این جایگیری کرکتر قاب رو دلپذیرتر میکنه و عموما دست کرکتر برای حرکت بازه [چنین میزانسنی از سختتریناست]
چیزی که راجع به این کرکتر جالبه اینه که توی اکثر قابها یا وسطه یا بین وسط و خط یک سوم،
اما وقتی که کرکتر میبل وارد قاب میشه، کرکتر بورلینگ به حالت استاندارد برمیگرده و روی خطوط یک سوم قرار میگیره جوری که انگار میبل اون رو به تعادل میرسونه.
اگر هم که به میبل نگاه کنیم اکثرا روی خط یک سوم و استاندارد قرار داره.
جز زمانهایی که داره راجع به رویاهاش صحبت میکنه و بلند پروازی میکنه.
نکتهی قشنگِ دیگه اینه که کرکترِ بورلینگی که همیشه وسط یا نزدیک به وسطِ قاب قرار داره [که با توجه به داستان نشان دهندهی قدرتِ سرکوب شده یا پنهانشه]، زمانی که ریچی وارد قاب میشه کمی عقبتر از خطوط یک سوم میایسته و زمانی که ریچی از قاب خارج میشه باز به پوزیشن اصلیش یعنی بین خط یک سوم و وسط قاب برمیگرده.
یه سکانسی توی فیلم بود که من نصفه نگاهش کردم، استپ زدم و هرچقدر که فکر کردم نفهمیدم که چرا کارگردان این کارا رو کرده، بعد که کامل اون سکانس و تماشا کردم فهمیدم که خیلی ساده بود و اون همه فکر کردن نمیخواست
Film and stuff
یه سکانسی توی فیلم بود که من نصفه نگاهش کردم، استپ زدم و هرچقدر که فکر کردم نفهمیدم که چرا کارگردان این کارا رو کرده، بعد که کامل اون سکانس و تماشا کردم فهمیدم که خیلی ساده بود و اون همه فکر کردن نمیخواست
سکانسی که گفتم این بود.
زمانی که ریچی داره صحبت میکنه و به فرانسیس تهمت میزنه و اون رو تحقیر میکنه، ما فقط ریچی رو توی قاب داریم و برای شات برگشتش وقتی که فرانسیس رو میبینیم، قسمتی از شونهی ریچی هم توی قابه. [اصطلاحن شات over shoulder یا ots]
زمانی که ریچی داره صحبت میکنه و به فرانسیس تهمت میزنه و اون رو تحقیر میکنه، ما فقط ریچی رو توی قاب داریم و برای شات برگشتش وقتی که فرانسیس رو میبینیم، قسمتی از شونهی ریچی هم توی قابه. [اصطلاحن شات over shoulder یا ots]
چند ثانیهی بعد در ادامهی همون ماجرا، فرانسیس طاقتش تموم میشه و وارد درگیری لفظیای با ریچی میشه که میبینیم زمانی که فرانسیس هم وارد جدل با ریچی میشه ما شونهی فرانسیس رو هم توی قاب ریچی داریم.
جریان از این قراره که چون فرانسیس ساکت و خوددار بود و مداخله نمیکرد، حتی شونهش هم توی قابِ ریچی نبود و بعلکس زمانی که تصمیم به مداخله و جدل گرفت وارد قاب ریچی شد و تنش رو بالا برد.
قبل از نوتیس بعدی باید بگم که دقیقا قبل از اولین اور شولدر فرانسیس ما یک نما از خیاط رو داریم که نزدیک به ریچی ایستاده و از نظر بصری انگار که داره تحریکش میکنه. [خیاط توی سکانس قبل ریچی رو تحریک کرد و بهش گفت که ممکن نیست فرانسیس جاسوس باشه و ریچی رو به شک انداخت.]
در ادامهی همون سکانس وقتی که دعوا بالا میگیره، ما خیاط رو داریم که بینشون ایستاده.
توی تصویر اول وقتی که کسی حواسش نیست در خونسردترین حالتشه و در تصویر دوم تشویق توی چهرهش دیده میشه و بین اونها مداخله میکنه و میگه که از دعوا دست بردارن.
توی تصویر اول وقتی که کسی حواسش نیست در خونسردترین حالتشه و در تصویر دوم تشویق توی چهرهش دیده میشه و بین اونها مداخله میکنه و میگه که از دعوا دست بردارن.