
زنی در حال غرق شدن بود و مردی حاضر نشد به او کمک کند، چون او نامحرم بود. مرد کنار رودخانه ایستاده بود و زن بعد از دست و پا زدن در آب غرق شد. یک انسان مُرد و مَرد خوشحال بودن که شرع را زیر پا نگذاشته است.
این داستان را گفتم تا به واکنش یک مسؤول به خبری در مورد همخانگی در تهران برسیم. یکی از خبرگزاریها گزارش داده که درخواست همخانگی دو خانوار در یک واحد رواج پیدا کرده است. نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک هم در واکنش به این گزارش گفت: «قاعدتا وقتی اعضای این دو خانواده به یکدیگر محرم نیستند نمیتوانند زیر یک سقف با یکدیگر زندگی کنند. وقتی که در هتلها اجاره یک اتاق به دو خانواده منع قانونی دارد این موضوع به اجاره واحد مسکونی هم تسری مییابد.»
واقعا جایزه واکنش سال را باید به عقبایی نایب رییس مشاوران املاک داد. اگر گزارش خبرگزاری در مورد همخانگی راست باشد باید گریه کنیم حتی بمیریم نه اینکه نگران شرعیات این داستان باشیم.
از اجارهخانهها که خبر دارید؟ سر به فلک میزند. صاحبخانههای خوش انصاف در این بلبشوی بازار، صبح از خواب بیدار میشوند و در پیامکی به مستاجر خود اعلام میکنند که باید سه برابر اجاره خانه بدهد. باید پول پیش را دو برابر کند.
ممنون که نگران شرعیاتِ ندارها هستید!
خانوادهای که حاضر است در یک آپارتمان کوچک با یک خانواده دیگر هم خانه شود، یعنی ندارد. یعنی از اینجا مانده و از آنجا رانده است. این یعنی به هر دری زده ، به جایی نرسیده است.
واقعا یک سرپرست خانواده چگونه میتواند با حقوقی که ثابت است و درصدی نسبت به سال قبل بیشتر شده است، از پس هزینههای زندگی به ویژه اجاره خانه برآید؟ شاید الان بگویند، چه کاری است در تهران زندگی نکنند و به شهرستان بروند.
بله، کسی که نمیتواند از پس هزینههای زندگی در شهرهای بزرگ برآید باید محل زندگی خود را عوض کند اما نباید یک نکته را فراموش کرد و این هم اینکه در خیلی از شهرها کار نیست و مردم مجبور هستند به شهرهای بزرگتر مهاجرت کنند.
امکانات خیلی از شهرها به شدت کم است. جوانان تفریحی به جزء خیابان گردی ندارند، شغلی هم نیست. واقعا آنها چه باید بکنند؟
اجاره نشینی زمانی خوش نشینی بود اما الان رنج نشینی است. الان زندگی پر استرس است. مستاجر هر لحظه باید منتظر خبرهای بد از سوی صاحبخانه باشد.
مردم دچار این مشکلات هستند و بعد وقتی آنهایی که میتوانند در این بازار نقشی داشته باشند، نگران عدم رعایت شرع هستند و نمیپرسند چرا کار به اینجا رسیده است که مردم چنین سبک زندگی را برای خود انتخاب کردهاند.
به جای اینکه راهکار ارائه دهند و به دنبال راههایی برای کاهش اجارهها باشند نگران محرم بودن و محرم نبودن هستند.
آنهایی که از پس اجاره یک خانه بر نمیآیند، نمیتوانند در خیابان زندگی کنند پس مجبور هستند فکری به حال زندگی خود کنند. مجبور هستند راهی برای اینکه زن و بچهشان در هنگام خواب سقفی بالای سرشان داشته باشند، پیدا کنند.
@flith
☘☘☘
اسمال تیغ زن از پااندازی شهرنو تا مدیر کلی وزارت اطلاعات
اسمال تیغ زن (اسماعیل افتخاری) از لات ها و باج گیر های محله جمشید تهران (محله شهر نو) قبل از انقلاب راننده صنایع پشتیبانی و هلیکوپتر سازی کشور بود پس از انقلاب از مقام های کمیته انقلاب اسلامی تهران و وزارت اطلاعات شد و در ارگان ها و ادارات حکومتی از جمله بنیاد مستضعفان؛ دادگاه انقلاب و حراست سازمان دخانیات مسئولیت هایی داشت او با حمایت جاهل ها و لات های متدین گروه "ضربت جنوب تهران" را ایجاد کرد. گروهی که فعالیت خود را با حمله به منازل و مغازه ها و ادارات جنوب تهران و بازداشت افرادی که وی ساواکی و "شهربانی چی" زمان شاه میخواند آغاز کرد. او همچنین بعنوان اولین فرمانده کمیته منطقه ۱۲ تهران شناخته شده است اسمال تیغ زن در سال ۱۳۷۴ از سوی اکبر خوش کوشک به محفل سعید امامی معرفی میشود و تا سال ۱۳۷۷ نیز در وزارت اطلاعات کار میکند بارز ترین مشارکت وی را قتل سیامک سنجری؛ فاطمه قائم مقامی (معشوقه علی فلاحیان، وزیر اطلاعات دوره هاشمی رفسنجانی) و ناصر سیگارودی (ناصر سگ سبیل) میدانند.
وی بعدها بقول خودش "بیزنس من" شد و " اعتقادی کار نکرد " یک شرکت حمل و نقل دریایی به ثبت رساند و صاحب چهار کشتی باری و یک نفتکش شد ارسال محموله نظامی بجای حبوبات به بلژیک توسط سعیدامامی با یکی از کشتی های شرکت او انجام شد در سال ۱۳۷۷ با نام مستعار احمدی دختر شانزده ساله ای بنام "الف - سین" را در میدان هفت تیر تهران می رباید و از خانواده وی میخواهد که با ازدواج دخترشان با او موافقت کنند در غیر اینصورت دختر را خواهد کشت پس از گذشت یک هفته دختر را آزاد میکند سپس با معرفی خود بعنوان یکی از اعضای بلند پایه وزارت اطلاعات این دختر نوجوان و خانواده اش را تهدید میکند و آنها از شکایت خود منصرف میشوند (نقل از : روزنامه اعتماد _ شماره بیستم تیرماه ۱۳۸۱)
در همین سال به اتهام دهها فقره زور گیری ربودن دختران و تجاوز جنسی سرقت اموال مردم و آثار باستانی قاچاق مواد مخدر شکنجه قتل و جرائم دیگر دستگیر میشود وی در دادگاه انقلاب ابراز داشت پدر آن دختر از فراریان تحت نظر وزارت اطلاعات بوده و وی با دستور قضایی اقدام به ربایش آن دختر نموده است تا پدرش خود را معرفی کند
اسمال تیغ زن پس از دو بار محاکمه بمدت کوتاهی زندانی شد در دوران زندانی بودنش نیز عامل حمله به زندانیان سیاسی همچون ناصر زر افشان ( وکیل خانواده های قربانیان قتل های زنجیره ای) و دانشجویان سیاسی در بند بود و بار ها اقدام به ضرب و جرح زندانیان سیاسی کرد ...
اسمال تیغ زن بیش از بیست سال با عناوینی چون عضو ارشد وزارت اطلاعات و یا مدیر کل یک نهاد خاص؛ با توجه به آشنایی هایش با دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور به فعالیت های تبهکارانه ای چون آدم ربایی و تجاوز به عنف و همکاری با اراذل و اوباش و اشرار تهران و همچنین ایجاد پرونده های قضایی برای افراد بیگناه در جهت ارعاب و زور گیری اقدام کرده است (نقل از: روزنامه ایران -شماره دوازدهم - آبان ۱۳۷۸)
اسمال تیغ زن در سال ۱۳۸۰ با توجه به پاره ای اطلاعات افشا شده از پرونده قتل های زنجیره ای و پیگیری کمیسیون اصل نود مجلس و هیئت تحقیق و تفحص؛ پرونده او به دادگاه انقلاب اسلامی ارسال و در شعبه سوم این دادگاه به اتهام جاسوسی برای بیگانگان و مشارکت در ترانزیت مواد مخدر محاکمه میشود. در خلال همین دادگاه بود که مطبوعات آن زمان فقط اجازه یافتند بنویسند وی در حراست سازمان دخانیات و شهر داری تهران و وزارت اطلاعات و چند ارگان دیگر از جمله بنیاد مستضعفان و جانبازان دارای سمت هایی بوده است.
اسمال تیغ زن در دفاعیات خود گفت صرفا مامور بوده و معذور و در پرونده های تهدید و ارعاب و آدم ربایی هیچگاه غیرقانونی عمل نکرده و اسلحه وی نیز غیر قانونی نبوده است نماینده وزارت اطلاعات در دادگاه اعلام کرد اسماعیل افتخاری با داشتن کارت موسوم به کارت زرد که مجوزی است برای ماموران ویژه امنیتی و انتظامی کشور تا از آن برای حمل سلاح استفاده کنند در جهت مقاصد شوم خود استفاده کرده و در جهت اعمال خود سرانه اش از سلاح های دیگری نیز بغیر از سلاح های سازمانی استفاده کرده است این لات متدین! در کنار یکی از بزرگراههای منطقه پونک تهران باغ ها و زمین های سر سبز را به تملک خود در آورده و دست به ساختن مجتمع های بزرگ مسکونی تجاری و تفریحی زده است.(نقل از سایت تابناک _ ۲۵ مهر ۱۳۸۰)...
برگرفته از کتاب "زنگی های گود قدرت: فرمانروایی جاهلان و لاتها در حکومت
نگارنده : #دکترمسعودنقرهکار
@flith
اسمال تیغ زن از پااندازی شهرنو تا مدیر کلی وزارت اطلاعات
اسمال تیغ زن (اسماعیل افتخاری) از لات ها و باج گیر های محله جمشید تهران (محله شهر نو) قبل از انقلاب راننده صنایع پشتیبانی و هلیکوپتر سازی کشور بود پس از انقلاب از مقام های کمیته انقلاب اسلامی تهران و وزارت اطلاعات شد و در ارگان ها و ادارات حکومتی از جمله بنیاد مستضعفان؛ دادگاه انقلاب و حراست سازمان دخانیات مسئولیت هایی داشت او با حمایت جاهل ها و لات های متدین گروه "ضربت جنوب تهران" را ایجاد کرد. گروهی که فعالیت خود را با حمله به منازل و مغازه ها و ادارات جنوب تهران و بازداشت افرادی که وی ساواکی و "شهربانی چی" زمان شاه میخواند آغاز کرد. او همچنین بعنوان اولین فرمانده کمیته منطقه ۱۲ تهران شناخته شده است اسمال تیغ زن در سال ۱۳۷۴ از سوی اکبر خوش کوشک به محفل سعید امامی معرفی میشود و تا سال ۱۳۷۷ نیز در وزارت اطلاعات کار میکند بارز ترین مشارکت وی را قتل سیامک سنجری؛ فاطمه قائم مقامی (معشوقه علی فلاحیان، وزیر اطلاعات دوره هاشمی رفسنجانی) و ناصر سیگارودی (ناصر سگ سبیل) میدانند.
وی بعدها بقول خودش "بیزنس من" شد و " اعتقادی کار نکرد " یک شرکت حمل و نقل دریایی به ثبت رساند و صاحب چهار کشتی باری و یک نفتکش شد ارسال محموله نظامی بجای حبوبات به بلژیک توسط سعیدامامی با یکی از کشتی های شرکت او انجام شد در سال ۱۳۷۷ با نام مستعار احمدی دختر شانزده ساله ای بنام "الف - سین" را در میدان هفت تیر تهران می رباید و از خانواده وی میخواهد که با ازدواج دخترشان با او موافقت کنند در غیر اینصورت دختر را خواهد کشت پس از گذشت یک هفته دختر را آزاد میکند سپس با معرفی خود بعنوان یکی از اعضای بلند پایه وزارت اطلاعات این دختر نوجوان و خانواده اش را تهدید میکند و آنها از شکایت خود منصرف میشوند (نقل از : روزنامه اعتماد _ شماره بیستم تیرماه ۱۳۸۱)
در همین سال به اتهام دهها فقره زور گیری ربودن دختران و تجاوز جنسی سرقت اموال مردم و آثار باستانی قاچاق مواد مخدر شکنجه قتل و جرائم دیگر دستگیر میشود وی در دادگاه انقلاب ابراز داشت پدر آن دختر از فراریان تحت نظر وزارت اطلاعات بوده و وی با دستور قضایی اقدام به ربایش آن دختر نموده است تا پدرش خود را معرفی کند
اسمال تیغ زن پس از دو بار محاکمه بمدت کوتاهی زندانی شد در دوران زندانی بودنش نیز عامل حمله به زندانیان سیاسی همچون ناصر زر افشان ( وکیل خانواده های قربانیان قتل های زنجیره ای) و دانشجویان سیاسی در بند بود و بار ها اقدام به ضرب و جرح زندانیان سیاسی کرد ...
اسمال تیغ زن بیش از بیست سال با عناوینی چون عضو ارشد وزارت اطلاعات و یا مدیر کل یک نهاد خاص؛ با توجه به آشنایی هایش با دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور به فعالیت های تبهکارانه ای چون آدم ربایی و تجاوز به عنف و همکاری با اراذل و اوباش و اشرار تهران و همچنین ایجاد پرونده های قضایی برای افراد بیگناه در جهت ارعاب و زور گیری اقدام کرده است (نقل از: روزنامه ایران -شماره دوازدهم - آبان ۱۳۷۸)
اسمال تیغ زن در سال ۱۳۸۰ با توجه به پاره ای اطلاعات افشا شده از پرونده قتل های زنجیره ای و پیگیری کمیسیون اصل نود مجلس و هیئت تحقیق و تفحص؛ پرونده او به دادگاه انقلاب اسلامی ارسال و در شعبه سوم این دادگاه به اتهام جاسوسی برای بیگانگان و مشارکت در ترانزیت مواد مخدر محاکمه میشود. در خلال همین دادگاه بود که مطبوعات آن زمان فقط اجازه یافتند بنویسند وی در حراست سازمان دخانیات و شهر داری تهران و وزارت اطلاعات و چند ارگان دیگر از جمله بنیاد مستضعفان و جانبازان دارای سمت هایی بوده است.
اسمال تیغ زن در دفاعیات خود گفت صرفا مامور بوده و معذور و در پرونده های تهدید و ارعاب و آدم ربایی هیچگاه غیرقانونی عمل نکرده و اسلحه وی نیز غیر قانونی نبوده است نماینده وزارت اطلاعات در دادگاه اعلام کرد اسماعیل افتخاری با داشتن کارت موسوم به کارت زرد که مجوزی است برای ماموران ویژه امنیتی و انتظامی کشور تا از آن برای حمل سلاح استفاده کنند در جهت مقاصد شوم خود استفاده کرده و در جهت اعمال خود سرانه اش از سلاح های دیگری نیز بغیر از سلاح های سازمانی استفاده کرده است این لات متدین! در کنار یکی از بزرگراههای منطقه پونک تهران باغ ها و زمین های سر سبز را به تملک خود در آورده و دست به ساختن مجتمع های بزرگ مسکونی تجاری و تفریحی زده است.(نقل از سایت تابناک _ ۲۵ مهر ۱۳۸۰)...
برگرفته از کتاب "زنگی های گود قدرت: فرمانروایی جاهلان و لاتها در حکومت
نگارنده : #دکترمسعودنقرهکار
@flith
☘☘☘
ملت را بیش از این ذلیل نکنید
امید فراغت/روزنامه نگار
خبر این است" چراغ سبز دولت و مجلس برای ساخت آپارتمان های ۲۵ متری تا ۴۰ متری که در اواخر سال گذشته مطرح شده و این اواخر شهرداری و وزارت کشور روی آن توافق کرده اند و مورد تایید نمایندگان مجلس نیز قرار گرفته و به اجرا نزدیک شده است"
سوال این است شخصیت تاریخی ملت ایران را چه حساب کرده اید؟!
مگر شما از این سرزمین نیستید؟
چرا باید ملت با اکثریت مسئولان احساس غریبگی داشته باشند؟
اگر از ایرانی بودن تان خسته شدهاید حداقل سکوت کنید و برای مردم تصمیمسازی و تصمیمگیری نکنید!
روزی از روزها رئیس جمهور گفت آن چنان رونق اقتصادی ایجاد کنیم که مردم نیازی به دریافت یارانه نداشته باشند! اما اکنون آن چنان رکود، تورم، فاصله طبقاتی، گرانی، رانت و اختلاس ایجاد شده که اکثریت ملت زیر خط فقر زیست دارند و بر همین اساس است بر مردم فقیر، دیدگاه ارباب- رعیتی حاکم شده است و صاحب ایران یعنی مردم را غریبه به حساب آورده و مستاجرانی به حساب می آورند که باید جابجا شوند! قیمت زندگی در ایران را آن چنان افزایش دادهاند که اکثریت ملت حکم خانه به دوش پیدا کرده اند و سکوت مردم را نشان از خصلت تاریخی آنان به حساب میآورند!
شاید اعتقادشان بر این است که هر چه بر مردم فشار آورده شود آنان مجبور به خواستهای حداقلی خواهند شد اما امروز دیروز نیست! چرا که ملت به واسطه فناوری و تکنولوژی آگاه تر شده و نیک تفاوتِ حکمرانی شایسته و حکمرانی غیر مسئولانه را می دانند و بر همین اساس ناامیدی جامعه یعنی ناامیدی از عملکرد برخی مسئولان.
آپارتمان های ۲۵ تا ۴۰ متری ارزانی خودتان! فقر ملت برای شان مفیده فایده تر است تا اینکه پیوسته در ترس و امید زندگی کنند! ضرب المثل مرگ یک بار و شیون یک بار میتواند آموزهای برای مردم باشد تا متوجه شوند استرس و نگرانی هر روزه، مرگ و شیون هر روزه است! اما فقر کاملشان میارزد چرا که تکلیف شان با خودشان مشخص خواهد شد!
میگویند سواره از حال پیاده خبر ندارد اما سرنوشت محتوم سوارگان در تاریخ پیاده شدن است! چرا که علم ریاضی و فیزیک همه جهان را معنی و مفهوم کرده است و هیچ مکتبی خارج از علوم زمینی نیست بنابراین شایسته است اگر نمیتوانید با شجاعت استعفاء بدهید چرا که برخی نتوانستن ها، ساحتهای دیگر مادی و معنوی را دچار ابهام خواهد کرد!
سوال مهم دیگر این است که با چه پشتوانه معنوی در حال حکمرانی هستید؟ آیا تا به حال اندیشه کردهاید که برخی عملکردهای ضعیفتان چه ساحتی را مورد هدف قرار داده است؟! آیا تا به حال فکر کرده اید که دین گریزی نوجوانان و جوانان جامعه به چه دلایل بوده است؟ اگر بدون پشتوانه معنوی و مذهبی حکمرانی میکردید ایرادی برایتان نبود چرا که ادبیات قدرتِ زمینی چیزی جزء کسب، حفظ و توسعه آن نیست اما خودتان قدرت را خدمت به مردم معنی و مفهوم کرده اید! بنابراین این چه خدمتی است که نتیجه اش یاس و ناامیدی اکثریت ملت شده است؟!
@flith
ملت را بیش از این ذلیل نکنید
امید فراغت/روزنامه نگار
خبر این است" چراغ سبز دولت و مجلس برای ساخت آپارتمان های ۲۵ متری تا ۴۰ متری که در اواخر سال گذشته مطرح شده و این اواخر شهرداری و وزارت کشور روی آن توافق کرده اند و مورد تایید نمایندگان مجلس نیز قرار گرفته و به اجرا نزدیک شده است"
سوال این است شخصیت تاریخی ملت ایران را چه حساب کرده اید؟!
مگر شما از این سرزمین نیستید؟
چرا باید ملت با اکثریت مسئولان احساس غریبگی داشته باشند؟
اگر از ایرانی بودن تان خسته شدهاید حداقل سکوت کنید و برای مردم تصمیمسازی و تصمیمگیری نکنید!
روزی از روزها رئیس جمهور گفت آن چنان رونق اقتصادی ایجاد کنیم که مردم نیازی به دریافت یارانه نداشته باشند! اما اکنون آن چنان رکود، تورم، فاصله طبقاتی، گرانی، رانت و اختلاس ایجاد شده که اکثریت ملت زیر خط فقر زیست دارند و بر همین اساس است بر مردم فقیر، دیدگاه ارباب- رعیتی حاکم شده است و صاحب ایران یعنی مردم را غریبه به حساب آورده و مستاجرانی به حساب می آورند که باید جابجا شوند! قیمت زندگی در ایران را آن چنان افزایش دادهاند که اکثریت ملت حکم خانه به دوش پیدا کرده اند و سکوت مردم را نشان از خصلت تاریخی آنان به حساب میآورند!
شاید اعتقادشان بر این است که هر چه بر مردم فشار آورده شود آنان مجبور به خواستهای حداقلی خواهند شد اما امروز دیروز نیست! چرا که ملت به واسطه فناوری و تکنولوژی آگاه تر شده و نیک تفاوتِ حکمرانی شایسته و حکمرانی غیر مسئولانه را می دانند و بر همین اساس ناامیدی جامعه یعنی ناامیدی از عملکرد برخی مسئولان.
آپارتمان های ۲۵ تا ۴۰ متری ارزانی خودتان! فقر ملت برای شان مفیده فایده تر است تا اینکه پیوسته در ترس و امید زندگی کنند! ضرب المثل مرگ یک بار و شیون یک بار میتواند آموزهای برای مردم باشد تا متوجه شوند استرس و نگرانی هر روزه، مرگ و شیون هر روزه است! اما فقر کاملشان میارزد چرا که تکلیف شان با خودشان مشخص خواهد شد!
میگویند سواره از حال پیاده خبر ندارد اما سرنوشت محتوم سوارگان در تاریخ پیاده شدن است! چرا که علم ریاضی و فیزیک همه جهان را معنی و مفهوم کرده است و هیچ مکتبی خارج از علوم زمینی نیست بنابراین شایسته است اگر نمیتوانید با شجاعت استعفاء بدهید چرا که برخی نتوانستن ها، ساحتهای دیگر مادی و معنوی را دچار ابهام خواهد کرد!
سوال مهم دیگر این است که با چه پشتوانه معنوی در حال حکمرانی هستید؟ آیا تا به حال اندیشه کردهاید که برخی عملکردهای ضعیفتان چه ساحتی را مورد هدف قرار داده است؟! آیا تا به حال فکر کرده اید که دین گریزی نوجوانان و جوانان جامعه به چه دلایل بوده است؟ اگر بدون پشتوانه معنوی و مذهبی حکمرانی میکردید ایرادی برایتان نبود چرا که ادبیات قدرتِ زمینی چیزی جزء کسب، حفظ و توسعه آن نیست اما خودتان قدرت را خدمت به مردم معنی و مفهوم کرده اید! بنابراین این چه خدمتی است که نتیجه اش یاس و ناامیدی اکثریت ملت شده است؟!
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانسی از فیلم «کنتسی از هنگکنگ» با بازی مارلون براندو و سوفیا لورن (دوبله فارسی )
A Countess from Hong Kong (1967)
«کنتسی از هنگکنگ» آخرین فیلم چاپلین و نخستین فیلم رنگی او بود که با اختلافی ده ساله از فیلم قبلی او «یک سلطان در نیویورک» ساخته شد.
@flith
A Countess from Hong Kong (1967)
«کنتسی از هنگکنگ» آخرین فیلم چاپلین و نخستین فیلم رنگی او بود که با اختلافی ده ساله از فیلم قبلی او «یک سلطان در نیویورک» ساخته شد.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگار :
آیا بدترین چیز برای شما اینه که اینجا باشید و در فکر وطنتان باشید ؟
شاه :
خب اینجا یا هرجای دیگه ، وقتی بیرون کشورم باشم ، فرقی ندارد.
موضوع این است که نمیتوانم مدام به کشورم فکر نکنم.
خبرنگار :
( وقتی به کشورتان فکر میکنید ) چه چیزی بیشتر از همه به شما حس دلتنگی میدهد؟
شاه :
چیزی که دلتنگم میکند و مرا عمیقا به گریه میاندازد این است که ما در این سال و به طور قطع تا سال ۶۱ میتوانستیم به پیشرفتهای بزرگ و مهمی دست پیدا کنیم،
اما الان کجا هستیم؟
چه چیزی به دست آوردهایم؟
مذهب؟ دموکراسی؟
حقوق بشر؟ مردم سالاری؟❤️
@flith
آیا بدترین چیز برای شما اینه که اینجا باشید و در فکر وطنتان باشید ؟
شاه :
خب اینجا یا هرجای دیگه ، وقتی بیرون کشورم باشم ، فرقی ندارد.
موضوع این است که نمیتوانم مدام به کشورم فکر نکنم.
خبرنگار :
( وقتی به کشورتان فکر میکنید ) چه چیزی بیشتر از همه به شما حس دلتنگی میدهد؟
شاه :
چیزی که دلتنگم میکند و مرا عمیقا به گریه میاندازد این است که ما در این سال و به طور قطع تا سال ۶۱ میتوانستیم به پیشرفتهای بزرگ و مهمی دست پیدا کنیم،
اما الان کجا هستیم؟
چه چیزی به دست آوردهایم؟
مذهب؟ دموکراسی؟
حقوق بشر؟ مردم سالاری؟❤️
@flith