Film and stuff
161 subscribers
1.25K photos
239 videos
4 files
124 links
Download Telegram
فیلم‌های ایکس من به ترتیب انتشار؛
X-Men [2000]
X2: X-Men United [2003]
X-Men: The Last Stand [2006]
X-Men Origins: Wolverine [2009]
X-Men: First Class [2011]
The Wolverine [2013]
X-Men: Days of Future Past [2014]
Deadpool [2016]
X-Men: Apocalypse [2016]
Logan [2017]
Deadpool 2 [2018]
Dark Phoenix [2019]
The New Mutants [2020]
Deadpool & Wolverine [2024]

فیلم‌های ایکس من به ترتیب خط زمانی؛
X-Men: First Class [2011]
X-Men: Days of Future Past [2014]
X-Men: Apocalypse [2016]
X-Men: Dark Phoenix [2019]
X-Men Origins: Wolverine [2009]
X-Men [2000]
X2: X-Men United [2003]
X-Men: The Last Stand [2006]
The Wolverine [2013]
Deadpool [2016]
Deadpool 2 [2018]
Logan [2017]
The New Mutants [2020]
Deadpool & Wolverine [2024]
7
من ایکس من رو هم دیدم.
چیزی که فهمیدم اینه که حتما یک مرتبه باید به ترتیب انتشار ببینید و بعد یک مرتبه به ترتیب تایم لاین.
جریان اینه که سه گانه‌ی اول رو ساختن؛
X-Men [2000], X2 [2003], The Last Stand [2006]
بعد دیدن ولورین خیلی محبوبه، اومدن یک پیش درآمد برای لوگان ساختن.
X-Men Origins: Wolverine [2009]
اما اونقدری خوب نبود که خود کمپانی یک سری جزئیات داستانی این فیلم رو نادیده گرفت. سر همین ممکنه گیج بشین.
در ادامه‌ی همین سه گانه‌ی اصلی و بعد از این فیلم، فیلم The Wolverine [2013] عه که اتفاقا فیلم خوبیه به نظر من.
این تا اینجا.
بعد فاکس تصمیم گرفت بره سراغ جوانی اگزیویر و مگنیتو.
نتیجه شد X-Men: First Class (2011).
اما داستان اونجایی پیچیده میشه که توی فیلم بعدی می‌فهمیم که این فرست کلس، درواقع گذشته‌ی اون سه گانه‌ی اول نیست و اصلا یه تایم لاین دیگه‌اس. [یعنی هستا اما برنچشون از آخرای فرست کلس و از فیلم بعدی جدا میشه]
خلاصه فیلم Days of Future Past (2014).
و الان دوتا تایم داریم.
فیلم‌های
X-Men: Apocalypse [2016]
Dark Phoenix [2019]
هم ادامه‌ی همین تایم‌لاینن.
حالا این وسط فیلم Logan [2017] هم هست. اما داستان این یکی چیه 😂🤦🏿‍♀️
این یکی در آینده‌ای خیلی دور از تایم‌لاین دومه. اما خیلی خیلی خیلی از جزئیات داستانی تایم لاین رو نادیده گرفته. چون جیمز منگلد نمی‌خواسته که فیلمش خیلی درگیر اتصال باقی فیلم‌ها باشه. دستش هم درد نکنه خیلی فیلم خفنی شده.
این وسط ددپول‌ها هم هستن که باز اینا مال یه تایم‌لاین دیگه‌ن کلا.
نیو میوتنت رو هم ندیدم چون بازیگرایی که دوست داشتم و نداشت و ظاهرا اینم یک حکومت مستقل دیگه‌س.
خلاصه که دنیای فاکس پره از حکومت‌های مستقل و فئودال.
9
درواقع خیلی سال پیش ایکس من 2000 و فرست کلس رو دیدم
بعد گیج شدم دراپ کردم 🦕
6
Sentimental Value. 2025. Joachim Trier. 9.5/10.
3
یه سری فیلما هستن هرچقدر هم که ببینمشون باز احساس می‌کنم تمام چیزهایی که می‌خواسته بگه رو نفهمیدم. این فیلم رو دو بار دیدم و به زور این متن رو دست و پا کردم. قراره بازم ببینمش.
آغاز فیلم برای من یکی از قوی‌ترین آغازها بود. نقطه‌ی قوت فیلم دقیقا از جایی شروع میشه که "خانه" از یک لوکیشن صرف به یک عنصر دراماتیک تبدیل میشه. خانه‌ در آغاز فیلم هویت و استقلال خودش رو داره. گذشته‌ی خانواده در معماری و اشیاء خونه رسوخ اما در ادامه با ورود دوباره‌ی آدم‌ها به خانه، باز تغییر می‌کنه. بنابراین بازگشت به خانه گذشته‌ از بازگشت به یک مکان، بازگشت به چیزیه که شخصیت‌ها نتونسته‌ن ازش عبور کنن.
کاری که کارگردان با رابطه‌ی بین فضا و حافظه کرده خیلی دقیقه. درواقع خانه مثل آرشیوه. هر مرتبه که شخصیتی وارد این فضا میشه معنای فضا تغییر می‌کنه. به همین دلیله که تغییرات خانه در طول فیلم جدای از تغییراتی که در دکور صورت می‌گیره درواقع بخشی از تحولات درونی شخصیت‌هاست. و این یکی از هوشمندانه‌ترین جنبه‌های فیلمه چون به جای اینکه گذشته رو باز کنه اون رو در فضا جاگذاری می‌کنه.
از طرف دیگه فیلم به شکل جالبی بین تئاتر و سینما در حرکته. پدر در مقام فیلمساز در تلاشه تا چیزی رو که در زندگی واقعی قادر به برقراری ارتباط باهاش نبوده رو از طریق فیلم بازسازی کنه. اما مسئله اینجاست که هنر فیلم صرفا ابزار رستگاری نیست. باز هوشمندی اینجا اتفاق میفته که فیلمی که می‌خواد بسازه خودش تبدیل میشه به عنصری برای تکرار روابط آسیب‌دیده‌شون. می‌خواد رندگی رو به اثر هنری تبدیل کنه اما طی این فرآیند مرز بین بازنمایی و استفاده ابزاری رو برمی‌داره.
و همینجا یکی از مسائل مهم فیلم شکل می‌گیره: آیا تبدیل کردن یک رابطه‌ی شخصی به هنر، نوعی مواجهه با حقیقته یا شکل دیگه‌ای از برخورد با اون رابطه؟ و فیلم برای این پرسش فقط یک ابهام باقی می‌ذاره و این خیلی مهمه چون اگر فیلم میومد می‌گفت هنر می‌تونه زخم‌ها رو درمان کنه بخش بزرگی از پیچیدگی رو از دست می‌داد.
و رابطه‌ی پدر و دخترها هم دقیقا به همین دلیل از یک درام خانوادگی فراار میره. مسئله فقط این نیست که این پدر غایب بوده یا دخترها باهاش مشکل دارن. مسئله اینه که هرکدومشون روایت متفاوتی از یک گذشته‌ی مشارک دارن. چیزی که برای یک نفر خاطره‌اس برای اون یکی تراماست. و چیزی که پدر اون رو عشق یا تلاش برای برگشت می‌بینه برای دختر به نوعی تحمیل حضورشه.
در انتهای فیلم یک پیچش داستانی عجیب وجود داره. خانه‌ای که درش فیلم‌برداری فیلم پدر انجام میشه یک خانه‌ی استودیوییه و واقعی نیست.
تریر از ابتدا خانه رو به عنوان چیزی بین بازنمایی و واقعیت تعریف کرده و در پایان مشخص می‌کنه چیزی که ما بهش به چشم یک خانه‌ی واقعی نگاه کردیم درواقع خودش یک دکور استودیویی بوده.
نکته‌ی مهم‌تر اینه که پدر فیلمش رو درباره‌ی همون خانه‌ی خانوادگی می‌سازه اما برای بازسازی مجبور میشه خانه رو دوباره بسازه. یعنی خاطره برای تبدیل شدن به هنر ناچار به بازسازی و نتیجتا تحریف میشه.
و این با مسئله‌ی اصلی فیلم پیوند مستقیم داره. اینکه آیا میشه یک تجربه‌ی شخصی رو بدون تغییر بازنمایی کرد؟ و پاسخ فیلم منفیه.
حتی خانه‌ای که قراره حامل خاطرات خانواده باشه در نهایت دکوره. این یعنی فیلم نه فقط درباره‌ی خاطره که درباره‌ی غیرقابل اعتماد بودن خاطره‌اس.
و باز یک لایه‌ی دیگه هم براش وجود داره و اون هم اینه که پدر نمی‌تونه به خانه‌ی واقعی برگرده و گذشته رو همونطور که بوده بازسازی کنه بنابراین تبدیلش می‌کنه به یک تصویر سینمایی و سینما برای پدر جایگزین چیزی میشه که در زندگی واقعی از دست داده.
گوستاو وقتی فیلم خودش رو می‌سازه درواقع از زندگی دخترش براش استفاده می‌کنه. و نقشی که رناته توی فیلم گوستاو بازی می‌کنه یک بازتاب خشن از رابطه‌ی این دو نفره.
اینکه کرکتر رناته در فیلمِ پدر خودکشی می‌کنه نشون میده که گوستاو چطور دخترش رو داخل روایت خودش بازنویسی می‌کنه. نمی‌تونه نورا رو کنترل کنه اما می‌تونه یک نسخه‌ی سینمایی ازش بسازه. و اینکه این نسخه می‌میره خیلی مهمه.
و اینجا فیلم [برای من] یک موضع پیچیده نسبت به هنر پیدا می‌کنه. گوسناو می‌خواد از طریق سینما به دخترش نزدیک بشه، اما برای این کار مجبور میشه که اون رو به یک شخصیت تبدیل کنه. [که باز یک پیچیدگی دیگه پیش میاد اونجایی که این نقش رو به ریچل میده]. یعنی پدر چیزی رو که در واقعیت نمی‌تونه درک کنه، در داستان خودش کنترل می‌کنه. از طرفی خودکشی شخصیت نورا [رناته] می‌تونه نوعی خشونت بازنمایی هم باشه. یعنی پدر برای بیان احساس گناه و ترش خودش دخترش رو تا مرز نابودی می‌بره.
و این پایان و دکور بودن خونه باز جای تحلیل دارن...
و تمام این‌ها حتی نصف تمام چیزهایی که راجع به فیلم باید گفت نیست چون هر ثانیه و هر گوشه‌ از فیلم جای بحث داره. واقعا ترسناکه.
4
Film and stuff
یه سری فیلما هستن هرچقدر هم که ببینمشون باز احساس می‌کنم تمام چیزهایی که می‌خواسته بگه رو نفهمیدم.
با First Reformed هم دچار چنین موقعیتی شدم. بخاطر همین حالا حالاها خبری از متنش نیست.
4
Film and stuff
*من هر هفته: از انتخاب‌های جدید سب خیلی راضیم
بحث رناته شد، اون یکی چنل هم بحث سب پس مخرج مشترک Fjord عه
من واقعا به انتخاب‌های جدید سب افتخار می‌کنم
Forwarded from کَرَرو!
تیشرت و تت بگ اسنوپی دردویل ✊🏿

🥞 بها: 1.380
🌞 تیشرت رو می‌تونید با یا بدون طرح پشتش چاپ کنید و در دو رنگ سفید و مشکی موجوده ☝🏿

تیشرت‌های کَرَرو! با طرح دلخواه چاپ میشن. اینجوری که شما عکس مورد علاقه‌تون رو می‌فرستید و ما برای شما روی تیشرت چاپ می‌کنیم. می‌تونه عکس خودتون باشه، آیدلتون یا نوشته و هرچی که فکرش رو بکنید. 🐸🧈
راهنمای سفارش تیشرت‌ها
راهنمای سفارش تت بگ‌ها

ادمین:
@karrecall
3
کَرَرو!
Photo
بچه‌ها جون توی کَرَرو همچنان فروش مجموعه ۳ جلدی کتاب‌های هنیبال، فلیبگ و جلد یک و دوی هیتد رایوالری و مصاحبه با ومپایرمون بازه و می‌تونید ثبت سفارش کنید 🌞
The East Palace. 2026. Netflix. 7.5/10.
5
سریال راجع به روحیه که در کاخ شرقی، ایجاد مشکل کرده و حالا یک شمن به همراه یک بانوی دربار مامور میشن تا این مشکل رو حل کنن.
سریال خیلی خیلی خوبی نبود اما بدم نبود. برای من نام جو هیوک که باشه کافیه.
از نظر بصری، طراحی صحنه، کمپوزیشن، انتخاب رنگ و کالرگرید خیلی ترازه.
یک باگ بزرگی که داره اینه که خیلی جاها از روایت می‌زد. یعنی تقابل کرکتر و دشمن دست سومش رو و در نقاطی مشابه نقطه‌ی گره‌گشایی یک رویداد رو نشون نمی‌داد و بعد بازگو می‌کرد که فلان اتفاق افتاده. این اتفاق معمولا یه چند دلیل میفته، یا کمبود زمان، یا کمبود بودجه و امکانات.
یک داستان دیگه‌ای هم باهاش وجود داشت. پایان هر اپیزود، نقطه‌ی اوجش اونقدری قوی بود و روایت برگشت‌ناپذیر به نظر می‌رسید که انگار اپیزود آخر بود. اما باز تمامش رو نصفه و نیمه رها می‌کرد و برمی‌گشت. این روی کاغذ مثبته، اما در شرایط این سریال نه. ساختار روایی خیلی غلطی داره.
6
سینماتوگرافیش جوری خوبه که شوگون بود
5
🫴🏿✨️
6
116 تا تا اینجا. خدا بده برکت.
Film and stuff
116 تا تا اینجا. خدا بده برکت.
پارسال وقتی رپ‌آپ اومد گفتم امسال ۸۰۰ تا رو می‌زنم
ولی فکر نکنم تو ۴ ماه برسونم ۷۰۰ تا فیلم و 🤡🦕
این دو تا رو خیلی خیلی دوستشون داشتم مخصوصا ببعیا رو 🐑
Love, Simon. 2018. Greg Berlanti. 7.5/10.

The Sheep Detective. 2026. Kyle Balda. 7/10.
6