پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
🔸نخست‌وزیر اسپانیا در تمدید قرنطینه به سعدی ارجاع داد

🔺پدرو سانچز، نخست وزیر سوسیالیست اسپانیا، در سخنرانی‌اش برای تمدید سه هفته‌ای قرنطینه در این کشور شعری از سعدی خواند.

🔺آقای سانچز که از سعدی با عنوان شاعر پارسی قرون وسطی یاد کرد، در دعوت از اسپانیایی‌ها برای رعایت محدودیت‌ها برای نجات جان خود و دیگران این قطعه مشهور از گلستان را خواند که:

👥"بنی‌آدم اعضای یک پیکرند/که در آفرينش ز یک گوهرند

چو عضوى به‌درد آورَد روزگار/دگر عضوها را نمانَد قرار

تو کز محنت دیگران بی‌غمی/نشاید که نامت نهند آدمی"


https://bbc.in/3aKRTQW

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep50
Amir Khadem
پنجاهم: داستان نبرد رستم و اشکبوس


سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


چه چیز دست دیکتاتور را می بندد؟

✍محمد حسین کریمی پور

دوستی دانا و مجرب دارم. جز میانسالی و خوش محضری ، تمام مشخصاتش با جغد پیر عاقل قصه ها می خواند. تعریف می کرد:
“سالها طول کشید که از کارشناسی در یک شرکت کوچک متعلق به یک هولدینگ بزرگ، پله پله به ریاست هولدینگ رسیدم. چندسالی به اصلاح وضع پرداختم. سوددهی بیشتر و‌مشکلات کمتر شد. مجمع راضی بود. اما من می دانستم آن ساختار کهنه در دنیای نو‌، دوام نمی آورد. مشاوری برگزیدم و طرح یک انقلاب شرکتی بنیادین را تهیه کردم. وقت موسعی نهادم و تک تک متنفذین مجمع را با این برنامه رادیکال همراه کردم. وقتی مجمع همراه و‌ طالب شد، شرط توفیق این برنامه را تغییر مدیریت عنوان کردم. همه مخالف بودند. فکر می کردند بهترست این برنامه را خودم اجرا کنم. برایشان توضیح دادم این محالست. گفتم اجرای این برنامه محتاج تغییر بسیاری از مدیران عالی و میانی است که توانایی و‌مهارت کافی برای دنیای نو‌ ندارند. منافع برخی از فعالان اقتصادی مرتبط با مجموعه را هم تحت تاثیر قرار می دهد. اینهایی که خانه خراب می شوند، رفقای ۲۰ ساله من هستند. همسر این معاون عزیز (که دوسال تا بازنشستگیش مانده و‌تا خرخره قسط دارد) را خانم‌خودم به او معرفی کرده بود. بچه های آن یک نازنین، مرا عمو صدا می زنند. همانی که به ترغیب من کارخانجاتی احداث کرد که مواد اولیه اش، ضایعات ما بود و حالا قرارست بدبخت شود. من نمی توانم برای ارتقاء منفعت هولدینگ، چشمم را بر زاری این آدمها ببندم. اگر اینکار را هم بکنم، شبکه ارتباطات و اعتبار مدیرتیم چنان مختل می شود که از کار می مانم! اجرای انقلاب کار کسی است که دست و‌پایش به تاریخچه هزار بند، بسته نباشد.“

در سیاست هم همین است. مطالعه آنچه از محمدرضا مانده، نشان می دهد او‌ با ایده ضرورت تحول عمیق در قواعد ، روابط و تیم حکمرانی نا آشنا نبود. آرزو‌داشت حکومتی بهتر و کارآتر داشته باشد. اما حتی وقتی تحولی مناسب را در برنامه داشت، آنقدر نسبت به آدمهای شاخص و شبکه تقسیم منافع ، ملاحظه داشت که غالبا رفرم، مملو از استثنا شده، از اثر می ماند.

هستند موارد نادری از دیکتاتورها که علیه سیستم فاسد خود شوریدند و هزینه این شورش بنفع کشور را با از کف دادن قدرت، پرداختند. ژنرال یاروزلسکی آخرین حکمران کمونیست لهستان یکی از این مردان نادر بود. فرمانده مقتدر ارتش را رئیس حکومت کرده بودند تا نهضت را له کند. پس از کشت و‌کشتار ، او‌ اقدام مردم علیه حکومت مطلقه حزب را برسمیت شناخت و ترتیب انتخابات آزاد را داد. مخالفین کمونیسم آنقدر بالغ بودند که برای جلوگیری از جنگ داخلی، خود ژنرال را کاندیدا کردند. یاروزلسکی اولین رئیس جمهور لهستان آزاد شد. اما یکسال بعد داوطلبانه استعفا داد و انتخابات را تجدید کرد. شاید او‌ می دانست بر کشوری که در آن میلیونها کمونیست قدیمی، شخص او را مسبب لغو‌ امتیازاتشان می دانند، نمی تواند حکومت کند.

این قصه ها آوردم تا یادآور شوم که دیکتاتور کارآزموده در قبال چهره ها و‌ دسته های شاخص حکومتش، اسیر ملاحظات تقسیم قدرت و‌ثروتی می شود که خودش در بنای تدریجی آن شریک بوده. شاهی که به مردم مستظهر نیست به سرداران، قاضیان، دیوانسالاران و شیوخ تکیه می کند. او دوام سلطه خود را در دوام شبکه در هم پیچیده امتیازات آنها می بیند. شاه، اسیر شبکه تیولات عمله قدرت خود می شود. در خرقه سلطنت، اقتصاد سیاسی، کار روح را می کند. الباقی پوست و‌استخوانی بیش نیست.

قاعدتا معمار کهنه کار قفس که پایه قدرتش را در دوام تک تک میله ها و زنجیرها می بیند و‌جز این محاسبات نمی شناسد، میل قلع قفس نخواهد کرد. در بین دیکتاتورها، محمد رضا قاعده و یاروزلسکی استثناست.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

✅سريال پایتخت، تصويري شفاف از ايران جمهوري اسلامي
✍ مجتبی نجفی

این روزها، ارزشی ها حملات خود را بر سریال پایتخت متمرکز کرده اند. سال گذشته که ضعیفترین فصل پایتخت به جنگ‌سوریه اختصاص داشت زبان مدح داشتند. حالا ریشه این حملات چیست که وزیر ارشاد دولت روحانی را با کیهانیان هم آوا کرده ؟

کاراکترهای سریال به خوبی بحرانهای فزاینده ایران را نمایش میدهند. پیام اصلی شاید این باشد که نهاد خانواده ایرانی در جامعه ای بحرانی رو به بحران هست.

بهتاش سرکش، نماد نسل سرکشی است که از سنت ها گریزان و در دنیای مدرن آویزان است. پرخاشگر علیه همه ارکان خانواده. بریده از آداب ایرانی. هما دیگر آن همسری نیست که کانون آرامش خانواده باشد. او هم بریده. پرخاشگر شده. کم تحمل. حسود و خودخواه.ارسطو آن راننده ساده و تاجر خرده پا نیست زندان رفته است بیکار است و جذب باند مواد مخدر شده. او بین دنیای مخفی زندانهای ایران و جامعه ارتباط برقرار کرده. تنابنده جرات نداشته تصویر حاج آقا مالکی را در مقام نماینده رانتخوار و وکیل حکومتی نمایش دهد اما راننده اش را نماد دین حکومتی کرده. مهر بر پیشانی بسته با صدای بلند نماز در خواب مردم که مجلس، لیموزین و عکس های زوری حاشیه ای با مقامات مجلس را نشان برتری میداند. نیکا و سارا بزرگ شده اند در شبکه های اجتماعی پرسه میزنند و محدودیتهای خانواده و حکومت را دور میزنند. این هم نمادی از تقابل ارزشهای بین نسلی در خانواده و اجتماع است. پسر کوچولوی شکموی پرروی بهبود و فهیمه هم محصول همین سیستم تربیتی خانواده در بحران است؛ خانواده ای که وارد فضای جدیدی از حیات خود بعد از مرگ بابا پنجعلی شده و مرگ بابا پنجعلی هم نشانه ای از حیات جدید خانواده ایرانی است.

پایتخت بیش از همه "خانواده در بحران" در جامعه و حکومتی بحران زده را نمایش میدهد که درگیر تنش های بین نسلی ، دین حکومتی قدرت محور، بیکاری فقر و اعتیاد و طلاق است. فصل ششم پایتخت با نمایش زیرکانه تحول شخصیت ها می گوید " مای ایرانی " بیش از پیش به سوی بحران های چند بُعدی در حرکت است. به سریال دروغهای خانواده معمولی و نزدیکانش توجه کنید، در پنهانکاری ها تامل کنید تا پیام اصلی این فصل را در یابیم: با تعدد مساله های حل نشده به سمت بحرانهای چندوجهی در حرکتیم و به عبارت دیگر در این بحرانها غرق هستیم.

این سریال تصویری شفاف از ایران جمهوری اسلامی است که نه پاسدار سنتهای اصلیش بوده و نه با مدرنیسم تعامل صحیح داشته . سنت های تضعیف شده و مدرنیسم کج و کُله‌.آویزان بین زمین و آسمان. از نمایش این بحران ناکارآمدی عصبانی اند، نمایش تخت دو نفره نقی و هما را بهانه کرده اند.


کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻از #هاشمی_شاهرودی تا محسن تنابنده و الناز شاکردوست و خیلی های دیگر علی رغم تفاوت‌های ظاهری و سلایق مختلف سیاسی، همگی سر یک سفره هستند. زحمت پهن کردن سفره را هم آقای #محمد_امامی از جیب مبارک معلم‌های این مملکت می‌کشد.

🔹ویدئوی جدید آوانت از مفاسد عجیب و غریب محمد امامی یکی از دانه درشت های فساد #صندوق_ذخیره_فرهنگیان و #بانک_سرمایه را ببینید.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

امروز ١٩ فروردین ، مصادف است با سالروز مرگ خودخواسته‌ی #صادق_هدایت

خودش در #توپ_مرواری نوشته است :
"" البته این حقیر نابغه‌ی عظیم الشأن گمنامی هستم که بعدها دنیا قدرم را خواهد شناخت و مجسمه‌ام را خواهد ریخت و برای فقدانم آب پیاز توی چشمان خواهد چکاند . "ننه من غریبم" راه می‌اندازند و روی قبرم گل لاله عباسی نثار خواهند کرد . ""
.
متاسفانه مثل هر سال در زادروز و روز مرگش ، از طلوع خورشید ، سیل بازنشر جعلیات و مزخرفات به نام صادق هدایت در گروه‌ها و کانال‌ها و صفحات مجازی به راه افتاده است و هر کسی که جرأت نوشتن متنی انتقادی به نام خودش ندارد، نام صادق هدایت را به نوشته‌ی خودش سنجاق می کند .
بعضی صاحبان کانال‌های عوام‌پسند هم برای جلب رضایت مشتری ، زیر هر جمله‌ای فقط پنج تا اسمی که به گوش عامه‌ی مردم آشناست را می ‌نویسند ... عوام هم که به جای کتاب ، مونیتور و موبایل می خوانند و کپی-پیست و بازنشر فرهنگ آریایی را رسالت خود
می دانند ؛ آن را برای کل آریایی‌ها ارسال می کنند .
خواهش می‌کنم قبل از بازنشر این آثار گهربار ،
صحت و سقم آن را در کانال تلگرام یا سایت #کمپین_مبارزه_با_نشر_جعلیات جستجو کنید . نشر جعلیات به فرهنگ و ادب ما لطمه می زند ... به قول خود صادق خان هدایت : " اگر باورتان نمی‌شود ؛ بروید از آن‌هایی که دو سه خشتک از من و شما بیشتر جر داده‌اند بپرسید "

ارادتمند شما
#سینابهمنش
عضو #کمپین_مبارزه_با_نشر_جعلیات

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@jaliyat
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

🔻چرا باید از حاکمان چین ترسید؟
✍️ مهدی یزدانی‌خرم:

ویروسِ کرونا که دست‌پختِ چین است جهان را دچار ترس و مرگ کرده‌است.

ویروسی که در شهر نفرینی ووهان تبلور یافت و بعد دو ماه به جهان صادر شد.

هیچ‌ کس حتا جرات پرسش درباره‌ی این اتفاق ندارد چه حاکمان مستبد و مُزور این کشورِ کمونیست تاکتیکی به کار بردند که عملن رونق اقتصادی شگفتی را برای‌شان رقم زده.

چند سال پیش در گفت‌و‌گو با دکتر داریوش شایگان درباره‌ی اخبار روز حرف می‌زدیم و به‌گمان‌ام یکی‌شان هم بحث تعرفه‌های مالیاتی‌ای بود که آمریکا و چین علیه هم اعمال می‌کردند و کار به جنگ لفظی هم رسیده بود.

شایگان گفت «من از حاکمان چین در آینده‌ هراس دارم» این را شرق‌شناس متبحری گفت که بخشی از علاقه‌اش فرهنگ چین بود. اشاره کرد که آن‌ها در دو قرن اخیر بازنده‌ی اکثر جنگ‌ها بوده‌اند و از سویی پیِ رهبری جهان‌اند. و در این مسیر از کاری فروگذار نخواهندکرد...

وقتی برخورد سفیهانه‌ سفیر چین در تهران را به انتقاد دکتر جهان‌پور خواندم و بعد هم دیدم در این چند ماه چه‌گونه حاکمان چین خود را تبرئه و حتا در مقام قهرمان جا زدند متعجب شدم.

این چندمین بار است که در چین بیماری‌ای به وجود می‌آید و به جان جهان می‌افتد و خودش کمترین آسیب را می‌بیند. حاکمیتی به‌شدت سانسورگر، نمایش‌ساز و جاعل که ابایی از چیزی ندارد.

حتا نویسنده‌ای مثل مو یان را که نوبل برد در نظر بگیرید. رمان‌های او دقیقن بر اساس مشی حزب کمونیست حرکت کرده‌اند که به آن‌ها اجازه‌ی انتقاد از سال‌های انقلاب فرهنگی را داده‌است. تا متنی هم نوشته می‌شود سریع انگ نژادپرستی به آن می‌چسبانند و انتظار عذرخواهی دارند. مثل حمله‌ای که به نشریه‌ی اشپیگل کردند.

ساختار قدرت در چین بسیار مرموز و پیچیده است. از سویی میراث جمعی شوروی را به کف آوردند و از سویی مدل میلیتاریسم ژاپنی نیمه‌ی اول قرن بیستم را.

چین کشوری‌ست که به‌ ندرت روشن‌فکر و منتقد جدی داخل ساختارش دیده می‌شود و نمونه‌هایی از ادبیات این کشور هم که به ما می‌رسد چندان روح انتقادی ندارند. فاقد فیلسوفان متفاوت است، مگر تبعیدی‌ها یا گریخته‌گان از این کشور.

کارل یاسپرس در کتاب «وقت تقصیر» آلمان‌ها را متهم می‌کند که نمی‌توانند از بلایی که نازیسم در جهان ساخت شانه خالی کنند،حال آیا این محکمه برای حاکمان چین نیز صادق خواهد‌بود؟

بسیار بعید می‌دانم. آن‌ها پشت ستاره‌های پرچم‌شان و سرخی خون‌بارش پنهان‌اند و به تماشای جهانِ بیمارشده مشغول. چین در حال انتقام‌گرفتن از رقبای خود است انگار. چیزی که هیچ‌گاه ابرازش نمی‌کند ولی آرزوی همیشه‌ی رهبران‌اش بوده. فتحِ جهان با ویروس چینی و ساختن یک امپراتوری سرخ ....


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

مهران مدیری
پوپولیست تمام عیار
(بخش دوم)

امیر احمدی آریان
( منتشر شده در روزنامه کارگزاران به تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۸۷)

اهالی فرهنگ و هنر نیز فریب خلاقیت مدیری و ظاهر موجه او را خورده‌ بودند و گمان می‌کردند مهران مدیری یکی از خودشان است، مردی است اهل فرهنگ و هنر به معنایی که آنان مد نظر دارند، مخالف وضع موجود است و نفوذ به تلویزیون فرصتی در اختیارش قرار داده که وضع موجود را به نقد بکشد. نقابی که مدیری بر چهره به شدت محافظه‌کارانه برنامه‌هایش کشیده است چنان جذاب و گول‌زننده است که حتا آنان که اهل فکر کردن‌اند و هر چیز را به راحتی نمی‌پذیرند فریب‌اش را می‌خورند، و همین است که وقتی می‌بینند پیش‌فرض‌هایشان در عرض یک شب بی‌معنا می‌شود چنین ناراحت و عصبی می‌شوند. اما حتا اگر مدیری نخواهد هم‌بسته تمام و کمال صدا و سیما باشد، باز هم ساختار این نهاد چنین اجازه‌ای به او نمی‌دهد و کاملا بدیهی است که او حتا لحظه‌ای برخلاف منافع روسایش چیزی نخواهد گفت. راه مواجهه با شوخی‌های مهران مدیری همان بود که در برابر حمله دیگر برنامه‌های تلویزیون پیش گرفته بودند، فقط باید بی‌تفاوت ماند و اهمیت نداد.

سال‌هاست که مهران مدیری ثابت کرده برای مخالفان وضع موجود هیچ چیز در آستین ندارد و امید بستن به او و توقع جایگاهی مجزا از آن چه صدا و سیما از این طنزپرداز قهار می‌خواهد، جز ساده‌لوحی نشانه هیچ چیز دیگری نیست.

۲ - هر کس ذره‌ای دغدغه آزادی و دموکراسی را در این مملکت داشته باشد، از مهران مدیری دل خوشی ندارد. خاطره برنامه‌های او درباره تحصن نمایندگان مجلس و اعتصاب غذای یک زندانی را کمتر کسی است که فراموش کرده باشد. اما تلویزیون پر است از برنامه‌هایی که به این قبیل مسایل حمله می‌کنند، فعالیت‌های اصلاح‌طلبانه را به سخره می‌گیرند و در کل این رسانه برای کسانی که دغدغه تغییر وضع موجود را در سر دارند تره خرد نمی‌کند. بسیاری از این برنامه‌ها فراموش شده‌اند و در زمان خودشان حتا مخاطب چندانی هم نداشتند، پس چطور است که خاطره برنامه‌های طنز مدیری که به مسخره کردن نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس و ... اختصاص داشت، چنین در حافظه روشنفکر ایرانی حک شده و آزارش می‌دهد؟

ایراد دقیقا از کسانی است که مدیری را در جبهه خود فرض می‌کردند، او را به نوعی ستون پنجم خود می‌دانستند که در صدا و سیما نفوذ کرده و از طریق خلاقیت بالا و قدرت طنزپردازی‌اش، وضعیت موجود را به نقد می‌کشد و در برابر چشم ۵۰ میلیون بیننده مسایلی را مطرح می‌کند که دیگر برنامه‌های تلویزیون خوابش را هم نمی‌بینند. این توهمی که جامعه روشنفکری ایرانی درگیر آن شده بود، نمونه‌ای است گویا از قدرت ایدئولوژی، از این که ایدئولوژی چنان می‌تواند چهره واقعیت را مخدوش کند که حتا کسانی که ادعای درک وضع موجود را دارند فریب آن را می‌خورند. واقعیت این است که مهران مدیری در کل برنامه‌های پرشماری که در تاریخ فعالیتش در صدا و سیما تولید کرده، ذره‌ای از سیاست‌های رسانه ملی عدول نکرده است، و همواره در خدمت القای آن چهره معوجی از واقعیت بوده که به نفع جناح و تفکری خاص بوده است. منتها مدیری باهوش‌تر از آن است که تمام برگ‌هایش را رو کند، او قاعده بازی را بسیار بهتر از آنان بلد است که ادعای تحلیل وضع موجود را دارند، و برای همین می‌تواند چنین نفوذ پایداری در جامعه ایران داشته باشد. مدیری در مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهایش نشان داده که هنر هفتم را به خوبی می‌شناسد، و پای بحث که بیافتد به اندازه یک منتقد آگاه سینما می‌تواند درباره این هنر نظر بدهد. او ظاهری موجه دارد، خوب حرف می‌زند و در حرف‌هایش هیچ‌وقت به سیاست نزدیک هم نمی‌شود. مدیری، چه در برنامه‌های تلویزیونی و چه در مصاحبه‌هایش، محافظه‌کاری سیاسی خود را با ارائه چهره فرهنگی موجهی از خود پنهان می‌کند و با همین روش ساده است که می‌تواند همیشه مخالفان و منتقدانش را دور بزند و محبوبیتش را حفظ کند. شکی نیست که در برنامه تلویزیونی باید نقابی بر چهره واقعیت چسباند، چرا که همه می‌دانند واقعیت سیاه‌تر و کریه‌تر از آن است که بشود در برابر چشم میلیون‌ها بیننده عریانش کرد. بحث بر سر هنر نقاب‌سازی است، مسأله این است که چه کسی می‌تواند زیباترین و فریبنده‌ترین تصویر جعلی را از واقعیت ارائه دهد، و مدیری نشان داده که در این راه فرسنگ‌ها از دیگر برنامه‌سازان صدا و سیما جلوتر است. مهران مدیری بی‌تردید محبوب‌ترین چهره صداوسیماست و تعداد بینندگان سریال‌های تلویزیونی او در تاریخ صداوسیما کم‌سابقه است.

ادامه دارد....

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مباحثه ای از مرحوم استاد رضا بابایی
خدا رحمت اش کند امروز خاطره ی همین اندیشه ورزی ها، مطالبات و سوالات اش در میان ما زنده است.
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep51
Amir Khadem
پنجاه‌ویکم: داستان نبرد رستم و کاموس کشانی

سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مهران مدیری
پوپولیست تمام عیار
(بخش سوم و پایانی)

امیر احمدی آریان
( منتشر شده در روزنامه کارگزاران به تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۸۷)

مدیری را می‌توان حتا یکی از محبوب‌ترین چهره‌های کشور دانست. کسی که تکیه کلام‌هایش بعد از چند قسمت از هر سریال ورد زبان مردم می‌شود و بسیاری از رفتارها را در جامعه تغییر می‌دهد و دگرگون می‌سازد. ماجرای محبوبیت افراد نیز از همان کلیشه‌ای پیروی می‌کند که مدام در برنامه‌های ورزش قهرمانی می‌شنویم، این که حفظ قهرمانی از به دست آوردن آن دشوارتر است. از سال هفتاد و دو که مدیری در "ساعت خوش" تحولی در برنامه‌های طنز تلویزیونی ایجاد کرد، تا امروز، محبوبیت او به هیچ وجه افت نکرده و در دوران پخش بعضی از سریال‌ها حتا بیشتر شده است، و این نیز در نوع خود پدیده‌ای استثنایی است. تفاوت مدیری با دیگر طنزپردازانی که در این سال‌ها ظهور کردند و دولت مستعجل بودند، این است که مدیری با محبوبیت به منزله سرمایه برخورد می‌کند.

اخیرا به فرهنگ لغات زبان انگلیسی واژه تازه Maturalist اضافه شده است، کلمه‌ای برگرفته از صفت Mature به معنای پخته و به حد کمال رسیده، پرتجربه، جاافتاده و نظایر آن که عموما به مردان و زنان بالای چهل سال اطلاق می‌شود. Maturalist به مردانی گفته می‌شود که پس از میان‌سالی ناگهان به این نتیجه می‌رسند که عمر را هدر داده‌اند، از جوانی خود به خوبی استفاده نکرده‌اند و برای جلوگیری از حسرت خوردن در باقی عمر، باید از ته‌مانده‌های جوانی و نیروی جنسی خود نهایت بهره را ببرند. به این ترتیب، به این نتیجه می‌رسند که زن و بچه را رها کنند، کار و زندگی‌ و درگیری‌های روزمره را کنار بگذارند و به سبک جوانان لباس بپوشند و از شیوه زندگی آنان پیروی کنند. این افراد دقیقاً محصولات زندگی در جامعه سرمایه‌داری‌اند. سرمایه‌داری با تمام مولفه‌های زندگی انسان همچون سرمایه برخورد می‌کند، و منطق سرمایه به جریان افتادن است، سرمایه‌ای که دست‌نخورده جایی خوابیده باشد محکوم به فناست. برای مرد میان‌سال نیروی جنسی حکم سرمایه خوابیده را دارد، و برای همین همیشه بلااستفاده بودن آن در ذهنش می‌ماند و آزارش می‌دهد، همین است که به دنبال راه‌هایی برای به جریان انداختن این سرمایه برمی‌آید.
نحوه برخورد مدیری با مقوله محبوبیت نیز چیز مشابهی است. مدیری زیرک‌تر از آن است که برای مشتی پول محبوبیت‌اش را خرج تبلیغ در املاک رابینسون کند و با نگاهی کوته‌بینانه، سرمایه‌اش را در عرض چند سال از دست بدهد. او با محبوبیت همچون سرمایه برخورد می‌کند، سرمایه‌ای که از نخستین برنامه‌هایش در تلویزیون به دست آورده است. اما مهران مدیری در این سال‌ها لحظه‌ای بیکار ننشست و سعی نکرد نان محبوبیتش را بخورد تا تمام شود. او سرمایه‌اش را به جریان انداخت، با کسانی که می‌توانستند بر سرمایه‌اش بیافزایند، که همان مدیران تلویزیون باشند، کنار آمد و چانه زد و جای پایش را در رسانه ملی روز به روز محکم‌تر کرد، و توانست سرمایه‌ای از محبوبیت انباشت کند که کاملاً دور از دسترس دیگر برنامه‌سازان تلویزیون است. از فلسفه مارکسیستی آموخته‌ایم که این طور به جریان انداختن سرمایه و انباشت آن بدون توجه به منافع طبقه حاکم ناممکن است و مدیری در طول دوران کاری‌اش همواره منافع رسانه ملی را در نظر داشته است.

۳- به این ترتیب، دلخوری اخیر روشنفکران و شاعران و نویسندگان از سریال "مرد هزارچهره" مهران مدیری به نظر بی‌معنا می‌رسد. جنس اعتراض این قشر، برخلاف آن چه اغلب گفته شده است از نوع اعتراض پرستاران به فیلم شوکران یا یکی از اقوام به رمان "آداب بی‌قراری" نیست، به این دلیل ساده که نخستین بار نیست روشنفکران و اهالی ادبیات در رسانه ملی مورد طعنه قرار می‌گیرند و با آنها شوخی می‌کنند. این قشر بی‌دفاع‌ترین و بی‌حاشیه‌ای‌ترین افراد جامعه ایران‌اند و به همین دلیل حمله به آنها کوچک‌ترین هزینه‌ای برای حمله‌کننده ندارد. از سوی دیگر، اصولا تعریف این افراد مخالفت‌شان با وضع موجود است، و مخالف وضع موجود تحت هیچ شرایطی شریک منافع طبقه حاکم نیست، به همین دلیل هدف همیشگی حمله مهم‌ترین تریبون این طبقه، یعنی رسانه ملی قرار می‌گیرد. تعداد برنامه‌هایی که به این قشر از جامعه حمله می‌کنند و آنان را به تمسخر می‌گیرند کم نبوده است، هر چند که هیچ‌کدام سر سوزنی از خلاقیت و ظرافت کار مدیری را نداشته‌اند. اما در طول این سال‌ها حتا یک بار هم شاهد نبوده‌ایم که از اهالی فرهنگ و ادبیات کسی پیدا شود که به یکی از این برنامه‌های مضحک اعتراض کند.

روشنفکران و نویسندگان همیشه به تلویزیون بی‌تفاوت بوده‌اند، به برنامه‌هایی که در هجو و تمسخرشان ساخته می‌شود واکنش نشان ندادند و از کنار ابتذال برنامه‌های تلویزیونی راحت گذشتند. اما چه شده است که این بار در برابر مدیری این طور واکنش نشان داده‌اند و به آنان بر خورده است.
پایان

@flith کانال پروازفکرواندیشه
بعد از نشست دو ماهه باز هم از حقوق کارگر گذشتند
#کارگران_بی_دفاع

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستی‌ نکته خوبی‌ را یادآور شد
شاهنشاه معمولا برای استقبال از دوستان ایران به فرودگاه مهراباد میرفتند اما برای چینی‌‌ها اینکار را نکردند و این نمود قدرت ایشان و ایران در صحنه بین المللی بود و جایگاه چین
اما امروز سفیر چین توی دهان مقام رژیم اسلامی میزند و آب هم از آب تکان نمیخورد

سفر رئیس جمهور چین به ایران سال ۱۹۷۸
در دوره پهلوی وضع ما با چینی‌‌ها اینگونه بود.
میامدند و به ابهت پادشاهی پهلوی و ایران خیره میماندند
مثل امروز نبود که سفیرشان به دولت ایران دستور بدهد و کاربران ایرانی‌ را بلاک کند

امروز مستعمره هستیم
مستعمره چین کمونیست

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺قاضی: ۱۱۰ میلیون درهم (۵۰۰ میلیارد تومان ) درخواست وام کردی ۲۲۰ میلیون درهم (هزار میلیارد تومان) برات واریز کردند. وثیقه که نگرفتند، تضمین هم‌ نگرفتند از شما هیچی، آیا یه کپی شناسنامه از شما گرفته‌اند؟

- متهم: نه! حتما یه شناختی از من داشتند که بهم دادند دیگه.

🔸بعد از کلی سر و صدا برای حمایت از مشاغل آسیب دیده از کرونا دولت بالاخره اعلام کرده می‌خواهد به متقاضیان ۱ میلیون وام آنهم با سود ۱۲ درصد بدهد یارانه‌شان را هم بعنوان ضمانت گرو بگیرد. یاد دادگاه بانک ملت و وام‌هایی که آقای دیواندری می‌داد افتادم.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

ناگفته های روابط ایران و چین؛ از دوره جنگ تا زمان تحریم ها
✍🏻حسین باستانی

قابل انکار نیست که دولت چین، در دهه های اخیر در مواردی به پشتیبانی از مواضع حکومت ایران در پرونده های راهبردی پرداخته است. ولی جنبه هایی مشخص از مواضع پکن در این پرونده ها در روایت های رسمی ناگفته مانده، که بازخوانی آنها برای داشتن درکی واقعی تر از جنس "حمایت های" پکن ضروری به نظر می رسد.

مثلا چین در طول جنگ هشت ساله، ۱ میلیارد و ۸۴۳ میلیون دلار به ایران اسلحه فروخت. اما در همان مقطع، چین بیش از ۵ میلیارد دلار اسلحه به عراق فروخت که حدود سه برابر تسلیحات صادر شده به ایران بود. در زمان جنگ، کلیدی‌ترین صادرات چین به ایران موشک‌های کرم ابریشم بودند که در حملات تلافی جویانه ایران به کشتی‌های حامل نفت و کالا برای عراق ("جنگ نفت ‌کش‌ها") نقش مهمی را ایفا کردند. ولی حتی در ارتباط با این موشک‌ها نیز نباید فراموش کرد که در طول جنگ، ایران مجموعا ۷۵ الی ۸۰ موشک کرم ابریشم دریافت کرد، در حالی که وارادات عراق از چین بالغ بر۲۰۰ موشک از این نوع می‌شد.

زمانی که پرونده هسته ای ایران از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل رفت هم، چین با وجود حمایت لفظی از تهران به همراهی با واشنگتن پرداخت. در رای گیری نهاییِ ۳۵ عضو شورای حکام در ۱۵ بهمن ۸۴، کوبا، ونزوئلا و سوریه به نفع تهران و در مخالفت با ارسال پرونده به شورای امنیت رای دادند. رای الجزایر، بلاروس، اندونزی، لیبی و آفریقای جنوبی نیز ممتنع بود. ولی چین، روسیه و هند، که مقام‌های ایران بر روی حمایت آن‌ها حساب می‌کردند، به ضرر تهران رای دادند. این کشورها، با همراهی با آمریکا در ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، عملا باعث شدند سرنوشت این پرونده به نهادی سپرده شود که واشنگتن در آن -برخلاف شورای حکام- حق وتو داشت.

چین در شرایطی با ارسال پرونده هسته‌ای به شورای امنیت همراهی کرد که طیفی از مقام‌های ایرانی، کماکان تصور می‌کردند پکن و مسکو، در آن شورا مانع از صدور قطعنامه علیه تهران خواهند شد. در واقع اگر چین یا روسیه به قطعنامه‌های شورای امنیت رای منفی می‌دادند، با توجه به حق وتوی آنها این قطعنامه‌ها تصویب نمی‌شدند. با وجود این هر دو کشور، علی رغم تلاش‌های موردی برای تعدیل لحن قطعنامه‌ها، به تک-تکِ قطعنامه‌های شورای امنیت علیه پرونده هسته‌ای ایران رای مثبت دادند و حتی حاضر نشدند به یکی از آن‌ها رای "ممتنع" بدهند.

چین حتی به متن بسیاری تندی چون قطعنامه ۱۹۲۹، که برزیل و ترکیه به آن رای منفی دادند و لبنان هم اساسا از شرکت در رای گیری خودداری کرد، رای مثبت داد. قطعنامه ای که گذشته از تحریم سپاه و کشتیرانی، بازرسی تمام محموله‌های هوایی و دریایی ایران یا حتی توقیف و انهدام محموله‌های دریایی آن را در آب‌های آزاد مجاز می‌کرد و عملا جلوی تاسیس شعب تازه بانک‌های ایرانی را در خارج از کشور می‌گرفت. این قطعنامه همچنین، فروش هر گونه تانک، خودروی زرهی، توپخانه، هواپیمای جنگنده، بالگرد تهاجمی، ناو، موشک یا سیستم موشکی به ایران را قدغن می‌کرد.

پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ و خروج واشنگتن از توافق هسته‌ای نیز، چین با وجود مخالفت‌هایی که به همراه روسیه و اتحادیه اروپا با خروج یک‌ جانبه آمریکا انجام داد، به تدریج خود را با تحریم‌های جدید آمریکایی‌ها علیه تهران هماهنگ کرد. یک ماه و نیم پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای در ۱۸ اردیبهشت ۹۷، علی‌اکبر ولایتی مشاور بین‌الملل آیت‌الله خامنه ای برای رساندن پیام او به چین و روسیه رفت. آقای ولایتی پس از بازگشت از این سفرها، اعلام کرد پکن و مسکو اطمینان داده‌اند با تحریم‌های واشنگتن علیه تهران همراهی نخواهند کرد. او مشخصا، در سخنانی در پنجم تیرماه گفت:"روسیه و چین اعلام کردند ما نفت را می‌خریم ولو آمریکایی‌ها ما را تحریم کنند".
در عالم واقع نیز چین به میزانی از همکاری اقتصادی با ایران و خرید نفت ادامه داد. ولی مطابق آمار گمرکی چین، واردات نفت این کشور از ایران در سال ۲۰۱۹، به طور متوسط در حد ۲۹۵ هزار بشکه قرار داشته که نصف میزان واردات ۲۰۱۸ بوده است.

مهم‌تر آنکه میزان واردات نفت، از ابتدا تا انتهای ۲۰۱۹ هم رو به کاهش بوده و چین در آخرین ماه سال یعنی دسامبر تنها حدود ۱۰۰ هزار بشکه در روز از ایران وارد کرده که حدود یک هفتم دوران قبل از بازگشت تحریم‌های آمریکا می شده. آن هم در شرایطی که آمریکایی ها در ۲۲ دی‌ماه اعلام کرده اند در حال مذاکره با پکن هستند تا مطمئن شوند "هیچ نفتی از ایران به چین صادر نخواهد شد".

ادامه متن 👇🏻

https://bbc.in/3e5gYIu
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دنیا به همین زیبایی است
به همین رنگارنگی
به همین دلبری
اگر کلید خزانه‌ها و سلاح‌ ارتش‌ها در دست عقیده‌ها نبود

#رضا_بابایی
روحشون شاااد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

.
سریال پایتخت؛ آیینه نظامِ پساتوتالیتر

⁦✍️⁩مرتضی کریمی

نقدِ پایتخت، افتادن به دام و بازی ایدئولوژی پساتوتالیتر است. این سریال ارزش نقد کردن ندارد. چرا که از یک جایی حتی مروجِ ایدئولوژی پشتِ نقاب نظام هم نبود و با رفتن یا بهتر بگویم با «برده‌شدن» به زیرِ یوغِ سازمان اوج، صورتش را عریان کرد.

امروز به طورِ اتفاقی تلویزیون نگاه می‌کردم. دو نفر، مثلاً کارشناس، به اتفاقِ کارگردان و آقایی که گویا نماینده سازمان صدا و سیما بود گردِ میزی نشسته بودند. صحبت از سانسور و ممیزی شد. هر چهار نفر تأکید کردند که همه جای دنیا سانسور و ممیزی وجود دارد.

نظر آن سه نفر دیگر، سه مترسک و گماشته صدا و سیما مهم نبود. اما اینکه کارگردانِ یک اثر مثلاً هنری، خود کاسه داغ‌تر از آش شود و روی صندلی نشسته و بگوید در هالیوود یک کتابچه هست که دقیقاً می‌گوید نویسنده از چه کلماتی مجاز است استفاده کند و مثلاً اگر یک قهرمان سیاه‌پوست در داستان وجود داشت باید کنارش یک قهرمان سفیدپوست بگذارد نشان می‌دهد که چه چیزهایی را فروخته تا آن صندلی را بخرد.

بی‌اخلاقی و عوام‌فریبیِ کارگردان به همین جا ختم نشد. ایشان ضمن آنکه نسبت به اعتراضِ هر روزه بازیگران اصلی در شبکه‌های مجازی، به سانسور بخش‌های زیادی از سریال توجهی نشان نداد، خودتحقیری و بی‌شخصیتی‌ را به جایی رساند که گفت اتفاقاً عوامل سریال پایتخت در این بخش کمترین مشکل را داشته‌اند و صدا و سیما تنها جاهایی که «ما پایمان را از گلیم‌ خودمان درازتر کردیم و حد خودمان را ندانستیم» وارد عمل شد.

در گذشته، اگر می‌خواستید آدم سالمی باشید ودر عین حال در ساز و کارِ اداری و مدیریتی کشور مشارکت کنید، لازم بود تا حدِ ممکن از قبول پست‌های مدیریتی درجه بالا و یا به عباراتی «همکاری‌های بالادستی» دوری کنید. اما امروز در بسیاری از موارد، استخدام رسمی در دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، شهرداری‌ها، وزارت‌خانه‌ها به عنوان یک کارمند ساده مستلزم وادادگی و سرسپردگی در حد نهایی خود است. حالا تصور کنید که بخواهید در صدا و سیما استیج‌های چندصد ملیونی داشته باشید یا سریال‌های زنجیره‌ای بسازید.

قسمت جالب‌تر ماجرا آن که بعد از اتمام حرف‌های کارگردان، مجری نظر نماینده سازمان را هم جویا شد. ایشان بدون اضافه کردن حتی یک جمله‌، توضیحات کارگردان را «کافی» دانست. بدین ترتیب، آقای کارگردان، حتی اجازه ندادند که نماینده سازمان، لوازم شکنجه خود را به مردم نشان دهند. این کار مثل این است که در دادگاهی که به دلیل آزارِ جنسی تشکیل شده است، قربانی زخم‌های روی صورتش را به ناخن‌های بلند خودش نسبت داده و متجاوز را بدونِ خرج کردن هیچ هزینه‌ای تطهیر و تبرئه کند. هیچ کس نمی‌تواند به اندازه خودِ قربانی قدرت را بی‌چهره کرده یا چهره واقعی آنرا از مردم پنهان کند.

نظامی که در آن زندگی می‌کنیم یک نظام سلطانی یا دیکتاتوریِ سنتی نیست که تلاش کند قدرت در دست حلقه‌ای بسته از نزدیکان باقی بماند. آنچه با آن مواجهه هستیم یک نظام پساتوتالیتر است که اگر تا این حد زجرآور، ضد اخلاق و کشنده است برای آن است که چرخ‌دنده‌هایش را من و شما، یعنی قربانیانش می‌چرخانند.

کتاب قدرت بی‌قدرتان، نوشته واتسلاف هاول -که خواندنش از نان شب واجب‌تر است- به ما می‌گوید که چطور در یک نظام پساتوتالیتر ،جبهه نجات نه از احزاب سیاسی، که از رفتار روزمره ما در خانه، محل کار و در خیابان شروع می‌شود.

هر کجا که دروغ گفتیم، در مقابل یک دروغ سکوت کردیم یا نسبت به آن بی‌تفاوت بودیم خونی تازه به کالبد نظام تزریق کرده‌ایم. سریال پایتخت -بر خلاف آنچه برخی جامعه‌شناسان حکومتی نوشتند- نه یک سریال مردمی یا آیینه جامعه، بلکه آیینه ایدئولوژی پساتوتالیتر، یا آنچه توتالیتریسم میل دارد مردم خود را آنگونه تصور کنند بود.

«نظام پساتوتالیتر همیشه و هر قدم مردم را لمس می‌کند، اما همیشه با دستانی پوشیده در دستکش‌های ایدئولوژیک. برای همین است که زندگی در این نظام چنین آکنده از دورویی و ریا و دروغ است... مردم لزومی ندارد این دروغ را بپذیرند. کافی است بپذیرند که با این دروغ و در بطن آن زندگی کنند، زیرا بدین‌ترتیب بر نظام صحه می‌گذارند، اطاعتشان را از نظام نشان می‌دهند، نظام را می‌سازند، و اصلا خود نظام‌ می‌شوند». صفحه ۳۴.


#سریال_پایتخت
#سیروس_مقدم
#پساتوتالیتاریسم


کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
‏در خانه میماندم اگر غم نان نداشتم
#کسب_نان_برای_حفظ_جان

کارتون : علی رضا ذاکری

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عملکرد شورای نگهبان به ساده ترین زبانِ ممکن! 😊

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻شفافیت و صداقت همچنان در ایران قربانی می‌گیرد/ عزل یک مدیر به دلیل راستگویی!

🔹رییس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بخاطر عدم برکناری رییس بیمارستان امام خمینی استان برکنار شد!

▫️ دکتر فرزانه رییس بیمارستان امام خمینی گفته بود:

آمار منتشر شده تنها گوشه ای از واقعیت است. آمار رسمی مبتلایان بسیار بیشتر از مقداری است که اعلام می شود حدود ۱۰۰۰ نفر در سی تی اسکن در اردبیل مثبت شده اند اما در آمار اعلام نشده اند. (۹ فروردین)

🔹پس از این صحبت‌ها فشار زیادی برای برکناری فرزانه وجود داشت که با مخالفت قدرت اخوان اکبری همراه بود و نهایتا طی حکمی قدرت اخوان اکبری از سوی وزیر بهداشت برکنار و دکتر شهرام حبیب‌زاده به عنوان سرپرست این دانشگاه منصوب شد.

🔺دکتر اخوان اکبری که خود به کرونا مبتلا شده و نجات یافت؛ نهایتا قربانی سیستم مدیریت شد.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep52
Amir Khadem
پنجاه‌ودوم: داستان مذاکره‌ی رستم و پیران

سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️