کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
آقای حداد فارسی را پاس بدار!
آقایحداد عادل در نامهای به رئیسجمهور خواسته است که به دست اندرکاران بهداشت فرماندهد که در گفتار خود واژههای بیگانهای را که همسان فارسی دارند، به کار نبرند. او در کنار نامه اش شماری از آن واژههای بیگانه و همسان فارسیشان را نیز فرستاده است.
من با آقای حداد عادل در این باره بسیار همدل و همسویم و پیشنهاد وی را سزاوار پافشاری میدانم. ولی از او انتظار است در پاسداشت دیگر زبان های بومی ایرانیان هم _که رو به سوی نابودی دارند ، برابر قانون اساسی تلاش کند. دوم آنکه او اندکی هم نگرانِ عربی شدن زبان فارسی باشد. نیک میدانم که زبان عربی، زبان قرآن ما است و این دو زبان خویشاوند یکدیگر شده است. اما فارسی آن اندازه هم بیتوشه وتنگدست نیست که آقای حداد در یک نامه نیم برگی، بیش از چهل واژه عربی بنویسد و همسانها و جایگزینهای ساده فارسی آنها را پیدانکند. در اینجا برخی از واژههای عربی آن نامه را با واژه های رسای فارسی(#جایگزین) میکنم تاروشن شود که آقای حداد خودش تا چه اندازه فارسی را پاس میدارد.
جناب حجتالاسلاموالمسلمین روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
در دو ماه اخیر(#گذشته) که کشور ما، مثل(#مانند)همه کشورهای جهان، گرفتار بیماری ناشی(#برخاسته) از ویروس کرونا شده اهتمام(#تلاش) جنابعالی(#شما_بزرگوار) و مدیران(#گردانندگان) ارشد(#بلند_پایه) و مسئولان امر(#دست_اندر_کارانِ) سلامت(#بهداشت) در کشور به مقابله(#رویارویی) با این بیماری البته(#بی_گمان) درخور تقدیر(#ارج نهادن)و تشکر(#سپاسگزاری) است، لکن(#ولی) فراوانی و تنوع(#گوناگونیِ)برنامههای رسانهای در باب#(باره) کرونا سبشده(#چنین_پیامدی_دارد) که بسیاری از اصطلاحات(کاربردها) و لغات(#واژههای) تخصصی(#کارشناسی) که معادل(#همسان) فارسی(#پارسی) هم دارند به همان صورت(#گونه) فرنگی به کار گرفته شود که ممکن است(#شاید) در آینده به همین صورت(#گونه)در زبان فارسی رواج(#رونق) یابد و مهمتر از آن، جوازی برای استفاده(#بهره_گیری) از سایر(#دیگر) لغات و اصطلاحات خارجی(#بیگانه) محسوب شود(#به_شمار_آید.) به پیوست، فهرستی(#شماری) از این لغات((#واژه_ها) و اصطلاحات همراه با معادل(#همسان) فارسی آنها تقدیم(#پیشکش) میشود تا با دستور جنابعالی(#شما_بزرگوار) بهجای لغات(واژه_های) بیگانه در بیانات(#گفتارهای) مسئولان(#دست_اندر_کاران) و رسانهها مورد توجه قرار گیرد(#به_کار_برده_شود)
۹۹/۲/۲۸
سید زینالعابدینصفوی
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
آقای حداد فارسی را پاس بدار!
آقایحداد عادل در نامهای به رئیسجمهور خواسته است که به دست اندرکاران بهداشت فرماندهد که در گفتار خود واژههای بیگانهای را که همسان فارسی دارند، به کار نبرند. او در کنار نامه اش شماری از آن واژههای بیگانه و همسان فارسیشان را نیز فرستاده است.
من با آقای حداد عادل در این باره بسیار همدل و همسویم و پیشنهاد وی را سزاوار پافشاری میدانم. ولی از او انتظار است در پاسداشت دیگر زبان های بومی ایرانیان هم _که رو به سوی نابودی دارند ، برابر قانون اساسی تلاش کند. دوم آنکه او اندکی هم نگرانِ عربی شدن زبان فارسی باشد. نیک میدانم که زبان عربی، زبان قرآن ما است و این دو زبان خویشاوند یکدیگر شده است. اما فارسی آن اندازه هم بیتوشه وتنگدست نیست که آقای حداد در یک نامه نیم برگی، بیش از چهل واژه عربی بنویسد و همسانها و جایگزینهای ساده فارسی آنها را پیدانکند. در اینجا برخی از واژههای عربی آن نامه را با واژه های رسای فارسی(#جایگزین) میکنم تاروشن شود که آقای حداد خودش تا چه اندازه فارسی را پاس میدارد.
جناب حجتالاسلاموالمسلمین روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
در دو ماه اخیر(#گذشته) که کشور ما، مثل(#مانند)همه کشورهای جهان، گرفتار بیماری ناشی(#برخاسته) از ویروس کرونا شده اهتمام(#تلاش) جنابعالی(#شما_بزرگوار) و مدیران(#گردانندگان) ارشد(#بلند_پایه) و مسئولان امر(#دست_اندر_کارانِ) سلامت(#بهداشت) در کشور به مقابله(#رویارویی) با این بیماری البته(#بی_گمان) درخور تقدیر(#ارج نهادن)و تشکر(#سپاسگزاری) است، لکن(#ولی) فراوانی و تنوع(#گوناگونیِ)برنامههای رسانهای در باب#(باره) کرونا سبشده(#چنین_پیامدی_دارد) که بسیاری از اصطلاحات(کاربردها) و لغات(#واژههای) تخصصی(#کارشناسی) که معادل(#همسان) فارسی(#پارسی) هم دارند به همان صورت(#گونه) فرنگی به کار گرفته شود که ممکن است(#شاید) در آینده به همین صورت(#گونه)در زبان فارسی رواج(#رونق) یابد و مهمتر از آن، جوازی برای استفاده(#بهره_گیری) از سایر(#دیگر) لغات و اصطلاحات خارجی(#بیگانه) محسوب شود(#به_شمار_آید.) به پیوست، فهرستی(#شماری) از این لغات((#واژه_ها) و اصطلاحات همراه با معادل(#همسان) فارسی آنها تقدیم(#پیشکش) میشود تا با دستور جنابعالی(#شما_بزرگوار) بهجای لغات(واژه_های) بیگانه در بیانات(#گفتارهای) مسئولان(#دست_اندر_کاران) و رسانهها مورد توجه قرار گیرد(#به_کار_برده_شود)
۹۹/۲/۲۸
سید زینالعابدینصفوی
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کرونا ما
تمام کیکهایی که بلد بودیم را پختیم. چند مدل شیرینی درست کردیم. پیتزای ماهیتابهای و لازانیای بدون فِر. یا چند مدل نان خانگی. چندروزی جستجو کردیم توی آرشیوهایمان. عکسهای کودکی. عکسهای مدرسه. عکسهای تولد. انگار توی این بیش از دو ماهِ قرنطینه برگشتیم به خودمان. یکیمان بیشتر کتاب خواند. یکیمان بیشتر شنید. یکی رفت سراغ هارد فیلمهایش. یکجایی نخواستیم به روی خودمان بیاوریم و توی تنهایی رقصیدیم. یوتیوب را باز کردیم و یوگا کردیم. از این لایو پریدیم توی آن یکی لایو.
هی آیکونِ قلبِ کنارِ لایوها را لمس کردیم. تماسهای تصویری را بی هیچ معذب بودنی پاسخ دادیم. کتاب خواندیم. موزهی لور را با گوشیمان چرخیدیم. شبها بیدار ماندیم. صبح را تا ظهر خوابیدیم.
صبحانهمان را ساعت سه ظهر خوردیم. ناهار را چند ساعت بعدش. شام را تکه تکه کردیم میانِ ساعتهای شب تا صبح. هر خوراکیای را که خریدیم شستیم. هرچه را شسته بودیم با وسواس خوردیم. هربار سرفه کردیم ترسیدیم. هربار گرممان شد خیال کردیم تب کردهایم.
خبر بد شنیدیم. آمارهای دروغ شنیدیم. عکسهای دردناک دیدیم. خسته شدیم. دوباره رفتیم یک کیک دیگر درست کردیم. یه دسر با خامه. خمیر لازانیا. آنطور که باید نتوانستیم تمرکز کنیم. هی توی سرمان چرخید بعدش؟ هی ازخودمان پرسیدیم تا کی؟
دیگر خبرها را دنبال نکردیم. موهای هم را کوتاه کردیم. شدیم آرایشگر، آشپز، تعمیرکار. دلمان برای کوچکترین دلخوشیهامان تنگ شد. برای شیرینیهای شیرینیفروشی شهرمان. پیتزاهای فلان فستفودی. قهوههای فلان کافه. پیاده رفتنها توی مرکز شهر. قانون سهثانیه برای خوراکیهای زمین افتاده. ما دیگر آن آدمهای گذشته نبودیم. چیز جدیدی را تمرین میکردیم.
با تمام علاقهای که به کنجهای دنج داشتم
تازه فهمیدهام بدون آدمها
دنیا چقدر جای مزخرفیست.
تازه فهمیدهام خلوت و تنهایی زمانی لذتبخش است که انتخابی باشد
نه اجباری، کوتاه باشد نه ادامهدار...
من معجزه ای میخواهم به نام «زندگی عادی»!
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
کرونا ما
تمام کیکهایی که بلد بودیم را پختیم. چند مدل شیرینی درست کردیم. پیتزای ماهیتابهای و لازانیای بدون فِر. یا چند مدل نان خانگی. چندروزی جستجو کردیم توی آرشیوهایمان. عکسهای کودکی. عکسهای مدرسه. عکسهای تولد. انگار توی این بیش از دو ماهِ قرنطینه برگشتیم به خودمان. یکیمان بیشتر کتاب خواند. یکیمان بیشتر شنید. یکی رفت سراغ هارد فیلمهایش. یکجایی نخواستیم به روی خودمان بیاوریم و توی تنهایی رقصیدیم. یوتیوب را باز کردیم و یوگا کردیم. از این لایو پریدیم توی آن یکی لایو.
هی آیکونِ قلبِ کنارِ لایوها را لمس کردیم. تماسهای تصویری را بی هیچ معذب بودنی پاسخ دادیم. کتاب خواندیم. موزهی لور را با گوشیمان چرخیدیم. شبها بیدار ماندیم. صبح را تا ظهر خوابیدیم.
صبحانهمان را ساعت سه ظهر خوردیم. ناهار را چند ساعت بعدش. شام را تکه تکه کردیم میانِ ساعتهای شب تا صبح. هر خوراکیای را که خریدیم شستیم. هرچه را شسته بودیم با وسواس خوردیم. هربار سرفه کردیم ترسیدیم. هربار گرممان شد خیال کردیم تب کردهایم.
خبر بد شنیدیم. آمارهای دروغ شنیدیم. عکسهای دردناک دیدیم. خسته شدیم. دوباره رفتیم یک کیک دیگر درست کردیم. یه دسر با خامه. خمیر لازانیا. آنطور که باید نتوانستیم تمرکز کنیم. هی توی سرمان چرخید بعدش؟ هی ازخودمان پرسیدیم تا کی؟
دیگر خبرها را دنبال نکردیم. موهای هم را کوتاه کردیم. شدیم آرایشگر، آشپز، تعمیرکار. دلمان برای کوچکترین دلخوشیهامان تنگ شد. برای شیرینیهای شیرینیفروشی شهرمان. پیتزاهای فلان فستفودی. قهوههای فلان کافه. پیاده رفتنها توی مرکز شهر. قانون سهثانیه برای خوراکیهای زمین افتاده. ما دیگر آن آدمهای گذشته نبودیم. چیز جدیدی را تمرین میکردیم.
با تمام علاقهای که به کنجهای دنج داشتم
تازه فهمیدهام بدون آدمها
دنیا چقدر جای مزخرفیست.
تازه فهمیدهام خلوت و تنهایی زمانی لذتبخش است که انتخابی باشد
نه اجباری، کوتاه باشد نه ادامهدار...
من معجزه ای میخواهم به نام «زندگی عادی»!
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
س. در کشور ما، ایران، نوعی موج هگلیگرایی به راه افتاده. نویسندگان و پژوهشگران با گرایشهای سیاسی و فکری مختلف به دنبال نوشتن و یا ترجمهی آثار جدید دربارهی هگل هستند، با این تصور که فلسفهی هگل یکی از راههای مهم فهم درست مدرنیته است، و زمینهساز بهرهبرداری مؤثرتر از دستاوردهای آن. به نظر شما این باور چه اندازه درست است، و آیا فلسفهی هگل اساساً چیزی برای گفتن درباره ی وضعیت کشورهای غیراروپایی دارد؟
ج. آن متفکران جسوری که برای صید بهترین اندیشهها کشتیشان را به دوردستهای اقیانوس میرانند، برای من بسیار تحسینبرانگیز اند. اینکه متفکری اندیشههای فرهنگ خود را در معرض سنجشگری نقادانه بگذارد، و از میانشان تنها آنهایی را برگزیند که عقلاش مستقلاً به صحت آنها حکم میکند، نشانهای است از اینکه او یک روشنفکر و متفکر راستین است. مضاف بر این آمادگی یک متفکر به انتقال اندیشه از فرهنگهای دیگر نیز نشانهای دیگر است از قوت تفکر او.
اما هگل سم است. انسانشناسیاش خامدستانه و هولناک است. هراسآورتر از آن فلسفهاش است. در نظر بیاورید که آراء او بخشی از جهان فلسفی آلمانی در قرن نوزدهم است که برجستگاناش کانت، و هگل و مارکس و نیچه هستند. آری! همهی این فلاسفه بخشی از جهان مدرن هستند، اما با هم یک سنت ضدروشنگری را میسازند که به علم و فنآوری بدگمان است، فردیتستیز است (حتی نیچه)، و ضدلیبرال. همهی ایشان به درجات مختلف در پیریختن بنیانهای فلسفی آن نظامهای اقتدارگرا که در قرن بیستم سر برآوردند، سهم دارند؛ از صورتهای مختلف ملیگرایی اقتدارگرا بگیرید تا سوسیالیسمِ انترناسیونال و ناسیونالسوسیالیسم و فاشیسم. این فلاسفهی ضدروشنگری در مسئولیت قتل دهها میلیون انسان و فلاکت دهها میلیون انسان دیگر شریک جرم اند.
آنچه جهان مدرن را تبدیل به یک موفقیت کرد تعهدش به علم، به فنآوری، به خرد، به فردگرایی، به لیبرالیسم اقتصادی و اجتماعی، و به سیاست دموکراتیک-جمهوریخواهانه است. و همهی اینها در فلسفهی پیشا-هگلی و ضد-هگلی ریشه دارند.
از این رو، توصیهی من به آن متفکران ایرانی که میخواهند مدرنیته را فهم کنند و آن را با وضعیت ایران همساز کنند این است که اول سراغ فیلسوفان انگلیسی و اسکاتلندی قرن هفدهم و هجدم بروید و همچنین آن فلاسفهی فرانسوی سنت روشنگری که از پی ایشان آمدند. البته این فلسفهها بیعیبونقص نیستند، و نسل ما در پروژهی نو-روشنگری (neo-Enlightenment) هنوز در حال توسعه و بهبود آنها است. اما این فلسفهها بودند که به رغم همهی ضعفهایشان موفقیتهای جهان مدرن را ممکن ساختند. بنابراین، از اینها است که باید آغاز کرد.
متن کامل مصاحبه را داخل تلگرام بخوانید:
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/?p=5336&rhash=e210c4be13c5d5
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
س. در کشور ما، ایران، نوعی موج هگلیگرایی به راه افتاده. نویسندگان و پژوهشگران با گرایشهای سیاسی و فکری مختلف به دنبال نوشتن و یا ترجمهی آثار جدید دربارهی هگل هستند، با این تصور که فلسفهی هگل یکی از راههای مهم فهم درست مدرنیته است، و زمینهساز بهرهبرداری مؤثرتر از دستاوردهای آن. به نظر شما این باور چه اندازه درست است، و آیا فلسفهی هگل اساساً چیزی برای گفتن درباره ی وضعیت کشورهای غیراروپایی دارد؟
ج. آن متفکران جسوری که برای صید بهترین اندیشهها کشتیشان را به دوردستهای اقیانوس میرانند، برای من بسیار تحسینبرانگیز اند. اینکه متفکری اندیشههای فرهنگ خود را در معرض سنجشگری نقادانه بگذارد، و از میانشان تنها آنهایی را برگزیند که عقلاش مستقلاً به صحت آنها حکم میکند، نشانهای است از اینکه او یک روشنفکر و متفکر راستین است. مضاف بر این آمادگی یک متفکر به انتقال اندیشه از فرهنگهای دیگر نیز نشانهای دیگر است از قوت تفکر او.
اما هگل سم است. انسانشناسیاش خامدستانه و هولناک است. هراسآورتر از آن فلسفهاش است. در نظر بیاورید که آراء او بخشی از جهان فلسفی آلمانی در قرن نوزدهم است که برجستگاناش کانت، و هگل و مارکس و نیچه هستند. آری! همهی این فلاسفه بخشی از جهان مدرن هستند، اما با هم یک سنت ضدروشنگری را میسازند که به علم و فنآوری بدگمان است، فردیتستیز است (حتی نیچه)، و ضدلیبرال. همهی ایشان به درجات مختلف در پیریختن بنیانهای فلسفی آن نظامهای اقتدارگرا که در قرن بیستم سر برآوردند، سهم دارند؛ از صورتهای مختلف ملیگرایی اقتدارگرا بگیرید تا سوسیالیسمِ انترناسیونال و ناسیونالسوسیالیسم و فاشیسم. این فلاسفهی ضدروشنگری در مسئولیت قتل دهها میلیون انسان و فلاکت دهها میلیون انسان دیگر شریک جرم اند.
آنچه جهان مدرن را تبدیل به یک موفقیت کرد تعهدش به علم، به فنآوری، به خرد، به فردگرایی، به لیبرالیسم اقتصادی و اجتماعی، و به سیاست دموکراتیک-جمهوریخواهانه است. و همهی اینها در فلسفهی پیشا-هگلی و ضد-هگلی ریشه دارند.
از این رو، توصیهی من به آن متفکران ایرانی که میخواهند مدرنیته را فهم کنند و آن را با وضعیت ایران همساز کنند این است که اول سراغ فیلسوفان انگلیسی و اسکاتلندی قرن هفدهم و هجدم بروید و همچنین آن فلاسفهی فرانسوی سنت روشنگری که از پی ایشان آمدند. البته این فلسفهها بیعیبونقص نیستند، و نسل ما در پروژهی نو-روشنگری (neo-Enlightenment) هنوز در حال توسعه و بهبود آنها است. اما این فلسفهها بودند که به رغم همهی ضعفهایشان موفقیتهای جهان مدرن را ممکن ساختند. بنابراین، از اینها است که باید آغاز کرد.
متن کامل مصاحبه را داخل تلگرام بخوانید:
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/?p=5336&rhash=e210c4be13c5d5
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
☘☘☘
#دولت_رفاه
دولت رفاه ( Welfare state) دولتی است که در آن تأمین و بهبود رفاه عمومی وظیفه قانونی نهادهای قدرت است. در این نظام اقتصادی دولت به همه کسانی که به هر دلیل نتوانند هزینههای خود را تأمین کنند یاریرسانی میکند. این کار از طریق پرداخت مستمری (حداقل درآمد) و یا کمکهای نقدی دیگر انجام میشود.
در این نظام اقتصادی دولت وظیفه دارد که امکانات بهداشتی درمانی، بیکاری و بازنشستگی، تأمین مسکن و خدمات آموزشی و مانند آن را از زمان تولد تا مرگ برای همه شهروندان تأمین کند.
پیدایش دولت رفاه
دولت رفاه نهادی قرن بیستمی است که در کشورهای غربی شکل گرفت. با این حال ریشههای آن را باید در برنامههای بیمه همگانی بیسمارک صدراعظم آلمان یافت. بر اساس برنامهٔ رفاه اجتماعی بیسمارک، کارگران در مقابل تصادفات، بیماری، بیکاری و پیری بیمه میشدند.
در دههٔ ۱۹۳۰، ایدهٔ تأمین رفاه همگانی، در کشورهای صنعتی پدید آمد. این دوره از سویی با تشدید تبلیغات احزاب کمونیستی، افزایش بیکاری و بروز اعتصابات کارگری گسترده و ازسوی دیگر با تشدید تنشهای بینالمللی و بحران مناسبات اقتصادی و سیاسی دولتهای صنعتی در عرصهٔ جهانی همراه بودهاست.
افول دولت رفاه
شکوفایی دولت رفاه تا حدود دههٔ ۱۹۷۰ ادامه داشت. اما این شکوفایی دیری نپایید و با آغاز بحرانهای اقتصادی که رکود اقتصادی، افزایش بیکاری و فشارهای پولی و تورمی در آمریکا و اروپا را به دنبال داشت دچار افول شد.
بحران دههٔ هفتاد، برنامههای دولت رفاه را نیز زیر سؤال برد. به این ترتیب دخالت دولت در اقتصاد و کنترل دولتی کمکم کاهش یافت و شرکتهای چندملیتی و بنگاههای غیردولتی جایگزین آن شدند و خصوصیسازی رشد یافت.
نقد دولت رفاه
با این حال منتقدان معتقدند که در دولت رفاه، علاوه بر ایجاد نابرابری، انگیزه لازم برای فعالیت اقتصادی از شهروندان گرفته خواهد شد و همچنین حق دخالت دولت در همهٔ عرصههای زندگی شهروندان توسط دولت و تنگشدن حیطهٔ اختیار و آزادی شهروندان نتایج بدی برای جوامع نوین به دنبال خواهد داشت.
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
#دولت_رفاه
دولت رفاه ( Welfare state) دولتی است که در آن تأمین و بهبود رفاه عمومی وظیفه قانونی نهادهای قدرت است. در این نظام اقتصادی دولت به همه کسانی که به هر دلیل نتوانند هزینههای خود را تأمین کنند یاریرسانی میکند. این کار از طریق پرداخت مستمری (حداقل درآمد) و یا کمکهای نقدی دیگر انجام میشود.
در این نظام اقتصادی دولت وظیفه دارد که امکانات بهداشتی درمانی، بیکاری و بازنشستگی، تأمین مسکن و خدمات آموزشی و مانند آن را از زمان تولد تا مرگ برای همه شهروندان تأمین کند.
پیدایش دولت رفاه
دولت رفاه نهادی قرن بیستمی است که در کشورهای غربی شکل گرفت. با این حال ریشههای آن را باید در برنامههای بیمه همگانی بیسمارک صدراعظم آلمان یافت. بر اساس برنامهٔ رفاه اجتماعی بیسمارک، کارگران در مقابل تصادفات، بیماری، بیکاری و پیری بیمه میشدند.
در دههٔ ۱۹۳۰، ایدهٔ تأمین رفاه همگانی، در کشورهای صنعتی پدید آمد. این دوره از سویی با تشدید تبلیغات احزاب کمونیستی، افزایش بیکاری و بروز اعتصابات کارگری گسترده و ازسوی دیگر با تشدید تنشهای بینالمللی و بحران مناسبات اقتصادی و سیاسی دولتهای صنعتی در عرصهٔ جهانی همراه بودهاست.
افول دولت رفاه
شکوفایی دولت رفاه تا حدود دههٔ ۱۹۷۰ ادامه داشت. اما این شکوفایی دیری نپایید و با آغاز بحرانهای اقتصادی که رکود اقتصادی، افزایش بیکاری و فشارهای پولی و تورمی در آمریکا و اروپا را به دنبال داشت دچار افول شد.
بحران دههٔ هفتاد، برنامههای دولت رفاه را نیز زیر سؤال برد. به این ترتیب دخالت دولت در اقتصاد و کنترل دولتی کمکم کاهش یافت و شرکتهای چندملیتی و بنگاههای غیردولتی جایگزین آن شدند و خصوصیسازی رشد یافت.
نقد دولت رفاه
با این حال منتقدان معتقدند که در دولت رفاه، علاوه بر ایجاد نابرابری، انگیزه لازم برای فعالیت اقتصادی از شهروندان گرفته خواهد شد و همچنین حق دخالت دولت در همهٔ عرصههای زندگی شهروندان توسط دولت و تنگشدن حیطهٔ اختیار و آزادی شهروندان نتایج بدی برای جوامع نوین به دنبال خواهد داشت.
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
ترانه دلنشینی در کودکی گوش میکنیم که در آن از مبارزات خستگیناپذیر میرزا کوچکخان جنگلی میگوید که "چقد جنگلا خوسی؛ ملت واسی..." و سریالی میبینیم و در نظرمان میرزا میشود مردی آزادیخواه و دموکرات و دنبال سعادتمندی مردم ایران؛و زمان میبرد تا بفهمیم این تصویر چقدر معوج است و این کوچکخان به آن بزرگی نیست که حکومت ایدئولوژیک و گروههای چپ ِ ایرانستیز به خورد ما دادهاند.
برای جمع کثیری او همان چهره سریالی ماند.
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
برای جمع کثیری او همان چهره سریالی ماند.
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
☘☘☘
"مرثیه ای" برای چوری ها!
آیا واقعه اخیر کشتن میلیونها جوجه آنگونه که منتقدان میگویند نتیجه نظام سرمایهداری است؟
از دید منتقدان #سرمایهداری نگاه کنیم که همه رویدادهای تاریخ به شکلی زیر سر نظام منحط سرمایهداری است، روشن نیست در صنعت جوجهجات که مداخله دولتی و قیمتگذاری و مصوبه بیداد میکند و انگار بخش مهمی از کار دست بنگاههای دولتی است، سرمایهداری را چطور میتوان مقصر فرض کرد، یحتمل ایراد از "سرمایهداری دولتی" است! در این فقره اخیر میدانیم که بنا به ماهیت این صنعت معدوم کردن اکثر جوجههای نر که به کار تخمگذاری نمیآیند طبیعی است و بهصورت روتین انجام میشود، البته از قرار دفن دستهجمعی به صورتی که در آن فیلم معروف پخش شد انجام نمیگیرد، ولی انگار چاره دیگری هم نیست، گذشته از هزینه بالا، بحث محدودیت فضا و بیماری و مانند آن هم هست که از نظر فنی نگهداری آنها را ناممکن میسازد و البته فکر هم نکنم بشود برای جوجهها سرپرست پیدا کرد!
برای جوجههای مازاد هم البته راهحلهایی هست، دستگاههایی وجود دارد که جوجهها را تبدیل به پودر گوشت میکند که کاربرد صنعتی دارد، ولی بنا به گفتهها در ایران فراگیر نیست و تعداد محدودی از آن استفاده میکنند و البته باید پذیرفت برای جوجهای که بناست در هر حال به مصرف خوراکی برسد، تفاوتی نخواهد داشت که چه زمانی کشته میشود. بعد از این قضیه ناراحتکننده، کسانی پیشنهاد فرستادن جوجههای مازاد به روستاها را مطرح کردند، بنا به گفته اهل فن این راهحلی است که از خود مشکل بدتر است و میتواند به یک بحران جدی در حوزه سلامت بینجامد، کنار هم قرار دادن طیور صنعتی و خانگی بیش از آنکه کمکی به روستاییان باشد، آسیب آشکار به مال آنهاست.
خیلیها حرف از سودجویی تولیدکنندگان زدند، انگار که دنبال منفعت خود بودن صفت غریبی در میان انسانهاست و فقط برخی از خدا بیخبران به خاطر پول و جلوگیری از پایین آمدن قیمت، جوجههای نگونبخت را از بین میبرند. تا جایی که من میفهمم تولیدکننده بسیار بیش از این اخلاقگرایان دلرحم انگیزه دارد که مالش هدر نرود و مرض ندارد پولش را آتش بزند، اگر راهی برای تبدیل به پول کردن جوجهها باشد، بعید است دنبال هزینه مالی و اجتماعی اضافی باشد، چنانکه از اسم آن هم پیداست جوجه یکروزه باید طی زمان کوتاهی حتی در حدود نیم روز به فروش برسد، وقتی به هر دلیل این اتفاق نیفتاد، مقابل یک انتخاب سخت قرار میگیرد، طبیعی است که یک سودجوی واقعی در درجه اول سعی میکند بیش از حد عرضه نکند و پول و منابع خود را مصرف نکند، تا بعد با صرف هزینه مجبور به نابودی آنها نشود، وقتی چنین نمیشود، به نظر باید دنبال دلایل دیگری جز “ذات پلید” تولیدکننده بود که فقط دنبال سود است.
اگر کسی میخواهد به اصطلاح نظام سرمایهداری (بخوانیم اقتصاد بازار) را قضاوت کند، بد نیست این را در نظر داشته باشد که با وجود افزایش بیسابقه جمعیت، در میان چند میلیارد انسان تعداد آنهایی که درگیر بیماریهای ناشی از پرخوریاند، بیش از آنهایی است که با گرسنگی دست و پنجه نرم میکنند، درصد آنها که از فقر مطلق در رنج هستند تکرقمی شده است و تنعماتی را که بشر در قرن 21 تجربه میکند، در هیچ زمان دیگری حتی به خواب نمیدید. بیانصافی است اگر سهمی از این پیشرفتها را هم به حساب سرمایهداری نگذاریم.
اینجا در جریده وزین تجارت فردا بحثی در مورد قضیه ناراحت کننده جوجه جات (یا به قول اهالی نصف جهان چوری جات) که چندی پیش خبرساز شد داشتم، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
#امیرحسین_خالقی
#اقتصاد
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
"مرثیه ای" برای چوری ها!
آیا واقعه اخیر کشتن میلیونها جوجه آنگونه که منتقدان میگویند نتیجه نظام سرمایهداری است؟
از دید منتقدان #سرمایهداری نگاه کنیم که همه رویدادهای تاریخ به شکلی زیر سر نظام منحط سرمایهداری است، روشن نیست در صنعت جوجهجات که مداخله دولتی و قیمتگذاری و مصوبه بیداد میکند و انگار بخش مهمی از کار دست بنگاههای دولتی است، سرمایهداری را چطور میتوان مقصر فرض کرد، یحتمل ایراد از "سرمایهداری دولتی" است! در این فقره اخیر میدانیم که بنا به ماهیت این صنعت معدوم کردن اکثر جوجههای نر که به کار تخمگذاری نمیآیند طبیعی است و بهصورت روتین انجام میشود، البته از قرار دفن دستهجمعی به صورتی که در آن فیلم معروف پخش شد انجام نمیگیرد، ولی انگار چاره دیگری هم نیست، گذشته از هزینه بالا، بحث محدودیت فضا و بیماری و مانند آن هم هست که از نظر فنی نگهداری آنها را ناممکن میسازد و البته فکر هم نکنم بشود برای جوجهها سرپرست پیدا کرد!
برای جوجههای مازاد هم البته راهحلهایی هست، دستگاههایی وجود دارد که جوجهها را تبدیل به پودر گوشت میکند که کاربرد صنعتی دارد، ولی بنا به گفتهها در ایران فراگیر نیست و تعداد محدودی از آن استفاده میکنند و البته باید پذیرفت برای جوجهای که بناست در هر حال به مصرف خوراکی برسد، تفاوتی نخواهد داشت که چه زمانی کشته میشود. بعد از این قضیه ناراحتکننده، کسانی پیشنهاد فرستادن جوجههای مازاد به روستاها را مطرح کردند، بنا به گفته اهل فن این راهحلی است که از خود مشکل بدتر است و میتواند به یک بحران جدی در حوزه سلامت بینجامد، کنار هم قرار دادن طیور صنعتی و خانگی بیش از آنکه کمکی به روستاییان باشد، آسیب آشکار به مال آنهاست.
خیلیها حرف از سودجویی تولیدکنندگان زدند، انگار که دنبال منفعت خود بودن صفت غریبی در میان انسانهاست و فقط برخی از خدا بیخبران به خاطر پول و جلوگیری از پایین آمدن قیمت، جوجههای نگونبخت را از بین میبرند. تا جایی که من میفهمم تولیدکننده بسیار بیش از این اخلاقگرایان دلرحم انگیزه دارد که مالش هدر نرود و مرض ندارد پولش را آتش بزند، اگر راهی برای تبدیل به پول کردن جوجهها باشد، بعید است دنبال هزینه مالی و اجتماعی اضافی باشد، چنانکه از اسم آن هم پیداست جوجه یکروزه باید طی زمان کوتاهی حتی در حدود نیم روز به فروش برسد، وقتی به هر دلیل این اتفاق نیفتاد، مقابل یک انتخاب سخت قرار میگیرد، طبیعی است که یک سودجوی واقعی در درجه اول سعی میکند بیش از حد عرضه نکند و پول و منابع خود را مصرف نکند، تا بعد با صرف هزینه مجبور به نابودی آنها نشود، وقتی چنین نمیشود، به نظر باید دنبال دلایل دیگری جز “ذات پلید” تولیدکننده بود که فقط دنبال سود است.
اگر کسی میخواهد به اصطلاح نظام سرمایهداری (بخوانیم اقتصاد بازار) را قضاوت کند، بد نیست این را در نظر داشته باشد که با وجود افزایش بیسابقه جمعیت، در میان چند میلیارد انسان تعداد آنهایی که درگیر بیماریهای ناشی از پرخوریاند، بیش از آنهایی است که با گرسنگی دست و پنجه نرم میکنند، درصد آنها که از فقر مطلق در رنج هستند تکرقمی شده است و تنعماتی را که بشر در قرن 21 تجربه میکند، در هیچ زمان دیگری حتی به خواب نمیدید. بیانصافی است اگر سهمی از این پیشرفتها را هم به حساب سرمایهداری نگذاریم.
اینجا در جریده وزین تجارت فردا بحثی در مورد قضیه ناراحت کننده جوجه جات (یا به قول اهالی نصف جهان چوری جات) که چندی پیش خبرساز شد داشتم، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
#امیرحسین_خالقی
#اقتصاد
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
☘☘☘
خلاصه گزارش هیأت تحقیق و تفحص مجلس از صنعت خودروی ایران که باید خواند
در زیر خلاصه ای از گزارش کامل سایت ایسنا را بخوانید
بهرنگ تاجدین
۱. در همان ابتدای گزارش گفته شده که خیلیها با هیأت همکاری نکردهاند؛ از جمله قوه قضائیه، نیروی انتظامی، کمیسیون اصل ۹۰ و شخص رئیس مجلس
در مواردی از جمله بحث واردات هم جلوی تحقیق و دسترسی به اطلاعات را گرفته اند (احتمالاً به بهانه محرمانه بودن اطلاعات)
۲. دولت ظاهرا کمتر از ۲۰ درصد سهام ایرانخودرو و سایپا را در اختیار دارد؛ ولی عملاً «بازیگر اصلی» مجمع عمومی این شرکتهاست.
بخش زیادی از سهام این دو در دست شرکتهای زیرمجموعه خودشان است! این «ساختار تودرتوی مالکیت» جلوی «بهینهسازی و ایجاد شفافیت» را گرفته است.
۳. در حدود ۲۰۰ شرکت زیرمجموعه ایرانخودرو و سایپا، به منبع رانتخواری تبدیل شده اند و به گفته هیأت تحقیق و تفحص، حتی خود خودروسازها هم به صورت حسابها و اطلاعات بعضی از این شرکتها دسترسی ندارند.
۴. به گفته هیأت تحقیق و تفحص مجلس، ایرانخودرودیزل و سایپا به «یک حیاط خلوت برای رانتجویی افراد سیاسی و راندهشده از دیگر بخشها» تبدیل شدهاند.
طبق این گزارش، با فروش شرکتهای زیرمجموعه در معاملات درونگروهی و قراردادهای صوری، شرکت مادر یا شرکتهای زیرمجموعه را سودده نشان داده اند.
۵. گزارش مجلس نشان میدهد: قیمتگذاری دستوری رانت عظیمی را «از جیب مصرفکنندگان و خودروسازان» به «دلالان و افراد دارای امتیاز ویژه» رسانده و ۳۰ هزار میلیارد تومان به خودروسازان ضرر زده است.
امضاهای مدیران ارشد برای واگذاری دستوری، موجب ایجاد فرصت برای «افراد سفارششده توسط متنفذین» شده است.
۶. طبق گزارش تحقیق و تفحص مجلس، رانت ناشی از قیمتگذاری دستوری و فروش به افراد خاص و سفارششده «در خودروی پراید، رقمی در حدود ۳۰ میلیون تومان» است.
به عبارت دیگر ۳۰ میلیون تومن از قیمت هر پراید به جیب رانتخوارها میرود.
۷. به گفته هیأت تحقیق و تفحص، نصف فروش نمایندگانیها را خود کارکنان نمایندگیها میخرند. مثلاً نمایندگان ایرانخودرودیزل درست قبل از افزایش رسمی قیمتها، محصولات را با حجم بالا میخریدند.
۸. گزارش مجلس نشان میدهد بعضی قطعهسازها خودروسازها را مجبور میکنند فولاد باکیفیت وارد کنند؛ بعد فولاد باکیفیت را در بازار میفروشند و با فولاد کمکیفیت قطعه تولید میکنند و تحویل میدهند.
۹. بعضی از قطعهسازها، شرکتهای خودروسازی را مجبور میکنند که قطعات الکترونیکی مثل ایسییو رو از شرکتهای خاصی در چین بخرند. به گفته گزارش تحقیق و تفحص «احتمال تبانی قطعهساز ایرانی» با این واسطهها زیاد است و در بعضی موارد، شرکت چینی متعلق به همان قطعهساز ایرانی است. ایسییو یکی از مهمترین قطعات الکترونیکی است که نقش هدایت و کنترل یک خودروی انژکتوری را بر عهده دارد.
۱۰. طبق گزارش تحقیق و تفحص، روند استخدام در خودروسازان ایران در ماههای نزدیک به انتخابات بالا میگیرد و افراد «بعضاً مسألهدار» صرفاً به دلیل دخالت «مراجع دولتی و امنیتی» سمتهای مدیریتی میگیرند. که این رفتار باعث می شود متوسط هزینه حقوق کارکنان «سه برابر استانداردهای جهانی» باشد.
۱۱. به گفته هیأت تحقیق و تفحص مجلس، در ۱۰ ماه اول ۱۳۹۵ سفارش واردات ۵۳ هزار دستگاه خودرو از «شرکتهای ناشناس در امارات» ثبت شده که اینها عمدتاً «گریمارکت» (بازار خاکستری) همان نمایندگیهای رسمی در ایران هستند و هدف صدور فاکتور فروش با قیمت بالاتر بوده است.
۱۲. و جالبترین نکته گزارش تحقیق و تفحص از صنعت خودرو:
در دوره احمدینژاد دولت حسابی از کیسه خودروسازها خرج کرده. مثلاً ۹۰ میلیون دلار تحت شرایطی در سنگال سرمایهگذاری شده که این کشور امکان تأمین برق برای فعالیت این کارخانه را نداشته است!
متن کامل گزارش: در ایسنا
#مافیای_خودرو
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
خلاصه گزارش هیأت تحقیق و تفحص مجلس از صنعت خودروی ایران که باید خواند
در زیر خلاصه ای از گزارش کامل سایت ایسنا را بخوانید
بهرنگ تاجدین
۱. در همان ابتدای گزارش گفته شده که خیلیها با هیأت همکاری نکردهاند؛ از جمله قوه قضائیه، نیروی انتظامی، کمیسیون اصل ۹۰ و شخص رئیس مجلس
در مواردی از جمله بحث واردات هم جلوی تحقیق و دسترسی به اطلاعات را گرفته اند (احتمالاً به بهانه محرمانه بودن اطلاعات)
۲. دولت ظاهرا کمتر از ۲۰ درصد سهام ایرانخودرو و سایپا را در اختیار دارد؛ ولی عملاً «بازیگر اصلی» مجمع عمومی این شرکتهاست.
بخش زیادی از سهام این دو در دست شرکتهای زیرمجموعه خودشان است! این «ساختار تودرتوی مالکیت» جلوی «بهینهسازی و ایجاد شفافیت» را گرفته است.
۳. در حدود ۲۰۰ شرکت زیرمجموعه ایرانخودرو و سایپا، به منبع رانتخواری تبدیل شده اند و به گفته هیأت تحقیق و تفحص، حتی خود خودروسازها هم به صورت حسابها و اطلاعات بعضی از این شرکتها دسترسی ندارند.
۴. به گفته هیأت تحقیق و تفحص مجلس، ایرانخودرودیزل و سایپا به «یک حیاط خلوت برای رانتجویی افراد سیاسی و راندهشده از دیگر بخشها» تبدیل شدهاند.
طبق این گزارش، با فروش شرکتهای زیرمجموعه در معاملات درونگروهی و قراردادهای صوری، شرکت مادر یا شرکتهای زیرمجموعه را سودده نشان داده اند.
۵. گزارش مجلس نشان میدهد: قیمتگذاری دستوری رانت عظیمی را «از جیب مصرفکنندگان و خودروسازان» به «دلالان و افراد دارای امتیاز ویژه» رسانده و ۳۰ هزار میلیارد تومان به خودروسازان ضرر زده است.
امضاهای مدیران ارشد برای واگذاری دستوری، موجب ایجاد فرصت برای «افراد سفارششده توسط متنفذین» شده است.
۶. طبق گزارش تحقیق و تفحص مجلس، رانت ناشی از قیمتگذاری دستوری و فروش به افراد خاص و سفارششده «در خودروی پراید، رقمی در حدود ۳۰ میلیون تومان» است.
به عبارت دیگر ۳۰ میلیون تومن از قیمت هر پراید به جیب رانتخوارها میرود.
۷. به گفته هیأت تحقیق و تفحص، نصف فروش نمایندگانیها را خود کارکنان نمایندگیها میخرند. مثلاً نمایندگان ایرانخودرودیزل درست قبل از افزایش رسمی قیمتها، محصولات را با حجم بالا میخریدند.
۸. گزارش مجلس نشان میدهد بعضی قطعهسازها خودروسازها را مجبور میکنند فولاد باکیفیت وارد کنند؛ بعد فولاد باکیفیت را در بازار میفروشند و با فولاد کمکیفیت قطعه تولید میکنند و تحویل میدهند.
۹. بعضی از قطعهسازها، شرکتهای خودروسازی را مجبور میکنند که قطعات الکترونیکی مثل ایسییو رو از شرکتهای خاصی در چین بخرند. به گفته گزارش تحقیق و تفحص «احتمال تبانی قطعهساز ایرانی» با این واسطهها زیاد است و در بعضی موارد، شرکت چینی متعلق به همان قطعهساز ایرانی است. ایسییو یکی از مهمترین قطعات الکترونیکی است که نقش هدایت و کنترل یک خودروی انژکتوری را بر عهده دارد.
۱۰. طبق گزارش تحقیق و تفحص، روند استخدام در خودروسازان ایران در ماههای نزدیک به انتخابات بالا میگیرد و افراد «بعضاً مسألهدار» صرفاً به دلیل دخالت «مراجع دولتی و امنیتی» سمتهای مدیریتی میگیرند. که این رفتار باعث می شود متوسط هزینه حقوق کارکنان «سه برابر استانداردهای جهانی» باشد.
۱۱. به گفته هیأت تحقیق و تفحص مجلس، در ۱۰ ماه اول ۱۳۹۵ سفارش واردات ۵۳ هزار دستگاه خودرو از «شرکتهای ناشناس در امارات» ثبت شده که اینها عمدتاً «گریمارکت» (بازار خاکستری) همان نمایندگیهای رسمی در ایران هستند و هدف صدور فاکتور فروش با قیمت بالاتر بوده است.
۱۲. و جالبترین نکته گزارش تحقیق و تفحص از صنعت خودرو:
در دوره احمدینژاد دولت حسابی از کیسه خودروسازها خرج کرده. مثلاً ۹۰ میلیون دلار تحت شرایطی در سنگال سرمایهگذاری شده که این کشور امکان تأمین برق برای فعالیت این کارخانه را نداشته است!
متن کامل گزارش: در ایسنا
#مافیای_خودرو
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
چرا عقایدِ بد، جان سختاند؟
"ریشه های علمی تعصب در باورها"
گرگوری دبلیو لستر| برگردان: علی محمد طباطبایی| بخش نخست...
از آنجا كه باورهای ما برای افزایش توانایی در مبارزه برای بقاء در نظر گرفته شده است، بنابراین آنها به جهت مسائل زیستشناختی به نحوی طراحی شده اند كه در برابر تغییرات به شدت مقاوت كنند. برای تغییر دادن باور ها انسان های شکاندیش باید در کنار مورد بحث قرار دادن داده ها و اطلاعات موجود در مغز، موضوعات مبتنی بر بقاء در مغز را مورد ملاحظه قرار دهند.
از آنجا که یکی از اصل های اساسی چه در طرز تفكر شک اندیشانه و چه در تحقیقات علمی بر این مبنا قرار گرفته است كه باورها می توانند غلط باشند، اغلب برای اهل علم و اهل شک گیج كننده و آزارنده است كه باور های بسیاری از مردم در برابر شواهدی حاكی از عدم صحت آنها همچنان بدون تغییر باقی می مانند. ما تعجب می كنیم از اینكه مردم چگونه قادر هستند به باورهایی كه با حقایق موجود در تناقض قرار گرفته اند همچنان وفادار بمانند.
این تحیر و شگفتی در اندیشمندان شكاک ممكن است به ایجاد تمایلی ناگوار برای تحقیر و کوچک جلوه دادن افرادی بینجامد كه عقایدشان در واكنش به شواهد و مدارک موجود همچنان بدون تغییر می مانند. چنین افرادی شاید به عنوان اشخاصی فرومایه، نادان و یا مجنون نگریسته شوند. این شیوه ی برخورد حاصل ناكامی اهل شک در پی بردن به منظور زیست شناختی باورها و ناتوانی در دریافت ضرورت عصب شناختی آنها و آنهم در هنگامی است كه این باورها با سماجت و سرسختی تمام در برابر تغییرات مقامت كرده و ثابت می مانند. حقیقت این است كه با وجود تفكر همه جانبه و باریك بینانه ی اهل شک بسیاری از آنها درک روشن و منطقی در مورد اینكه باورها اصلاً چه هستند ندارند و نمی دانند چرا عقاید و باورهای اشتباه به سادگی از بین نمی روند. درک و دریافت اهداف زیست شناختی باورها می تواند به اهل شك كمك كند تا در چالش عقاید غیر معقول و همچنین انتقال نتایج علمی بسیار مفید تر و مؤثرتر باشند| ادامه دارد...
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
چرا عقایدِ بد، جان سختاند؟
"ریشه های علمی تعصب در باورها"
گرگوری دبلیو لستر| برگردان: علی محمد طباطبایی| بخش نخست...
از آنجا كه باورهای ما برای افزایش توانایی در مبارزه برای بقاء در نظر گرفته شده است، بنابراین آنها به جهت مسائل زیستشناختی به نحوی طراحی شده اند كه در برابر تغییرات به شدت مقاوت كنند. برای تغییر دادن باور ها انسان های شکاندیش باید در کنار مورد بحث قرار دادن داده ها و اطلاعات موجود در مغز، موضوعات مبتنی بر بقاء در مغز را مورد ملاحظه قرار دهند.
از آنجا که یکی از اصل های اساسی چه در طرز تفكر شک اندیشانه و چه در تحقیقات علمی بر این مبنا قرار گرفته است كه باورها می توانند غلط باشند، اغلب برای اهل علم و اهل شک گیج كننده و آزارنده است كه باور های بسیاری از مردم در برابر شواهدی حاكی از عدم صحت آنها همچنان بدون تغییر باقی می مانند. ما تعجب می كنیم از اینكه مردم چگونه قادر هستند به باورهایی كه با حقایق موجود در تناقض قرار گرفته اند همچنان وفادار بمانند.
این تحیر و شگفتی در اندیشمندان شكاک ممكن است به ایجاد تمایلی ناگوار برای تحقیر و کوچک جلوه دادن افرادی بینجامد كه عقایدشان در واكنش به شواهد و مدارک موجود همچنان بدون تغییر می مانند. چنین افرادی شاید به عنوان اشخاصی فرومایه، نادان و یا مجنون نگریسته شوند. این شیوه ی برخورد حاصل ناكامی اهل شک در پی بردن به منظور زیست شناختی باورها و ناتوانی در دریافت ضرورت عصب شناختی آنها و آنهم در هنگامی است كه این باورها با سماجت و سرسختی تمام در برابر تغییرات مقامت كرده و ثابت می مانند. حقیقت این است كه با وجود تفكر همه جانبه و باریك بینانه ی اهل شک بسیاری از آنها درک روشن و منطقی در مورد اینكه باورها اصلاً چه هستند ندارند و نمی دانند چرا عقاید و باورهای اشتباه به سادگی از بین نمی روند. درک و دریافت اهداف زیست شناختی باورها می تواند به اهل شك كمك كند تا در چالش عقاید غیر معقول و همچنین انتقال نتایج علمی بسیار مفید تر و مؤثرتر باشند| ادامه دارد...
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
واکنش دوباره پرزیدنت ترامپ به پکن: چین مقصر کشتار جمعی در دنیاست
دونالد ترامپ در پیام توئیتری نوشت:
چند دیوانه در چین بیانیهای منتشر کردند که همه را به غیر از چین بابت شیوع کرونا که موجب کشتهشدن صدها هزار نفر شده مقصر قلمداد میکند.
لطفا برای این احمقها توضیح بدهید «بیکفایتی چین» بوده که موجب این کشتار جمعی در سراسر جهان شده و نه چیز دیگری.
@flith
دونالد ترامپ در پیام توئیتری نوشت:
چند دیوانه در چین بیانیهای منتشر کردند که همه را به غیر از چین بابت شیوع کرونا که موجب کشتهشدن صدها هزار نفر شده مقصر قلمداد میکند.
لطفا برای این احمقها توضیح بدهید «بیکفایتی چین» بوده که موجب این کشتار جمعی در سراسر جهان شده و نه چیز دیگری.
@flith
"برخلاف انتظار، آنچه تیر خلاص را بر پیکر دولتها میزند، نه ضعف نظامی، نه فساداخلاقی یا مالی، بلکه تحقیر مخالفان است."
ادوارد گیبون
انحطاط و سقوط امپراطوری روم
@flith
ادوارد گیبون
انحطاط و سقوط امپراطوری روم
@flith
هنگامي كه ما داشتيم گورهامان را ميكنديم و اس اس ها(ماموران نازي) سلاحهايشان را آماده ميكردند، از رفيق اسيري كه بغل دستم مشغول كندن زمين بود پرسيدم راجع به فرهنگ چه فكر ميكني؟
آيا ميتواني تعريف خوبي از واژه فرهنگ برايم بگويي تا بفهمم براي هيچ و پوچ نميميرم و دستكم ميراثي پشت سر خودم به جا ميگذارم؟
او شروع كرد به جواب دادن اما سروصداي آن بچه ننرها كه توي بغل مادرهاشان جيغ و ويغ راه انداخته بودند–مادرهايي كه بچه در بغل داشتند از كندن گور معاف بودند-اول نگذاشت پاسخ او را بشنوم.
بنابراين كاپلوتسنيك در حين كندن كمي آمد جلوتر، چشمهايش را باز و بسته كرد و بعد گفت:«فرهنگ یعنی اینکه مادراني كه بچههاشان را در بغل دارند، از كندن قبرهاشان قبل از اعدام معاف باشند».شوخي خوبي بود و ما دوتايي به شدت خنديديم.
آلمانيها شيلر، گوته و هولدرلين را داشتند و سيمباهاي كنگو هيچ چيز نداشتند.فرق ميان آلمانيها كه وارث فرهنگي عظيماند و سيمباهاي وحشي اين است:سيمباها قربيان خود را ميخورند،حال آنكه آلمانيها از قربانيان خود صابون ميساختند.اين نياز به پاكيزگي،اسمش فرهنگ است.
شبح سرگردان
رومن گاری
@flith
آيا ميتواني تعريف خوبي از واژه فرهنگ برايم بگويي تا بفهمم براي هيچ و پوچ نميميرم و دستكم ميراثي پشت سر خودم به جا ميگذارم؟
او شروع كرد به جواب دادن اما سروصداي آن بچه ننرها كه توي بغل مادرهاشان جيغ و ويغ راه انداخته بودند–مادرهايي كه بچه در بغل داشتند از كندن گور معاف بودند-اول نگذاشت پاسخ او را بشنوم.
بنابراين كاپلوتسنيك در حين كندن كمي آمد جلوتر، چشمهايش را باز و بسته كرد و بعد گفت:«فرهنگ یعنی اینکه مادراني كه بچههاشان را در بغل دارند، از كندن قبرهاشان قبل از اعدام معاف باشند».شوخي خوبي بود و ما دوتايي به شدت خنديديم.
آلمانيها شيلر، گوته و هولدرلين را داشتند و سيمباهاي كنگو هيچ چيز نداشتند.فرق ميان آلمانيها كه وارث فرهنگي عظيماند و سيمباهاي وحشي اين است:سيمباها قربيان خود را ميخورند،حال آنكه آلمانيها از قربانيان خود صابون ميساختند.اين نياز به پاكيزگي،اسمش فرهنگ است.
شبح سرگردان
رومن گاری
@flith
@flith
☘☘☘
دستاوردهای یادگار مشروطه
مجلس دهم به روزهای پایانی فعالیت خود نزدیک شده است و اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان در حال بستن چمدان های خود برای خروج از ساختمان "یادگار مشروطه" هستند. البته وضعیت خروجی نمایندگان شبیه هم نیست.
عده ای از نمایندگان در سکوت "عارف وار" آمدند، در سکوت "عارفانه" نشستند و در سکوت عرفانی در افق محو می شوند. نه دانستند برای چه آمدند. نه دانستند که چه کردند و نه دانستند که چرا می روند. این نمایندان مصداق این رباعی عمر خیام هستند که می فرماید:
"از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود"
عده دیگری با هیاهو آمدند، با هیاهو قیل و قال راه انداختد و با هیاهو هم می روند. البته نه خودشان و نه کس دیگری چیزی از هیاهوی این بزرگواران فهمید و نه کسی علت این داد و بیدادها را متوجه شد و نه کسی فهمید که چرا اینقدر عصبانی هستند، از چه چیزی ناراحتند و چرا حرف زدن عادی شان هم همراه با جیغ و داد است. این طیف بیشترین مسئله را با آقای رئیس داشتند که ایشان را مدام مجبور به تهدید برای قطع میکروفن می کرد و در مقابل آنها هم فریاد واسفااا و هیهات از استبداد جناب رئیس..
عده کثیری هم به مجلس آمدند. کارمندان خوب و سربه زیری بودند. سرشان به کار خودشان بود. حقوقشان را می گرفتند و گاهی هم پشت تریبون شعری خوانده و از "خالق گیلاس" گفته و یا شعر نیما یوشیج را به نام سهراب سپهری قالب می کردند. از الان هم به فکر وزارت نفتی، سفارتخانه ای، استانداری چیزی هستند تا حقوق خوب با مزایای عالی را در "سنگر خدمت" دیگری حفظ نمایند.
عده ای هم هستند که کم کم باید بار و بندیل خود را بسته و آماده رفتن به "اوین" شوند. برخی از اینها حرف دهانشان را نفهمیده اند و برخی هم حرف دهانشان را فهمیده اما چفت و بست درست، جیب و گاوصندوقشان را نفهمیده اند.
با همه این اوصاف مجلس دهم هم تمام شد و برگ زرین دیگری بر صفحات قطور این یگانه یادگار مشروطه اضافه گشت و ما هم هنوز نفهمیدیم که مجلس چیست. چه کارکردی دارد و اصلا چرا به چنین نهادی نیاز است..
#فرهاد_قنبری
@flith
☘☘☘
دستاوردهای یادگار مشروطه
مجلس دهم به روزهای پایانی فعالیت خود نزدیک شده است و اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان در حال بستن چمدان های خود برای خروج از ساختمان "یادگار مشروطه" هستند. البته وضعیت خروجی نمایندگان شبیه هم نیست.
عده ای از نمایندگان در سکوت "عارف وار" آمدند، در سکوت "عارفانه" نشستند و در سکوت عرفانی در افق محو می شوند. نه دانستند برای چه آمدند. نه دانستند که چه کردند و نه دانستند که چرا می روند. این نمایندان مصداق این رباعی عمر خیام هستند که می فرماید:
"از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود"
عده دیگری با هیاهو آمدند، با هیاهو قیل و قال راه انداختد و با هیاهو هم می روند. البته نه خودشان و نه کس دیگری چیزی از هیاهوی این بزرگواران فهمید و نه کسی علت این داد و بیدادها را متوجه شد و نه کسی فهمید که چرا اینقدر عصبانی هستند، از چه چیزی ناراحتند و چرا حرف زدن عادی شان هم همراه با جیغ و داد است. این طیف بیشترین مسئله را با آقای رئیس داشتند که ایشان را مدام مجبور به تهدید برای قطع میکروفن می کرد و در مقابل آنها هم فریاد واسفااا و هیهات از استبداد جناب رئیس..
عده کثیری هم به مجلس آمدند. کارمندان خوب و سربه زیری بودند. سرشان به کار خودشان بود. حقوقشان را می گرفتند و گاهی هم پشت تریبون شعری خوانده و از "خالق گیلاس" گفته و یا شعر نیما یوشیج را به نام سهراب سپهری قالب می کردند. از الان هم به فکر وزارت نفتی، سفارتخانه ای، استانداری چیزی هستند تا حقوق خوب با مزایای عالی را در "سنگر خدمت" دیگری حفظ نمایند.
عده ای هم هستند که کم کم باید بار و بندیل خود را بسته و آماده رفتن به "اوین" شوند. برخی از اینها حرف دهانشان را نفهمیده اند و برخی هم حرف دهانشان را فهمیده اما چفت و بست درست، جیب و گاوصندوقشان را نفهمیده اند.
با همه این اوصاف مجلس دهم هم تمام شد و برگ زرین دیگری بر صفحات قطور این یگانه یادگار مشروطه اضافه گشت و ما هم هنوز نفهمیدیم که مجلس چیست. چه کارکردی دارد و اصلا چرا به چنین نهادی نیاز است..
#فرهاد_قنبری
@flith
هرچه انسان با وضوح بیشتری بشناسد و هوشمندتر باشد درد نیز بیشتر میشود. شخصی که در او نبوغ یافت شود بیش از همه رنج میبرد.
#جهان_همچون_اراده_و_تصور
#آرتور_شوپنهاور
@flith
#جهان_همچون_اراده_و_تصور
#آرتور_شوپنهاور
@flith
چرا عقایدِ بد، جان سختاند؟
"ریشه های علمی تعصب در باورها"
گرگوری دبلیو لستر| برگردان: علی محمد طباطبایی| بخش دوم...
زیست شناسی و بقاء:
نخستین و اصلی ترین هدف مغز ما زنده نگه داشتن ماست. یقیناً از این عضو مهم كارهای بسیار بیشتری نیز ساخته است اما بقاء در هر حال مقصود اصلی آن است و بر بقیهٔ اهداف مقدم است. اگر ما دچار چنان جراحتی شویم كه بدن ما فقط تا آن مقدار در خود نیرو ذخیره داشته باشد كه مغز ما مجبور به انتخاب میان ادامهٔ هشیاری ما یا ادامهٔ ضربان قلب ما باشد، یقیناً هیچگونه تردیدی در انتخاب وارد كردن ما به حالت كوما یعنی مقدم دانستن بقاء در برابر هشیاری نخواهد داشت.
به این دلیل كه هرگونه فعالیت مغزی هدف بنیادینش ادامهٔ حیات است، تنها راه برای درک درست از كاركرد مغز بررسی اهمیت و فایدهٔ آن به مثابه ابزاری جهت ادامهٔ زندگی است. حتی دشواری درمان موفقیت آمیز اختلال های رفتاری مانند چاقی و اعتیاد فقط توسط بررسی ارتباط آن ها با مسئلهٔ بقاء قابل درک است. هرگونه كاهش در مصرف كالری یا در امكان دسترسی به ماده ای كه شخصی به آن معتاد است توسط مغز همیشه به عنوان تهدیدی علیه بقاء پنداشته می شود. در نتیجه مغز با قدرت تمام از مصرف زیاده از حد یا سوء استفاده از آن ماده دفاع خواهد كرد و باعث ایجاد دروغ گویی، كش رفتن، تكذیب كردن، معقول جلوه دادن و توجیه كردن های متداول توسط كسانی كه از چنین اختلال هایی رنج می برند، می گردد| ادامه دارد...
@flith
"ریشه های علمی تعصب در باورها"
گرگوری دبلیو لستر| برگردان: علی محمد طباطبایی| بخش دوم...
زیست شناسی و بقاء:
نخستین و اصلی ترین هدف مغز ما زنده نگه داشتن ماست. یقیناً از این عضو مهم كارهای بسیار بیشتری نیز ساخته است اما بقاء در هر حال مقصود اصلی آن است و بر بقیهٔ اهداف مقدم است. اگر ما دچار چنان جراحتی شویم كه بدن ما فقط تا آن مقدار در خود نیرو ذخیره داشته باشد كه مغز ما مجبور به انتخاب میان ادامهٔ هشیاری ما یا ادامهٔ ضربان قلب ما باشد، یقیناً هیچگونه تردیدی در انتخاب وارد كردن ما به حالت كوما یعنی مقدم دانستن بقاء در برابر هشیاری نخواهد داشت.
به این دلیل كه هرگونه فعالیت مغزی هدف بنیادینش ادامهٔ حیات است، تنها راه برای درک درست از كاركرد مغز بررسی اهمیت و فایدهٔ آن به مثابه ابزاری جهت ادامهٔ زندگی است. حتی دشواری درمان موفقیت آمیز اختلال های رفتاری مانند چاقی و اعتیاد فقط توسط بررسی ارتباط آن ها با مسئلهٔ بقاء قابل درک است. هرگونه كاهش در مصرف كالری یا در امكان دسترسی به ماده ای كه شخصی به آن معتاد است توسط مغز همیشه به عنوان تهدیدی علیه بقاء پنداشته می شود. در نتیجه مغز با قدرت تمام از مصرف زیاده از حد یا سوء استفاده از آن ماده دفاع خواهد كرد و باعث ایجاد دروغ گویی، كش رفتن، تكذیب كردن، معقول جلوه دادن و توجیه كردن های متداول توسط كسانی كه از چنین اختلال هایی رنج می برند، می گردد| ادامه دارد...
@flith
☘☘☘
نقدی به روشِ روحانیت!
علمای شیعه و فقهای شیعه خود را نایب حضرت حجه بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه) معرفی میکنند، ولی فقط در بعضی کارها هر کاری که منفعت دارد و از آن کار پولی و مقامی در می آید، نیابت آن کارها را قبول دارند مثل گرفتن وجوه و ولایت بر مردم، و هر کاری که فقط زحمت و مجاهده می خواهد میگویند خود حضرت بیایند و آن کار را درست کنند.
علیهذا بودجه مصالح عامه را آقایان میگیرند و به خود اصلاحات عمومی کاری ندارند و بلکه ایمان به آن کار هم ندارند وعقیده خلاف دارند
از اینجا باید فهمید که چرا در روایات وارد شده که فقها به قتل حجه بن الحسن فتوا خواهند داد!
البته قضیه علت طبیعی دارد؛ وقتی که کسی ظاهر شود که دکان آقایان را میبندد، با او کاری ندارند بلکه صد درصد با او مخالف اند. اینها امروز از نام او، از جشن تولد او و از مقام او بهره برداری می کنند و این بهره برداری در صورتی است که خود او حاضر نباشد؛ اگر خود او حاضر باشد این بهره برداری میسر نیست!
آیت ا... مطهری
یادداشتهای استاد مطهری، ج۱۵، ص ۱۵۰
@flith
نقدی به روشِ روحانیت!
علمای شیعه و فقهای شیعه خود را نایب حضرت حجه بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه) معرفی میکنند، ولی فقط در بعضی کارها هر کاری که منفعت دارد و از آن کار پولی و مقامی در می آید، نیابت آن کارها را قبول دارند مثل گرفتن وجوه و ولایت بر مردم، و هر کاری که فقط زحمت و مجاهده می خواهد میگویند خود حضرت بیایند و آن کار را درست کنند.
علیهذا بودجه مصالح عامه را آقایان میگیرند و به خود اصلاحات عمومی کاری ندارند و بلکه ایمان به آن کار هم ندارند وعقیده خلاف دارند
از اینجا باید فهمید که چرا در روایات وارد شده که فقها به قتل حجه بن الحسن فتوا خواهند داد!
البته قضیه علت طبیعی دارد؛ وقتی که کسی ظاهر شود که دکان آقایان را میبندد، با او کاری ندارند بلکه صد درصد با او مخالف اند. اینها امروز از نام او، از جشن تولد او و از مقام او بهره برداری می کنند و این بهره برداری در صورتی است که خود او حاضر نباشد؛ اگر خود او حاضر باشد این بهره برداری میسر نیست!
آیت ا... مطهری
یادداشتهای استاد مطهری، ج۱۵، ص ۱۵۰
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موزیکویدیوی «بنی آدم» با صدای «علیرضا قربانی» و همراهی خوانندگان ایتالیایی و نوازندگانی از نقاط مختلف دنیا منتشر شد.
این اثر با موسیقی «پژمان تدین» بر روی شعر معروف «سعدی» آماده شده و حال و هوای آن براساس شرایط این روزهای شیوع ویروس کرونا و قرنطینه در کشورهای مختلف دنیا است.
@flith
این اثر با موسیقی «پژمان تدین» بر روی شعر معروف «سعدی» آماده شده و حال و هوای آن براساس شرایط این روزهای شیوع ویروس کرونا و قرنطینه در کشورهای مختلف دنیا است.
@flith
📜🕯🖋 هدف پیشهوری تجزیه و جدایی آذربایجان بود
✅ وحید بهمن/ نمیشود زیر عکس لنین و استالین نشست و دم از استقلال عمل و عدم وابستگی زد.
🔸 نمیشود برای کوچکترین تصمیم از مسکو و باکو کسب تکلیف کرد و دم از خیرخواهی برای مردم آذربایجان زد.
🔸 پیشهوری و یارانش در آخرین نامه به مسکو (۱۳۲۵/۹/۱۷) از استالین میخواهند تا اجازه سرنگونی حکومت وقت ایران و ایجاد حکومت جدید را به آنها بدهد و در ادامه مینویسند:
"اگر این کار به صلاح نیست بگذارید از تهران کاملا قطع رابطه کنیم و حکومت ملی خود را ایجاد کنیم"
🔸 متن کامل نامه، تصاویر نامه و ترجمه پارسی نامه را در لینک زیر بخوانید👇
https://web.archive.org/web/20070112212050/http://www.azer-online.com/tarikh/more/name_be_estalin.htm
@flith
✅ وحید بهمن/ نمیشود زیر عکس لنین و استالین نشست و دم از استقلال عمل و عدم وابستگی زد.
🔸 نمیشود برای کوچکترین تصمیم از مسکو و باکو کسب تکلیف کرد و دم از خیرخواهی برای مردم آذربایجان زد.
🔸 پیشهوری و یارانش در آخرین نامه به مسکو (۱۳۲۵/۹/۱۷) از استالین میخواهند تا اجازه سرنگونی حکومت وقت ایران و ایجاد حکومت جدید را به آنها بدهد و در ادامه مینویسند:
"اگر این کار به صلاح نیست بگذارید از تهران کاملا قطع رابطه کنیم و حکومت ملی خود را ایجاد کنیم"
🔸 متن کامل نامه، تصاویر نامه و ترجمه پارسی نامه را در لینک زیر بخوانید👇
https://web.archive.org/web/20070112212050/http://www.azer-online.com/tarikh/more/name_be_estalin.htm
@flith
داشدو
در ایّام نوروز اهل خانه را مصیبتی پیش آمد، جُرموزِ بیت الخلاء از هر حیث لبریز بود و جان ها بی قرار، پدر رضی الله عنه فرمودند تا از مرقومه های منقوش بر لوح دیوار به عهدی از خلا کشان پیغامی گسیل دار تا رفع و رجوع نمایند. اطاعت امر نمودم و فی الفور ارابه ی خلا کش حاضر گشت و ما را از تلاطم امعا و احشا رهانید، رفتم تا درهمی دهم و دستمریزادی به این منجی خوش رو و خوش بو بگویم که دوان به سمتم آمد و گفت آقا جان داشدو ! سوال کردم نَمَه؟ گفت ارابَه ! عرض کردم ارابَه که داشماز ؟!
در کشاکش این بحث شیرین بودیم که پدر با صدای رسا حسب حال پرسیدند ایشان را عرض کردم خلاچی می گوید سر رفته است! سوال کردند چه چیز؟ عرض کردم ارابه!
در معیّت پدر عاجل به نظاره بر خاستیم که دیدیم از در دروازه تا سر گذر جویی سبز رنگ در جریان است و در تقاطع، برکه ای به راه و اشیایی معلوم الهویه در وی شناور، پدرم آه کشید، گفت او باز نخواهد گشت! گفتم که؟ فرمود آبرویم ...
مشوش به اندرونی رفتم مادر را که دیدم از سر استیصال گفتم اگر تو ما را هر روز قرمه سبزی نمیدادی چنین رود سبز رنگی به راه نمی افتاد و اینگونه بی آبرو نمیشدیم، فرمود آبرویتان با رنگ نمی رود آن ننگ را پاک کنید.
تو مردی پیشه کن و از رنگ بگذر
به هر رنگی که باشد ننگ ننگ است
آ سِد عَلی
پ.ن؛ جرموز یعنی حوضچه یا چاه، داشدو یعنی سر رفت، نمه یعنی چه چیز ، داشماز یعنی سر نمیرود
@flith
در ایّام نوروز اهل خانه را مصیبتی پیش آمد، جُرموزِ بیت الخلاء از هر حیث لبریز بود و جان ها بی قرار، پدر رضی الله عنه فرمودند تا از مرقومه های منقوش بر لوح دیوار به عهدی از خلا کشان پیغامی گسیل دار تا رفع و رجوع نمایند. اطاعت امر نمودم و فی الفور ارابه ی خلا کش حاضر گشت و ما را از تلاطم امعا و احشا رهانید، رفتم تا درهمی دهم و دستمریزادی به این منجی خوش رو و خوش بو بگویم که دوان به سمتم آمد و گفت آقا جان داشدو ! سوال کردم نَمَه؟ گفت ارابَه ! عرض کردم ارابَه که داشماز ؟!
در کشاکش این بحث شیرین بودیم که پدر با صدای رسا حسب حال پرسیدند ایشان را عرض کردم خلاچی می گوید سر رفته است! سوال کردند چه چیز؟ عرض کردم ارابه!
در معیّت پدر عاجل به نظاره بر خاستیم که دیدیم از در دروازه تا سر گذر جویی سبز رنگ در جریان است و در تقاطع، برکه ای به راه و اشیایی معلوم الهویه در وی شناور، پدرم آه کشید، گفت او باز نخواهد گشت! گفتم که؟ فرمود آبرویم ...
مشوش به اندرونی رفتم مادر را که دیدم از سر استیصال گفتم اگر تو ما را هر روز قرمه سبزی نمیدادی چنین رود سبز رنگی به راه نمی افتاد و اینگونه بی آبرو نمیشدیم، فرمود آبرویتان با رنگ نمی رود آن ننگ را پاک کنید.
تو مردی پیشه کن و از رنگ بگذر
به هر رنگی که باشد ننگ ننگ است
آ سِد عَلی
پ.ن؛ جرموز یعنی حوضچه یا چاه، داشدو یعنی سر رفت، نمه یعنی چه چیز ، داشماز یعنی سر نمیرود
@flith
خلقِ عشق مسئلهای نیست، حفظِ عشق مسئله است. عاشق شدن مهم نیست، عاشق ماندن مهم است. عاشق شدن حرفه بچههاست، عاشق ماندن هنرِ مردان و دلاوران...
سست عهدیهای عشاق باعث شده که بسیاری از داستانهای عاشقانه مبتذل در جایی تمام شود که عاشق به معشوق میرسد؛ حال آنکه مهم از این لحظه به بعد است!
مهم، پنجاه سالِ بعد است: دوام عشق، دوام زیبایی و شکوه عشق...
👤#نادر_ابراهیمی
@flith
سست عهدیهای عشاق باعث شده که بسیاری از داستانهای عاشقانه مبتذل در جایی تمام شود که عاشق به معشوق میرسد؛ حال آنکه مهم از این لحظه به بعد است!
مهم، پنجاه سالِ بعد است: دوام عشق، دوام زیبایی و شکوه عشق...
👤#نادر_ابراهیمی
@flith
☘☘☘
جولیا رابرتز اینستاگرامش را در اختیار آنتونی فاوچی گذاشت
در بحبوحه بحران کرونا آنچه مردم بیشتر از روابط خصوصی سلبریتیها بدان نیاز دارند، اطلاعات علمی است. با همین هدف جولیا رابرتز هنرپیشه مطرح هالیوود حساب اینستاگرامش را در اختیار مشاور ارشد کاخ سفید برای کرونا گذاشت.
سلفی کمتر، دانش و اطلاعات بیشتر. در هفتههای آینده طرفداران ستارههای هالیوود مثل جولیا رابرتز و هیو جکمن عکسها و ویدیوهای کمتری از ستارههایشان را روی اینستاگرام و توییتر میبینند.
این دو ستاره هالیوود جزو ستارگانی هستند که حسابهای کاربری خود در شبکههای اجتماعی را به طور موقت در اختیار دانشمندان و کارمندان بیمارستانها قرار دادهاند.
در کمپینی با نام PassThe Mic to experts to help end COVID-19 "میکروفون رو رد کن به متخصصان برای پایان دادن به کووید ۱۹" از روز پنجشنبه ۲۱ مه متخصصان به مدت سه هفته میتوانند اطلاعات وسیعی را در سطحی گسترده منتشر کنند.
به عنوان اولین کنشگر این کمپین، جولیا رابرتز برخی از کانالهای رسانهای خود را در اختیار ویروسشناس آمریکایی و مشاور دولت آمریکا درباره کرونا، آنتونی فاوچی میگذارد.
جولیا رابرتز تنها در اینستاگرام هشت میلیون و ۷۰۰ هزار دنبالکننده دارد. در توییتر نیز ۵۰۰ هزار نفر او را دنبال میکنند اگرچه او تا کنون شخصا حتی یک توییت هم پست نکرده است.
@flith
جولیا رابرتز اینستاگرامش را در اختیار آنتونی فاوچی گذاشت
در بحبوحه بحران کرونا آنچه مردم بیشتر از روابط خصوصی سلبریتیها بدان نیاز دارند، اطلاعات علمی است. با همین هدف جولیا رابرتز هنرپیشه مطرح هالیوود حساب اینستاگرامش را در اختیار مشاور ارشد کاخ سفید برای کرونا گذاشت.
سلفی کمتر، دانش و اطلاعات بیشتر. در هفتههای آینده طرفداران ستارههای هالیوود مثل جولیا رابرتز و هیو جکمن عکسها و ویدیوهای کمتری از ستارههایشان را روی اینستاگرام و توییتر میبینند.
این دو ستاره هالیوود جزو ستارگانی هستند که حسابهای کاربری خود در شبکههای اجتماعی را به طور موقت در اختیار دانشمندان و کارمندان بیمارستانها قرار دادهاند.
در کمپینی با نام PassThe Mic to experts to help end COVID-19 "میکروفون رو رد کن به متخصصان برای پایان دادن به کووید ۱۹" از روز پنجشنبه ۲۱ مه متخصصان به مدت سه هفته میتوانند اطلاعات وسیعی را در سطحی گسترده منتشر کنند.
به عنوان اولین کنشگر این کمپین، جولیا رابرتز برخی از کانالهای رسانهای خود را در اختیار ویروسشناس آمریکایی و مشاور دولت آمریکا درباره کرونا، آنتونی فاوچی میگذارد.
جولیا رابرتز تنها در اینستاگرام هشت میلیون و ۷۰۰ هزار دنبالکننده دارد. در توییتر نیز ۵۰۰ هزار نفر او را دنبال میکنند اگرچه او تا کنون شخصا حتی یک توییت هم پست نکرده است.
@flith