Film and stuff
166 subscribers
1.26K photos
239 videos
4 files
125 links
Download Telegram
از طرف دیگه این چیزیه که دوست دارم.
قبلا راجع به ادغام دوتا شات رفت و برگشتی گفتم. (رجوع بشود به ملاقات خصوصی)
اگر این دوتا شات باهمدیگه ادغام بشن دوتا کرکتر پشت به هم نشستن و این رسما یعنی ارتباط نگرفتن و درک نکردن در حین مکالمه.
بعد از اون دوتا،
این پلان میشه اولین باری که دوتا کرکتر با هم در این سکانس توی یک قابن.
ایمی میگه که درکت می‌کنم و اینجاست که ارتباط برای لحظه‌ای شکل می‌گیره.
و بعد این اتفاقیه که میفته.
دوتا کرکتر به حد تنش‌زایی (با ادغام دوتا شات) به هم نزدیکن و با قابی که توسط مبل‌ها ایجاد شده احاطه شدن و تحت فشارن.
این چیزا رو توی یه فیلم دوست دارم.
این فکر کنم متفاوت‌ترین بازی‌ای بود که از ادی ردمین می‌دیدم (به نسبت کرکترش توی فیلم‌هایی که من ازش دیدم)
این بهترین و مناسب‌ترین و شایسته‌ترین پایان برای Loki بود.
چه برای کرکتر لوکی و جایگاهش و چه برای خداحافظی تام با لوکی [که معتقدم صرفا دارن اندرو گارفیلد بازی در میارن به قول بچه‌ها]
خیلی به لوکی افتخار می‌کنم.
این شخصیتی که الان ازش ساختن، این خدایی که هست، اینکه در آخرِ زمان تمام انشعابات و کنار هم نگه داشته، اینکه انقدر از خود گذشته شده، اینکه انقدر باشکوهه، اینکه انقدر بزرگ شده و هر چیزی که هست و در آینده خواهد بود،
هم ازش خیلی راضیم و هم بهش خیلی خیلی افتخار می‌کنم.
فقط مواجهه‌ی یکی از کرکترا مثلا ثور رو با این لوکی درحالی که انشعابات و نگه داشته تصور کنید و اونوقته که می‌فهمید چی‌ میگم و چقدر قشنگ و جذابه و جذاب میشه.
توی کامیک‌های مارول توی سال ۲۰۱۰ کرکتر لوکی به طور واقعی مرد و هیچ بازگشتی نبود. بعد از اینکه لوکی MCU توی فیلم‌ها خیلی محبوب شد مارول تصمیم گرفت لوکی رو با تغییرات اساسی توی کامیک‌ها برگردونه. [این تغییرات حتی باعث میشه لوکی کامیک‌ها بتونه میولنیر رو بلند کنه که حالا اینم داستان داره]
Film and stuff
توی کامیک‌های مارول توی سال ۲۰۱۰ کرکتر لوکی به طور واقعی مرد و هیچ بازگشتی نبود. بعد از اینکه لوکی MCU توی فیلم‌ها خیلی محبوب شد مارول تصمیم گرفت لوکی رو با تغییرات اساسی توی کامیک‌ها برگردونه. [این تغییرات حتی باعث میشه لوکی کامیک‌ها بتونه میولنیر رو بلند…
طرفدارهای کامیکا این لوکیِ جدید رو با لوکی ورژن قدیمی کامیک‌ها یکی می‌کردن اما این یکی فرق داشت.
این لوکی [در کامیک‌ها] توانایی توقف زمان و جابجای بین تایم‌لاین‌ها رو داشت و اونقدری قدرتمند بود که حتی با خدایانی که از تمام خدایانی که توی لاو اند ثاندر دیدیم قوی‌تر بودن در میفتاد و تهدیدشون می‌کرد و اینا.
Film and stuff
طرفدارهای کامیکا این لوکیِ جدید رو با لوکی ورژن قدیمی کامیک‌ها یکی می‌کردن اما این یکی فرق داشت. این لوکی [در کامیک‌ها] توانایی توقف زمان و جابجای بین تایم‌لاین‌ها رو داشت و اونقدری قدرتمند بود که حتی با خدایانی که از تمام خدایانی که توی لاو اند ثاندر دیدیم…
این لوکی توانایی بازنویسیِ قصه‌ها رو داره.
قسمت جالب ماجرا اینجاست که درواقع باوری که توی دنیای واقعی از خدایان شمال وجود داره از داستان‌ها میاد و توی کامیک‌ها اینطور انگار کردن که لوکیِ کامیک‌ها این داستان‌ها رو گفته و نوشته.
اینطور شد که خدای داستان‌ها توی مارول کامیکس بدنیا اومد.
بدترین اتفاقی که ممکنه برای مارول بیفته، از دست دادن و یا تغییر پیدا کردنِ خدایِ باشکوهِ داستان‌ها توی دنیای سینماییه.
با وجود تمام حماقت‌ها و اشتباهات بزرگی که فایگی توی این دو فاز اخیر (فاز ۴ و ۵) داشته، امیدوارم و امیدوارم که قدر چیزی که الان داره رو بدونه.
من معتقدم شبکه ی مخفی زنان بهترین سریال نمایش خانگی میون تمام نمایش خانگی‌های منتشر شده‌اس.
نه قهوه‌ی تلخ، نه شهرزاد و نه رهایم کن و غیره حتی بهش نزدیک هم نیستن.
سریال خیلی خیلی خیلی درسته از همه لحاظ.
فرم خیلی درستی داره و خیلی خوش ریتمه و از همه مهم‌تر سبک داره.
منظور از خوش ریتم سر ضربی با موسیقی نیست. منظور از خوش ریتم کات‌های به موقع‌ست و پویایی دوربین و همراهی‌ش با کرکترا.
شخصیت پردازی خیلی بامزه‌‌ای داره و بازی‌های قوی. دیالوگ‌های درست و شیرین، موزون با دایره واژگان گسترده و به دور از لودگی که از ثانیه‌ی ابتدایی سریال به چشم می‌خوره.
در کنار این‌ها، طراحی لباس و گریم از هرگونه نوین‌گرایی و خوشگل‌سازی به تبعیت از زیبایی مورد پسند امروز، دوری می‌کنه.
انتخاب بازیگر خیلی خوبی هم داره. کار پر از بازیگره و ساید استوری‌ اما، هیچ‌کدوم از اینا نه تنها ذهن و پرت نمی‌‌کنن و جلوی داستان اصلی رو نمی‌گیرن، بلکه به طور کاملی بهشون پرداخته میشه.
هر چهارتا زنِ میرزا نه فقط از نظر چهره و فیزیک بهترین انتخاب بودن بلکه خیلی خیلی خوب بازی کردن.
شبنم مقدمی همون زنِ با اصل و نسب و قوی‌ایه که باید باشه، شقایق دهقان با وجود اون خنگیِ تیپی که داره و اون حرف زدن توک زبونی خیلی درخشیده، یلدا زنجانی یه خاله سوسکه‌ی درست و حسابی و شیرینه و مونا فرجاد همونقدر که باید لات و پایین شهری و مردونه‌اس.
حتی بازی دخترهای میرزا هم خیلی دوست داشتنی و درسته. از به آفرید غفاریان بگیر تا روژانو ارجمند و دوقلوهای شقایق دهقان.
و من واقعا عاشق آدرینا نوری‌ام. کرکتر خیلی بامزه و شیرینی که به نازترین حالت ممکن زنده شده.
نقش امیرحسین رستمی با اون چیزی که ازش می‌شناسیم تلفیق شده و ترکیب جدیدی رو هم برای مخاطب و هم برای خود امیرحسین رستمی پدید آورده که این و بهتون میگم که شاید مهمترین بازی امیرحسین رستمی باشه این نقش.