Film and stuff
توی کامیکهای مارول توی سال ۲۰۱۰ کرکتر لوکی به طور واقعی مرد و هیچ بازگشتی نبود. بعد از اینکه لوکی MCU توی فیلمها خیلی محبوب شد مارول تصمیم گرفت لوکی رو با تغییرات اساسی توی کامیکها برگردونه. [این تغییرات حتی باعث میشه لوکی کامیکها بتونه میولنیر رو بلند…
طرفدارهای کامیکا این لوکیِ جدید رو با لوکی ورژن قدیمی کامیکها یکی میکردن اما این یکی فرق داشت.
این لوکی [در کامیکها] توانایی توقف زمان و جابجای بین تایملاینها رو داشت و اونقدری قدرتمند بود که حتی با خدایانی که از تمام خدایانی که توی لاو اند ثاندر دیدیم قویتر بودن در میفتاد و تهدیدشون میکرد و اینا.
این لوکی [در کامیکها] توانایی توقف زمان و جابجای بین تایملاینها رو داشت و اونقدری قدرتمند بود که حتی با خدایانی که از تمام خدایانی که توی لاو اند ثاندر دیدیم قویتر بودن در میفتاد و تهدیدشون میکرد و اینا.
Film and stuff
طرفدارهای کامیکا این لوکیِ جدید رو با لوکی ورژن قدیمی کامیکها یکی میکردن اما این یکی فرق داشت. این لوکی [در کامیکها] توانایی توقف زمان و جابجای بین تایملاینها رو داشت و اونقدری قدرتمند بود که حتی با خدایانی که از تمام خدایانی که توی لاو اند ثاندر دیدیم…
این لوکی توانایی بازنویسیِ قصهها رو داره.
قسمت جالب ماجرا اینجاست که درواقع باوری که توی دنیای واقعی از خدایان شمال وجود داره از داستانها میاد و توی کامیکها اینطور انگار کردن که لوکیِ کامیکها این داستانها رو گفته و نوشته.
اینطور شد که خدای داستانها توی مارول کامیکس بدنیا اومد.
قسمت جالب ماجرا اینجاست که درواقع باوری که توی دنیای واقعی از خدایان شمال وجود داره از داستانها میاد و توی کامیکها اینطور انگار کردن که لوکیِ کامیکها این داستانها رو گفته و نوشته.
اینطور شد که خدای داستانها توی مارول کامیکس بدنیا اومد.
Film and stuff
توی کامیکهای مارول توی سال ۲۰۱۰ کرکتر لوکی به طور واقعی مرد و هیچ بازگشتی نبود. بعد از اینکه لوکی MCU توی فیلمها خیلی محبوب شد مارول تصمیم گرفت لوکی رو با تغییرات اساسی توی کامیکها برگردونه. [این تغییرات حتی باعث میشه لوکی کامیکها بتونه میولنیر رو بلند…
عین این اتفاق توی دنیای سینمایی مارول هم افتاد.
لوکی به طرز غیرقابل برگشت و واقعیای مرد و بعد مارول ورینتی ازش ساخت و اون رو تبدیل کرد به خدای داستانها.
لوکی به طرز غیرقابل برگشت و واقعیای مرد و بعد مارول ورینتی ازش ساخت و اون رو تبدیل کرد به خدای داستانها.
بدترین اتفاقی که ممکنه برای مارول بیفته، از دست دادن و یا تغییر پیدا کردنِ خدایِ باشکوهِ داستانها توی دنیای سینماییه.
با وجود تمام حماقتها و اشتباهات بزرگی که فایگی توی این دو فاز اخیر (فاز ۴ و ۵) داشته، امیدوارم و امیدوارم که قدر چیزی که الان داره رو بدونه.
با وجود تمام حماقتها و اشتباهات بزرگی که فایگی توی این دو فاز اخیر (فاز ۴ و ۵) داشته، امیدوارم و امیدوارم که قدر چیزی که الان داره رو بدونه.
سریال خیلی خیلی خیلی درسته از همه لحاظ.
فرم خیلی درستی داره و خیلی خوش ریتمه و از همه مهمتر سبک داره.
منظور از خوش ریتم سر ضربی با موسیقی نیست. منظور از خوش ریتم کاتهای به موقعست و پویایی دوربین و همراهیش با کرکترا.
فرم خیلی درستی داره و خیلی خوش ریتمه و از همه مهمتر سبک داره.
منظور از خوش ریتم سر ضربی با موسیقی نیست. منظور از خوش ریتم کاتهای به موقعست و پویایی دوربین و همراهیش با کرکترا.
شخصیت پردازی خیلی بامزهای داره و بازیهای قوی. دیالوگهای درست و شیرین، موزون با دایره واژگان گسترده و به دور از لودگی که از ثانیهی ابتدایی سریال به چشم میخوره.
در کنار اینها، طراحی لباس و گریم از هرگونه نوینگرایی و خوشگلسازی به تبعیت از زیبایی مورد پسند امروز، دوری میکنه.
در کنار اینها، طراحی لباس و گریم از هرگونه نوینگرایی و خوشگلسازی به تبعیت از زیبایی مورد پسند امروز، دوری میکنه.
انتخاب بازیگر خیلی خوبی هم داره. کار پر از بازیگره و ساید استوری اما، هیچکدوم از اینا نه تنها ذهن و پرت نمیکنن و جلوی داستان اصلی رو نمیگیرن، بلکه به طور کاملی بهشون پرداخته میشه.
هر چهارتا زنِ میرزا نه فقط از نظر چهره و فیزیک بهترین انتخاب بودن بلکه خیلی خیلی خوب بازی کردن.
شبنم مقدمی همون زنِ با اصل و نسب و قویایه که باید باشه، شقایق دهقان با وجود اون خنگیِ تیپی که داره و اون حرف زدن توک زبونی خیلی درخشیده، یلدا زنجانی یه خاله سوسکهی درست و حسابی و شیرینه و مونا فرجاد همونقدر که باید لات و پایین شهری و مردونهاس.
شبنم مقدمی همون زنِ با اصل و نسب و قویایه که باید باشه، شقایق دهقان با وجود اون خنگیِ تیپی که داره و اون حرف زدن توک زبونی خیلی درخشیده، یلدا زنجانی یه خاله سوسکهی درست و حسابی و شیرینه و مونا فرجاد همونقدر که باید لات و پایین شهری و مردونهاس.
حتی بازی دخترهای میرزا هم خیلی دوست داشتنی و درسته. از به آفرید غفاریان بگیر تا روژانو ارجمند و دوقلوهای شقایق دهقان.
و من واقعا عاشق آدرینا نوریام. کرکتر خیلی بامزه و شیرینی که به نازترین حالت ممکن زنده شده.
و من واقعا عاشق آدرینا نوریام. کرکتر خیلی بامزه و شیرینی که به نازترین حالت ممکن زنده شده.
نقش امیرحسین رستمی با اون چیزی که ازش میشناسیم تلفیق شده و ترکیب جدیدی رو هم برای مخاطب و هم برای خود امیرحسین رستمی پدید آورده که این و بهتون میگم که شاید مهمترین بازی امیرحسین رستمی باشه این نقش.
سیامک انصاری، مهدی هاشمی و لیلا حاتمی همونطور هستن که باید باشن و انتظار میره که باشن، در چهارچوب و به قاعده.
در سریال شخصیتهایی هستن که در تاریخ ایران وجود داشتن و صرفا هستن برای ادای دینی به حضورشون در ایران و در سریال کمکی به جلو رفتن داستان نمیکنن.
و الگوی تکرار شوندهای دارن. اگر در سریال احسان کرمی، باران کوثری و رضا بهبودی رو دیدید بدونید که نقشی که بازی میکنند در تاریخ دستی داشته.
و الگوی تکرار شوندهای دارن. اگر در سریال احسان کرمی، باران کوثری و رضا بهبودی رو دیدید بدونید که نقشی که بازی میکنند در تاریخ دستی داشته.
تک به تک نقشا چه اصلی و چه فرعی [که توی این سریال عموما نقش فرعی معنایی نداره] خیلی خیلی خوب به تصویر کشیده شدن و بازی شدن و روی بازیگرا نشستن.
و چقدر سیروس سپهری بازی خوبی داره.
و چقدر سیروس سپهری بازی خوبی داره.
سریال تو اسپکت ریشوی ۳ در ۴ ارائه شده که این کار خیلی جدید و درسته. [یکی از دلایل کم دیدن شدن و نسبتا کم مخاطب بودن سریال همینه]
فرم و قالب کار و جوری که دیوار چهارم رو میشکنن خیلی به قاعدهاس.
همراهی گروه موسیقی ول شدگان تناسب خیلی زیادی داره با سریال و جالبتر اینکه نقششون با اسم بندشون خیلی تناسب داره.
فرم و قالب کار و جوری که دیوار چهارم رو میشکنن خیلی به قاعدهاس.
همراهی گروه موسیقی ول شدگان تناسب خیلی زیادی داره با سریال و جالبتر اینکه نقششون با اسم بندشون خیلی تناسب داره.
حتی، تیتراژ و متن تیتراژ و آنچه گذشتها هم جدید و دوست داشتنین به طرزی که دلتون میخواد هر مرتبه تماشاشون کنید.
تیتراژ کار به زبان فارسی و لحن دوران رضاخانیه به همراه مقدار زیادی طنازی و رندی.
تیتراژ کار به زبان فارسی و لحن دوران رضاخانیه به همراه مقدار زیادی طنازی و رندی.
درسته که کار سینماییه با عناصر سینمایی و صحنهی سینمایی اما جنس روایت و اجرا تئاتریه و عامه پسند نیست اما بسیار قابل دفاع و درسته. سبک کار افشین هاشمی همینه. خیلی خاصه و عامه پسند نیست.
اما داستان. داستان به غایت [اثرات سریاله] چهارچوب مند و با هدف و طنازه. کمدی، درام و تاریخیه و مخاطب نباید انتظار خندهی مکرر داشته باشه.
داستانِ انجمنِ مخفیِ زنانه که با مخالفت دولت و شاه مواجه شده و در پی اون، از سوی دولت دستوری مبنی بر تاسیس انجمنی قانون مند برای فعالیتهای زنان به دست رئیس ادارهی معارف رسیده که با وجود دلبرجان تاجرباشی چندان مطابق میل آقایان پیش نمیره.