از کارگاهِ مشاهدهخوانی
سلام ^_^
🌱 این کارگاه برای من اون نقطهی دوست داشتنیایه که خیلی وقت بود پشت در مونده بود و حالا مسیرش باز شده..
اگه اسلایدها رو بخونید، وضوحی از چیستی و چگونگیش بهتون میده.
💡 آرزوی من برای این کارگاه اینه که بتونیم در کنار هم،
میون انبوه روشها و توصیههای فرزندپروری،
به خودمون فرصتی ببخشیم:
برای مکث کردن و دیدن.
گذاشتن فاصلهای، میون «دیدن» و «تفسیر کردن».
نوری که منو به سمت برگزاری این کارگاه میکشونه، اینه که این درنگ کوچیک، هدیهای بشه به رابطهی ما و کودکان؛
هدیهای از جنس حضور، آرامش و دیدن بیواسطه.
ظرفیت این کارگاه ۵ نفره
و ۸ جلسهی ۱۵۰ دقیقهای.
مبلغش ۲٫۲۰۰٫۰۰۰ تومن
و برای ثبتنام زودهنگام (تا ۳۱ مرداد)؛ ۱٫۹۰۰٫۰۰۰ تومن.
@firsttnote
سلام ^_^
🌱 این کارگاه برای من اون نقطهی دوست داشتنیایه که خیلی وقت بود پشت در مونده بود و حالا مسیرش باز شده..
اگه اسلایدها رو بخونید، وضوحی از چیستی و چگونگیش بهتون میده.
💡 آرزوی من برای این کارگاه اینه که بتونیم در کنار هم،
میون انبوه روشها و توصیههای فرزندپروری،
به خودمون فرصتی ببخشیم:
برای مکث کردن و دیدن.
گذاشتن فاصلهای، میون «دیدن» و «تفسیر کردن».
نوری که منو به سمت برگزاری این کارگاه میکشونه، اینه که این درنگ کوچیک، هدیهای بشه به رابطهی ما و کودکان؛
هدیهای از جنس حضور، آرامش و دیدن بیواسطه.
ظرفیت این کارگاه ۵ نفره
و ۸ جلسهی ۱۵۰ دقیقهای.
مبلغش ۲٫۲۰۰٫۰۰۰ تومن
و برای ثبتنام زودهنگام (تا ۳۱ مرداد)؛ ۱٫۹۰۰٫۰۰۰ تومن.
@firsttnote
🤩4
از الهامِ یک تجربه:
1️⃣ امروز اولین بار بود که با مِجِش همراه شدم!
مجش یه کلمه مازندرانیه به معنی راه رفتن و حرکت کردن؛ و عنوان برنامههایی که دوستی به اسم حسن مظفرزاده طراحی و اجرا میکنه.
توضیح خودش درباره مجشها اینه:
«یه گروه گردشگری، با رویکرد گردشگری تجربهگرا و مشاهده محور که برنامههایی با تعداد کم برگزار میکنه و مجشگرون به واسطهش به قصههای مختلفی میپیوندن
گاهی تماشا و تجربهی یک پیشهی قدیمی، گاهی یک آیین سنتی، تماشای حیات وحش، پیوستن به قصهی یک شخص، دیدن یک خونهی قدیمی، تجربهی یک زیست متفاوت و .. »
2️⃣ این روزها در ذهنم حوالی نقش زدن با نخ و پارچه میگردم و هر از گاهی در ذهنم ایدههایی متولد میشن.
همزمانی این ذهن مشغولی با موضوعِ این مجش، باعث شد بالاخره بختش باز بشه و در یک مجش همراه بشم!
مجش امروز، از جنس جستوجوی زیرخاکیهای ارزشمندی بود:
[سفری به چند روستا، در جستجوی قصهی نقوش دستبافتهها از مامانبزرگهای بافنده.]
3️⃣ تماشا و شنیدن الهامبخشی طبیعت و محیط در نقوشِ دستبافتهها و لمس جنس آدمهایی که فرصت همنشینی با اونا و قصههاشون غنیمت بزرگیه، خیلی ارزشمند بود.
منتها دو برداشت دیگه از این تجربه الان به شکل پررنگتری همراه منه که من رو ترغیب کرد دربارهش اینجا بنویسم.
اولی:
چیزی که متوجه شدنش برام شبیه روشن شدن یه چراغ در ذهنم بود، این بود که معمولا هر مجش چه ثبتنامی داشته باشه و نداشته باشه یا کم داشته باشه، اجرا میشه!
در واقع حسن معطل نمیمونه!
تعبیر این اتفاق زیبا برای من اینه که حسن که احتمالا این کار براش شبیه یک بازیِ دوست داشتنیه، برای بازی و تجربه، از همبازی استقبال میکنه و برای داشتنش تلاش میکنه، اما از بازی دست نمیکشه.
توی مسیری که دوست داره قدم میذاره و معطل کامل شدن همه چیز و در چارچوب خاصی پیش رفتن ماجرا نمیشه.
دومی:
مجش گرون، واقعا با هم به “جست و جو” میرن.
به این معنی که حسن به عنوان راهنما از قبل همه چیز رو آماده و کشف نمیکنه تا بخواد برنامهی اصطلاحا بینقصی اجرا کنه.
اتفاقا عاملیت حضورش از زاویه نگاه من اینه که چگونه کشف کردن و ولنگارانه بازی کردن رو تسهیل کنه؛
و چالشهای فرایند کشف جزوی از این تجربهست.
اینارو به تجربهی این روزهای خودم از کار کردن که وصل میکنم؛
نورش بر قسمتهای جالبی از مسیر میفته.
@firsttnote
@borim_mejesh
1️⃣ امروز اولین بار بود که با مِجِش همراه شدم!
مجش یه کلمه مازندرانیه به معنی راه رفتن و حرکت کردن؛ و عنوان برنامههایی که دوستی به اسم حسن مظفرزاده طراحی و اجرا میکنه.
توضیح خودش درباره مجشها اینه:
«یه گروه گردشگری، با رویکرد گردشگری تجربهگرا و مشاهده محور که برنامههایی با تعداد کم برگزار میکنه و مجشگرون به واسطهش به قصههای مختلفی میپیوندن
گاهی تماشا و تجربهی یک پیشهی قدیمی، گاهی یک آیین سنتی، تماشای حیات وحش، پیوستن به قصهی یک شخص، دیدن یک خونهی قدیمی، تجربهی یک زیست متفاوت و .. »
2️⃣ این روزها در ذهنم حوالی نقش زدن با نخ و پارچه میگردم و هر از گاهی در ذهنم ایدههایی متولد میشن.
همزمانی این ذهن مشغولی با موضوعِ این مجش، باعث شد بالاخره بختش باز بشه و در یک مجش همراه بشم!
مجش امروز، از جنس جستوجوی زیرخاکیهای ارزشمندی بود:
[سفری به چند روستا، در جستجوی قصهی نقوش دستبافتهها از مامانبزرگهای بافنده.]
3️⃣ تماشا و شنیدن الهامبخشی طبیعت و محیط در نقوشِ دستبافتهها و لمس جنس آدمهایی که فرصت همنشینی با اونا و قصههاشون غنیمت بزرگیه، خیلی ارزشمند بود.
منتها دو برداشت دیگه از این تجربه الان به شکل پررنگتری همراه منه که من رو ترغیب کرد دربارهش اینجا بنویسم.
اولی:
چیزی که متوجه شدنش برام شبیه روشن شدن یه چراغ در ذهنم بود، این بود که معمولا هر مجش چه ثبتنامی داشته باشه و نداشته باشه یا کم داشته باشه، اجرا میشه!
در واقع حسن معطل نمیمونه!
تعبیر این اتفاق زیبا برای من اینه که حسن که احتمالا این کار براش شبیه یک بازیِ دوست داشتنیه، برای بازی و تجربه، از همبازی استقبال میکنه و برای داشتنش تلاش میکنه، اما از بازی دست نمیکشه.
توی مسیری که دوست داره قدم میذاره و معطل کامل شدن همه چیز و در چارچوب خاصی پیش رفتن ماجرا نمیشه.
دومی:
مجش گرون، واقعا با هم به “جست و جو” میرن.
به این معنی که حسن به عنوان راهنما از قبل همه چیز رو آماده و کشف نمیکنه تا بخواد برنامهی اصطلاحا بینقصی اجرا کنه.
اتفاقا عاملیت حضورش از زاویه نگاه من اینه که چگونه کشف کردن و ولنگارانه بازی کردن رو تسهیل کنه؛
و چالشهای فرایند کشف جزوی از این تجربهست.
اینارو به تجربهی این روزهای خودم از کار کردن که وصل میکنم؛
نورش بر قسمتهای جالبی از مسیر میفته.
@firsttnote
@borim_mejesh
❤8👍1🥰1
خواهر و برادر بودن تجربهی منحصر به فردیه و با تجربههای ارتباطی دیگه تفاوتهای زیادی داره!
این هفته خیلی به این موضوع فکر میکردم.
فردا ۲۸امین سالروز تولد مهیاره.
اوایل هفته استرس داشتم: نکنه اون روز غرق کاری بشم و یادم بره؟ نکنه نتونم خوشحالش کنم؟ چیکار کنم؟ چیکار نکنم؟
سعی کردم کمی مکث کنم؛
استرس رو کمکم کنار زدم و برام تبدیل به فرصتی برای تماشا و عشق شد.
تماشای مهیار.
تماشای بودنش در زندگی من.
تولد و حضوری که برام مثل دریچهای تازه به دنیا و آدمهاست.
تا به حال شگفتانگیز بودن این ارتباط و فرصتهایی که به زندگی من اضافه کرده رو اینجوری ندیده بودم.
به هویت رابطهمون فکر کردم؛
به جنس ابراز عشقمون، به دور و نزدیک شدنها، به انتظارها، به رنجها و زیباییهاش.
به ویژگیهای هرکدوممون.
به تجربههای مشترکی که پشت سر گذاشتیم..
دیروز در خیالم کمی اینور و اونور پریدم
اگه تک فرزند بودم شکل و شمایل زندگی چجوری میشد؟ اگه یه خواهر یا برادر دیگه داشتیم و سه تایی میشدیم چی؟ اگه مهیار بزرگتر بود و من کوچیکتر؟ هر کدوم تصویر جدیدی میداد و در خیالم میخندیدم و دوباره به اونچه اکنون هست و فرصت تجربه و زندگیش رو دارم، برمیگشتم..
و برای تو مینویسم
مهیارِ عزیزِ قلبم
قصهی ما توی این دنیا کنار هم بوده؛
من خیلی دوستش دارم و امروز، تماشاش لبخندی به لبم میاره
و خوشحالم که با تولدت، این همه شگفتی در زندگیم رقم زدی.
۲۸ سال کنار هم زندگی کردیم و بزرگ شدیم و با هم آشناتر شدیم.
و فکر میکنم دلم میخواد امسال، شبیه همین یک هفته، با درنگ و عمق بیشتری تو و این ارتباط رو تماشا کنم و بشناسم.
تولدت مبارک جانم ❤️
این هفته خیلی به این موضوع فکر میکردم.
فردا ۲۸امین سالروز تولد مهیاره.
اوایل هفته استرس داشتم: نکنه اون روز غرق کاری بشم و یادم بره؟ نکنه نتونم خوشحالش کنم؟ چیکار کنم؟ چیکار نکنم؟
سعی کردم کمی مکث کنم؛
استرس رو کمکم کنار زدم و برام تبدیل به فرصتی برای تماشا و عشق شد.
تماشای مهیار.
تماشای بودنش در زندگی من.
تولد و حضوری که برام مثل دریچهای تازه به دنیا و آدمهاست.
تا به حال شگفتانگیز بودن این ارتباط و فرصتهایی که به زندگی من اضافه کرده رو اینجوری ندیده بودم.
به هویت رابطهمون فکر کردم؛
به جنس ابراز عشقمون، به دور و نزدیک شدنها، به انتظارها، به رنجها و زیباییهاش.
به ویژگیهای هرکدوممون.
به تجربههای مشترکی که پشت سر گذاشتیم..
دیروز در خیالم کمی اینور و اونور پریدم
اگه تک فرزند بودم شکل و شمایل زندگی چجوری میشد؟ اگه یه خواهر یا برادر دیگه داشتیم و سه تایی میشدیم چی؟ اگه مهیار بزرگتر بود و من کوچیکتر؟ هر کدوم تصویر جدیدی میداد و در خیالم میخندیدم و دوباره به اونچه اکنون هست و فرصت تجربه و زندگیش رو دارم، برمیگشتم..
و برای تو مینویسم
مهیارِ عزیزِ قلبم
قصهی ما توی این دنیا کنار هم بوده؛
من خیلی دوستش دارم و امروز، تماشاش لبخندی به لبم میاره
و خوشحالم که با تولدت، این همه شگفتی در زندگیم رقم زدی.
۲۸ سال کنار هم زندگی کردیم و بزرگ شدیم و با هم آشناتر شدیم.
و فکر میکنم دلم میخواد امسال، شبیه همین یک هفته، با درنگ و عمق بیشتری تو و این ارتباط رو تماشا کنم و بشناسم.
تولدت مبارک جانم ❤️
❤22👍2😘1
🌱 اولین دعوت به خوانش گروهی؛
دربارهی نوجوانی
📖 کتاب «زندگی عاطفی نوجوانان»
چهارشنبهها ۱۸ تا ۲۰
گرداننده: مهدخت اخوین
📌
-اولین دورهی خوانش گروهی، رایگان خواهد بود.
-جلسات به صورت آنلاین و در بستر گوگل میت برگزار میشوند.
-خوانش در جلسه اتفاق میفته و نیازی به خواندن کتاب قبل هر جلسه نیست.
@firsttnote
دربارهی نوجوانی
📖 کتاب «زندگی عاطفی نوجوانان»
چهارشنبهها ۱۸ تا ۲۰
گرداننده: مهدخت اخوین
📌
-اولین دورهی خوانش گروهی، رایگان خواهد بود.
-جلسات به صورت آنلاین و در بستر گوگل میت برگزار میشوند.
-خوانش در جلسه اتفاق میفته و نیازی به خواندن کتاب قبل هر جلسه نیست.
@firsttnote
👍10❤1
Forwarded from کودک (ک)، بازی (ی)، طبیعت (ت): کیت! (نیلو فر)
بگو تا یادم برود،
آموزش بده تا به خاطر بیاورم،
درگیرم کن تا یاد بگیرم.
Benjamin Franklin
#کودک_بازی_طبیعت
آموزش بده تا به خاطر بیاورم،
درگیرم کن تا یاد بگیرم.
Benjamin Franklin
#کودک_بازی_طبیعت
👍5
«من از نگاه دیگری» همراه افراد بالای ۱۸ سال
❓من در مورد خودم چی فکر میکنم؟
❓بقیه در مورد من چی فکر میکنند؟
❓کجاها خودم هستم و کجاها دوست دارم کس دیگری باشم؟
❓در موقعیتهای مختلف، انتخاب من در مواجهه با نگاه دیگران چیست؟
میخوایم باهم حول و حوش این سوالها بگردیم:
و حول و حوش موضوع "من از نگاه دیگری”
🧳 در سفری با بزرگسالها؛
سفری برای شناخت و ارتباط بیشتر با خود.
قراره با هم یک روند رو طی کنیم؛ تجربهای مشترک برای نزدیک شدن به عمق یک مفهوم.
در مسیر باهم آشنا میشیم، میگیم، میشنویم، میبینیم، فعالیتهایی رو باهم انجام میدیم و ... .
👥 تسهیلگران:
مهدخت اخوین
فاطمه مقامی
📆 دوشنبهها؛ غروب
۶ جلسه آنلاین ۱۲۰ دقیقهای
در فضای گوگلمیت
آغاز از ۲۱ مهر
💳 مبلغ: ۱۲۰۰ هزار تومن
۱۰٪ تخفیف برای ثبتنام زودهنگام تا ۱۵ مهر
✉️ برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام، میتونید در تلگرام بهمون پیام بدید:
۰۹۳۵۹۹۶۷۵۳۲
@firsttnote
❓من در مورد خودم چی فکر میکنم؟
❓بقیه در مورد من چی فکر میکنند؟
❓کجاها خودم هستم و کجاها دوست دارم کس دیگری باشم؟
❓در موقعیتهای مختلف، انتخاب من در مواجهه با نگاه دیگران چیست؟
میخوایم باهم حول و حوش این سوالها بگردیم:
و حول و حوش موضوع "من از نگاه دیگری”
🧳 در سفری با بزرگسالها؛
سفری برای شناخت و ارتباط بیشتر با خود.
قراره با هم یک روند رو طی کنیم؛ تجربهای مشترک برای نزدیک شدن به عمق یک مفهوم.
در مسیر باهم آشنا میشیم، میگیم، میشنویم، میبینیم، فعالیتهایی رو باهم انجام میدیم و ... .
👥 تسهیلگران:
مهدخت اخوین
فاطمه مقامی
📆 دوشنبهها؛ غروب
۶ جلسه آنلاین ۱۲۰ دقیقهای
در فضای گوگلمیت
آغاز از ۲۱ مهر
💳 مبلغ: ۱۲۰۰ هزار تومن
۱۰٪ تخفیف برای ثبتنام زودهنگام تا ۱۵ مهر
✉️ برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام، میتونید در تلگرام بهمون پیام بدید:
۰۹۳۵۹۹۶۷۵۳۲
@firsttnote
❤5👍2
نُتِ اول!
Photo
📝 در امتداد کارگاه مشاهدهخوانی و لذت شنیدن روایتها، چند روز پیش به سراغ پوشههای قدیمی فانوسچی (مجموعهی کودکی که داشتیم) رفتم؛
در پوشهی گزارشها ماندم و روایتهایی را مرور کردم که از لحظات بودنم در کنار کودکان، در آن سالها نوشته بودم: مشاهداتم از کودکان، از خودم و ارتباط و کنشم در این تعاملها..
🪞 مرور نوشتهها تجربهی عمیقی بود و با دیدن عکسها و ویدیوها، تفاوتهای زیادی داشت.
انگار از خلال هر جمله، نه فقط خاطره و تصویرها، که خودِ آن روزهای من و گاها آدمهای درون روایتها دوباره زنده میشد.
میتوانستم ببینمش: تسهیلگری که بودم، نوع حضور و نگاهم، کنشهایی که انتخاب میکردم، دغدغهها و نگرانیها و شادیهایی که میان سطرها مانده بودند.
🪄خواندنشان برایم شبیه سر زدن به یک گنجهی قدیمی بود؛
گنجهای که دلم میخواهد هر از چند گاهی درش را باز کنم، چیزی بردارم و چیزی بگذارم و دوباره درش را ببندم.
این مرور باعث شد ارزش ثبت و نوشتن روایتها برایم پررنگتر شود.
بخشی از چرایی کارگاه «مشاهدهخوانی»، برای من همین تجربه است.
🔎 و بخش دیگری این است که همراه هم، دیدن و نوشتن برشهایی از آنچه در جریان است و در روزمرگی محو میشود را تمرین کنیم و کمکم، در روایتهایمان نور را بر قسمتهایی بیندازیم که احتیاج داریم پیوستهتر و کندتر تماشایش کنیم..
🧮 روز اولی که کارگاه شروع میشد، تصورم این بود که هر شرکت کننده حتما باید هر جلسه با حداقل سه روایت به جلسه بیاید تا بتوانیم گفتوگوها را پیش ببریم و حالا فکر میکنم از دل همین جلسات، اگر فقط یک روایت از این روزها برایمان بماند، غنیمتی کوچک اما زنده برای روزهاییست که جزئیات پر اهمیتی فراموش شدهاند..
یادآور اینکه در آن لحظات چه میدیدیم، چه حس میکردیم و چگونه بودیم..
@firsttnote
در پوشهی گزارشها ماندم و روایتهایی را مرور کردم که از لحظات بودنم در کنار کودکان، در آن سالها نوشته بودم: مشاهداتم از کودکان، از خودم و ارتباط و کنشم در این تعاملها..
🪞 مرور نوشتهها تجربهی عمیقی بود و با دیدن عکسها و ویدیوها، تفاوتهای زیادی داشت.
انگار از خلال هر جمله، نه فقط خاطره و تصویرها، که خودِ آن روزهای من و گاها آدمهای درون روایتها دوباره زنده میشد.
میتوانستم ببینمش: تسهیلگری که بودم، نوع حضور و نگاهم، کنشهایی که انتخاب میکردم، دغدغهها و نگرانیها و شادیهایی که میان سطرها مانده بودند.
🪄خواندنشان برایم شبیه سر زدن به یک گنجهی قدیمی بود؛
گنجهای که دلم میخواهد هر از چند گاهی درش را باز کنم، چیزی بردارم و چیزی بگذارم و دوباره درش را ببندم.
این مرور باعث شد ارزش ثبت و نوشتن روایتها برایم پررنگتر شود.
بخشی از چرایی کارگاه «مشاهدهخوانی»، برای من همین تجربه است.
🔎 و بخش دیگری این است که همراه هم، دیدن و نوشتن برشهایی از آنچه در جریان است و در روزمرگی محو میشود را تمرین کنیم و کمکم، در روایتهایمان نور را بر قسمتهایی بیندازیم که احتیاج داریم پیوستهتر و کندتر تماشایش کنیم..
🧮 روز اولی که کارگاه شروع میشد، تصورم این بود که هر شرکت کننده حتما باید هر جلسه با حداقل سه روایت به جلسه بیاید تا بتوانیم گفتوگوها را پیش ببریم و حالا فکر میکنم از دل همین جلسات، اگر فقط یک روایت از این روزها برایمان بماند، غنیمتی کوچک اما زنده برای روزهاییست که جزئیات پر اهمیتی فراموش شدهاند..
یادآور اینکه در آن لحظات چه میدیدیم، چه حس میکردیم و چگونه بودیم..
@firsttnote
❤6👏1
🌱 دومین دعوت به خوانش گروهی؛
دربارهی نوجوانی
📖 کتاب «زندگی عاطفی نوجوانان»
گرداننده: مهدخت اخوین
🧮 تعداد جلسات: ۸ تا ۱۰ جلسه
(به تناسب سرعت جمعی)
📱 جلسات به صورت آنلاین و در بستر گوگل میت برگزار میشوند.
💳 مبلغ: ۸۰۰٫۰۰۰ تومن
(امکان پرداخت در دو نوبت)
📖 خوانش در جلسه است و نیازی به خواندن کتاب قبل هر جلسه نیست.
(قسمتهایی از کتاب را در جلسه و از روی کتاب خواهیم خواند و قسمتهایی را به شکل محتوایی با شما در میون خواهم گذاشت).
@firsttnote
دربارهی نوجوانی
📖 کتاب «زندگی عاطفی نوجوانان»
گرداننده: مهدخت اخوین
🧮 تعداد جلسات: ۸ تا ۱۰ جلسه
(به تناسب سرعت جمعی)
📱 جلسات به صورت آنلاین و در بستر گوگل میت برگزار میشوند.
💳 مبلغ: ۸۰۰٫۰۰۰ تومن
(امکان پرداخت در دو نوبت)
📖 خوانش در جلسه است و نیازی به خواندن کتاب قبل هر جلسه نیست.
(قسمتهایی از کتاب را در جلسه و از روی کتاب خواهیم خواند و قسمتهایی را به شکل محتوایی با شما در میون خواهم گذاشت).
@firsttnote
❤3👍3
📚 از دل کتابهای کوچک؛
✨ این یک دعوت برای خوانش گروهی کتابهاییست که خیال میکنیم فقط برای بچههاست!
☕ سهشنبه هر هفته، کنار هم مینشینیم؛
یک یا چند کتاب کودک، حوالی یک مفهوم را میخوانیم،
تصویرهایش را تماشا میکنیم
و دربارهی معناهای ریز و درشت زندگی حرف میزنیم.
🕊 کتابهای کودک ساده و روانند،
و میان سطرها و تصویرهایشان
تکههایی از خیال و عمقی از معنا نهفته است.
🌿 آرزو داریم این قرار، جایی باشد
برای نزدیکتر شدن به قصه،
به زندگی،
و به همدیگر.
🗓 زمان: سهشنبهها، ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۱
(۶ جلسه)
🌱 شروع: ۶ آبان
📍 مکان: حضوری؛ بابل
💳 مبلغ: ۹۰۰ هزار تومن
👥 ظرفیت: ۱۰ نفر
@firsttnote
✨ این یک دعوت برای خوانش گروهی کتابهاییست که خیال میکنیم فقط برای بچههاست!
☕ سهشنبه هر هفته، کنار هم مینشینیم؛
یک یا چند کتاب کودک، حوالی یک مفهوم را میخوانیم،
تصویرهایش را تماشا میکنیم
و دربارهی معناهای ریز و درشت زندگی حرف میزنیم.
🕊 کتابهای کودک ساده و روانند،
و میان سطرها و تصویرهایشان
تکههایی از خیال و عمقی از معنا نهفته است.
🌿 آرزو داریم این قرار، جایی باشد
برای نزدیکتر شدن به قصه،
به زندگی،
و به همدیگر.
🗓 زمان: سهشنبهها، ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۱
(۶ جلسه)
🌱 شروع: ۶ آبان
📍 مکان: حضوری؛ بابل
💳 مبلغ: ۹۰۰ هزار تومن
👥 ظرفیت: ۱۰ نفر
@firsttnote
❤10