فیلم The King's Speech یه فیلمِ تمیزِ رو قاعده است. روایت داستان تمیزه (که به خاطر بایوگرافی بودنش کمتر بهش دقت میشه)، بازیها خیلی درسته و بعد از نور و سینماتوگرافی.
احتمالا براتون واضحه که زمانی که کرکتری بالای دوربینه مثل اون دو شات، کارگردان میخواد نفوذ و قدرت اون کرکتر رو به تصویر بکش.
حالا چی میشه اگر مثل تصویر دوم دوربین زاویهی خیلی ظریفی داشته باشه؟ گیجی کرکتر مقابل یعنی برتی رو هم نشون میده.
حالا چی میشه اگر مثل تصویر دوم دوربین زاویهی خیلی ظریفی داشته باشه؟ گیجی کرکتر مقابل یعنی برتی رو هم نشون میده.
در اولین دیدار برگ و برتی ما این سه شات رو داریم:
۱. فاصلهی خیلی زیاد حتی موقع نشستن.
۱. فاصلهی خیلی زیاد حتی موقع نشستن.
۲. رو به دیوار بودن کرکترها.
[توی این سکانس نباید بازی فوق العادهی هردو کرکتر نادیده گرفته بشه]
[توی این سکانس نباید بازی فوق العادهی هردو کرکتر نادیده گرفته بشه]
Film and stuff
Photo
اگر این دو عکس رو با هم ادغام کنیم نتیجه این میشه که یکی از کرکترها روش به یه دیواره و روی دیگری به اون یکی دیوار.
و خب قاعدتا شرحِ اوضاع و شدت اعتماد بینشونه. اینا عموما موقع تماشا توجهی رو جلب نمیکنه اما ناخودآگاه تاثیرش رو میگذاره.
این تصویر هم مثل تصویر قبلیه اما نکتهی قابل توجه اینه که پشت سر لایونل یک محلِ کارِ نسبتا درست و حسابی و منظمه که نشونهی شخصیت فعلی و زندگیشه و پشت سر برتی کاغذ دیواری با طرحی مخدوشه که خب واضحه چه خبره.
اما این تصویر شدیدا جالبه
برتی توی این پلان یک هدفون روی سرش میگذاره و چیزی از حرفهای خودش رو نمیشنوه،
و از طرفی میکروفون تماشا جلوی صورت و دهنش رو گرفته و ما هرچقدرم که سعی کنیم حرکت لبهاش رو نمیبینیم. این دقیقا وضعیت خود برتیه چون نمیفهمه و نمیشنوه که چی میگه و این براش کلافه کنندهاس. علاوه بر اون ما اینجا صدای برتی رو نمیشنویم که داره نمایشنامه رو میخونه درست مثل خود برتی.
برتی توی این پلان یک هدفون روی سرش میگذاره و چیزی از حرفهای خودش رو نمیشنوه،
و از طرفی میکروفون تماشا جلوی صورت و دهنش رو گرفته و ما هرچقدرم که سعی کنیم حرکت لبهاش رو نمیبینیم. این دقیقا وضعیت خود برتیه چون نمیفهمه و نمیشنوه که چی میگه و این براش کلافه کنندهاس. علاوه بر اون ما اینجا صدای برتی رو نمیشنویم که داره نمایشنامه رو میخونه درست مثل خود برتی.
قبلا هم به این موضوع اشاره کردم که برتی وقتهایی که اعتماد به نفسش رو بدست میاره، کارگردان هد روم و لوکینگ رومش رو بهش برمیگردونه درست مثل این قاب.
در طول فیلم، وقتهایی که برتی اعتماد به نفسی نداره و زندگیش درگیر مشکله، ما حداقل ۲ مرتبه بلندگوی گرامافون رو میبینیم. قاعدتا به این معنیه که صداهای توی سرش و اطرافیانش زیاده و فشار روش هم همینطور.
و نکتهی دیگهای که وجود داره نورپردازیه. توی اکثر فیلمها و سریالهای سلطنتی انگلیسی نورپردازی خیلی ملایمه اما توی این فیلم نورپردازی خیلی شارپتره و خب یه جورایی معاصرتره و احساسات رو هم به طرز متفاوتی بیان میکنه.
و نکتهی آخر لنزه. تمام فیلم با لنزهای واید ۱۴، ۱۸، ۲۱، ۲۵ و ۲۷ استفاده شده جهت ایجاد اعوجاج و نشون دادن تشویش برتی با استفاده از اونا.
قسمتی از فیلم، لایونل میره برای تست بازیگری برای نقش یک پادشاه، کارگردان تئاتر بهش میگه که ما پادشاهی که گریه و زاری میکنه و ضعیفه رو نمیخوایم، ما یه پادشاه قوی و قدرتمند میخوایم. جذاب بود 🦕.