Film and stuff
159 subscribers
1.2K photos
235 videos
4 files
118 links
Download Telegram
یه دو ثانیه برم بالای منبر؟

برای ما ایرانیا تحریم کردن فیلم یه هنرمند پرابلمتیک خارجی تاثیری روی موفقیت و یا درآمد اون فرد نداره.

اما در شرایطی که شما می‌بینی سینما رفتن و نرفتنت در موفقیت و فروش گیشه‌ی هنرمندی [؟] که بعد از ماجراهای ۱۸م ۱۹م دی فیلمش و برمی‌داره میره جشنواره‌ فجر حکومتی و به کسایی که نرفتن انتقاد می‌کنه، جایزه‌ش رو می‌گیره در شرایطی که رقابتی اصلا نیست و می‌ذاردش روی سرش؛ تاثیر داره چرا میری زنده‌شور رو تو سینما می‌بینی؟
🤝131👍1
صرفا دارم میگم که خودم کجا ایستادم و میگم که اگر کسی نمی‌دونه و به ذهنش خطور نکرده الان چیزی در مغزش کلیک بخوره و روشن بشه. با این کار موافق نیستم چون بالاخره نهایت خودمونم همینجا خواهد بود اما یه ۶ ماه صبر کنید نشد اصلا یک سال صبر کنید بعد غیرقانونی ببینید.
اصلا نه کنجکاوین؟ بیاین من پرونده رو براتون تعریف می‌کنم.
👍111
Film and stuff
King Arthur. 2017. Guy Ritchie. 7/10.
Aladdin. 2019. Guy Ritchie. 7/10.
3
یک ریواچ دیگه
یک نظر قابل دفاع دارم برای این فیلم. اگر فیلم رو با انتظار نسخه‌ی دیزنیِ گای ریچی ببینید، ناامید میشید چون تقریبا هیچ‌کدوم از مولفه‌های اصلی سینمای ریچی [تدوین پرضرب، روایت چندلایه، دیالوگ‌محوری، طنز خشک و میزانسن‌هاش] در فرم غالب فیلم دیده نمیشن.
و انتخاب ریچی برای چنین پروژه‌ای خیلی عجیبه چون علاالدین برای لایواکشن فیلمیه که باید خودش رو با زبان دیزنی تطبیق بده. از طرفی گای ریچی هم کاری مشابه رو باید انجام بده. اینکه همزمان زبان کارگردانیش رو حفظ کنه اما به نحوی تغییرش بده که مناسبِ مخاطب دیزنی باشه. این میشه کار دو برابر سخت‌تر. ریچی اینجا بیشتر یک کارگردان اجراییه تا مولف و البته که این الزاما نقطه‌ضعف فیلم نیست. فیلم از نظر ریتم، سرگرم‌کنندگی، طراحی صحنه و اجرای موزیکال می‌تونه کاملا موفق باشه، حتی اگر امضای کارگردان از بین رفته باشه.
تنها شباهت فیلم به یک اثر از گای ریچی اینه که خواننده‌ی تیتراژش [زین] انگلیسیه. 🤷🏿‍♀️
Watched: 10 April
3
Film and stuff
Spider-Man 2. 2004. Sam Raimi. 8/10.
Spider-Man 3. 2007. Sam Raimi. 6/10.
نمی‌دونم به این فیلم چه صفتی بدم.
از یک طرف هنوز از نظر سبکی سم ریمیه. از نظر تکنیکال چیزهای خیلی خوبی داره ولی از طرف دیگه فیلمنامه خیلی شلوغه.
اما مشکل اصلی تعداد بیش از حد خطوط داستانیه‌. سندمن، ونوم، ادی براک، هری، بلک سوت [نسخه‌ی بدجنس پیتر پارکر]، خود پیتر و ام‌جی. و هرکدوم از این‌ها پتانسیل محور یک فیلم مستقل بودن رو دارن و اما روی هم انباشته شدن و نتیجه این شده که هیچ‌کدوم فرصت کافی برای رسیدن به عمق دو فیلم قبلی رو پیدا نمی‌کنن.
و مشکل بزرگ‌تر برای من ونومه. شخصیت خیلی سریع وارد می‌شه، خیلی سریع تبدیل به ونوم می‌شه و فیلم انتظار داره به‌عنوان ویلن اصلی جدی گرفته بشه، در حالی که اصلا فرصت شکل‌گیری نداره. ایده‌ی سیمبیوت و اینکه بخش‌های منفی پیتر رو بیرون بکشه خوبه، ولی فیلم به‌ جای شکل دادن به این جنس از فساد، بخش زیادی ازش رو با کمدی بیان می‌کنه.
در مقابل، هری بهترین آرک فیلم رو داره. در این سه فیلم عملا مسیرش رو از پسر نورمن آزبورن تا دشمن پیتر و در نهایت آشتی باهاش طی می‌کنه. سندمن حتی به‌ دلیل انگیزه‌ی ساده و انسانی‌ش [نجات دخترش] شخصیت موفق‌تری از ونومه.
به نظرم مشکل اساسی اینه که دو فیلم قبلی یک ایده‌ی مرکزی داشتن، اما اسپایدرمن ۳ می‌خواد هم‌زمان درباره‌ی تقریبا ۶ تا موضوع اخلاقی، در کنارش دوتا رابطه‌ی شخصی و همزمان باهاش یک رستگاری و هشتصدتا کرکتر مختلف حرف بزنه.
در آخر این رو میگم که اسپایدرمن توبی مگوایر اسپایدرمن مورد علاقه‌ی من نیست.
Film and stuff
Aladdin. 2019. Guy Ritchie. 7/10.
Wrath of man. 2021. Guy Ritchie. 7.8/10.
6
این یکی رو بین باقی آثار جدیدش بیشتر دوست داشتم.
خشم انسان در ژانر اکشن، جنایی، تریلر داستان یک مرد مرموز به نام H رو روایت می‌کنه که به‌عنوان راننده‌ی یک شرکت حمل پول مشغول به کار میشه. بعد از یک سرقت مسلحانه، مهارت‌هاش در تیراندازی و مبارزه نشون داده میشه و کم‌کم مشخص میشه که برای هدفی شخصی وارد این شرکت شده. [ویکی‌پدیا]
نقطه‌ی تفاوت این فیلم با باقی فیلم‌های اکشن گای ریچی اینه که بخش بزرگی شوخ‌طبعی، شلوغی و بازیگوشی روایی رو کنار گذاشته. مهم‌ترین نکته‌ی فیلم همینه.
چیزی که ریچی براش معروفه تدوین سریع، جنس متفاوت دیالوگ‌ نویسی، شخصیت‌ پردازی، شوخی‌ و روایت‌های چندشاخه‌س. این فیلم در ابتدا تقریبا همه‌ی این‌ها رو کنار می‌ذاره. فیلم خیلی سنگینه. این رو به این دلیل میگم که معمولا دوربین گای ریچی با هیجان اکشن و خشونت رو دنبال می‌کنه اما اینجا دوربین خیلی ثابت‌تره. [با نگاهی به متن راجر ابرت]
ساختار فیلم هوشمندانه‌س اما همیشه ضروری نیست.
روایت فیلم غیر خطیه و در زمان عقب و جلو میشه و یک اتفاق رو از زاویه دید شخصیت‌های دیگه بازسازی می‌کنه. خیلی شبیه بازی‌های روایی معمولشه اما با کارکرد متفاوت‌. داستان اینه که توی فیلم‌های دیگه برای پاسخ دادن به اینکه "چرا این اتفاق افتاد؟" روایت چند شاخه داشتیم [که ساختاری هم با این کاری که اینجا کرده متفاوته] اما اینجا تعلیق مطرحه.
فیلم در ابتدا H رو خیلی خنثی و بدون دادم اطلاعات نشون میده. یک کارمند جدیده، مرموزه کارش با اسلحه خوبه و واکنش مناسبی در مواجهه با سرقت داره. بعد فیلم دائما برداشت مخاطب از شخصیت رو تغییر میده و نتیجه میشه یک معمای روایی.
اما مشکل اینجاست که فیلم زیادی به این ساختار وابسته‌س. اینجوریه که تمام جذابیت شخصیت رو مبهم بودنش بنا شده و با پرده‌برداری ذره ذره از کشش فیلم کم می‌کنه.
مشکل خیلی خیلی بزرگ گای ریچی اینه که فیلم‌هاش بیش از حد مردانه‌ن. تک تکشون رو ببینید و به همین نتیجه می‌رسید. یا زنی دخیل نیست و یا اگر هست، شخصیت پردازی قدرتمندی نداره و دخالت معناداری نداره [سوزی گلاس سریال جنتلمن یک استثناست]. و این فیلم از همه بدتره توی این موضوع.
تمام جهان فیلم‌هاش حول اسلحه، پول، قدرت، خیانت، خشونت و انتقام مردانه می‌چرخه.
و مشکل اصلا کمبود شخصیت زن نیست. مشکل اینه که فیلم هیچ نگاه انتقادی جدی‌ای به مردانگی خودش نداره. اگر فیلم می‌خواست خشونت و انتقام رو به عنوان یک تراژدی مردانه بررسی کنه راه‌های رسیدن به خدا بسیار بود و خیلی عمیق‌تر می‌تونست این کار رو انجام بده. صرفا داره از مردانگی خودش لذت می‌بره.
Watched: 11 April
4
Film and stuff
Wrath of man. 2021. Guy Ritchie. 7.8/10.
Operation Fortune. 2023. Guy Ritchie. 1/10.
7
Film and stuff
Operation Fortune. 2023. Guy Ritchie. 1/10.
واقعا این چه آشغالی بود من دیدم؟
Watched: 14 April
4
Film and stuff
Operation Fortune. 2023. Guy Ritchie. 1/10.
The Gentlemen. 2019. Guy Ritchie. 8/10.
5
اول روی ریواچ این فیلم برنامه‌ای نداشتم اما بعد دیدم که توی چنل چیزی ازش ننوشتم پس دیدم که متن داشته باشیم.
این فیلم بعد از یک دوره‌ی بسیار طولانی دوباره گای ریچی رو برمی‌گردونه به جایی که بهش تعلق داره و اصالتشه. تدوین همون تدوینه، پویایی دوربین همینطور، شخصیت‌ها و دیالوگ‌ها و روایت تکه تکه هم همینطور. و فیلم هم باز راجع به درگیری خلافکارهای خرده‌پا و قدرتمند انگلیسه.
این فیلم اما دوتا نکته داره،
۱. ریچی در ابتدای معرفی خودش با دو فیلم Lock, stock... و Snatch در هر مرحله یک عنصر جدید اضافه می‌کرد به سبکش و درستش اینه که بگم یک عنصر جدید تالیف می‌کرد برای آثارش. توی این فیلم هم دقیقا این اتفاق افتاده و این چیزیه که خیلی دوستش دارم. از این فیلم به بعد فیلم‌های گای ریچی از منظر طراحی لباس یک استایل ثابت و تعیین کننده پیدا می‌کنن. از پارچه‌های چهارخونه و مخمل خیلی استفاده میشه. مخمل رو نگه داشته برای پولداراش و برای خلاف‌کارهای پایین شهریش رفته سمت لباس‌های ورزشی اما اون‌ها هم با یک ویژگی مشخص. شما خلافکارهای پایین شهر گای ریچی رو یا با لباس‌های ورزشی راه راه می‌بینید و یا چهارخونه. فکر می‌کنم چیزی بود که جاش قشنگ خالی بود در اثارش.
۲. بین این دسته از آثار گای ریچی نقش‌ و یا نقش‌های اصلی همیشه از طبقه‌ی کمتر برخوردار بودن اما توی این فیلم بلعکس عمل کرده.
این فیلم باگ زیاد داره. زیادی پیچیده‌س [برای یک فرد غیر انگلیسی -نه صرفا انگلیسی زبان- بدتره اوضاع]. پیچش شخصیتی متیو به عنوان ویلن اصلی هم تکامل پیدا نمی‌کنه. مسائل زیادی رو شل پاسخ میده و رهاشون می‌کنه. داستانی که از دید هیو گرانت روایت میشد هم به طرز بی‌خودی درهم برهمه. و اون مسئله‌ی بزرگ کرکتر زن که توی متن قبلی نوشتم هم مطرحه.
و باز با همه‌ی این‌ها موقع تماشاش خیلی خوش می‌گذره. و به نظرم همین رسالتش رو کامل می‌کنه.
هیچی همینا.
Watched: 14 April
4
Film and stuff
The Gentlemen. 2019. Guy Ritchie. 8/10.
Guy Ritchie's The Covenant. 2023. Guy Ritchie. 7/10.
5
این متن رو بدون اصلاحات و تغییرات و دقیقا همون چیزی که در ابتدا نوشتم می‌ذارم براتون؛
منکر قدرت فیلم و تاثیر پایان بندیش نمیشم، اما!
۱. فیلمی که توضیحات پیش از این چشد پس از آن چشد داره برای من نیست.
۲. فاک به طالبان.
۳. فیلمی که سفارشی باشه اصلا برای من نیست.
۴. فیلمی که برای تاثیرگذاری بیشتر و قهرمان‌سازی و قهرمان نمایی هرچه بیشتر مدام موسیقی متن حماسی بدون وقفه داره برای من نیست.
۵. ودفاک که جیک جیلنهال افغانستانی حرف می‌زنه.
۶. فاک به گای ریچی که در تمام کریرش یک کرکتر زن قوی [از نظر شخصیت پردازی] خلق نکرده.
۷. همچنان موافق این امر هستم که گای ریچی توی سبک خودش باقی بمونه و کف لندن و یورک و منچستر فیلم بسازه.
۸. فیلمی که موزیک ویدیو داره برای من نیست. [توضیحات: منظورم از موزیک ویدیو، مونتاژهای ویدویی از فیلم‌ هستن که با موسیقی ترکیب شده‌ن و یا به دلیل برانگیختن احساسات استفاده میشن و یا نمایش گذر زمان]. ۲ تا سکانس به شدت طولانی موزیک ویدیو داشت.
گای ریچی عزیز وا بدهید.
عصبانی بودم خلاصه..
Watched: 15 April
5
دو تا پست دیگه از گای ریچی مونده. فیلم The Invite الیویا وایلد رو دیدم و سریال مندلورین رو تموم کردم. پست‌هاشون رو فردا می‌ذارم.
4
Film and stuff
Guy Ritchie's The Covenant. 2023. Guy Ritchie. 7/10.
Young Sherlock. 2026. Guy Ritchie/Prime Original. 7/10.
4
متیو پارک‌هیل شورانر سریاله و گای ریچی علاوه بر اینکه دو اپیزود رو کارگردانی کرده تهیه کننده‌ی اجرایی اثره.
سریال در ژانر ماجرایی جناییه و چندان کارآگاهی نیست. داستان از یک پرونده نسبتا محدود شروع میشه و به تدریج به قتل و توطئه و یک داستان بین المللی می‌رسه. یانگ شرلوک یک داستان اورجینال گای‌ریچی‌واره که صرفا شخصیت شرلوک هلمز روش سوار شده. و این همزمان بزرگ‌ترین ضعف و برتری سریاله.
از یک طرف سرگرم‌کننده‌س، پر انرژیه، خوش ریتمه و خوش ساخته. از طرف دیگه ولی اگر بیای بگی چه چیزی این کرکتر رو شرلوک هلمز می‌کنه پاسخ یک‌دستی نمی‌تونی بدی‌.
نمیشه همه چیز رو به پای ریچی تموم کرد چون کلا دوتا اپیزودش کار اونخ اما از نظر کارگردانی و تدوین جای پاش رو میشه دید. حتی ساختار روایت هم نزدیکه بهش و اطلاعات کامل در اختیار مخاطب قرار نمیده و داستان دائما بین موقعیت‌ها و شخصیت‌ها و خرده روایت‌های مختلف در حرکته. سریال خوش ریتم و بگیره اما همین ویژگی‌ باعث میشه در نیمه‌ی دوم این پیچیدگی‌ها تبدیل به آشفتگی بشن. داستان در ابتدا منسجم‌تره اما با بزرگ‌ شدن توطئه، خطوط داستانی و لحن سریال از هم فاصله می‌گیرن.
نکته‌ی جالبی که وجود داره اینه که تدوین دخیل شده در شخصیت پردازی. شرلوک جوان هنوز ذهن کامل و منطقی شرلوک کلاسیک رو نداره و دائما در حال دریافت اطلاعات و تحلیل و اتصالشون به همه و فیلم هم با ریتم تدوین و تغییر نقطه‌ی تمرکز این‌ها رو بازتاب میده. مشکل اینجاست که سریال گاها بین نمایش ذهن شرلوک و سرعت مرز تعیین نمی‌کنه.
بزرگ‌ترین مسئله‌ی سریال خود شرلوکه. شرلوک اینجا یک جوان سرکش، باهوش، مغرور و اهل درگیری فیزیکیه تا یک نابغه‌ی اهل استنتاج. و به خودی خودش چیز بدی نیست اتفاقا اگر قرار باشه سریال پیش زمینه‌ی یک کرکتر رو نشون بده تا به تکامل برسه منطقیه که شرلوک هنوز اون شرلوکی که می‌شناسیم نباشه. مشکل زمانی پیش میاد که فیلمنامه راجع به هوش شرلوک بیشتر حرف می‌زنه تا اینکه واقعا نشونش بده. در مقابل رابطه‌ی شرلوک و موریارتی احتمالا بهترین تصمیمشونه. تبدیل کردن موریارتی به دوست و همراه اولیه شرلوک این رابطه‌ای که مخاطب می‌دونه در نهایت به دشمنی ختم میشه رو، به صورت تدریجی از جای درستش می‌سازه.
Watched: 17 April
5
Film and stuff
Photo
The Mandalorian. 2019. Disney Plus. 7.8/10.
4
مندلورین به نظرم جالب‌ترین پروژه‌ی لایواکشن استاروارزه.
اول از همه ایده‌ی مرکزی سریال خیلی هوشمندانه‌س. سریال استاروارز رو از مقیاس حماسیش پایین می‌کشه و داستان راجع به سرنوشت کهکشان نیست. با یک جایزه بگیر تنها طرفیم که کارش پیدا کردن آدما و تحویل دادنشون در ازای پوله. بعد یک ماموریت ظاهرا ساده اتفاق میفته. دین ژاردین باید یک بچه رو تحویل بده. اما سریال بجای اینکه مستقیم بره سر اینکه این بچه برای سرنوشت کهکشان چقدر مهمه رابطه‌ی این دو نفر رو تبدیل می‌کنه به هسته‌ی دراماتیک داستان.
چیزی که مندلورین رو خیلی جذاب می‌کنه شخصیت‌ پردازی تصویریه. دین ژاردین کم‌ حرف‌ترین پروتاگونیست دنیای استار وارزه. و این نقطه‌ی قوتشه. تقریبا همیشه کلاه روی سرشه که این خودش برتریش اینه که با وجود اینکه ما می‌دونیم کی پشت کلاهه تعلیق می‌سازه. اما مسئله‌ی بزرگ‌تر اینه که بخش بزرگی از بازی رو با بدن، سر، مکث، جهت نگاه، نحوه‌ی راه رفتن و غیره انجام بده.
صدای دین ژاردین صدای پدرو پاسکاله و در بعضی قسمت‌ها بازیگرش هم خودشه اما عمده‌ی بازی توسط برندن وِین و بدلکاری و اکشن‌ها توسط لطیف کرودر انجام شده.
کاری که برندن وین انجام داده خیلی تحسین برانگیزه چون بخاطر حرکات ریز سر شما می‌تونید پشت اون هلمت یک صورت رو متصور بشید و این خیلی جذابه. از طرف دیگه همین زره و کلاه به شخصیت یک هویت بصری مشخص میده. سریال از نظر شخصیت و اقتصاد روایی خیلی خوب عمل کرده. گروگو/بیبی یودا هیچ دیالوگی نداره اما خیلی سریع شخصیت پیدا می‌کنه با هر کاری که می‌کنه، چه نگاه و حرکت چه دردسر سازی. و رابطه‌ی خیلی درستی با دین داره. اما نکته‌ی خوبش اینجاست که سریال از ابتدا نمیگه که این پدرشه. رابطه رو در طول عمل شکل میده. دین اول می‌خواد ماموریت رو انجام بده بعد تصمیم می‌گیره که بچه رو نجات بده و بعد کم کم بهش وابسته میشه و باقی ماجرا. این پروتاگونیست کاملا قابل فهمه.
و خیلی نازن وای...
ساختار سریال هم خیلی خاصه. فصل اول تقریبا ساختار وسترن و سرگردان تنها رو داره. یک آدم تنها وارد یک مکان میشه، یک مسئله پیدا می‌کنه، درگیر میشه، بعد میره.
و خیلی از اپیزودها بدون اسطوره‌شناسی استار وارز هم کار می‌کنن و این بزرگ‌ترین دلیل کارکرد سریال در فصل اوله. لازم نیست فن استار وارز باشین تا متوجه داستان بشین.
و از نظر کارگردانی فصل یک خیلی مهمه.
داستانگویی بصری داره. شخصیت رو در یک محیط بزرگ، تنها به شما نشون میده و این باعث میشه حس کنید دین در یک جهان بزرگ و بی‌رحم زندگی می‌کنه و این همه چیز رو میگه. و اینجا سریال از زبان بصری وسترن‌ها و سامورایی سینما خیلی استفاده می‌کنه.
دین عملا یک رونین فضاییه.
اما سریال چند مشکل جدی هم داره. مندلورین در فصل اول خیلی منسجم‌تر از ادامه‌ست. چرا؟ چون فصل یک یک سوال خیلی ساده داره. دین با بیبی یودا چیکار می‌کنه؟ ولی هرچی جلوتر میریم مقیاس بزرگ‌تر میشه. مندلورین‌های دیگه، جدای‌ها، امپراطوری، دارک سیبر، بوکانان، ماف گیدین، فورس و حتی لوک و غیره.
و اینجا سریال کم کم از یک داستان شخصی تبدیل میشه به یک قطعه از ماشین استاروارز.
مشکل اینجاست که هرچی جهان بزرگ‌تر میشه رابطه‌ی دین و گروگو دیگه به اندازه‌ی فصل اول مرکز ثقل داستان نیست.
و فصل سه از دو فصل دیگه خیلی ضعیف‌تره چون دنیای بزرگ‌تری داره. و این باعث میشه حتی مسائل رو بدون پاسخ رها کنه مثلا دکتر چیشد؟ و اونقدر بزرگ میشه داستان که توی دو اپیزود آخر دیگه بیبی یودا براشون تو دست و پاست و هیچ دخالت روایی‌ای نداره. بخاطر همین می‌ذارنش روی پای خودش و اگر از دو اپیزود آخر حذفش کنید هیچ ضربه‌ای به داستان وارد نمیشه.
2