something's fishy 🧜🏽‍♀️
6.26K subscribers
492 photos
23 videos
125 links
گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم
دگر آنجا که رَوَم عاقل و فرزانه رَوَم
‌‌‌ ‌
پیام: @FishisTalking
‌
Fishy here also:
Youtube:
https://youtube.com/@fishispunk
Instagram:
https://www.instagram.com/fishispunk
Download Telegram
میگن واکسن فلج اطفال به حدی خوب جواب داده که خیلیا فراموش کردن چرا به واکسن فلج اطفال نیاز داریم.
اینم شده مثل همون.
😭153✍3418
اینا رو اینجا یادداشت کنم
وقت داشتم یا ویدئو بگیرم راجع بهشون یا تو چنل غر بزنم
2🔥52✍9🤝7
• بیف بنده با choice feminism
• نقد کردن کاری که زنان می‌کنن زن‌ستیزی نیست (بستگی به نوع نقد و نتیجه‌گیریش داره)
• فتیش پارتنری که «تا حد کنترل شده‌ای بد باشه»
• "زنان آلفا" wizardLiz
• ریبرند کلیشه‌های جنسیتی با اسم ✨️انرژی زنانه✨️ و ✨️لیاقت خانومای ناز✨️ و trad-wives
• کاراکترهای Mary Sue
• رو همه‌چیز خیلی ۰ و ۱۰۰ بحث میشه به نظرم اکثر اوقات بستگی داره
• بحثای آنلاین خسته کننده‌ان و همه‌چیز فیکه (استفاده از فیلتر)
• بستنی تو گرما خنکت نمیکنه حتی بدتر باعث میشه گرمت شه
• یه سری آدما جای لذت بردن از زندگی ترجیح میدن smug باشن
• اگه دونستن یه چیزی ممکنه باعث شه تصمیمت عوض شه حتما باید بدونیش
165🤝20👎6
زندگی اینجوریه که هیچی، هیچی، هیچی
بعد یهو همه‌ چیز، همه‌ جا، یک دفعه
132🤝30👀7
موهام چرا بنفش شد 😐
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👀117🤨16😨9
درک سطحی منجر به ساپورت سطحی میشه و متاسفانه از هر مبحثی فقط سرتیترشو بلدید‌‌.
💔685👎1
برم یه شعر بخونم بابا خیلی وقته اینجام شعر نذاشتم
36
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من هیچ ندانم که مرا آن‌که سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هرسه مرا نقد و تو را نسیه بهشت

–خیام
🔥64
Forwarded from Safe Chat
میگم بنظرت باید امیدوار بود و بازم صبرکرد یا...؟
😭35👎10💔2
یاد دو تا آهنگ مختلف افتادم
33
Achilles Come Down
Gang of Youths
آشیل، آشیل،
آشیل، بیا پایین.
لطفاً از روی بام بلند شو، بیا پایین.
داری ما را می‌ترسانی.
همه ما– بعضی از ما دوستت داریم.
آشیل، شاید [اهمیت دادنِ ما] برایت معنایی نداشته باشد، ولی ما هستیم.
ای فضانوردِ دیوانه، حسن‌هایت را به یاد بیار.
رهایی، آشکارا در حقیقت نهفته‌ست.
فقط برای دلِ ما هم که شده، آشیل، بیا پایین.
لطفاً از روی بام بیا پایین.


«می‌بینم که بسیاری از مردم می‌میرند، چون گمان می‌کنند زندگی ارزش زیستن ندارد. همچنین می‌بینم که عده‌ای، به شکل متناقضی، برای ایده‌ها و توهم‌هایی کشته می‌شوند که به آن‌ها دلیلی برای زندگی می‌دهد. (آنچه «دلیلی برای زندگی» نامیده می‌شود، در همان حال می‌تواند دلیلی عالی برای مردن هم باشد.)»

آشیل، آشیل،
آشیل، بیا پایین.
لطفاً از روی بام بیا پایین.
«خود» آن‌قدرها هم سبکبار نیست، نه کامل است و نه دست‌نخورده.
پیمانِ جوانی‌مان را به یاد بیاور. هر جا تو بروی، من هم می‌آیم. اگر بپری، من هم می‌پرم، چون بدون تو، «منی» وجود ندارد.
به راهت ادامه بده، آشیل.
بیا پایین.
لطفاً از روی بام بیا پایین.

از شیوه‌ای که در رم شمع روشن می‌کنند بیزار باش، اما هوای شیرینِ شمع‌های نذر شده را دوست بدار.
زخم بخور و سوگواری کن، اما تنها رنج نکش. بگذار درد انگیزه‌ای برای ادامه دادن باشد.


امروز، از میان همه روزها، ببین که خطرناک‌ترین کار دوست داشتن است.
و ببین که چگونه بهتر خواهی شد و از این رنج فراتر خواهی رفت.


«روزی دربارهٔ سرایدار ساختمانی که خودکشی کرده بود می‌گفتند پنج سال پیش دخترش را از دست داده بود، از آن زمان خیلی تغییر کرده بود، و آن ماجرا او را...»

آشیل، آشیل،
آشیل، همین حالا بپر.
نه دلیلی داری، نه بهانه‌ای.
آن‌قدر غرق خودت شده‌ای و همه‌چیز را به خودت ربط می‌دهی که هیچ‌کس هرگز نمی‌خواهد به تماشایت بشنید.
تشویق می‌خواهی، اما از توجه بیزاری، بعد هم وقتی از دستش می‌دهی، دلت برایش تنگ می‌شود.
تمام این کارها تظاهر و فریب است.
همه‌اش پوچ است، آشیل. پس همین حالا تمامش کن.
برای تو، این مقاومت بیهوده‌ست.

«آنچه بحران را آغاز می‌کند تقریباً همیشه مهارنشدنی است. روزنامه‌ها اغلب از «اندوه‌های شخصی» یا «بیماری درمان‌ناپذیر» سخن می‌گویند. این توضیح‌ها درست‌اند، اما باید دانست که آیا همان روز، دوستی با لحنی بی‌تفاوت با آن فرد ناامید صحبت نکرده بود یا نه...»

آشیل، بطری را زمین بگذار. به آنچه مصرف کرده‌ای گوش نده.
این‌ها فقط آشوب و سردرگمی‌اند، و اصلاً شایستهٔ آن نیستند که بهشان توجهی بدهی.
هیچ‌کدامشان حقیقت ندارند.
شاید احساس کنی هدفی نداری، یا دلیلی برای بودن وجود ندارد. اما همه این‌ها فقط حدس و تاریکی‌اند.
حتی اگر معنایی هم وجود نداشته باشد، یکی برای خودت پیدا کن و به آن چنگ بزن.
خودت را روی این بام هدر نده.

صدای ناقوس‌هایی را بشنو که در اعماق روحت به صدا درآمده‌اند. برای لحظه‌ای طنینشان را حس کن. عبورِ نفس‌هایت را در وجودت احساس کن، و زندگی را حریفی شایسته ببین.

امروز، از میان همه روزها، ببین که خطرناک‌ترین کار دوست داشتن است.
ببین چگونه بهتر خواهی شد و از این رنج فراتر خواهی رفت.
فصلی تازه و جسورانه را شروع می‌کنی. غلبه کردن بر این درد، شجاعانه‌تر است.


«خاطرهٔ میهنی از دست‌رفته، امید به سرزمینی موعود؛ این گسست میان انسان و زندگی‌اش...»

تو تحسین می‌خواهی، ستایش‌ همه را (ارزشش را ندارد، آشیل.)
چیزی عمیق‌تر از شهرت و عشق (گوش نکن، آشیل.)
اما واقع‌بین باش، و فقط بپر، احمقِ لعنتی! (ارزش تو خیلی بیشتر از این‌هاست، آشیل.)
تو چیزی بیشتر از یک موشِ توی جوی نخواهی بود. (خیلی بیشتر از یک موشی.)
نظرم را خواستی، این هم نظرم. (هیچ‌کس نظر تو را نخواست.)
از من مشورت خواستی، فکرم را گفتم. (هیچ‌کس مشورتت را نخواست.)
همین حالا تمامش کن و از بام بپر. (همین حالا تمامش کن و از بام پایین بیا.)
صدایم را می‌شنوی، آشیل؟ دارم با تو حرف می‌زنم...
دارم با تو حرف می‌زنم...
دارم با تو حرف می‌زنم...
دارم با تو حرف می‌زنم... آشیل... بیا پایین.
آشیل... بیا پایین.


«راهِ آری و راهِ نه؛ کاش مسئله به همین سادگی بود. اما باید کسانی را هم در نظر بگیریم که بی‌آنکه به نتیجه‌ای برسند، پیوسته پرسش می‌کنند. در اینجا، من فقط کمی طعنه می‌زنم؛ زیرا این‌ها اکثریت‌اند. همچنین می‌بینم کسانی که پاسخشان «نه» است، چنان رفتار می‌کنند که گویی «آری» گفته‌اند. در حقیقت...»

خودت را با تمام وجود به دلِ ناشناخته‌ها بینداز، با شتاب و سرکشی. تنِ خود را با زیباییِ وصف‌ناپذیر بیارای، و زندگی را وسیله‌ای برای پیروزی ببین.

امروز، از میان همه روزها، ببین که خطرناک‌ترین کار دوست داشتن است.
ببین چگونه بهتر خواهی شد و از این رنج فراتر خواهی رفت.
فصلی تازه و جسورانه را شروع می‌کنی. غلبه کردن بر این درد، شجاعانه‌تر است.
34
Hamm O Bala هَم وبلا
Jadal
زنگ بزنم، زنگ نزنم، بهش زنگ می‌زنم؟
زنگ بزنم یا نزنم؟ بین دو تا آتیش گیر کردم

بهم گفت: «دنیا همینه»
بهش گفتم: نه
گفت: «آره دیگه»
بهش گفتم: دنیا عشقه، ساحله، موجه
گفت: «نه، غم و بدبختیه»
گفتم: خب چرا سعی نمی‌کنی خوش‌بین باشی؟
گفت: «طمع و چاپلوسیه»

گفتم: خب بیا بریم به یه جزیره
زمین گرد و همهٔ آدمایی که روش زندگی می‌کنن رو فراموش کنیم
این کشور رو ول کنیم، بذاریم بسوزه و دربریم
گفت: «زمین که صافه»

گفت: «تنهایی برو، به من ربطی نداره.
آره، فردا همهٔ آدمایی که روش هستن نابود می‌شن
ولی دلم می‌خواد ببینم آخرش چطوری تموم میشه»
گفتم: چرا می‌خوای صبر کنی؟
گفت: «می‌خوام اسمو توی تیتراژِ آخرش ببینم. عمرم بی‌موعود تموم نشده باشه. اگه چیزی نبردم، چیزی هم نبازم.»

زنگ بزنم، زنگ نزنم، بهش زنگ می‌زنم؟
زنگ بزنم یا نزنم؟ بین دو تا آتیش گیر کردم
بهش زنگ بزنم؟ زنگ نزنم؟ بهش زنگ می‌زنم؟
بهش زنگ بزنم یا نزنم؟ بین دو تا آتیش گیر کردم

خدا حفظتون کنه
تخمه بیارید، بادومم بیارید
همین‌طوری ما رو سرگرم کنید
فقط خدا کنه وقتی دنیا تموم میشه، اسم‌هامون تو تیتراژش باشه

خدا ما زوج‌ها رو حفظ کنه
تخمه و آجیل بیارید
همین‌طوری همو سرگرم کنید
انشالله که اسم‌هامون تو تیتراژ باشه

یا بیا بریم به یه جزیره
زمین گرد و همهٔ آدمایی که روش زندگی می‌کنن رو فراموش کنیم
این کشور رو ول کنیم، بذاریم بسوزه و دربریم

زنگ بزنم، زنگ نزنم، بهش زنگ می‌زنم؟
زنگ بزنم یا نزنم؟ بین دو تا آتیش گیر کردم
بهش زنگ بزنم؟ زنگ نزنم؟ بهش زنگ می‌زنم؟
بهش زنگ بزنم یا نزنم؟ بین دو تا آتیش گیر کردم

بهش گفتم: دنیا عشقه، ساحله، موجه
گفت: «نه، غمه و بدبختی»

بهش گفتم: دنیا عشقه، ساحله، موجه
گفت: «نه»
گفتم: آره
گفت: «یعنی عشقه و ساحل و موج؟»
گفتم: آره
گفت: «آره دیگه»
گفت: «عشق و ساحل و موج؟»
گفتم: نه، غمه و بدبختی
25
Forwarded from Safe Chat
سلام ماهی، تو چجوری با غم از دست دادن هم وطن هامون کنار اومدی؟ توی حالتیم که انگار توانایی سوگواری ندارم و انگار تمام وجودم میخواد فرار کنه از روبه رو شدن با این داستانا و حتی تا یه عکس و فیلم ازشون میبینم سریع رد میکنم، نه چون بی اهمیتم چون نمیتونم با غم از دست دادنشون رو به رو بشم و نمیدونم چیکار میتونم بکنم یا اصلا چیکار باید بکنم:)))
💔77🤝13😭2
something's fishy 🧜🏽‍♀️
سلام ماهی، تو چجوری با غم از دست دادن هم وطن هامون کنار اومدی؟ توی حالتیم که انگار توانایی سوگواری ندارم و انگار تمام وجودم میخواد فرار کنه از روبه رو شدن با این داستانا و حتی تا یه عکس و فیلم ازشون میبینم سریع رد میکنم، نه چون بی اهمیتم چون نمیتونم با غم…
کنار نیومدم.
اگر بخوام حرفی بزنم تا کلمه شه و به گلوم برسه می‌سوزم و می‌میرم. پس سعی می‌کنم حرفی نزنم.
اینجوریم که دارم چایی می‌خورم، یهو می‌زنم زیر گریه، چند دقیقه گریه می‌کنم، می‌بینم چایی سرد شده.
پیج دوستم رو چک می‌کنم می‌بینم هنوز هم زیر پروفایلش تگ remembering هست. هربار استرس می‌گیرم که نکنه تگ برداشته شه.
2💔120😭6🤝6
با بچه‌ها که جمع شدیم هیچکدوم از دی حرفی نزدیم. حتی وقتی از دی حرف زدیم هم چیزی ازش نگفتیم.
هیچکدوم تعریف نکردیم چی دیدیم. تعریف نکردیم چی بهمون گذشت. تعریف نکردیم این روزها چطور ماه نشدن و چطور نگذشتن. تعریف نکردیم دیدن مرگ دوستات چه حسی داره.
– ولی بیستم خیلی بد بود.
+ بیستم اصن نمیشد پاتو بیرون بذاری بابا سایه‌تو با تیر می‌زدن

همین. فقط در حد همین.
💔113😭8😨4
بهمن ویدئو جایی که بود رو تو چنل وحید آنلاین دید. بهم گفت "من فکر کردم همشون رفتن خونه. جدی فکر می‌کردم مثل من همه‌شون حالشون خوب شد و برگشتن خونه. فکر می‌کردم همشون زنده موندن".
💔132😭13😨3
من هنوز به همه‌چیز فکر می‌کنم. هیچوقت نتونستم هیچی رو رها کنم. من هنوز تو اون شب سال ۹۸ جا موندم. بین بچه‌هایی که ۴۰۱ از بین اشک‌آورهای تو کوچه‌مون فرار می‌کردن جا موندم. من هنوز رد خونی که ۱۹ دی روی کرکره‌ها موند رو می‌بینم.
💔158😭10🤝6
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
–سعدی
65💔20✍2
دیدن بدتر شدن آدما قلبمو می‌شکونه.
🤝107😭19