Forwarded from Safe Chat
یادمه خیلی وقت پیش یه پست راجب هیتای مسخره گذاشته بودی
مسخره ترین هیتی که تا حالا گرفتی چی بوده
مسخره ترین هیتی که تا حالا گرفتی چی بوده
🤝15😭1
یکی که یادمه اینه:
چند ماه پیش تو توییتر یه نفر راجع بهم نوشته بود «من یه سال پیش این دختره رو فلانجا دیدم، بعد با دوستام جیغ زدیم صداش کردیم، نگاهمون نکرد، برامون قیافه گرفت و رفت. تازه فالوئری هم نداشت و اینقدر قیافه میگرفت انگار کایلی جنره».
یه کامنتی هم راجب دوست پسرم داده بود.
چند ماه پیش تو توییتر یه نفر راجع بهم نوشته بود «من یه سال پیش این دختره رو فلانجا دیدم، بعد با دوستام جیغ زدیم صداش کردیم، نگاهمون نکرد، برامون قیافه گرفت و رفت. تازه فالوئری هم نداشت و اینقدر قیافه میگرفت انگار کایلی جنره».
یه کامنتی هم راجب دوست پسرم داده بود.
🤣102😭13🤨4
وقتی اون توییت رو خوندم یادم افتاد کِی بود. اون روز یه موضوعی پیش اومده بود و ما باید سریع میرسیدیم جایی و اعصابمون خرد بود و عجله داشتیم که دیر نرسیم.
و از اونجایی که من فالوئرام کم بود اون موقع (حتی هنوز هم همینطوریم) اصلا فکر نمیکردم وقتی بیرونم قرار باشه یه غریبهای از دور منو صدا کنه.
من هیچوقت با این فرض که الان یه نفر قراره بیاد بهم بگه عهههه تو فلانی هستی نمیرم بیرون. همیشه وقتی کسی منو میشناسه سوپرایز میشم.
و من اون موقعی که اون طرف جیغ زده بودن نه درست شنیده بودم و نه حتی فکر کرده بودم که اینا ممکنه با من باشن.
وقتی که رفتیم، دوست پسرم بهم گفت داشتن تو رو صدا میکردنا. گفتم واقعا؟ گفت آره، حالا اشکال نداره، من براشون دست تکون دادم، بریم سریع برسیم.
و از اونجایی که من فالوئرام کم بود اون موقع (حتی هنوز هم همینطوریم) اصلا فکر نمیکردم وقتی بیرونم قرار باشه یه غریبهای از دور منو صدا کنه.
من هیچوقت با این فرض که الان یه نفر قراره بیاد بهم بگه عهههه تو فلانی هستی نمیرم بیرون. همیشه وقتی کسی منو میشناسه سوپرایز میشم.
و من اون موقعی که اون طرف جیغ زده بودن نه درست شنیده بودم و نه حتی فکر کرده بودم که اینا ممکنه با من باشن.
وقتی که رفتیم، دوست پسرم بهم گفت داشتن تو رو صدا میکردنا. گفتم واقعا؟ گفت آره، حالا اشکال نداره، من براشون دست تکون دادم، بریم سریع برسیم.
🤣124😭21
وقتی اون توییت رو خوندم تعجب کردم جدی.
خودش هم میگفت که من داشتم میرفتم جایی و فالوئری هم نداشتم، ولی تنها توضیحی که واسه جواب ندادنم به ذهنش رسیده این بوده که خواستم خودمو واسش بگیرم؟
یعنی یک ثانیه به ذهنشون خطور نکرد که شاید این آدم زندگی خودش رو داره و موضوعی براش پیش اومده و اصلا نفهمیده که صداش کردم.
ولی متوجه شدم که کاریش نمیشه کرد. بعضی وقتا آدما تصمیم میگیرن ازت بدشون بیاد چون عجله داشتی و کاری تو زندگیت برات پیش اومده🤷♀
خودش هم میگفت که من داشتم میرفتم جایی و فالوئری هم نداشتم، ولی تنها توضیحی که واسه جواب ندادنم به ذهنش رسیده این بوده که خواستم خودمو واسش بگیرم؟
یعنی یک ثانیه به ذهنشون خطور نکرد که شاید این آدم زندگی خودش رو داره و موضوعی براش پیش اومده و اصلا نفهمیده که صداش کردم.
ولی متوجه شدم که کاریش نمیشه کرد. بعضی وقتا آدما تصمیم میگیرن ازت بدشون بیاد چون عجله داشتی و کاری تو زندگیت برات پیش اومده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ولی جدی، من صداهای دور رو درست نمیشنوم.
اگه منو جایی دیدید و صدام کردید و جواب ندادم، نشنیدم🥲
وگرنه من هربار سوپرایز میشم و خیلی خوشحال میشم از اینکه یه نفر منو شناخته و اینقدر براش اهمیت داشته که بیاد باهام حرف بزنه😍
اگه منو جایی دیدید و صدام کردید و جواب ندادم، نشنیدم
وگرنه من هربار سوپرایز میشم و خیلی خوشحال میشم از اینکه یه نفر منو شناخته و اینقدر براش اهمیت داشته که بیاد باهام حرف بزنه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کیرم تو آخوند
واقعا کیرم تو آخوند و جا و خایمال آخوند
واقعا کیرم تو آخوند و جا و خایمال آخوند
🤝269💔29😭12
راه میرم و گریه میکنم. خونه رو مرتب میکنم و گریه میکنم. وقتی میشینم زار میزنم.
1🤝159💔62😭27
گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم
دگر آنجا که رَوَم عاقل و فرزانه رَوَم
دگر آنجا که رَوَم عاقل و فرزانه رَوَم
💔45 12✍5
زین سفر گر به سلامت به وطن باز رَسَم
نَذر کردم که هم از راه به میخانه روم
نَذر کردم که هم از راه به میخانه روم
💔42 13🔥3
تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک
به درِ صَومَعَه با بَربَط و پیمانه روم
به درِ صَومَعَه با بَربَط و پیمانه روم
🔥25 16💔3
آشنایانِ رَهِ عشق گَرَم خون بخورند
ناکَسَم گر به شکایت سویِ بیگانه روم
ناکَسَم گر به شکایت سویِ بیگانه روم
🔥25 19
بعد از این دستِ من و زلفِ چو زنجیرِ نگار
چند و چند از پِیِ کامِ دلِ دیوانه روم
چند و چند از پِیِ کامِ دلِ دیوانه روم
گر ببینم خمِ ابروی چو محرابش باز
سجدهٔ شُکر کنم و از پِیِ شُکرانه روم
سجدهٔ شُکر کنم و از پِیِ شُکرانه روم
خُرَّم آن دَم که چو حافظ به تَوَلّای وزیر
سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم
سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم
شعر قبلیشم قشنگه ولی من اینو بیشتر دوست دارم.
اونجا میگه
ولی تو شعر بعدی میگه میخوام از اینجا برم خونه.
اونجا میگه
خرم آن روز کز این منزل ویران بروماونجا میگه میخوام از اینجا برم.
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
گرچه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم
ولی تو شعر بعدی میگه میخوام از اینجا برم خونه.
با فرانک حرف میزدیم گفت «من و تو فرقمون دقیقا این دوتا شعره. تو میگی از این منزل ویران به سوی خانه روم. ولی من میگم خرم آن روز کز این منزل ویران بروم.»
😭103💔26 9