پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

درباره ی "پدر سوخته " و "پدر سوختگی "

"پدر سوخته " دشنامی رایج در میان ایرانیان است که دلالت های گوناگون دارد اما رایج ترین معنای آن اشاره به فرد کلاش و کلاهبردار و هفت خط است . به همین دلیل است که اصطلاحاتی نظیر "آدم پدر سوخته ایه " و "پدر سوخته بازی در آورد" و "از آن پدر سوخته هاست " و نظایر این در فرهنگ عامه رواج دارد .

باور غالب این است که این دشنام از هنگامی رواج یافت که شاه اسماعیل صفوی قبور سنیان را شکافت و استخوانهای پدران آنان را به آتش کشید ، اما این خود روایتی بی پایه است .
اصطلاح پدر سوخته از اصطلاحاتی است که از فرهنگ عیاری و جوانمردی در زبان فارسی ماندگار شده است . تقسیم مریدان به "خام " و "سوخته " یکی از چندین تقسیم بندی رایج در بین این جماعت بوده است . "سوخته " به کسی گفته می شده که تمام مراحل رندی و جوانمردی را طی کرده باشد و به اصطلاح هفت خط شده باشد ، حافظ خوش کلام در این معنا می فرماید:اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست /رهروی باید ،جهان سوزی ،نه خامی بی غمی .با توجه به این که اکثریت جامعه نظر خوشی نسبت به گروههای عیاری نداشته و آنها را به اصطلاح لات می شمردند ، پدر سوخته دشنامی محسوب می شد به معنای کلاش و بی اصل و نسب که مثلا کلاهبرداری را از پدرش آموخته است .

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
‍ @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

🔸مرتضی جابریان این عکس را از چهره‌ یک‌پزشک‌انداخته است. دکتر نیلوفر نیسی. ماسک صورتی که او‌به شکل مداوم بر صورت داشته است، چهره او‌ را دگرگون کرده است.

🔸چشم‌ها به دوربین خیره‌اند. دهان نیمه‌باز، گویی سخنی در میانه‌ راه، دلمه بسته و از طنین خود بر تار حنجره، دست شسته.

🔸چند هفته پیش، دغدغه‌های آدمی در گیتی چه بود؟ اکنون چون کنگ خواب‌دیده مبهوت چه؟ نگاه‌ها چقدر سنگین‌تر شده‌اند، حرف‌ها چقدر عقیم‌تر، باد شوم‌آفت که بر ریه‌ها وزیده، اندام‌ها همه از وظیفه شانه خالی می‌کنند. شانه‌ها دیگر شانه‌ای را گردن نمی‌گیرند، دستها از دست دیگری عاصی‌اند، صورت‌ها هم و حالا دیگر بار حرف را هم انگار چشم‌ها می‌کشند.
🔸طبیب همچنان به ما زل زده است، آن‌سخن چیست که نازاده، با این‌ چهره تکیده و گرده تسمه کشیده، صدگونه سخن گفته، این شراب سکرآور نگاه مگر چندهزارساله است، دیگ این سینه مگر جز این بلای سینه‌سوز، از دیگ دیگری هم می‌جوشد؟!

🔸نگاه طبیب، تمامی ندارد، رد بلا بر صورتش طعنه تیرآوران‌را ماند، چه می‌گوید؟! این‌سخن را چگونه می‌توان‌دریافت، چه کسی خواهد‌ دریافت، جز بیمار که هجای درد را می‌داند، تیزی نیزک سرفه بر سینه را می‌شناسد و در مکث خست‌بار تنفس، دل به کجاوه خسته و‌لنگ لنگان طبیب می‌بندد؟!

ای نازنین طبیب ز دردت‌گداختم
پیش آ،‌که نالهٔ من بیمار نازک است

#بیدل_دهلوی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔻واکنش یاشار سلطانی به جانبداری رییس سازمان صدا و سیما از #توسکا:

🔹‏برای مردمی كه زندگی و سلامت‌شان توسط ‎كرونا تهديد می‌شود،چه ننگی بالاتر از اینكه رييس صداوسيمایش وكيل مدافع منافع مافيای ‎توسكا است

🔹وزارت آموزش و پرورش هم بازارياب و عضو بگير برای مافيای ‎روبيكا که با تهديد معلمان؛ گروهها و كانالهای آموزشی در واتساپ را تعطيل می‌كند!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

✍️ سعید زیباکلام

الهی! العفو، العفو، العفو، العفو، العفو.

🔸بار خدایا! این ظلوم جهول کفور، در خواب هم چنین رویه‌ای را نمی‌دیدم.
وای بر ما! وای بر ما!
به نام انقلاب و ما انقلابیون چه‌ها که صورت نگرفته!
ما چقدر خام و خواب و خوش‌خیال و خوش‌باور و خوشبین بودیم.
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.

🔸بار خدایا! تا ما را نیامرزیده‌ای از این دنیا مبر!

🔻فضلی‌نژاد در مصاحبه‌ای که سال ۸۱ با خلخالی داشته که متن آن در دسترس است، از او سوال می‌کند. در این مصاحبه، فضلی‌نژاد به خلخالی اصرار می‌کند که برای ثبت در تاریخ هم که شده برخی از خطاهایش را بگوید.

🔻خلخالی در جواب می‌گوید: «تاریخ باید نماد دلاوری‌های انقلابیون باشد، حالا خطاهایشان را که نباید بزرگ کرد.
مثلا اینکه پاسداران یک برادر دوقلو را به جای دیگری آورده‌اند و من اعدامش کرده‌ام، اینکه نکته مهمی نیست
یا مثلا یک گروه بودند که آخر سال ۵۹ فکر می‌کنم دستگیر کردند که اساسا اسلامی بودند، اما خب به ما گفتند که اینها مارکسیست هستند و من بدون فوت وقت از دم تیغ گذراندمشان.
بعد هم اعلام کردیم اینان در صف شهدای انقلاب هستند و حقیقتاً هم دروغ نگفتیم.»

▫️فضلی‌نژاد به خلخالی می‌گوید: «یکی برای من تعریف می‌کرد که شما روزی بنا داشتید بیست نفر را با هم محاکمه کنید. جلوی صف آنها رفتید و گفتید یکی در میان از سمت راست، اولی اعدام شود و دومی حبس ابد برود. نفر آخر که حبس ابد گرفته بود، به امید اینکه شاید روزی آزاد شود، گویا خنده‌ای بر لبانش نقش بست و شما تا خنده او را دیدید گفتید حال که این‌طور شد از آخر صف، یکی در میان، اولی اعدام شود و بعدی به حبس ابد رود...»

🔻خلخالی می‌گوید: «آن خنده شیطانی بود. دقیقاً آن صحنه را به یاد دارم...الان شما می‌آیید از دلیل و اثبات دلیل حرف می‌زنید. آن موقع این چیزها نبود اصلا. می‌گفتند فلانی ضد انقلاب است ما هم اعدامش می‌کردیم. آن دسته هم که گفتی همه‌شان محارب بودند. حبس ابد هم با اعدام که زیاد فرقی نمی‌کرد...»

(هفته‌نامه پروین، شماره صفر، ۱۳۸۱ و نک: حاکم شرعی که رد صلاحیت شد/ خلخالی در مسیر انزوا)

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

‍ در شبکه‌ های اجتماعی خبری منتشر شده که حاکی از کمک هفت میلیارد یورویی مافیای ایتالیا به دولت این کشور است.
مافیای ایتالیا کماکان قدرتمندترین شبکه‌ی قاچاقی است که در اروپا و آمریکا بدون رقیب فعالیت می‌کند و حوزه‌ی فعالیتش را نه تنها در حفظ نقل و انتقال و تولید ‌و توزیع مواد مخدر، که در پذیرش سفارش برای ترور و حذف مخالفین، تا کنترل بورس و نقل و انتقال بازیکنان فوتبال و اداره‌ی باشگاه‌های بزرگ ورزشی نیز گسترده است.
ولی این که در شرایط کرونایی، این گروه مخفی و خطرناک و در واقع دشمن جامعه، اقدام به پرداخت چنین کمکی می‌کنند، نشان از این دارد که اجزای یک جامعه چگونه به هم تنیده‌اند. چگونه معتاد و موادفروش مکمل هم هستند. چگونه دزد به مالدار و چه بسا مالدار به دزد نیاز دارد!
امروز در جهان، و پس از عبور از متهم کردن این کشور و آن کشور و مشاهده‌ی دردناک افزایش آمار کشته‌شده‌گان و مبتلایان به کورونا، یک هراس بزرگ و مشترک در سراسر جهان منتشر شده و ترس از لولوی کرونا موجب یک اتحاد نانوشته شده‌.
چه در استرالیا، چه در چین، چه در واشنگتن و پاریس و لندن، و چه در تهران و آبادان و اهواز، همه‌‌ی کسانی که سررشته‌ای از علم پزشکی دارند، تلاش می‌کنند سریع‌تر دارویی و درمانی برای مبارزه با این لولوی ترسناک پیدا کنند.
ترس از کرونا هم باعث یک وحدت بنیادی بین تمام مردم کره‌ی زمین شود، و هم باعث به فکر فرو رفتن و کشف ضعیف بودن آدمی در مواجهه با مرگ.
آن هم مرگی به این شدت رقت‌انگیز، که حتا کسی جرات نکند روی تو دستی بکشد و تو را بشوید و محترمانه چال کند!
در فیلم Life Of Pi ، پس از فراز و فرود بسیار ، سفری پرماجرا و مملو از ترس و وحشت بین یک پسر نوجوان همراه با یک ببر بنگال در یک قایق بر روی اقیانوس آرام شروع می‌شود‌.
در جایی از فیلم پسر نوجوان که اکنون مرد میانسالی شده و دارد ماجرا را روایت می‌کند، می‌گوید: ترس از ببر، باعث شد زندگی کنم!
ترس از مرگ تنها دلیلی است که مافیای ایتالیا را وادار به کمک میلیاردی به دولت مستاصل کشورش می‌کند‌.
ولی آیا خاوری، و خاوری‌ها، و دزدهای بیت‌المال با پرونده‌های قطور، نجومی‌بگیران بی‌درد و مرفه، آقازاده‌های تازه به دوران رسیده‌ی ایرانی، و لابی‌های فساد و غارتگران منابع ملی و دکل دزدان و غیره و غیره حاضرند مانند مافیای ایتالیا به یاری دولت و مردم کشور خودشان بیایند؟!
✍شهرام گراوندی

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

دینی که با گذشته ازدواج کند، در دنیای جدید بیوه می‌ماند!
✍🏻مهراب صادق‌نیا

"به نظرم می‌آید ما دیگر بخشی از این دنیا نیستیم، و به آن تعلق نداریم".
این جمله، دیالوگ‌ بسیار پرمعنایی از فیلم سینمایی "دو پاپ" است. در بخشی از فیلم، وقتی پاپ راتسینگر از برخی نظریه‌ های فرانسیس‌ انتقاد میکند، او در جواب میگوید:
"من دیگر نمی‌خواهم فروشنده باشم و چیزی را تبلیغ کنم که به آن اعتقاد ندارم".
فرانسیس از جاماندگیِ کلیسا و ناکارآمدی آن درجهان امروز گله میکند و کلیسا را مقصر دانسته و می‌ گوید "ما داریم مردم را از دست می‌دهیم". راتسینگر اما سعی می‌ کند از گـذشته‌ تاریخی کلـیسا و سنّت مـسیحی دفاع کند و آن را بی‌ تقصیر نشان دهد. به همین دلیل همه‌ چیز را به گردنِ نسبی‌گرایی و بی‌بندوباری غرب و تساهل آن می‌اندازد.

نگرانی فرانسیس، که اکنون ردای پاپی به تن دارد، نگرانیِ نهاد هر دینی است که ادّعا می‌ کند برای همه نسل‌ ها و عصر ها برنامه زندگی است و علم هر چه هم پیشرفت کند نمی‌تواند جایگزین آن بشود و یا گزاره‌ای از آن را باطل کند.
وقتی یک دین ادّعا می‌ کند می‌ تواند در همه‌ زمان‌ ها نیازهای مختلفِ انسان راپاسخ دهد، نمیتواند نسبت به واقعیّتِ درحال تغییر جهان بی‌تفاوت باشد و میان خود و جهان پیرامون دیوار بکشد. نمی‌تواند آرمان و الگوی خود را در گـذشته‌ های دور دنبال کـند و آن را برای هـر مسئلـه‌ نوپیدایی تابلوی راهنما کند.

وقتی یک دین در مـاهیّت تاریخی خـود باقی بمـاند، در حقیقت با زمان گذشته ازدواج کرده است و درعصرهای بعدی بیوه خواهدماند و نباید تقصیر را به گردن شبکه‌ های ماهواره‌ ای و کانال‌ های مجازی و شهوت‌رانی‌ های جهان جدید بیندازد.

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
Reading Ferdowsi Ep48
Amir Khadem
چهل‌وهشتم: داستان آمدن سیاوش به خواب طوس

سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


🚨 جدال تاپاله با کرونا!
✍ احسان محمدی

◾️اسمش گُرجیه بود. روحش شاد. زنی کم‌حرف و رنج‌کشیده که در روزگار خودش یک تخصص ویژه داشت: از بین بُردن زردی کودکان!

◾️هر بچه‌ای زردی می‌گرفت، مادرش دستش را می‌گرفت و می‌آورد پیش گرجیه. در روستایی که دکتر نداشت، #فلورانس_نایتینگل به حساب می‌آمد.

◾️به غیر از بریدن پشت گوش کودک با تیغ و دفع اندکی خون، یک شیوه دردناک دیگر هم داشت که او را در ذهن ما تبدیل به مادر شوک‌درمانی کرد.

◾️حین حرف زدن با مادر بچه در مورد کشاورزی و گَله و نان تنوری و ... یا پرت کردن حواسش با شکلات، ناغافل با دست‌های گوشتی‌اش چنان سیلی محکمی به بچه می‌زد که برق از سه فازش می‌پرید!

◾️مادر بیچاره هم «روله روله»‌کُنان، بچه را بغل و کلی هم بابت این سیلی از گرجیه تشکر می‌کرد.

◾️به عنوان کسی که یکی از آن سیلی‌های آبدار خورده‌ام نمی‌توانم بگویم جان به در بردن ما از تبعات زردی، محصول سیلی بود یا نتیجه جان‌سختی بچه روستایی و تلاش غریزی‌اش برای زنده ماندن. شاید هم ترکیب هر دو.

◾️حتی قبل از ورود کرونا به کشور، برخی ایرانیان برایش درمان قطعی! پیدا کردند. آمار آنها که الکل خوردند تقریباً معلوم است اما کسی عددی از استعمال‌کنندگان #روغن_بنفشه ندارد که احتمالاً بسیارند!

◾️ مدتهاست کسانی برای درمان هر بیماری از سرطان مغز و کهیر پوست و قوز قرنیه و ... تاپاله خر ماده باکره را با اسم شیک عنبرنسارا توصیه می‌کنند. حتی سیگار بسته‌بندی‌شده‌اش هم به بازار آمده!

◾️چندی قبل با این جماعت شوخی کردم اما پیام‌هایی دریافت کردم که چرا به پزشکی سنتی ایمان نداری و حق نداری به خرها توهین کنی و تاپاله معجزه‌گر است و ...

◾️راستش را بخواهید الان عمیقاً باورم شده که خر، بیشتر از پزشکی نوین در این مملکت وکیل مدافع سینه چاک دارد و حتی اگر از کُرونا جان به سلامت ببریم، بعید است از جهل بتوانیم نجات پیدا کنیم.

◾️در اینکه احتمالاً سوزاندن تاپاله خاصیت ضدعفونی کننده دارد جدل ندارم اما تبدیل آن به اکسیر جادویی و حلال هر مشکلی از جمله #کرونا و سرطان و ... بیشتر نتیجه زرنگی کاسب‌های باهوش است.

آنها زمانی در همین تلویزیون #کرم_حلزون را به خلق خدا قالب کردند، وگرنه از کجا معلوم که تاپاله مورد نظر دقیقاً متعلق به یک خر آفتاب مهتاب ندیده بوده که یواشکی آن کار دیگر نمی‌کرده؟!

◾️تاپاله فقط یک #مثال_کم‌خطر است و خوشبختانه همه‌ی خرها تا این لحظه نمی‌توانند آدم‌ها را ببرند دادگاه وگرنه کرونا ثابت کرد جهالت، خودخواهی و سودجویی تا چه اندازه در این کشور ریشه دارد و قدرتمند است.

⛔️ حرف آخر: باورمندان به تاپاله می‌توانند آن را چون عود به ریه و جاهای دیگر بفرستند، ولی تبلیغ آن به عنوان اکسیر شفابخشِ همه چیز توهین به علم و شعور است.

◾️در خیلی از امور با #آناتول_فرانس هم عقیده‌ام که گفت: «اگر پنجاه‌میلیون نفر هم به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند، آن چیز همچنان احمقانه است».


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️آیت‌الله #مطهری چند روز پیش از رفراندوم جمهوری اسلامی در ۱۲ فروردین ۵۸:

«جمهوری اسلامی یعنی نوع حکومتی که در آن حاکم برای #مدت_موقت توسط مردم انتحاب میشود. اسلامی بودنش هم به معنای این نیست که #روحانیون طبقه‌ی حاکم باشند یا پست‌های دولتی بگیرند. روحانیون بزرگ هم با این موضوع مخالفند. #ولایت_فقیه هم این نیست که فقیه بخواهد حکومت بکند.»

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
Mohsen Chavoshi | MyIRHits.Org * IRHits87.Com |
"من خود آن سیزدهم"
با صدای محسن چاوشی
شعر: استاد #شهریار


سیزده بدر واقعی ما
این است که
از خانه های تنگ و تاریک
افکار خرافی خودمان ...
به صحرای دانش وبینش
خارج شویم ... !

سیزده بدرتون مبارک...😊❤️

سیزده بدر را در #خانه میمانیم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

این روزهای بیماری و نوستالژی سیزده بدرهای گذشته!
✍️علی مرادی مراغه ای
مدت خواندن مقاله:سه دقیقه

🌾«سيزده بدر بود خيلى خوش گذشت از دروازه دولاب بيرون رفتيم در سبزیكاريهاى شهر جمعيت زن و مرد بى‏اندازه بود.جوقه جوقه زنها نشسته كاهو میخوردند. چاى درست كرده بودند. در حقيقت روز عيش عمومى ايران است. يك نفر بچه و پير در خانه نمى‏ ماند. مردها مشغول بازى كردن بودند رفتيم دولاب. آنجا هم بى‏اندازه جمعيت بود دوشان‏تپه و سليمانيه زياد میرفتند.

🌾باغات اطراف شهر و داخل شهر مملو از زن و مرد است چاى و عصرانه خورديم از بس خنده كرديم حالت گريه دست داده بود زنها، امروز با زينت زياد و بزكهاى فراوان جلوه ‏گر بودند. جمعيت زن دوبرابر مرد بود رفتيم نزديك اميريه. موزيك میزدند. آنچه دختر خوب در اين شهر بود امروز براى آنكه آقا ديده و بگيرد اينجا آورده بودند. اغلب دخترها را هم بزك كرده بودند. در حقيقت سان دختر بود شاه هم اينجا تشريف آورده بودند اما زود رفته بودند. خاله جانم مى‏گفت كه زنها آقا را دوره كرده بودند، آقا هم سوار اسب شده مثل على اكبر تكيه تاخت میكرد و زنها باز ول‏ كن نبودند.از دنبال میرفتند هركس دخترى همراه آورده بود جلو میبرد. اما آقا از ترس خانمهاى خود، جرئت نگاه كردن نداشت. تا غروب كار آقا تماشاى زنها بود(روزنامه خاطرات عين‏السلطنه...ج‏1ص918)

🌾«هركس بقدر وسع و لزوم، تداركى براى اين ‌روز دیده از صبح، خانواده‌ هاى شهرى با سماورهاى كوچك و بقچه بسته‌ هائى كه در آن خوراكى روزانه را بسته بودند از شهر بيرون ميرفتند، هر دسته ‌اى كنار نهر آب و سبزه ‌زارى مينشستند. نهار را در زير طاق آسمان و اگر چند درختى گير آورده بودند، در زير سايۀ كم آن صرف ميكردند.آجيل و شيرينى بعلاوه عصرى كاهو با سركه يا سكنجبين و يا سركه ‌شيره حكما بايد بخورند...

🌾سيزده‌ بدر حسابى برپا بود خانمها در باغ تاب ميبستند و تاب ميخوردند حتى الك‌ دولك و توپ بازى هم ميكردند منظرۀ بيرون شهر بسيار جالب بود، بچه‌ها و جوانها و مردها دسته ‌دسته ببازیهاى ورزشى از قبيل الك‌ دولك ‌بازى، اعم از سردستى و سرسنگى و چرى يا نچرى زوئى و توپ ‌بازى، گردو، بل ‌بگير بالا بيا و چپ توپ و باقلى بچند من‌؟ و بازى جرنك‌ جرنك اسب چه رنك‌؟ و گرگم ‌بهوا و قايم‌ باشك مشغول بودند ميمون‌ بازها و خرس‌ بازها و بزبازها و غول ‌بيابانى و دورى ‌گردانها با تنبك و تصنيف خواندن خود هم مى ‌آمدند و با ده شاهى پنجشاهى اسباب سرگرمى ميشدند.

🌾دسته‌هاى مطربى كه تارزن و آوازه‌ خوان هم داشتند زياد بودند.طبق‌هاى آجيل و شيرينى و بالاختصاص كاهو بحد فراوان بر روى چهارپايه‌ هاى چوبى گذاشته بساط حقه ‌بازى و پهلوان كچل و خيمه‌ شب‌ بازى هم اين سر و آن سر پهن بود كه وقتى مردم از ورزش خسته ميشدند، دور بساط اين آقايان جمع شده خستگى دركنند...
در اينروز، دخترهاى دم بخت براى پيدا كردن شوهر، بسبزه گره ميزدند و معتقد بودند كه تا سيزدۀ آينده البته حاجت آنها روا خواهد شد، بشرط اينكه اين ذكر را در حين انجام گره ‌زنى گفته باشند: «سيزده‌بدر، سال ديگر، خانۀ شوهر، بچه به بر»(عبدالله مستوفی،‌شرح زندگانی من...ج۱، ص ۳۶۴

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
‏گهی پشت بر زین گهی زین به پشت

✍دختر زمستان

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
✋ لطفاً این ویدئو را منتشر نکنید، فایده زیادی ندارد و حکومت‌کنندگان خیلی کک‌شان نمی‌گزد. اما شما می‌توانید این روزها کار مهمتری انجام بدهید.

◀️ من مهندسی راه و آسمان نخوانده‌ام اما احتمالاً شکستن غرور یک نان‌آور پیش زن و بچه‌اش، عرش خداوندی را می‌لرزاند. مگر می‌شود خدایی باشد و رنج‎ انسان‌های بی‌پناه را ببیند و نلرزد؟

◀️ اوایل رواج فیسبوک در ایران، بعضی‌ هر روز عکس کودک گرسنه و بیمار آفریقایی را منتشر می‌کردند و می‌نوشتند هر لایک شما باعث می‌شود سازمان ملل یک دلار به این کودک کمک کند!

◀️ خیلی‌ها لایک می‌کردند و وجدان‌شان آرام می‌گرفت که یک دلار کمک کرده‌اند، آن پُشت مُشت‌ها هم گرداننده صفحه ریزریز می‌خندید به سادگی خلق خدا!

◀️دست به دست کردن ویدئوهایی مثل این پیرمرد همان کار است. میلیون‌ها لایک بخورد هم فایده زیادی ندارد. در بهترین حالت مشکل او را تعدادی از خیرین حل می‌کنند ولی هزاران نفر که شاید از او محتاج‌تر باشند چه؟! آنها که شرم می‌کنند جلوی دوربین‌ها ناله کنند چطور؟

🚫 روزهای اول که دولت مردم را به خانه‌نشینی دعوت می‌کرد نوشتم«چرا فکر می‌کنید مردم آنقدر پس‌انداز دارند که می‌توانند گوشه خانه بنشینند و از جیب بخورند؟ خیلی از مردم برابر آمار خودتان زیر خط فقر و مستحق یارانه و سبد معیشتی هستند.

🚫 این افراد اگر یک روز سر کار نروند ممکن است لنگ نان شب بمانند. مفهوم نان شب را می‌دانید؟ اصلاً می‌توانید تصور کنید چطور ممکن است یک خانواده در ماه نتواند یک کیلو گوشت بخرد؟ به خدا که اگر می‌دانستید و می‌توانستید رنج مردم را تصور کنید از شرم می‌مُردید!»

◀️ من یک کارمند کاملاً معمولی دانشگاهم و در یک محله متوسط کرج زندگی می‌کنم. بار اول وقتی از دو نانوایی حوالی پرسیدم که اینجا کسی نان قرض می‌کند؟ خیلی عادی جواب دادند: بله!

◀️ خانواده‌ها را هم می‌شناختند که محتاج اما آبرودار بودند و نان قرض می‌کردند! آدم از این درد حق دارد بمیرد.

از آن روز هر وقت حقوق می‌گیرم به هر دو نانوایی مبلغی می‌دهم برای صاف کردن قرض بنده خدایی که نان قرض کرده.

🙏 لطفاً شما هم این کار را بکنید. این روزها آنها که درآمدی ندارند، مجبور به قرض از سوپری‌ها می‌شوند. لطفاً وقتی می‌روید سوپری یا میوه‌فروشی که اعتماد دارید، هر چقدر دست‌تان می‌رسد حساب‌های دفتری را صاف کنید. حتی۲۰هزارتومن.

🙏 این کار را بکنید و به دیگران هم یاد بدهید. نق‌زنندگان حرفه‌ای گفتند ریا است، بگویید احسان محمدی گولمان زد! گناهش گردن من. رفتم آن دنیا می‌گویم فرشته‌ها بزنند ته لیست طولانی گناهانم!

🙏 این کار را بکنیم اما اجازه ندهیم یک انسان اینطور مچاله شود. ارزشش هزاران بار بیشتر از انتشار این ویدئو و عکس‌هاست.

#احسان_محمدی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

https://www.instagram.com/p/B-cXKwgHPcc/?igshid=13hd5cjfz8r9i
👍1
Reading Ferdowsi Ep49
Amir Khadem
چهل‌ونهم: داستان رسیدن رستم به کوه هماون

سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

شیخ فضل الله نوری و ماری کوری، در
یک عصر می زیستند. یکصد و چندی سال پیش. این در ایران، آن در لهستان. شیخ فضل الله نوری، آن زمان که یقه اش را می درید و عمامه بر سر می کوفت و کف به لب، نعره می کشید که: ایهاالناس مشروطه خواهان می خواهند دختران شما را به مدرسه بفرستند و اسم زن و بچه ی شما را روی کاغذ بنویسند، دختری که بعدها به ماری کوری شهرت یافت، در رشته ی فیزیک لیسانس گرفت و کمی بعد به فرانسه کوچید و در آنجا با فقر و نداری زیست و به دعوت یک پروفسور، در آزمایشگاه وی مشغول به کار شد.

" نوری و کوری" را باید همزمان پی گرفت. صحنه ای از این و صحنه ای از آن. در صحنه ای به تماشای ضجه ها و عربده ها و منبرها و حدیث ها و آیه ها و حرص و جوش خوردن ها و زن زن زن زن زن زن زن زن زن کردن های شیخ فضل الله نوری بنشینیم، و در صحنه ای دیگر، به تماشای تحصیل و تحقیق "ماری" در دانشگاه و آزمایشگاه و فیزیک و فرمول و لوله های آزمایشگاهی و مواد و خواص! نوری را تجسم کنید که زن را با استناد به حدیث و روایت و قرآن و پیامبر و امامان در همان دخمه های ذلت تاریخی اش، به زیر گِل می برد، و ماری را ببینید که در آزمایشگاه ساده و محقرانه اش، کم کم به کشفی سترگ دست می یابد که بشریت، تا همه ی تاریخ و تا همه ی آینده، مدیونِ اوست.

نوری بخاطر شلتاق ها و عربده های ابلهانه و هیولاوارش، از پله های دار بالا رفت، و کوری – دو بار - از پله های آکادمی نوبل برای دریافت دو جایزه ی نوبل.

شیخ فضل الله نوری، بلندگوی تکرار خزعبلاتی بود که زن را اسیر و بدبخت و کلفَت و فلک زده و رختخوابی می خواست، و ماری کوری، از اینجور خزعبلات رهیده بود و فراتر و جلوتر از میلیاردها مرد، پرچمداری شد برای گسترشِ علم و رشد و سلامتِ بشریت. کشفی که ماری کوری بجای نهاد و به بشریت سپرد، آنچنان درخشان و ناب و سرشار از فایده است که همه ی آیندگان شیخ فضل الله نوری بدان محتاج اند، اما ماری کوری هرگز به خزعبلات شیخ فضل الله نوری، نه که محتاج نیست بل از آن گریزان است.


ماری کوری، میوه ی دنیای فهم بود و شیخ فضل الله نوری میوه دنیای جهل. دنیای علم و جهان بشریت، بنیان همین عکس های رادیولوژی و خواص گسترده ی رادیو اکتیویته را مدیون ماری کوری ست. کوری در یکی از یافته هایش، کشف کرد که پرتوهای رادیوم می‌توانند بافتهای زنده ی اندامها را از بین ببرند. بعدها، پزشکان و پژوهشگران علوم پزشکی دریافتند که با اعتنا به کشف کوری، می‌توانند غده‌ها و بافتهای بدخیم را که در سرطان و همچنین بیماری‌های پوستی و غدد ترشحی بروز می‌کنند، از بین ببرند.

شیخ فضل الله اما خود خود خود سرطان بود. که با هیچ پرتوی، ریشه و نسلش بیخ بر نمی شد.


دنیای فهم، میوه هایی چون ماری کوری بسیار برآورده است، در اینجا اما، دنیای جهل، میوه های تلخ و زهر آمیز و گزنده و سرطان زا فراوان به بار نشانده است.

یجوری که اگر یکی از این سرطان ها فرو می میرد، بیش از او به بار می نشینند. شیخ از پله های دار بالا رفت، اما پشت بندش، ........ از همان پله ها پایین آمد و سخنانِ در گلو مانده ی شیخ را هوار کشید و برهمان طبل کوفت و جامعه ای را که به شوق فهم، به سمت علم و درخشندگی خیز برداشته بود، به قهقراهای شیخ فضل اللهی گسیل فرمود تا ناکامی شیخ، در گور، به کام گراید!

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"برای الیز" اثر #بتهوون
اجرایی از رقصنده های باله تاتر بالشوی


.موسیقی مانندكشوری است كه روح من در آن حركت می كند.

#بتهوون

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

به شیشهٔ یک مغازه سبزی‌فروشی، بین پیازها و هویج‌ها، شعاری چسبانده شده بود:«کارگران جهان متحد شوید!»

شعارنوشته را اداره مرکزی صنف به همراه هویج‌ها و پیازها برای سبزی‌فروش فرستاده است...

سبزی‌فروش فقط بر اساس روال و اجبار این شعار را پشت شیشه چسبانده. دورویی و دروغ و ریا، محصول نظام‌های ایدئولوژیک و توتالیتر است... هم نخست‌وزیر و هم سبزی‌فروش هر یک به اندازه خودش هم قربانی این نظام است و هم پشتیبان آن.

📕قدرت بی‌قدرتان/واتسلاف هاول ترجمه احسان کیانی‌خوان

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مهدیار سعیدیان پزشک و فعال رسانه‌ای سلامت:
۳۰۰۰ عدد قرص فاویپیراویر وارد ایران شده و عمدتا برای درمان مدیران کشور که مبتلا به کرونا بودند استفاده شده و پاسخ درمانی بسیار خوبی داشته است

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

مهران مدیری
پوپولیست تمام عیار 
(بخش نخست)

امیر احمدی‌آریان
(روزنامه کارگزاران منتشر شده در روزنامه‌ی کارگزاران به تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۸۷)

مهران مدیری پوپولیستی تمام‌عیار است. پوپولیست چه می‌کند؟ او کسی است که رسالت نهایی‌اش در حرفه و زندگی، قلب واقعیت و دگرگون جلوه دادن شرایط واقعی به نفع طبقه حاکم است و مهران مدیری در این سال‌ها که سلطان بی‌رقیب طنزهای تلویزیونی بوده، به خوبی ثابت کرده است که تمام ابزارهای پوپولیسم را می‌شناسد و توان جذب عامه مردم و فریفتن آنان را بسیار بیش از دیگر ارکان رسانه ملی دارد. کاری که او می‌کند دقیقا همان تعریفی است که لویی آلتوسر از ایدئولوژی ارائه می‌دهد، یعنی تشویق و ترغیب مردم به ایجاد رابطه‌ای خیالی با شرایط واقعی‌شان، به این معنا که مدیری با طنز تخدیرکننده‌اش برای عامه مردم، که اتفاقاً رنگ و لعابی انتقادی هم دارد، دعوتشان می‌کند سیاهی واقعیت بیرون را که بخشی از آن نتیجه فقدان طنز و روحیه دست انداختن یکدیگر در جامعه و در سطوح سیاسی و فرهنگی آن است، فراموش کنند و به عنوان فعالیت فرهنگی شب‌هایشان را با برنامه‌های او بگذرانند. کاری که مدیری در صدا و سیما می‌کند جز پیروی از سیاست‌های کلی این سازمان نیست، و می‌توان گفت تمام برنامه‌های تلویزیون (به استثنای برنامه نود) در این راه گام برمی‌دارند.
تلویزیون، رسانه‌ای برای تولید ایدئولوژی است، و ایدئولوژی چیزی نیست جز همین تعریف رابطه خیالی مردم با زندگی واقعی‌شان. این تصویر خیالی در تلویزیون به شیوه‌های مختلفی ایجاد می‌شود. برنامه‌های خبری صبح تا شب در بوق و کرنا می‌کنند که در کشور ما همه چیز خوب است، تمام جهان پیرو سیاست‌های ما هستند، در این کشور نه فقر وجود دارد نه محدودیت سیاسی، انگار نه انگار که فرهنگ مملکت آخرین نفس‌هایش را می‌کشد و اگر وضع به همین ترتیب ادامه پیدا کند چیزی از فرهنگ و هنر باقی نمی‌ماند و... در برنامه‌های خانواده و زندگی، که اغلب صبح‌ها برای خانم‌های خانه‌دار پخش می‌شود، صحبت از عشق و امید است، از زیبایی و دلربایی زندگی در جهان است، از این که با صدور انرژی مثبت و دریافت آن چه قله‌ها که فتح نمی‌شود، چه زندگی‌ها که زیر و رو نمی‌شود و چه ثمرات بی‌شماری که به دست نمی‌آید. در این برنامه‌ها همیشه آشپزی هست که خوشمزه‌ترین غذاهای جهان را می‌پزد، و پزشک روان‌شناسی که برای توجیه پروژه انرژی مثبت ظاهر می‌شود و سخنرانی می‌کند. جایگاه این دو بسیار شبیه به هم است، با این تفاوت که آشپز حداقل محصولی مادی از خود به جا می‌گذارد که می‌تواند شکم چند نفر را سیر کند.

دیگر اشکال تولید ایدئولوژی در بیرون نیز از همین منطق پیروی می‌کنند، این طرز فکر که پولدار بودن و خوشگل بودن مایه خوشبختی است، با سوار شدن بر مرسدس بنزهای جدید راه دست یافتن به سعادت هموار می‌شود، لاغری جاده صاف‌کن شوهر پیدا کردن، و دور بازوی بیش از چهل سانتی‌متر تسهیل‌کننده زن یافتن است، پیروی از مد برای عقب نماندن از قافله خوشبخت‌ها الزامی است و نظایر آن، همه اشکال گوناگون ایدئولوژی‌اند، به این معنا که نقابی بر چهره واقعیت می‌کشند و آن را دگرگون جلوه می‌دهند. واقعیت این است که همه چیز در کشور ما ایده‌آل نیست، انرژی مثبت هیچ کس را از فلاکت نجات نمی‌دهد، نه چاقی و لاغری خوشبختی می‌آورد و نه ماشین و مدل لباس، واقعیت سیاه‌تر و پیچیده‌تر و کثیف‌تر از آن است که با این فرمول‌های مضحک و تبلیغات توخالی بتوان راهی برای غلبه بر آن پیدا کرد.

با این حال چنین تصویر سیاهی از واقعیت خلاف مصلحت حاکمیت است، و رسانه ملی باید تلاش کند در راستای مصالح حکومت گام بردارد. یکی از مهم‌ترین ابزارهای رسانه ملی در این راه، بی‌تردید برنامه‌های مهران مدیری است، دقیقا به این دلیل که در صدا و سیما، هیچ‌کس به اندازه مدیری نمی‌داند چطور چهره‌ای قلب‌شده از واقعیت را باید به خورد خلق داد. ‌مدیری از سطحی‌نگری و شعارزدگی برنامه‌های مختلف صدا و سیما، از بی‌مزگی و تکراری بودن سریال‌های آن و تخریب شخصیت و حمله‌های یک‌طرفه‌ای که در برنامه‌هایی مثل هویت و بیست‌وسی شاهد بودیم و هستیم فراتر رفته است، او طنزپردازی خلاق و باقریحه است و برای جا باز کردن در بین برنامه‌های تلویزیون نیاز ندارد مثل مجری بیست و سی با جعل واقعیت و نگاه‌ها را به خود جلب کند. تولید ایدئولوژی در برنامه‌های مدیری از جنسی دیگر است و فرآیند کار او پیچیده‌تر از آن است که بشود به راحتی مورد حمله قرارش داد. پاسخ را باید در همان شیوه منحصربه‌فرد مدیری در تولید ایدئولوژی جست.

ادامه دارد....

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای هزار ابراهیم

▪️شهید ابراهیم همّت، فرمانده جوانِ روزهای سخت، امروز ۶۵ ساله شد. خواستم بنویسم «اگر بود ۶۵ ساله می‌شد» دیدم این «اگر بود» چقدر نادرست و بیهوده است! در زندگی آدم‌هایی هستند که بود و نبودشان به سال و ماه نیست. به زیر و روی خاک نیست. به نام و نان نیست، اصلا به تن نیست که اگر بر خاک افتاد تمام شود. این آدم‌ها فقط یک نشان و نشانی دارند؛ آن هم اینکه وقتی نگاه‌شان می‌کنی یاد «آدم» می‌افتی نه یاد خدا! دنیا پر است از کسانی که اتفاقا چون شبیه «آدم» نیستند پشت خدا پنهان می‌شوند تا کسی هیولای وجودشان را نبیند.

▪️در این ۳۷ سال که از شهادت حاج همّت در جزیره مجنون گذشته، بسیار گفته‌اند از «شجاعتِ» او! من اما هر چه بیشتر شناختمش عاشق «ترس»های او شده‌ام. او می‌ترسید از آنکه مبادا «انسان» نباشد.
سالهای دور، نشانی حاج همّت را نخستین بار دو نفر نشانم دادند؛ ژیلا خانم بدیهیان (همسرش) و آقا محمدرضا پروازی (همرزم و همسفرش)، بگذریم که حالا هر دوی اینها گمنام نشسته‌اند و روی صحنه، بازیگرانی ایستاده‌اند که نمی‌دانند همّت، نقاب نیست که به صورت بزنی، لباس نیست که بپوشی، ادا نیست که درآوری، بت نیست که بپرستی، اما اتفاقی است که باید در وجودت بیفتد. همین است که امروز هزار حاج همّت بی‌آنکه شباهت‌های ظاهری به زمان و زبان او داشته باشند در لباس پزشک و پرستار، در صف اولِ نبردی نابرابر با بلا و ابتلا ایستاده‌اند، چشم‌های‌شان مثل چشم‌های او از بیداری ورم کرده، صورت‌های‌شان مثل صورت‌های او از فشار و حرارت ماسک‌ها خراشیده؛ دل‌شان دلشوره‌ی انسان دارد و گلوی‌شان بغض زندگی.
«اگر بود»ها و «کاش»ها، چشم آدمی را بر داشته‌هایش می‌بندند! کاش‌ها را باید بوسید اما داشته‌ها را باید بغل کرد و به رخ کاش‌ها کشید.

▪️امسال تولد حاج همت را به جان‌ها و تن‌هایی تبریک می‌گویم که این «ابراهیم» هر صبح در لباس سپید آنها متولد می‌شود و آتش را گلستان می‌کند! و مگر تولد و «هستی» از این بیشتر هم هست؟

⁦✍️⁩محمد جواد اکبرین

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

https://www.instagram.com/p/B-cGUblCYOF/?igshid=1avlkk8z7hmwa
🔸نخست‌وزیر اسپانیا در تمدید قرنطینه به سعدی ارجاع داد

🔺پدرو سانچز، نخست وزیر سوسیالیست اسپانیا، در سخنرانی‌اش برای تمدید سه هفته‌ای قرنطینه در این کشور شعری از سعدی خواند.

🔺آقای سانچز که از سعدی با عنوان شاعر پارسی قرون وسطی یاد کرد، در دعوت از اسپانیایی‌ها برای رعایت محدودیت‌ها برای نجات جان خود و دیگران این قطعه مشهور از گلستان را خواند که:

👥"بنی‌آدم اعضای یک پیکرند/که در آفرينش ز یک گوهرند

چو عضوى به‌درد آورَد روزگار/دگر عضوها را نمانَد قرار

تو کز محنت دیگران بی‌غمی/نشاید که نامت نهند آدمی"


https://bbc.in/3aKRTQW

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️