Film and stuff
167 subscribers
1.26K photos
239 videos
4 files
125 links
Download Telegram
Chernobyl
یکی از درست‌ترین شخصیت پردازی‌هایی که دیدم با وجود حضور کوتاه، شخصیت یک ژنرال مستبد و مغرورِ نظامی بود که حاضر شد با تمام خطرات ممکن توی بالاترین حد تشعشعات هسته‌ای بره، برای اینکه ثابت کنه کار شدنیه و بقیه رو در امان نگه داره اما نه از سر دلرحمی بلکه بخاطر وظیفه شناسی.
و کرکتر استلن اسکارزگاد چقدر درست و تمیزه و بازی چقدر نشسته. چقدر تک تک میمیکای مرد درسته.
چیزی که راجع به چرنوبیل خیلی خیلی می‌پسندم شخصیت‌ پردازیه. تاحالا شخصیت پردازی‌ای درست‌تر از شخصیت پردازی این سریال ندیدم.
حتی برای کوتاه‌ترین نقش‌های ممکن هم درست‌ترین و قابل باورترین شخصیت پردازی رو داره و خود داستان از قهرمان‌نمایی و قهرمان‌سازی غیرقابل باور و زیاده از حد دوری می‌کنه.
کرکتری توی سریال هست که به لگاسف شکایت می‌کنه و میگه که چرا ما با اینکه می‌دونیم با این فداکاری به یک هفته نرسیده می‌میریم باید خودمون و به خطر بندازیم و شربینا در جواب یک دیالوگ ۲ خطی حماسی و تاثیرگذار تحویلش میده.
اگر سازنده‌ی دیگه‌ای بود قطعا همون شخص و برای فداکاری داوطلب می‌کرد و قهرمان‌سازی زننده‌ای رو پیش می‌گرفت. اما چیزی که سکانس و سریال و باورپذیر می‌کنه همینه که اون مرد تا پایان سکانس دلیل فداکاری اون ۳ داوطلب رو نمی‌فهمه و مخالفشونه.
قسمت ۵ چرنوبیل تماما اطلاعات شیمیایی و هسته‌ایه جوری که انگار رسما سر کلاس انرژی‌های هسته‌ای مقطع دکتری نشستی اما اونقدر درست و تمیزه که مخاطب یک لحظه حوصله‌ش سر نمیره و عنصر درام خیلی ریزی داره.
یکی از بهترین کارایی که سر چرنوبیل انجام دادن این بود که قید استفاده از لنز آنامورفیک و زدن. توی یک مصاحبه‌ای سینماتوگرافر چرنوبیل میگه که سینمای روسیه خیلی زیاد شبیه به تصویریه که لنز آنامورفیک ارائه میده اما اون لنز حالت وهم و خیالی و حتی تا حدودی ماوراء طبیعی و مکانیکی داره به همین خاطر تصمیم گرفتن که از لنزای spherical استفاده کنن. لنزای spherical انحنای زیادی دارن و محدب و مقعرن و توی گوشه‌های تصویر شارپنس کمتری وجود داره.
به طور نامحسوسی حالت وهم و خیال‌انگیز داره اما خیلی تصویر انسانی‌تری رو ارائه می‌کنه.
به قول یاکوب ایره لنز‌های خیلی صادق‌تر و متواضع‌تری هستن.
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این شات جاییه که لگاسف برای اولین بار حقیقت و بدون پرده توی دادگاه توضیح میده. تا قبل از اون تمام پرده‌ها کشیده شده بودن و نور خورشید وارد نمیشد و زمانی که لگاسف شروع می‌کنه به گفتن حقیقت پرده‌ها به طرز دراماتیکی کنار میره و نور طبیعی وارد سالن میشه.
که البته هیچ‌کدوم از اون نورا نور طبیعی نیستن.
برای ساخت چرنوبیل و اکثر صحنه‌های فضای آزاد هم از نور طبیعی استفاده نمی‌کنن برای القای تفاوتی که توی دنیای قبل و بعد از چرنوبیله.
برای تحلیل قسمت ۳ چرنوبیل:
ایوان چهارم، اولین تزار روسیه به دلیل بی‌رحم و سنگدل بودن لقب ایوان مخوف رو داشت. از طرفی پسرش که دوباره اسم اونم ایوان بود، وقتی که وارد سیاست شد، سران مملکت به این باور داشتن که ایوان پنجم پادشاهی بهتر از پدرش میشه پس ایوان مخوف پسرش رو به چشم تهدیدی برای سلطنتش می‌بینه و در نزاعی، عصاش رو بر سر پسرش می‌کوبه و بعد از مرگ پسرش در پشیمانی فرو میره.
در قسمت سه چرنوبیل، در سکانس بعد از این شات، سران مملکت تصمیم می‌گیرن که هزاران کارگر رو به کار بگیرن تا صدمات ناشی از حادثه رو جبران کنن و در پی اون زندگی کارگرها به خطر می‌افته.
این تامل نه چندان کوتاه روی نقاشی (که ظاهرا توی لوکیشن اصلی وجود نداشته و چیزی که داخل فیلمه بریده شده از نسخه‌ی اصلی نقاشیه)، نشون دهنده‌ی فضا و تصمیم بزرگیه که برای فدا کردن ده هزار مرد برای نجات میلیون‌ها نفر گرفته میشه و غم و اندوهی که این مسئولیت به بار میاره.
مخاطب حتی اگر تاریخ پشتِ اون نقاشی رو ندونه با فضاسازی‌ای که شده کاملا متوجه فضا میشه.
The revenant. 2015. Alejandro González Iñárritu. 8/10.
چیزی که The Revenant و خاص می‌کنه ترکینگ شات و لنز وایدشه.
ترکینگ شات زمانیه که دوربین دنبال کرکتر‌ها می‌کنه مثل یه کرکتر نامرئی. توی روننت اکثرا استدی کمه (ابزاری برای حرکت راحت‌تر و لرزش کمتر دوربین با فیلمبردار)، زمانی که کلوزآپه برای درک بهتر حالات کرکتر هندهلده (دوربین روی دسته)، زمان‌هایی هم که قراره یه شرح از وضعیت و شرایط کلی داشته باشیم روی کرینه (اون میله‌های بزرگی و بلندی که دوربین روش میاد)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نریشن سکانس آخر فیلم: "تام بالاخره فهمید که معجزه‌ وجود نداره. که چیزی با عنوان سرنوشت وجود نداره. هیچ چیزی از پیش تعيين نشده بود. می‌دونست. الان ازش مطمئن بود."

500 days of summer
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
“The clock is ticking, so make every second count."

Tik tik boom
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"There should be no boundaries to human endeavor. We are all different. However bad life may seem, there is always something you can do, and succeed at. While there's life, there is hope."

The Theory of Everything
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Charlotte : I just don't know what I'm supposed to be.

Bob : You'll figure that out. The more you know who you are, and what you want, the less you let things upset you.

Lost in translation
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"It's like I'm reading a book... and it's a book I deeply love. But I'm reading it slowly now. So the words are really far apart and the spaces between the words are almost infinite. I can still feel you... and the words of our story... but it's in this endless space between the words that I'm finding myself now. It's a place that's not of the physical world. It's where everything else is that I didn't even know existed. I love you so much. But this is where I am now. And this is who I am now. And I need you to let me go. As much as I want to, I can't live in your book any more."

Her
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
“I’m always gonna remember this as the night that I almost had you.”

La la land
💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Tell me something, boy
Aren't you tired trying to fill that void?
Or do you need more?
Ain't it hard keeping it so hardcore?

A star is born
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Yesterday I saw a lion kiss a deer
Turn the page
Maybe we'll find a brand new ending
Where we're dancing in our tears

Begin Again
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"I fell in love with him two seconds after I saw him. And I'll never stop loving him, even though it doesn't make sense anymore."

Marriage Story
فیلم The King's Speech یه فیلمِ تمیزِ رو قاعده است. روایت داستان تمیزه (که به خاطر بایوگرافی بودنش کمتر بهش دقت میشه)، بازی‌ها خیلی درسته و بعد از نور و سینماتوگرافی.
فیلم از اینجا شروع میشه. جایی که کرکتر برتی سخنرانی داره و برای انجامش اصلا اعتماد به نفس نداره.
قبلا از هد روم و لوکینگ روم گفتم، تا اواخر فیلم، کرکتر برتی رسما هیچ هد روم و لوکینگ رومی نداره مگر در بعضی موارد که می‌خواد بگه اعتماد به نفس و قدرتش میره و میاد.
احتمالا براتون واضحه که زمانی که کرکتری بالای دوربینه مثل اون دو شات، کارگردان می‌خواد نفوذ و قدرت اون کرکتر رو به تصویر بکش.
حالا چی میشه اگر مثل تصویر دوم دوربین زاویه‌ی خیلی ظریفی داشته باشه؟ گیجی کرکتر مقابل یعنی برتی رو هم نشون میده.