Film and stuff
167 subscribers
1.26K photos
239 videos
4 files
125 links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Tell me something, boy
Aren't you tired trying to fill that void?
Or do you need more?
Ain't it hard keeping it so hardcore?

A star is born
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Yesterday I saw a lion kiss a deer
Turn the page
Maybe we'll find a brand new ending
Where we're dancing in our tears

Begin Again
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"I fell in love with him two seconds after I saw him. And I'll never stop loving him, even though it doesn't make sense anymore."

Marriage Story
فیلم The King's Speech یه فیلمِ تمیزِ رو قاعده است. روایت داستان تمیزه (که به خاطر بایوگرافی بودنش کمتر بهش دقت میشه)، بازی‌ها خیلی درسته و بعد از نور و سینماتوگرافی.
فیلم از اینجا شروع میشه. جایی که کرکتر برتی سخنرانی داره و برای انجامش اصلا اعتماد به نفس نداره.
قبلا از هد روم و لوکینگ روم گفتم، تا اواخر فیلم، کرکتر برتی رسما هیچ هد روم و لوکینگ رومی نداره مگر در بعضی موارد که می‌خواد بگه اعتماد به نفس و قدرتش میره و میاد.
احتمالا براتون واضحه که زمانی که کرکتری بالای دوربینه مثل اون دو شات، کارگردان می‌خواد نفوذ و قدرت اون کرکتر رو به تصویر بکش.
حالا چی میشه اگر مثل تصویر دوم دوربین زاویه‌ی خیلی ظریفی داشته باشه؟ گیجی کرکتر مقابل یعنی برتی رو هم نشون میده.
در اولین دیدار برگ و برتی ما این سه شات رو داریم:
۱. فاصله‌ی خیلی زیاد حتی موقع نشستن.
۲. رو به دیوار بودن کرکترها.
[توی این سکانس نباید بازی فوق العاده‌ی هردو کرکتر نادیده گرفته بشه]
Film and stuff
Photo
اگر این دو عکس رو با هم ادغام کنیم نتیجه این میشه که یکی از کرکترها روش به یه دیواره و روی دیگری به اون یکی دیوار.
اگر از بغل شخصیت‌ها یک خط افقی رو متصور بشیم و اون رو از هر دو طرف امتداد بدیم، متوجه میشیم که خط افقی که دوربین از بغل هاش می‌سازه در واقع با خط افقی کرکترها موازی نیست و نسبت بهش زاویه داره پس،
نتیجتا تصویر جوری میشه که انگار دو کرکتر به پشت با زاویه نسبت به هم نشستن
و خب قاعدتا شرحِ اوضاع و شدت اعتماد بینشونه. اینا عموما موقع تماشا توجهی رو جلب نمی‌کنه اما ناخودآگاه تاثیرش رو می‌گذاره.
این تصویر هم مثل تصویر قبلیه اما نکته‌ی قابل توجه اینه که پشت سر لایونل یک محلِ کارِ نسبتا درست و حسابی و منظمه که نشونه‌ی شخصیت فعلی و زندگیشه و پشت سر برتی کاغذ دیواری با طرحی مخدوشه که خب واضحه چه خبره.
اما این تصویر شدیدا جالبه
برتی توی این پلان یک هدفون روی سرش می‌گذاره و چیزی از حرف‌های خودش رو نمی‌شنوه،
و از طرفی می‌کروفون تماشا جلوی صورت و دهنش رو گرفته و ما هرچقدرم که سعی کنیم حرکت لب‌هاش رو نمی‌بینیم. این دقیقا وضعیت خود برتیه چون نمی‌فهمه و نمی‌شنوه که چی میگه و این براش کلافه کننده‌اس. علاوه بر اون ما اینجا صدای برتی رو نمی‌شنویم که داره نمایشنامه رو می‌خونه درست مثل خود برتی.
قبلا هم به این موضوع اشاره کردم که برتی وقت‌هایی که اعتماد به نفسش رو بدست میاره، کارگردان هد روم و لوکینگ رومش رو بهش برمی‌گردونه درست مثل این قاب.
در طول فیلم، وقت‌هایی که برتی اعتماد به نفسی نداره و زندگیش درگیر مشکله، ما حداقل ۲ مرتبه بلندگوی گرامافون رو می‌بینیم. قاعدتا به این معنیه که صداهای توی سرش و اطرافیانش زیاده و فشار روش هم همینطور.
تمام فیلم درگیر همین مسائله. کرکتر برتی به دنبال اعتماد به نفس و توانایی سخنوری و قدرتشه و به مرور نویسنده‌ی داستان اونها رو بهش می‌بخشه و از طرفی، کارگردان هم با برگردوندن هد روم و لویکنگ روم نرمالش بهش قدرت و اعتماد به نفس میده.