ولی خوشحالم که عباس جمشیدیفر توشه. ترکیب عباس جمشیدی و هادی حجازیفر باید جالب باشه...
Film and stuff
"از قهرمان اون زندان تا این زندان هیچی نمونده." خاتون
"فکر نمیکنم اگه رویاهات رو زندگی نکنی به این معنی باشه که شکست خوردی و زندگی کردن رویاهات هم همیشه به معنی موفقیت نیست."
-2521
میدونید همهمون از کجا فهمیدیم که تایپمون مردای آسیب دیدهن؟ اون اپیزود از لاکپشتهای نینجا که لئو تک و تنها با شریدر درگیر شد و کلی زخمی شد و بردنش خونهی مادربزرگ کیسی
Film and stuff
Polytechnique. 2009. Denis Villeneuve. 7.5/10.
Incendies. 2010. Denis Villeneuve. 10/10.
شعلههای آتش یا Incendies بهترین فیلمی بود که امسال دیدم. دیوانه کننده بود. واقعا دیوانه کننده بود... ویلنو یه وقفهی بلند بین کاراش انداخت برای اینکه کیفیت کارهاش و بالا ببره و بالا برد.
فیلم راجع به زنیه که به بچههاش میگه یک برادر گمشده و پدری دارید که زنده است و نمیدونستید، حالا برید پیداشون کنید.
فیلم راجع به زنیه که به بچههاش میگه یک برادر گمشده و پدری دارید که زنده است و نمیدونستید، حالا برید پیداشون کنید.
فیلم با یک سکانس محشر شروع میشه و تعلیق محشری داره، روایت با همزمانی بین دو بازهی زمانی متفاوت ادامه پیدا میکنه و سبُک و گیراست شما با شخصیتها و سرگذشت آدمها آشنا میشید، کنارش از وقایع تاریخی باخبر میشید و در نهایت با یک پلات توییست دیوانهوار فیلم جوری به پایان میرسه که شما رو مجبور میکنه بعد از پایان فیلم برای چند ساعت فقط به یه گوشه زل بزنید و فکر کنید. همین.
زندگیتون به قبل و بعد از دیدن شعلههای آتش [یا ویرانه] تقسیم میشه. جالبه که مردم از کارای ویلنو تا دم در پریزنرز میان ولی یکم عقبتر نمیان که Incendies و ببینن :)
Film and stuff
فیلم با یک سکانس محشر شروع میشه و تعلیق محشری داره، روایت با همزمانی بین دو بازهی زمانی متفاوت ادامه پیدا میکنه و سبُک و گیراست شما با شخصیتها و سرگذشت آدمها آشنا میشید، کنارش از وقایع تاریخی باخبر میشید و در نهایت با یک پلات توییست دیوانهوار فیلم جوری…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سکانس اول :))))))))))))))))))
[اسپویل نداره]
[اسپویل نداره]
Film and stuff
"ژن.. یک بعلاوه یک، یک میشه؟ " -Incendies
وای چه دیالوگی :)))))))))))))))))))))))))))))))
این سکانس رو هزار بار دیدم انقدر که کیف داد. انقدر که دیالوگا خفن بود. انقدر که بازی دختره بهم چسبید.
این سکانس رو هزار بار دیدم انقدر که کیف داد. انقدر که دیالوگا خفن بود. انقدر که بازی دختره بهم چسبید.
من آخرین تولد رو دیدم. جز سکانس آخر تاثیری روی من نداشت. گرچه اینکه صرفا توی یک لوکیشن ثابت فیلمبرداری کرده بود و پلانای بلند میزانسنی داشت برام تحسین برانگیز بود. ایرادی هم جز لهجهها و بازی الناز شاکردوست که در نیومده بود برای من نداشت. خنثی بودم یه جورایی.
الان که این و مینویسم یه هورمونی در من ترشح شده که باعث شده من خیلی سافت بشم و احساس خوب در رگهام جاری بشه (😂😂😂). اول اینکه من فکر میکردم این ونکا داستان مشابهی داشته باشه با چارلی و کارخانهی شکلات سازی ولی کاملا متفاوت بود. باید بگم که من ونکای جانی دپ و چارلی و کارخانهی شکلات سازی رو بیشتر دوست دارم.
اما این فیلم به نظرم فیلم خوبی بود. من پال کینگ رو دوست دارم و عاشق موزیکالم پس برام دیدنش خیلی حس خوبی داشت و هیجان انگیز بود. شاید تنها ایرادی که برای من داشت این بود که شعر اولش اونقدری که باید قوی نبود. شاید همخوانی میخواست یا نمیدونم...
تدوین ریتمیکش از رقصهاش خفنتر و باحالتر بود.
و جدا شنیدن خوندن تیموتی خیلی حس خوبی داشت. صداش موقع خوندن جای عجیبی قرار میگیره و این باحاله.
تدوین ریتمیکش از رقصهاش خفنتر و باحالتر بود.
و جدا شنیدن خوندن تیموتی خیلی حس خوبی داشت. صداش موقع خوندن جای عجیبی قرار میگیره و این باحاله.
درواقع به نظرم مقایسهی اصلی بین ونکا و چارلی و کارخانهی شکلات سازی نیست، بین ونکا و یک موزیکال هم-سبکه مثل بزرگترین شعبدهباز زمین.
نمیتونم داستان رو قیاس کنم اما برای موزیکالش باید بگم که موزیکای گریتست شومن جوری بودن که واقعا مو به تن آدم سیخ میکردن. خیلی هیجان انگیز و پرشور بودن و این فقط راجع به همخوانیها نبود. علاوه بر اون حرکات موزون خیلی باحالی داشتن. ونکا بد نبود اما به اون خوبی نبود. اینجوری بگم که خیلی میتونست بهتر باشه.
نمیتونم داستان رو قیاس کنم اما برای موزیکالش باید بگم که موزیکای گریتست شومن جوری بودن که واقعا مو به تن آدم سیخ میکردن. خیلی هیجان انگیز و پرشور بودن و این فقط راجع به همخوانیها نبود. علاوه بر اون حرکات موزون خیلی باحالی داشتن. ونکا بد نبود اما به اون خوبی نبود. اینجوری بگم که خیلی میتونست بهتر باشه.