به قول زیمو یه رگهی سبز توی چشمهای آبیش باشه. [نه که کپ کرکتر پرفکتی باشه و نه که اینا مربوط به مارول باشه MCU]
با دانستهای که از قبل و حالا با ریواچ این فیلم از #ridley_scott دارم این و میگم که:
۱. این آدم، آدمِ پروژههای بزرگه و خوب میتونه منیجشون کنه.
۲. تم اکثر فیلمهاش شرافت و جاه طلبی انسانه.
۳. زوم این.
۱. این آدم، آدمِ پروژههای بزرگه و خوب میتونه منیجشون کنه.
۲. تم اکثر فیلمهاش شرافت و جاه طلبی انسانه.
۳. زوم این.
جریان این zoom-inهای ریدلی اسکات اینه که ازشون برای زیبایی شناسی استفاده نمیکنه و در خدمت زیرمتنن و این چیزیه که میپسندم.
در رابطه با گلادیاتور، برای افزایش به حساسیت صحنههای خاصه و انتقال افکار کرکتر به مخاطب.
Film and stuff
لوسیا: هنوز از تاریکی میترسی؟ کامدئوس: همیشه. من همیشه در تاریکیم. #Qoute
این دیالوگ با این نور و این قاب خیلی میسازه.
و این میزانسن استانداردترین و درستترین میزانسنه.
و جالبته که بدونید توی ایران فقط حسن فتحی تابحال استانداردترین حالتش رو ارائه داده. [توی سریال #شهرزاد]
و جالبته که بدونید توی ایران فقط حسن فتحی تابحال استانداردترین حالتش رو ارائه داده. [توی سریال #شهرزاد]
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهترین سکانس گلادیاتور:
این چند ثانیه از همه لحاظ تفاوت شخصیتی کامدئوس و مکسیموس رو به تصویر میکشه. مخصوصا که کمی بعد قراره جنگی بینشون رخ بده.
کمی قبل از این سکانس کامدئوس پیش خواهرش به خودش لقب بخشنده رو داد. حالا اینجا لباسش سفیده.
سفید نشان چیه؟ پاکی و فلان.
کامدئوس پاک و نیکو و بخشندهاس؟ نه. فقط میخواد مردم و گول بزنه :)
از طرفی لباسای ماکسیموس خیلی ساده و متواضعانه و ایناست :)
سر کامدئوس بالاست چونکه مغروره و پادشاهه. سر مکسیموس پایینه چونکه متواضعه.
و نور به تنش سکانس میافزاید. نقطه.
Film and stuff
بهترین سکانس گلادیاتور:
اما این قاب رو هرچقدر که بهش فکر میکنم نمیتونم درست تحلیل کنم.
من یه کوچولو با #دفترچه_یادداشت مشکل دارم.
شما بگو این سریال اگر انقدر 🤏🏿 تکنیک داشته باشه.
دوربین در بیحالترین و سادهترین حالت ممکنه.
اما جز اون خیلی کامله 🤌🏿.
و چقدر طراحی صحنهی خوبی داره!
هم از نظر رنگ شناسی خیلی درسته، هم استتیک خیلی جذابی داره.
و جالب اینکه فراموشی ایرج تعلیق و خیلی بیشتر میکنه.
اما چیزی که باهاش کنار نمیام [در رابطه با آکتور هم صدق میکرد] اینه که کلا یک تهران دیگه رو به تصویر کشیده.
یعنی یک تهران ناملموس و نامانوس و غریب برای اکثرمون.
نه که این خیلی بد باشه، اتفاق اینکه جدیده خوبه اما میگم، خیلی ملموس نیست برای همه.
این و بهتون میگم که حامد عنقا اتفاقا هم امضا داره هم سبک. اما در کنارش این رو هم بهتون میگم که ایرج ملکی هم امضا و سبک داره.
اما کیفیت و ارزش؟ دریغ از انقدر 🤏🏿.
آشغال نبینید. [اشاره به آشغالهای نوشته شده توسط حامد عنقا: پدر، آقازاده، تنهایی لیلا، #غریب، #گناه_فرشته!]
اما کیفیت و ارزش؟ دریغ از انقدر 🤏🏿.
آشغال نبینید. [اشاره به آشغالهای نوشته شده توسط حامد عنقا: پدر، آقازاده، تنهایی لیلا، #غریب، #گناه_فرشته!]
👍1
البته این گوشه باید اشاره کنم که اون مثلا امضای حامد تهرانی که توی کاراش هست، یه کپیه از امضای فریدون جیرانی!
تا الان توی نویسندگی کجا رو گرفته بود که از الان به بعد بخواد توی کارگردانی بگیره؟ میشه یکی لنگهی سجاد پهلوان زاده.
نتیجهی رسوخ تلویزیون به سینما خانگی میشه بهرنگ توفیقی و حامد عنقا و حسین سهیلی زاده و منوچهر هادی!