Film and stuff
167 subscribers
1.26K photos
239 videos
4 files
125 links
Download Telegram
با اینکه
گناه فرشته

رو ندیدم اما دیدین این ویدیو خیلی کیف داد
Normal people. Hulu. 2020. 7/10.
اولای سریال اینجوری بودم که چرا انقدر دوست نداشتنیه؟
چرا درکش نمی‌کنم؟
چرا کار نمی‌کنه و اون چیزی همه دوستش دارن نیست؟
چرا روی غلتک نمی‌افته؟
چرا انقدر درگیر صحنه‌های جنسیه؟
چرا انقدر فیلمنامه تیکه پاره‌س و شخصیتا در نمیان؟
از تقریبا قسمت ۷ کم کم کانل قابل درک شد،
سریال حرفی برای زدن داشت و تونست درست حرفش و بیان کن،
اون مشکلاتی که آدمای نرمال درگیرشن قابل درک شد،
حتی این روندی که کانل برای عاشق ماریان بودن طی کرد خیلی ملموس و قابل درک شد.
بعد رفتم اپیزودا رو چک کردم و بله! از قسمت ۷ تا ۱۲ رو یکی دیگه کارگردانی کرده!
هر دوتا فاز سریال از روی یک کتاب ساخته شده‌ن و نویسنده یکیه اما این تاثیریه که یه کارگردان می‌ذاره.
فاز دومش برام خیلی دوست داشتنی‌تر بود و کیف داد.
اما یه چیزی رو بهتون بگم، تمام مدت فکر می‌کردم که اولین کار کارگردانشه.
چراش و بهتون میگم.
کسایی که اولین کارشون رو شروع می‌کنن همیشه یه حرفی برای گفتن دارن که عموما خیلی اجتماعیه و دغدغه‌ی نسل خودشونه و از اونجایی که سریال مال ۲۰۲۰عه، فکر می‌کردم یه کارگردان جوون داره و فیلم اولیه.
علاوه بر این، این قابای خوشگل و بوکه و شاتایی که کرکترا نزدیک به همن و اکتای ظریف و حتی همین دبیرستانی بودنش، همه‌ی اینا دست به دست هم دادن تا بگم آره این اولین کار یه کارگردان جوونه.
کارگرداناش نه تنها جوان نیستن و اولین کارشون نیست، بلکه اصلا داستان مال یکی دیگه‌اس.
احتمالا اگر خودم بخوام اولین فیلمم و بسازم با استتیکی شبیه به این و یه داستان عاشقانه‌ی فلت و اینا میشه.
تنها چیزی در طول تمام سریال خیلی خیلی پسندم بود موسیقی بود و چقدر نشسته بود روی کار.

و یه چیزی راجع به بازی پال مسکال توی اپیزود ۱۰ بود،
یه نقطه‌ای توی بازیگری هست که شما وقتی نمی‌تونی گریه کنی باید با یه چیز دیگه فکوس کشی کنی.
و این تمرکز و حواسِ جمع می‌خواد و داشتن تمرکز و حواس جمع توی پلانای گریه خیلی سخته
و پال مسکال واقعا بازیگره.
دیزی ادگار جونز و دوستش دارم و بازیگر خوبیه و خیلی خیلی خوب درمونده بود تو این سریال. اما احساس می‌کنم میمیکش دست و پاش و بسته.
Fellow Travelers. Paramount Plus. 2023. 9/10.
1
برای من داستان فلو ترولرز خیلی کامل بود.
داستان روایت شرایط جامعه‌ی lgbt توی یک بازه‌ی زمانی تقریبا ۳۰ ساله بین دهه‌ی ۶۰ تا ۹۰عه.
تعریف و روایت تاریخ و سیاست تحت عنوان چند رابطه‌ی عاشقانه تحت شرایط متفاوت خیلی درست کنار هم چیده شده.
با اینکه مانور اصلی سریال روی تیم و هاکه اما نباید فکر کنید که سریال راجع به اون‌هاست. سریال راجع به یک جامعه است.
از یه پسر کاتولیک تا کارمندای دولت و سیاستمدارها، تا آدمای معمولی و روزنامه‌نگارها و کارکنای بار و هرکسی که فکرش و می‌کنید.
یکی از دلایلی که بیشتر روی قسمت جاذبه‌های جنسی مانور داده شده بود تا احساس روابط [مخصوصا رابطه‌ی تیم و هاک] دقیقا همینه. اینکه داستان اصلا راجع به عشق این دو نفر نیست گرچه با این دو نفر روایت میشه.
گرچه من حتی معتقدم که به اندازه‌ی کافی به قسمت احساسی بها داده شده چون به صورت خیلی واضحی همه‌ی ما متوجه عشقی که تیم به هاک و هاک به تیم داشت شدیم.
رشد شخصیت تیم خیلی درست و کامل بود.
با وجود تمام اتفاقاتی که افتاد من فکر نمی‌کنم که تیم قربانی داستان باشه. خودش تصمیم گرفت که نباشه.
تصمیم گرفت که بجنگه و با وجود تمام عشقش به هاک اون و کنار بذاره. تمام مسیرای زندگیش و طی کنه و برگرده و باز قهرمانانه سراغ بعدی بره. و آخر فهمید که دنبال چی می‌گرده.
تصمیم گرفت برای خودش و هم‌نوعاش بجنگه و قوی باشه. تصمیم گرفت که به بقیه کمک کنه و اونقدر مهربون بود که حتی با وجود حال بدش روی تخت بیمارستان نشسته بود که شنیدن داستان زندگی یکی دیگه از بیمارای ایدز.
تیم یک شخصیت جنگنده داشت و شخصیتش پایان خیلی مناسبی داشت.
و همینطور شخصیت هاک.
اون محافظه کاری ذاتی و ناتوانیش برای صادق بودن با خودش و تیم و خانواده‌ش، هم بخاطر پرستیژ شخصیتیش و هم بخاطر موقعیت اجتماعیش همه خیلی درست چیده شده بود و در آخر با بوسیدن تیم در ملاء عام و اعتراف به دخترش به تکامل رسید.
و چقدر انتخاب مت برای نقش هاک درست بود! یک چهره‌ی کاملا ایده‌آل آمریکایی دهه ۵۰. و حتی لوسی و همه. داستان و شخصیت پردازی این سریال یک برداشت خیلی منطقی و واقع بینانه از زندگی واقعی بود و همه چیز درست بود. و شخصیت‌ها توی بازه‌های زمانی مختلف چقدر خوب چیده شده بودن و چقدر تغییر تیم بعد از ارتش جذاب بود.
اما باید بگم که کاری که هاک با تیم کرد وحشتناک بود و البته نه اینکه ازش بعید بود!
فکر کن دوباره تیم رو برگردوند و باهاش وقت گذروند و بعد با لو دادنش یک خیانت خودخواهانه و وحشتناک بهش کرد و بعد از اون جرئت کرد که باز سراغش رو بگیره و به بهانه‌ی مخفی کردنش از پلیس عذاب وجدانش رو آروم کنه؟ و باز چندین و چند باره تیم رو بخاطر خودش و خانواده‌ش عذاب داد..

از یه طرف هاک رو درک می‌کنم و دلیل کارهاش رو می‌فهمم اما از طرف دیگه این خودخواهیش رو نه.
😭1
و یه چیزی بهتون بگم؟ بهترین و قوی‌ترین بخش قسمت ۸ جایی بود که تیم جکسون رو توی بیمارستان می‌بینه.
اینجا نشون میده که چرا تیم کم و بیش از هاک دست کشید و حتی ارتباطی که چند سال بعد موقع ملاقات تیم و جکسون توی کلبه بینشون شکل گرفت رو ملموس‌تر و قشنگ‌تر می‌کنه.
و حتی فکر می‌کنم باعث میشه تیم نسبت به خیانت هاک بهش کمی نرم‌تر بشه.
و چیزی که خیلی راجع به روایت داستان و تایم لاینش جذابه اینه که ما تازه اون آخر دلیل خیلی از رفتارای تیم رو می‌فهمیم.
اما از نظر تکنیکی،
اول این رو بگم که بر خلاف تم و طراحی صحنه و لباس گریمشون افتضاح بود! [کاملا یاد گریم ستایش میفتم با این گریم]
حرکت دوربین جاهایی خیلی ظریف و با سلیقه‌ اس و یه جاهایی خیلی بی‌حوصله چیده شده. صرفا می‌تونم بگم استاندارده.
یکی از سکانسا و حرکتای دوربین ظریف و درستشون رو اینجا ببینید.
ولی سکانسای خصوصی این دو نفر اونقدر ظریف و باورپذیر و گرم هستن که نیازی به گفتن حرفای عاشقانه نداشته باشن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حقیقت اینه که من سریال رو بخاطر جاناتان بیلی شروع کردم و این مرد انقدر بازیگر خوبیه که من برای چند ساعت می‌تونم به یک ویدیوی ۳ ثانیه‌ای ازش نگاه کنم و قدرت بازیگریش رو تحسین کنم.
تیم ذاتا ظریف و با نازه و تک تک حرکات جاناتان ظریف و با جزئیات و غرق ناز بود. تک تک حرکاتش.
ناز و ظرافت خالص و توی دستاش می‌بینید؟ فقط دستاش!!!!!!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ظرافت رو می‌بینید؟ حتی کوچیک‌ترین حرکت یا میمیکی نیست که شما بگین "اوه اینجا شبیه تیم نیست". این مرد عملا تیم رو ساخته!
جاهایی هست که الان پیداشون نمی‌کنم اما تیم دستش رو روی صورتش می‌ذاره و اونجا خیلی درسته. فقط خیلی درسته و من واقعا این مرد رو ستایش می‌کنم.

و من می‌دونم که خیلی پرحرفی کردم اما موسیقی فلو ترولرز خیلی براش کار کرد و خیلی مهمه. حتی نمی‌تونم یکی از صحنه‌ها رو بدون موسیقی‌ش به خاطر بیارم.