شما حتی توی فیلم موقعیت مهدی و سریال عاشورا ی هادی حجازیفر هم اون وجه تمایز رو حس میکنی با اینکه سبک مستقلی نداره.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
-تو، این ازدواج و غیرممکن کردی.
-من به هند برمیگردم.
-و این به حد کافی دور نیست. فکر میکنی نقطهای توی این جهان وجود داره که بتونه تو رو به حد کافی دور کنه؟ که بتونه من و از این عذاب رها کنه؟
من یه مرد مشتخصم. یاد گرفتم با شرافت زندگی کنم و حالا اون شرافت به یک تار مو بنده و اون تار با حضور تو لحظه به لحظه نازکتر میشه.
تو قاتل وجود منی. و هدف تمام آرزوهای من. روز و شب به تو فکر میکنم.
-Bridgerton
-من به هند برمیگردم.
-و این به حد کافی دور نیست. فکر میکنی نقطهای توی این جهان وجود داره که بتونه تو رو به حد کافی دور کنه؟ که بتونه من و از این عذاب رها کنه؟
من یه مرد مشتخصم. یاد گرفتم با شرافت زندگی کنم و حالا اون شرافت به یک تار مو بنده و اون تار با حضور تو لحظه به لحظه نازکتر میشه.
تو قاتل وجود منی. و هدف تمام آرزوهای من. روز و شب به تو فکر میکنم.
-Bridgerton
فیلم The Good Nurse فیلمیه که پسندمه.
دلیل اولم اینه که اگر سینماتوگرافیِ استاندارد رو ۵۰ در نظر بگیریم این ۶۰ بود. دلیل دومم اینه که سینماتوگرافی نه اضافه کاری داشت و نه کم کاری و این میشه دلیل سوم.
دلیل چهارمم اینه که تا زمانی که توی داستان پیش نرفت حرفی از بازه زمانی نشد. این خیلی پسندمه. با اینکه گیج بودم و نفهمیدم مربوط به چه زمانیه (مخصوصا با وجود ماشینا).
تنها زمانی تاریخ اعلام شد که موقع ضبط بازجویی بودن و نیاز بود به ثبت تاریخ.
این میشه کم گفتن و گزیده گفتن.
دلیل اولم اینه که اگر سینماتوگرافیِ استاندارد رو ۵۰ در نظر بگیریم این ۶۰ بود. دلیل دومم اینه که سینماتوگرافی نه اضافه کاری داشت و نه کم کاری و این میشه دلیل سوم.
دلیل چهارمم اینه که تا زمانی که توی داستان پیش نرفت حرفی از بازه زمانی نشد. این خیلی پسندمه. با اینکه گیج بودم و نفهمیدم مربوط به چه زمانیه (مخصوصا با وجود ماشینا).
تنها زمانی تاریخ اعلام شد که موقع ضبط بازجویی بودن و نیاز بود به ثبت تاریخ.
این میشه کم گفتن و گزیده گفتن.
از طرف دیگه این چیزیه که دوست دارم.
قبلا راجع به ادغام دوتا شات رفت و برگشتی گفتم. (رجوع بشود به ملاقات خصوصی)
اگر این دوتا شات باهمدیگه ادغام بشن دوتا کرکتر پشت به هم نشستن و این رسما یعنی ارتباط نگرفتن و درک نکردن در حین مکالمه.
قبلا راجع به ادغام دوتا شات رفت و برگشتی گفتم. (رجوع بشود به ملاقات خصوصی)
اگر این دوتا شات باهمدیگه ادغام بشن دوتا کرکتر پشت به هم نشستن و این رسما یعنی ارتباط نگرفتن و درک نکردن در حین مکالمه.
و بعد این اتفاقیه که میفته.
دوتا کرکتر به حد تنشزایی (با ادغام دوتا شات) به هم نزدیکن و با قابی که توسط مبلها ایجاد شده احاطه شدن و تحت فشارن.
دوتا کرکتر به حد تنشزایی (با ادغام دوتا شات) به هم نزدیکن و با قابی که توسط مبلها ایجاد شده احاطه شدن و تحت فشارن.
این فکر کنم متفاوتترین بازیای بود که از ادی ردمین میدیدم (به نسبت کرکترش توی فیلمهایی که من ازش دیدم)
این بهترین و مناسبترین و شایستهترین پایان برای Loki بود.
چه برای کرکتر لوکی و جایگاهش و چه برای خداحافظی تام با لوکی [که معتقدم صرفا دارن اندرو گارفیلد بازی در میارن به قول بچهها]
خیلی به لوکی افتخار میکنم.
چه برای کرکتر لوکی و جایگاهش و چه برای خداحافظی تام با لوکی [که معتقدم صرفا دارن اندرو گارفیلد بازی در میارن به قول بچهها]
خیلی به لوکی افتخار میکنم.
این شخصیتی که الان ازش ساختن، این خدایی که هست، اینکه در آخرِ زمان تمام انشعابات و کنار هم نگه داشته، اینکه انقدر از خود گذشته شده، اینکه انقدر باشکوهه، اینکه انقدر بزرگ شده و هر چیزی که هست و در آینده خواهد بود،
هم ازش خیلی راضیم و هم بهش خیلی خیلی افتخار میکنم.
هم ازش خیلی راضیم و هم بهش خیلی خیلی افتخار میکنم.
فقط مواجههی یکی از کرکترا مثلا ثور رو با این لوکی درحالی که انشعابات و نگه داشته تصور کنید و اونوقته که میفهمید چی میگم و چقدر قشنگ و جذابه و جذاب میشه.
توی کامیکهای مارول توی سال ۲۰۱۰ کرکتر لوکی به طور واقعی مرد و هیچ بازگشتی نبود. بعد از اینکه لوکی MCU توی فیلمها خیلی محبوب شد مارول تصمیم گرفت لوکی رو با تغییرات اساسی توی کامیکها برگردونه. [این تغییرات حتی باعث میشه لوکی کامیکها بتونه میولنیر رو بلند کنه که حالا اینم داستان داره]
Film and stuff
توی کامیکهای مارول توی سال ۲۰۱۰ کرکتر لوکی به طور واقعی مرد و هیچ بازگشتی نبود. بعد از اینکه لوکی MCU توی فیلمها خیلی محبوب شد مارول تصمیم گرفت لوکی رو با تغییرات اساسی توی کامیکها برگردونه. [این تغییرات حتی باعث میشه لوکی کامیکها بتونه میولنیر رو بلند…
طرفدارهای کامیکا این لوکیِ جدید رو با لوکی ورژن قدیمی کامیکها یکی میکردن اما این یکی فرق داشت.
این لوکی [در کامیکها] توانایی توقف زمان و جابجای بین تایملاینها رو داشت و اونقدری قدرتمند بود که حتی با خدایانی که از تمام خدایانی که توی لاو اند ثاندر دیدیم قویتر بودن در میفتاد و تهدیدشون میکرد و اینا.
این لوکی [در کامیکها] توانایی توقف زمان و جابجای بین تایملاینها رو داشت و اونقدری قدرتمند بود که حتی با خدایانی که از تمام خدایانی که توی لاو اند ثاندر دیدیم قویتر بودن در میفتاد و تهدیدشون میکرد و اینا.
Film and stuff
طرفدارهای کامیکا این لوکیِ جدید رو با لوکی ورژن قدیمی کامیکها یکی میکردن اما این یکی فرق داشت. این لوکی [در کامیکها] توانایی توقف زمان و جابجای بین تایملاینها رو داشت و اونقدری قدرتمند بود که حتی با خدایانی که از تمام خدایانی که توی لاو اند ثاندر دیدیم…
این لوکی توانایی بازنویسیِ قصهها رو داره.
قسمت جالب ماجرا اینجاست که درواقع باوری که توی دنیای واقعی از خدایان شمال وجود داره از داستانها میاد و توی کامیکها اینطور انگار کردن که لوکیِ کامیکها این داستانها رو گفته و نوشته.
اینطور شد که خدای داستانها توی مارول کامیکس بدنیا اومد.
قسمت جالب ماجرا اینجاست که درواقع باوری که توی دنیای واقعی از خدایان شمال وجود داره از داستانها میاد و توی کامیکها اینطور انگار کردن که لوکیِ کامیکها این داستانها رو گفته و نوشته.
اینطور شد که خدای داستانها توی مارول کامیکس بدنیا اومد.
Film and stuff
توی کامیکهای مارول توی سال ۲۰۱۰ کرکتر لوکی به طور واقعی مرد و هیچ بازگشتی نبود. بعد از اینکه لوکی MCU توی فیلمها خیلی محبوب شد مارول تصمیم گرفت لوکی رو با تغییرات اساسی توی کامیکها برگردونه. [این تغییرات حتی باعث میشه لوکی کامیکها بتونه میولنیر رو بلند…
عین این اتفاق توی دنیای سینمایی مارول هم افتاد.
لوکی به طرز غیرقابل برگشت و واقعیای مرد و بعد مارول ورینتی ازش ساخت و اون رو تبدیل کرد به خدای داستانها.
لوکی به طرز غیرقابل برگشت و واقعیای مرد و بعد مارول ورینتی ازش ساخت و اون رو تبدیل کرد به خدای داستانها.
بدترین اتفاقی که ممکنه برای مارول بیفته، از دست دادن و یا تغییر پیدا کردنِ خدایِ باشکوهِ داستانها توی دنیای سینماییه.
با وجود تمام حماقتها و اشتباهات بزرگی که فایگی توی این دو فاز اخیر (فاز ۴ و ۵) داشته، امیدوارم و امیدوارم که قدر چیزی که الان داره رو بدونه.
با وجود تمام حماقتها و اشتباهات بزرگی که فایگی توی این دو فاز اخیر (فاز ۴ و ۵) داشته، امیدوارم و امیدوارم که قدر چیزی که الان داره رو بدونه.
سریال خیلی خیلی خیلی درسته از همه لحاظ.
فرم خیلی درستی داره و خیلی خوش ریتمه و از همه مهمتر سبک داره.
منظور از خوش ریتم سر ضربی با موسیقی نیست. منظور از خوش ریتم کاتهای به موقعست و پویایی دوربین و همراهیش با کرکترا.
فرم خیلی درستی داره و خیلی خوش ریتمه و از همه مهمتر سبک داره.
منظور از خوش ریتم سر ضربی با موسیقی نیست. منظور از خوش ریتم کاتهای به موقعست و پویایی دوربین و همراهیش با کرکترا.
شخصیت پردازی خیلی بامزهای داره و بازیهای قوی. دیالوگهای درست و شیرین، موزون با دایره واژگان گسترده و به دور از لودگی که از ثانیهی ابتدایی سریال به چشم میخوره.
در کنار اینها، طراحی لباس و گریم از هرگونه نوینگرایی و خوشگلسازی به تبعیت از زیبایی مورد پسند امروز، دوری میکنه.
در کنار اینها، طراحی لباس و گریم از هرگونه نوینگرایی و خوشگلسازی به تبعیت از زیبایی مورد پسند امروز، دوری میکنه.