Film and stuff
167 subscribers
1.26K photos
239 videos
4 files
125 links
Download Telegram
Film and stuff
یه سریال تو سبک the night agent می‌خوام
این یکی ۸۴
چرا ریچارد مدن همه‌ش از این نقشا بازی می‌کنه؟
Film and stuff
The tragedy of Macbeth 2021 By Joel Coen
دریغا ای سرزمین نگونبخت که حتی از بیاد آوردن خود بیمناک است. کجا می‌توانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؟

[The tragedy of Macbeth 2021]
آیا اینکه تیم تولید این سریال مدام روی پستای پشت صحنه نوید پورفرج و تگ می‌کنن این احتمال و به ۱۰۰ نمی‌رسونه؟
Baby Reindeer 2024


Created by Richard Gadd
⚠️ نمی‌دونم توی این مورد چه چیزایی برای شما اسپویل محسوب میشن پس شما علی الحساب هشدار اسپویل رو جدی بگیرید. ⚠️
قابا و انتخاب لنز و زاویه‌ی دوربین اونقدری خوبن که ترس و سرگیجه‌ی مطلق و القا می‌کنن. از نور به خوبی برای تغییر موقعیت‌ها و زمان‌های مختلف استفاده شده. تکمیل شخصیت مارتا آخر فیلم، پایان بندی عجیب و غیرقابل پیش بینی و جذابش، شخصیت پردازی کاملش، داستان خوش ساختار و خوش چینش و روایت و در راستاش انتقال تجربه‌ی زیسته... همه چیز خیلی جذابه.

شخصیت پردازی و روایت تو سطحی باهم ادقام شدن که تو ۷ اپیزود نیم ساعته همه چیز رو برای شما قابل درک و منطقی می‌کنن.
کنار اون انقدر بازی‌ دوتا کرکتر اصلی جذابه که محال ممکنه شما چیزی رو باور نکنی و یا اتفاقی رو احساس نکنی.
ریچارد گاد برای بازی از حافظه‌ی حسی‌ش و تجربه‌ی گذشته‌ش استفاده می‌کنه و واقعا نمی‌دونم چطور تونسته تحمل کنه مرور دوباره‌ی تمام این اتفاقات رو...
قبل از ساخت این سریال، همین داستان رو به صورت تک پرسوناژ چندین بار روی صحنه‌های مختلف اجرا کرده و روایت کرده که باز همینم شبیه به کابوسه اما وقتی به صورت علنی شخصی مقابلته که داره تمام اون کارها رو باهات می‌کنه واقعا دیوانه کننده است... چقدر وزن کم کرده بود برای این کار!

جسیکا گانینگ چطور تونست انقدر محشر باشه؟ دونه‌ دونه‌ی سلول‌هام با هر پلان رنگ عوض می‌کردن... چقدر احساسات مختلف....
به انواع مسائل اجتماعی مثل مواد مخدر و تعرض و آزار و اذیت نه فقط از زاویه‌ی جنسی و خودسانسوری و طمع و افسردگی پرداخته و مگه میشه اصلا؟ هم خیلی جامع و هم خیلی درست به همه‌شون پرداخته بود و جالب‌تر اینکه آخر اپیزودها برای افرادی که دچار چنین مشکلاتین راه حل ارائه داده بود!

و می‌دونید چیه؟ یاد این فصل آخر نون خ افتادم. قرار بود به مسائل اجتماعی زیادی بپردازه و آگاهی بده اما جوری پرداخت شده بود که انگار مجری برنامه کودکن و مخاطبا بین سنین ۵ تا ۱۲ سالن.
و چقدر حاشیه ساخته! اینکه مخاطبا برن معادل اون آدما رو توی دنیای واقعی پیدا کنن عجیب نیست (درست هم نیست) اما چقدر دردسر درست میشه برای چندین نفر! حالا فرض بفرمایید یکی از این آدما رو اشتباهی گرفتن!

[توی قسمت آخری که از صداتو منتشر شده یه کسی اومده و ادعا کرده که آهنگ تنهاترین عاشق مال اونه و نه فریدون فروغی! خیلی گنده‌اس این ادعا و بعدش چقدر دردسر دنبالش میاد!]
چیزی که برام جالبه می‌دونید چیه؟
وقتی که توی اپیزود ۶ راجع به اتفاقات اپیزود ۴ [fucking insane!!!!!] حرف می‌زنه میگه که می‌دونستم اشتباهه و خطرناکه اما باز با این حال برمی‌گشتم پیش فلانی چون بهم قول شهرت داده بود.

وقتی که میگه شهرت و می‌خواسته که از قضاوت دور بمونه، خیلی عجیبه. وقتی که فکر می‌کنی توی واقعیت بعد از تمام این اتفاقاتی که براش افتاده [که به طرز غیرقابل باوری غم‌انگیز و تاسف بارن] چندین باره این داستان زندگیش رو اجرا برده، دقیقا به هدف شهرت و حالا تبدیلش کرده به سریالی با استریم میلیونی، انگار که اون خودتحقیری و حماقتی که توی سریال همراهش بود [که باعث میشد مدام توی دردسر و بدبختی جدید بیفته]، هیچوقت تموم نمیشن و این ادم هیچوقت آدم نمیشه و رضایت نمیده.

می‌گیرین چی میگم؟ یعنی باز مثل اپیزود آخر حاضره خودش رو در معرض خطر و تحقیر و یا هرچیز دیگه‌ای قرار بده ولی به شهرتش برسه.
هرکسی چه توی این حوزه و چه تو حوزه‌های دیگه سعی می‌کنه به یه نقطه‌ی بلندی برسه اما وقتی که می‌بینم چه بهایی بخاطرش پرداخته شده و با چه چیزی این ریچارد گاد رسیده به اون نقطه برام یجوریه.

[فکر می‌کنم تو این مورد نتونستم منظورم و خوب برسونم.]
من این سریال رو ساعت ۹ شروع کردم و ساعت ۴ تموم. ۷ اپیزود نیم ساعته رو! من یه سینمایی ۲ ساعته رو ۵ روز طولش میدم!
Light 🤌🏿
Gas food Lodging (1992) - dir. Alison Anders
مهرجویی چطور می‌تونست حتی توی بهترین فیلمشم حوصله سر بر باشه؟
با وجود تمام نقص‌های افعی تهران، با این وجود که این قسمت هیچی نداشت که به ما ارائه کنه، با این وجود که الکی یه سروش صحتی آوردن خرج کنن و اصلا به اون گندکاری گنده‌ی آرمان نپرداختن و در حد ۵ دقیقه و ۴ تا تهدید بود، با اینکه بازپرس اصلی پرونده رو تا این قسمت اصلا ندیده بودیم،

با وجود تمام اینا من برای چهارشنبه‌هایی که افعی تهران داریم زندگی می‌کنم.
این یوتوبرا و اینفلوئنسرا که توهم توطئه دارن و خیلی خودبزرگ‌ بینن آفت جامعه‌ن.
یه مایک می‌گیرن و یه صندلی، یه نور نئونی بنفشیم می‌زنن اون پشت هر چرتی که می‌خوان میگن و هر تیتریم می‌خوان می‌زنن و هر صغرایی رو به هر کبرایی وصل می‌کنن تا مخاطب جذب کنن.

طرف نشسته داره میگه تو نشست فجر ۹۶ یه گزارش‌گری یه چیزی به هومن سیدی میگه و هومن سیدی پرخاش می‌کنه. یه تیکه از اون ویدیو رو هم گذاشته که هومن سیدی میگه فامیلیت اینه؟ فهمیدم کی هستی. بعد کلی زوم می‌کنه رو گزارشگره که وای بمیرم برای مظلومیتت. بعد میاد میگه "هومن سیدی که اینجا کلی این و تهدید کرده و بهش گفته اسمت و چیه و شماره ملیت و بده و این همه تهدید کرده، حتما یارو هم بیکار شده دیگه. بعد شما فکر کنید این هومن سیدی که فقط صلبریتیه الان تونسته این آدم و بیکار کنه و این همه تهدید کنه چه برسه به زمانی که کله گنده بشه."

یعنی طرف واسه خودش کشید و برید و دوخت و پوشید. کد ملی و از کجات در آوردی؟ از کار بیکار شدن و از کجات در آوردی؟ چرا انقدر جوگیر و مسخره‌ای؟ الان گفتی این فیلم و اون فیلم و دیدی و می‌دونی فرق الهام و اقتباس و کپی چیه بهت جایزه بدیم؟ یا چونکه ریدی به طرف؟ چرا انقدر حقیری؟
👏1
کثافات زندگی اینا رو کی هم می‌زنه؟
Film and stuff
این یوتوبرا و اینفلوئنسرا که توهم توطئه دارن و خیلی خودبزرگ‌ بینن آفت جامعه‌ن. یه مایک می‌گیرن و یه صندلی، یه نور نئونی بنفشیم می‌زنن اون پشت هر چرتی که می‌خوان میگن و هر تیتریم می‌خوان می‌زنن و هر صغرایی رو به هر کبرایی وصل می‌کنن تا مخاطب جذب کنن. طرف نشسته…
ببینید مسئله این نیست که این وسط گزارشگره که اتفاقا متنقد سینما هم بوده آدم خوبه‌ است یا هومن سیدی و حق با کیه. اولا این که کلا رابطه‌ی منتقد و فیلمساز همیشه همین بوده، یکی یه چیزی میگه، اون یکی دفاع می‌کنه، این یکی باز یه چیزی میگه، این یکی بهش برمی‌خوره. در دفاع از سیدی نمیگم این و چون اون نشست و کامل ندیدم اما در جریانید که منتقدا چطور حرف می‌زنن. اینا هیچی.
به این mf چی می‌رسه این وسط؟ گیریم سیدی و امثالهم کثافت. چی و می‌خوای ثابت کنی؟ به تو جز ویو و سابسکرایب چی می‌رسه؟ خب همین نمیگه توام یجور دیگه کثافتی؟ کثافتی که از بقیه میره بالا؟
👍1
جالب اینجاست که طرف میگه سیدی کپی می‌کنه و چون فقط یخورده تکنیک بلده و یخورده می‌تونه قاب خوشگل ببنده و یخورده سلیقه داره مخاطب گولش و می‌خوره وگرنه هیچ فرقی با منوچهر هادی و عنقا نداره :)

خب این آدم معلومه چیکاره‌اس دیگه :)
👍1
مغز استخوان-۱۳۹۸


حمیدرضا قربانی
ببینید، از این فیلم بهروز شعیبی و پلات اصلی رو بیرون بکشید و باقیش رو بندازید تو کوره تا بسوزه. در این حد!
پلات خیلی جالب و خیلی خوبی داره با پتانسیل بالا؛ اما فیلمنامه افتضاحه. از نظر ساختار به جاهایی خوب پیش میره و روابط علت و معلولی رعایت میشه اما باقیش تو دیواره.
دیالوگ‌ها رو هم انگار یه نوجوون عشق دراما و کرکتر آسیب پذیر نوشته. دیالوگ‌های بلند و بی‌جا، با جملات و کلماتی که توی طول یک سکانس چندین مرتبه تکرار میشن. شخصیت پردازی رو بذارید نگم.

وقتی بازیگر می‌خواد بداهه بازی کنه، ذهنش که بسته باشه و خلاقیتش که کم باشه یه جمله یا یه کلمه توی تمام کارش مدام تکرار میشه. این نویسنده‌ی مغز استخوان دقیقا همینه. عملا قفل قفله. تو هر دیالوگی که نوشته همینجوری هی تکراری داده. مجبوری بنویسی مگه؟ یجا هست تک تک کرکترا هی میگن معجزه. کرکتر نوید پورفرجم که کلا کاشتن هی بگه زر نزن خفه شو حرومزاده. تازه همین دیالوگام اصلا در نمیاد!؟!؟؟