اصلیترین چیزی که از مقایسه ایرانیها و اروپاییها بهش رسیدم اینه که نه ما شاخ داریم نه اونا دم دارن. اونا فقط رفاه دارن و تک تک ثانیههای زندگیشون با استرس سپری نمیشه.
یه رد شدن از خیابون چیه؟ همینم تو ایران کاریه که با استرس همراهه (هرچند ما اینقدر بدبختیهای بیشتری داریم که از خیابون رد شدن دیگه تو لیست کارهای استرسزا قرار نمیگیره).
همین اروپاییهای متمدن عزیز اگر در شرایط ما قرار بگیرن حتی بدتر از ما میشن و ما اگر نیمی از راحتی اروپاییها رو داشتیم ۹۰٪ بدبختیامون حل شده بود.
یک شهروند ساده ایرانی لیاقتش یه زندگی هزاران هزاربار بهتر از اینیه که داره. واقعا گناه داریم.
یه رد شدن از خیابون چیه؟ همینم تو ایران کاریه که با استرس همراهه (هرچند ما اینقدر بدبختیهای بیشتری داریم که از خیابون رد شدن دیگه تو لیست کارهای استرسزا قرار نمیگیره).
همین اروپاییهای متمدن عزیز اگر در شرایط ما قرار بگیرن حتی بدتر از ما میشن و ما اگر نیمی از راحتی اروپاییها رو داشتیم ۹۰٪ بدبختیامون حل شده بود.
یک شهروند ساده ایرانی لیاقتش یه زندگی هزاران هزاربار بهتر از اینیه که داره. واقعا گناه داریم.
💔270🤝44 15
یه تفاوتی که همیشه به چشمم میاد، فرق بین افراد مسنه. یه زوج پیر اروپایی و یه زوج پیر ایرانی اصلا قابل مقایسه نیستن.
پیرزن و پیرمردهای ۷۰ ساله اروپایی اکثرا سرحالن. دیگه کار نمیکنن، بازنشستهان و سفر میرن. با همدیگه میگن و میخندن.
در مقایسه پیرزن و پیرمردهای ایرانی. چقدر شکستهان. کلی بیماری دارن. خیلی پیش میاد که هنوز مجبورن کار کنن. هزاران استرس، هزاران غم.
پیرزن و پیرمردهای ۷۰ ساله اروپایی اکثرا سرحالن. دیگه کار نمیکنن، بازنشستهان و سفر میرن. با همدیگه میگن و میخندن.
در مقایسه پیرزن و پیرمردهای ایرانی. چقدر شکستهان. کلی بیماری دارن. خیلی پیش میاد که هنوز مجبورن کار کنن. هزاران استرس، هزاران غم.
پیش و پس اوراق خزان نیم نفس نیست
خوشدل چه به عمر خود و مرگ دگرانی؟
– صائب تبریزی
💔58 3🔥1
هرکس سرما میخوره یه دور ویروسشو با من share میکنه 😷
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭112💔17 9
از بچگی عاشق ویدئوگیم بودم، بابام بهم اجازه داده بود رو کامپیوتر خونه هر بازی که دلم میخواست بازی کنم، به شرطی که خودم یاد بگیرم نصبشون کنم.
چندوقت بعد هم واسم PS2 خرید.
وقتی این کارو کرد من تنها دختربچه بین همسایههامون بودم که پلی استیشن خودشو داشت و اجازه داشت هرچی دوست داره بازی کنه، بقیه شناختشون از پلی استیشن در حد «داداشم اینو داره من اجازه ندارم بازی کنم» بود.
چندوقت بعد هم واسم PS2 خرید.
وقتی این کارو کرد من تنها دختربچه بین همسایههامون بودم که پلی استیشن خودشو داشت و اجازه داشت هرچی دوست داره بازی کنه، بقیه شناختشون از پلی استیشن در حد «داداشم اینو داره من اجازه ندارم بازی کنم» بود.
یه تفاوت خیلی فاحش دیگه که از بچگی به چشمم میومد این بود که هربار مهمون داشتیم، وقتی بابام و بقیه مردا (فامیل یا دوستا یا همسایهها) راجع به یه موضوعی حرف میزدن، من که راجع به حرفاشون سوالی میپرسیدم بابام جواب سوالمو میداد، ولی اکثر باباهای دیگه در جواب دختراشون میگفتن «عزیزم این بحث واسه باباهاست/واسه دخترا نیست، برو بازی کن».
و یادمه به دبیرستان که رسیدیم، تو همون مهمونیا، من تو بحثا شرکت میکردم و دخترای اونا نه؛ و میدیدم همون آدمایی که به بابام واسه آدم حساب کردن من ایراد میگرفتن، یهو منو میزدن تو سر دختراشون! از من تعریف میکردن که چقدر خوبه که «مثل بقیه دخترا همش درگیر پسر نیستی».
ولی تنها فرق من با اون دخترا رفتار پدر و مادرم باهام بود.
ولی تنها فرق من با اون دخترا رفتار پدر و مادرم باهام بود.
از بچگی به دختراشون آموزش دادن دختر خوب دختریه که کنجکاوی نکنه و سوال نپرسه. چه موقع ظرف شستن چه موقع درس خوندن به دختراشون گفتن «این کارو بکن که شوهر خوب گیرت بیاد».
ولی بعد که دختراشون بزرگ میشن و همش تو فکر پسرن، میگن وا چقدر بد. بعد همون دخترایی که از نحوه تربیتشون ایراد میگرفتن رو میکوبن تو سر دخترای خودشون.
ولی بعد که دختراشون بزرگ میشن و همش تو فکر پسرن، میگن وا چقدر بد. بعد همون دخترایی که از نحوه تربیتشون ایراد میگرفتن رو میکوبن تو سر دخترای خودشون.
اون دختری که کل هم و غمش پسره از زیر بته نیومده.
یه سیستم فرهنگی و آموزشی وجود داره که کل دوران کودکی و نوجوانی دخترا رو حول محور مورد پسند مردها بودن پرورش میده و به هر کسی با اون ارزشها مطابقت نداشته باشه سرکوفت میزنه.
ولی وقتی همون بچهها بزرگ میشن، یهو معیارها عوض میشه.
یهو به دخترایی که طبق استانداردهای همون سیستم دختر خوبی بودن ایراد گرفته میشه که چرا بر طبق این استانداردها پیش رفتی؟ چرا مثل اونایی که بهشون سرکوفت زدیم نشدی؟ (هرچند اونایی که سرکوفت میشنیدن همچنان میشنون)
یه سیستم فرهنگی و آموزشی وجود داره که کل دوران کودکی و نوجوانی دخترا رو حول محور مورد پسند مردها بودن پرورش میده و به هر کسی با اون ارزشها مطابقت نداشته باشه سرکوفت میزنه.
ولی وقتی همون بچهها بزرگ میشن، یهو معیارها عوض میشه.
یهو به دخترایی که طبق استانداردهای همون سیستم دختر خوبی بودن ایراد گرفته میشه که چرا بر طبق این استانداردها پیش رفتی؟ چرا مثل اونایی که بهشون سرکوفت زدیم نشدی؟ (هرچند اونایی که سرکوفت میشنیدن همچنان میشنون)
1 242🤝34✍7
خلاصه اینکه یه سری دخترا boy crazy ان یا زنستزین یه چیزیه که آموزش داده میشه.
این نتیجهگیری که پس اونا دخترای کم عقلتری هستن هم هیچ خیری به هیچکس و هیچ چیز نمیرسونه.
این نتیجهگیری که پس اونا دخترای کم عقلتری هستن هم هیچ خیری به هیچکس و هیچ چیز نمیرسونه.
Forwarded from something's fishy 🧜🏽♀️
خیلی سال پیش یه چیزی خوندم، بهم تلنگر زد و باعث شد نگاهم به مسائل رو عوض کنم:
خیلی وقتها پدر و دختر با هم به مادر (بهعنوان یک زن) از بالا نگاه میکنند. وقتی مادر نکتهای را متوجه نمیشود، نگاههای معناداری بینشان رد و بدل میشود. هر دو با هم به این نتیجه میرسند که او به اندازهٔ آنها باهوش نیست و نمیتواند مثل آنها استدلال کند. اما این همدستی، دختر را از سرنوشت مادرش نجات نمیدهد.