پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
از راست؛زنده ياد مشايخي،جناب كشاورز، جناب نصيريان،جناب كاردان، جناب شنگه

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
نظر رضاشاه درباره ی دوره ی قاجار و ناصرالدین شاه..".....من نمیخواهم که به سلسله ی قاجار با نظر عناد و خلاف عدالت نگاه کنم زیرا هر چه بوده گذشته و رفته است و فعلا موقعیت خود را مهمتر از آن میدانم که به یک جمعی نامحرم,خائن وطن و غیر ایرانی عطف توجه نمایم اما از روی حق و انصاف باید اقرار کرد که.....اگر چه افراد این سلسله همه مستعد در خرابی و فساد اخلاق مملکت بوده اند ولی عامل اصلی و برباده مملکت شخص ناصرالدین بوده و در تمام اوراق دو جلد کتاب اعتمادالسلطنه که با نظر دقت استفصا شود تمام ایام زندگانی پادشاه وقت از دو کلمه خارج نمیشد, شکار و زن ".....!!!!..(سفرنامه ی مازندران-ص 15 و 16)...

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

شعر منتشر نشده‌ای از سیدعلی صالحی

من
هرگز
نه همراهِ چوپانِ دروغگو بوده‌ام
نه بی‌خبر از گرگِ گرسنه‌ای
که در خوابِ گوسفند.

سهم من از جهان
همین یک تا پیراهن است
که آن را... هم
برای باد گذاشته‌ام.

مرا تفتیش نکن
چیزی همراهم نیست
دنیا خسته‌تر از آن است
که در بابِ ما مردمِ غمگین
قضاوت کند.

در این سرزمین
سرانجام هر کسی
با پای خود از دار
به زیر می‌آید.

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith


🔸 مردم گناهی ندارند🔸

هرجا دیدید، نویسنده یا تحلیلگری، به جای ارباب قدرت و سیاست، تیغ نقد و تحقیر و توهینش را به سمت مردم گرفته، مطمئن باشید، صاحب آن قلم، دانسته یا ندانسته دمش به دُم قدرت وصل است. اینکه مردم به یک سلبریتی بیشتر توجه میکنند تا به یک استاد دانشگاه، یا بازیگران سینما و خواننده ها را بیشتر از چهره‌های فرهنگی و سیاسی میشناسند، موضوع قابل تأملی است که نه با وعظ و خطابه درمان میشود، و نه توهین و تحقیر مردم، چاره کار است. مردم گناهی ندارند.
بی فرهنگی، بی دانشی، قانون گریزی، زیاده گویی، پر مدعایی، تنبلی، کم کاری و زیاده خواهی، کم فروشی و گرانفروشی، و خیلی رذایل اخلاقی و فردی و جمعی، چیزیست که از حاکمان و والیان خود آموخته اند. اینکه می گویند، "الناس علی دین ملوکهم" یعنی، به جای معلول، برو علت را پیدا کن و یقه او را بگیر. اینکه صبح تا شب بنشینی و اشکالات مردم را بنویسی، نه مشکلی حل میشود و نه کسی به فکر فرو میرود.
مردم را از دنیای «سنت» راندند و در ورود به دنیای "تجدد"، کوشیدند همان اخلاقیات جهان سنت را به خلق الله حقنه کنند. اتومبیل و خیابان و جاده آوردند و در کنارش فتوا دادند که «تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی حرام است»!
مشکل دقیقاً همینجاست.
در جهان پیشا تجدد، اخلاقیات، مبنای متافیزیکی داشت و چون هنوز خدا زنده بود و متافیزیک نیز عروس دانش ها بود، حرام و حلال و واجب و مباح نیز، هم معنا داشت و هم کاربرد. اصلا چون معنا داشت، به کار میرفت و مردم با وعظ و خطابهٔ واعظان، به اخلاقیات پایبند بودند.
اما در زمانه ای که از در و دیوارِ اقتصاد و سیاست و فرهنگ و ...«مرگ خدا» و فقدان او نمایان است و دیگر متافیزیک، آن شوکت و اقتدار را ندارد، اخلاقیات مبتنی بر آن نیز، نه معنا دارد و نه کاربرد. صبح تا شام، همه در حال وعظ و خطابه و دعوت به اخلاق هستند. از آخوند و استاد دانشگاه گرفته تا شومن های تلویزیون و سلبریتی های سینما، همگی در حال وعظ و اخلاق گویی هستند و با اینهمه شاهد سقوط اخلاقیات بیشتری در جامعه هستیم. بی اخلاقی و بی فرهنگی و بی دانشی مردم، بیش از هرچیزی، ذلیل شدن متافیزیک را نشان میدهد. ما را با انواع و اقسام محصولات تجدد آشنا کردند از پارلمان و انتخابات و بورکراسی گرفته تا پورشه و اپل و آیفون و...اما آن مبنایی که می بایست اخلاقیات این جهان تجدد را تولید کند، نه تنها ارائه نشد، بل به شکل مذبوحانه ای آنرا لعن و نفی و انکار کردند. حکومتی که فلسفه وجودی اش، تعارض و جنگ با عقلانیت و جهان مدرن است، طبیعی است که مردمش به هیچ مبنایی پایبند نباشند. وقتی مبانی جهان قدیم، مرده باشد، و مبانی جهان جدید هم مورد لعن و نفرین حاکمان باشد، وضعیت همین میشود که هست. آن مبنایی که حاکمان ما با افتخار خود را در ستیز با آن می بینند، چیزی نیست جز «تفکر» و «عقلانیت».

مردم ما برای زندگی در جهان تجدد تربیت نشده اند. زندگی در چنین دنیایی، آداب و قواعد خودش را دارد. تعجب نکنیم چرا در فلان کشور غربی، وقتی برجی فرو میریزد، مردم نه موبایل دست میگیرند و نه تماشا میکنند. هرکسی میداند در چنین شرایطی چه باید انجام دهد. او بالغ بر سیصد سال است که برای زندگی در چنین جهانی تربیت شده. این تربیت چیزی نیست، جز رشد عقلانیت.
در جهان مدرن، به مردم نمیگویند: «تخلف از قوانین رانندگی، حرام است» یا وزیر خارجه اش، در سازمان ملل برای اثبات اینکه دنبال بمب اتمی نیستیم، نمیگوید: «سلاح هسته ای، حرام است»، چراکه مفهوم حرام دیگر نه معنا دارد و نه کاربردی‌. بلکه «فرد» را با منافع خودش بطور انضمامی درگیر میکنند. «تخلف از قوانین رانندگی، اسباب محرومیت از فلان «حقوق» و پرداخت فلان جریمه خواهد بود. در جهان مدرن، شهروند در کنار «حقوقی» که دارد و قادر به استیفای آنها نیز است، «تکالیفی» نیز دارد. بین حقوق و تکالیفش یک رابطه مستقیم است. به ازای انجام تکالیف، حقوق کاملا روشن و ملموسی دریافت میکند. اگر مردم در قرنطینه می مانند و بیرون نمیروند، چون حکومتش فلان مبلغ را محترمانه در حسابش ریخته. نه تحقیری است، نه دروغی و نه بازی. مردم چنان حکومتی، به واسطه اعتمادی که به نظامشان دارند، تکالیف اجتماعی شان را مثل تکالیف فردی به خوبی انجام میدهند.
اما در جامعه ای که از یکسو فقط مصرف محصولات تجدد، باب شده، و هنوز بر طبل عناد با عقل و عقلانیت کوبیده میشود، و از سوی دیگر حاکمانشان بسان چوپان دروغگو عمل میکنند، و صرفاً «تکلیف» وجود دارد بی هیچ «حق» ملموس و قابل استیفا، طبیعی است که نه تربیتی محقق شود و نه اخلاقی شکل بگیرد.
#دکتر_ا_جباری

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
▫️تصويرى زيبا از خليج فارس از ايستگاه فضايى بين‌المللى، خليج فارس سومین خلیج بزرگ جهان است.

▪️‏397 سال قبل در چنین ایامی(به روایتی 21 اوریل) نیروهای ایرانی به فرماندهی امام قلی خان(فرزند الله وردی خان) توانستند بر نیروهای اشغالگر پرتغالی که در جزیره هرمز حضور داشتند، پیروز شوند و این جزیره را پس از 115 سال آزاد کنند

۱۰ اردیبهشت ماه روز ملی خلیج همیشه فارس بر تمام ایرانیان گرامی باد🌹

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith


🥀✒️🌞🖌🥀

نامه ی هایدگر به هانا ارنت،


دوشیزه آرنت عزیز!
باید امشب بیایم و با قلبت سخن بگویم. همه چیز میان ما باید ساده، روشن، و خالص باشد. فقط در این صورت است که مجازیم و ارزش دارد که همدیگر را ببینیم. تو شاگرد من هستی و من معلمت، اما این فقط فرصتی بوده است برای آنچه میان ما رخ داده است. هرگز نمی‌توانم بگویم تو مال منی، امّا از این به بعد تو به زندگی من تعلق داری و زندگی من با تو است که پیش خواهد رفت. ما هرگز نمی‌توانیم بدانیم که با «بودنمان» برای دیگران چه می‌توانیم بشویم. امّا یقیناً اندکی تأمل بر ما آشکار می‌کند که تا چه حد تأثیر ما بر دیگران می‌تواند ویرانگر و سد کننده باشد. راه زندگی نو پای تو هنوز پنهان است. باید با این مسئله کنار بیاییم و دلبستگی من به تو فقط می تواند به تو کمک کند که با خودت صادق باشی.
تو «هیاهوی درونت» را از دست داده‌ای، که بدان معناست که راه خودت را به اندرونی‌ترین و ناب‌ترین ذات زنانه‌ات یافته‌ای. روزی این را خواهی فهمید و سپاسگزار خواهی بود – نه از من – بلکه از اینکه آن آمدنت به دیدار من در ساعت فراغت در دفتر من گامی قطعی بوده است برای عقب‌گرد از آن راه به سوی انزوای وحشتناک تحقیق دانشگاهی که فقط مردان می‌توانند تحملش کنند – و تازه آن هم مردانی که این بار و این شور جنون‌وار آفرینندگی بر دوششان قرار می‌گیرد.
«شاد باشی!» – اکنون آرزوی من برای تو همین است.
تو فقط زمانی که شاد و خوشبخت باشی زنی می‌شوی که می‌تواند شادی و خوشبختی ارزانی بدارد، و در گرداگردت همه چیز شادی و خوشبختی و امنیت و آرامش و احترام و سپاس زندگی شوند.
و فقط بدین ترتیب است که می‌توانی آمادهٔ آن چیزهایی شوی که دانشگاه می‌تواند و باید به تو بدهد. این راه اصیل بودن و جدی بودن است، اما نه کار دانشگاهی اجباری بسیاری از هم‌ جنس‌هایت.
کاری که بالاخره روزی به نحوی از هم می‌پاشد و این زنان را درمانده و ناصادق با خودشان برجای می‌گذارد.
زیرا درست در آن زمان که کار فکری فردی شروع می‌شود است که حفظ اندرونی‌ترین ذات زنانه واجب می‌شود.
به ما امکان دیدار همدیگر عطا شده است: ما باید این عطیه را در درونی ترین لایه‌های بودنمان حفظ کنیم و نگذاریم خود فریبی دربارهٔ خلوص زیستن آن را کج و معوج کند. ما نباید خودمان را زوج روحی همدیگر بدانیم، چیزی که هیچ کس هرگز تجربه‌اش نمی کند. نمی‌توانم و نمی‌خواهم آن چشمان پر مهر و آن اندام عزیزت را از اعتماد نابت، و از شرف و نیکی ذات دخترانه‌ات جدا کنم. امّا همین سبب می‌شود عطیهٔ دوستی مان بدل به پایبندی و تعهدی شود که باید با آن خو بگیریم و پیش برویم. و همین مرا وا می‌دارد از تو به خاطر آن لحظات کوتاهی که هنگام قدم زدنمان از خودم غافل شدم عذرخواهی کنم. امّا اینک می خواهم بتوانم از تو تشکر کنم و با بوسه‌ای بر آن آبروان نابت، این افتخار را نصیب خود ببینم که تو را در کار خود داخل ببینم.
شادباش، دختر خوب!

م . ه . Up
آوریل ۱۹۲۵
ترجمه: خشایار دیهیمی،


کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ⭕️زاهدی ها!


همه چیز در سیاست کشور ما تبدیل به تراژدی شده! یک کمدی تلخ، طوری که میفهمی واقعی نیست اما می‌خواهند به زور حالیت کنند که هست، و این کمدی تلخیست که پایانی تراژدیک خواهد داشت!
#اردشیرزاهدی حرفی میزند و به سرعت تلاش برای بهره برداری از آن شروع میشود تا سلامت ایدئولوژی حاکم را در چشمانمان فروکنند! بی آنکه بگویند زاهدی که بود و چه کرد! نمک کمدی اینجا بیشتر میشود که هر بازمانده ای از رژیم قبل اگر حرفی در حمایت از شاه سابق بزند یا کتابی تالیف کند مثل غلامرضا افخمی میشود خائن، وطنفروش و آمریکایی! اما زاهدی خوب و میهنپرست است!
#اردشیر_زاهدی دولتمردی که به خوشگذرانی و زن بارگی معروف بود. چندسالی را داماد شاه بود، اما پس از آن و علیرغم حضورش در دایره قدرت، روابط پرتنشی را با پادشاه در پیش گرفت. 
وقتی به سرنوشت برخی رجال دوران پهلوی از جمله همین اردشیر زاهدی نگاه میکنیم، دلایل سقوط نظام پادشاهی را بیش از پیش درک میکنیم. جماعتی خائن که برایشان خوشگذرانی و عیاشی و تسویه حساب شخصی با شاه مهمتر از سرنوشت ایران و ایرانی بود!
حیف که امثال فردوست ها و زاهدی ها، موقعی که بر مصدر کار بودند به جای دفاع جانانه از مردم و جامعه ایران و تصحیح نظام پادشاهی مشروطه-پارلمانی و نشان دادن خرابی ها به «شاه فقید»، مشغول خوشگذرانی و عیش بودند، و اکنون که دیگر کاره ای نیستند برای انتشار عقده گشایی هایشان هم باید پول خرج کنند، با مدال های اعطایی «شاه فقید» به دفاع جانانه از کشور خود برخاسته اند! یقینا که رد پول هم پیدا نیست!
این طور به نظر میرسد که هواداران نظام سلطنتی، بیشتر به شاه و عملکردش اعتقاد دارند و برای آن ارزش قائل هستند وگرنه نوع حکومت برایشان اهمیتی ندارد. 
وای بر ما اگر قرار است با اتکا به اظهارات #زاهدی و زاهدی ها رفتارها و تصمیمات حکومتی را بی عیب و یا باعیب مطلق جلوه دهیم!

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
درود نازنینان شبتون به دور از دلتنگی😊❤️

از امشب میتوانید #فردوسی_خوانی را از طریق لینک زیر دنبال کنید

👇👇👇👇👇👇👇
@readingferdowsi
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

❗️دولت های توسعه ستیز و شرم انباشت شده❗️
✍ قربان عباسی



🟢وظیفه دولت های مدرن بیش و پیش ازهمه چیز تامین رفاه و نیازهای مادی شهروندان است.دولت های مدرن نه می توانند و نه حق دارند درباره رابطه انسان با خدا یا جهان آخرت دخالت کنند.دولت های مدرن برآیند و برآمد اراده همگانی مردم و مبتنی بررضایت آنهاست.و هیچ کس نمی تواند خود را فراتر از میثاق اجتماعی و قانون قراردهد یا آن را دوربزند.مردم رای می دهندو وکیلان خود را انتخاب می کنند تا به نمایندگی ازآنها امور رفاهی و معیشتی کشوررا با مناسب ترین ابزارها ودر بازه زمانی تعیین شده برآورده کنند.درجهان مدرن احزاب سیاسی باهم رقابت می کنند و هرحزب یا جریانی که بتواند بیشترین میزان رفاه و امنیت را برای بیشترین تعداد مردم برآورده کند با رای مردم برسر کارمی آید.جریان مقابل درمقام یک اپوزیسیون منتقد تمام کارها و عملکردهای دولت حاکم را رصد می کند و مو ازماست می کشد.جریان حاکم ازترس اینکه مبادا دردوربعد انتخابات راببازد نهایت سعی خود را می کند که وعده های خود را عملی کند.درغیراینصورت باید درچهارسال بعد قدرت را به حریف واگذارکند.این است که درغرب همه می دوند و همه مبارزه می کنند تا بهترین عملکرد و بیشترین رضایت مردمی را کسب کنند.مشروعیت دولت ها محصول کارآمدی آنهاست و بس.نه اینکه با متصل کردن خود به آنتن های فضایی ادعای اتصال به ملکوت را داشته باشند.

درایران اما دولت غایب است.اپوزیسیون نه صدایی دارد و نه ارگانی.ودرغیاب احزاب افراد مستقل وارد عمل می شوند و درصورت عدم کارایی هم شهروند ایرانی نمی تواند یقه کسی رابگیرد.هیچکس مسئولیت شکست را برعهده نمی گیرد.و چون اپوزیسیونی نیست که موازماست بکشد و چون مطبوعات مستقل و دموکراتیک وجودندارد تا دولت را زیر ذره بین قراردهد بیشترین تعداد فساد و اختلاس اتفاق می افتد.بدون اینکه کسی به دادگاه و محکمه فراخوانده شود.

چهل سال است می خواهند بهشت خلق کنند. به قول خودشان درچشم اندازآینده ایرانی توسعه یافته را رقم بزنند. دادلی سیرز معتقد است توسعه سه ویژگی عمده دارد که هرجامعه ای باید آن را پشت سربگذارد.درفرایند توسعه باید پرسید
چه اتفاقی برای فقر افتاده است
چه اتفاقی برای بیکاری افتاده است
چه اتفاقی برای نابرابری اتفاق افتاده است

چهاردهه تلاش عبث ،چهاردهه شعارهای پرطمطراق،چهاردهه ادعاهای گزاف دیگر بس است.فقر بیداد می کند.بیکاری بالای چهل درصد است ونابرابری را هم که لازم به گفتن نیست.آدلمن معتقد بود کشور عقب مانده زمانی عقب مانده است که توسعه اقتصادی درآن قابل حصول باشد اما اتفاق نیفتاده باشد.به جهان عقب مانده خوش آمدید!اما یک پرسش!

آیا دولتی که قادر به حل این سه مشکل نباشد مشروعیت آن را دارد که شهروندان را به اطاعت ازخود فرابخواند؟اگر آری بفرمایند مبنای چنان مشروعیتی چیست و چرا شهروندان باید ازدولتی اطاعت کنند که نه تنها برثروت و رفاه شان نمی افزاید بلکه با تورم و گرانی جیب شان را هم خالی می کند.تورم همان دزد سرگردنه است.و همانطور که فون هایک گفت«تورم یعنی ثروتمندکردن حکومت ازجیب مردم»و جان مانیاردکینز آن را دزدی از مردم خود می داند و میلتون فریدمن آن را مالیات پنهان و غیرمشروع و غیرقانونی می داند که به اجبار ازشهروندان اخذ می شود.و اگر اهل طنز هستید
تورم یعنی پانزده دلاربپردازید برای اصلاح مویی که ده دلار می دادید برای اصلاحش درزمانی که موداشتید فقط پنج دلار می دادید.
آیا سفارش لنین تحقق نیافته است آنجا که می گوید:
بهترین راه درهم کوبیدن بورژوازی این است که آنها را دربین دو سنگ آسیاب تورم و مالیات قراردهید.
شاید ! هرچه باشد ما ارادت خاصی به روس ها داریم.🟢



کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نوستالژی

"در جوانی عاشق مریم میشود ولی به او نمیرسد.
مجنون می‌شود و مورد آزار قرار می‌گیرد.
بچه‌ها برای عذرخواهی آمده‌اند، پسری که تصنیف را برای او می‌خواند صدایی بسيار دلنشين را به رخ عاشقان می‌کشد..."


قطعه‌اى از مستند "پ مثل پلیکان" به کارگردانی پرویز کیمیاوی و بازیگری آسید علی میرزا كه در سال ۱۳۵۱ ساخته شد.

این فیلم از تأثیرگذارترین و شاعرانه‌ترین فیلم‌های مستند تاریخ ایران است.

سید علی میرزا پیرمردی بود که در خرابه‌های ارگ طبس زندگی می‌كرد و با کمک مردم روزگار می‌گذراند.

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

💥معلمِ لجوج و سرسخت آذربایجانی!
برای روز معلم و برای معلمان...

✍️علی مرادی مراغه ای


🌾لجاجت اگر درپایِ هدفی مقدس مانند عدالت طلبی،آزادیخواهی و آگاهی بخشی باشد همیشه زیباست چرا که بزرگترین و پر ارزشترین دستاوردهای انسانی، همیشه محصول لجاجت و صبوری بوده است.
در کودکی که بر خواسته خود بیش از اندازه لجاجت کرده و سرانجام مادر و مادربزرگ را ذله میکردیم در آن لحظه آخر که تسلیم خواسته مان میشدند همیشه یک فحش خفیفی نثاران میکردند:
سنین نس داماریوا...!

🌾این لجِ مخصوص آذربایجانی در تاریخ چقدر زیبا بوده:
لجِ بابک در بارگاه خلیفه که کفر خلیفه را درمی آورد و به سلاخی اش می انجامد، لج ستارخان در پای مشروطیت ایران, لج ثقه الاسلام تبریزی در مقابل خواسته فرمانده قشون روسی تنها برای یک تائید، یا لج صمد و مخصوصا لج بهروز دهقانی با دستان بسته در حصار عمله و اکره آقای پرویز ثابتی خوشتیپ...!

🌾اما این رشدیه مثل اینکه در آن لجاجت مخصوص تبریزی سرآمد همه بوده!
آنها از راههای مختلف می آیند اما برای هدف مشترک: از خرمدینی از شیخی گری،از چریک بازی... و این یکی رشدیه از درس و مشق و تخته سیاه...همگی چون رودهایی که از نواحی مختلف می آیند ولی به یک دریای مشترک می ریزند...آزادی و عدالت و آگاهی.

🌾اولین بار که در زمان ناصرالدین شاه،نخستین مدرسه اش را در محله ششکلان تبریز باز کرد یک سال بیشتر طول نکشید با فتوای پیشنماز محل، متعصبان حمله کرده مدرسه را تخریب و با چوب و چماق به جان دانش آموزانش افتادند رشدیه شبانه به مشهد فرار کرد. پس از شش ماه دوباره برگشت دومین مدرسه اش را در محله بازار باز کرد اما باز متشرعین خرابش ساختند. رشدیه سومین مدرسه اش را در محله چرنداب تبریز گشود اما باز ویران کردند! این بار، چهارمین مدرسه اش را در محله نوبر تبریز برای کودکان تهیدست بازکرد تعداد دانش آموزان بیشتر بود مخالفانش به نزد پدر رشدیه رفته و به او هشدار دادند که اگر به فکر جان فرزندش هست او را از ادامه مدرسه سازی باز دارد...رشدیه باز به مشهد رفت اما اندکی بعد به تبریز بازگشته پنجمین مدرسه اش را در محله بازار تبریز راه انداخت استقبال دانش آموزان این بار متعصبان را بیشتر خشمگین ساخت به مدرسه حمله کرده یکی از دانش آموزان را کشتند...
و تازه،در آن زمان، تبریز بخاطر ارتباط با تحولات قفقاز و عصر تنظیمات عثمانی از همه شهرهای ایران رشد یافته تر بود و قرار بود اندکی بعد در مشروطه خواهی ایران نقش خطیری را بازی کند آنوقت حدیث مفصل بخوان از اوضاع سایر شهرهای ایران...!
رشدیه باز به مشهد رفت و مدرسه ای را در آنجا دایر کرد اما این بار، مکتب داران سنتی مشهد حمله کرده مدرسه رشدیه را غارت کرده و دستش را نیز شکستند! رشدیه به تبریز بازگشت و ششمین مدرسه خودش را در لیلی آباد باز کرد مدرسه اش سه سال دوام آورد اما شبی به مدرسه اش حمله شد و با شلیک گلوله متعصبین، پایش زخمی شد و دستش را که قبل از این در مشهد شکسته بودند چنین سرود:
مرا دوست بی‌دست و پا خواسته است
پسندم همان را که او خواسته است....

🌾دیگر همه می ترسیدند حتی خانه خود را برای مدرسه به او کرایه دهند رشدیه با فروش کشتزار خود،با اجازه علمای نجف، مسجد شیخ الاسلام تبریز را به مدرسه تبدیل کرد اما این بار، صدای زنگ مدرسه به تریج قبایشان برخورد که شبیه ناقوس کلیساست!...باز مخالفانش حمله کرده این بار برای تخریب مدرسه اش تنها به بیل کلنگ اکتفا نکرده بلکه به نارنجک متوسل شدند که از باروت و زرنیخ ساخته شده بود! ذهن ها تکان نمیخورد اما ابزار تخریب در جامعه ترقی میکرد! این هفتمین مدرسه اش بود.

🌾اواخر عمرش که دیگر ناتوان گشته بود اما از لجاجت تبریزی اش کم نشده بود! در 90سالگی هم دست بردار نبود! روزی در کلاس بیهوش شد پزشکی آوردند که سفارش کرد حتما باید از تدریس دست بکشد. درآنجا بود که وصیتنامه معروفش را بر زبان راند:
«چه بهتر در کلاس درس بمیرم و پس از مردن، در جایی دفن کنید که شاگردان مدارس پا بر روی گورم بگذارند تا روحم را شاد کنند».

✅معلم لجوج سرانجام سعادت آنرا یافت که بر روی شانه های انبوهی از شاگردان خود به خانه ابدی اش رهسپار گردد...
به نظر می رسد که سرانجام، درخت بر تبر پیروز شده بود و پوست و گوشت نحیف معلم بر شلاقِ جهل متعصبان...


کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
سعادت و لذت، سرابی است که فقط از راه دور قابل رویت است و هنگامی که به آن نزدیک می‌شویم ناپدید می‌گردد.
در عوض رنج و درد واقعیت دارد و خود مستقیما نماینده خویش است و نه به وهم نیاز دارد نه به انتظار.
حال اگر این آموزه ثمر دهد، دیگر در پی سعادت و لذت نمی‌رویم و بیشتر قصدمان این است که در حد امکان راه را بر درد و رنج ببندیم.

📕 در باب حکمت‌زندگی
👤 #آرتور_شوپنهاور

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith


‏نه چشم‌ها و نه لب‌ها،
پذیرنده‌ترین چیز انسانی،
فقط و فقط آغوش است.

📘 گوژپشت نتردام
👤 #ویکتور_هوگو

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

یکی از ویژگی های انسان های موفق آینده نگری است. برای آنان مهم نیست چه اتفاقی رخ میدهد. به چیزهایی که نمی توانند تغییر شان دهند، فکر نمی کنند. در عوض، به چیزهایی که در کنترلشان است، می اندیشند.
آنان به اعمال و رفتاری می اندیشند که برای ساختن آینده آرمانی شان، به آنها نیاز دارند.
اشخاص آینده نگر، نگرش متفاوتی دارند. معتقدند شادترین لحظاتِ زندگی در آینده رخ خواهد داد.
همانند کودکی که در انتظار رسیدن شب عید است، انتظار آینده را میکشند.

📘 نوآوری
👤 #بریان_تریسی


کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

شمعی را که معلم روشن میکند کشیش با فوتی انرا خاموش میکند.

ویکتور هوگو

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

بدترین بیسواد، بیسواد سیاسی است!

وی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند.
او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و میگوید که: “از سیاست بیزار است”.
چنین آدم سبک‌مغزی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنــان فــاحــشه و کــودکان خــیابانــی می‌سازد، قتــل و غــارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید…

👤 #برتولت_برشت

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
نشمارید،
چند روز شکمتان را گرسنه نگه داشتید و روزه گرفتید!

بشمارید چند روز وجدانتان را سیر نگه داشتید،
و دلی نشکستید!

کسی را شاد کرده اید...؟!
دست کسی را گرفته اید...؟!

" روزه داری به گرسنه نگه داشتن شکم نیست،
به سیر نگه داشتن وجدان است "


کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جا دارد یادی کنیم از سید جواد ذبیحی


۲۴ تیر ماه ۱۳۵۹ انقلابیون سید جواد ذبیحی را که ملت ایران با صدای او و ربنای او خاطره داشتند و یادآور روزهای پیش از شورش ۵۷ بود در بیابان های ورامین به قتل رساندند و زبانش را بیرحمانه بریدند، فقط به دلیل اینکه در رادیو تلویزیون ملی ایران مناجات میخواند و در پایان هر مراسم خاندان پهلوی را دعا میکرد و هیچگاه از شورشیان ۵۷ حمایت نکرد.

او را برای آنکه خاطره ای از او نماند کشتند

جواد ذبیحی را که سرآمد مناجات خوانان قرن اخیر است که متاسفانه نه کسی او را میشناسد و نه کسی از عاقبتش خبر دارد

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

🌎 کتب درسی در چین، آلمان و ایران به کودکان چه می‌آموزند؟

✍ علیرضا عابدین


🎲🌿 کتابهای درسی ایران، کودکان را پیرو، مطیع و تسلیم و مصرف‌کننده بار می‌آورند. کتابهای درسی آلمان، کودکان را به پیشرفت و خلاقیت تشویق می‌کنند و کتابهای چین بچه‌ها را به مهرورزی و همکاری گروهی علاقمند می‌سازند.

🌿 در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستان‌های کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسه آن با داستان‌های کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی
➖چین، بعنوان نماینده فرهنگ جمع‌گرا
➖و آلمان، بعنوان نماینده فرهنگ فردگرا پرداخته شد.

🌿 به این منظور کلیه داستان‌‌های کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستان‌های کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند.

🌿 در این پژوهش، تحلیل روان‌شناختی با استفاده از یکی از معتبرترین آزمون‌های فرافکن تحلیلی یعنی آزمون‌اندریافت موضوع که یکی از مناسب‌ترین آزمون‌ها برای تحلیل داستان است انجام گرفت. تا مشخص شود چه موضوعاتی در قالب تم اصلی داستان، چه نیازها و چه فشارهای محیطی توسط این کتابهای درسی به کودکان القاء می‌شود و این موضوعات چه تفاوتی در دنیای شرق وغرب دارند.

نتایج این پژوهش نشان داد
🇮🇷 نیازهای «پیروی » در ایران
🇩🇪 «پیشرفت» در آلمان
🇨🇳 و «مهرورزی » در چین،
سه نیاز اول و اصلی در سه کشور هستند.

🎲🌿▪️نیاز به «پیروی » به دو نوع «تسلیم » و «احترام » تقسیم شده است.

➖ پرتکرارترین نیاز در ایران، «پیروی» از هر دو نوع ولی در بیشتر موارد از نوع «تسلیم »
➖ و در چین و آلمان فقط از نوع دوم یعنی «سپاسگزاری» است.

🇨🇳چین:
نیاز «مهرورزی » پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمع‌گرای شرقی مطابقت دارد.
➖ در مرتبه‌های بعدی نیاز «فهمیدن»
➖و همچنین نیاز به «ارائه و بیان» در چین قراردارند.

به طور خلاصه می‌توان گفت :
🇨🇳 کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند. بعد از این سه نیاز که اساسا در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا می‌کنند، نیازهای شخصی‌تر مثل «پیشرفت » و «بازی » در چین، ظهور می‌کنند.

🇩🇪 آلمان:
ترتیب بروز نیازها در آلمان درست برعکس چین است. در آلمان نیاز به «پیشرفت»، «بازی»، «شناخت» که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجه اول قرار دارند و بعد از آنها نیاز «پیوندجویی» ظهور می‌کند.

🇮🇷 ایران:
کودک ایرانی می‌آموزد که طلب‌کننده و گیرنده (تلویحا مصرف کننده و تنبل) باشد؛

🇨🇳 کودک چینی می‌آموزد دهنده و بخشنده (تلویحا تولیدکننده و کارگر) باشد
🇩🇪 و کودک آلمانی چیزی طلب نمی‌کند (تلویحا مستقل) ولی تا حدی دهنده است.

به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت:

🇮🇷 کودک ایرانی:
➖ در کتاب درسی خود یاد می‌گیرد که مطیع و سر به زیر باشد.

➖ نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه می‌کند.

🇨🇳 نگاه کودک چینی :
➖ به اطراف است و یک نگاه دایره‌وار دارد،

🇩🇪 ولی کودک آلمانی :
یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد. او به یک نقطه و هدف چشم دوخته و تنها برای رسیدن به‌ آن در یک خط سیر مشخص تلاش می‌کند و در نهایت هم موفق است.

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith