FJD Iran P1
102 subscribers
136 photos
287 videos
54 files
212 links
اخبار و منابع فنی اسکنرهای لیزری

تماس، سوال، خرید 👈: @fjdiran2
یا شماره همراه: 09054688275

سوال فنی، نرم افزاری، پردازش👈: @fjdiran

اینستاگرام: www.instagram.com/fjdir1

آپارات: www.aparat.com/fjdir
Download Telegram
FJD Trion Model User Manual Jan 2026-Rev.207.pdf
19.2 MB
FJD Trion Model User Manual Jan 2026-Rev.207
راهنمای ورژن 207
نرم افزار FJD Trion Model
نسخه ی iPadOS از👈 App Store
Insta360_Studio_5_9_4_release_insta360RC_build131_20260415_110453.exe
701 MB
نرم افزار مخصوص ویندوز (کامپیوتر) برای پردازش فیلم های دوربین اینستا360 نسخه ی ویندوز ورژن v5.9.4 تاریخ 2026-04-15 دوربین Insta360 X3 اسکنر FDJ Trion P1
#insta360X3 Insta360 X3
پردازش در محل روی تبلت
🔸- دانلود ios برای آیپد 📱🔸- دانلود برای اندروید
🎥 آموزش استفاده از قابلیت Tunnel Section Analysis در نرم‌افزار Trion Model
لینک ویدیو: https://t.me/fjdir/632
در این ویدیو، ابزار Tunnel Section Analysis برای مقایسه‌ی مقطع واقعی تونل با مقطع طراحی‌شده آموزش داده می‌شود. هدف این ابزار طراحی مسیر تونل از صفر نیست؛ بلکه باید اطلاعات طراحی تونل، شامل محور مسیر، قوس‌ها، کیلومتراژها، پروفیل ارتفاعی و شکل مقطع طراحی، از نقشه‌ها یا فایل‌های مهندسی پروژه وارد شود. سپس نرم‌افزار از روی ابرنقاط اسکن‌شده، مقاطع واقعی تونل را در کیلومتراژهای مشخص استخراج می‌کند و آن‌ها را با مقطع طراحی مقایسه می‌کند تا مقدار اضافه‌برداشت و کم‌برداشت مشخص شود.

ابتدا داده‌ی پردازش‌شده‌ی تونل یا همان Point Cloud در Trion Model باز و انتخاب می‌شود. سپس از مسیر Section Analysis → Design Axis Line محور طراحی تونل تعریف می‌شود. محور طراحی یک خط ساده نیست، بلکه مسیر سه‌بعدی تونل است و از دو بخش اصلی تشکیل می‌شود: Level Curve یا Flat Curve که مسیر افقی تونل را در صفحه XY نشان می‌دهد، و Secondary Curve یا Vertical Curve که تغییرات ارتفاعی محور تونل را در جهت Z مشخص می‌کند. بنابراین Level Curve یعنی مسیر افقی، Secondary Curve یعنی پروفیل ارتفاعی، و Design Axis Line یعنی محور کامل سه‌بعدی تونل.

در مرحله‌ی بعد، اگر پروژه دارای شکست کیلومتراژ یا Broken Chain / Break Link باشد، باید اطلاعات شروع و پایان آن وارد شود. این حالت زمانی رخ می‌دهد که کیلومتراژ مسیر در طراحی دچار پرش، شکست یا ناپیوستگی شده باشد. اگر مسیر پیوسته باشد، مانند مثال ویدیو، این مرحله رد می‌شود. اهمیت این بخش در این است که اگر کیلومتراژها درست تعریف نشوند، مقاطع در محل اشتباه تولید می‌شوند.

برای تعریف مسیر افقی تونل، نرم‌افزار دو روش دارد: Intersection Method و Line Element Method. در ویدیو از Line Element Method استفاده شده است. در این روش مسیر به قطعات هندسی جداگانه مثل خط مستقیم، قوس دایره‌ای و قوس‌های انتقالی تقسیم می‌شود. برای هر قطعه، اطلاعاتی مانند کیلومتراژ شروع و پایان، مختصات X و Y، آزیموت، شعاع قوس و جهت چرخش وارد می‌شود و سپس با Add به مسیر اضافه می‌گردد. اگر تونل پیچ‌وخم زیادی داشته باشد، مسیر به‌صورت یک خط مبهم وارد نمی‌شود، بلکه به چندین قطعه‌ی مستقیم، قوس و قوس انتقالی تقسیم شده و هر قطعه جداگانه تعریف می‌شود.

پس از مسیر افقی، مسیر ارتفاعی یا Secondary / Vertical Curve تعریف می‌شود. این بخش مشخص می‌کند محور تونل در هر کیلومتراژ چه ارتفاعی دارد. پارامترهای اصلی آن Mileage یا Chainage، Elevation و Radius هستند. Mileage موقعیت طولی روی محور است، Elevation ارتفاع آن نقطه را نشان می‌دهد و Radius برای قوس قائم استفاده می‌شود. با تکمیل این مرحله، محور طراحی تونل کامل می‌شود و نرم‌افزار می‌تواند موقعیت سه‌بعدی مقاطع را در طول تونل تشخیص دهد.

بعد از محور، باید شکل مقطع طراحی تونل از مسیر Section Analysis → Design Section وارد شود. مقطع طراحی با دو نوع عنصر Line و Arc ساخته می‌شود. برای هر جزء، مختصات نقطه شروع و پایان وارد می‌شود و اگر جزء از نوع قوس باشد، شعاع قوس نیز باید وارد گردد. در مثال ویدیو، مقطع طراحی از سه خط مستقیم و یک قوس دایره‌ای تشکیل شده است. این مقطع همان شکل تئوریک تونل است که بعداً با مقطع واقعی اسکن‌شده مقایسه می‌شود.

در مرحله‌ی Section Generation، نرم‌افزار با استفاده از محور طراحی، از روی ابرنقاط اسکن‌شده مقاطع واقعی تونل را استخراج می‌کند. در این بخش، Start Mileage، End Mileage، Mileage Interval، Section Thickness و در صورت نیاز Specified Mileage تنظیم می‌شود. طبق راهنما، مقدار پیش‌فرض Section Thickness برابر 0.02 متر و مقدار پیش‌فرض Mileage Interval برابر 5 متر است. Section Thickness مشخص می‌کند نرم‌افزار چه ضخامت یا بازه‌ای از ابرنقاط اطراف صفحه‌ی مقطع را برای ساخت آن مقطع استفاده کند. اگر ضخامت خیلی کم باشد، ممکن است نقاط کافی وارد مقطع نشوند؛ اگر زیاد باشد، مقطع می‌تواند شلوغ یا نویزی شود.

پس از تولید مقاطع واقعی، در مرحله‌ی Section Comparison یک یا چند مقطع انتخاب می‌شود و با Design Section مقایسه می‌گردد. در این مرحله، مقطع طراحی به‌عنوان Reference Section انتخاب می‌شود و نرم‌افزار اختلاف بین پروفیل واقعی و پروفیل طراحی را محاسبه می‌کند. اگر مقطع واقعی بیرون‌تر از مقطع طراحی باشد، یعنی حفاری بیش از حد انجام شده است؛ این حالت Overbreak یا Over-excavation یا اضافه‌برداشت نام دارد. اگر مقطع واقعی داخل‌تر از مقطع طراحی باشد، یعنی حفاری کمتر از حد طراحی انجام شده است؛ این حالت Underbreak یا Under-excavation یا کم‌برداشت نام دارد.
بعد از مقایسه، در بخش Result Annotation می‌توان اختلاف‌ها را روی مقطع علامت‌گذاری کرد. در Manual Mode کاربر روی نقاط مورد نظر کلیک می‌کند و نرم‌افزار اختلاف همان نقطه را نشان می‌دهد. در Automatic Mode نرم‌افزار در فاصله‌های مشخص، اختلافات را به‌صورت خودکار روی مقطع درج می‌کند. طبق راهنما، رنگ قرمز برای Over-excavation یا اضافه‌برداشت و رنگ آبی برای Under-excavation یا کم‌برداشت استفاده می‌شود. اگر گزینه Apply to all comparison results فعال باشد، تنظیمات علامت‌گذاری روی همه‌ی نتایج مقایسه اعمال می‌شود؛ در غیر این صورت فقط روی مقطع فعلی اعمال خواهد شد.

در پایان، از مسیر Section Analysis → Report Output گزارش تحلیل خروجی گرفته می‌شود. در این بخش می‌توان نام پروژه، زمان برداشت، نام برداشت‌کننده، نام بازبین و مسیر ذخیره گزارش را وارد کرد. خروجی گزارش طبق راهنما در قالب DOCX تولید می‌شود و شامل تصویر مقاطع انتخاب‌شده، کیلومتراژ مقاطع، مقدار اضافه‌برداشت، مقدار کم‌برداشت و آمار حجمی مربوط به Overbreak و Underbreak است.

نکته‌ی مهم این است که مسیر و قوس‌های تونل معمولاً از روی ابرنقاط تعیین نمی‌شوند، بلکه باید از نقشه طراحی، فایل CAD، جدول Alignment یا اطلاعات مهندسی پروژه وارد شوند. ابرنقاط فقط برای استخراج مقاطع واقعی استفاده می‌شود. اگر فایل طراحی موجود نباشد، می‌توان از روی ابرنقاط یک محور تقریبی یا As-built Centerline ساخت، اما این محور جایگزین Design Axis واقعی نیست و برای گزارش رسمی Overbreak و Underbreak قابل اتکا نیست، مگر اینکه توسط نقشه‌بردار یا مهندس پروژه کنترل و تأیید شود.

خلاصه‌ی منطق کار این است: Design Axis + Design Section + Point Cloud → Actual Sections → Comparison → Annotation → Report. یعنی ابتدا محور و مقطع طراحی وارد می‌شود، سپس از ابرنقاط مقاطع واقعی تولید می‌شود، بعد اختلاف واقعی با طراحی محاسبه و در نهایت گزارش فنی تهیه می‌گردد.

مکمل این بخش
FJD Iran P1
FJD Trion Model User Manual Jan 2026-Rev.207.pdf
در 👈راهنما بخش 11 یعنی صفحه ی 173 به بعد چنین آمده:👇

۱. تحلیل مقطع تونل در Trion Model
قابلیت Section Analysis برای تحلیل مقطع تونل استفاده می‌شود. در این بخش، ابتدا خط محور طراحی و مقطع طراحی تونل تعریف یا وارد می‌شود. سپس نرم‌افزار از روی ابرنقاط یا مدل سه‌بعدی، مقاطع واقعی تونل را تولید می‌کند. در ادامه، مقطع واقعی با مقطع طراحی مقایسه می‌شود تا میزان اضافه‌برداشت و کم‌برداشت مشخص شود و در نهایت گزارش خروجی گرفته می‌شود.

۲. وارد کردن محور طراحی، Design Axis Line
برای شروع، از مسیر Section Analysis → Design Axis Line وارد بخش تعریف محور طراحی شوید. در این مرحله باید اطلاعات محور طراحی تونل وارد شود. محور طراحی همان مسیر مرکزی تونل است که مقاطع بر اساس آن تولید می‌شوند. اگر پروژه دارای شکست کیلومتراژ یا Broken Chain باشد، باید اطلاعات آن وارد شود. Broken Chain یعنی در مسیر طراحی، کیلومتراژ به‌صورت پیوسته ادامه پیدا نمی‌کند و در نقطه‌ای دچار پرش یا شکست می‌شود. اگر پروژه چنین حالتی ندارد، این مرحله را رد کنید و به مرحله بعد بروید.

۳. تعریف مسیر افقی تونل، Flat Curve / Level Curve
پس از بررسی Broken Chain، باید مسیر افقی تونل تعریف شود. این بخش نشان می‌دهد مسیر تونل روی پلان و در صفحه‌ی XY چگونه حرکت می‌کند. برای تعریف مسیر افقی دو روش وجود دارد: Intersection Method و Line Element Method. در روش Intersection، مسیر با نقاط شروع، نقاط تقاطع و نقطه پایان تعریف می‌شود. در روش Line Element، مسیر به قطعات هندسی مانند خط مستقیم، قوس دایره‌ای و قوس انتقالی تقسیم می‌شود. در مثال آموزشی، از روش Line Element استفاده شده است.

۴. وارد کردن قطعات مسیر در Line Element Method
در روش Line Element، هر بخش از مسیر جداگانه وارد می‌شود. اگر بخش اول مسیر مستقیم باشد، نوع خط را Straight Line انتخاب می‌کنید و اطلاعاتی مانند کیلومتراژ شروع و پایان، مختصات X و Y و آزیموت را وارد می‌کنید. سپس روی Add کلیک می‌کنید تا این قطعه به مسیر اضافه شود. اگر بخش بعدی قوس دایره‌ای باشد، نوع خط را Circular Curve انتخاب می‌کنید و علاوه بر اطلاعات اصلی، شعاع قوس و جهت چرخش را نیز وارد می‌کنید. برای مسیرهای پیچیده، همین روش برای همه قطعات مسیر تکرار می‌شود.

۵. تعریف مسیر ارتفاعی، Vertical Curve / Secondary Curve
بعد از مسیر افقی، باید مسیر ارتفاعی تونل تعریف شود. در ویدیو به این بخش Secondary Curve گفته شده و در راهنما مفهوم آن همان Vertical Curve است. مسیر افقی تغییرات X و Y را نشان می‌دهد، اما مسیر ارتفاعی تغییرات Z یا ارتفاع را مشخص می‌کند. برای این بخش، فایل یا جدول مربوط به پروفیل ارتفاعی باز می‌شود و مقادیر Mileage / Chainage، Elevation و Radius وارد می‌شود. Mileage یعنی کیلومتراژ روی محور، Elevation یعنی ارتفاع، و Radius شعاع قوس قائم است. پس از تکمیل این بخش، محور طراحی تونل کامل می‌شود.

۶. تعریف مقطع طراحی، Design Section
بعد از تعریف محور طراحی، باید مقطع طراحی تونل وارد شود. برای این کار از مسیر Section Analysis → Design Section استفاده می‌شود. در این بخش، شکل مقطع طراحی با عناصر ساده‌ی هندسی ساخته می‌شود. هر بخش از مقطع می‌تواند Line یا Arc باشد. برای هر خط یا قوس، مختصات نقطه شروع و پایان وارد می‌شود. اگر عنصر از نوع قوس باشد، شعاع قوس نیز باید وارد شود. در مثال راهنما، مقطع طراحی از چند خط مستقیم و یک قوس تشکیل شده است. این مقطع همان پروفیل طراحی‌شده‌ی تونل است که بعداً با مقطع واقعی مقایسه می‌شود.

۷. تولید مقاطع واقعی، Section Generation
پس از آماده شدن محور و مقطع طراحی، باید مقاطع واقعی از روی ابرنقاط تولید شوند. ابتدا Point Cloud تونل را انتخاب کنید و سپس از مسیر Section Analysis → Section Generation وارد شوید. در این مرحله، محور طراحی انتخاب می‌شود و محدوده تولید مقاطع مشخص می‌گردد. پارامترهای اصلی شامل Start Mileage، End Mileage، Mileage Interval و Section Thickness هستند. Start و End Mileage محدوده طولی تحلیل را مشخص می‌کنند. Mileage Interval فاصله بین مقاطع را تعیین می‌کند. Section Thickness مشخص می‌کند برای ساخت هر مقطع، چه ضخامت یا بازه‌ای از ابرنقاط اطراف صفحه مقطع استفاده شود. همچنین اگر لازم باشد، می‌توان چند کیلومتراژ خاص را به‌صورت دستی وارد کرد.
۸. مقایسه مقطع واقعی با مقطع طراحی، Section Comparison
بعد از تولید مقاطع، یک یا چند مقطع واقعی انتخاب می‌شود و از مسیر Section Analysis → Section Comparison با مقطع طراحی مقایسه می‌گردد. در این مرحله، Design Section به‌عنوان Reference Section انتخاب می‌شود. نرم‌افزار سپس اختلاف بین مقطع واقعی و مقطع طراحی را محاسبه می‌کند. اگر مقطع واقعی بیرون‌تر از مقطع طراحی باشد، نشان‌دهنده‌ی Over-excavation / Overbreak یا اضافه‌برداشت است. اگر مقطع واقعی داخل‌تر از مقطع طراحی باشد، نشان‌دهنده‌ی Under-excavation / Underbreak یا کم‌برداشت است.

۹. علامت‌گذاری نتایج، Result Annotation
پس از انجام مقایسه، می‌توان نتایج را روی مقطع علامت‌گذاری کرد. برای این کار از مسیر Section Analysis → Result Annotation استفاده می‌شود. در حالت Manual Mode کاربر روی نقاط مورد نظر کلیک می‌کند و نرم‌افزار میزان اختلاف همان نقطه را نمایش می‌دهد. در حالت Automatic Mode نرم‌افزار با فاصله مشخص، نقاط اختلاف را به‌صورت خودکار روی مقطع درج می‌کند. طبق راهنما، معمولاً اضافه‌برداشت با رنگ قرمز و کم‌برداشت با رنگ آبی نمایش داده می‌شود. اگر گزینه Apply to all comparison results فعال شود، همین تنظیمات برای همه نتایج مقایسه اعمال می‌شود.

۱۰. خروجی گرفتن گزارش، Report Output
در پایان، از مسیر Section Analysis → Report Output گزارش تهیه می‌شود. در این بخش می‌توان نام پروژه، زمان برداشت، نام برداشت‌کننده، نام بازبین و مسیر ذخیره فایل را مشخص کرد. خروجی گزارش در قالب DOCX تولید می‌شود. گزارش شامل تصویر مقاطع، کیلومتراژها، نتایج مقایسه، مقدار اضافه‌برداشت، مقدار کم‌برداشت و آمار حجمی مربوط به Overbreak و Underbreak است.

جمع‌بندی کوتاه
ابتدا محور طراحی تونل تعریف می‌شود، سپس مقطع طراحی ساخته می‌شود. بعد از آن، نرم‌افزار از روی ابرنقاط اسکن‌شده، مقاطع واقعی را در طول محور تولید می‌کند. سپس این مقاطع با مقطع طراحی مقایسه می‌شوند، اختلاف‌ها علامت‌گذاری می‌شوند و در نهایت گزارش خروجی گرفته می‌شود. منطق کلی کار این است: Design Axis + Design Section + Point Cloud → Actual Sections → Comparison → Annotation → Report.
FJD+Trion+Scan_3.5.3_apkcombo.com.xapk
53.3 MB
اپلیکیشن Trion Scan 3.5.3 اندروید برای آنها که امکان دانلود از Google Play ندارند
PPK Data Processing and Operation Guidelines.pdf
1 MB
راهنمای PPK برای گیرنده های بزرگ GNSS که این قابلیت را دارند روی اسکنر
شامل آنتن کوچک مشکی رنگ روی اسکنر که فقط RTK هستند نمی شود
#ppk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منبع نور پانورامیک برای اسکنر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر نرم‌افزار نتواند نقاط کنترل (Control Points) را برای ژئورفرنس کردن (Georeferencing) ابر نقاط (Point Cloud) به‌درستی تشخیص دهد، معمولاً یکی از این مشکلات وجود دارد: ترتیب وارد کردن مختصات اشتباه است و باید به‌صورت شماره نقطه، شرق (Easting)، شمال (Northing) و ارتفاع (Elevation) باشد. همچنین فاصله نقاط کنترل نباید خیلی شبیه یا خیلی نزدیک به هم باشد؛ چون نرم‌افزار در تشخیص نقاط دچار خطا می‌شود. بهتر است اختلاف فاصله‌ها بیشتر از ۲ متر باشد. پسوند فایل نیز باید txt با حروف کوچک باشد، نه TXT. علاوه بر این، فرمت فایل متنی باید UTF-8 باشد، در غیر این صورت نرم‌افزار قادر به خواندن صحیح فایل نخواهد بود. این فیلم مراحل را سریع نمایش می دهد
#gcp #controlpoint #control_point #georeferencing
#نقاط_کنترل #کنترل #ژئورفرنسینگ #ژئورفرنس #زمین_مرجع
ترجمه و توضیحات 👈ویدئو:

اگر برای پروژه‌های خاکی، معدن یا گزارش‌های اجرایی ساخت‌وساز، دپوهای مصالح یا خاک‌دپوها (Stockpiles) را اسکن می‌کنید، ارزش واقعی اسکن زمانی مشخص می‌شود که بتوانید آن را به یک حجم قابل اعتماد تبدیل کنید.

در این آموزش، روند کامل استفاده از داده‌های اسکنر FJD Trion P2 در نرم‌افزار Trion Model برای محاسبه حجم دپو نمایش داده می‌شود. بسته به نوع داده‌ای که در اختیار دارید، دو روش عملی برای محاسبه حجم معرفی می‌شود.

در این ویدئو چه مواردی آموزش داده می‌شود؟

روش اول: محاسبه حجم شبکه‌ای با یک اسکن منفرد (Grid Volume / Single Scan)
ابتدا یک پروژه جدید ایجاد می‌شود و از فایل SLAM اسکنر P2، عملیات تهیه ابرنقاط یا نقشه‌برداری ابرنقاط (Point Cloud Mapping) انجام می‌گیرد. سپس محدوده دپو با ابزار برش و تفکیک (Clipping / Segmentation) جدا می‌شود تا فقط محدوده موردنیاز برای محاسبه حجم باقی بماند. بعد از آن ابزار Grids Volume اجرا می‌شود. صفحه مبنا یا سطح مرجع (Base Plane / Reference Plane) با انتخاب سه نقطه تعریف می‌شود. برای سلول‌های خالی، گزینه درون‌یابی (Interpolate) انتخاب می‌شود، اندازه شبکه یا گام شبکه (Grid Step) و روش محاسبه ارتفاع سلول‌ها بر اساس ارتفاع میانگین (Average Height) تنظیم می‌شود و در پایان، گزارش حجم (Volume Report) خروجی گرفته می‌شود.

روش دوم: مقایسه دو مرحله‌ای قبل و بعد (Two-Phase Comparison / Before vs After)
در این روش، یک برداشت یا نقشه‌برداری قبلی که قبل از دپو شدن مصالح انجام شده است، به عنوان خط مبنا یا سطح اولیه (Baseline / Initial Survey) وارد نرم‌افزار می‌شود. سپس داده قبلی و اسکن جدید با هم انتخاب می‌شوند و ابزار مقایسه دو مرحله‌ای (Two-Phase Comparison) اجرا می‌شود. همان تنظیمات شبکه، درون‌یابی و ارتفاع میانگین اعمال می‌شود و در پایان، گزارش مقایسه برای پایش تغییرات حجم در طول زمان خروجی گرفته می‌شود.

این نوع گردش کار به تیم‌های اجرایی کمک می‌کند در جلسات کارگاهی به پرسش‌های مهمی مثل مقدار مصالح، میزان پیشرفت کار، حجم برداشت یا دپوی مصالح، و برنامه‌ریزی حمل‌ونقل خاک یا مصالح (Haulage Planning) سریع‌تر و دقیق‌تر پاسخ دهند.

پرسش برای تیم‌های محیط ساخته‌شده (Built Environment Teams):
وقتی حجم‌ها را گزارش می‌کنید، بیشتر از یک اسکن منفرد استفاده می‌کنید یا معمولاً برداشت‌های قبل و بعد را با هم مقایسه می‌کنید؟

در این ویدئو، ابتدا نحوه پردازش داده‌هایی که با اسکنر FJD Trion P2 برداشت شده‌اند بررسی می‌شود. پس از پردازش داده‌ها، وارد مرحله محاسبه حجم می‌شویم. ابتدا نرم‌افزار Trion Model را باز می‌کنیم و یک پروژه جدید می‌سازیم. نام پروژه و مسیر ذخیره‌سازی پروژه انتخاب می‌شود و سپس عملیات Point Cloud Mapping آغاز می‌گردد. برای این کار، فایل FJD SLAM مربوط به اسکنر P2 انتخاب می‌شود، مدل اسکنر مشخص می‌گردد و محیط برداشت به‌عنوان فضای بیرونی (Outdoor Scanning Scene) تنظیم می‌شود. گزینه گزارش پردازش یا Mapping Report نیز فعال می‌شود.

از آنجا که این برداشت با RTK انجام شده است، گزینه ترکیب با GNSS یا GNSS Fusion فعال می‌شود. سپس سیستم مختصات صحیح پروژه انتخاب می‌گردد و پردازش ابرنقاط آغاز می‌شود. پس از پایان پردازش، گزارش Mapping Report نمایش داده می‌شود. در این گزارش مواردی مانند مدت زمان برداشت، طول مسیر برداشت (Route Length)، تعداد Loop Closureها، فعال بودن GNSS Fusion و نرخ Fix قابل مشاهده است. در این مثال، نرخ Fix برابر ۱ یا ۱۰۰٪ بوده است. این گزارش را می‌توان ذخیره کرد.

اکنون ابرنقاط آماده است و می‌توان محاسبات حجم را شروع کرد. در روش اول، فقط محدوده‌ای که دپو در آن قرار دارد برش داده می‌شود. دپو انتخاب می‌شود، ابزار Clipping فعال می‌گردد و محدوده اطراف دپو مشخص می‌شود. سپس با استفاده از گزینه Segmentation، فقط بخش مربوط به دپو جدا می‌شود. بعد از جدا شدن محدوده دپو، از منوی Edit گزینه Grids Volume انتخاب می‌شود. در صورت نیاز می‌توان برای دپو نام وارد کرد. سپس صفحه مرجع (Reference Plane) تعریف می‌شود. در این مثال گزینه Custom انتخاب شده و سه نقطه در پایه دپو انتخاب می‌شود تا سطح مبنای محاسبه حجم ساخته شود. برای روش محاسبه نواحی خالی (Empty Region Calculation Method)، گزینه Interpolate انتخاب می‌شود. در تنظیمات شبکه، گام شبکه برابر ۳ سانتی‌متر قرار داده می‌شود و ارتفاع سلول‌ها بر اساس Average Height محاسبه می‌گردد. سپس گزینه Calculation انتخاب می‌شود. حجم محاسبه‌شده در این مثال برابر با ۴۱۱٫۲۱۰ مترمکعب است. این نتیجه را می‌توان به‌صورت گزارش خروجی گرفت و در صورت نیاز ذخیره کرد.
در روش دوم، از یک برداشت قبلی استفاده می‌شود؛ یعنی داده‌ای که قبل از قرار گرفتن مصالح یا تشکیل دپو برداشت شده است. برای وارد کردن این داده، از منوی File گزینه Add Data انتخاب می‌شود. فایل داده قبلی باز می‌شود و ستون‌ها بررسی می‌شوند تا مطمئن شویم هر ستون با مقدار صحیح خود، مثل مختصات و ارتفاع، مطابقت دارد. سپس Apply انتخاب می‌شود و داده وارد نرم‌افزار می‌گردد.

در ادامه، ابتدا ابرنقاط دپوی فعلی انتخاب می‌شود و سپس با نگه داشتن کلید Ctrl، داده برداشت قبلی نیز انتخاب می‌گردد. بعد گزینه Two-Phase Comparison اجرا می‌شود. برداشت اولیه یا Baseline به‌عنوان سطح مبنا انتخاب می‌شود. برای سلول‌های خالی در داده اولیه و همچنین در ابرنقاط جدید، گزینه Interpolate فعال می‌شود. اندازه گام شبکه دوباره ۳ سانتی‌متر تنظیم می‌شود و روش ارتفاع سلول‌ها روی Average Height قرار می‌گیرد. سپس Calculation انتخاب می‌شود و حجم اختلاف بین برداشت قبلی و برداشت جدید محاسبه می‌گردد. این نتیجه نیز می‌تواند به‌صورت گزارش خروجی گرفته شود، نام‌گذاری شود و ذخیره گردد.

به طور خلاصه، در این آموزش دو روش برای محاسبه حجم دپو با داده اسکنر FJD Trion P2 در Trion Model بررسی شد: روش Grids Volume برای زمانی که فقط یک اسکن در اختیار دارید، و روش Two-Phase Comparison برای زمانی که داده قبل و بعد از دپو شدن مصالح موجود است. روش دوم معمولاً برای پایش تغییرات واقعی حجم در طول زمان دقیق‌تر و قابل دفاع‌تر است، چون سطح اولیه واقعی پروژه را با اسکن جدید مقایسه می‌کند.