Film and stuff
161 subscribers
1.25K photos
239 videos
4 files
124 links
Download Telegram
نوآر یک جنبش یا سبک پرداخت فیلمه که در دوره‌ی ۱۹۴۰-۱۹۵۰ آمریکا شکل گرفت. نمیشه بهش گفت جنبش چون در تعریف جنبش میاد که هنرمندهای یک جنبش با علم به عنوان اثر رو می‌سازن اما هنرمندهای آثار نوآر نمی‌گفتن که خب داریم نوآر می‌سازیم.
نوآر یک سری ویژگی‌های مشخص داره اما موضوع ثابت نداره. نورپردازی پرکنتراست و سایه‌های عمیق، فضای بدبینانه و تلخ، شخصیت اصلی خاکستری و از نظر اخلاقی مبهم، فساد، جنایت و خیانت، سرنوشت‌گرایی، روایت‌های پیچیده و گاهی فلش‌بک، شهرهای تاریک، بارانی و شبانه از تعاریف ثابتشن.
ژانر اکثر فیلم‌های نوآر جناییه یا معماییه و سبک پرداختشون نوآر معرفی میشه.
سیاه و سفید بودن تعریف نوآر کلاسیک نیست و ویژگیشه.

نئونوآر هم به فیلم‌هایی اشاره داره که ویژگی‌های مشترک دارن با فیلم‌های نوآر اما معاصرن. سیاه و سفید و رنگی بودن تاثیری درش نداره. مثل فیلم‌های Se7en, Blade Runner, Drive.
-در باب نوآر و نئونوآر
4
اپیزود ۳ فصل ۳ مصاحبه با ومپایر نیمه‌ی اول خیلی بد اما پایان خیلی خیلی خوبی داشت 🔥
-interview with the vampire
3
من در زمان قطعی اینترنت دو ژانر مورد علاقه داشتم. [ژانر در این جمله به معنای ژانر سینمایی نیست]
اول ژانر کشیش‌های ناپاک و دومی خون‌آشام‌ها. دونه دونه فیلم‌هاشون رو می‌ذارم.
الان قراره که بهترین سریالی که توی این بازه تماشا کردم رو بهتون معرفی کنم.
6
Midnight Mass. 2021. Netflix. 10/10.
5
عشای ربانی شبانه یک مینی‌سریال ترسناک و روان‌شناختیه و داستانش در یک جزیره‌ی کوچیک و منزوی جریان داره.
داستان یک کشیش تازه وارد به جزیره رو روایت می‌کنه که با خودش یک مجموعه‌ای از معجزات و اتفاقات عجیب رو با خودش به جزیره میاره.
سریال یک ترکیبی از وحشت، درام و مضامین فلسفی راجع به موضوعاتی مثل ایمان، گناه، مرگ، اعتیاد و تعصبات مذهبیه.
یک نکته‌ی مثبت اینه که جامپ اسکر نداره [جز انتهای اپیزود ۴] و به جاش فضاسازی خیلی خوبی داره. سریال کنده و پره از دیالوگ‌های عمیق و تنش تدریجی. کند بودنش ممکنه کمی اذیتتون کنه در ابتدا اما به هیچ‌ عنوان قرار نیست که ازش پشیمون بشید چون شاهکار محضه.
و به نظرم سریال بیشتر از اینکه بخواد خود دین رو نقد کنه، داره آدم‌هایی رو نقد می‌کنه که از دین برای توجیه کارهاشون استفاده می‌کنن. سریال خیلی خوب نشون می‌ده که وقتی ایمان با ترس، تعصب و عطش معجزه قاطی می‌شه، آدم‌ها ممکنه هر کاری رو درست بدونن؛ حتی اگه به بقیه آسیب بزنن. از اون طرف، شخصیت‌هایی هم هستن که نشون می‌دن ایمان می‌تونه از روی عشق، همدلی و بخشش باشه، نه کنترل و خشونت. برای همین، سریال مدام این سوال رو جلوی مخاطب می‌ذاره که مشکل از خود دینه یا از آدم‌هایی که هر چیزی رو به اسم دین به نفع خودشون تفسیر می‌کنن. شاهکاره شاهکار.
در فیلمنامه نویسی رسالت اصلی نویسنده ایجاد یک پرسش در مخاطبه. "حالا چه خواهد شد؟" [برگرفته از داستان رابرت مک‌کی] و این سریال به خوبی این کار رو انجام میده.
سریال شخصیت پردازی خیلی خوبی داره و در کل هسته‌ی مرکزی و زیرمتن خیلی خوبی هم داره. با اسطوره راه میاد و مدرنیزه‌ش می‌کنه.
و خیلی هوشمندانه‌ چیده شده. خیلی حرفه که مطلقا هیچ پلات هولی نداشته باشی و تک تک اپیزودهات با یک پیچش داستانی بزرگ به پایان برسه.
اینکه لیزی و مادر رایلی تنها کسایی هستن که هرروز به کلیسا میرن پس منطقیه که زودتر شفا پیدا کنن و این فکت که یه عده هستن که کلا تبدیل نمیشن هم >>>>.
جز این‌ها شکل ومپایره بی‌‌نقصه. جدیده، بولده، خلاقانه و به شدت شجاعانه‌ست.
و انتهای اپیزود ۶ محشره.
یعنی جوری پیش میره که خب می‌دونی چی میشه. همه قراره بمیرن. خب که چی؟ عا ببین دختر کوچولو مرده. بعد میاد محکم می‌خوابونه توی گوشت که ببین یه چیزی رو یادت رفت. اونایی که قبلا به کلیسا میومدن به رستگاری می‌رسن و بیدار میشن.
و من فکر می‌کردم جایی که لیزی گفت پاهام رو حس نمی‌کنم تنها باگ منطق روایی داستانه. چون ۱. یک دلیلش می‌تونه این منطق باشه که با توجه به دانش پیشین مخاطب از دراکولا، زمانی که موجود مادر بمیره اثراتش از بین میره. اما داخل داستان نقل نشده پس به هیچ وجه قابل استناد نیست. ۲. این دوتا بچه قبلا هم در معرض خورشید بودن و اگر قرار بود اتفاقی بیفته هر روزی که لیزی روی زمین راه می‌رفت باید می‌افتاد.

بعد دلیلش رو فهمیدم و من رو حتی بیشتر علاقه‌مند کرد به این سریال.
توی اپیزود ۳ جایی که رایلی می‌پرسه چطور فهمیدی لیزی می‌تونه حرکت کنه و پال جواب داد حسش کردم و توی اپیزود ۷ گفت حس می‌کنم که رایلی مرده. این کاشتیه برای اینکه بگه والد و مولد به هم متصلن و وقتی که والد میمیره برطرف شدن حالت خون آشامی لیزی منطقی میشه.
Watched: 23 Feb
5
Film and stuff
Max Richter – On the Nature of Daylight
Riley: Nothing good came out of my drinking. Nothing good came out of me killing that poor girl. Nothing good came out of Joe Collie's drinking. And not a single good thing comes out of Leeza never being able to walk again... The only thing that lets people stand by, watching all this suffering, doing nothing, is the idea that suffering can be a gift from God. What a monstrous idea, Father.

رایلی: از مشروب‌خواری من هیچ چیز خوبی بیرون نیومد. هیچ چیز خوبی از کشتن اون دختر بیچاره هم بیرون نیومد. هیچ چیز خوبی از مشروب‌خوردن جو بیرون نیومد. و از اینکه لیزا دیگه هیچ‌وقت نتونست راه بره، حتی یک اتفاق خوب هم بیرون نیومد. و هیچ چیز خوبی از یه تن نفت که ساحل رو پر کرده بیرون نیومد و تنها دلیل مزخرفی که باعث میشه مردم مثل گاو این درد و رنج رو نگاه کنن و هیچ کاری، مطلقا هیچ غلطی نکنن داشتن این طرز فکره که درد و رنج می‌تونه یه موهبت از طرف خدا باشه. چون بهمون یاد دادن بگیم خدا راه و روش‌های اسرارآمیزی داره پس باید تحملش کنیم.

-Midnight Mass
3
Dracula: A love tale. 2025. Luc Besson. 3/10.
فیلم یک اقتباس دیگه [ناموفق] از کلاسیک دراکولاست.
بزرگ‌ترین مشکل فیلم برای من نبود انسجامه. و نه فقط در روایت که در تمام اجزا. فیلم نه از نظر لحن، نه اجرا و نه زبان بصری، هویت واحدی نداره.
از نظر بصری هم فیلم خیلی ناامید کننده‌س. فیلم‌برداری نه شخصیت داره و نه به اتمسفر گاتیک فیلم کمک می‌کنه. قاب‌‌بندی‌ها و حرکت دوربین بی‌هدفن و زبان بصری مشخصی شکل نمی‌گیره.
بخش اکشنش هم وضعیت بهترین نداره. و مشکل فقط طراحی مبارزات نیست. دوربین، تدوین و ریتم صحنه‌ها اکشنش رو شلوغ و نامرتب می‌کنن.
پرفورمنس بازیگرها برام غیرقابل تحمل بود. به جای اینکه شخصیت‌ها باورپذیر باشن مدام تلاش بازیگرها برای دراماتیک بودن رو می‌دیدم. خیلی سکانسا قراره که بار احساسی و تراژیک داشته باشن اما به خاطر نحوه‌ی اجرا خیلی بیشتر مصنوعی میشن.
تا اینجا نوسفراتو تنها مورد علاقه‌مه. کلوئی ژائو منتظر نسخه‌ی توام.
Watched: 22 Feb
اما نمی‌ذارم فراموش کنید که لوک بنسون از سمت ۹ خانم به آزار جنسی و تجاوز متهم شده، در سن ۳۲ سالگی با یک دختربچه‌ی ۱۵ ساله ازدواج کرده و سال بعدش بچه‌دار شده.
راجع به آزار و اذیت‌هایی که متوجه ناتالی پورتمن ۱۲ ساله شده [بعد از فیلم لئون به کارگردانی لوک بنسون] من خانواده‌ش رو مقصر اصلی می‌دونم اما لوک بنسون هم بار زیادی از تقصیرها به گردنشه به خاطر نوشتن صحنه‌های جنسی راجع به یک دختربچه‌ی ۱۲ ساله.
اپیزود ۴ فصل ۳ خاندان اژدها واقعا خوب نبود. امیدوارم دوباره تکرار نشه 🐉.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با انتشار اولین تیزر رسمی The Batman II اعلام شد اکرانش مجددا تاخیر می‌خوره و در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۴۰۶ اکران میشه.
دوباره از فیلم incendies تئاتر اقتباس کردن 🤦🏿‍♀️
💅4
منی که می‌دونم همه از آبسشن بخاطر اینذ خوششون اومده و جوری که توی پسرا male egoشون رو جنس اون رابطه ارضا می‌کنه ولی نمی‌تونم ثابت کنم:
👍5
بچه‌ها به عنوان کسی که ۴ روز دیگه دوره‌‌ی کارشناسی کارگردانیش تموم میشه این رو بهتون میگم که،
۱. اگر هدفتون سینماست به هیچ‌وجه نرین تئاتر.
۲. اگر دولتی قبول نشدین اصلا آزاد و پارس و سوره نرین. و مخاطب این حرفم دختران چون برای پسرا مسئله‌ی سربازی مطرحه.
حقیقت اینه که شما ۴ سال از زندگی‌تون رو می‌ذارین [حداقل] و چیزی بالای ۱۵۰ میلیون هزینه می‌کنین و در نهایت، با کوله‌ی سنگین و کارنامه‌ی درخشانی اون دانشگاه رو ترک نمی‌کنید. این رو بهتون اطمینان میدم. تو آزاد کلاس‌ها همیشه تق و لقه و ۹۰ درصد اساتید نه مسئولیتی می‌پذیرن و نه چیز زیادی بارشونه. نهایتا با سرخوردگی و مقدار بسیار زیادی پشیمانی فارق‌التحصیل میشین. چه بازیگری و چه کارگردانی.
در عوض به عنوان کسی که این راه رو رفته، پیشنهاد می‌کنم وقت و پولتون رو روی آموزشگاه‌های خصوصی معتبر سرمایه‌‌گذاری کنید. اگر هدفتون فیلم‌سازیه آموزشگاه قرمز، انجمن سینمای جوانان و به تازگی آموزشگاه اکت [به مدیریت محمد کارت] دوره‌های جامع و خیلی خوبی دارن. من اصلا موافق سیاست‌های انجمن سینمای جوانان نیستم اما اون رو به دانشگاه آزاد ترجیح میدم. برای بازیگری هم مجددا آموزشگاه‌های خیلی خوب با خروجی‌های خیلی خوبی وجود داره. جایی که واقعا قراره چیزی رو به صورت نیمه حرفه‌ای با ادم‌های کاملا حرفه‌ای تجربه کنید.
یکی از بزرگ‌ترین نکات این آموزشگاه‌ها هم اینه که اساتیدتون کسایی هستن که واقعا توی این صنعت فعالیت کردن و نه صرفا یک عده شکست خورده‌ی سرخورده که حتی نمی‌تونن پولشون رو از دانشگاه بگیرن و فقط ادعا دارن.
قطعا که این آموزشگاه‌ها نکات منفی خیلی زیادی هم دارن. مثل تیم‌اپ شدن خیلیا با اساتید و خارج گود موندن باقی هنرجوها و یا فضای کثیفی که خیلی‌هاشون [مثل آموزشگاه ۸ میلی‌متری هومن سیدی] دارن. این‌هایی که میگم در کلاس‌های بازیگری بیشتر و کارگردانی کمتره. اما با همه‌ی این‌ها، من این‌ها رو به دانشگاه آزاد ترجیح میدم. حکایت بچه‌هایی که به تئاتر علاقه دارن هم همینه. توی کلاس‌های کارگردان‌هایی که دارن کار می‌کنن خیلی بیشتر از دانشگاه آزاد قراره که یاد بگیرین.
بزرگ‌ترین پشیمونی‌های زندگیم اینان که
۱. مستقیم بعد از دیپلم مهاجرت نکردم.
۲. بجای سینما تئاتر خوندم.
۳. دانشگاه آزاد رفتم.
کسایی که ماه بعد کنکور کارشناسی هنر دارید و هدفتون سینما و تئاتره خیلی جدی به حرفام فکر کنید قبل از تصمیم‌گیری.
6👍2
تریلر دوومزدی اومده و نمیشه شیر کنم. اما تک تک نورون‌های بدنم در جوش و خروشن :). @مارول آیا این بازگشت به اوج است یا بوسه‌ی خداحافظی؟
چقدر خوشحالم که تقریبا همه رو داریم دوباره :)
پوسترشم خوشگله :)
6
سلام من برگشتم
برای دوستایی که جدید اومدید؛ من روزانه یکی دوتا فیلم از فیلم‌هایی که در بازه‌ی قطعی اینترنت دیدم رو اینجا می‌ذارم تا آرشیو کامل بشه. فیلم ‌هایی که زیرشون تاریخ داره توی اون بازه و فیلم‌هایی که تاریخ نداره همون روز دیده شدن. هر چیزی که هم که از ابتدای چنل گذاشتم به همین منواله.
اینجا جز معرفی و نقد [شخصی] فیلم چیز دیگه‌ای پیدا نمی‌کنید و دیلی نیست.
هر نقد یا امتیازی که می‌بینید براساس نظرات شخصی منه و می‌تونه با نظر شما متفاوت باشه. برای دیدن سیستم امتیاز دهی می‌تونید این پست رو چک کنید.
اگر دنبال فیلم یا سریالی می‌گردید می‌تونید اسم انگلیسیش رو سرچ کنید.
مدل فیلم دیدنم اینجوریه که [عمدتا] آثار یک کارگردان رو از ابتدا تا انتها می‌بینم و در نهایت یک جمع‌بندی راجع به سبک اون کارگردان می‌ذارم. اگر خواستید می‌تونید همزمان فیلم‌ها رو ببینید و با هم گپ بزنیم.
7