⭐️🌞 زمین تخت فارسی 🌞⭐️
4.81K subscribers
225 photos
55 videos
6 files
59 links
زمین دیسک و تخت است نه کروی! به کانال انجمن زمین تخت گرایان فارسی خوش آمدید. راه ارتباطی:
https://telegram.me/flatearthfarsi
پیج اینستا: flatearth_farsi
سایت: flatearthfarsi.com
لطفا کانال رو به دوستانتون معرفی کنید
🔽بدون تعصب وارد شوید🔼
Download Telegram
to view and join the conversation
ماه نشین کجاست؟

🆔 @flatearthfarsi
پرونده_111_ابعاد_و_مقیاس_های_واقعی_زمین_زمین_مسطح.pdf
22.6 MB
اولین کتاب محاسباتی به زبان فارسی ( خارج از موضوع توطئه (فریماسونری) و سیاست) درباره زمین مسطح منتشر شد.
کتاب " پرونده 111-ابعاد و مقیاس های واقعی زمین ( زمین مسطح)" کتابی است که با استفاده از ابزار ریاضی و متد علمی به بررسی کیهان شناسی و زمین مسطح پرداخته است. این کتاب تنها کتاب موجود است که هیچ ارتباطی با مدل اشتباه و رایج زمین مسطح و تئوری های توطئه ندارد و موضوع را بصورت کاملا علمی و با زبان ریاضی می آزماید. در این کتاب به سوالاتی که تصور میشد هیچ پاسخ علمی ای ندارند پرداخته شده و به شکل کاملا علمی و فرمولاسیون شده پاسخ گرفته اند.

🆔 @flatearthfarsi
اگرچه انیشتین تصور می کند که ستارگان "ثابت" هستند و زمین می چرخد ، اما طبق تئوری نسبیت ، سخنان انیشتین در نامه اش به ماخ، به راحتی می تواند بر روی یک سیستم ستاره ای در حال چرخش (جهان) به دور زمین ثابت و مسطح اعمال شود. در چنین حالتی ، جهان "پوسته سنگین مادهS" خواهد بود که با چرخش ، "یک نیروی شتاب دهنده" روی "جرم محصور شده توسط آن پوسته" ایجاد می کند. انیشتین "نیروی شتاب دهنده" را "نیروی کوریولیس" می داند ، نیرویی که معمولاً برای توضیح دلیل چرخش "آونگ فوکو" ذکر می شود. به عبارت دیگر ، جهانی از ستارگان و اجرام آسمانی که به دور زمین ثابت و مسطح می چرخند باعث حرکت عجیب آونگ فوکو می شود همانند زمین دوار در یک سیستم "ستاره ثابت".
بطور خلاصه، تمام پدیده هایی که به چرخش زمین مرتبط هستند، مطابق این اصل، که مورد تایید انیشتین و ماخ است، میتوانند توسط یک زمین ثابت و مسطح و جهان دوار به دور زمین توضیح داده شوند. این همان اصل معروف ماخ می باشد که تایید انیشتین را داراست.
منبع درون تصویر است.

🆔 @Flatearthfarsi
مستند قوی سیاه
میتوانید از کانال آپارات ما تماشا کنید.
لینک :
https://www.aparat.com/v/GmdAx

🆔 @flatearthfarsi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مستند قوی سیاه
میتوانید با کیفیت بالا تماشا کنید - این مستند را حتما ببینید و برای دوستان خود بفرستید.

🆔 @flatearthfarsi
تصویری بسیار ساده از آنچه مدل تصحیح شده زمین مسطح ارائه میدهد. کار بر روی شبیه سازی های دقیق تر همچنان ادامه دارد. این نزدیکترین نقشه به واقعیت مدل زمین مسطح می باشد.

🆔 @flatearthfarsi
پروفسور استیون واینبرگ برنده جایزه نوبل، میگوید: "ایستگاه فضایی بین المللی یک پروژه شکست در مدار زمین است ... هیچ علم و دانش مهمی از آن حاصل نشده است. تقریباً می توانم بگویم (تاکید مجدد) هیچ علمی از آن بیرون نیامده است و من فراتر از اینها خواهم گفت و می گویم که کل برنامه پرواز فضایی با سرنشین ، که به شدت گران و پر هزینه است ، هیچ چیز با ارزش علمی تولید نکرده است." منبع مصاحبه با Space.com در لینک زیر:
https://www.space.com/4357-nobel-laureate-disses-nasa-manned-spaceflight.html
🆔 @flatearthfarsi
🔸متن اول
🔴 نگاهی دوباره به نسبیت انیشتین
در سال 1905 ، در همان سال که دکترای خود را از دانشگاه زوریخ دریافت کرد ، آلبرت انیشتین معادله معروف خود را برای هم ارزی جرم و انرژی(E = mc2) ارائه داد ، که بعداً به عنوان تئوری نسبیت خاص شناخته شد. تنها متغیرهای این معادله انرژی (E) ، جرم (m) و سرعت نور (c) هستند.

در سال 1908 ، هرمن مینکوفسکی ، استاد ریاضیات ، در تلاش برای توضیح بهتر نظریه نسبیت خاص دانشجوی سابق خود ، آن را بر اساس یک مدل ریاضی بیان کرد که زمان و سه بعد فضا را به یک پیوستار چهار بعدی واحد تبدیل می کند - که مدل به فضا - زمان مینکوفسکی معروف شد. توجه داشته باشید که تنها محورهای این نمودار مربوط به فضا و زمان هستند که هیچ یک از متغیرها در معادله E = mc2 قرار نمی گیرند. فضا - زمان مینکوفسکی صرفاً یک تصویر گرافیکی از یک رابطه فرض شده بین فضا و زمان است که هیچ ارتباط مستقیمی با متغیرهای انرژی ، جرم و سرعت نور ندارد.

🔸نسبیت عام

در سال 1915 ، انیشتین نظریه نسبیت عام خود را ، نظریه هندسی جاذبه که توصیف فعلی گرانش در فیزیک مدرن است ، توسعه داد. در نسبیت عام بیان می شود که گرانش یک ویژگی هندسی فضا زمان است که در آن انحنای فضا-زمان با انرژی و حرکت هر ماده و تشعشع ارتباط مستقیم دارد.

انیشتین در نظریه نسبیت عام خود پیشنهاد کرد که گرانش نتیجه اعوجاج هندسی فضا -زمان چهار بعدی توسط اجرام عظیم است. هرچه جرم بیشتری در جسم ایجاد جاذبه کند ، دیستورشن و اعوجاج بیشتری ایجاد می کند. ظاهراً این اعوجاج مسیر حرکت اجسام در فضا و حتی مسیر پرتوهای نور را هنگام عبور از کنار اجسام عظیم ، تغییر می دهند. به زبان ساده: اجسام عظیم فضای اطراف خود را خم می کنند و باعث می شوند اجسام دیگر از خطوط مستقیمی که در آن حضور داشتند، خارج شوند. انیشتین مدل فضایی مینکوفسکی را برای به تصویر کشیدن گرافیکی نیروهای گرانشی که در نسبیت عام است ، انتخاب کرد.

به نظر می رسد در این مدل ، یک جسم عظیم (مثلاً خورشید یا ستارگان) روی پارچه فضایی چهار بعدی نشسته و آن را سنگین کرده است. یک پرتوی نوری که از کنار خورشید عبور می کند از نظر تئوری فضا زمان خمیده را دنبال می کند و باعث می شود به سمت خورشید خم شود تا اینکه از کنار آن در یک خط مستقیم عبور کند. بنابراین نسبیت عام به سه فرض غیرقابل تایید زیر بستگی دارد: ( 1) فضا-زمان 4 بعدی واقعی است ، (2) فضا-زمان منحنی است و (3) فضا-زمان انرژی گرانشی را به اجرام عظیم می دهد.

🔸افسانه فضا - زمان

فضا - زمان یک مدل ریاضی است که سه بعد فضای فیزیکی و بعد انتزاعی زمان را در یک پیوستار فیزیکی چهار بعدی قرار می دهد. این یک سیر گرافیکی جالب است که هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد.

فرض کنید جهانی دو بعدی ممکن است وجود داشته باشد و شما می خواهید آن را در یک نمودار سه بعدی نشان دهید. چگونه می فهمید که آن دایره ای که می بینید کره ، مخروط ، گنبد ، استوانه یا چیز دیگری است؟ استنباط اطلاعات معنی دار از دو بعد به سه بعد و نه از سه به چهار امکان پذیر نیست.

شما به بعد سوم احتیاج ندارید تا ببینید چه اتفاقی در فضای دو بعدی می افتد. همچنین به بعد چهارمی نیاز ندارید تا ببینید در فضای سه بعدی چه اتفاقی می افتد.

زمان موقعیتهای متغیر اشیا و توالی حوادثی را که در فضا اتفاق می افتد اندازه گیری می کند. زمان به عنوان یک امر نامشهود (یعنی یک چیز غیر فیزیکی) در فضای سه بعدی وجود دارد. نمی توان زمان را از فضا استخراج و بر روی چهارمین محور مستقل با مجموعه ای از نقاط مرجع خود پیش بینی کرد. هر مدلی که ایجاد کنید و شامل اندازه گیری های ریاضی یک بعد نامشهود باشد ، نمی تواند واقعی باشد. اعتقاد به فضا - زمان باور داشتن حداقل در یک جهت است که نمی توان به آن اشاره کرد. انیشتین از یک مدل چهار بعدی مینکوفسکی استفاده کرد تا به صورت گرافیکی نشان دهد که چگونه جرم یک جسم فضا - زمان را خم می کند. اما فضا - زمان دچار خمیدگی و منحنی نمی شود. فضا - زمان واقعی نیست بلکه یک توهم است.

تمام آنچه که انیشتین با مدل سازی فضا-زمان انجام داد ، تصویری گرافیکی از نظریه او بود. این مدل قادر به توضیح علت و معلول نیست. هیچ چیزی در تئوری توضیح نمی دهد که چگونه گرانش می تواند نور را خم کند.

🆔 @flatearthfarsi
🔸متن 2
اگرچه نسبیت عام توصیف پذیرفته شده گرانش در فیزیک جریان اصلی است ، اما این نظریه دارای یک نقص مهلک است: فضا-زمان 4 بعدی یک توهم ریاضی است. منطق به ما می گوید که فضا - زمان هندسی واقعی نیست ، وجود ندارد ، منحنی نیست و نمی تواند انرژی گرانشی را انتقال دهد. هندسه ریاضیاتی است که خصوصیات و روابط نقاط ، خطوط و سطح و مکان های نسبی اجسام را توصیف می کند. ریاضیات یک شکل انتزاعی از اندازه گیری است و یک چیز فیزیکی نیست. به این ترتیب ، هندسه نمی تواند دلیل "هیچ چیز" باشد. نسبیت عام از کار می افتد زیرا فرض می کند که نیروی فیزیکی جاذبه ناشی از انتزاع (هندسه) است که وجود فیزیکی ندارد - یعنی "هیچ چیز" علت چیزی است (یک نیروی فیزیکی). استخراج زمان غیر فیزیکی از فضای فیزیکی و طرح ریزی آن بر روی یک محور جداگانه با مجموعه ای از نقاط مرجع مستقل و توصیف چیزی که ظاهراً مستقل از سه بعد است ، غیرممکن است (و غیرمعقول). نسبیت عام کاملاً به این فرض بستگی دارد که فضا- زمان چهار بعدی وجود دارد. اما اینطور نیست. فضا - زمان یک داستان ریاضی است.

نظریه فضا - زمان تصور می کند که سه بعد فیزیکی به علاوه زمان انتزاعی (یعنی یک چیز غیر فیزیکی) برابر با بعد فیزیکی چهارم است. از نظر جبری ما این را به عنوان 3 • D + 0 • D = 4 • D نشان می دهیم - به وضوح غیرممکن است. فضا - زمان وجود ندارد ، منحنی نیست و بنابراین نمی تواند انرژی گرانشی را به موجودات منتقل کند.

انیشتین یک بار گفت: "اینکه آیا می توانید یک چیز را مشاهده کنید یا خیر به نظریه ای که استفاده می کنید بستگی دارد. این تئوری است که تصمیم می گیرد چه چیزی مشاهده شود." از این منظر بود که انیشتین و طرفدارانش منتظر خورشیدگرفتگی 1919 بودند (در کتاب از صفحه 296 تا 313 بصورت کامل به این موضوع پرداخته شده)، به این امید که مشاهدات اندازه گیری شده از آن سکوی پرتاب نظریه او را فراهم کند. و آنها این کار را کردند. اندازه گیری های گرفته شده از خورشید گرفتگی در سال 1919 انیشتین را به یک فرد مشهور تبدیل کرد.

🔸خورشید گرفتگی 1919

نیوتن و انیشتین پیش بینی کردند که پرتوهای نوری که از کنار خورشید عبور می کنند به سمت خورشید خم می شوند. نظریه نسبیت عام انیشتین ، درجه ای از انحراف را پیش بینی کرد که تقریباً دو برابر نیوتن بود. خورشید گرفتگی 1919 شواهدی را ارائه داد که به نظر می رسد پیش بینی انیشتین در مورد میزان گرانش نور را تأیید می کند.

در تاریخ 9 نوامبر 1919 ، صفحه شش نیویورک تایمز این داستان را بیان کرد: "خورشید گرفتگی تغییرات جاذبه را نشان داد. انحراف یک پرتوی نور پذیرفته شده در اصل نیوتن است. دانشمند انگلیسی این کشف را یکی از بزرگترین دستاوردهای بشری می داند. "این استدلال نظریه نسبیت عام انیشتین در جلسه انجمن نجوم سلطنتی اعلام شد.

فرانک واتسون دایسون ، ستاره شناس سلطنتی بریتانیا ، آزمایش کاملی را برای آزمایش نظریه انیشتین در نظر گرفت. خورشید گرفتگی کامل در 29 مه 1919 درست زمانی رخ می دهد که خورشید از خوشه ستاره ای درخشان Hyades عبور می کند. نور این ستارگان باید از طریق میدان گرانشی خورشید در مسیر خود به زمین عبور کند و در تاریکی گرفتگی قابل مشاهده باشد.

آرتور ادینگتون از موقعیت های مرجع ستاره های Hyades در طی ژانویه و فوریه 1919 از آکسفورد ، انگلیس عکس گرفت (51.7520ºN ، 1.2577ºW ؛ دما 40 ؛F). سپس در ماه مه ، به جزیره دور افتاده پرنسیپ (1.6139ºN ، 7.4057ºE ؛ دما 80ºF) رفت تا از موقعیت ستاره ها در هنگام کسوف عکس بگیرد.

🆔 @flatearthfarsi
🔸متن 3
اندرو کروملین در ماه مه به سوبرال ، برزیل (3.7015 درجه سانتیگراد ، 40.3497 درجه سانتیگراد ؛ دما 80 درجه فارنهایت) برای عکاسی از موقعیت ستاره ها در هنگام گرفتگی رفت و در آنجا ماند تا دو ماه پس از کسوف از موقعیت های مرجع عکسبرداری کند. هر دو تیم عکسهای مرجع را روی عکسهای خورشید گرفتگی قرار دادند تا ببینند که گرانش خورشید ممکن است نور ستاره ها را منحرف کرده باشد.

به نظر می رسد هیچ کس اختلاف منظر را در نظر نگرفته است. اختلاف منظر اختلاف یا تغییر در موقعیت ظاهری یک جرم آسمانی است که از نقاط مختلف سطح زمین مشاهده می شود. این یک پدیده طبیعی است که در اثر مشاهده ستارگان از زوایای مختلف در مکانهای مختلف زمین ایجاد می شود و همچنین می تواند تحت تأثیر شرایط جوی و فصلی در آن مکانها باشد. اختلاف منظر به تنهایی می تواند اختلاف قرائت بین آکسفورد و پرینسیپ ، بین پرنسیپ و سوبرال و بین سوبرال در هنگام کسوف و دو ماه پس از آن را به حساب آورد.

انحراف نور در ثانیه های قوس اندازه گیری می شود. ثانیه قوس 1/3600 درجه است - یا زاویه ایجاد شده توسط وتر مثلث قائم الزاویه به ارتفاع یک اینچ و طول 1.9 مایل. این یک انحراف فوق العاده کوچک است که می توان انحراف دقیق تصاویر ستاره ها را تخمین زد.
نتایج ادینگتون از پرینسیپ میانگین انحراف 1.61 ثانیه قوسی را نشان داد. نتایج کروملین از سوبرال نشان دهنده انحراف 1.98 ثانیه قوسی است. میانگین این دو قرائت ، 1.795 ثانیه قوسی ، با پیش بینی انیشتین مطابقت داشت.

برای قرار دادن این انحراف در نظر بگیرید که قطر خورشید دارای زاویه 1800 ثانیه قوس است. بنابراین انحراف 1.79 ثانیه قوسی نشان دهنده 1.79 / 1800 = 0.01 درصد است. یک صدم درصد انحراف آشکار از تصاویر در فاصله مشخص شده کاملاً به دلیل خطای تجربی است.

فقط دو صفحه عکاسی گرفته شده در پرنسیپ قابل استفاده بودند و هر کدام شامل پنج ستاره یکسان بودند. پنج اندازه نمونه ای بسیار کوچک است که می توان داده های قابل توجه آماری را از آن خارج کرد.

سوبرال با این مشکل روبرو شد که تلسکوپ بزرگتر آنها در هنگام کسوف تمرکز خود را از دست داده بود اما دو ماه بعد در عکسهای مرجع دوباره این تمرکز را بدست آورد. دایسون این قرائت ها را رد کرد - که اگر از آنها استفاده می شد ، انحراف 0.93 ثانیه قوسی داشت (مطابق با پیش بینی نیوتن). بنابراین ، دو ابزار سوبرال اختلاف قابل توجهی با یکدیگر داشتند.

از نتایج خورشید گرفتگی 1919 برای تصمیم گیری در مورد پیش بینی های مربوط به انحراف دقیق تر ، انیشتین یا نیوتن استفاده شد. انیشتین با اختلاف کمی پیروز شد.

نتایج حاصل از خورشید گرفتگی 1919 قطعی نیست. استیون هاوکینگ درباره نتایج انحراف نور در سال 1919 می گوید: "اندازه گیری آنها یک شانس محض بود ، یا یک مورد ، دانستن نتیجه ای که می خواستند بگیرند." هاوکینگ گزارشی از دیدگاه های گسترده ای مبنی بر اینکه خطاهای موجود در داده ها به اندازه تأثیری است که آنها سعی در اثبات آن داشتند، می دهد.

نیوتن خم شدن نور را هنگامی که به لبه خورشید میرسد، فقط به نصف آنچه انیشتین پیش بینی می کرد اتفاق می افتد، پیش بینی کرده بود. فاکتورهای خطای حاصل از اندازه گیری خورشید گرفتگی 1919 به قدری زیاد بود که نتایج را غیر قطعی می ساخت. ما هیچ راهی برای شناختن اینکه حق با نیوتن یا انیشتین است، نداریم.

🆔 @flatearthfarsi
🔸متن 4
🔸انکسار
انیشتین معتقد بود که این جاذبه جرم خورشید است که باعث خم شدن نور می شود. نیوتن احتمالاً عقیده دیگری داشت. نیوتن علاوه بر کار پیشگامانه خود در زمینه گرانش ، کمک بزرگی به اپتیک ، از جمله مکانیک شکست کرد. نیوتن می دانست که نور هنگام عبور از هوا (چگالی کم) به آب (چگالی بالا) خم می شود و این پدیده را به عنوان سقوط نور "به همان اندازه که ذرات تحت نیروی جاذبه قرار می گیرند" توصیف میکند.

گرانش نیروی جاذبه بین دو جسم جرم دار است. نور جرم صفر دارد و بنابراین از نیروی گرانش تأثیر نمی گیرد. نیوتن پیش بینی کرد که فوتونهای ستاره های دوردست که در لبه خورشید می چرند هنگام عبور فقط کمی به سمت خورشید "سقوط می کنند" و در نتیجه یک مسیر منحنی کمی ایجاد می شود. این بدان دلیل است که فتوسفر که بلافاصله خورشید را احاطه می کند ، چگالی بیشتری نسبت به فضایی دارد که پرتوهای نوری دور از آن عبور می کنند.

اعتقاد بر این است که چگالی متوسط ​​آن (محیط اطراف خورشید) در حدود 1.4 برابر آب است. فوتوسفر ، ناحیه خارجی خورشید که برای فوتون ها شفاف است ، ممکن است چگالی کمتری از آب داشته باشد اما هنوز هم برای شکستن نوری که از این محیط گازی متراکم عبور می کند ، کافی باشد.

شکست نور که در نزدیکی ستاره ها می گذرد معمولاً مشاهده می شود اما به عنوان عدسی گرانشی نامگذاری می شود. اعتقاد بر این است که عدسی گرانشی توزیعی از ماده بین یک منبع نور دور و یک ناظر است که هنگام حرکت به سمت ناظر ، نور را خم می کند. گرانش نمی تواند نور را خم کند ، اما شکست می تواند.

🔸گرانش نور را خم نمی کند. فضا - زمان گرانش را منتقل نمی کند.

انیشتین با تئوری انحنای فضا-زمان ، اساساً می گفت که گرانش نتیجه جرم یک جسم است که باعث خمیدگی فضا است - به این دلیل اجسام می افتند چون فضایی که در آن قرار دارند خم شده. این منطق کاملاً پیچیده است. این بدان معنا است که جرم یک جسم بسیار بزرگ (a) هیچ نیروی جاذبه مستقیمی بر روی هر چیزی در اطراف آن اعمال نمی کند ، اما (b) به طور مستقیم بر شکل فضا زمان (تخیلی) تأثیر می گذارد ، و (c) فضا-زمان به نوبه خود نیروی جاذبه ای را روی اجسام مجاور اعمال می کند.

در سال 1917 ، تفسیر نظریه نسبیت عام این بود که انحنای فضا با توجه به توزیع ماده از نظر فضا و زمان متغیر است و تقریباً می توان فضا-زمان را به صورت کروی تفسیر کرد و همچنین انحنای مفهوم فضاسازی چهار بعدی فرضی در هر نقطه با ماده موجود در آن نقطه و وضعیت آن ماده تعریف می شود.

آنچه نتیجه گیری های غیر قابل پشتیبانی فوق نشان می دهد این است که جهان کروی شکل است و آنچه این شکل کلی کروی را به آن می بخشد نوعی جاذبه جمعی است. بنابراین فضا -زمان خیالی باعث ایجاد نظریه نسبیت عام غیرقابل دفاع شده است ، که به عنوان پشتیبان تئوری افسانه ای "انفجار بزرگ" استفاده می شود که به اشتباه فرض می کند یک انفجار فوق العاده عظیم جهان کروی را ایجاد کرده است که به طور مداوم در حال گسترش است.

در هر کهکشان مشخص ، ستارگان با فاصله های زیادی از یکدیگر جدا می شوند که مانع هرگونه نیروی جاذبه بین آنها می شود. اگر اینطور نبود ، در طول زمان همه ستاره ها و سیارات در هر خوشه با هم جمع می شدند و یک ستاره غولپیکر را ایجاد می کردند و مفهوم کهکشان معنایی نداشت.

از آنجا که ستارگان درون یک کهکشان از یکدیگر فاصله دارند تا بتوانند هر نیروی جاذبه ای را به یکدیگر وارد کنند ، هیچ راهی وجود ندارد که کل کهکشان (به عنوان یک واحد) بتواند بر روی هر چیز خارج از خودش یک جاذبه جمعی داشته باشد. تخمین جرم کل هر کهکشان پیگیری بیهوده ای خواهد بود ، زیرا هرچه این عدد ثابت شود نیروی جاذبه صفر را برای هر چیز دیگری اعمال می کند.

به دو دلیل ممکن نیست که گرانش هر ستاره ، کهکشان یا مجموعه ای از کهکشان ها بر شکل فضا - زمان تأثیر بگذارد: (1) نحوه کار گرانش به این شکل نیست و (2) فضا زمان یک داستان ریاضی است. ؛ وجود ندارد ، شکلی ندارد و منحنی نیست.

ممکن نیست که جهان شکل خاصی داشته باشد. اگر "جهان" را به معنای "همه چیزهای موجود" تعریف کنیم ، باید نتیجه بگیریم که جهان هیچ شکل ، مرز و لبه ای ندارد - زیرا داشتن یک مرز به معنای وجود چیز دیگری در طرف دیگر آن تقسیم بندی تصور شده است. اگر قرار باشد چیزی در آن سوی لبه جهان (تصور شده) وجود داشته باشد ، بنابراین ، با تعریف ، آن چیز نیز بخشی از جهان است.

اگر جهان هیچ شکلی نداشته باشد ، پس چیزی که شکلی ندارد بطور منطقی نمیتواند از همه جهات افزایش یابد. جهان در حال گسترش نیست. ممکن است کهکشان های فردی بزرگتر شوند ، اما در مجموع به خارج گسترش نمی یابند.

🆔 @flatearthfarsi
⭐️ آزمایش کاوندیش ⭐️
متن اول
گفته می شود آزمایش کاوندیش (Cavendish Experiment) که در سال 1797–1798 توسط دانشمند بریتانیایی "هنری کاوندیش" انجام شد ، اولین آزمایش برای اندازه گیری نیروی جاذبه بین جرم ها در آزمایشگاه است. از نتایج این آزمایش برای تعیین جرم های زمین و اجرام آسمانی استفاده شد. آزمایش کاوندیش اغلب به عنوان مدرکی برای جاذبه جهانی و به عنوان اثبات گرانش در نظر گرفته می شود. این آزمایش شامل دو گلوله سربی کروی متصل به ترازوی پیچشی است که گفته می شود جاذبه بین جرم ها را تشخیص می دهد.
وقتی موسسات این آزمایش را با روشهای مدرن شامل لیزر و ابزارهایی با بالاترین دقت تولید کرده و انجام دادند ، با این وجود ، تشخیص جاذبه با دشواری همراه بوده و نتایج نامنظمی را به همراه داشته است. عجیب اینکه، تکرارهای مدرن آزمایش کاوندیش به ما می گویند که وقتی در زمان های مختلف به انجام میرسند ، قرائت نتایج بیش از ده برابر از عدم قطعیت مورد انتظار، انحراف دارد. پذیرفته شده است که این آزمایش تحت تأثیر چیز هایی است که به هیچ عنوان ارتباطی با جاذبه ندارند.
استفاده از این آزمایش به عنوان نمایش جاذبه جهانی جرم در فرض خود بیشتر مورد ایراد قرار می گیرد. این آزمایش موضوعی مشاهداتی و تفسیری است. در این آزمایش جاذبه کمی با نیروی معادل وزن چند سلول مشاهده می شود و سپس درباره قدرت جاذبه کل جهان نتیجه گیری می شود. این مشاهدات به جای استفاده از تئوری گرانش و اندازه زمین برای تعیین میزان جاذبه ای که باید در آزمایش دیده می شد ، برای تخمین جرم اجرام آسمانی استفاده می شود. فرض بر این است که جاذبه ای که مشاهده می شود باید از جاذبه جهانی جرم ناشی شود نه از هر علت دیگری که می تواند با وزن چند سلول در فاصله نزدیک باعث جذب شود. مقادیر مختلفی که در این آزمایش دیده می شود نتایج متفاوتی را برای جرم های زمین و اجرام آسمانی ایجاد می کند.
ژورنال Scientific American ارزیابی تعداد زیادی از آزمایشات کاوندیش را که توسط آزمایشگاه ها و موسسات معتبر انجام شده ارائه می دهد و توضیح می دهد که برخلاف سایر نیروهای اساسی در فیزیک ، گرانش را نمی توان به طور دقیق اندازه گیری کرد:

"گرانش ، یکی از ثابتهای زندگی ، البته نیازی به ذکر نیست که زمانی که به فیزیک میرسد، کمتر از یک ثابت خواهد بود. آزمایشات مختلف طی سالهای مختلف مقادیر گیج کننده و متفاوتی برای قدرت نیروی جاذبه ارائه داده اند و آخرین محاسبات فقط به سردرگمی می افزایند.

نتایج یک آزمایش دقیق 10 ساله برای محاسبه مقدار "G بزرگ" ، ثابت جاذبه جهانی ، در این ماه منتشر شد - و آنها با مقدار رسمی G که خود از یک میانگین وزنی از اندازه گیری های دیگری که عمدتاً با هم ناسازگار هستند و بیش از 10 برابر عدم قطعیت تخمین زده شده اند، ناسازگارند."

آقای Terry Quinn در International Bureau of Weights and Measures میگوید: ثابت جاذبه زمین "یکی از این مواردی است که باید بدانیم" ، او می گوید: "داشتن یک ثابت اساسی که نمیتوانیم به درستی آن را اندازه گیری کنیم، شرم آور است "

در واقع ، این اختلاف چنان مشکلی است که کوین در ماه فوریه جلسه ای را در انجمن سلطنتی لندن ترتیب می دهد تا یک برنامه برای حل این بن بست ارائه دهد. عنوان جلسه - "ثابت جاذبه نیوتنی ، اندازه گیری ثابت بسیار دشوار است؟" - وضعیت کلی را آشکار می کند.

منبع :
https://www.scientificamerican.com/article/puzzling-measurement-of-big-g-gravitational-constant-ignites-debate-slide-show/

🆔 @flatearthfarsi
متن دوم
فیزیکدان "Jens Gundlach" توضیح می دهد که اندازه گیری گرانش بسیار سخت است و نیاز به اندازه گیری نیروی معادل وزن چند سلول انسانی بر روی دو جرم یک کیلوگرمی دارد که یک متر از یکدیگر فاصله دارند:

"اگرچه گرانش به عنوان یکی از برجسته ترین نیروهای طبیعت در زندگی روزمره ما به نظر می رسد ، اما در واقع ضعیف ترین است ، و این باعث میشود محاسبه قدرت آن چندان آسان نباشد. Jens Gundlach، فیزیکدان دانشگاه واشنگتن ، که بر روی 2000 اندازه گیری جداگانه بزرگ کار کرده است ، می گوید: "دو جرم یک کیلوگرمی که یک متر از یکدیگر فاصله دارند ، یکدیگر را با نیرویی معادل وزن چند سلول انسانی جذب می کنند." نیروهای کوچک بر روی اجسام کیلوگرم با دقت 10-4 یا 10-5 کار ساده ای نیست. تأثیرات بسیاری وجود دارد که می تواند بر اثرات گرانشی غلبه کند و همه اینها باید به درستی درک و در نظر گرفته شوند. "

آقای Jens Gundlach توضیح می دهد که تأثیرات بسیاری وجود دارد که می تواند بر اثرات گرانشی غلبه کند. جذب استاتیک ، ویسکوزیته هوا ، ذرات هوا ، کشش ایستا ، سایر نیروها و ... به راحتی می توانند بر چنین جاذبه ای غلبه کنند.

جیمز فالر ، فیزیکدان دانشگاه کلرادو در Boulder میگوید: "این دشواری ذاتی باعث شده است که G بزرگ به تنها ثابت اساسی فیزیک تبدیل شود که با گذشت زمان و اندازه گیری بیشتر و بیشتر ، عدم قطعیت مقدار استاندارد برای آن افزایش بیابد. جیمز فالر آزمایشی در سال 2010 برای محاسبه G بزرگ با استفاده از آونگ انجام داد.

مقاله توضیح می دهد که نتایج بسیار نامنظم است.

"از طریق این آزمایشات دوگانه ، تیم کوین به مقدار 6.67545 X 10-11 m3 kg-1 s-2 رسید. این 241 قسمت در میلیون بالاتر از مقدار استاندارد 6.67384 (80) X 10-11 m3 kg-1 s-2 است که در سال 2010 با محاسبه میانگین موزون تمام مقادیر مختلف آزمایشی توسط یک کارگروه ویژه کمیته داده های علوم و فناوری شورای بین المللی علوم (CODATA) به آنجا رسید. این مقادیر با 450 ppm ثابت از یکدیگر متفاوت هستند ، با اینکه اکثر آنها عدم قطعیت حدود 40 ppm را تخمین زده اند. کوین می گوید: "واضح است که بسیاری از آنها یا دچار خطاهای جدی شده اند یا به شدت عدم قطعیت دست کم گرفته شده."

مقادیر این آزمون های پیچیده آزمایشگاهی تا حد 450 ppm ثابت گرانش با یکدیگر متفاوت است. عدم اطمینان برای اندازه گیری گرانش جرم مخالف با تجهیزات باید فقط حدود 40 ppm باشد ، اما مقادیر مشاهده شده بسیار نامنظم تر هستند - بیش از ده برابر عدم قطعیت تخمین زده شده آنها.

یا این که آزمایش ها مشکلی دارند ، یا در درک ما از جاذبه نقصی وجود دارد. "برای روشن شدن وضعیت نیاز به کار بیشتر است."

اگر معلوم شود که مقدار واقعی G بزرگ به اندازه CODATA به اندازه گیری تیم کوین نزدیکتر است ، در این صورت محاسباتی که به G بستگی دارند باید تجدید نظر شوند. به عنوان مثال ، جرم های تخمینی سیارات منظومه شمسی ، از جمله زمین ، کمی تغییر می کنند. کوین می گوید ، چنین تجدیدنظر هیچ قانونی اساسی در فیزیک را تغییر نمی دهد و تأثیر عملی بسیار کمی بر زندگی هر کس خواهد داشت. اما پرداختن به ته موضوع بیشتر مورد توجه دانشمندان است. وی می افزاید: "این چیزی نیست که شخص دوست داشته باشد آن را حل نشده رها کند." "ما باید بتوانیم گرانش را اندازه گیری ." "

جمله آخر در درک آن ساده است ، اعتراف می کند که آنها نمی توانند گرانش را اندازه گیری کنند.

🆔 @flatearthfarsi
متن سوم
با توجه به مقاله ای در Forbes با عنوان "دانشمندان اعتراف می کنند ، با کمال شرمندگی ، ما نمی دانیم که نیروی جاذبه تا چه اندازه قوی است" توسط اخترفیزیکدان اتان سیگل ( Ethan Siegel, Ph.D) موارد زیر را در مورد این موضوع می خوانیم:

"در حالی که ثابت های اساسی دیگر با دقت بین 8 تا 14 رقم قابل توجه شناخته شده اند ، عدم قطعیت ها از G تا هزاران میلیارد بار بیشتر است.

"ثابت گرانش جهان ، G ، اولین ثابتی است که تاکنون اندازه گیری شده است. با این وجود بیش از 350 سال پس از تعیین مقدار آن ، واقعاً شرم آور است که دانش ما از این مورد در مقایسه با سایر ثابت ها ضعیف است. ما از این ثابت در کل اندازه گیری ها و محاسبات ، از امواج گرانشی گرفته تا آرایه زمان‌سنجی تپ اختر تا انبساط جهان استفاده می کنیم. با این وجود توانایی ما در تعیین آن ریشه در اندازه گیری های کوچک دارد که در اینجا روی زمین انجام می شود. کوچکترین منابع عدم اطمینان ، از تراکم مواد گرفته تا ارتعاشات لرزه ای در سراسر زمین ، می تواند تلاش ما برای تعیین آن باشد. تا زمانی که ما نتوانیم عملکرد بهتری داشته باشیم ، در هرجایی که پدیده گرانش مهم است ، یک عدم اطمینان ذاتی و ناخوشایند وجود دارد. سال 2018 است و ما هنوز نمی دانیم که واقعاً قدرت جاذبه چقدر است."
منبع:
https://www.forbes.com/sites/startswithabang/2018/09/06/scientists-admit-embarrassingly-we-dont-know-how-strong-the-force-of-gravity-is/#134781692c3e

به ما گفته شده است که ، در مقایسه با سایر ثابتهای اساسی ، عدم قطعیت با G هزار تا میلیاردها برابر بیشتر است. همچنین به ما گفته شده است که قدرت جاذبه برای اجرام آسمانی در سراسر جهان همه به این آزمایش ناسازگار و نامنظم و نه چندان دقیق متکی هستند.

🆔 @flatearthfarsi
این نموداری است که نشان می دهد گرانش بین آزمایشات مختلف بسیار متفاوت است
🆔 @flatearthfarsi
متن چهارم
نویسنده میگوید که آزمایش هایی با نتایج مشابه نتیجه سوگیری انتخابی است:

"یكی از عوامل اصلی ، عامل روانشناختی شناخته شده "سوگیری تأیید" بوده است. اگر همه همکاران شما از نظر اندازه گیری 6.67259 × 10-11 N / kg2⋅m2 اندازه گیری می کنند ، منطقی است که انتظار داشته باشید چیزی حدود 6.67224 × 10-11 N / kg2 ⋅ m2 یا 6.67293 × 10-11 N / kg2 ⋅ 2 بدست آورید. ، اما اگر چیزی در حدود 6.67532 × 10-11 N / kg2⋅m2 دارید ، احتمالاً تصور می کنید که اشتباهی انجام داده اید.

شما می توانید منابع احتمالی خطا را جستجو کنید ، تا اینکه یکی از آنها را پیدا کنید. آزمایش را بارها و بارها انجام می دهید ، تا زمانی که به چیزی منطقی دست پیدا کنید: چیزی که حداقل با 6.67259 × 10-11 N / kg2⋅m2 مطابقت داشته باشد.

طبق بسیاری از گفته ها ، ثابت جاذبه G نیوتنی ثابت اساسی است که اندازه گیری دقیق آن دشوارتر است. طی سه دهه گذشته ، بیش از ده اندازه گیری دقیق از این ثابت انجام شده است. با این حال ، پراکندگی نقاط داده بسیار بزرگتر از عدم قطعیت تعیین شده برای هر اندازه گیری است
منبع :

https://aip.scitation.org/doi/full/10.1063/1.4994619

در مقاله Is the Gravitational Constant Really a Constant? توسط اخترفیزیکدان کولین رابسون میخوانیم:
"تا آنجا که می توانیم بگوییم ، ثابت گرانش در طول تاریخ جهان ثابت مانده است. اثبات این مسئله بسیار دشوار بوده است! اندازه گیری ثابت گرانش طی 200 سال گذشته بی نظم بوده است. حتی از آنجا که تکنیک هایی که اکنون از آنها استفاده می کنیم بسیار پیشرفته تر و حساس تر از دو قرن پیش هستند ، مقدار واقعی ثابت گرانش همچنان دست نیافتنی است. در سال 2013 ، گروهی از محققان که در خارج از فرانسه کار می کردند ، اندازه گیری ثابت گرانش را با استفاده از همان دستگاهی که 2 سال قبل استفاده کرده بودند ، انجام دادند. برای بهبود حساسیت و دادن نتیجه دقیق تر ، بهبودهایی روی دستگاه ایجاد شده است. دستگاهی که از دو روش مستقل برای محاسبه ثابت استفاده می کند ، میانگین نتایج حاصل از این دو است. از نظر تئوری ، این باید به کاهش خطاهای سیستماتیک کمک کند. اما چه چیزی پیدا کردند؟ نتیجه ای متفاوت! در ابتدا ممکن است عجیب باشد که تعیین ثابت گرانش بسیار سخت است. چهار نیروی اساسی در جهان وجود دارد:
نیروی قوی
نیروی ضعیف
الکترومغناطیس
جاذبه زمین
گرانش ضعیف ترین نیرو از چهار نیرو است که ممکن است با توجه به آنچه در جهان می بینیم کمی عجیب به نظر برسد. هنگام نگاه کردن به کیهان ، به نظر می رسد جاذبه پادشاه و فرمانروای همه چیز است. گرانش آنقدر قوی است که باعث می شود ستارگان هیدروژن را به هلیوم ذوب کنند ، هسته های ستاره ای را به ستارگان نوترونی و سیاهچاله ها تبدیل میکند، کوازارها را ایجاد می کند و جریان مواد را در کل جهان مدیریت می کند. در مقیاس بزرگ ، گرانش برنده است. اما ، همانطور که قبلاً گفته شد ، گرانش ضعیف ترین نیرو از چهار نیرو است. دلیل این اختلاف این است که ، به عنوان یک نیرو ، جاذبه مسیر بیشتری را طی می کند و افت کندتری دارد. قوی ترین نیرو از چهار نیرو ، یعنی نیروی هسته ای قوی ، تقریباً در فواصل خارج از هسته وجود ندارد. آنچه نیروی جاذبه را در شرایط کلان قویتر می کند تجمعی بودن آن است. هرچه ماده بیشتر باشد ، گرانش بیشتر است. اما هنوز هم گرانش ضعیف تر است. بنابراین ، هنگام تلاش برای اندازه گیری آن ، نیروهای دیگر می توانند باعث خطاهای سیستماتیک شوند. این شبیه به تلاش برای اندازه گیری وزن یک پر در فضای باز ، با نسیم ملایم ، با یک جفت ترازو قدیمی است.
منبع:

https://futurism.com/the-gravitational-constant-is-it-really-constant

🆔 @flatearthfarsi
متن پنجم
به دلیل مشکلاتی، برخی اکنون گرانش را بخشی از "انرژی تاریک" می دانند.

https://www.newscientist.com/article/dn24180-strength-of-gravity-shifts-and-this-time-its-serious/

یک G نوسانی می تواند شاهدی برای یک نظریه خاص باشد که انرژی تاریک را به نیروی بنیادی پنجم و فرضی مرتبط می کند ، علاوه بر چهار نیروی شناخته شده - جاذبه ، الکترومغناطیس و دو نیروی هسته ای. Padilla می گوید این نیرو ممکن است باعث نوسان قدرت گرانش نیز شود. "این نتیجه در واقع بسیار جذاب است.

به گفته فیزیکدان George T. Gillies، مشکلات در اندازه گیری G یک موضوع تکراری در مطالعه گرانش بوده است.
منبع:
https://pdfs.semanticscholar.org/cb12/9f12fca0a257e0e02da651048b02ea39228e.pdf

ثابت جاذبه نیوتنی: اندازه گیری های اخیر و مطالعات مرتبط (1996)
George T. Gillies

چکیده: "پیشرفت در دانش ما از مقدار مطلق ثابت گرانش نیوتنی ، G ، طی سالهای گذشته بسیار کند اتفاق افتاده است. اکثر ثابتهای دیگر طبیعت در قسمتهای میلیارد یا در بدترین حالت در هر میلیون (یا حتی برخی قابل پیش بینی) شناخته شده اند. با این حال ، G به طرز مرموزی تنها است ، تاریخچه آن مقداری است که اندازه گیری آن بسیار دشوار است و تقریباً از ساختار نظری بقیه فیزیک جدا است. چندین تلاش با هدف تغییر این وضعیت در حال انجام است ، اما جدیدترین نتایج آزمایشی بار دیگر مقادیر متناقضی از G را تولید کرده اند ، و علی رغم پیشرفت و علاقه زیاد ، تاکنون هیچ روش پذیرفته شده جهانی برای پیش بینی مقدار مطلق آن وجود ندارد. "

Concluding Remarks - p.212

انتشار مقادیر G به دست آمده توسط تعیین های اخیر با دقت بسیار زیاد ، دشواری آزمایش ها را اثبات می کند. جالب توجه است ، اختلافات در نتایج منتشر شده وضعیت مشابهی را که تقریبا 140 سال پیش بوجود آمده است تکرار می کند (Jacobs 1857) ، و به نظر می رسد از آن زمان هر چند دهه تکرار شده است. همانطور که در بخش 4 به طور کامل بحث شد ، تعیین G به دلیل جهانی بودن نیروی جاذبه ، ضعف آن در مقایسه با دیگر فعل و انفعالات اساسی و ماهیت حساس دستگاه مورد استفاده برای اندازه گیری ، با مشکل روبرو می شود. "
منبع:
https://www.bipm.org/utils/common/pdf/rapportBIPM/1983/01.pdf

ثابت جاذبه نیوتنی: نمایه ای از اندازه گیری ها (1983)
George T. Gillies

مقدمه - ص 1

اگر بخواهیم ابزار اندازه گیری دقیق را فهرست بندی کنیم ، تعداد غیرمعمول زیادی از لیست ها به عنوان پیدایش آنها اندازه گیری دقیق ثابت جاذبه نیوتنی است ، که در اینجا به سادگی "G" نامیده می شود. این ابزارها شامل ترازوی پیچشی ، اهرم اپتیکی ، فیبر کوارتز ، تکنیک های تشخیص همزمان ، چرخش های فوق العاده بالا و بسیاری موارد دیگر است. با این حال G به عنوان تنها ثابت اساسی که در حال حاضر کمی بهتر از یک قسمت در هزار شناخته شده است ، به تنهایی ایستاده است اگرچه سه اندازه گیری ادعا می کند که دقت یک قسمت در ده هزار وجود دارد. به موازات این تلاش ها برای اندازه گیری مقدار مطلق G ، آزمایشات بسیار متنوعی نیز با هدف اتصال نیروی جاذبه به سایر نیروهای طبیعت انجام شده است. تمام این تلاشها تا به امروز نتیجه منحصر به فردی داشته است که نشان می دهد گرانش علی رغم ارائه مدرنیزه از طریق نسبیت عام ، به تنهایی - آخرین مکانیسم بزرگ کلاسیک - است.

جاذبه کلاسیک اینگونه بوده است و به طور قابل پیش بینی نیز اینگونه خواهد بود. دلیل این امر این است که ، تا به امروز ، هیچ کس موفق نشده است به اندازه کافی خوب تعامل گرانشی بین جرم های آزمایشگاهی را به نقطه ای حداقل در سطوح بالاتر از آنهایی که سایر پدیده ها ممکن است پیش بینی شود برساند که سایر نیروهای مزاحم یا عدم اطمینان تجربی بر اندازه گیری غلبه نکنند.

🆔 @flatearthfarsi
متن ششم
همانطور که توسط منابع فوق پیشنهاد شده است ؛ تا زمانی که فیزیک نتواند فعل و انفعال گرانشی بین جرم های آزمایشگاهی را تا جایی که دیگر نیروهای مزاحم بر اندازه گیری دخالتی نداشته باشند ، جدا کند ، باید آزمایش Cavendish را برای آنچه که هست بررسی کرد و ممکن است "جاذبه" را در نتایج دیده شده شامل کرده یا شامل نکند.

از نظر افکار عامه یک جاذبه پیدا شده در جایی در حدود نیروی معادل وزن چند سلول ، اثباتی برای جاذبه زمین و جاذبه جهانی جرم است. بر این اساس ، هر چیزی حتی نادرست که فقط به نظر می رسد از آن پشتیبانی می کند ، مورد تایید قرار میگیرد. حتی مهم نیست که بسیاری از تأثیرات دیگری که ممکن است بر نتایج آزمایش دخالت داشته باشند ، در نظر گرفته میشوند یا خیر. این امکان در طبیعت از ذهن خارج می شود و کاملاً نادیده گرفته می شود. از طریق چنین مغالطه ذاتی است که یک فرضیه بر دیگری بنا می شود. نتیجه گیری ها انجام می شود ، اما اساساً اصول آن هنوز اثبات نشده است. مشاهده و تفسیر به جای اثبات ، کافی تلقی می شود.

یک توجیه برای آزمایش کاوندیش ، اشاره به این است که انحراف در آزمایش "کوچک" است. به طور خاص ، مقاله Forbes اختلافات را در سطح 0.15٪ ارجاع می دهد.

"همانطور که انتظار داشتید ، مقادیر در طول زمان بهتر و بهتر شدند ، با عدم اطمینان از 0.1٪ به 0.04٪ کاهش یافته و در اواخر 1990s به 0.012٪ رسید ، بیشتر به دلیل کار Barry Taylor در NIST .. .

به همین دلیل ، در سال 1998 ، زمانی که تیم بسیار دقیق نتیجه ای گرفتند که 0.15٪ با نتایج قبلی متفاوت بود ، زمانی که اشتباهات در نتایج قبلی ادعا می شد بیش از یک عامل است ، چنین شوک آور بود. این تفاوت .... تیم های مختلفی با استفاده از روش های مختلف مقادیری را برای G دریافت می کردند که در سطح 0.15٪ با یکدیگر در تضاد بودند ، بیش از ده برابر عدم قطعیت گزارش شده قبلی. "

گفته می شود که این انحراف 0.15٪ ناچیز است و بنابراین باید مشکلات آزمایش کاوندیش را نادیده گرفت.

رویکرد متداول دیگر برای توجیه نتایج آزمایش کاوندیش این است که ادعا می شود فقط باید نزدیکترین میانگین ، متوسط یا حالت نتایج را پیدا کنیم و اعلام کنیم که این مقدار "گرانش" است. با این وجود ، حداقل درون نگری در این روش نشان می دهد که یافتن مقدار آماری متوسط تأثیراتی که بر این آزمایش دخالت دارند، فقط به ما می گوید که میانگین اثرات غالب چقدر است و در مورد "گرانش" چیزی به ما نمیگوید.

به عنوان اثبات تناقض ، آزمایش های مشابهی که سعی کرده اند گرانش را در مقیاس های بزرگتر از دامنه های کوتاه تر آزمایش کاوندیش اندازه گیری کنند ، قادر به تشخیص تأثیر گرانش نبوده اند. یک دلیل وجود دارد که چرا آزمایش کاوندیش به عنوان یکی از معدود اثبات های جاذبه ذکر شده است. اما همگی میدانیم که هرگز چنین مسئله ای به این سادگی ها نبوده و نیست.

🆔 @flatearthfarsi
مقاله جدید
بررسی مبحث گرانش سنجی / دستگاه گرانش سنج
خواندن این مقاله رو از دست ندید. لینک مقاله:
http://flatearthfarsi.com/?p=5884

🆔 @flatearthfarsi