اگر مثل من دیوانهوار عاشق Money heist و کرکتر برلینید، سریال برلین هم بهتون میچسبه هم ناراحتتون میکنه.
سریال بجای اینکه به دزدی بپردازه درگیر داستانهای عشقی و مسائل متفرقه بود. شاید در مجموع نزدیک به ۶۰ دقیقه ما دزدی و مسائل مربوط بهش رو دیدیم. سبک سریال خیلی اسپانیایی بود.-Berlin
حتی تا حدودی احساس میکنم که خود کرکتر برلین زیر سوال رفته.
اما درکل اگر اون فرانچایز و دوست داشته باشید با اینم حال میکنید. وقتی که آلیسیا و راکل میان که دیگه بیشتر.
کرکترهای جدید سریالم خوبن و رابطهی بینشون باحاله. اما در حد مانی هایست نیستن.
حتی اون هیجان و تعلیقی که مانی هایست داشت رو نداره.
مونولوگ بین عناصر ادبیات نمایشی نسبت به بقیه کیفیت درام پایینتری داره.
تمام #پدر_گواردیولا مونولوگه! چه خبره؟
این سعید نعمت الله چون خودش نویسنده اس میخواسته سنگ تموم بذاره، خب ریدی که! [با صدای سوگل خلیق]
تمام #پدر_گواردیولا مونولوگه! چه خبره؟
این سعید نعمت الله چون خودش نویسنده اس میخواسته سنگ تموم بذاره، خب ریدی که! [با صدای سوگل خلیق]
نغمهی ثمینی سر شهرزاد یه ویژگی شخصیای برای #شهرزاد ساخت.
کرکتر شهرزاد ساختمان و قواعد جمله بندی و بهم میریخت.
مثلا میگفت تو نمیری خونهی مامان اینا؟
این خصوصیت و هرکسی بعد از اون برای کرکتر خانمش استفاده کرد.
کرکتر شهرزاد ساختمان و قواعد جمله بندی و بهم میریخت.
مثلا میگفت تو نمیری خونهی مامان اینا؟
این خصوصیت و هرکسی بعد از اون برای کرکتر خانمش استفاده کرد.
کاش حداقل یک نفر شبکه مخفی زنان و دیده بود تا باهاش درمورد فقط یه دیالوگش حرف میزدم
یه چیز خیلی جذابی راجع به Ted Lasso وجود داره. خب اگر تد لسو رو دیده بودید فلسفهش رو میدونید.
یه حقیقتی هست که میگه نمیشه همیشه همه رو تغییر داد و کاری کرد که دوستت داشته باشن حتی اگر بهترین آدم ممکن باشی و تد به این نتجیه رسیده،-Ted lasso
توی تیتراژ تد لسو روی صندلیهای ورزشکار یه سری فحش به تد نوشتن و ما میبینیم صندلیهایی که قرمز میشن نوشتههای روشون پاک میشه و یا حتی تقریبا پاک میشه.
صندلیهای قرمز اسم تد رو نوشتن و این تاثیر تد روی اون ادماست.
قسمت اول اسکار مهران مدیری آشفته بازار بود.
یعنی درک نمیکنم چرا اونقدر بهم ریختگی داشتن. قسمت اوله؟ خب قبلش همیشه یه تمرینی دارن. قسمت ۰ دارن. آیتما رو حفظ میکنن. به مهمونا جاهاشون رو نشون میدن. قاعدتا نیما شعبان نژاد نباید اونقدر منفک میبود.
اما، تمام اینا خاصش کرد. یعنی این آشفتگی جذاب بود و انگار روی فرم کار همینجوری پکیج تحویلش دادن. [که فکر نمیکنم عمدی باشه]
یعنی درک نمیکنم چرا اونقدر بهم ریختگی داشتن. قسمت اوله؟ خب قبلش همیشه یه تمرینی دارن. قسمت ۰ دارن. آیتما رو حفظ میکنن. به مهمونا جاهاشون رو نشون میدن. قاعدتا نیما شعبان نژاد نباید اونقدر منفک میبود.
اما، تمام اینا خاصش کرد. یعنی این آشفتگی جذاب بود و انگار روی فرم کار همینجوری پکیج تحویلش دادن. [که فکر نمیکنم عمدی باشه]
اما با اینحال، با وجود تمام حواس پرتیها آیتمها جذاب بود ریتمش هم نیفتاد.
باید قسمتهای بعد و ببینیم.
باید قسمتهای بعد و ببینیم.
فیلم "کت چرمی" رو دو روز پیش دیدم.
پلات داستان خیلی خوب بود. یعنی خیلی خوب بود!-کت چرمی
اما روایتش و استوری لاینش آشغالی بود. خیلی سعی میکرد تعلیق ایجاد کنه و دیالوگای هوشمندانه داشته باشه اما واقعا گند زده بود!
کارگردان به طرز بدی اصرار داشته کار و پر بازیگر کنه، اما بازیگردانی بلد نبوده.
حالا بخاطر اعتماد زیاده یا اماتوریه یا ارادته یا هرچی که هست، هیچ بازیگری جز سارا حاتمی بازی خوبی نداشت.
چرا؟ بخاطر اینکه کارگردان نقشا رو سپرده بود دست خود بازیگرا. انگار که لاینا رو داده، گفته شما هر کاری که خواستید بکنید.
ولی که این اتفاق بیفته نقش در نمیاد. بازیگر یا سهل انگاری میکنه یا یک ترکیبی از تمام نقشهای قبلی که ارائه داده، ارائه میده.
این میشه که مثلا نه جواد عزتی و پانتهآ پناهیهاش در میاد، نه گلاره عباسیش.
برای نقش سارا حاتمی هم معتقدم باز نقش و به خود بازیگر سپرده بود که البته سارا حاتمی کمک زیادی داشته.
توی قدرت و استعداد سارا حاتمی شکی نیست اما چرا میگم فقط اون در اومده بود نقشش؟ صرفا بخاطر اینکه دومین بازیای بود که ازش میدیدیم و اول راهه. پس عملا هرچیزی که ارائه بده تازگی داره.
فصل اول the boys رو هم دیدم.
باید این و بگم که واقعا از سر DC زیاد بود!-the boys
ولی موقع دیدنش اینجوری بودم که خب من الان دارم این و بخاطر این میبینم که جذاب و قویه؟ یا بخاطر این میبینم که آرشیو دی سی رو تموم کنم؟ یا بخاطر اینکه تموم بشه دارم میبینم؟
نمیدونم خلاصه.
دشمن داستان جدید و خوبی داشت و خیلی هم خوب نوشته شده بود، خوش ساخت هم بود.-دشمن
فکر میکنم انتخاب موسیقی کارگردان اشتباه بود.
یه بنده خدایی میگفت خیلی دیر کات میزنه و کشش میده اما به نظرم مناسب و سر وقت بود.
فقط، من واقعا حرکت دوربین و انتخاب لنزش و دوست نداشتم. شاید یک جاهایی واقعا اون لنز واید مناسب بود اما نه همه جا.
سوای اینا، لهجهی بازیگرا مدام مخاطب و از فیلم بیرون میکشه. شما قراره باور کنید اینا یه خانوادهن که توی ایران بودن و هیچی زبان بلد نیستن اما خیلی لهجهی انگلیسی قاطی فارسیشونه و این خیلی عذاب اوره.
داستان یک کشتیگیر ایرانیه که با یک مردی وارد رابطه میشه و بعد از لو رفتنش مجبور میشه پناهنده بشه و بعد از اون برای گرفتن اقامت سعی میکنه وارد تیم سوئد بشه و مشکلاتی با همسرش بوجود میاد و تمام اینها.
در مجموع بخوام بگم من بهش از ۱۰، ۵ میدم.
جشنواره #فجر امسال ۳۳ تا سینمایی داره، ۳ تاش انیمیشنه، ۶ تاش تو ژانر دفاع مقدسه، ۲ تاش تقریبا تو ژانر دفاع مقدسه!
Film and stuff
Photo
رضا بهبودی توی قسمت آخر
نقش خودش و بازی کرد، یعنی اسمش اسم خودش بود :)
شبکه مخفی زنان
نقش خودش و بازی کرد، یعنی اسمش اسم خودش بود :)
چقدر قشنگ جمعش کرد :) چقدر سریال تمیزی بود :) چقدر حرفهای بود :)
و آخرش تقدیمش کرد به علی حاتمی، ناصر تقوایی و بهرام بیضایی :)
و آخرش تقدیمش کرد به علی حاتمی، ناصر تقوایی و بهرام بیضایی :)
محمدرضا عباسیان ۱۲ سال کجا بود؟
بعد از ۱۲ سال پیداش شده، بهانهی دیگهای برای رد کردن مهران مدیری و رامبد جوان پیدا نکرده، فرموده اونا سینمایی نیستن!
جالب توجهه که سال ۹۱ که اتفاقا محمدرضا عباسیان دبیر جشنواره بود رامبد جوان سیمرغ بهترین مرد مکمل و گرفت!
جا داره یادآوری کنم فیلم نگار نامزد ۹ بخش شده بود!
#فجر
بعد از ۱۲ سال پیداش شده، بهانهی دیگهای برای رد کردن مهران مدیری و رامبد جوان پیدا نکرده، فرموده اونا سینمایی نیستن!
جالب توجهه که سال ۹۱ که اتفاقا محمدرضا عباسیان دبیر جشنواره بود رامبد جوان سیمرغ بهترین مرد مکمل و گرفت!
جا داره یادآوری کنم فیلم نگار نامزد ۹ بخش شده بود!
#فجر
احساس میکردم قبل از دیدن فیلم
All of us strangers
باید
Fleabag و Normal People
رو ببینم. و الان درحال تماشای نرمال پیپلم.
فعلا یک قسمت ازش و دیدم پس میذارم تموم که شد میام اینجا اما موقع دیدنش ذهنم مدام میره سمت Aftersun. اونقدری که افترسان رو دوست داشتم و همینطور پل مسکالش رو که ۱۰۷۰ کلمه راجع بهش نوشتم!
All of us strangers
باید
Fleabag و Normal People
رو ببینم. و الان درحال تماشای نرمال پیپلم.
فعلا یک قسمت ازش و دیدم پس میذارم تموم که شد میام اینجا اما موقع دیدنش ذهنم مدام میره سمت Aftersun. اونقدری که افترسان رو دوست داشتم و همینطور پل مسکالش رو که ۱۰۷۰ کلمه راجع بهش نوشتم!
اولای سریال اینجوری بودم که چرا انقدر دوست نداشتنیه؟اما یه چیزی رو بهتون بگم، تمام مدت فکر میکردم که اولین کار کارگردانشه.
چرا درکش نمیکنم؟
چرا کار نمیکنه و اون چیزی همه دوستش دارن نیست؟
چرا روی غلتک نمیافته؟
چرا انقدر درگیر صحنههای جنسیه؟
چرا انقدر فیلمنامه تیکه پارهس و شخصیتا در نمیان؟
از تقریبا قسمت ۷ کم کم کانل قابل درک شد،
سریال حرفی برای زدن داشت و تونست درست حرفش و بیان کن،
اون مشکلاتی که آدمای نرمال درگیرشن قابل درک شد،
حتی این روندی که کانل برای عاشق ماریان بودن طی کرد خیلی ملموس و قابل درک شد.
بعد رفتم اپیزودا رو چک کردم و بله! از قسمت ۷ تا ۱۲ رو یکی دیگه کارگردانی کرده!
هر دوتا فاز سریال از روی یک کتاب ساخته شدهن و نویسنده یکیه اما این تاثیریه که یه کارگردان میذاره.
فاز دومش برام خیلی دوست داشتنیتر بود و کیف داد.
چراش و بهتون میگم.
کسایی که اولین کارشون رو شروع میکنن همیشه یه حرفی برای گفتن دارن که عموما خیلی اجتماعیه و دغدغهی نسل خودشونه و از اونجایی که سریال مال ۲۰۲۰عه، فکر میکردم یه کارگردان جوون داره و فیلم اولیه.
علاوه بر این، این قابای خوشگل و بوکه و شاتایی که کرکترا نزدیک به همن و اکتای ظریف و حتی همین دبیرستانی بودنش، همهی اینا دست به دست هم دادن تا بگم آره این اولین کار یه کارگردان جوونه.
کارگرداناش نه تنها جوان نیستن و اولین کارشون نیست، بلکه اصلا داستان مال یکی دیگهاس.
احتمالا اگر خودم بخوام اولین فیلمم و بسازم با استتیکی شبیه به این و یه داستان عاشقانهی فلت و اینا میشه.
تنها چیزی در طول تمام سریال خیلی خیلی پسندم بود موسیقی بود و چقدر نشسته بود روی کار.
و یه چیزی راجع به بازی پال مسکال توی اپیزود ۱۰ بود،
یه نقطهای توی بازیگری هست که شما وقتی نمیتونی گریه کنی باید با یه چیز دیگه فکوس کشی کنی.
و این تمرکز و حواسِ جمع میخواد و داشتن تمرکز و حواس جمع توی پلانای گریه خیلی سخته
و پال مسکال واقعا بازیگره.
دیزی ادگار جونز و دوستش دارم و بازیگر خوبیه و خیلی خیلی خوب درمونده بود تو این سریال. اما احساس میکنم میمیکش دست و پاش و بسته.