صرفا دارم میگم که خودم کجا ایستادم و میگم که اگر کسی نمیدونه و به ذهنش خطور نکرده الان چیزی در مغزش کلیک بخوره و روشن بشه. با این کار موافق نیستم چون بالاخره نهایت خودمونم همینجا خواهد بود اما یه ۶ ماه صبر کنید نشد اصلا یک سال صبر کنید بعد غیرقانونی ببینید.
اصلا نه کنجکاوین؟ بیاین من پرونده رو براتون تعریف میکنم.
اصلا نه کنجکاوین؟ بیاین من پرونده رو براتون تعریف میکنم.
👍11❤1
یک ریواچ دیگه
Watched: 10 April
یک نظر قابل دفاع دارم برای این فیلم. اگر فیلم رو با انتظار نسخهی دیزنیِ گای ریچی ببینید، ناامید میشید چون تقریبا هیچکدوم از مولفههای اصلی سینمای ریچی [تدوین پرضرب، روایت چندلایه، دیالوگمحوری، طنز خشک و میزانسنهاش] در فرم غالب فیلم دیده نمیشن.
و انتخاب ریچی برای چنین پروژهای خیلی عجیبه چون علاالدین برای لایواکشن فیلمیه که باید خودش رو با زبان دیزنی تطبیق بده. از طرفی گای ریچی هم کاری مشابه رو باید انجام بده. اینکه همزمان زبان کارگردانیش رو حفظ کنه اما به نحوی تغییرش بده که مناسبِ مخاطب دیزنی باشه. این میشه کار دو برابر سختتر. ریچی اینجا بیشتر یک کارگردان اجراییه تا مولف و البته که این الزاما نقطهضعف فیلم نیست. فیلم از نظر ریتم، سرگرمکنندگی، طراحی صحنه و اجرای موزیکال میتونه کاملا موفق باشه، حتی اگر امضای کارگردان از بین رفته باشه.تنها شباهت فیلم به یک اثر از گای ریچی اینه که خوانندهی تیتراژش [زین] انگلیسیه. 🤷🏿♀️
Watched: 10 April
❤3
نمیدونم به این فیلم چه صفتی بدم.
از یک طرف هنوز از نظر سبکی سم ریمیه. از نظر تکنیکال چیزهای خیلی خوبی داره ولی از طرف دیگه فیلمنامه خیلی شلوغه.
اما مشکل اصلی تعداد بیش از حد خطوط داستانیه. سندمن، ونوم، ادی براک، هری، بلک سوت [نسخهی بدجنس پیتر پارکر]، خود پیتر و امجی. و هرکدوم از اینها پتانسیل محور یک فیلم مستقل بودن رو دارن و اما روی هم انباشته شدن و نتیجه این شده که هیچکدوم فرصت کافی برای رسیدن به عمق دو فیلم قبلی رو پیدا نمیکنن.
و مشکل بزرگتر برای من ونومه. شخصیت خیلی سریع وارد میشه، خیلی سریع تبدیل به ونوم میشه و فیلم انتظار داره بهعنوان ویلن اصلی جدی گرفته بشه، در حالی که اصلا فرصت شکلگیری نداره. ایدهی سیمبیوت و اینکه بخشهای منفی پیتر رو بیرون بکشه خوبه، ولی فیلم به جای شکل دادن به این جنس از فساد، بخش زیادی ازش رو با کمدی بیان میکنه.
در مقابل، هری بهترین آرک فیلم رو داره. در این سه فیلم عملا مسیرش رو از پسر نورمن آزبورن تا دشمن پیتر و در نهایت آشتی باهاش طی میکنه. سندمن حتی به دلیل انگیزهی ساده و انسانیش [نجات دخترش] شخصیت موفقتری از ونومه.
به نظرم مشکل اساسی اینه که دو فیلم قبلی یک ایدهی مرکزی داشتن، اما اسپایدرمن ۳ میخواد همزمان دربارهی تقریبا ۶ تا موضوع اخلاقی، در کنارش دوتا رابطهی شخصی و همزمان باهاش یک رستگاری و هشتصدتا کرکتر مختلف حرف بزنه.در آخر این رو میگم که اسپایدرمن توبی مگوایر اسپایدرمن مورد علاقهی من نیست.
"I can help you with your demons, bring ’em to life"
[اگر دیدیش پس The Duke of Burgundy]
-The Girl With the Dragon Tattoo
❤5
این یکی رو بین باقی آثار جدیدش بیشتر دوست داشتم.
خشم انسان در ژانر اکشن، جنایی، تریلر داستان یک مرد مرموز به نام H رو روایت میکنه که بهعنوان رانندهی یک شرکت حمل پول مشغول به کار میشه. بعد از یک سرقت مسلحانه، مهارتهاش در تیراندازی و مبارزه نشون داده میشه و کمکم مشخص میشه که برای هدفی شخصی وارد این شرکت شده. [ویکیپدیا]
نقطهی تفاوت این فیلم با باقی فیلمهای اکشن گای ریچی اینه که بخش بزرگی شوخطبعی، شلوغی و بازیگوشی روایی رو کنار گذاشته. مهمترین نکتهی فیلم همینه.
چیزی که ریچی براش معروفه تدوین سریع، جنس متفاوت دیالوگ نویسی، شخصیت پردازی، شوخی و روایتهای چندشاخهس. این فیلم در ابتدا تقریبا همهی اینها رو کنار میذاره. فیلم خیلی سنگینه. این رو به این دلیل میگم که معمولا دوربین گای ریچی با هیجان اکشن و خشونت رو دنبال میکنه اما اینجا دوربین خیلی ثابتتره. [با نگاهی به متن راجر ابرت]
ساختار فیلم هوشمندانهس اما همیشه ضروری نیست.
روایت فیلم غیر خطیه و در زمان عقب و جلو میشه و یک اتفاق رو از زاویه دید شخصیتهای دیگه بازسازی میکنه. خیلی شبیه بازیهای روایی معمولشه اما با کارکرد متفاوت. داستان اینه که توی فیلمهای دیگه برای پاسخ دادن به اینکه "چرا این اتفاق افتاد؟" روایت چند شاخه داشتیم [که ساختاری هم با این کاری که اینجا کرده متفاوته] اما اینجا تعلیق مطرحه.
فیلم در ابتدا H رو خیلی خنثی و بدون دادم اطلاعات نشون میده. یک کارمند جدیده، مرموزه کارش با اسلحه خوبه و واکنش مناسبی در مواجهه با سرقت داره. بعد فیلم دائما برداشت مخاطب از شخصیت رو تغییر میده و نتیجه میشه یک معمای روایی.
اما مشکل اینجاست که فیلم زیادی به این ساختار وابستهس. اینجوریه که تمام جذابیت شخصیت رو مبهم بودنش بنا شده و با پردهبرداری ذره ذره از کشش فیلم کم میکنه.
مشکل خیلی خیلی بزرگ گای ریچی اینه که فیلمهاش بیش از حد مردانهن. تک تکشون رو ببینید و به همین نتیجه میرسید. یا زنی دخیل نیست و یا اگر هست، شخصیت پردازی قدرتمندی نداره و دخالت معناداری نداره [سوزی گلاس سریال جنتلمن یک استثناست]. و این فیلم از همه بدتره توی این موضوع.Watched: 11 April
تمام جهان فیلمهاش حول اسلحه، پول، قدرت، خیانت، خشونت و انتقام مردانه میچرخه.
و مشکل اصلا کمبود شخصیت زن نیست. مشکل اینه که فیلم هیچ نگاه انتقادی جدیای به مردانگی خودش نداره. اگر فیلم میخواست خشونت و انتقام رو به عنوان یک تراژدی مردانه بررسی کنه راههای رسیدن به خدا بسیار بود و خیلی عمیقتر میتونست این کار رو انجام بده. صرفا داره از مردانگی خودش لذت میبره.
❤4
Film and stuff
Wrath of man. 2021. Guy Ritchie. 7.8/10.
Operation Fortune. 2023. Guy Ritchie. 1/10.
❤7
Film and stuff
Operation Fortune. 2023. Guy Ritchie. 1/10.
واقعا این چه آشغالی بود من دیدم؟
Watched: 14 April
Watched: 14 April
❤4
Film and stuff
Operation Fortune. 2023. Guy Ritchie. 1/10.
The Gentlemen. 2019. Guy Ritchie. 7/10.
❤5
اول روی ریواچ این فیلم برنامهای نداشتم اما بعد دیدم که توی چنل چیزی ازش ننوشتم پس دیدم که متن داشته باشیم.
Watched: 14 April
این فیلم بعد از یک دورهی بسیار طولانی دوباره گای ریچی رو برمیگردونه به جایی که بهش تعلق داره و اصالتشه. تدوین همون تدوینه، پویایی دوربین همینطور، شخصیتها و دیالوگها و روایت تکه تکه هم همینطور. و فیلم هم باز راجع به درگیری خلافکارهای خردهپا و قدرتمند انگلیسه.
این فیلم اما دوتا نکته داره،
۱. ریچی در ابتدای معرفی خودش با دو فیلم Lock, stock... و Snatch در هر مرحله یک عنصر جدید اضافه میکرد به سبکش و درستش اینه که بگم یک عنصر جدید تالیف میکرد برای آثارش. توی این فیلم هم دقیقا این اتفاق افتاده و این چیزیه که خیلی دوستش دارم. از این فیلم به بعد فیلمهای گای ریچی از منظر طراحی لباس یک استایل ثابت و تعیین کننده پیدا میکنن. از پارچههای چهارخونه و مخمل خیلی استفاده میشه. مخمل رو نگه داشته برای پولداراش و برای خلافکارهای پایین شهریش رفته سمت لباسهای ورزشی اما اونها هم با یک ویژگی مشخص. شما خلافکارهای پایین شهر گای ریچی رو یا با لباسهای ورزشی راه راه میبینید و یا چهارخونه. فکر میکنم چیزی بود که جاش قشنگ خالی بود در اثارش.
۲. بین این دسته از آثار گای ریچی نقش و یا نقشهای اصلی همیشه از طبقهی کمتر برخوردار بودن اما توی این فیلم بلعکس عمل کرده.
این فیلم باگ زیاد داره. زیادی پیچیدهس [برای یک فرد غیر انگلیسی -نه صرفا انگلیسی زبان- بدتره اوضاع]. پیچش شخصیتی متیو به عنوان ویلن اصلی هم تکامل پیدا نمیکنه. مسائل زیادی رو شل پاسخ میده و رهاشون میکنه. داستانی که از دید هیو گرانت روایت میشد هم به طرز بیخودی درهم برهمه. و اون مسئلهی بزرگ کرکتر زن که توی متن قبلی نوشتم هم مطرحه.هیچی همینا.
و باز با همهی اینها موقع تماشاش خیلی خوش میگذره. و به نظرم همین رسالتش رو کامل میکنه.
Watched: 14 April
❤4