Reading Ferdowsi Ep21
Amir Khadem
بیستویکم: داستان رستم و هفت گردان در شکارگاه افراسیاب
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 دیالوگ ماندگار فیلم ستارخان
•حیدرخان: این مملکت از دوسو داره غارت میشه
یکی انگلیسیها و روس ها ، یکی هم خودی ها !
• ستار خان: دسته سوم رو فراموش کردید، بی طرفها، بلاتکلیفها، آدمهایی که سکوت می کنند و فقط ناظرند، بی تفاوتها، اونا بیشتر از همه من رو رنج می دن وگرنه آدم تکلیفش با دوست و دشمن روشنه...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
•حیدرخان: این مملکت از دوسو داره غارت میشه
یکی انگلیسیها و روس ها ، یکی هم خودی ها !
• ستار خان: دسته سوم رو فراموش کردید، بی طرفها، بلاتکلیفها، آدمهایی که سکوت می کنند و فقط ناظرند، بی تفاوتها، اونا بیشتر از همه من رو رنج می دن وگرنه آدم تکلیفش با دوست و دشمن روشنه...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چطور به گرم نشدن زمین کمک کنیم؟
✊ دست از مبارزه از خانه برداریم. فقط گذاشتن پست اینستاگرام کارساز نیست. از خودمان شروع کنیم. انگشت اتهام را از سمت دیگران به سمت خودمان برگردانیم و نقش خودمان را در ماجرا ببینیم.
🍂 هر کاری را که در اطرافمان موجب #گرمایش_زمین یا نابودی طبیعت میشود از همین حالا قطع کنیم
(مصرف گوشت و لبنیات را به حداقل برسانیم. به کیسه پلاستیکی و هر چیز یک بار مصرف نه بگوییم. تا میتوانیم درخت و گیاه بکاریم و...)
✋ به #مصرف_گرایی نه بگوییم. صنعت مد و لباس از آلایندهترین صنایع است که تاثیر ویران کنندهای بر طبیعت دارد. این صنعت با تبلیغات و ایجاد نیاز ما را به سمت خرید بیشتر و بیشتر چیزی که نیاز نداریم سوق میدهد.
🧣🧤دمای خانه و محل کار را با باز کردن پنجره تنظیم نکنیم بلکه با کم و زیاد کردن وسایل گرمایشی و تعوصش لباس تنظیم کنیم.
از همین امروز شروع کنیم و اطلاعات و آگاهیمان را با دیگران تقسیم کنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چطور به گرم نشدن زمین کمک کنیم؟
✊ دست از مبارزه از خانه برداریم. فقط گذاشتن پست اینستاگرام کارساز نیست. از خودمان شروع کنیم. انگشت اتهام را از سمت دیگران به سمت خودمان برگردانیم و نقش خودمان را در ماجرا ببینیم.
🍂 هر کاری را که در اطرافمان موجب #گرمایش_زمین یا نابودی طبیعت میشود از همین حالا قطع کنیم
(مصرف گوشت و لبنیات را به حداقل برسانیم. به کیسه پلاستیکی و هر چیز یک بار مصرف نه بگوییم. تا میتوانیم درخت و گیاه بکاریم و...)
✋ به #مصرف_گرایی نه بگوییم. صنعت مد و لباس از آلایندهترین صنایع است که تاثیر ویران کنندهای بر طبیعت دارد. این صنعت با تبلیغات و ایجاد نیاز ما را به سمت خرید بیشتر و بیشتر چیزی که نیاز نداریم سوق میدهد.
🧣🧤دمای خانه و محل کار را با باز کردن پنجره تنظیم نکنیم بلکه با کم و زیاد کردن وسایل گرمایشی و تعوصش لباس تنظیم کنیم.
از همین امروز شروع کنیم و اطلاعات و آگاهیمان را با دیگران تقسیم کنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بوی عیدی
#فرهاد_مهراد
#شهیار_قنبری
۲۹ دیماه، سالروز تولد #فرهاد_مهراد
۱۳۲۲-۱۳۸۱
یاد و نامش گرامی باد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#فرهاد_مهراد
#شهیار_قنبری
۲۹ دیماه، سالروز تولد #فرهاد_مهراد
۱۳۲۲-۱۳۸۱
یاد و نامش گرامی باد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#برشی_از_کتاب
#دموکراسی_یا_دموقراضه
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دو سال یکبار یکی از ۲۵ پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دو سال یکبار یکی از فرزندان او را انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد. افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است:
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:
حواستان باشد! بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است. شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است؛ قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله. قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد. هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد. پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید، چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست. پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند. پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
#سید_مهدی_شجاعی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#برشی_از_کتاب
#دموکراسی_یا_دموقراضه
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دو سال یکبار یکی از ۲۵ پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دو سال یکبار یکی از فرزندان او را انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد. افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است:
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:
حواستان باشد! بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است. شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است؛ قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله. قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد. هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد. پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید، چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست. پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند. پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
#سید_مهدی_شجاعی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep22
Amir Khadem
بیستودوم: شروع داستان رستم و سهراب
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
خیال به مثابهٔ حقیقت و خیال در مقامِ حس باطنی
مولانا در فیه ما فیه چنین میگوید:
مهندسی خانهای در دل برانداز کند و خیال بندد که عرضش چندین باشد و طولش چندین باشد و صُفّهاش چندین و صحنش چندین. این را خیال نگویند ٬ که آن حقیقت از این خیال میزایدو فرع این خیال است. آری ٬ اگر غیر مهندس در دل چنین صورت به خیال آورد و تصور کند ٬ آن را خیال گویند. و عرفاً ٬ مردم چنین کس را که بنّا نیست و علمِ آن ندارد٬ گویندش که «تورا خیال است».
...
این خیال که در ذهنِ عالِم به علم٬ جهت یا تحقّق در عالم واقع٬ عبور میکند با آن خیال که از عناصر ادارک است نزد حکیمان و عرفا تفاوت دارد...
از منظر فلاسفهی قدیم و عرفا٬ ادراک توسط پنج حسّ باطنی صورت میگیرد که یکی از آن حواسِ باطنی «خیال یا تصوّر» نام دارد....
اینکه حکما و عرفا در توصیف و تفسیر شکل ارتباط٬ میان حواسِ باطن و ظاهر و میزانِ نقشِ هریک در ادراک چه تشابهات و اختلافاتی در آرا دارند خود مجالی کافی میطلبد....
اما خیال یا تصور٬ خزانهٔ صُوَر جزئی میباشد. از مواجههٔ حواس بیرونی با عین، شئ و محسوساتِ عالم مشهود و محسوس (ظاهر)، حسِّ مشترک که یکی از پنج حسّ باطنیست٬ تصاویر را به خیال یا تصوّر منتقل میکند تا در آن مکان ذخیره شود...
اندکی پس از قطع ارتباط با خارج، آن صورت نیز از حسِّ مشترک محو میشود اما اثری از آن صورت٬ در خیال یا تصوّر ذخیره میشود که نباید با حافظه خلط شود...
به این مختصر بسنده میکنم که این صُوَر جزئی سپس توسط «واهمه» درک میشود و آنچه توسطِ واهمه درک شد در حافظه ذخیره میشود ...
این توضیح بدان جهت بود که نخست تفاوت خیالِ منتهی به تحقق در عالمِ واقع با خیالِ حسِ ادراکی بیان شود و سپس چنین ادعا نشود که ادراک از منظرِ عرفا و خصوصا مولانا توسطِ دل صورت میگیرد...
دل کاری دیگر دارد از منظرِ مولانا...
#محمدرضا_سروش
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
خیال به مثابهٔ حقیقت و خیال در مقامِ حس باطنی
مولانا در فیه ما فیه چنین میگوید:
مهندسی خانهای در دل برانداز کند و خیال بندد که عرضش چندین باشد و طولش چندین باشد و صُفّهاش چندین و صحنش چندین. این را خیال نگویند ٬ که آن حقیقت از این خیال میزایدو فرع این خیال است. آری ٬ اگر غیر مهندس در دل چنین صورت به خیال آورد و تصور کند ٬ آن را خیال گویند. و عرفاً ٬ مردم چنین کس را که بنّا نیست و علمِ آن ندارد٬ گویندش که «تورا خیال است».
...
این خیال که در ذهنِ عالِم به علم٬ جهت یا تحقّق در عالم واقع٬ عبور میکند با آن خیال که از عناصر ادارک است نزد حکیمان و عرفا تفاوت دارد...
از منظر فلاسفهی قدیم و عرفا٬ ادراک توسط پنج حسّ باطنی صورت میگیرد که یکی از آن حواسِ باطنی «خیال یا تصوّر» نام دارد....
اینکه حکما و عرفا در توصیف و تفسیر شکل ارتباط٬ میان حواسِ باطن و ظاهر و میزانِ نقشِ هریک در ادراک چه تشابهات و اختلافاتی در آرا دارند خود مجالی کافی میطلبد....
اما خیال یا تصور٬ خزانهٔ صُوَر جزئی میباشد. از مواجههٔ حواس بیرونی با عین، شئ و محسوساتِ عالم مشهود و محسوس (ظاهر)، حسِّ مشترک که یکی از پنج حسّ باطنیست٬ تصاویر را به خیال یا تصوّر منتقل میکند تا در آن مکان ذخیره شود...
اندکی پس از قطع ارتباط با خارج، آن صورت نیز از حسِّ مشترک محو میشود اما اثری از آن صورت٬ در خیال یا تصوّر ذخیره میشود که نباید با حافظه خلط شود...
به این مختصر بسنده میکنم که این صُوَر جزئی سپس توسط «واهمه» درک میشود و آنچه توسطِ واهمه درک شد در حافظه ذخیره میشود ...
این توضیح بدان جهت بود که نخست تفاوت خیالِ منتهی به تحقق در عالمِ واقع با خیالِ حسِ ادراکی بیان شود و سپس چنین ادعا نشود که ادراک از منظرِ عرفا و خصوصا مولانا توسطِ دل صورت میگیرد...
دل کاری دیگر دارد از منظرِ مولانا...
#محمدرضا_سروش
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
جمعیت باشکوه!
▪️گزارش امروز روزنامه شرق از فاجعه کرمان از همه نظر هولناک است. در بخشهایی از این گزارش میخوانیم:
«نردههایی که برای بازرسی ایجاد شده بودند، حالا سدی در مقابل موج جمعیت شد؛ چند نفر پشت میلهها در یک حالت ۹۰ درجه پرس شدند. یعنی از کمر روی میلهها خم شده بودند از پشت هم موج جمعیت فشار میآورد. نه راه پیش بود و نه راه پس. پشت نردهها هم چند جوان بسیجی ایستاده که شوکه شده بودند. نمیتوانستند داربست را باز کنند، چون آچار نداشتند/مسئول اصلی اعلام آمار میگوید: قربانیان حدود ۶۰ نفر بودند؛ ۶۲-۶۳ نفر بودند/حدود ۵۰ کودک هم در اولین دقایق به دو آمبولانس منتقل شدند، اگر این کار نمیشد، شاید الان تلفات ۵۰ نفر بیشتر بود/از فرمانداری مدارک خواستند و برایشان بردیم. گفتند قرار است که هزینهای برای کفنودفن پرداخت شود/بحث مقصر یا مقصران احتمالی چندان جدی مطرح نشد و حتی مسئولانی هم از بیتقصیری اجراکنندگان سخن به میان آوردند».
▪️ترازوهای نظام هم مثل شعارهایش وارونه است. به انتخابات که میرسد فقط «انتخابات پرشور» برایش مهم است نه «انتخابات آزاد». به جمعیت که میرسد فقط «باشکوه» بودنش مهم است نه «امنیت»اش.
بار اولشان هم نیست؛ ۱۹سال پیش در اول اردیبهشت ۷۹ نیز «دهها هزارنفر» را در مصلای تهران جمع کردند تا خامنهای دستور «توقیف فلهای مطبوعات» را اعلام کند و چون نگران پیامدهای تعطیلی دهها رسانه در یک شب بودند برای حمایت از این دستور، نیاز به «جمعیت باشکوه» داشتند. چنان با عجله «مردم» را از پایگاهها و مدارس سراسر کشور به تهران آوردند که حواسشان به ظرفیت صحن سخنرانی در مصلای تهران نبود. تعدادی از شرکتکنندگان از جمله برخی دانشآموزان زیر دست و پا کشته شدند و تلویزیون آنها را «شهدای دیدار با ولایت» نامید و حتی با «خانوادههای شهدا» مصاحبه کرد!
▪️پس عجیب نیست که مسئول رسمی اعلام آمار قربانیان تشییع در کرمان میگوید «حدود ۶۰ نفر بودند؛ ۶۲-۶۳ نفر بودند». اگر جان آدم ارزش داشت مسئول رسمی، عدد دقیق میداد و قربانیان را فلّهای حساب نمیکرد. اگر جان آدم ارزش داشت در طول دو ماه بعد از فاجعه آبان، حداقل یک نفر، مسئولانه درباره تعداد قربانیان آمار میداد. این یعنی ما هنوز در الفبای اعلام آمار ماندهایم چه رسد به محاکمه مجرمان! مشکل در نداشتن «آچار» برای بازکردن داربستهای کرمان نیست، مشکل در نداشتن وجدان است.
✍محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
▪️گزارش امروز روزنامه شرق از فاجعه کرمان از همه نظر هولناک است. در بخشهایی از این گزارش میخوانیم:
«نردههایی که برای بازرسی ایجاد شده بودند، حالا سدی در مقابل موج جمعیت شد؛ چند نفر پشت میلهها در یک حالت ۹۰ درجه پرس شدند. یعنی از کمر روی میلهها خم شده بودند از پشت هم موج جمعیت فشار میآورد. نه راه پیش بود و نه راه پس. پشت نردهها هم چند جوان بسیجی ایستاده که شوکه شده بودند. نمیتوانستند داربست را باز کنند، چون آچار نداشتند/مسئول اصلی اعلام آمار میگوید: قربانیان حدود ۶۰ نفر بودند؛ ۶۲-۶۳ نفر بودند/حدود ۵۰ کودک هم در اولین دقایق به دو آمبولانس منتقل شدند، اگر این کار نمیشد، شاید الان تلفات ۵۰ نفر بیشتر بود/از فرمانداری مدارک خواستند و برایشان بردیم. گفتند قرار است که هزینهای برای کفنودفن پرداخت شود/بحث مقصر یا مقصران احتمالی چندان جدی مطرح نشد و حتی مسئولانی هم از بیتقصیری اجراکنندگان سخن به میان آوردند».
▪️ترازوهای نظام هم مثل شعارهایش وارونه است. به انتخابات که میرسد فقط «انتخابات پرشور» برایش مهم است نه «انتخابات آزاد». به جمعیت که میرسد فقط «باشکوه» بودنش مهم است نه «امنیت»اش.
بار اولشان هم نیست؛ ۱۹سال پیش در اول اردیبهشت ۷۹ نیز «دهها هزارنفر» را در مصلای تهران جمع کردند تا خامنهای دستور «توقیف فلهای مطبوعات» را اعلام کند و چون نگران پیامدهای تعطیلی دهها رسانه در یک شب بودند برای حمایت از این دستور، نیاز به «جمعیت باشکوه» داشتند. چنان با عجله «مردم» را از پایگاهها و مدارس سراسر کشور به تهران آوردند که حواسشان به ظرفیت صحن سخنرانی در مصلای تهران نبود. تعدادی از شرکتکنندگان از جمله برخی دانشآموزان زیر دست و پا کشته شدند و تلویزیون آنها را «شهدای دیدار با ولایت» نامید و حتی با «خانوادههای شهدا» مصاحبه کرد!
▪️پس عجیب نیست که مسئول رسمی اعلام آمار قربانیان تشییع در کرمان میگوید «حدود ۶۰ نفر بودند؛ ۶۲-۶۳ نفر بودند». اگر جان آدم ارزش داشت مسئول رسمی، عدد دقیق میداد و قربانیان را فلّهای حساب نمیکرد. اگر جان آدم ارزش داشت در طول دو ماه بعد از فاجعه آبان، حداقل یک نفر، مسئولانه درباره تعداد قربانیان آمار میداد. این یعنی ما هنوز در الفبای اعلام آمار ماندهایم چه رسد به محاکمه مجرمان! مشکل در نداشتن «آچار» برای بازکردن داربستهای کرمان نیست، مشکل در نداشتن وجدان است.
✍محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نظامهای توتالیتر ، تا پیش از فروپاشی غالبا دو دوره اصلی را طی میکنند.
دوره نخست این نظامها، دوران "ریاکاری" است. در این دوره، فساد در زیر پرده ای از رفتارهای ریاکارانه سران نظام، مشغول تجمیع قدرت و ثروت و تحمیق ملت است. مناسبات مردم و قدرت سیاسی در این دوران، تابعی از خوداگاهی مردم از ماهیت ریاکارانه نظام حاکم در این دوران است. آنها که پی به ماهیت ریاکارانه نظام میبرند، می کوشند همان مناسبات را در پیش گیرند و ریاکاری نیز به مثابه مهمترین ابزار پیشرفت و ارتقاء در نهادِ تک تک شهروندان این جامعه ریاپرور جا میگیرد. هرکس ریاکارتر، موفق تر و مقرب تر خواهد بود.
اما پس از تجمیع قدرت و تحمیق کامل ملت، دوران "وقاحت" شروع میشود. هر قدرت و ثروت انباشته شده ای نیاز به تظاهر وخودنمایی دارد. دوران وقاحت نظامهای توتالیتر، دقیقا آپ دورانی است که آن قدرت و ثروت انباشته شده، به شکل لخت و عریان، خودنمایی میکند. نظام فاسد در این دوران، دیگر نیازی به ریاکاری ندارد. انچه هست را بطور آشکار عیان میسازد. چراکه هم قدرت کافی برای سرکوب دارد و هم ثروت کافی برای عیاشی. عیاشی نظام در دوران وقاحت، هیچ حد و مرزی نمیشناسد. اگر در دوران ریاکاری، این عیاشی در شکل و شمایلی از معنویت و امرقدسی ظاهر میشد، در دوران وقاحت، از لندن تا مسکو، و از ژوهانسبورگ تا تورنتو، و از پکن تا کربلا، میتواند پهنهٔ ظهور و بروز این عیاشی باشد.
مناسبات مردم با قدرت سیاسی نیز در دوران وقاحت، تغییر میکند. آن مردمی که هنوز در دامن این نظام ارتزاق میکنند، رو به وقاحت می اورند. اگر نظام وقیح در دوران وقاحت، برغم فقر گسترده و بحران اقتصادی مردمانش، مانور قدرت در کشورهای دیگر راه می اندازد، مردم وقیحش نیز با همان وقاحت در سواحل آنتالیا با گرفتن عکس سلفی و ارسال آن به دیگران در فضای مجازی، مینویسند: «در جوار ساحل آنتالیا، دعاگویتان هستیم» و تجریه معنوی و قدسی خود در پیاده روی در سواحل آنتالیا را با وقاحت تمام، به رخ کسی میکشد که در خیابانهای شهر برای معالجه فرزند بیمارش، کلیه اش را به حراجگذاشته است!
اما این وقاحت امرقدسی، به زودی بدل به وقاحتی دیگر خواهد شد که میتوان انرا طغیان گرسنگان علیه امرقدسی وقیح نامید.
✍دکتر اکبر جباری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نظامهای توتالیتر ، تا پیش از فروپاشی غالبا دو دوره اصلی را طی میکنند.
دوره نخست این نظامها، دوران "ریاکاری" است. در این دوره، فساد در زیر پرده ای از رفتارهای ریاکارانه سران نظام، مشغول تجمیع قدرت و ثروت و تحمیق ملت است. مناسبات مردم و قدرت سیاسی در این دوران، تابعی از خوداگاهی مردم از ماهیت ریاکارانه نظام حاکم در این دوران است. آنها که پی به ماهیت ریاکارانه نظام میبرند، می کوشند همان مناسبات را در پیش گیرند و ریاکاری نیز به مثابه مهمترین ابزار پیشرفت و ارتقاء در نهادِ تک تک شهروندان این جامعه ریاپرور جا میگیرد. هرکس ریاکارتر، موفق تر و مقرب تر خواهد بود.
اما پس از تجمیع قدرت و تحمیق کامل ملت، دوران "وقاحت" شروع میشود. هر قدرت و ثروت انباشته شده ای نیاز به تظاهر وخودنمایی دارد. دوران وقاحت نظامهای توتالیتر، دقیقا آپ دورانی است که آن قدرت و ثروت انباشته شده، به شکل لخت و عریان، خودنمایی میکند. نظام فاسد در این دوران، دیگر نیازی به ریاکاری ندارد. انچه هست را بطور آشکار عیان میسازد. چراکه هم قدرت کافی برای سرکوب دارد و هم ثروت کافی برای عیاشی. عیاشی نظام در دوران وقاحت، هیچ حد و مرزی نمیشناسد. اگر در دوران ریاکاری، این عیاشی در شکل و شمایلی از معنویت و امرقدسی ظاهر میشد، در دوران وقاحت، از لندن تا مسکو، و از ژوهانسبورگ تا تورنتو، و از پکن تا کربلا، میتواند پهنهٔ ظهور و بروز این عیاشی باشد.
مناسبات مردم با قدرت سیاسی نیز در دوران وقاحت، تغییر میکند. آن مردمی که هنوز در دامن این نظام ارتزاق میکنند، رو به وقاحت می اورند. اگر نظام وقیح در دوران وقاحت، برغم فقر گسترده و بحران اقتصادی مردمانش، مانور قدرت در کشورهای دیگر راه می اندازد، مردم وقیحش نیز با همان وقاحت در سواحل آنتالیا با گرفتن عکس سلفی و ارسال آن به دیگران در فضای مجازی، مینویسند: «در جوار ساحل آنتالیا، دعاگویتان هستیم» و تجریه معنوی و قدسی خود در پیاده روی در سواحل آنتالیا را با وقاحت تمام، به رخ کسی میکشد که در خیابانهای شهر برای معالجه فرزند بیمارش، کلیه اش را به حراجگذاشته است!
اما این وقاحت امرقدسی، به زودی بدل به وقاحتی دیگر خواهد شد که میتوان انرا طغیان گرسنگان علیه امرقدسی وقیح نامید.
✍دکتر اکبر جباری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی تکان دهنده و شنیدنی دختری که در ۱۴ سالگی از کره شمالی گریخت و قطعا شنیدن این افشاگری ها نفس شما را در سینه حبس می کند!
این دختر هم اکنون در آمریکا به سر می برد و با بیان خاطرات فرار خود از کره شمالی و چگونه زندگی کردن در آن کشور، اشک از چشمان تمام آمریکایی های حاضر جاری کرد!
کره شمالی انگار یک سیاره دیگر است، در آنجا عشق فقط یک مفهوم دارد و آن هم دوست داشتن رهبر کیم است! مردم کره شمالی باور دارند که رهبرشان خدای مطلق قادر است که حتی می تواند افکار ملت را بخواند! ما در کره شمالی حتی از فکر کردن هم می ترسیدیم! تا انتها ببینید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این دختر هم اکنون در آمریکا به سر می برد و با بیان خاطرات فرار خود از کره شمالی و چگونه زندگی کردن در آن کشور، اشک از چشمان تمام آمریکایی های حاضر جاری کرد!
کره شمالی انگار یک سیاره دیگر است، در آنجا عشق فقط یک مفهوم دارد و آن هم دوست داشتن رهبر کیم است! مردم کره شمالی باور دارند که رهبرشان خدای مطلق قادر است که حتی می تواند افکار ملت را بخواند! ما در کره شمالی حتی از فکر کردن هم می ترسیدیم! تا انتها ببینید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از آن پس نمیـــــرم که مـن زندهام
که تخـم سخـــن مــــن پراگـندهام
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پـس از مـــــرگ بر مـن کند آفرین
#زاد_روز_ابوالقاسم_فردوسی_گرامی_باد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
که تخـم سخـــن مــــن پراگـندهام
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پـس از مـــــرگ بر مـن کند آفرین
#زاد_روز_ابوالقاسم_فردوسی_گرامی_باد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رودابه وزال
همایون شجریان
"رودابه و زال"
کنسرت سیمرغ
با صدای #همایون_شجریان
آهنگساز: #حمید_متبسم
اثرماندگار #فردوسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کنسرت سیمرغ
با صدای #همایون_شجریان
آهنگساز: #حمید_متبسم
اثرماندگار #فردوسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حاکمان ما هرگز نه به مجلس اعتقادی داشتهاند نه به حقوق بشر نه به انتخابات و نه حتی به تفکیک قوا. چنانکه مصباح یزدی یکبار گفته بود همۀ این اساس بنا بر مصلحت و برای بستن دهان مردم در قانون اساسی آمده. اینان هنوز که هنوز است میخواهند با مردم رابطۀ مفتی و مقلّد داشته باشند و انتظار دارند فتوای آنان قانون شمارده شود و مردم بدان گردن نهند ....
اینان همچون داعشیان از اعماق تاریک تاریخ به دنیای مدرن امروز پرتاب شدند و گمان میکنند با فقه عبوس و دیانت ناسنجیدۀ خویش از عهدۀ گشودن تمام گرههای جامعۀ مدرن بر میآیند و اینک هم که طشت ناتوانیشان از بام تاریخ افتاده میکوشند با جمع کردن قمه کشان و اوباشان به دور خود آبروی نداشته را به ظاهر حفظ کنند. لکن اگر سفینۀ نجاتی هست که به ساحل سعادت برسد قطعا ناخدایش این بیخدایان نیستند و به این محتسبان خشونت پرور هیچ امید و اعتمادی نیست.
پهلوی اگر مملکت را آباد نکرد ویرانش هم نکرد اما این آقایان با سخن و رفتارشان نه فقط مملکت، حتی همان دینی که خودشان آورندهٔ آن بودند نیز از بین بردند و برای مردم دینی باقی نگذاشتند ...
#عبدالکریم_سروش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حاکمان ما هرگز نه به مجلس اعتقادی داشتهاند نه به حقوق بشر نه به انتخابات و نه حتی به تفکیک قوا. چنانکه مصباح یزدی یکبار گفته بود همۀ این اساس بنا بر مصلحت و برای بستن دهان مردم در قانون اساسی آمده. اینان هنوز که هنوز است میخواهند با مردم رابطۀ مفتی و مقلّد داشته باشند و انتظار دارند فتوای آنان قانون شمارده شود و مردم بدان گردن نهند ....
اینان همچون داعشیان از اعماق تاریک تاریخ به دنیای مدرن امروز پرتاب شدند و گمان میکنند با فقه عبوس و دیانت ناسنجیدۀ خویش از عهدۀ گشودن تمام گرههای جامعۀ مدرن بر میآیند و اینک هم که طشت ناتوانیشان از بام تاریخ افتاده میکوشند با جمع کردن قمه کشان و اوباشان به دور خود آبروی نداشته را به ظاهر حفظ کنند. لکن اگر سفینۀ نجاتی هست که به ساحل سعادت برسد قطعا ناخدایش این بیخدایان نیستند و به این محتسبان خشونت پرور هیچ امید و اعتمادی نیست.
پهلوی اگر مملکت را آباد نکرد ویرانش هم نکرد اما این آقایان با سخن و رفتارشان نه فقط مملکت، حتی همان دینی که خودشان آورندهٔ آن بودند نیز از بین بردند و برای مردم دینی باقی نگذاشتند ...
#عبدالکریم_سروش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مبصر چهار ساله، به یاد مرحوم #حسین_محب_اهری که خالق بهترین خاطرات برای دهه شصتیها بود🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا انجمن تاجیکستان است و
آن فرهیخته هم که در برابر رهبر ارجمند تاجیکستان سخنرانی میکند و "با سربلندی و بالندگی از #کوروش و #ایران و #فردوسی سخن میگوید و باورهای #ایرانشهری را برای همگان و بلندپایگانِ تاجیکستان بازگو میکند" یکی از نمایندگان انجمن
میهنی تاجیکستان است.
فرزندان ایران:!!!
تاجیکستان بیشتر از ما ارج به بزرگان، زبان و فرهنگ مادری خود میگذارند.!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آن فرهیخته هم که در برابر رهبر ارجمند تاجیکستان سخنرانی میکند و "با سربلندی و بالندگی از #کوروش و #ایران و #فردوسی سخن میگوید و باورهای #ایرانشهری را برای همگان و بلندپایگانِ تاجیکستان بازگو میکند" یکی از نمایندگان انجمن
میهنی تاجیکستان است.
فرزندان ایران:!!!
تاجیکستان بیشتر از ما ارج به بزرگان، زبان و فرهنگ مادری خود میگذارند.!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep23
Amir Khadem
بیستوسوم: داستان فرستادن رستم به جنگ سهراب
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شکست در اوج پیروزی
دکتر جلال پورالعجل
پس از 20 سال جنگ بیامان و ویرانگر؛ زمانی که امریکا مفتضحانه از خاک ویتنام عقبنشینی کرد، پرچم ویتنام پیروزمندانه بر تلی از خاکستر میلیونها انسان بیگناه افراشته شده بود! ویتنام در اوج پیروزی شکست را تجربه کرد!
در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، پس از 8 سال جنگ نابرابر و خونین زمانی به پای میز مذاکره نشستیم که خسارت ناشی از 200 هزار شهید، 500 هزار جانباز و 40 هزار اسیر و ویرانیهای فراوان ناشی از جنگ برشانههایمان سنگینی میکرد و علیرغم اینکه عراق مقصر و آغازگر جنگ شناخته شد هرگز غرامتی به ایران پرداخت نشد!
اگر جنگی بین ایران و امریکا رخ دهد قطعاً این جنگ در درون و پیرامون مرزهای ایران خواهد بود. حتی در صورت شکست و عقبنشینی امریکا از این جنگ باز هم بازنده این جنگ نافرجام ایران خواهد بود که باید خسارت جانی و مالی حاصل از آن را تا سالیان متمادی بر خود همواره نماید، بدون اینکه بتواند غرامتی دریافت کند. این رویِ خوشبینانه سکه است. اما این سکه روی دیگری هم دارد که ایران مغلوب جنگ شود بویژه اگر مقصر و مسبب جنگ هم شناخته شود. در این صورت باید همانند حمله عراق به کویت تمامی خسارت وارده به همسایگان و کشورهای درگیر در جنگ را تا آخرین دلار از محل فروش نفت پرداخت کند. این یعنی نابودی نسل حاضر و چند نسل بعد. تازه اگر به تجزیه و فروپاشی ایران منجر نشود.
در جنگ ایران و امریکا چه پیروز شویم و شکست بخوریم ما بازنده خواهیم بود. امریکا برای شکست ایران نیازی به جنگ نظامی ندارد. اگر به نتایج جنگ سرد و بیحاصل 40 سالهی بین ایران و امریکا که همچنان ادامه دارد نیک بنگریم متوجه خواهیم شد که بازنده اصلی این نبرد بیحاصل ما بودهایم. اگر شرایط کنونی و چهل سال قبل ایران را با شرایط کنونی و چهل سال قبل کشورهایی نظیر کره جنوبی، مالزی، اندونزی، سنگاپور و ترکیه و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس که با فاصله زیاد پشت سر ایران قرار داشتند مقایسه کنیم خواهیم دید که ما سالهاست در توهم پیروزی بسر میبریم و با مغزهای آکنده از تعصب و توهم پرچم امریکا را به آتش میکشیم.
آخرِ تمامی جنگهای خونین و ویرانگر به مذاکره و صلح انجامیده است. خردمندانه آن است که مذاکره را به بعد از جنگ موکول نکنیم. آیا در این سرزمین نفرین شده، که خردورزی و دموکراسی در گورستان تعصبات کور و بیحاصل مدفون شده، خردمندی یافت میشود؟!
محض اطلاع عرض میکنم که مؤسسه پی.دبلیو.سی اخیراً با انجام مطالعهای اقتصاد جهان در سال ۲۰۵۰ را پیشبینی نموده است. بر اساس نتایج این مطالعه، اگر اتفاق غیرمترقبهای در سالهای آتی رخ ندهد؛ اندازه اقتصاد جهان دو برابر اندازه کنونی خواهد شد. تا سال 2050 چین عنوان بزرگترین اقتصاد دنیا را از آن خود خواهد کرد و هند، امریکا و اندونزی به ترتیب در جایگاههای دوم تا چهارم قرار خواهند گرفت. در این سالها ویتنام، هند و بنگلادش سریعترین رشد اقتصادی در جهان را تجربه خواهند کرد و سهم اقتصادهای E7 (چین، هند، اندونزی، برزیل، روسیه، مکزیک و ترکیه) از تولید ناخالص داخلی جهان از ۳۵ درصد فعلی به ۵۰ درصد خواهد رسید. اما ایران با این همه ثروت خدادادی و سرمایه انسانی در صحنه اقتصاد جهان محلی از اعراب نداشته و نخواهد داشت!
امروز حرف اول در جهان را نه ایدئولوژی و نه قدرت نظامی بلکه اقتصاد میزند. کشوری که رشد اقتصادی بیشتری دارد در جهان سروری میکند. کسانی که نبرد ایدئولوژیک را آرمان خویش ساختهاند باید نعش اقتصاد و توسعه کشور خویش را بر دوش بکشند. جهان امروز برای ایدئولوژیای که جز خشونت، ویرانی، عقب ماندگی، فقر و بیکاری ارمغانی به همراه ندارد تره هم خرد نمیکند.
تفکر غربستیزی و توسعهطلبی در خاورمیانه که شاکله اصلی سیاست خارجی ایران را تشکیل میدهند عامل اصلی ویرانی و عقبماندگی کشور است. بدون تردید این تفکر مخرب و ویرانگر در دادگاه تاریخ و نزد وجدانهای بیدار نسلهای آتی محاکمه خواهد شد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شکست در اوج پیروزی
دکتر جلال پورالعجل
پس از 20 سال جنگ بیامان و ویرانگر؛ زمانی که امریکا مفتضحانه از خاک ویتنام عقبنشینی کرد، پرچم ویتنام پیروزمندانه بر تلی از خاکستر میلیونها انسان بیگناه افراشته شده بود! ویتنام در اوج پیروزی شکست را تجربه کرد!
در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، پس از 8 سال جنگ نابرابر و خونین زمانی به پای میز مذاکره نشستیم که خسارت ناشی از 200 هزار شهید، 500 هزار جانباز و 40 هزار اسیر و ویرانیهای فراوان ناشی از جنگ برشانههایمان سنگینی میکرد و علیرغم اینکه عراق مقصر و آغازگر جنگ شناخته شد هرگز غرامتی به ایران پرداخت نشد!
اگر جنگی بین ایران و امریکا رخ دهد قطعاً این جنگ در درون و پیرامون مرزهای ایران خواهد بود. حتی در صورت شکست و عقبنشینی امریکا از این جنگ باز هم بازنده این جنگ نافرجام ایران خواهد بود که باید خسارت جانی و مالی حاصل از آن را تا سالیان متمادی بر خود همواره نماید، بدون اینکه بتواند غرامتی دریافت کند. این رویِ خوشبینانه سکه است. اما این سکه روی دیگری هم دارد که ایران مغلوب جنگ شود بویژه اگر مقصر و مسبب جنگ هم شناخته شود. در این صورت باید همانند حمله عراق به کویت تمامی خسارت وارده به همسایگان و کشورهای درگیر در جنگ را تا آخرین دلار از محل فروش نفت پرداخت کند. این یعنی نابودی نسل حاضر و چند نسل بعد. تازه اگر به تجزیه و فروپاشی ایران منجر نشود.
در جنگ ایران و امریکا چه پیروز شویم و شکست بخوریم ما بازنده خواهیم بود. امریکا برای شکست ایران نیازی به جنگ نظامی ندارد. اگر به نتایج جنگ سرد و بیحاصل 40 سالهی بین ایران و امریکا که همچنان ادامه دارد نیک بنگریم متوجه خواهیم شد که بازنده اصلی این نبرد بیحاصل ما بودهایم. اگر شرایط کنونی و چهل سال قبل ایران را با شرایط کنونی و چهل سال قبل کشورهایی نظیر کره جنوبی، مالزی، اندونزی، سنگاپور و ترکیه و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس که با فاصله زیاد پشت سر ایران قرار داشتند مقایسه کنیم خواهیم دید که ما سالهاست در توهم پیروزی بسر میبریم و با مغزهای آکنده از تعصب و توهم پرچم امریکا را به آتش میکشیم.
آخرِ تمامی جنگهای خونین و ویرانگر به مذاکره و صلح انجامیده است. خردمندانه آن است که مذاکره را به بعد از جنگ موکول نکنیم. آیا در این سرزمین نفرین شده، که خردورزی و دموکراسی در گورستان تعصبات کور و بیحاصل مدفون شده، خردمندی یافت میشود؟!
محض اطلاع عرض میکنم که مؤسسه پی.دبلیو.سی اخیراً با انجام مطالعهای اقتصاد جهان در سال ۲۰۵۰ را پیشبینی نموده است. بر اساس نتایج این مطالعه، اگر اتفاق غیرمترقبهای در سالهای آتی رخ ندهد؛ اندازه اقتصاد جهان دو برابر اندازه کنونی خواهد شد. تا سال 2050 چین عنوان بزرگترین اقتصاد دنیا را از آن خود خواهد کرد و هند، امریکا و اندونزی به ترتیب در جایگاههای دوم تا چهارم قرار خواهند گرفت. در این سالها ویتنام، هند و بنگلادش سریعترین رشد اقتصادی در جهان را تجربه خواهند کرد و سهم اقتصادهای E7 (چین، هند، اندونزی، برزیل، روسیه، مکزیک و ترکیه) از تولید ناخالص داخلی جهان از ۳۵ درصد فعلی به ۵۰ درصد خواهد رسید. اما ایران با این همه ثروت خدادادی و سرمایه انسانی در صحنه اقتصاد جهان محلی از اعراب نداشته و نخواهد داشت!
امروز حرف اول در جهان را نه ایدئولوژی و نه قدرت نظامی بلکه اقتصاد میزند. کشوری که رشد اقتصادی بیشتری دارد در جهان سروری میکند. کسانی که نبرد ایدئولوژیک را آرمان خویش ساختهاند باید نعش اقتصاد و توسعه کشور خویش را بر دوش بکشند. جهان امروز برای ایدئولوژیای که جز خشونت، ویرانی، عقب ماندگی، فقر و بیکاری ارمغانی به همراه ندارد تره هم خرد نمیکند.
تفکر غربستیزی و توسعهطلبی در خاورمیانه که شاکله اصلی سیاست خارجی ایران را تشکیل میدهند عامل اصلی ویرانی و عقبماندگی کشور است. بدون تردید این تفکر مخرب و ویرانگر در دادگاه تاریخ و نزد وجدانهای بیدار نسلهای آتی محاکمه خواهد شد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
یکی از ویژگی های کتاب «گفت و گو با عباس کیارستمی» سوالات بی پاسخ این کتاب است. کیارستمی سخن گفتن درباره سینمای کیمیایی یا حتی نظر دادن درباره اختلاف نظری کوچک میان ابراهیم گلستان و هوشنگ کاووسی بر سر نقدی سینمایی را خارج از تخصص خود می داند، و به صراحت می گوید که «من عادت ندارم که همکارانم را قضاوت کنم.»
با این حال، او در جاهایی از گفت و گو به اظهارنظرهای غریب درباره برخی افراد دیگر می پردازد. یکی از این لحظات، جایی از گفت و گوست که او به حواشی ناگفته ای از سفر اعتراضی احمد شاملو به اروپا یک سال پیش از انقلاب اشاره می کند:
«سال 1356 شاملو لندن بود. هتلی برایش گرفته بودند. من هم لندن، خانه مرتضی کاخی بودم؛ یعنی مهمان او بودم. بعدها مرتضی کاخی برایم تعریف کرد که شاملو از هتل به او زنگ زده بود که مرتضی خسته شده ام. می خواهم چند روزی به خانه تو بیایم و بچه هایت را ببینم. به هر حال ظاهرا بعد از این که من رفتم، شاملو به خانه کاخی می رود و همان جا، دم در، بدون آن که توجهی به خانم و بچه های آقای کاخی بکند می گوید که یک فکس به دفتر علیاحضرت بفرست که پول هتل را به حساب تو واریز کنند، که تو به من بدهی... مرتضی به من گفت که شاملو در لندن با من بیرون می رفت و از طریق همین پول ها زیرپوش ابریشمی و لباس های فاخر می خرید و می پوشید. این شاعر مردمی ما بود؛ یعنی به قول شما و گفته خودش ایران را به نشانه اعتراض به سیاست های رژیم پهلوی ترک کرده بود و در همان حال از دربار پول می گرفت.» (ص 41- 42)
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
یکی از ویژگی های کتاب «گفت و گو با عباس کیارستمی» سوالات بی پاسخ این کتاب است. کیارستمی سخن گفتن درباره سینمای کیمیایی یا حتی نظر دادن درباره اختلاف نظری کوچک میان ابراهیم گلستان و هوشنگ کاووسی بر سر نقدی سینمایی را خارج از تخصص خود می داند، و به صراحت می گوید که «من عادت ندارم که همکارانم را قضاوت کنم.»
با این حال، او در جاهایی از گفت و گو به اظهارنظرهای غریب درباره برخی افراد دیگر می پردازد. یکی از این لحظات، جایی از گفت و گوست که او به حواشی ناگفته ای از سفر اعتراضی احمد شاملو به اروپا یک سال پیش از انقلاب اشاره می کند:
«سال 1356 شاملو لندن بود. هتلی برایش گرفته بودند. من هم لندن، خانه مرتضی کاخی بودم؛ یعنی مهمان او بودم. بعدها مرتضی کاخی برایم تعریف کرد که شاملو از هتل به او زنگ زده بود که مرتضی خسته شده ام. می خواهم چند روزی به خانه تو بیایم و بچه هایت را ببینم. به هر حال ظاهرا بعد از این که من رفتم، شاملو به خانه کاخی می رود و همان جا، دم در، بدون آن که توجهی به خانم و بچه های آقای کاخی بکند می گوید که یک فکس به دفتر علیاحضرت بفرست که پول هتل را به حساب تو واریز کنند، که تو به من بدهی... مرتضی به من گفت که شاملو در لندن با من بیرون می رفت و از طریق همین پول ها زیرپوش ابریشمی و لباس های فاخر می خرید و می پوشید. این شاعر مردمی ما بود؛ یعنی به قول شما و گفته خودش ایران را به نشانه اعتراض به سیاست های رژیم پهلوی ترک کرده بود و در همان حال از دربار پول می گرفت.» (ص 41- 42)
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در خبرها خواندم آقای #احمد_حمزه ، نماینده #کهنوج_کرمان به نیابت از مردم کرمان فرموده اند که برای هر کس که ترامپ را به قتل برساند «سه میلیون دلار جایزه نقدی» میدهد.
کهنوج کجاست ؟
کَهنوج یکی از شهرهای استان کرمان در جنوب شرق ایران است.
آقای احمد_حمزه در مرداد ماه امسال در مجلس شورای اسلامی فرموده بودند که :
با ابراز تأسف ، امروز جامعه ما با پدیده زیادی مانند فقر، طلاق، سرقتها، درگیریهای خیابانی و آستانه پایین تحمل مردم، روبهرو است.در مناطق جنوبی استان فقر و آسیبهای اجتماعی بسیار زیاد است و الی آخر
از جیب چه کسی می خواهید برای سر #ترامپ هزینه کنید ؟
در استانی که به گفته خودتان فقر بیداد می کند از چه بودجه ایی برای طرح قتلتان سه میلیون دلار تامین شده است؟
جناب آقای احمد حمزه به جای اینکه قاتل پرورش داده و همان رفتار اشتباه ترامپ را در جامعه فرهنگسازی کنید . به فکر ساخت و سازهای زیربنایی شهری که نماینده اش هستید باشید .
اگر همان سه میلیونی که وعده اش را داده اید خرج کهنوج کرده بودید حال شاهد فقر، طلاق، سرقتها، درگیریهای خیابانی و آستانه پایین تحمل مردم در آنجا نبودید . در آستانه انتخابات مجلس اقلا حرفهای سراب گونه بزنید تا مردم کهنوج دلشان خوش شود .
اینگونه که ما تا حدودی اطلاع داریم برخی از مردم کهنوج حتی بودجه این را ندارند که از استان کرمان خارج شوند چه برسد که به آمریکا سفر کرده و سر ترامپ را برای شما بیاورند.
آقای حمزه ، دشمن اصلی ما شیطان بزرگ آمریکا نیست اتفاقا برای ما آمریکا شیطان کوچکی است .
شیطان بزرگ جهل و ناآگاهی است که این جامعه را به سقوط اخلاقی کشانده است .
شما به جای اینکه به نیابت از مردم مظلوم کهنوج فرمان قتل ترامپ را صادر فرمایید . به کار اصلی خود که همان کمک به مردم زجر کشیده کهنوج کرمان است برسید .
راستی جناب آقای حمزه اگر ممکن است از آن سه میلیون دلار ،صد میلیارد تومانش را لطف کرده و به مردم شهر بم دهید تا خرابی های جا مانده از زلزله بیست سال پیش را بازسازی کنند .
دویست میلیارد تومنش را هم به زلزله زدگان کرمانشاه دهید که همچنان برخی از آنها هنوز در کانکس زندگی می کنند .
جناب آقای حمزه متاسفانه نفستان از جای گرم بلند می شود .
درد را از هر طرف بنویسید درد خوانده می شود
#داش_فریدصلواتی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در خبرها خواندم آقای #احمد_حمزه ، نماینده #کهنوج_کرمان به نیابت از مردم کرمان فرموده اند که برای هر کس که ترامپ را به قتل برساند «سه میلیون دلار جایزه نقدی» میدهد.
کهنوج کجاست ؟
کَهنوج یکی از شهرهای استان کرمان در جنوب شرق ایران است.
آقای احمد_حمزه در مرداد ماه امسال در مجلس شورای اسلامی فرموده بودند که :
با ابراز تأسف ، امروز جامعه ما با پدیده زیادی مانند فقر، طلاق، سرقتها، درگیریهای خیابانی و آستانه پایین تحمل مردم، روبهرو است.در مناطق جنوبی استان فقر و آسیبهای اجتماعی بسیار زیاد است و الی آخر
از جیب چه کسی می خواهید برای سر #ترامپ هزینه کنید ؟
در استانی که به گفته خودتان فقر بیداد می کند از چه بودجه ایی برای طرح قتلتان سه میلیون دلار تامین شده است؟
جناب آقای احمد حمزه به جای اینکه قاتل پرورش داده و همان رفتار اشتباه ترامپ را در جامعه فرهنگسازی کنید . به فکر ساخت و سازهای زیربنایی شهری که نماینده اش هستید باشید .
اگر همان سه میلیونی که وعده اش را داده اید خرج کهنوج کرده بودید حال شاهد فقر، طلاق، سرقتها، درگیریهای خیابانی و آستانه پایین تحمل مردم در آنجا نبودید . در آستانه انتخابات مجلس اقلا حرفهای سراب گونه بزنید تا مردم کهنوج دلشان خوش شود .
اینگونه که ما تا حدودی اطلاع داریم برخی از مردم کهنوج حتی بودجه این را ندارند که از استان کرمان خارج شوند چه برسد که به آمریکا سفر کرده و سر ترامپ را برای شما بیاورند.
آقای حمزه ، دشمن اصلی ما شیطان بزرگ آمریکا نیست اتفاقا برای ما آمریکا شیطان کوچکی است .
شیطان بزرگ جهل و ناآگاهی است که این جامعه را به سقوط اخلاقی کشانده است .
شما به جای اینکه به نیابت از مردم مظلوم کهنوج فرمان قتل ترامپ را صادر فرمایید . به کار اصلی خود که همان کمک به مردم زجر کشیده کهنوج کرمان است برسید .
راستی جناب آقای حمزه اگر ممکن است از آن سه میلیون دلار ،صد میلیارد تومانش را لطف کرده و به مردم شهر بم دهید تا خرابی های جا مانده از زلزله بیست سال پیش را بازسازی کنند .
دویست میلیارد تومنش را هم به زلزله زدگان کرمانشاه دهید که همچنان برخی از آنها هنوز در کانکس زندگی می کنند .
جناب آقای حمزه متاسفانه نفستان از جای گرم بلند می شود .
درد را از هر طرف بنویسید درد خوانده می شود
#داش_فریدصلواتی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep24
Amir Khadem
بیستوچهارم: داستان نبرد اول رستم و سهراب
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️